تاریخ جشنهای ایرانی

جشن های ایرانی
   پیش گفتار
      جشن های ایران باستان،  دلیل شکوفائی جامعه از آغاز تمدن کهن جی است،  کلیه ملتها و مردم قاره کهن و ایران باستان، روز هاي بسياري از سال را شادمانه جشن مي‌گرفتند، و در اين روزها با مراسمي دل‌انگيز و شادي‌آفرين، فرشتگان نيكي را تقديس و اهورامزا را ستايش مي‌كردند.  به همين جهت است كه در اكثر كتيبه ‌هاي ايران باستان با چنين مضاميني روبرو مي ‌شويم، اهوارامزدا مردم را آفريد . و از خداي بزرگ و يكتا كه به شهر شادي ارزاني فرمود، سپاسگزاري شده است . تعداد جشن‌ها در ايران بزرگ زياد و رسم براين بود كه كليه جشن‌ را با پرستش اهوارامزدا آغاز مي ‌نمودند. بدين معني كه پيش از شروع برنامه ‌هاي اصلي جشن دعايي از اوستا خوانده، و سپس برنامه‌ اصلي جشن آغاز مي‌ گردید.  از بسياري جشن‌ها در ايران باستان چنين پيداست كه ايرانيان براي شادي‌هاي زندگي ارزش فراوان قائل بودند، و طبع انساني و روح دادگري و بي ‌زاري از خون‌ريزي، و گرايش به راستي و درستي كرداري و مهرباني خود دليل بارزي بر طبع لطيف و شادي آفرين نياكان ما مي‌باشد. همانطور كه گفته شد، جشنهاي ايران باستان از دو دسته بزرگ، سالانه،  و ماهيانه،  تشكيل مي‌شد كه جشن ‌هاي سالانه، به ترتيب درجه اهميت و برزگداشت عبارتند از:
 
     1 ـ  جشن نوروز يا جشن بهاران، که معرف حضور همه است.  2 ـ  جشن مهرگان، كه از اول مهر تا 30 روز تمام جشن برپا مي‌كردند، اين عيد به مناسبت پيروزي فريدون بر ضحاك ماردوش است.  3 ـ جشن سده يا سدك، كه به مناسبت سپري شدن صد روز از زمستان برپا مي‌شد، و به نام جشن پيدايش آتش معروف است.  4 ـ جشن زايش آشوزرتشت،  كه در روز ششم از ماه فروردين برپا مي‌شد، و روز خانواده  بود، زيرا در اين روز مشيه و مشيا د مرد و زني،كه در آيين مزديستي مانند آدم و حوا مي‌باشند،به دنيا آمده‌اند.  5 – جشن‌هاي گامان بار، كه در شش نوبت و هر نوبت به مدت پنج روز، يعني روي هم يك ماه در هر سال برگزار ميشده است . 6ـ جشن سيرسور، كه در روز چهاردهم دي ماه به منظور دفع آفات شيطاني، و امراض گوناگون برگزار ميشد و آن را سير سور مي‌گفتند.  7 ـ جشن پنجه يا پنجه درديده، كه در اواخر ماه دوازدهم برگزار مي‌گرديد، و براي شادي روان گذشتگان و دستگيري از مستمندان پرداخته مي‌شد، و با خواندن سرودهايي از اوستا، آمرزش و رستگاري نياكان خود را از اورمزد توانا مي خواستند.         . 
      اما جشن‌ هاي ماهيانه بدين ترتيب بود، كه چون نام هر يك از روزها با نام همان ماه همزمان، و مطابق مي‌شد، آن روز را جشن مي‌گرفتند پس در هر ماه يك روز مخصوص جشن ماهيانه بود، به جز ماه دي كه سه جشن داشتند   .بنابراين، با توجه به صورت اسامي روزهاي جشن‌هاي ماهيانه از اين قرار بوده است:
   1 ــ  نوزدهمين روز در فروردين ماه ،      جشن فروردينگان
   2 ــ  سومين روز در ارديبهشت ،            جشن ارديبهشتگان
  3 ــ  ششمين روز خورداد ماه ،              جشن خوردادگان
  4 ــ  سيزدهمين روز در تيرماه ،             جشن تيرگان
  5 ــ هفدهمين روز در امردادماه ،           جشن امردادگان
  6 ــ  چهارمين روز در شهريورماه ،         جشن شهريورگان
  7 ــ  شانزدهمين روز در مهر ماه ،          جشن مهرگان
  8 ــ  دهمين روز در آبان ماه ،                جشن آبانگان
   9 ــ  نهمين روز در آذرماه ،                   جشن آذرگان
   10 ــ  هشتمين روز در ديماه ،                جشن ديگان
  11 ــ  پانزدهمين روز در ديماه  ،             جشن ديگان
  12 ــ  بيست و سومين روز در ديماه ،     جشن ديگان
  13 ــ دومين روز در بهمن‌ماه  ،            جشن بهنمگان
  14 ــ  پنجمين روز در اسفندماه ،           جشن اسفندگان  
      فرهنگ و تمدن درخشان جمیع مردم ايرانيان باستان،  گنجينه عظيمي‌ از هنر، انديشه، اخلاق، فرزانگي، آداب و رسوم و سنن است.  آنها همواره کوشیده اند با اقدامات موثر و گوناگوني، كه اندیش مندان در جهت رفاه و تامين اجتماعي مردم اين سرزمين به عمل آوره اند،  موضوعات مهم و حياتي و جشنها را در ميان مردم به بهترين نحو به اجرا در آورند.  زيرا دريافته‌ بودند، كه سر یا راز بقا و در واقع علم جامعه شناسی در جهت توسعه جامعه و بهتر زیستن، و به سوي تعالي و سر بلندی است،  تا اين مهم حاصل نيايد جامعه و حكومت دوام نمي‌آورد.  بدين منظور آنان با استفاده از تمام عوامل ممكن كه شرح آنها گذشت تلاش كردند،  تا حداكثر رفاه و بهزيستي و امنيت اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي و… را در جامعه به وجود آورند.  علاوه بر آن كوشيدند،  تا فرد ايراني را چنان پرورش دهند،  كه براي جامعه عضو مفيد و سودمندي باشد و وظايف خود را در قبال ميهن به انجام برساند، و با عادت دادن كودكان و جوانان به كار هاي دسته جمعي، حس همكاري و جوان مردي را در ايشان ايجاد نموده، و در انجام وظايف اجتماعي و حفظ حقوق خود و ديگران كوشا باشند.  از قوانين جمعي پيروز نمايد آن را محترم دارد، و گذشته از آن از انديشه‌ و كردار نكوهيده در امان باشند.  زيرا مي دانستند كه،  دل تهي بدي جويد و دست تهي به گناه گرايد، از اين رو برماست كه ميراث فرهنگي و بزرگان گذشته، را مقدس و محترم شماريم بدينوسيله از خود بيگانگي و فرار مغزها در جامعه جلوگيري نماييم.
جشنواره تیرگان
جشن ملی و مینهی تیرگان که بازمانده نیاکان است،  بر همه ایرانیان شاد و فرخنده باد.
      جشن تیرگان یکی از سه جشن بزرگ ایرانیان بوده،  که از روز تیر از ماه تیر (۱۰ تیرماه) آغاز و بمدت ۱۰ روز بدرازا میکشیده است.  جشن های ملی و میهنی ایرانیان،  گویای فرهنگ پربار و غنی ایران هستند؛  فرهنگی که بر پایه های شادی، پایکوبی، عشق، بخشش، مهربانی، راستگویی، نیک اندیشی، نیک گفتاری، قدرشناسی و دادگستری بناشده است.  در این میان میتوان سمبل 'شادی و پایکوبی' ایرانی را جشن تیرگان دانست.
      تیرگان نخست یک جشن دینی و برای پاسداشت ایزد 'تیشتر' بوده که همراه با مراسم ویژه و باشکوهی برگزار میشده است.  این جشن با گستردگی در سراسر کشور،  و با شرکت همه ایرانیان،  کودک و جوان و پیر، زن و مرد با پایکوبی، شادی و عشق برگزار میگشته است.  واژه 'تیر' در فارسی نو، از 'تیشتر' فارسی میانه، که آن نیز از 'تیشترّیهَ' اوستایی ریشه گرفته.  با آنکه 'گاتها' از 'تیشتر' نامی نیاورده است،  ولی یکی از ایزدان (فرشتگان) دین بهی (زرتشتی) بشمار رفته و 'تیشتریشت' (یشت هشتم) بنام وی سروده شده است.
      تیشتر، فرنشین شباهنگ (وَراهَنگ، شب‌کش، کاروان‌کش) که درخشنده ترین ستاره در آسمان و در 'صورت فلکی سگ بزرگ' قرار دارد؛  در کنار او 'تیشترّینِی' یا ستاره هایی هستند که او را یاری میکنند. (یشت ۸، کرده ۱۲). ایزد تیشتر، فرشته باران و روزیست؛  وی مسئول افزایش فرآورده های کشاورزی و مبارزه با 'دیو آپوش'، یا خشکسالیست.  گل بنفشه نشانه این ایزد است.  جشن تیرگان به روایت ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه، روز بزرگداشت مقام نویسندگان در ایران باستان نیز بوده‌ است.
*
      جشن تیرگان نیز با حماسه ملی آرش کمانگیر پیوند دارد،  که در یشت ۸، کرده ۶، از او و تیر جادویی اش سخن میگوید: "تشتر ستاره رایومند فرهمند را میستائیم که تند بسوی دریای فراخکرت تازد، مانند آن تیر در هوا پران که آرش تیرانداز بهترین آریایی از کوه ائیریوخشوث بسوی کوه خوانونت انداخت."  در ادبیات ایرانی،  داستان جانفشانی آرش در راه ایران بدین گونه گفته شده است،  که در زمان پادشاهی منوچهر از خاندان پیشدادیان جنگی با توران در گرفت،  و بخشی از خاک ایرانی اشغال میشود.  منوچهر به افراسیاب پیشنهاد آشتی میدهد و افراسیاب پذیرای آن میشود،  بشرطی که یکی از پهلوانان و کمانداران ایرانی تیری اندازد،  و هر جایی که بنشیند،  آنجا مرز ایران و توران شناخته شود.  پهلوانی بنام آرش برای اینکار برگزیده میشود.  وی بر فراز کوه 'ائیریوخشوث'،  رفته و از آنجا تیری بسوی شرق ایران پرتاپ،  که پس از سه روز و سه شب پرواز،  سرانجام در کوه 'خوانونت'، فرود می آید.
      آرش، آنچنان نیرو و هستی‌ خود برای اینکار میگذارد،  که پس از رهایی تیر از کمانش،  پیکرش پاره پاره، و تار پودش برروی خاک ایران پخش میشود.  حماسه آرش کمانگیر تا بامروز در فرهنگ و هستی هر ایرانی راستین زنده مانده است.  پیام "عشق و جانفشانی در راه مهین" آرش، در وجود هر ایرانی همچنان خروشان و هر بانگ آزادیخواهی ایرانی،  که لرزه در دل دشمنان ایران و ایرانی بپا میسازد،  ندای سوت و سوز تیر آرش است،  که آنرا در تاریخ پرشکوه ایران با خود بهمراه آورده و خواهد برد!
 
سپندارمذگان
        منم زاده سپندارمذ گان ، به پاسداشت آیین ایرانی نه والنتین غربی ،، ایران باستان،  از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق داشتند.  در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با  29 بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از  روز والـنـتـاین فرنگی. این روز«سپندارمذگان» یا «اسفندارمذگان» نام داشته است. در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می‌‌کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به‌عنوان مثال روز اول « روز اهورامزدا»، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم  اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است، و روز پنجم « سپندار مذ» بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است.  یعنی گستراننده، مقدس، فروتن.  زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌‌ورزد.  زشت و زیبا را به یک چشم می‌‌ نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌‌دهد.  به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به‌عنوان نماد عشق می ‌‌پنداشتند.
      در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می‌‌شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌‌شد، جشنی ترتیب می‌‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه.  مثلاً شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، «مهرگان» لقب می‌‌گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندارمذ یا اسفندار مذ نام داشت، که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می ‌‌گرفتند. سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می ‌‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌‌ کردند.  ملت ایران از جمله ملت هایی است، که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، و به مناسبت های گوناگون جشن می‌‌گرفتند، و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلاً  جهان بینی ایرانیان باستان است.
   روز والنتاین
      در داستانی ساختگی و بدون تحلیل جامعه شناسی سپندارمذ گان  ملت ایران بزرگ  را روز والنتاین، (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) نامیده اند.  این روز را مصادف با  26بهمن ( 14 فوریه )، در بعضی فرهنگها که روز ابراز عشق است مانند بسیاری چیزها از ایرانیان گرفته اند.  این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتاین به صورت ناشناس انجام می‌شود.  سابقهٔ تاریخی روز والنتاین به جشنی که به افتخار قدیس والنتاین در کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، باز می‌گردد. در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل  شاهنشاهی ساسانی در  ایران،  در روم باستان فرمانروایی بوده است، بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه  سربازی خوب خواهد جنگید که  مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند. کلودیوس به قدری بی‌ رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما  کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار می‌شود و دستور می‌دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان  عاشق دختر زندانبان می‌شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام می‌شود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند، و از آن زمان نهاد و نمادی می‌شود برای عشق!
جشن اسفندگان،  جشن بانوان
      یکی از جشن های قدیمی ایرانی که در سال های اخیر بیشتر مورد توجه قرار گرفته جشن اسفندگان است،  که در آستانه سال نو در روز اسفند از ماه اسفند (پنجم اسفند) بر پا می شده،  اما آگاهی های کاملی از این جشن  به جای نمانده است.  بسیاری از جشن های ایرانی با امثال خود در قاره کهن شباهت کامل دارند،  و می بایست رد تاریخی آنها را از مرکز قاره یعنی ایران و سپس تمامی قاره کهن جستجو کرد.  اختلاف وضعیت آب و هوایی مناطق عرب نشین اختلاف های رفتاری تاریخی در بسیاری موارد را موجب شده است،  ولی اثرات همانند در این مناطق یافت می شود.
   جشنی بهاری ویژه دختران و بانوان بوده،  آنها دسته های گل به دست می گرفتند،  خود را می ‌آراستند و در طول روز کوچه و خیابان را در اختیار می گرفتند،  به پایکوبی و افسانه ‌گویی و شادی می ‌پرداختند، و جشن را برگزار می کردند.  برخی این جشن را ویژه عروسان نا دیده‌ شوی یعنی دختران شوهر نکرده دانسته اند،  که در هر نو بهار  به کام دل شادی می کردند و جشن می گرفتند.  در این جشن مردان به زنان بخشش می کردند،  و آن را مرد گیران می نامیدند،  چون زنان از مردان آرزوها می خواستند.  در پایان آن روز رفتن به آتشکده برای توبه از گناهان کرده یا نا کرده نیز جزو برنامه این جشن بود.  به نظر می رسد جشن ویژه بانوان همزمان با جشن فرخندگی باروری زمین با اسفندگان هم ریشه است،  و نیز با بسیاری از جشن های بانوان اروپایی و مسیحی و ارمنی یکسان می باشد.
جشن مهرگان
      مهر روز از مهرماه برابر با شانزدهم مهرماه در گاهشماری ایرانی،
   می ستاییم مهرِ دارنده دشت های پهناور را،  او که به همه سرزمین های ایرانی،  خانمانی پُر از آشتی،  پُر از آرامی و پُر از شادی می بخشد.  اوستا – مهریَشت.
      جشن مهرگان،  در گذشته آن را  میتراکانا یا متراکانا  (Metrakana) می نامیدند،  در نخستین روز از پاییز برگزار می شد.  پس از نوروز بزرگ ترین جشن ایرانی و هندی است،  در ستایش ایزد میثرَه یا میترا،  و بعدها مهر،  که از مهر روز آغاز شده تا رام روز،  به اندازه شش روز ادامه دارد.  روز آغاز جشن مهرگان،  مهرگان همگانی (عامه)،  و روز انجام مهرگان ویژه (خاصه) نام دارد.
      در گاهشماری باستانی ایران،  سال به دو پاره (فصل) بخش می شد،  تابستان (هَمَ – Hama) هفت ماهه،  و زمستان (زَیَنَ Zayana) پنج ماهه بود.  جشن نوروز،  جشن آغاز تابستان،  و مهرگان جشن آغاز زمستان،  در زادن خورشید در روز نخست مهر ماه بود.  ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه»‌ از زبان «سلمان فارسی» آورده است:  …ما در عهد زرتشتی بودن،  می‌ گفتیم خداوند برای زینت بندگان خود،  یاقوت را در نوروز،  و زبرجد را در مهرگان بیرون آورد،  و فضل این دو روز،  بر روز های دیگر،  مانند فضل یاقوت و زبرجد است،  بر جواهر های دیگر….
 * ملکا جشن مهرگان آمــــد  <><>  جشن شاهان و خسروان آمــد *
 * جز به جای ملهم و خرگاه  <><>  بـــدل بــاغ و بـــوسـتـان آمـــد *
 * مورد برجای سوسن آمـــد  <><>  بــاز می بر جای ارغوان آمــــد *
 * تو جوانمرد و دولت تو    <><>  جوان می بر بخت تو جوان آمـد *  رودکی
 * روز مهر و ماه مهر و جشـن فرخ مهرگان  <><>  مهر بیفزای نگار ماه چهر مهربان *
 * مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر  <><>  مهربانی کن به روز مهـر و جشن مهـــرگان *
* جـام را چون لاله گـردان از نبید باده ‌رنگ  <><>  ونـدر آن منگر که لاله نیست اندر بوستان * مسعود سعد سلمان.
سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس
    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
    جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران:  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ و حمله های عرب، مغول، تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.