تاریخ شاهنشاهی ساسانیان

شاهنشاهی ساسانیان
    پیش گفتار
      تاریخ یک علم است مانند همه علوم،  قوانین و فرمول های دقیق دارد،  عدم توجه به آنها نوشته های تاریخ، داستان های دروغی می شوند،  و نباید آنها را به عنوان منابع استفاده نمود.
   توجه ــ  تا تکمیل نمودن تحقیقات و پاک کردن دروغها از  تاریخ شیرین ایران،  تاریخ شاهنشاهی ساسانیان بطور کامل پست نمی شود،  فعلاً برای این بخش تاریخ به اینجا مراجعه شود.
عکس بشقابی از دوره ساسانی،  عکس شماره 2723.
دوران شاهنشاهی ساسانیان
      ایرانیان باستان دستگاه خلقت را میدان جنگ خوبی با بدی یا محل نبرد بین روشنایی با تاریکی می دانستند،  و انسان را مبارز این میدان می شماردند،  کاری که جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ پیشه کرده است،  یعنی مبارزه با تاریکی و دروغ و بدی بر پایه و اساس انسانی.  باستانیان ایرانی خانه سازی و احیای زمین و بذر افشاندن و ساختن قنوات و درختکاری و پرورش دام را از کار های نیک می شمردند که اهورا مزدا آنرا می خواهد.  پندار نیک،  گفتار نیک،  کردار نیک،  شعار ایشان بود و آنرا وسیله رستگاری می دانستند.  اهریمن را مظهر بدی و او را دشمن می دانستند،  همان گونه که امروزه انوش راوید وجود اهریمن های دروغ گوی تاریخ را در گفته و نوشته هایش گوشزد می کند.
   در واقع پادشاهی ساسانیان ادامه حکومت های شکل یافته ایرانی از زمان سلسله ایلام یا در واقع بخش اول هخامنشی می باشد،  که به دنبال انقلاب های انسانی ایرانی جهش هایی را در تاریخ تمدن بوجود آورده است.  ساسانیان خود را وارث هخامنشیان و شاهان آن خود را از اعقاب و نوادگان شاهان هخامنشی می دانستند، تمدن و فرهنگ در گذر زمان رشد یافته بود،  ولی همان تشکیلات اداری هخامنشی را پذیرفته و ضمن پر بار نمودن آنرا احیا کردند.  خط و زبان دوره ساسانی پهلوی بود که در اینجا گفته شده است، هنر های نقاشی و موسیقی و ادبیات در دوره ساسانی ترقی خوبی کرد،  صنایع فلز کاری و سفال گری به پیشرفت هایی رسید که تا به امروز باقی است.
   کرونولوژی ساسانیان بعد از میلاد به روایت تاریخ های موجود:
   سلطنت اردشیر اول از 226 تا 240 ــ یا اردشیر با بکان (ارتاگزرسس یا ارته خشتره) پسر بابک پسر ساسان با دختر پادشاه بازرنگی در نیسایه فارس (بیضای امروز) ازدواج کرد و پسرش بابک به حکومت شهر خیر در کنار دریاچه بختگان (نیریز) از بلوک فارس منصوب شد.  بابک برای پسرش اردشیر حکومت شهر دارابگرد را در فارس بدست آورد. 
   سلطنت شاهپور اول،  از 240 تا 271 ــ پسر اردشیر اول . . . .
   سلطنت هرمز اول،  از 271 تا 272 ــ  پسر شاپور اول . . . .
   سلطنت بهرام اول،  از 272 تا 275 ــ (وره ران) برادر کوچک هرمز اول . . . .
   سلطنت بهرام دوم،  از 275 تا 282 ــ ( وره ران) برادر کوچکتر هرمز اول . . .
  بهرام سوم،  282 . . . .
   سلطنت نرسی،  از 282 تا 301 ــ (نارسس) . . . .
   سلطنت هرمز دوم،  از 301 تا 309 (هرمیسداس) پسر نرسی . . . .
   سلطنت آذر نرسی،  310 ــ پسر هرمز دوم . . . .
   سلطنت شاپور دوم،  از 310 تا 379 ــ معروف به ذوالاکتاف . . . . .
   سلطنت اردشیر دوم،  از 379 تا 383 ــ . . . .
   سلطنت شاپور سوم،  از 383 تا 388 ــ پسر شاپور دوم . . . . .
   سلطنت بهرام چهارم،  از 388 تا 399 ــ (ورهران) پسر شاپور بزرگ . . .
   سلطنت یزدگرد اول،  از 399 تا 420 ــ پسر شاپور سوم . . . .
   سلطنت بهرام پنجم،  از 420 تا 440 ــ پسر یزدگرد اول . . . .
   سلطنت یزدگرد دوم،  از 440 تا 457 ــ پسر بهرام . . . .
   سلطنت هرمز سوم،  از 457 تا 459 ــ (هورمیسداس) پسر کوچک یزدگرد دوم . . .
   سلطنت فیروز اول، از 459 تا 483 ــ (پروزس) پسر بزرگ یزدگرد دوم . . . .
   سلطنت بلاش،  از 483 تا 485 ــ (ولگس) برادر فیروز . . .
   سلطنت اول قباد اول،  از 485 تا 498 ــ پسر فیروز یا بلاش . . . . .
   سلطنت جاماسب،  از 498 تا 501 ــ برادر قباد . . . .
   سلطنت دوم قباد اول،  از 501 تا 531 ــ . . . . .
   سلطنت خسرو انوشیروان،  از 531 تا 579 ــ پسر قباد . . . .
   سلطنت هرمز چهارم،  از 579 تا 589 ــ (هورمیس داس) پسر انوشیروان . . .
   سلطنت اول خسرو دوم،  از 589 تا 590 ــ (خسرو پرویز) پسر هرمز چهارم . . . .
   سلطنت بهرام ششم، از 590 تا 591 ــ  یا بهرام چوبینه . . . .
   سلطنت دوم خسرو پرویز،  از 592 تا 628 ــ . . . . .
   سلطنت قباد دوم،  از 628 تا 629 ــ معروف به شرویه . . . . .
   سلطنت اردشیر سوم،  629 ــ پسر قباد دوم . . . .
   سلطنت شهر براز، 629 ــ . . . . .
   سلطنت یزدگرد سوم،  از 634 تا 642 ــ پسر شهریار و نوه خسرو پرویز . . .
   تاریخ ساسانیان را به مرور بررسی دقیق می نمایم و پست می کنم.
صحیح نویسی در تاریخ
     یکی از اشتباه های مهم در تاریخ ندانستن اختلاف نوع رژیم ها می باشد،  سلسله، حکومت، شاهنشاهی، را بطور گسترده در همه مراحل تاریخ نام برده اند.  سلسله یعنی حلقه های بهم پیوسته، حلقه هایی که خود جدا گانه هستند،  ولی در یک جمع یا مجموعه قرار دارند،  در تاریخ به مصر باستان می توان گفت سلسله،  که رژیم شامل حلقه هایی بود که از یکدیگر جدا ولی در نهایت در جمع یک رژیم بودند.  سلسله هخامنشی که دوره های اول آنرا بدون شناخت کامل ایلام گفته اند،  از آن جمله می باشد،  که با تحلیل های ساختار تاریخی اجتماع هم خوانی دارد.  بنا بر این در وبلاگ و نوشته ها هخامنشیان را بعنوان سلسله نام می برم.  حکومت، به رژیم هایی گفته می شود که فرمان روایی دارند،  ولی فاقد مرکزیت و قبله گاه هایی مانند کاخ سلطنتی و یا تاج شاهی و امثال آن می باشند، در تاریخ رژیم اشکانیان از این قبیل است،  در این وبلاگ از اشکانیان به نام حکومت اشکانیان نام می برم.  شاهنشاهی،  به رژیم هایی گفته می شود،  که پادشاهی از خاندانی خاص در رأس امور است و فرزند او جانشین می شود،  در این وبلاگ ساسانیان را می نویسم شاهنشاهی ساسانیان،  پادشاهی قاجاریه، پادشاهی پهلوی.  در این وبلاگ سعی می کنم واژه ها و اسامی را با تعریف هر چند کوتاه بنویسم،  تا اندکی از درهمی های موجود در کتاب های تاریخی کم کنم،  برای اطلاعات بیشتر به لینکها مراجعه شود.  امید است عزیزان تاریخ نگار به این نوع موضوعات توجه نمایند،  و در جهت بهبود واژه های تاریخی اقدام کنند، البته توجه داشته باشند،  اینکار تبدیل به بازی با کلمات نگردد.
عکس حکاکی شاپور ساسانی و دو پادشاه اسیر،  در نقش رستم،  عکس شماره 5672 .
 سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس
    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.