تاریخ کنشگری و کنشگران در ایران

تاریخ کنشگری و کنشگران در ایران
پیش گفتار
      در سخن وبلاگ نوشتم،  این وبلاگ مقدمه ای بر نظریه تاریخ نویسی نوین ایرانی،  و حذف دروغها و یافتن واقعیت های تاریخی است.  همچنین توضیح داده ام،  این کار زمان می برد،  و از توانایی یک نفر خارج است،  توضیح در اینجا.  بدین منظور فقط تحقیق های جدید و گفتن و نوشتن توسط یک نفر یا حتی چند نفر بمدت نامشخص و بدون برنامه و استراتژی فایده ای ندارد،  و کاری برای این مقدمه تاریخ نویسی پیش نمی رود.  باید پا و ذهن را جلو کشید،  تخصصی و تخصصی تر شد،  و درک از حرفه ای شدن داشت.  کار حرفه ای تعریف خاص خودش را دارد،  کار حرفه ای نیازمند اشخاصی است،  که ذهن های منظم داشته و کنشگر باشند.
تصویر ظرف از تمدن کهن جی،  نقش اولین کنشگران تمدن،  عکس شماره 3409.
   توجه:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
تصویر لوگو در دانش و بینش انقلابی باشید،  مشروح در اینجا،  عکس شماره 1610.
. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .
این صفحه پیوست مدنی و اجتماعی ایران است.
تعریف کنشگری
      کنشگری یا اکتیویسم،  به فعّالیّت ‌های مختلف در عرصه ‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و یا زیست محیطی،  با هدف ایجاد تغییر در این سامانه‌ها گفته می‌شود.  کنشگر کسی است که فعل دارد،  کنش دارد و فعال است.  فعالیت‌ های مرتبط با کنشگری گستره وسیعی دارند،  از نوشتن نامه ‌های سرگشاده به روزنامه‌ها و سیاسیون و حکومت داران،  تا برگزاری کارزار های اجتماعی و سیاسی، بایکوت اقتصادی، راهپیمایی خیابانی، اعتصاب، تحصن و اعتصاب غذا و….
      همه موجودات، موج دریا، سونامی، باد، و…  اینها همه کنش طبیعی،  بدلیل واکنش در عوامل طبیعی ویژه خود دارند.  اما کنشگری،  ویژه انسان هوشمند پویای حرفه ای است،  که کنش آن در مقابل واکنش های ویژه خود اوست.  باید توجه داشت،  انسان در یک جاهایی کنش است،  اما واکنش نیست،  در روابط اجتماع، صنعت، تکنیک، آموزشی، همه اینها کنش است،  و واکنش هم نیست.
      واژه کنشگر اجتماعی به معنای هر فردی است،  که در مجموعه ای از روابط اجتماعی با افراد دیگر قرار می گیرد،  و از طریق حضور اجتماعی خود،  به نظام اجتماعی امکان وجود و تداوم یافتن می دهد.  در زبان علوم اجتماعی در  ایران،  تاکنون واژگان متفاوتی برای این مفهوم  به کار برده شده است،  که از جمله آنها  می توان به «بازیگر اجتماعی» اشاره کرد.  اما واژه کنشگر، گویایی بیشتری دارد،  بدین دلیل که ما را به مفهوم «کنش» در این مفهوم هدایت می کند،  که خود مهم ترین بعد در معنای «کنشگر اجتماعی» به حساب می آید.
      انسان اندیشمند خودبخود کنشگر است،  اما بدون درک از مفاهیم در:  تخصص واقعی، آزادی عمل، سازمان و تشکیلات، توانایی انجام، طرح و برنامه، تعیین استراتژی و….  این کنشگری فاقد قدرت نفوذ است.  جهت اطلاع بیشتر،  با نیاز مورد تخصص،  به بخش کتاب های فلسفه کتابخانه های مراجعه نمایید،  یا در جستجو ها بنویسید:  کنشگر،  ذهن منظم و ذهن نامنظم،  وجود شناسی،  عقل و تفکر،  و از این دست،  و اطلاعات مورد نیاز تخصص خود را مطالعه نمایید.
   پرسش از عموم:  امروزه با وجود اینهمه امکانات اطلاعاتی و ارتباطی،  منجمله اینترنت و تلفن همراه و…،  چرا یک کار و برنامه اجتماعی مهم و اساسی و سازنده بوجود نمی آید؟ 
تصور عده ای کنشگر محکوم شده،  در اواخر پادشاهی قاجار،  عکس شماره 1308.
کنشگران تاریخی ایران
      تاریخ ایران هم مانند تاریخ همه کشورها،  کنشگران خاص خودش را داشته است،  ولی بدلیل وجود قرنها حکومت های استبدادی،  و با شرایط ذهنی استبداد طلب عموم،  کنشگران ایران بصورت انفرادی عمل کرده اند،  آنهایی هم که خواسته اند انجمنی و گروهی عمل نمایند،  اکثر مورد کم نظری توده ها قرار گرفته اند.  با یک نگاه کلی متوجه می شویم،  ده ها حکومت طی هزار سال در ایران آمدند و رفتند،  و با یک دید ساده تر هم متوجه می شویم،  سران و موسسین این حکومتها،  به نوعی کنشگر بوده اند،  کنشگرانی که عموماً فاقد درک از طرح و برنامه و استراتژی لازم و جلوتر از زمان خودشان بودند،  برای همین اثر ماندگار نگذاشتند.
      در میان دانشمندان و عالمان ایران،  بویژه در هزاره اول اسلامی،  کنشگران زیادی در ایران بودند،  که من مهمترین آنها را فردوسی طوسی می دانم.  در آن سدها بدلیل آزادی ایجاد شده در ساختارهای تاریخی اجتماع ایران،  کنشگران در همه زمینه ها وجود داشتند،  و خدمات بزرگی به ایران و جهان کردند.
. . . ادامه دارد . . .
پرسشها و پاسخها
      درباره کنشگری و کنشگران و ضعف شدید آن در امروز ایران،  دلایل زیادی وجود دارد،  که بخش هایی از آن براحتی در پرسش و پاسخ های وبلاگ ارگ دیده می شود.  امیدوارم جامعه شناسان و روانشناسان جامعه به این مهم بپرازند،  زیرا در صورت عدم وجود روح و ذهن کنشگری،  یک جامعه نمی تواند ادامه حیات در قرن 21 بدهد،  یا فوق العاده ضعیف و بی اهمیت می شود.  نمونه ای در زیر،  در آن کلی نقد و نظر از یک وبلاگ ساده دارد،  که خیلی خوب است،  اما کافی و اصل نیست.  توسط جوانان باهوش ابتدا باید پرسش های بزرگ و مهم  دامنگیر رسانه ها و دولتها و احزاب شود،  و سپس در ادامه آن نقد و نظرها وارد گردد،  تا روح و ذهن کنشگری فعال و فعالتر شود.
   نظر و پرسش از علی:  با عرض سلام و خسته نباشید.  جا داره که از این همه دغدغه و تلاش شما در راستای چنین هدف بلندی تشکر کنم. در طی مطالعه چندی از مقالات شما به نکاتی برخوردم که لازم دونستم برای تاثیر گذاری و کیفیت بیشتر و بهتر تحقیقاتتون متذکر بشم. (شرمنده اگر طولانیه).
   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس از توجه شما، خیلی عالی،  ده سال پیش وقتی شروع به وبلاگ نویسی کردم،  کلی اشکال داشتم،  بمرور بررسی و اصلاح کردم و می کنم،  که در این میان نقش اشخاصی چون شما نیز بسیار تأثیر گذار بود.  ولی من همیشه خواسته و می خواهم،  اشخاص علاقمند و متخصص یکی از گرایش های تاریخی،  بعد از بدست آوردن دید و تجربه جدید،  لطف نمایند کنشگر تاریخی و اجتماعی شوند،  تا ایرانی بتواند در تاریخ نویسی و تأثیر گذاری تاریخی و اجتماعی کاری کند.
   ادامه نظر و پرسش:   1. بنظر من بهتره از الفاظ تند و جدالی بیشتر پرهیز کنید مانند دروغگو خواندن بسیاری از آدم ها و تاریخ نویسان و نقل کنندگان متون. ممکنه همه اونجور که شما تصور میکنید نباشن ممکنه اشتباه کرده باشن و خیلی دلایل دیگر و حتی ممکنه در سمت و سوی استعمار هم نباشن ولی نا خواسته در چنین دامی افتاده باشن.
   پاسخ انوش راوید:  در هر صورت دروغگویی و دروغگو گفتن یک واژه تند نیست،  یک صفت است،  افرادی که خود را متخصص می دانند،  و بحثی در یک موضوع باز می کنند،  و آنرا خود دانش و تمام علم می دانند،  خود بخود دروغگو می شوند،  چون هر آن علم در حال تغییر و رشد و تکامل است.
   ادامه نظر و پرسش:   2. به نظر میاد در میان سخنان شما در مورد تاریخ بسیار مواردی پیدا میشه که نقش دین رو کمرنگ جلوه دادین و یا نه دین رو صرفا اهرمی برای پیشبرد اهداف حکومت داری و سلطه در طول تاریخ نشون دادید که کلی جای بحث و بررسی داره که من یک اشاره ای میکنم و میگزرم: مثلا در بسیاری موارد حکام از دین سو استفاده میکردند نه اینکه دین جدیدی ارایه دهند و گاهی اصلا دین نبوده بلکه صرفا یک اعتقاد ساده بوده و در طول تاریخ بسیاری حکومت ها نه اینکه از دین اسفاده کنند بلکه از حکومت برای دین استفاده کرنند که امری مقدسه. و در آخر حد اقل ساخت دین از سوی حکام میتونه ساختن مذهب باشه که خیلی درست تره چرا که یک انحراف دینیه.
   پاسخ انوش راوید:  قبل از هر موضوعی این وبلاگ برای بررسی دروغ های تاریخ و عوامل مهم در ایجاد دروغ گویی در تاریخ است،  نوشته های جامعه شناسی و تاریخ اجتماعی هم که در اینجا وجود دارد،  برای همان موضوع است،  و  من یک پرسش از شما دارم:
   پرسش از عموم:  آیا شما تا بحال درباره نظر خودتان منجمله دین و مذهب در تاریخ مطلبی نوشته اید؟  یا از سوء استفاده های احتمالی دین توسط سلسله مراتب کشوری و لشکری،  به مقامات مربوطه کشور گفته و نوشته اید؟
   ادامه نظر و پرسش:   3. نظر شما در مورد دو زبان رسمی ظاهرا خوبه ولی دارای مشکلات متعدده. یکم تنها زبان علمی انگلیسی نیست دوم مشکل اختلاط دو زبان رسمی وجود داره سوم هر زبانی حاوی فرهنگ مردم اون زبانه که با وارد کردن اون زبان فرهنگ نیز وارد میشه چهارم رسمی بودن یک زبانی در یک جامعه از زبان ای استعمار خود یکی از اهداف استعمار برای حکمرانی راحتتر و عدم دسترستی ملل به فرهنگ خودشونه و میشه گفت کاملا در طول اهداف استعماره اونهم زبان انگلیسی که کلی مسلط شده
   پاسخ انوش راوید:  درباره زبان انگلیسی که زبان رسمی اول شود یا دوم یا غیر،  همانگونه که در مطلبش در اینجا نوشتم،  باید به بحث های مفصل در رسانه برسد،  و کارشناسان علم اجتماعی و تربیتی درباره آن نظر بدهند،  یا مجلسی برای این منظور ایجاد شود.  باز هم همان پرسش بالا مطرح است:
   پرسش از عموم:  چرا توسط جوانان ایران اینگونه بحث ها در رسانه انجام و پیگیری نمی شود؟،  آیا ضعف در درک از امر مهم کنشگری در جامعه است؟
   ادامه نظر و پرسش:   4. حکومت تنها عامل جنگ ها بین ملل مختلف نیست و هیچ بعید نیست که دو ملت بر سر دین ولو ظاهرا باهم در جنگ باشن مثل زمان حاضر در عراق و سوریه و حتما اهداف استعماری حکمرانی شخصی نیست ممکنه دینی و یا حتی سر منشا دینی داشته باشه.
   پاسخ انوش راوید:  بله درسته،  هر جنگی و بحرانی دلایل خاص خودش را دارد،  از آب و غذا گرفته تا دین و مذهب،  و یا خاک و آب.  وظیفه یک تاریخ دان این است،  که بابت هر جنگ و بحران،  آنرا تخصصی و ریشه ای بررسی کند،  و همیشه خاطر نشان نماید،  این که گفته است تمام علم نیست،  علم پایانی ندارد،  و هر آن ممکن است با طرح و کشف جدید تغییر کند.
   ادامه نظر و پرسش:   5. در مورد به جا ماندن آثار اینطور که شما بیان میکنید حتما قرار نیست که از هر جنگی در طول تاریخ اثری باقی بمونه خیلی عوامل مانند عوامل جوی محیطی یا برداشتن غنایم یا گذر کردن کاروانها و خرید و فروش و … رخ داده باشه تا اثری از جنگی باقی نمونه و نبود آثار محیطی صرفا دلیل رد نیست و ممکنه از راه های دیگه بسیار منطقی تر برخورد کرد و حتی ممکنه اشتباهه تشخیص مکان جنگ و یا حتی مدفون شدن زیر بافت شهر های حاضر یا گذشته باشه.
   پاسخ انوش راوید:  بله درسته است،  حتماً نباید از جنگ های کوچک اثری بماند،  اما در جنگ هایی که تغییرات در ساختارهای تاریخی اجتماع ایجاد می کند،  باید اثر بفراوانی باشد،  مگر اینکه آن جنگ را اشتباه دانسته باشیم،  و یا ضعف در تاریخ نگاری شخص باشد.
   ادامه نظر و پرسش:   6. باید در نظر داشت حتما نبرد هایی با شمار نا باورانه غیر ممکن نیستن در تاریخ هایی که قطعی هستن موارد بسیاری موجوده یم نونه خیلی بارزش 8 سال جنگ تحمیلی و نبر 82 کشور با یک ملته و نیز جنگ یمن سوریه لبنان ویتنام ژاپن و روسیه و….
   پاسخ انوش راوید:  نباید دوران های تاریخی را با یکدیگر ادغام کرد،  تا موضوعی را بیان نمود،  ساختار های تاریخی اجتماع حرف اول را در تاریخ نویسی می زنند،  و هر کسی از این موضع مهم نداند،  براحتی قرون را درهم و برهم و همانند سازی می کند،  و سناریوی داستانی از آن در می آورد،  که نمی تواند علمی باشد.
   ادامه نظر و پرسش:   7. در بین موارد تاریخی مخصوصا حمله ی اعراب و گسترش اسلام درسته که ابهماتی وجود داره ولی در مواردی مانند حکومت عباسیان و … صرفا نمیشه انقدر راحت با بررسی الفاظ اونرو تکذیب کرد بلکه امری در اسلام هست به اسم صداقت در راویان احادیث که غیر قابل انکاره و دو علم بزرگ رجال و درایه رو درست کرده و بهتره به متخصصین علوم دینی مراجعه کرد ونیز در این مورد خاص نظر شما در مورد حکومت عباسیان از خاندان عباس عموی پیغمبر (ص) چیه؟؟
   پاسخ انوش راوید:  باز هم بر می گردد به بحث تخصصی  درک درست از زمان و مکان، جغرافیای تاریخی و اجتماعی و…،  در باره مطالب فوق توضیح نوشته ام،  مانند در اینجا.
   ادامه نظر و پرسش:   8. تاثیرات دینی و باور های مردم رو نمیشه در انقلاب های مختلف نادیده گرفت و اسم اونرو انقلاب انسانی گذاشت در اموری مانند شهادت عدم قبول دولت طاغوت و از این قبیل موارد و اینکه دین در بسیاری موارد به این علت حاکم شده که کاملترین راه رو به مردم زمان نشون داده و مخصوصا منظورم ادیان الهی است.
   پاسخ انوش راوید:  فرقی نمی کند می شود انقلاب انسانی،  انقلاب صنعتی یا بورژوازی و استعماری که نمی شود،  می شود انقلاب انسانی.
   ادامه نظر و پرسش:   9. خواستم نظرتون در مورد نبرد حیره وسورنا و کراسوس بدونم که آیا جای کذب در اینهم هست یا نه و اینکه بسیاری از رسانه ها ی غربی و استعماری رو این زمان مانور بسیاری میدهند و من شخصا اصلا از دروغ جلوه دادن این بخش از تاریخ ایران و جهان در این اهداف ناراحتم مثلا ثروتگرا بودن حکام ابرانی در هر امری و نشون دادن ایران قبل از اسلام در لباس سربازان بعد اسلام و…
   پاسخ انوش راوید:  بله کذب است،  از نظر من کلیه تاریخ حتی آنهایی که من می نویسم،  دروغ است،  بارها در نوشته های تکرار کرده ام،  علم پایانی ندارد،  و ما نمی توانیم آن مقدار دانش اندک خودمان را تمام علم بدانیم،  و آنرا ببندیم.  باید بپذیریم که آنچه می دانیم،  اگر صد در صد دروغ نیست،  به احتمال زیاد مقدار از آن دروغ و اشتباه است.  در سیستم آموزشی ایران یاد نداده اند،  که علم پایانی ندارد،  فقط گفته اند هر آنچه ما می گوییم تمام علم است،  نه اجازه تحقیق و تفکر دادند،  نه اجازه بازنگری و غیره،  نوعی فاجعه برای ادامه حیات یک ملت برای قرن 21.  در اینجا.
   ادامه نظر و پرسش:   10. مواردی به نظرم رسید که گفتم شاید بررسیشون کمکتون کنه چرا که از بخش تاریخ سرزمین بسیار خوشم اومد و کلی ابهامهای تاریخی برای من برطرف شد یکم اینکه آیا ممکن نبوده قومی که جدید بر ولایتی حاکم میشدن نام اونجارو به نامی از لحاظ تلفظ شبیه و از لحاظ معنا دور از واژه اصلی در  زبان خودشون تغیر بدن؟ دوم در مورد چین و تلفظ خود چین در بین خود مردم آن یعنی چاینا و شباهت نوشتاری سوم توانایی و یا عدم توانایی تصرفت وسیع در زمان گذشته خصوصا قبل از ماد ها و… به علت کمبود جمعیت و عدم وجود مرز و از این قبیل موارد
   پاسخ انوش راوید:  بله درسته،  اطلاع بیشتر در اینجا.
   ادامه نظر و پرسش:   11. من جایی ندیدم ها جمع عربی باشد شاید از زبان دیگری ولی گویا همان فارسی باشد (در مورد آیر ها و ایران و آیران)
   پاسخ انوش راوید:  بله درست است،  البته از نظر من ریشه تمام زبانها در زبان تمدن کهن ار،  و حروف هیروکلیف جی است.  انقدر با اشتباه و بدون درک از تاریخ تمدن،  برای زبان ها داستان ساخته اند،  که اندازه ندارد،  در جاهای مختلف وبلاگ گاهی اشاره کرده ام،  و امیدوارم جوانان باهوش علاقمند گرایش مربوطه،  علم جدید زبان شناسی تاریخی را پیگیری حرفه ای نمایند.
   ادامه نظر و پرسش:   12. نظرتون در مورد عدم مقاومت ملت ایران در برابر حکومت های ترک مانند سلجوقیان و وجود نقاشی ها و آثار غیر قابل انکار چیه؟
   پاسخ انوش راوید:  از نظر تحقیقات من،  سلجوقیان و خوازمشاهیان ادامه ساسانیان هستند،  در اینجا.
   ادامه نظر و پرسش:   12. به نظرم بهتره شما هم رویه ی همین تاریخ نویسان باصطلاح دروغگو رو پیش نگیریرد و تاریخ سازی نکنید که کلی از تاثیر کلام شما میکاهد.
   پاسخ انوش راوید:  مشکل با این تاریخ نویسها و یا شما و دیگران نیست،  مشکل از سیستم آموزشی ایران است،  همانطور که در بالا هم نوشتم،  درک از آزدی اندیشه و بیان و درک از چگونگی ادامه رشد و تکامل علم را یاد نداده،  که هیچ،  بلکه با این موارد هم دشمنی داشته است،  که باعث می شود شما با اینهمه مطالعه وبلاگ در نهایت چنین بگوئید.  در سخن وبلاگ و چند جای دیگر بارها تکرار کرده ام،  این وبلاگ مقدمه ای بر نظریه تاریخ نویسی نوین ایرانی،  بر اساس حذف دروغها و یافتن واقعیت هاست،  و این کار زمان بر است،  و اشخاص متخصص پیگیر در گرایش های مختلف تاریخی و اجتماعی می خوهد،  و این وبلاگ خود تاریخ نیست.  عدم دقت در نوع مطالعه و درک،  نیز از دست آورد های سیستم آموزشی ایران است،  که در این وبلاگ بشدت با آن درگیرم.
   ادامه نظر و پرسش:   در آخر خیلی خیلی ممنون.
   پاسخ انوش راوید:  منهم از شما ممنون،  که با نظرها و پرسش های خود در بهبود کار وبلاگ کمک کردید،  و یک دید کلی به جامعه شناسی امروز ایران،  بویژه در این مبحث کنشگری انداختیم.
تصویر انوش راوید در یک منطقه تاریخی،  عکس شماره 8602.
کنشگری قانونی در ایران
      بسیاری مردم در ابزار های اینترنتی جمعی،  مانند شبکه های اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس و تلگرام و غیره مشغول کاری و تلاشی،  چه گروهی یا شخصی هستند،  و می خواهند با آن وسیله به اهدافشان برسند.  ولی غافل از این هستند،  که در قرن 21 تا کار جمعی علمی صورت نپذیرد،  هر اقدامی که انجلم شود،  غیر اصولی و احساسی است.  یکی از این اصول اساسی برای پیشبرد اهداف مورد نظر،  ایجاد انجمن های علمی مربوطه می باشد،  بدون کار و تدبیر جمعی،  هیچ موضوعی انجام نمی شود،  و گفته ها و نوشته ها مانند نق زدن یک بی سواد درون یک اتاق می ماند.
      سازمان های اجتماعی،  قدرت یک کشور را می سازند،  کشور های که فاقد اینگونه سازمانها و احزاب باشند،  هرگز نمی توانند چیزی باشند.  مهمترین کشور بدون سازمان ها و تشکیلات مردمی،  که هیچ نشد شوروی سابق بود،  آخرین آنها لیبی ثروتمند و بقیه کشور های منطقه که هیچ نشدند،  و مثل آب ریختند.  سازمان ها و تشکیلات اجتماعی،  با ایجاد قدرت مردمی،  می توانند تأثیر گذار بر تمام امور و گرایش های تخصصی باشند.
      بعد از صد سال تلاش روشنفکران برای بهبود اوضاع در جنبه های مختلف ایران،  شرایط قانونی برای ایجاد تشکیلات و سازمان فراهم شده،  از این فرصت باید استفاده کرد.  بخش عمده این موقعیت را اینترنت در اختیار ما گذارده است.  این فرصت جوانان با ذوق و باهوش روشنفکر متخصص را می طلبد،  که کم نداریم،  فقط لازم به خودشناسی است.
      کار ایجاد انجمن علمی قانونی کمی زمان بر است،  و حوصله و دانش کاربردی ویژه می خواهد،  بدین منظور لازم است اطلاعات و دانش خود را بالا برد،  مانند جستجوی مطالب مرتبت در اینترنت،  و مطالعه آنها.  در هر مورد آموزش و یادگیری حرف اول را می زند،  بدین منظور همیشه باید فکر کرد که کم می دانیم،  و لازم است دانش خود را بالا ببریم.  با دید وسیعتر رساله و مانیفست،  یا اساسنامه و مرامنامه در خور شأن مورد نظر نوشته شود،  و تدبیری برای هدایت و اجرا یافته شود.
      برای کار میدانی سازمانی و انجمنی علمی،  کمیت مهم نیست،  کیفیت دانش و بینش اصل است.  یک مدیر لایق خود تدبیر،  در حرکت و کار متوجه نیرو ها می شود،  و به ترتیب لازم سبک کارش،  به آنها اعتبار می دهد،  و در واحدها و ارگانها جدید وارد می سازد.  خیلی ها ادعای سواد و توانایی فکری و اجرایی دارند،  ولی حتی یک نامه درباره موضوع مورد نظرشان به دولت و مجلس و… ننوشته، چه برسد بروند کار اجرایی درست و حسابی بکنند،  ولی کلی ادعا دارند….
   پرسش از عموم:  آیا واقع گرایی و دقت در جزئیات برای طرح نقشه راه یا استراتژی مشخص خود دارید؟
نماهنگ شماره 160 .
 
 
تمدن آریایی ایرانی
      بعد از پیدایش بورژوازی استعماری،  مرز بین سرزمین ها تعیین شد،  و کشور ها کم کم به شکل امروز پدید آمدند.  در گذشته ها و طول تاریخ،  مرزی بین ملتها نبود،  و مردم براحتی به هر کجا که امکان داشت،  رفت و آمد می کردند.  همچنین در گذشته سرزمین ها و ملتها را بر اساس دین و مذهب آنها تقسیم می کردند،  و به ملیت کمتر اهمیت داده می شد.  کمتر اثر تاریخی مانند شاهنامه فردوسی پیدا می شود،  که ملی گرایی باشد،  بیشتر آثار دینی بودند.  زیرا ساختار های تاریخی اجتماع اجازه تفکر منحصرا ناسیونالیستی را نمی داد،  یا نمی دانستند یا احتیاج نداشتند.  بویژه از ابتدای قرن 20 و با رقابت های امپریالیسم،  بیشتر و گسترده موضوعات ملی گرایی و خرافات ناسیونالیستی و همچنین رجز خوانی های این دست را شنیده ایم،  اما داشتن تمدن واقعی و اصیل،  امری جدای سیاست گذاری است،  حال چه نامی می توان بر آن گذاشت،  و علمی بررسی کرد،  وظیفه خود ایرانی های میهن دوست است.
  عکس تصویری از دوره پادشاهی قاجاریه حدود 200 سال پیش همه چیز در تصویر ایرانی است،  و نمونه یک تمدن و فرهنگ عالی است،  عکس شماره 2922.
واقعیت از تمدن تاریخی
دیده هایم را در فرودگاه دبی از 1385 در زیر می نویسم
      در فرودگاه دوبی،  در انتظار پرواز به ایران عزیز بودم،  در آنجا دیدم که مردمان همه کشور های گیتی برای پرواز شان جمع بودند،  اروپائیان با لباس های شبه ژنده و گاهی مست و با رفتار های بی نزاکت و آسیای جنوبیها با رفتاری غیر قابل باور و کفش های از پا در آورده و بوی گند،  و غیره و غیره،  هر ملتی چیزی و شکلی و کاری عجیب و نادرست.  ولی ایرانی های عزیز با قیافه های شیک و کاملاً با نزاکت و به شکلی مرتب و انضباط خاص ایرانی و مهربان و با کلیه رفتار های عالی،  براحتی قابل تمایز با دیگر ملل بودند.  ما ایرانیان با فرهنگ بالایی که داریم،  باید بخود ببالیم.  تمدن تاریخی ما داستان نیست،  بلکه واقعیت است،  که نمونه آنرا هر روزه و در همه جا شاهدیم،  من فقط یک نمونه کوچک آنرا نوشتم.
      این تمدن از چند سال قبل یا چند قرن قبل نیست،  بلکه سابقه تاریخی دیرینه دارد،  که از عمق تاریخ سر آغاز گرفته.  از تمدن های کهن ایران،  و سپس قومها یا ملت های ساکن بین سه تمدن اولیه،  بین النهرین، ماورإلنهر، و سند،  که با لهجه ها و گویش های مختلف از دیر باز در کنار هم زندگی و زیستی مسالمت آمیز و شکوفا داشتند.  آنها سازنده تمدن جهان بودند،  در امتداد تاریخ و مخصوصاً این آخرین هزاره به نام هایی نامیده شدند چون،  ترک و آذری، کرد و لر، طالشی و اوستیایی، بلوچ و پشتو، گیل و گالشی، فارس و تاجیک، عرب ایرانی، و . . . و . . . از هر دین و مرام، که همه ار یا ایر یا ایران یا آریائیها را شامل می گردند.  این ملت یکدل ولی هزار گویش در سرزمین وسیع و زیبایی با آب و هوای گوناگون و دلپذیر بنام ایران زندگی می کنند،  که قسمت اعظم قاره کهن را تشکیل می دهند.
       البته مردم ایران به معنای واقعی آن یعنی ایران بزرگ،  از زمان پیدایش استعمار پلید با آن به مبارزه پرداختند.  استعمار هرگز نتوانست این سرزمین را چون چین و هند و آفریقا و غیره اشغال نظامی و سیاسی کند.  حتی استعمار گران در قرن 19  دو اشغال شکست خورده در افغانستان و عراق دارند،  ملت ما سابقه درخشان سیاسی و نظامی تاریخی دارد،  و هرگز از دشمن شکست نمی خورد.  بنا بر این استعمار برای به انحراف کشاندن ملت ایران دست به ترفند های گوناگون زد،  و تا توانست در تاریخ برای ایرانیان دروغ بافت و گفت،  و با دروغ و ترفند می خواهند مقاصد خود را پیش ببرند.
      ما ایرانیان باید بخود افتخار کنیم و ببالیم،  و در راه بازگشت عظمت گذشته تاریخی خود،  ابتدا خود را با حوصله بشناسیم،  و سپس سرگذشت تاریخی ملت و ایران را بدرستی و دور از دروغ بدانیم،  و سپس تمدن جدید و قرن 21  را بشناسیم،  و از قرن سنتی گریزی بخوبی بدانیم.  بنابراین برای گذر از این فصل تاریخ ایران،  دانایی خاص جامعه شناسی لازم است،  که سعی میکنم در این وبلاگ تا آنجا که بدانم و بتوانم آگاهی لازم را برسانم.
   پرسش از عموم:   بنظر شما این دوره تاریخ ایران چگونه طی میشود؟
پرشیا یا ایران
     آنچه که بطور قطع مشخص است،  از ابتدای هزاره دوم میلادی اروپائیان به ایران وسیع آن زمان،  می گفتند پرشیا،  ولی در زمان رضا شاه پهلوی نام پرشیا را به ایران تغییر دادند.  و آنچه که دقیقاً می دانیم در طول تاریخ هزار سال گذشته مردم شرق،  هند و چین و حتی آثار تاریخی موجود در شانگهای،  از همین نام ایران استفاده می کردند و می گفتند.  البته برای همه کشور ها همین وضع حاکم بود،  مانند یونان که مردم سرزمین های شرق آن،  یونان (به معنی ایونی یا ایرونی که مهاجران دوران اولیه هخامنشی،  که به غلط و دشمنی می گویند عیلام،  به آن سرزمین مهاجرت کرده بودند)  و مردم غرب گریس می نامیدند،  خود یونانی ها به کشورشان می گفتند هلن،  که افسانه ای از آن در خاطر داشتند.  اگر دقت کنید بسیاری از کشور های تاریخی دو یا چند نام داشتند.  در این مقاله به بررسی تاریخی نام های پرشیا و ایران می پردازم،  البته زمان می برد.
   ــ  پرشیا = پارسیا = پارسا = پر + سر،  مشروح در اینجا.
    ــ  ایران = ار = ایر + ان = سرزمین ار،  مشروح در اینجا.
نگهداری علمی گویش های ایرانی
      در جغرافیای فعلی ایران حدود 4000 و در کل مساحت ایران تاریخی 20000  زبان یا لهجه شناخته شده وجود دارد،   و این مهم مربوط به تاریخ تمدن های کهن ایران است.  از ابتدای قرن 20 با پیدایش مدارس سراسری، کتاب و دفتر، رادیو و تلویزیون بسیاری از آنها بین رفته اند،  و همچنان بسیاری دیگر در حال فراموشی هستند.  می بایست با تلاش جوانان با ذوق ایرانی،  علم جدیدی برای حفظ و بقاء این زبانها شکل گیرد،  و نسبت به طبقه بندی و دیگر موضوعات مربوطه اقدام شود.  در آینده با پیدایش کتیبه ها و نوشته ها،  در صورت عدم این زبانها و نبود افراد دانا و آگاه زبانی و گویشی،  با مشکل خواندن و ترجمه روبرو می شویم.
      در قرن های 19 و 20 هر یک از خارجی هایی،  که در خواندن و ترجمه نوشته های ایرانی کار می کردند،  با ترکیب زبان و لهجه خود،  نسبت به ترجمه آنها اقدام می کردند.  بسیاری از کتیبه های به جای مانده در هر محل و زمان با یکدیگر تفاوت نوشتاری دارند،  مثلاً به ایلامی و مادی و هخامنشیان و غیره تقسیم کرده اند،  در آنها خشیارشا و داریوش و کوروش و حتی نام خودم انوش را می توان با تفاوت هایی تلفظ کرد.  این خود بحث علمی و مهمی است،  که تخصص ویژه ای می خواهد،  امیدوارم جوانان با هوش وطن پرست نسبت به پیگیری این مهم حرکت های خوب و عملی و علمی انجام دهند.
     اگر هم اکنون به روستا های مختلف ایران بروید،  در میان افراد مسن مدرسه نرفته زبان های مختلف خواهید دید،  که ریشه همه آنها فارسی است و گاه،  ده به ده تفاوت های آشکاری دارند،  و همچنین می بینید در استان های مختلف مشترکات زبانی جالبی هم وجود دارد.  از نظر من هر لهجه و یا گویش خود زبانی است،  این دانش بشری است،  که زبانی را اصلی و ریشه ای می گوید،  و بسیاری را زیر مجموعه و یا لهجه ها و گویش های آن می شمارد.
      آنچه که برای انقلاب دانایی قرن 21 مهم است،  باید هر شخصی در حرفه و تخصص خود کار و تحقیق کند،  و هر چه زمان می گذرد این تخصص ها ویژه تر می شوند.  در گذشته ها این موضوع مطرح نبود،  و مثلاً هزار سال پیش یک نفر می توانست،  پزشک و منجم و ریاضی دان باشد،  ولی امروز و هر روز وضع حرفه ای تر می شود،  در تاریخ و فرهنگ یادگیری نوشته ام.   عدم آگاهی در تخصص ها باعث شده،  بسیاری که در دانش این وبلاگ نیستند،  نظراتی می دهند و یا سئولاتی می کنند،  که به بخش های دیگر مربوط می شود،  و حتی به رشته خودشان هم مربوط نمی شود.  بارها نوشته ام این قرن سرعت در علم و عمل را می طلبد،  نه پراکندگی در دانش و کار.
   عکس اشیای چند صد سال اخیر ایران،  از یک موزه خصوصی،  فرهنگ و تمدن شکوفا از این اشیا پیداست،  عکس شماره 2921.
آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
ارگ   http://arqir.com
 
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.