تاریخ پیدایش تحولات اجتماعی ایران

پیدایش تحولات اجتماعی ایران بخش اول قرن 20
پیش گفتار
      عده ای از عزیزان تحلیل مسائل روز را از من می طلبند،  مطابق برنامه های آدم اهل تاریخ،  مسائل روز را نیز تاریخی می نگرم.  بدین منظور ابتدا لازم است،  چگونگی پیدایش تحولات اجتماعی ایران را در یک قرن گذشته دانست،  تا وقتی از مسائل روز می گوییم،  بتوانیم ریشه یابی های لازم را انجام دهیم،  و مسائل روز مانند داستان های ساختگی گذرا نشوند.  بمرور سری مقالات به هم پیوسته درباره تاریخ اجتماعی ایران،  و پیدایش و تحلیل تحولات اجتماعی ایران پست می کنم.  تا بلکه در نهایت بتوان تحلیل درست از مسائل روز انجام داد.  برای این کار نیز ابتدا باید کل جغرافی ـ تاریخ ایران را از مشروطه تاکنون بررسی کرد،  و آن را در گردونه یادگیری قرار داد.
تصویر تاریخی بازار بابل،  عکس شماره 3406.
   توجه:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
تصویر لوگو در دانش و بینش انقلابی باشید،  عکس شماره 1610.
این صفحه ضمیمه تاریخ اجتماعی ایران و جهان است.
پائیز 1386 
. . . ادامه دارد و باز نویسی می شود . . .
از اقتصاد نو بورژوازی تا سرمایه داری بی هویت
      تا قبل از اولین انقلاب بورژوازی ایران یعنی جنبش مشروطیت،  ایرانیان در تمام مملکت در دو طیف اجتماعی،  یعنی فئودالی و قبیله ای، زندگی می کردند.  فئودالی از دوران حکومت  صفویه با ورود استعمار به ایران پدیدار گشت،  خود کشور های استعماری در آن زمان در دوران بورژوازی بسر می برد،  در ساختار های تاریخی اجتماع توضیح داده ام.  از زمان صفویه قسمت هایی از ایران بویژه اطراف مملکت همچنان در دوران قبیله ای باقی ماندند،  که امروزه اثرات آن در اطراف مانند بلوچستان، خوزستان بخش عربی،  قسمتی از کردستان، ترکمن صحرا و بعضی جاهای دیگر همچنان در سازمان قبیله ای که اثر مجلس مهستان تاریخی می باشد باقی مانده اند.  بنا بر این از همان صفویه دو شیوه زندگی مردم در تفاوت آشکار سیاسی و در تزاید فرهنگی و اجتماعی با یکدیگر در آمدند،  و دائم با هم بر خورد داشتند که همین امر شورش محمود قندهاری،  و سپس حکومتهای قبیله ای افشاریه و زندیه را به دنبال داشت،  اما این دو حکومت با ساختار قبیله ای برای اداره کل مملکت آمادگی و صلاحیت آن زمان را نداشتند،  خیلی سریع جای خود را به خاندان مورد انتخاب فئودالی ایران یعنی قاجاریه دادند.
      جنگ بین فئودالی و قبیله ای در زمان قاجاریه ادامه داشت،  در تاریخ شورش های بزرگ داخلی مانند خوانین قبیله ای بخارا و خیوه و هرات را داریم،  که به راحتی توسط حکومت فئودالی مرکزی قابل سرکوب بود،  ولی با نفوذ استعماری انگلستان به ضرر ایران تمام شدند.  سپس شورش های قبیله ای کم اهمیت تر در ترکمن و خوزستان و بختیاری و قشقایی و کرد که در هر صورت باعث ضعف حکومت فئودالی مرکزی گردیده بودند.  در تمام دوران قاجاریه جنگ بین فئودالی و قبیله ای ادامه یافت،  و نفوذ استعمار برای آشفته تر کردن و برداشت به نفع خودشان ادامه داشت.  استعمار گران در این مدت تاریخ های دروغی برای سردرد گمی تحلیل گران مسائل سیاسی نوشتند،  و چون ایدئولوژی های سیاسی برای این دو شیوه زندگی معنی نداشت،  ایدئولوژی های دینی پرورانده شد،  که بدلیل حساسیت دینی از ذکر آنها خود داری می کنم.  این مسئله مهم را باید در نظر گرفت مردمی که در سازمان قبیله ای زندگی می کنند،  با مردمی که فئودالی را طی می کنند،  خواسته های و برداشت های متفاوتی از دین و زندگی دارند،  این بحث مفصل است….   
      از ابتدای قرن 20 جهان استعماری در ادامه رشد و تکامل تاریخ اجتماعی وارد دنیای امپریالیستی شد،  دیگر امپریالیستها نمی توانستند مانند سلف استعماری جهان را اداره کنند،  می بایست جهان را تکانی دهند و تعدادی از ممالک را وارد دنیای بورژوازی کنند.  بدین منظور در منطقه ایران بزرگ،  ترکیه و ایران انتخاب شدند،  با کمک عوامل و ایادی امپریالیستی و دخالت آشکار در امور جاری مردم و مملکت انقلاب ترکهای جوان در ترکیه و انقلاب مشروطه در ایران ایجاد گردید،  و این دو کشور پیشتاز ورود بورژوازی در منطقه شدند و بدین ترتیب خواسته بورژوازی پیاده گردید.  کارهای مهم بورژوازی ایجاد سیستم اداری و دولت نو و دفتر و دستک های مربوط برای ضبط اسناد و قوانین مربوطه و ساخت راه های ارتباطی و این قبیل است، که توسط مجلس های شورای ملی اول تا پنجم ایران انجام شد در راه راستی نمونه هایی نوشته ام،  البته کثیری آنها را به اشتباه از اقدامات رضا شاه می دانند.  بورژوازی نو پدید ایران تولیدی و صنعتی نبود زیرا مردم آمادگی ذهنی آنرا نداشتند، بنا بر این مملکت بسوی مصرف گرایی پیش رفت و هر روز و هر آنچه که ایجاد می شد برای مصرف بود،  و از انقلاب مشروطه تا کنون روز به روز تولیدات کشاورزی و دامی کمتر شده،  واردات و مصرف گرایی در اندازه بحرانی بالا رفته است.  قبل از انقلاب مشروطه ایران یکی از عمده ترین صادر کنندگان تولیدات دامی بویژه روغن حیوانی به اروپا بود.
      در زمان رضا شاه قبیله ها و سران غیر قابل تغییرشان که بدون اتحاد و سر برگ و دفتر و دستک بودند،  همه جای ایران خیلی سریع سرکوب ارتش نو بورژوازی مجهز شده بدست امپریالیست رضا شاه شدند،  و ادامه آنها در ایران بعد از جنگ دوم جهانی سرکوب گردیدند.  البته شهرهایی که از آن قبایل بود تمایل به بورژوازی پیدا کرده بودند که باب میل کسبه و پولدار ها بود و جذابیتی هم برای جوانان داشت،  بنا براین گذر تاریخی از قبیله ای به بورژوازی کوتاه و بدون پیش درآمد های تاریخ اجتماعی بود.  و این همان مسئله ای بود که در انقلاب 57 کار ساز شد،  ولی از چشم تحلیل گران بی سواد اجنبی پنهان بود،  اما آشنا برای سردمداران پیروز انقلاب که از دل توده ها خبر داشتند.  از این قبیل موضوعات ساده نباید گذشت اینها تعیین کننده ریتم یا آهنگ اتفاقات بعدی هستند،  اگر می خواهید آینده بینی سیاسی را علمی داشته باشید، انوش راوید زوایای مهمی را که از چشمها دور بوده است به شما نشان می دهد. 
      امپریالیست ها در بعضی جاها نتوانستند به ممالک قبیله ای پیروز شوند،  مانند افغانستان و عراق،  اما چون در ایران و ترکیه سابقه ای از فئودالی بر قرار و بورژوازی نو پدید بود با کشور های فوق تفاوت داشتند.  در همان اوان امپریالیست ها به نفت و ارزش آن پی بردند و ایران از برکت آن مورد توجه بیشتر قرار گرفت،  بعد از جنگ دوم جهانی امپریالیست قدرتمند آمریکا بدون آگاهی و دانش لازم از جغرافیای استعماری در جهان کارهایی کرد که امروز خود دارد چوب آن ندانم کاری ها را می خورد.  مانند تولید کودتا های متععدد در کشور ها و دادن کمک مالی به کشور های تحت نفوذ برای وابستگی و مصرف بیشتر،  و نیز دادن فرهنگ نو پدید غربی،  البته گاهی از این کارها ترس از کمونیست بود.  خواسته مردم ایران با خواسته امپریالیست متفاوت بود،  مردم ایران دوران اومانیستی و رنسانس ایرانی نداشتند،  بنا بر این در تمام مدت پهلوی با شیوه های امپریالیستی درگیری داشتند.  در نهایت از این اختلاف ها انقلاب شکوهمند 57 بیرون آمد،  که بازگشت قوانین به دوره ماقبل بورژوازی و یا قوانینی غیر هم خوان و نا جور از فئودالی و قبیله ای در دورانی جدیدی که مردم در ساختار اجتماعی بورژوازی بسر می بردند .  بدین جهت انقلاب 57 پایه ها و زیر بنای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی را تکان نداد،  فقط موجی ایجاد کرد که خواسته های امپریالیستی نیمه دوم قرن 20 تعلیل شود و دلیلی برای چرخش و جهش به امپریالیست نو ایجاد گردد.
     همچنین بعد از جنگ دوم جهانی بعد از فروش سهام گروپ آلمان در جهان،  شرکت های چند ملیتی پدیدار گشت و متعاقب آن سرمایه داری فرا ملی بوجود آمد،  و نیز سرمایه داری آمریکایی برای مبارزه با شوروی و سود بیشتر به چین و سپس بقیه جهان رفت.  ایالات متحده آمریکا زمانی بزرگترین تولید کننده محصولات صنعتی بود،  و بعد از این چرخش سرمایه داری،  از سال 1970 تولید و کار را به چین و هند و غیره واگذار کرد،  و برای رفع بیکاری در آمریکا شغلهای کاذب ایجاد شد.  سپس از این زمان دو گرو سرمایه داری در جهان پدید آمد،  سرمایه داری فرا ملی به سردمداری بازار های بورس،  و سرمایه داری سنتی به رهبری صاحبان کارخانه های قدیمی،  برخورد این دو سرمایه داری در جهان ماجرا هایی را بوجود آورده است،  همچنین دو گروه در بسیاری از جاها بنا به خواسته نوع خود دخالت هایی کرده اند.  در دوران پهلوی سرمایه داری فرا ملی در فکر نفوذ و اشغال کامل اقتصادی ایران بود،   ولی سرمایه داری سنتی که به ویژه دست اروپائیان بود مشغول مقابله با آن شیوه شد،  که در نهایت در انقلاب 57 رد پای سرمایه داری سنتی به وضوح دیده می شود.
      با برنامه های امپریالیستی نیمه دوم قرن 20 و هیجانات رشد جهانی روز به روز احتیاج به نفت بیشتر و بیشتر می شد،  و از ندانم کاریها و بازی سرمایه ها در رقابت امپریالیستی و نیز ترس از کمونیست،  کشور های در حال توسعه نفت خیز به پول خوب،  و ممالک بدون نفت به کارخانه ها رسیدند.  سرمایه داری نو ظهور فرا ملی نمی خواست ایران را رها کند،  تمام تلاش خود را با کمک عوامل بورسی و اقتصادی برای حفظ قدرت خود می کرد،  و سرمایه داری سنتی هم ضمن بدست آوردن پیروزی نسبی،  به قلع و قم نیروهای طرف مقابل پرداخت.  در جهان با گسترش سرمایه داری فرا ملی به همه کشورها،  و با پیدایش کابردی کامپیوتر و اینترنت،  سرمایه داری دیگری از ابتدای قرن 21 پدیدار گشت که خیلی سریع مورد پسند قرار گرفت،  آن سرمایه داری بی هویت است.  از ابتدای قرن 21 با پیدایش این نوع سرمایه داری دیگر کسی نمی دانست صاحبان سرمایه ها کیستند،  صاحبان سرمایه و شرکت های که میلیارد ها دلار اجناس اتمی و یا نفتی را می خرند و می فروشند چه کسانی هستند و چرا اینگونه معاملات انجام می شود.  این سرمایه داری در فکر این است که جهان همیشه در حالت تنش و التهاب باشد تا سود آنها بیشتر گردد،  و شناسایی آن افراد سرمایه دار و نوع کار و ترفندشان هم غیر ممکن باشد، و بر اساس التهاب کامل است که معلوم نخواهد شد سرمایه داری بی نام و نشان کیست و از کدام کشور و یا بانک و شرکت هستند،  که سود های کلان می برند و یا کدام شیخ نفتی است.
      بعد از شناخت تحولات تا آخر قرن گذشته،  قرن جدید با ریزش ساختمان های مرکز تجارت جهانی نشان داد که تجارت گذشته پایان یافته،  واقعاً دنیای جدید شروع شده و در همه جا باید اسباب کشی شود منجمله ایران.   در مدت چهل سال از بدو پیدایش سرمایه داری فراملی تا کنون مبلغ هفت هزار ملیارد دلار پول و سرمایه قطعی از کشور های امپریالیستی خارج گردید و به جیب دیگران رفته است،  منجمله پنج هزار میلیارد دلار به نفتی ها رسیده است،  که اینها نقش اصلی در سرمایه داری بی هویت دارند،  و اعمال نفوذ های مهم در سیاست های جهانی می کنند،  که این امری و کاری ساده است. وقتی می شنویم نمایندگان مجلس های انگلستان از اندکی پول نگذشته اند و از بودجه برداشته و خرج تعمیر خانه اشان کرده اند،  یا برای انتخابات آمریکا و یا این طرف و آن طرف جهان امپریالیستی وا رفته از هر که پول می گیرند،  و امتیاز سیاسی و اقتصادی دولتی از کیسه ملت هایشان می دهند،  پس این اعمال نفوذ ها به راحتی با اندکی پول ها امکان دارد.  امروز ضعفهایی در مدیریت جهانی است،  در گذشته مدیریت های جهانی با امکانات خاص زمان در دست استعمار گران پیر،  انگلستان 70 درصد و فرانسه 25 درصد بود و جهان را به مدت چند قرن اداره می کردند،  تا اینکه امپریالیست قرن 20 پیدا شد،  و آنها با یکدیگر اختلافات فاحش داشتند،  که جنگ جهانی اول و دوم را به دنبال داشت،  و هنوز این شکاف و یا اختلاف وجود دارد.
     برای تولید وضع آشفته و التهاب بازار خواسته نرم افزار امپریالیست نو با برنامه سرمایه داری بی هویت،  نیازمند دست آویز هایی چون طالبان و یا سرخ  و سفید و سبز در این گوشه و آن گوشه جهان هستند،  برایشان هم تفاوتی ندارد فقط التهاب بی پایان می خواهند،  امروزه سخت افزار تولید این تنش و التهاب بخشی از دولتمردان آمریکایی بویژه نظامیان آن هستند،  که درکی از تحلیل اوضاع ندارند،  فقط فکر می کنند با طالبان یا امثال آن می جنگند.  امپریالیست ها که اینک با بنیه سرمایه داری جدید در جهان می تازند چیزی از آینده بشری نمی دانند و نمی خواهند هم بدانند چون نمی توانند،  آنها ویروس نرم افزاری شده اند،  که به جان جهان افتاده و فقط منافع خود را در نظر می گیرند،  سازمان های مخفی مانند بیلدربرگ و آرماگدون را به کار می بندند تا شاید کمکی باشد.  اگر ما ایرانیان به درستی از مسائل ندانیم و نتوانیم موضوعات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی را تحلیل و تعلیل کنیم به راحتی به دام امپریالیست می افتیم.  امروز در دانایی قرن 21 وظیفه جوانان ایران عزیز است از هیجانات زود گذر و تخریب کننده پرهیز کنند، و دانش خود را با مطالعه مقالات وبلاگ های انوش راوید بالا ببرند،  تسلیم بر افروختگی ها و اسیر حباب ها نشوند.
از پایان تزار تا آغاز پوتین
     طی دویست سال گذشته رقابت شدیدی بین انگلیس و روسیه برای نفوذ بیشتر در جغرافیای ایران بزرگ جریان داشت،  با قرار داد 1921 ایران و شوروی مدت طولانی این رقابت کم رنگ شده بود،  ولی در سال 1978 با ضعیف شدن روسیه،  انگلیس با حساب استراتژی و تاکتیک نفوذی پانصد ساله خود در ایران موفق شد گستردگی بیشتری در اشکال آشکار و مخفی در ایران بدست آورد.  در این دو سه سال گذشته،  روسیه توانسته بعد از حدود 25 سال فراز و نشیب در کشور خودشان،  از برکت نفت و گاز ثبات نسبی بدست آورده،  و با زیرکی از مشغولیات رقیبانش در عراق و افغانستان استفاده نماید و چنگ اندازی های جدیدی را شکل دهد.  دو سال پیش با پیدا شدن رد پای پوتین در خاک ایران مطالبی تلویحی به عنوان شکست فکر شوم در دریای مازندران نوشتم،  همچنین در سی سال گذشته انگلیس به کارهای استعماری مشغول می باشد،  ولی با ایجاد نیرو های مستقل و یا حفره های عمیق رنگ باخته،  تاکتیک تاریخی پانصد ساله اش بی اثر شده است،  در واقع آن دو قدرت استعماری و امپریالیستی به دنبال راه کارهایی دیگر و نوین برای نفوذ در ایران می باشند،  مردم ایران باید هوشیار و آگاه بوده که در دام های این دو قلدر منش تاریخی خود نیافتند.  مسئله مهم این است که هرگز در طول تاریخ دیده نشده تاریخ دوبار تکرار شود،  مردمی که به سرعت انقلاب 57 را سازمان دادند و به انجام رساندند،  باعث وحشت و ترس و دست پاچگی دشمنان گردیدند که از غیرت و قدرت ایرانی های عزیز غافل بودند.
      در قرن های 19 و 20  دو رقیب روس و انگلیس جنگ و گریز ها و عقب و جلو رفتن های مختلفی در ایران داشته اند،  و همیشه تکیه روسیه برای نفوذ به ایران بر دوش قزاق ها و نیرو های امثال بوده است و آن طرف بر احساسات و خواسته های عاطفی مردم تکیه داشته.  آنها در صحنه جهانی با یکدیگر یکسانند و جایگاه های خوبی دارند ولی با این وجود امکان سازش در ایران را ندارند،  هر چند در این مورد ممکن است مدتهای کوتاهی با هم کنار بیایند و چون آتش بس موقت به تجدید قوا مشغول گردند،  ولی پایدار نمی تواند باشد،  چین و گاهاً ژاپن و اقمار اقتصادی آن در جهت روسیه و آمریکا و گاهاً اروپا در سمت انگلیس قرار دارند،  این صف بندی سیاست گذاری ها را بسیار مشکل کرده است.   آنها می ترسند که اگر طرف مقابل حتی بر نیمی از جغرافیای سیاسی و یا اقتصادی ایران مسلط شود،  تمام برنامه ها و خواست ها از بین برود و فاجعه ای و شکستی جبران ناپذیر برایشان روی دهد.  البته هر کدام از زیر مجموعه ها خود دارای فلسفه  و منطق خاص سیاسی هستند،  و بدون اطمینان به یک دیگر با نگرشی متفاوت برنامه می ریزند،  که چندان در یک جهت نیست و این نقطه ضعف آنها قوت ایرانی هاست.  در هر صورت با برخورد دوباره بالا های جهان فرصت تاریخی در اختیار ایرانی ها قرار گرفته،  امروزه ایران عزیز با داشتن میلیونها جوان تحصیل کرده و جغرافیایی مهم با منابع بسیار می تواند معادلات تاریخی را در قرن 21 به نفع خود بر هم بزند.  هوشیاری و دقت، تحلیل و تعلیل اصول مهمی هستند که باید بر احساس و عاطفه تاریخی غلبه کند،  جوانانی که بر موج زمان سوار هستند،  به راه خود خواهند رفت و تاریخ را شکاف می دهند و دیوارها را فرو می ریزند.  سطحی نگری و شتاب زدگی و هیجان رفتگی دور از انتظار تاریخ سازی است و باعث از بین رفتن انرژی های ملی می گردد و سوء استفاده امپریالیست نو را در پی دارد. 
      انگلستان نیروهای وابسته خودش را در دو جناح نگه می داشت تا اگر جناحی از فرامین استعماری کوتاهی کرد جناح دیگر را به کار اصلی بگمارد تا دیگری را ترمیم نماید،  اما روسیه فقط یک جناح نظامی و فاشیستی را ترجیح می داد.  انگلیسها نفرات رده های اول سیاسی جناح ها را به ندرت و به دلایل خودشان به قتل می رساندند،  ولی روسها با فضل خاص نظامیشان فرماندهان را بی دوام می کردند و به راحتی می کشتند.  مهره های رده های دوم و سوم نیروهای محلی وابسته به استعمار انگلیس چندان کاری به سیاست های بالا دستی نداشتند،  فقط به نوکری مفتخر بودند،  ولی این قبیل نیروهای وابسته به روسیه کمتر مخ داشتند.  مطابق طبیعی و ذات بشری همیشه اختلاف میان رده های هر کدام از نیرو های فوق وجود داشت و از این وضع توده های مردم در پائین برای اردوی ملی و مردمی استفاده موقت می بردند.  در قرن 21 و با گذشت زمان آنها تکامل یافته اند،  مردم هم باید احتیاط کنند که احتمالاً بازیچه این نیروها نگردند،  آنها اسماً و مجازی از تمام سیاستها و گروه ها،  راست، چپ و میانه، وسط بسیار استفاده می کنند که جهت اغفال ملتها شکل داده اند.  به بهانه های و کلکهای مختلف و با ظاهر ملی و کشوری خودشان را در همه جای جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، می چپانند تا مقاصد امپریالیستی را پیش ببرند. شناختن دوست از دشمن و شعار های واقعی،  امر مهمی است  با دانستن تاریخ و اجتماعی بدون دروغ های دشمنان امکان پذیر است. 
     در آن دویست سال ایرانی در شرایط خوبی نبود،  اما اینک ملت ایران در رأس حرکت های نو می باشد و جهان را در تمام بعد آن متحول خواهد کرد که مسئله مهم و حیاتی است،  دقت نظر ایرانی ها از نفوذ دوباره و تاریخی استعمار گران جدید جلوگیری می کند.  باید توجه داشت ملت های امروز ایران آن مردم 30 یا 70 سال پیش نیستند،  امروز از سطح آگاهی و دانش و بالندگی برخور دارند و استفاده گسترده از وسایل تکنولوژیکی مدرن و امروزی را در بالاترین برخور دارند و انقلاب دانایی قرن 21 را خوب می شناسند.  هر حرکت کوچک و یا بزرگ،  سازنده از جانب توده مردم و یا ویران کننده از طرف امپریالیست نو،  به همه و همه مردم و اقشار جامعه مربوط می شود،  به این و آن و من و ما ندارد،  در تمام موارد مردم عزیز ایران باید دقت و توجه داشته باشند.  پویایی این خط با جغرافیای مهم آن می بایست مورد تحلیل دقیق با حفظ کامل دمکراسی خواهی قرار گیرد و اگر کسی فقط خود را ببیند کاملاً گمراه است و بزرگی و شادابی ملت ایران را نشناخته است.  داشتن فعالیت و تحرک های ویژه در مسیر سازندگی تاریخ ایران بسیار مهم است و هر اقدامی شکوفایی بیشتری برای رشد اجتماعی ایران را به دنبال دارد،  تاریخ نشان داده که حرکت های جدا سری و قهر آمیز با ملت ایران محکوم به نابودی است.  با شناخت تاریخی مطمئنن مردم ایران به عقب باز نمی گردند و تصور اینکه چهره ها و کارگزاران استعمار می توانند هم میهن های عزیز را بر گردانند اشتباه دشمنان می باشد.
  در این میان چالش های و بحران های بزرگی پیش روی ایران قرار دارد که بخش هایی از آن را می نویسم؛
  اقتصادی مانند:  ـ کمی تولید مواد غذایی در داخل و گرانی آن در جهان، ـ  وابستگی غیر اصولی و غیر سازمانی به اقتصاد جهان،  ـ کم شدن درآمد صادراتی نفت و داشتن واردات زیاد،  ـ حجیم بودن پول و اسکناس های رایج ایرانی و نداشتن پشتیبانی اقتصادی و مالی برای آنها،  ـ کمبود آب آشامیدنی و کشاورزی و توزیع نا مناسب آب.
  اجتماعی مانند:  ـ افزایش بی برنامه جمعیت دو برابر در کل و چهار برابر شهر نشینی در 30 سال گذشته و بیش از ده برابر در یک قرن،  ـ عدم وجود افراد متخصص کاری در سطح کم سواد و با سواد عالی و نیز فراوانی افراد دارای تخصص متوسط حاصل از دانشگاه های ایران،  ـ بیکاری گسترده بدون برنامه های تولید کار.
  سیاسی مانند:  ـ عدم تجربه ملی در سازمان های قرن 21 ،  ـ نداشتن تحلیل درست از توازن قوا در بالای جهان و عدم ایجاد و حفظ توازن در منطقه،  ـ  ندانستن واقعی و به تمام معنی جغرافیای ایران توسط اندک سیاست گذاران. 
تجربه ای که باید آنرا حفظ کرد
      چند سالی است که اینترنت فرصتی داده تا هم میهنان عزیزم بزرگترین آزادی بیان را تجربه کنند،  این آزادی بیان را می توان اردوی مجازی ملی و مردمی نامید که در واقع توسط ایرانی ها در جهان ایجاد گردیده است.  ایرانی ها از سراسر گیتی،  در این اردوی مجازی با آزادی کامل به نشر خواسته های و عقاید خود می پردازند.  بسیار جای خوشحالی است،  در این اردوی مجازی ملی و مردمی هیچ کس حقوقی نمی گیرد و اجیر کسی نیست،  فردی چیزی را نمی تواند به دیگری تحمیل کند،  همه با هر اندیشه و ایده و کار بردی راحت و آزادند.  به جز انگشت شماری اجیر شده دشمنان تاریخی که سعی دارند در مقابل این آزادی و اردوی مجازی ملی و مردمی قرار گیرند و آنرا به انحراف بکشانند.
      ایرانی ها در طول تاریخ سه دوره کوتاه آزادی را در اردوی ملی و مردمی تجربه کردند و دور هم جمع شدند،  اولین انقلاب بورژوازی کشورهای هم سطح ایران در سال 1906 فرصتی پیش آمد تا مردم ایران گرد آزادی نو تجربه جمع شوند.  ایرانیان مدت کوتاهی در اردوی ملی و مردمی گرد آمدند،  اما خیلی سریع بورژوازی با کمک امپریالیسم خود را جمع و جور کرد و اردوی ملی و مردمی را با کمک مردمان آل فسیل در هم پاشید.  مردم آل فسیل اشخاصی هستند که به آنها احمق نمی شود گفت،  خائن نیستند،  چه بسا وطن پرستان و مومنینی خوب و وفادارانی به نام باشند،  نا آگاه نیستند چه بسا از اهالی علم و شعر در میان آنها بسیار است.  این اتفاق بعد از 400 سال مبارزه بین سازمان قبیله ای و تشکیلات فئودالی جلو رو پدید آمد،  در تاریخ نیک مشروح نوشته ام.  در این سالها حکومتها ابتدا بشکل سازمان قبیله ای ظاهر می شدند و هر سلسله که می توانست به تکامل اجتماعی زیر نفوذ استعمار بسمت تشکیلات فئودالی برود مدتی می ماند،  ولی در نهایت آن سلسله در مبارزه با سازمان قبیله ای که ریشه در تاریخ داشت سرنگون می شد.  صفویه با سازمان قبیله ای روی کار آمد و بسمت تشکیلات فئودالی رفت،  و توسط سازمان قبیله ای به رهبری نادر شاه افشار بر کنار گردید.  افشاریه آن چنان زیر نفوذ سازمان قبیله ای بودند که نتوانستند بماند،  زندیه قبیله ای براحتی با تشکیلات فئودالی کنار می آمد،  توانست افشار صرف قبیله ای را کنار بزند.  ولی ساختار قبیله ای زندیه با حرکت فئودالی رو به رشد نتوانست هماهنگ بشود،  چون تشکیلات فئودالی به تنهایی نمی توانست تیر خلاص به سازمان قبیله ای بزند از سازمان قبیله ای دیگری که بسیار ضعیف بود به نام قاجار کمک گرفت.  با آمدن قاجار سرعت تشیلات فئودالی با راهنمایی استعمار که در رشد و ظاهر شدن خان های فئودالی کمک می کرد بالا گرفت.  علت همراهی استعمار برای این کار بزرگ کردن رهبران فئودالی برای اجرای دستورات استعمار بود،  همان گونه که در هندوستان مهاراجه ها ساخته و پرداخته شده و در خدمت انگلستان بودند،  سپس در ابتدای قرن 20 مسیر تکامل اجتماعی ایران بسوی بورژوازی نو پدید ایران رهسپار شد و انقلاب مشروطه پیش آمد.  جهت اطلاعات بیشتر به ساختارهای تاریخی اجتماع مراجعه نمایید. 
      همچنین بهانه جنگ دوم جهانی فرصت کوتاه دیگری پیش آمد تا اردوی ملی و مردمی شکل گیرد،  هر چند در این دوره امپریالیستها نقشه های بدی داشتند.  فرصت کوتاه دیگر از بهمن و اسفند و سال 1358 اردوی ملی و مردمی چهره زیبای خود را نشان داد،  تا اینکه امروزه اینترنت مردم را برای آزادی بیان دور هم جمع کرده است.  کار امروز ما دفاع و گسترش این آزادی است، و نیز برای این آزادی قلم و اندیشه که علم و تکنولوژی در اختیار ما قرار داده باید دقت کنیم و هوشیار باشیم و دشمنان نوکر اجنبی را بشناسیم و اجازه ندهیم با پرت و پلاها و ترفندهای مختلف این آزادی را خدشه دار کنند.  همچنین باید با مطالعه دقیق اوضاع سیاسی و اقتصادی را در تاریخ بدانیم و روزانه در اندازه ای که تخصص کاری هر شخص اجازه می دهد تحلیل و بررسی کرد،  و نیز توجه نمود،  ممکن است جریانات موجود،  ایرانی ها را در دو زیر مجموعه سیاسی مقابل یکدیگر قرار دهد.  این همان خواسته امپریالیست نو جهانی است که می خواهد با ایجاد چنین جو و موقعیت هایی خود را نجات دهد و دیگران را گرفتار کنند،  فقط تبادل افکار از نزدیک و اینترنتی همه هم میهنان است که می توان دشمنان را سرخورده کرد.
      تحولات روز مره شتابان حرکت می کند،  بنا بر این برای نوشتن وقایع اقتصادی سیاسی روز در وبلاگم باید موضوعاتی را مطرح نمایم که جنبه تاریخی دارند و کمتر روزانه هستند،  ولی بنا به تقاضا های مکرر اندکی می نویسم.  در یک قرن بورژوازی ایران از انقلاب مشروطه تا کنون به نوعی دوره های اومانیستی و رنسانس ایرانی است،  هم اکنون ملت ایران آمادگی کامل دارد تا ناسیونالیست خود را که ریشه در دمکراسی و فدرالیسم تاریخی بر گرفته از نوروز و جشنهای باشکوه ایرانی دارد پیاده نماید.  در شرایطی که جوانان با هوش ایرانی در میدان هستند، هرگز بغض ها و ددمنشی های آرماگدون و انکیزاسیون دشمنان ملت دلیر ایران کار ساز نیست و فقط دست و پای خود آنها را می پیچاند.   یکبار دیگر تکرار می کنم ضمن رعایت اصول دانایی قرن 21 و علاقه و تخصص در یکی از گرایشات علوم جغرافی ـ تاریخ وبلاگ های انوش راوید را مطالعه و پیگیری نمایید.
. . . ادامه دارد و باز نویسی می شود . . .
   خلاصه بخش دوم:   این ده سال گذشته در چرخش و حرکت سرمایه داری فراملی به سرمایه داری بی هویت،  ضمن دلایل مالی مختلف،  جهان در بحران اقتصادی فرو رفته و ساده لوحانه با تبلیغاتی گسترده می گویند،  یک یا دو سال دیگر جهان از بحران خارج می شود،  که در واقع یک دروغ بزرگ است.  روز به روز بیکاری، گرانی، تورم و خلاصه کلام بدبختی نوع امروزی برای 99 درصد مردم جهان بیشتر و بیشتر می شود،  بنا بر این قلیل دست اندر کاران،  جهان را در تنش و التهاب فرو می برند تا بهانه ای برای حفظ و نگهداری وضع موجود و بقای شوم خود داشته باشند.  در این بین توده های مردم می بایست سریعتر موقعیت ها را بشناسند،  و مسیری را که در اخلاق خوب ایرانی و سازگار با تاریخ این سرزمین بزرگ است بیابند،  وبلاگ های انوش راوید برای یافتن این ره می تواند کمکی باشد.  امپریالیست نو از عوامل و سردمداران شلوغ چون ابزاری برای این کار استفاده می کند،  و سایه میلیتاریسم را برای ترساندن مردم از جنگ های اتمی و تروریستی می گسترانند،  همچنین به پنداشت خود می خواهند جهان را در جهالت گسترده نگه دارند.  ولی خیالی باطل است،  توده های مردم این بخش از تکامل تاریخ اجتماعی را نیز بخوبی طی خواهند کرد.
عکس انوش در تخت سلیمان،  عکس شماره 4541.
آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
ارگ   http://arqir.com
 
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.