بزرگان و دلاوران تاریخ دو قرن اخیر ایران

بزرگان و دلاوران تاریخ دو قرن اخیر ایران
   پیش گفتار
      تاریخ ایران پر از دلاوری و وطن پرستی است،  در این صفحه بخش هایی از آنها را می نویسم،  و بمرور ادامه می دهم.  منبع اینترنت و اطلاعات شخصی،  ادامه دارد و بازنویسی می شود.
مزار های غریب تاریخی
سرداران ایرانی که مزارشان را کسی نمی شناسد
     این مزارها را شاید کمتر کسی بشناسد،  مزار سردارانی،  که نام و رشادت هایشان در تاریخ ایران ثبت شده است.
سرداری که مزارش انباری است
     مشتریان بازار تهران شاید هرگز ندانند،  مسیری که بارها آن را طی کرده اند،  و امامزاده ای که از کنارش گذشتنه اند،  پیکر کسی را در خود جای داده،  که روزگاری «شمشیر زن ترین جنگجوی شرق» بود.  «لطفعلی خان زند» جوان شجاع و دلاور ایرانی،  که آخرین پادشاه سلسله زندیه در ایران بود،  تبحر خاصی در شمشیر زنی داشت.
      لطفعلی خان زند از معدود پادشاهان عادل و محبوب ایران بود،  که  در زمان صدارتش،  خدمات بزرگی برای توسعه و پیشرفت ایران انجام داد.  لطفعلی خان مردی  راستگو، جوانمرد، صریح لهجه و دارای اراده قوی بود.  صفاتی که او را بیشتر از همه،  شبیه به کریم خان زند می کند.  او همانند کریم خان زند خوش خلق و دادگستر و نیک فطرت،  و با ترحم و نوع پرور بود،  و می گفت:  «نمی توانم چهره ای اندوهگین را ببینم و نمی توانم تحمل کنم که من سیر باشم وهم نوع من گرسنه.».
      گفته می شود او در مشرق زمین اولین کسی بود،  که به فکر تاسیس نوعی بیمه اجتماعی افتاد،  که البته عمرش کفاف عملیاتی کردن این فکر را نداد.
عکس آرامگاه لطفعلی خان زند،  در بازار تهران،  عکس شماره 5742 .
      سرانجام لطفعلی خان زند،  با خیانت «حاج ابراهیم خان کلانتر» حاکم شیراز،  در حالی که پس از ساعت ها جنگ تن به تن و دلاورانه،  غرق در خون بود،  به اسارت آغا محمدخان قاجار افتاد،  و به فجیع ترین شکل ممکن به قتل رسید.  پیکر او را در امامزاده زید تهران دفن کردند.  جایی که حالا بخشی از بازار بزرگ تهران است،  و کمتر کسی از آن اطلاعی دارد.  چند وقت پیش گزارش هایی منتشر شد،  که نشان می داد اتاقی که مزار لطفعلی خان زند در آن قرار دارد،  تبدیل به انباری شده است.
      برای یافتن آدرسی از آرامگاه و آستان مقدس،  در ورودی های مختلف بازار هیچ تابلو و علامتی وجود ندارد،  و تنها منابع آدرس یابی مغازه داران و ساکنین آن منطقه هستند،  که باید به آدرس های آنها اعتماد کرد.  پس از گذر از چندین پیچ و راسته در بازار تهران،  تابلویی در جوار محل مورد نظر نصب شده،  که نشان می دهد امامزاده زید(ع) در کجا قرار گرفته،  و به غیر از این تابلو که در جوار آستان نصب شده،  هیچ تابلوی دیگری از امامزاده یا حتی آرامگاه لطفعلی خان زند،  در طول بازار یا نصب نشده،  یا در انبوهی از جمعیت قابل مشاهده نیست.
      آرامگاه لطفعلی خان زند نیز در گوشه ای از محوطه امامزاده واقع شده،  اما گردشگران اجازه ورود به آرامگاه لطفعلی خان زند را ندارند،  چرا که در آرامگاه قفل شده،  و ورود به آن نیز با اجازه کتبی از میراث فرهنگی امکان پذیر است.
مزار سردار ملی تبریز
      شاید اگر الان از شما بپرسند مزار «ستارخان» در کجا قرار دارد،  بی واسطه و بلافاصله ذهن تان به سمت تبریز برود.  شهری که زادگاه «سردار ملی» بود،  و شروع نهضت مشروطیت از آنجا شکل گرفت.  اما جالب است بدانید مزار ستارخان،  جایی غیر از تبریز قرار دارد.
عکس مزار ستار خان،  در شهر ری،  عکس شماره 5743 .
     شهر ری و حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)،  پذیرای پیکر یکی از رهبران انقلاب مشروطیت در ایران بوده است.  سردار رشید و شجاع اهل تبریز،  که خاطره مبارزاتش در تاریخ ایران ثبت شده،  حالا در گوشه ای از صحن حرم مطهر حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) آرمیده است.  هرچند طی سال های اخیر،  نوادگان ستارخان تلاش کرده اند تا پیکر او را با کسب مجوز های شرعی،  از شهرری به تبریز منتقل کنند،  اما تا به حال چنین اقدامی انجام نشده است،  و مزار سردار ملی و دلاور تبریزی، همچنان مهمان مردم شهرری و تهران است.
دلاوران تنگستان
      در آغاز جنگ جهانی اول بسال ۱۹۱۴ ،  قوای روس از شمال،  و نیرو های انگلستان از جنوب،  به ایران حمله کردند،  کشتی های جنگی انگلستان در مقابل بوشهر لنگر انداختند،  و نیرو های اشغالگر بریتانیا در ۸ اوت ۱۹۱۵،  دومین هجوم خود به جنوب ایران را آغاز کردند،  شهر بوشهر را به اشغال خود در آورند.  یک روز پس از اشغال بوشهر،  چهارده نفر از ساکنین آن علیه اشغالگران اعتراض کردند،  ولی چون اهل جدال و اسلحه نبودند،  دستگیر و به هندوستان تبعید شدند.  رئیس علی خان دلواری و شیخ حسین خان چاه کوتاهی و زایر خضرخان اهرمی،  سه نفر خوانین دلیر شهرستان تنگستان از این وقایع آگاه شدند،  و تصمیم گرفتند که علیه دشمن  وارد مبارزه شوند.
      حدود دو ماه قبل از این که قوای انگلستان بوشهر را اشغال کنند،  ژنرال کاکس کنسول انگلستان در خلیج فارس، نامه ای به مرحوم شیخ محمد حسین برازجانی روحانی متنفذ و مجتهد معروف دشتستان نوشت،  که جواب آن نامه انگیزه قیام رئیس علی دلواری آن قهرمان نامی ایران شد.  کنسول انگلستان در این نامه از شیخ محمد حسین برازجانی خواسته بود،  که از نفوذ خود استفاده کند،  و از هر گونه آشوب و قیام علیه اشغالگران جلوگیری نماید.  در این نامه تأکید شده بود،  که از دشمنی با دولت انگلستان هیچ سودی عاید ملت ایران نخواهد شد،  و اگر ایرانیان وارد جنگ شوند،  انگلستان یک سوم خاک ایران را به تصرف خود در خواهد آورد.
      شیخ در پاسخ به این نامه،  تمام مصیبت ها را از طرف دولت انگلستان برشمرده،  و اعلام کرد چنانچه عملیات انتقام جویانه وطن پرستان،  علیه اشغالگران ایران صورت پذیرد،  مسؤولیت آن بر عهده انگلیسی ها خواهد بود.  رئیس علی،  در نامه های متعدد به شیخ محمدحسین برازجانی برای جهاد و قیام علیه قوای انگلستان کسب تکلیف می کند،  سرانجام با فشار وطن پرستان،  مرحوم شیخ صورتی از حکم جهادی که مراجع شیعه از نجف اشرف ارسال داشته بودند،  به ضمیمه حکم خود مبنی بر وجوب جهاد با کفار انگلیسی و جلوگیری از رخنه آن ها به بنادر جنوب و دشتستان و تنگستان،  و لزوم همکاری خوانین این مناطق و بسیج مردم مسلمان برای رفتن به میدان جنگ صادر می کند،  و برای همه خوانین می فرستد.
رئیسعلی دلواری
      نماد رهبر بزرگ نهضت مقاومت مردم جنوب ایران،  در برابر استعمارگران است،  سرداری که نام «دلیران تنگستان» را برای همیشه جاودانه کرد،  و خاک جنوب ایران ، رشادت های او و همرزمانش را خوب به یاد دارد.  رئیسعلی دلواری نماد مقاومت مردم جنوب ایران است،  نامی که روزی بر اندام استعمارگران و متجاوزان انگلیس لرزه می انداخت.  کسی که 12 شهریور ماه سالروز شهادتش به نام «روز ملی مبارزه با استعمار انگلیس» نام گذاری شد.  اما شاید کمتر کسی بداند که مزار این سردار بزرگ و نامی ایران،  جایی به غیر از بوشهر و دلوار و حتی خاک ایران است.
   خانه ما کوه است،  و انهدام و تخریب آن ها خارج از حیطه قدرت و امکان امپراطوری بریتانیا است.  این پاسخ رئیسعلی به نامه تهدید آمیز بریتانیایی ها بود.  آنها رئیسعلی و یارانش را تهدید کرده بودند:  چنانچه بر ضد دولت انگلستان قیام و اقدام کنید،  مبادرت به جنگ می نماییم،  در این صورت خانه هایتان ویران و نخل هایتان را قطع خواهیم کرد.
   عکس مزار رئیسعلی دلواری،  دلاور دلوار، غریب در کشور عراق،  عکس شماره 5741.  پیکر او را ابتدا در نزدیکی امامزاده ای در روستای «کله بند» به خاک سپردند.  اما از آنجا که رئیسعلی وصیت کرده بود،  او را در نزدیکی بارگاه مولایش حضرت علی (ع) دفن کنند،  پیکر او به قبرستان وادی السلام شهر نجف کشورعراق منتقل،  و آنجا به خاک سپرده شد.  جایی که شاید حتی کمتر کسی از زائران ایرانی عتبات عالیات هم از آن باخبر باشند.
   نظر انوش راوید:  شاید بخاطر این به راق بردند،  که یاد دلاور و دلاوری در جنوب ایران فراموش شود.
     رئیس علی در تاریخ معروف به رئیس علی دلواری،  فرزند زایر محمد (کدخدای دلوار) از طایفه‏ نیامتی، از چهره ‏های سرشناس تنگستان در روزگار خویش بود.  تاریخ تولد او را بین سال 1299 تا 1303 ق*  دانسته ‏اند.  با توجه به شهادت او در 1333 قمری،  سن وی در هنگام وفاتش بین 30 تا 34 سال بود.  رئیس علی دلواری، در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی آن قدر مقابله و مبارزه نمود،  تا در این راه سال 1333 قمری برابر 1294 خورشیدی،  به درجه‏ شهادت نایل آمد.  مدفن وی در حرم امیرالمؤمنین(ع) در نجف اشرف قرار دارد.  او در زمان انقلاب مشروطیت جوانی 24 ساله،  بلند همت، شجاع، در صدق و وفا بی مانند،  و در میهن دوستی کم نظیر بود.  اگر چه سواد و معلومات کافی نداشت،  اما پاکی سرشت و صفات حمیده او طوری بود،  که زبانزد خاص و عام بود.  رئیس علی بعد از این که قوای اشغالگر انگلستان بوشهر را به تصرف خود درآوردند،  با شجاعتی وصف ناپذیر به مقابله پرداخت،  و شکست سنگینی بر قوای انگلستان وارد کرد،  و در حین مبارزه با دشمنان اسلام و ایران،  از پشت مورد هدف گلوله یکی از سربازان خائن خود قرار گرفت،  و در منطقه تنگک صفر،  در بیست و سوم شوال1333 هجری قمری به شهادت رسید.
      رئیس علی دلواری که نیرو های دلیر و شجاع ایرانی و تنگستانی دور او بودند،  از حکم جهاد مرحوم شیخ محمد حسین برازجانی و دیگر مراجع دینی آگاهی می یابد،  آماده نبرد با امپراطوری انگلستان می شود،  و مقدمات کار را در خانه حاج سید محمد رضای کازرونی فراهم می سازد.  رئیس علی همراه دوستش خالو حسین دشتی در اوایل ماه خرداد 1294 خورشیدی،  در عمارت حاج سید محمدرضا کازرونی،  پس از مذاکراتی با وی آمادگی خود را برای دفاع از بوشهر و جلوگیری از پیشروی نیرو های انگلیسی اعلام می دارد.  رئیس علی پس از اظهار تشکر،  قرآن مجید را می طلبد و همین که خادم قرآن می آورد،  برمی خیزد و تعظیم می کند،  و با احترام تمام آن را روی میز جلو خود می گذارد،  آن گاه رو به حاضرین کرده و می گوید:  ای کلام الله گفتار مرا شاهد باش،  من به تو سوگند یاد می کنم،  که اگر انگلیسی ها بخواهند بوشهر را تصرف کنند،  و به خاک وطن من تجاوز نمایند،  در مقام مدافعه برآیم و تا آخرین قطره خون من بر زمین نریخته است،  دست از جنگ و ستیز با آنان نکشم،  و اگر غیر از این رفتار کنم،  در شمار منکرین و کافرین به تو باشم،  و خدا و رسول از من بیزار شوند.
      بعد از اشغال شهر بوشهر در 1294 خورشیدی،  نیرو های انگلیسی قصد تصرف ناحیه دلوار را می کنند.  دلوار محلی بود که پیش از آن چند بار سربازان انگلیسی به آن جا تجاوز کرده،  اما طعم تلخ شکست را در این ناحیه چشیده بودند.  رئیس علی خان دلواری و شیخ حسین خان چاه کوتاهی و زایرخضر خان اهرمی،  از این وقایع آگاه و در مقام دفاع از وطن برمی آیند.  دفاع دلیران تنگلستان علیه اشغالگران آغاز می شود،  و نیرو های متجاوز انگلیسی که قریب به پنج هزار نفر با جدید ترین تجهیزات و اسلحه بودند،  در دام چند صد تن دلیر مردان تنگستانی،  که فقط تفنگ سر پر قدیمی داشتند گرفتار می آیند،  و عده زیادی از متجاوزان انگلیسی در این حمله از بین می روند.  دفاع مردم تنگستان بر روی هم هفت سال طول می کشد،  و در این مدت دلیران تنگستانی دو هدف عمده را دنبال می کنند:
  ۱ ــ  پاسداری از بوشهر و دشستان و تنگستان به عنوان منطقه سکونت خود.
  ۲ ــ  جلوگیری از حرکت قوای بیگانه به درون مرز های ایران و دفاع از استقلال وطن.
      رئیس علی دلواری که در حقیقت روح دفاع شورانگیز مردم جنوب ایران به شمار می رفت،  و از حیث خصایص اخلاقی و نظامی بر سایرین تفوق داشت،  قبل از این که زندگی را بدرود گوید،  بارها مرگ خود را پیش بینی کرده بود.  سرانجام در شب هجوم دشمن در ناحیه تنگک صفر هنگام شبیخون به دشمن،  از پشت سر توسط غلامحسین تنگکی،  در 1294 خورشیدی،  به فیض شهادت نایل می آید.  درباره علل قتل رئیس علی به صراحت نمی توان چیزی گفت،  چه وقایع نگاران و مورخان آن عصر به این موضوع اشاره نکرده اند.  ولی غلامحسین تنگکی قبل از به شهادت رساندن رئیس علی،  خطاب به صاحب منصب انگلیس گفته است:  من تشنه خون رئیس علی هستم،  چون جد او قاتل پسر عموی من است،   و مدت هاست که منتظر هستم با یک گلوله او را سوراخ کنم.  همیشه تاریخ،  استعمار و امپریالیسم از این قبیل افراد،  برای پیشبرد اهدافش استفاده کرده و می کند،  و با ترفند و زرنگی این قبیل جنایات را،  رنگ دشمنی خاندانی و ایرانی می دهد.
      رئیس علی دلواری در مبارزه با استعمار چهره واقعی و ژرفای ایمان خود را نشان داد،  و به قیام خونین ضد اجنبی مردم نواحی دشتی، دشتستان و تنگستان رنگ خاصی بخشید.  روح استقلال طلبی و عشق به میهن و غیرت و حمیت وی از او شخصیتی به وجود آورده بود،  که آوازه جانبازی و فداکاری اش در سراسر ایران طنین افکند.  وی نبرد علیه قوای مهاجم را وظیفه ملی و مذهبی خود می دانست،  و فعالیت های ضد انگلیسی او از این اعتقاد مایه می گرفت و تقویت می شد.  رئیس علی قاطعانه تصمیم گرفت خود را فدای استقلال و تمامیت ارضی وطن کند.  مقامات انگلیسی که اغلب با تزویر و نیرنگ و پرداخت رشوه و زر و سیم بر حریف چیره می شدند،  پس از اتخاذ تصمیم قطعی درباره اشغال بوشهر و پیشروی به سوی شیراز،  به منظور تطمیع رئیس علی،  دو نفر از متابعان حیدر خان حیات داودی را به دلوار گسیل می دارند،  تا به زعم خود موافقت او را مبنی بر پیاده شدن قوای انگلیس در کرانه خلیج فارس،  و حرکت به سوی شیراز جلب کنند.  نمایندگان حیدر خان ضمن ملاقات با رئیس علی متذکر می شوند،  که چنانچه او از قیام علیه قوای اشغالگر صرف نظر کند،  مقامات انگلیسی چهل هزار پوند به او خواهند پرداخت.  رئیس علی با صراحت و شجاعت تمام می گوید:  چگونه می توانم بی طرفی اختیار کنم،  در حالی که استقلال ایران در معرض خطر جدی قرار گرفته است؟
      پس از مراجعت نمایندگان حیدر خان،  که تیر شان به هدف مقصود اصابت نکرده بود،  نامه تهدید آمیز از طرف مقامات انگلیسی به رئیس علی نگاشته می شود، بشرح:  چنانچه بر ضد دولت انگلستان قیام و اقدام کنید،  مبادرت به جنگ می نماییم،  در این صورت خانه هایتان ویران و نخل هایتان را قطع خواهیم کرد.  رئیس علی در پاسخ مقامات انگلیسی می نویسد:  خانه ما کوه است و انهدام و تخریب آن ها خارج از حیطه قدرت و امکان امپراطوری بریتانیای است.  بدیهی است که در صورت اقدام آن دولت به جنگ با ما،  تا آخرین حد امکان مقاومت خواهیم کرد.
   پرسش از عموم:  آیا این ماجرای تاریخی ادامه دارد،  و نمونه های دیگر آن در جریان است و خواهد بود؟
   * روز شمار تاریخ ها را در این متن حذف کرم زیرا در منابع مختلف روز شمارها متفاوت ذکر شده بودند،  به همین جهت فقط سال ها را نوشته ام.  امید است جوانان با هوش استان بوشهر و شهرستان تنگستان،  به تحقیقات عمیقتر و وسیعتر در این مورد بپردازند،  و در اینترنت منتشر نمایند.
   جالب:  اگر و اگر!  این دلاوران برنامه های تدوین شده داشتند،  طرحها و استراتژی وسیع تر از دو نکته ذکر شده را دنبال می کردند،  چه بسا حتی جنگ اول جهانی رقم دیگری می خورد،  و تاریخ ایران هم دگر گون می شد.  همانگونه که در تاریخ مبارزان ایران نوشته ام،  مهمترین کار قبل از مبارزه یا هم زمان با مبارزه،  دانستن و داشتن اصولی است،  که برابر با قوانین منطق ایران باشد.
   عکس هنرمند دلاور ایران در تهران،  که خود را آماج گلوله مستقیم قرار داد،  مشروح در تاریخ هنر در ایران،  عکس شماره 7012.
    توجه:  اگر وبسایت به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
ارگ   http://arq.ir
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.