تاریخ جاده ابریشم ایران

تاریخ جاده ابریشم ایران
پیش گفتار
        جاده ای که امروزه دروغ پردازان تاریخ،  از چین به اروپا کشیده اند،  و می گویند جاده ابریشم است،  و کلی پرت و پلا درباره آن می نویسند،  که ابریشم کشور چین را به اروپا می برده است،  دروغ محض است.  استان چین ایران مرکز تولید ابریشم و انواع چینی و باروت بود،  و با جاده ای این محصولات به بقیه ایران در شرق و غرب و سپس اروپا می رفت.  این جاده بنام راه ری یا ایران هم معروف بود،  ری یا رای بمعنی طولانی و بلند بالا است،  راه تا خورشید،  یا مانند ری کشیدن برنج،  که دروغ پردازان تاریخی،  آنرا در 50 سال اخیر جاده ابریشم نامیدند،  و تولیدات استان چین ایران را،  از کشور چین معرفی کردند.
 
تصویر مسیر دروغ جاده ابریشم در جهان گوگل ارت،  عکس شماره 3358.
   توجه 2:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arq.ir.
تصویر لوگوی با جدید از تاریخ ایران دفاع نمایید،  عکس شماره 1602. 
    تمام آثار تاریخی حکایت از تولید گوگرد و باروت و ابریشم و سنگ های قیمیت در ایران،  و رفتن آنها به اروپا و شرق دور دارد،  نه از کشور چین که هیچ آثار تاریخی از آن در ایران بزرگ و غرب وجود ندارد.  اصلاً با کمی فکر و چند حساب کتاب ساده می توان متوجه شد،  که اگر قرار بود محصولی از کشور چین به ایران آید،  یا به اروپا رود،  اصلاً مقرون به صرفه نبود،  در یک مسیر حدود ده هزار کیلومتری که از بیابانها و کوهستانها و سرزمینها مختلف عبور می کرد،  با دادن عوارض و باج های مختلف،  عوض شدن چند سری کاروانها و شترها،  و مدت زمان حدود یکسال،  بطور کلی غیر قابل توجیه اقتصادی است،  که هیچ،  اصلاً منطقی نیست.  آنها با گفتن پرت و پلا و با افزدون دروغ،  و بالا بردن قیمت ابریشم در اروپا،  خواسته اند این تجارت دور دست با کشور چین را اقتصادی معرفی کنند،  حتی در این میان از استان روم ایران نیز بنام روم شرقی و غربی نام برده اند،  و در ادامه داستان پردازیها کلی الکی چیزها گفته اند.
      برای این مقاله در اینترنت و کتابها خیلی گشتم،  تا مطلبی گیر آورم،  هیچ موضوع تاریخی قابل ذکر نیافتم،  و هر چه دیدم دروغ بافی و سرهم کردن و سفسطه بودند.  بهمین جهت باید بطور مستقل و با استفاده از کتابها و آثار تاریخی ایرانی بجای مانده در این باره تحقیق کنم،  و ادامه این پست را بنویسم،  که مسلماً زمان بر خواهد بود.  فقط باید دانست که جاده ابریشم واقعی راه ری معروف است،  که استان چین ایران را به تمام نقاط وصل می کرد،  و امروزه قدرت های خارجی در غرب و شرق قاره کهن با فشار آوردن به این قاره می خواهند،  قاره کهن را از تاریخ خود دور و مردم را ناآگاه کنند،  متأسفانه عده ای تاریخ دان و تاریخ نگار ایران با سادگی و بی سوادی خودشان،  در دام دروغ پردازیها افتاده اند.  غربیها نیز به کشور چین اجازه داده اند،  تا جاده ابریشم را برای خودش مصادره کند،  و وسیله نمایند و بگویند در تاریخ،  کشور چین تأثیر زیادی به قاره کهن و اروپا و آفریقا داشته است.  وظیفه جوانان باهوش متخصص ایران است،  تا با این ترفندها و نبرد نو پدید مقابله کنند،  و دست به افشا گری بزنند،  البته باید توجه کنند،  شعار پردازی را با تاریخ نگاری اشتباه نگیرند.  ادامه دارد و بازنویسی می شود.
   عکس تاریخی حمل و نقل در ایران،  حدود 1300 خورشیدی،  حال حساب کنید از کشور چین مسافت بیش از ده هزار کیلومتری را باید اینگونه حمل می کردند،  مشروح در تاریخ مسافرت در ایران،  عکس شماره 1240.
مشکلات طی کردن مسیرها
      تا نیمه اول قرن 20 برای مسافرت در مسیر ایران چین،  که به جاده ابریشم معروف شده است،  مجبور بودند در خجند،  بارکش های خود را عوض نمایند،  و با بارکش های پامیری از خجند و مسیر دره فرغانه،  که خود مصیبتی بود،  به کاشغر مرکز آدم های رنگارنگ و اقوام گوناگون بروند.  سپس از کاشغر با اسبها و شتر های کوتله پشمالوی اویغوری،  به تورفان بروند،  و از تورفان برای عبور از آلتایی دوباره بارکش های مخصوص آن دیار را می خواستند،  تا به صحرای گبی برسند،  دوباره تعویض بارکش،  تا بعد از عبور از گبی باز هم تعویض بارکش،  تا بعد از یک سال مسافرت خسته کننده،  به پکن برسند.  همانگونه که می بینید چندین مرحله تعویض اسب و شتر و گاو باربری لازم است،  تا جاده سمرقند به پکن طی شود،  هیچ کدام از این حیوانات بدلایل تربیتی و جغرافیایی،  نمی توانستند مسیر دیگری را طی کنند.  در ضمن چنین مسیری برای امور تجاری،  حتی برای گرانترین جنس مانند ابریشم،  مقرون به صرفه نبود،  بلکه ابریشم چین استان ایران بود،  که در اروپا ابریشم چینی می گفتند،  و در قرون جدید تصور کردند کشور چین است.
      اسب و شتر و کلیه حیوانات بیابان های گرمسیری،  متفاوت از حیوانات سردسیر و متفاوت از کوهستانی ها هستند.  بود و باش،  خورد و خواب آنها متفاوت است،  کسانی که دروغ حمله مغول و این و آن را به ایران نوشته اند،  هیچ کدام این مراحل را در نظر نگرفته،  مراحلی که در هر سمت جغرافیایی داستان و تعریف خودش را دارد،  و همین جوری الکی تاریخ نوشته اند،  چون سوادش را نداشتند.  در باره این مسیرها و اسبها و شترها،  فیلم های مستند زیادی ساخته شده است،  چند روز پیش شبکه مستند ایران،  در این باره فیلمی نشان داد،  علاقمندان از شبکه مستند پیگیر تهیه این فیلمها شوید،  زیرا دانستن تمام این مسائل برای یک تاریخ دان مهم است.
 اسب مغولستانی و جاده ابریشم
      عزیزانی درباره اسب مغولستانی توضیحات بیشتری خواستند،  اسب ها و شتر های پشمالو مناطق سردسیر شمال آسیا،  با چند گونه متفاوت،  در کشور مغولستان،  سیبری کشور روسیه و کشور های قرقیزستان و قزاقستان،  و در استان سین کیانگ و صحرای گبی و مغولستان داخلی کشور چین وجود دارند.  در این سرزمینها بدلیل سرمای شدید و طولانی،  که حتی شبها تا منهای 30 درجه سانتیگراد می رسد،  امکان زندگی و بود و باش برای اسبها و شتر های خاورمیانه وجود ندارد.  تربیت و نگهداری این اسبها فقط توسط مردمان همان دیار صورت می پذیرد،  این گونه اسبها با مهاجرت طبیعی،  به اروپای شمالی رفتند.  از قرن 15 میلادی،  در کشور های روسیه تا فرانسه چند قرن با این اسبها و ترکیب نژادی آنها مبارزه کردند،  و آنها را کشتند،  زیرا بعلت عدم توانایی در تربیت،  ارزش باربری و نظامی نداشتند.  درباره این موضوع کتاب و فیلم زیاد نوشته ساخته شده است،  البته اندکی از آنها در اسکاتلند و اسکاندیناوی باقی ماندند.  مشروح در اینجا.
      تا نیمه اول قرن 20 برای مسافرت در مسیر ایران چین،  که به جاده ابریشم معروف شده است،  مجبور بودند در خجند،  بارکش های خود را عوض نمایند،  و با بارکش های پامیری از خجند و مسیر دره فرغانه،  که خود مصیبتی بود،  به کاشغر مرکز آدم های رنگارنگ و اقوام گوناگون بروند.  سپس از کاشغر با اسبها و شتر های کوتله پشمالوی اویغوری،  به تورفان بروند،  و از تورفان برای عبور از آلتایی دوباره بارکش های مخصوص آن دیار را می خواستند،  تا به صحرای گبی برسند،  دوباره تعویض بارکش،  تا بعد از عبور از گبی باز هم تعویض بارکش،  تا بعد از یک سال مسافرت خسته کننده،  به پکن برسند.  همانگونه که می بینید چندین مرحله تعویض اسب و شتر و گاو باربری لازم است،  تا جاده سمرقند به پکن طی شود،  هیچ کدام از این حیوانات نمی توانستند مسیر دیگری را طی کنند.  در ضمن چنین مسیری برای امور تجاری،  حتی برای گرانترین جنس مانند ابریشم،  مقرون به صرفه نبود،  بلکه ابریشم چین استان ایران بود،  که در اروپا ابریشم چینی می گفتند،  و در قرون جدید تصور کردند کشور چین است.
      اسب و شتر و کلیه حیوانات بیابان های گرمسیری،  متفاوت از حیوانات سردسیر و متفاوت از کوهستانی ها هستند.  بود و باش،  خورد و خواب آنها متفاوت است،  کسانی که دروغ حمله مغول و این و آن را به ایران نوشته اند،  هیچ کدام این مراحل را در نظر نگرفته،  مراحلی که در هر سمت جغرافیایی داستان و تعریف خودش را دارد،  و همین جوری الکی تاریخ نوشته اند،  چون سوادش را نداشتند.  در باره این مسیرها و اسبها و شترها،  فیلم های مستند زیادی ساخته شده است،  چند روز پیش شبکه مستند ایران،  در این باره فیلمی نشان داد،  علاقمندان از شبکه مستند پیگیر تهیه این فیلمها شوید،  زیرا دانستن تمام این مسائل برای یک تاریخ دان مهم است.
      حتی در مورد دروغ حمله اعراب به ایران،  بدون تجربه و دانش ابزار های جنگ و تاریخ سفر،  گفته و نوشته اند،  که با اسب عربی در زاگرس تاخت و تاز کرده اند.  از یک کارشناس و مربی اسب بپرسید،  آیا چنین کاری امکان دارد،  ممکن است یکنفر با مراقبت ویژه و زمان مناسب،  بتواند برای مسابقه،  اسبش را از صحرای عربستان به زاگرس ببرد،  که آنهم تغییر ارتفاع برای اسب مسابقه ای دردسر می شود،  اما برای یک لشکر در حال جنگ اصلاً امکان ندارد.  می توان اسب عربی را در ایران مرکزی یا ایلات کالیفرنیا و تگزاس آمریکا،  بدلیل نزدیکی آب و هوا پرورش داد،  ولی اسب مغولی را هرگز نمی توان.  حتی دروغ نویسها غیر از حساب نکردن کلیه موضوعات و مسائل تاریخ لشکر و جنگ،  تا توانسته اند برای آدم های ساده پرت و پلا پس داده اند.  جوانان باهوش ایران،  از تاریخ و اجداد خود دفاع نمائید و دروغها را افشا کنید،  تا می توانید بگویید و بنویسید.
      در اینجا لازم به گفتن است،  برای آموزش یک سرباز سواره نظام،  نیازمند شش ماه هماهنگی سرباز با اسبش بود،  و نیز در این مدت،  اسب های یک گردان با یکدیگر هماهنگ می شدند.  غیر اینصورت در میدان جنگ نا فرمان و ناهمگرد می شدند،  به منظور اطلاع بیشتر کتاب های سواره نظام قرن 19 را مطالعه نمایید.  یکی از علت های شکست ناپلئون بناپارت در نبرد واترلو،  همین شتاب  در جمع آوری سواره نظام و اسب بود،  که این نیروی اصلی در جنگ نتوانست هماهنگ عمل کند.  الکی که نمی شود یک نفر یا چند نفر کشاورز یا عشایر،  بپرند روی اسب و بتازند و بجنگند و پیروز شوند،  الکی که نیست،  ده ها بیماری مانند پا پرانتزی و بواسیر و غیره هم با سواری مدام پیش می آید.  دشمنان تاریخ و افراد ضد تاریخ می خواهند ساده انگاری را شایع کنند،  تا جوانان نتوانند به عمق تاریخ و سرنوشت و آینده،  فکر تحقیقی و تحلیلی کنند.
نظرها و پرسشها
   نظر یاشار از اینجا:  به نظر شما برای ساخت "جاده ابریشم"،  جاده ای که شبکه راه های به‌ هم‌ پیوسته‌ ای با هدف بازرگانی در آسیا بود،  که خاور و باختر و جنوب آسیا را به هم و به شمال آفریقا و خاور اروپا پیوند میداد و مسیری که تا سدهٔ پانزدهم میلادی به‌ مدت ۱۷۰۰ سال، بزرگترین شبکهٔ بازرگانی دنیا بود،  اگر مسیر کلی این جاده با مسیر های مختلف حداقل 50 هزار کیلومتر فرض شود،  چند هزار دستگاه پل باید احداث میشد؟؟!!! این پل های عظیم الان کجا هستند؟  چند میلیارد متر مکعب باید خاکبرداری انجام میشد؟؟!!
      میدانم بخشی از این راه از کویر ها رد میشد و نیازی به خاکبرداری و احداث پل نبود،  چون راه ماشین رو که نبود کاروان رو بود.  اگر تنها 40 % این راه از مسیر های خشکی رد میشد (که قطعا بیشتر از 40 % این راه از خشکی رد میشد)،  پس کاروان ها دقیقا این همه رودخانه های خروشان و بزرگ و حتی رودخانه های کوچک را چگونه رد میشدند؟؟!!!  حتی اگر فرض کنیم عرض این پل ها در دنیای باستان باید 3 متر میشد،  امروز برای احداث یک پل با عرض کف 3 متر و دهانه متوسط 50 متر این همه امکانات مهندسی می طلبد.  ما در دروس تخصصی راهسازی و پل سازی،  معمولا تاریخچه ای از راه و پل میخواندیم،  و همه ما میدانیم اگر در دنیای باستان در روم و یونان راهی به طول تنها 60 کیلومتر احداث میشد،  اکنون ما آثار سنگ فرش ها، زیر سازی راهها، پل ها، کاروانسرا و… را می بینیم.
      اما چرا از جاده ابریشم به طول حدود 20 هزار کیلومتر (خشکی) اثری نمانده حتی یک تکه سنگ؟  یا حداقل من نمیدانم.  چون من هر چقدر جاده ابریشم را سرچ کردم به غیر از تعدادی نقشه هایی که همه آنها باهم تناقض دارند چیزی نیافتم.  مگر این راه با آن اهمیت کاروانسرا نداشت؟  در حالیکه ما میدانیم مثلا از یک کاخ کوچک یا سنگ نوشته کوچک در 3000 سال پیش هم اکنون اثر مانده.  جاده ابریشم تا 300 سال پیش مورد استفاده بود.  در حالیکه سازه هایی که ما اکنون می بینیم قدمت 3500 ساله هم داریم.
      در خود آسیای شرقی هم به وفور آثار تاریخی 2500 الی 3500 الان موجود است.  صفویان برای چند هزار کیلومتر راه داخلی ایران صد ها پل و صد ها کاروانسرا ساختند.  اهمیت جاده ابریشم از راههای داخلی ایران کم بود؟؟  جالب است هیچ کدام از نقشه های جاده ابریشم شبیه هم نیست.  چرا با این همه پیشرفت علوم مهندسی و نقشه های هوایی و… یک نقشه یگانه برای جاده ابریشم وجود ندارد؟  نقشه های جاده ابریشم را نگاه کنید …
      در تمامی موارد بالا شاید من اشتباه میکنم و اطلاعات من کم است.  پس جواب را به شما واگذار میکنم.  اما یک کلام کوچک:  جواب دوستان ایده آلیست این است:  "همه این راه را با پل و سنگ و … اعراب یکجا خوردند" …  مثل شهر استخر.   دیواری کوتاه تر از دیوار اعراب و مغول ها نیست.  هر چیزی که اثری از آن در دنیای باستان نیست،  یا اعراب بلعیدند یا مغول ها.  به هر حال برای طفره رفتن از پاسخ،  اعراب بهانه خوبی هستند.
تصویر تعداد اندکی از نقشه های کذایی جاده ابریشم،  عکس شماره 4030.
      در این راه به این بزرگی کاروان ها کجا استراحت میکردند؟  برای راههای داخلی ایران شاه عباس 999 تا کاروانسرا ساخت.  مگر کل طول راههای داخلی ایران چند کیلومتر میشد؟  این راه کذایی 4 تا پل نیاز نداشت.  خوب کمی فکر کنید، یک راه به طول حداقل 20 هزار کیلومتر 4 تا پل شبیه پل های صفویان نداشتند؟  توی یک کوره دهات میری صفویان آنجا پل ساختند.  یعنی چی که راهی به طول هزاران کیلومتر یک پل ندارد.  در حالیکه تا 300 ، 400 سال پیش استفاده میشد؟؟  پل های صفویان چرا تخریب نشده؟  به داخل ایران به صد ها و صدها پل صفویان فکر کنید …  ما دیگه بچه نیستیم این همه تعصب داشته باشیم. کی میتونه منکر راههای صفویان باشد؟
   نظر انوش راوید:  با درود و سپاس از توجه یاشار عزیز،  همانطور که می دانید از قدیم گفته اند،  هر کسی که اولین دروغ را گفت برنده است،  و هر چه دروغ هم بزرگتر باشد،  باورش راحتر است.  تعجب از آدم های ساده نباید داشت،  که این پرت و پلاها را باور می کنند،  باید از سیستم آموزشی ایران تعجب کرد،  که چرا این دروغها را براحتی وارد سیستم آموزشی ایران کرده است،  در اینجا توضیح نوشته ام.
      درضمن این را هم بگویم،  در قرن 20 سفرنامه های زیادی از مشکلات سفر یا غیر ممکن بودن سفر در این مسیر وجود دارد .  از این سفر نامه ها بگذریم،  همین چند روز پیش تلویزیون Gem سفر دو موتور سوار را از این مسیر نشان داد،  که در همین دو سال پیش،  چگونه و با چه مشکل هایی از این مسیر گذشتند.  معمولاً استعمار و امپریالیسم روی آدم های ساده زود باور غیر متخصص سرمایه گذاری می کند،  و با دروغ و دونگ در تاریخ و جغرافیا مقاصد خودش را پیش می برند. 
صنایع و ابتکارات چینی
    تصویر ماشین دستی شالی کوب چینی،  عکس شماره 8411 .  طی دو هزار سال مردم کشور چین صنایع و ابتکار های زیادی داشتند،  که بعد از قرن 17 اروپائیان متوجه آنها شدند،  و نمونه هایی ساختند.  اگر جاده ابریشم تا کشور چین واقعیت داشت،  از این جاده صنایع و ابتکارات چینی خیلی زودتر به غرب آسیا و اروپا می رسید.
تاریخ ابریشم در ایران
پیش گفتار
        صنعت ابریشم ایران،  یکی از پیشرفته ترین صنایع تاریخ ایران بود،  که تأثیر زیادی در اقتصاد و پیشبرد اهداف سیاسی کشور داشت.  بیشترین کارگاه‌ های ابریشم ‌بافی ایران به ترتیب در شهر های:  کاشان، یزد، ‌اصفهان، هرات، تبریز، رشت و مشهد بوده‌ اند.  امروز از آن همه کارگاه بافندگی ‌فقط ۹ دستگاه زری ‌بافی و ۳ دستگاه مخمل‌ بافی،  در کارگاه‌ های میراث ‌فرهنگی کاشان و اصفهان و تهران،  و ۲۰ دستگاه شعر بافی در کوچه ‌پس ‌کوچه‌ های کاشان باقی مانده است،  و اندک بازماندگان بافنده آنها بالای ۷۰ سال دارند.
   فردوسی مخترع ابریشم ‌بافی را جمشید میداند و می‌گوید:
*  از کتان و ابریشم و موی قز <><> قصب کرد پرمایه دیبا و خز و.. *
      با ارزش ‌ترین سوغاتی که یک بیگانه می توانست با خود از ایران به کشورش ببرد،  تکه‌ ای از پارچه ابریشمی، پارچه ابریشم زربفت و مخمل ابریشمی بود.  از قول هرودوت گویند:  رومیان به خاطر زیبایی زربفت‌ های ایرانی،  همه ‌ساله مبالغ هنگفتی میپردازند.  البته اینجا یاد آوری نمایم،  گویا منظور از استان روم ایران در مسیر راه ری یا جاده ابریشم ایران بوده است،  در آنجا بازار هایی وجود داشت،  و بازرگانانی به تجارت ابریشم ایران مشغول بودند.
ابریشم یا پرنیان ایران
      از ابتدای تاریخ ابریشم تولید استان چین ایران بود،  و بدروغ و با ترفند های مختلف و یا به اشتباه آنرا ابداع و تولید تاریخی کشور چین گفته اند.  درصورتی که هیچ نشانه ای از تولید تاریخی ابریشم در کشور چین دیده نمی شود،  ولی نشانه ها در تاریخ ایران بسیار وجود دارد.  ابریشم هم چون باروت در استان چین ایران تولید می شد،  و به نوعی با کم کاری،  و یا تاریخ ندانی تاریخ نویسان ایران،  براحتی به کشور چین واگذار شده است.  هیچ نشان و سند تاریخی وجود ندارد،  که ابریشم تاریخی در کشور چین ابداع شده بود،  البته با گذشت زمان از ایران به چین و سپس ژاپن رفت و آنها آنرا فرا گرفتند و تولید کردند.  جهت اطلاع بیشتر به لینک های مطالب مراجعه شود.
      در عصر صفوی فقط در کاشان ۳۰ کارگاه،  خلعت ‌ها و پارچه‌ های گرانبها تولید می کردند،  در آران فقط هزار نفر ابریشم میبافته ‌اند.  تقریبا یک ‌سوم مردم کاشان در سال‌ های نه‌ چندان دور،  شعر باف بوده‌ اند،  شعر به معنای مو است،  به خاطر شباهت تار های ابریشم به مو این اسم را رویش گذاشته ‌‌اند.  در حقیقت شعر بافی بعد از قالی‌ بافی رایج ‌ترین حرفه در کاشان بوده است،  هنوز کارگاه‌ هایی در محلات قدیم باقی مانده،  که پیر مردها در آنها پشت دستگاه ‌های شعر بافی تارها را میبافند،  دستگاهی تاریخی به ظرافت پیانو و پیچیدگی دستگاه چاپ است.  به هر دستگاه شعر بافی یا مخمل ‌بافی کارخانه میگفتند.  مصرف‌ کننده فعلی این پارچه‌ ها کرد های ایران و عراق هستند،  که به عنوان سر بند یا کمربند از آن استفاده میکنند.
   دارایی  ــ  دارایی بافی نیز نوع دیگری از شعر بافی است،  که در لاتین به آن ایکات میگویند،  از دارایی به عنوان پرده استفاده میشده،  و می‌گویند به خاطر رنگ‌ های شفاف و تند قرمز و سبزش ضد حشره بوده است.
   مخمل ــ   نوعی پارچه ابریشمی پرزدار و نوع پیشرفته‌ تر و پرکارتر آن است، مخمل برجسته از زری هم قیمتی ‌تر است.  آخرین بازمانده مخمل بافی گفت:  تا 70 سال پیش در همین کاشان که روزی مرکز استان چین ایران بود،  حدود هزار کارگاه مخمل بافی با چند هزار سال تاریخ وجود داشت.
   زری ــ  زری یا زربفت یعنی پارچهٔ ساخته شده از زر (طلا)،  پارچه ‌ای که پود های آن از طلا است،  ظریف و بسیار گران بهاست،  که چله یا تار آن از ابریشم خالص است،  و پود های آن ابریشم رنگی و یکی از پودها،  نخ گلابتون است،  که می ‌تواند زرین یا سیمین باشد.  زری ‌بافت انسان را یاد موسیقی ایرانی می ‌اندازد،  هماهنگی رنگ ‌ها و ترکیب گلابتون و ابریشم،  همانند گوشه‌ ها و نغمه ‌های موسیقی ایرانی است.  برای بافت زری یک استاد نقش بند و یک بافنده و یک شاگرد گوشواره‌ کش،  که بالای دستگاه مینشیند لازم است.  نقش بند نقش را روی کاغذ پیاده میکند،  و چگونگی بافت را به بافنده میگوید،  و گوشواره‌ کش نقشه را جا به ‌جا میکند.
      قیمت پارچه زری خیلی به دلیل دقت و حوصله زیادی،  که صرف بافتن آن می‌شود،  خیلی زیاد است،  و سپس بدلیل بهای نخ گلابتون.  این پارچه‌ ها برای تن‌ پوش درباریان به کار می‌ رفته،  و همچنین هدیه همیشگی پادشاهان ایران برای نمک ‌گیر کردن پادشاهان دیگر کشورها بوده است.  گلابتون ‌سازی برای خودش کاری است،  که در ۲ نوع زرین و سیمین و با دستگاه جالب گلابتون‌ سازی انجام می‌شده،  چله یا تار پارچه زربفت از ابریشم خالص است،  و پود های آن از ابریشم رنگی،  یکی از پود های این نوع پارچه نخ گلابتون است،  نخ ابریشمی که با طلا یا نقره روکش میشود.
     در حکومت های گذشته با کار های نمایشی وانمود می کردند،  صنایع دستی و تاریخی ایران را می خواهند نگهداری و نگهبانی کنند،  در سازمان هایی مانند صنایع دستی و غیره چند کارگاه فرمایشی بنا می کردند،  و از استادان سالخورده هم دعوت می شد،  آن کارگاه را اداره نمایند.  ولی در واقع آنها در سر نقشه نابودی تاریخ صنعت ایران را داشتند،  و می خواستند راه واردات بی رویه را باز کنند تا خود پول ببرند و ملت را بی محتوا کنند.  بهمین جهت وظیفه امروزه جوانان باهوش است نسبت به باز آوری تاریخ صنعت ابریشم و دیگر صنایع ایران با ذوق ایرانی اقدام کنند.  یادآوری نمایم ابریشم دوره های مختلف تاریخ ایران تزئین بخش موزه های مختلف جهان است.  لازم به ذکر است،  صنعت ابریشم از کرم ابریشم و نوغان آغاز می شود،  که آن نیز داستان طولانی در کشاورزی و تاریخ کشاورزی در ایران دارد.
. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .
   عکس تاریخی کشاورز ایرانی هنگام خرمن گندم در شوش،  کودک نشسته روی خرمن کوب انوش راوید،  حدود 50 سال پیش،  عکس شماره 234.
 
تصویر لوگوی مراقب باشید در دام تاریخ نویسی استعماری نیافتید،  عکس شماره 1606.
آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
      توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
 
   توجه 2:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arq.ir.
ارگ   http://arq.ir
 
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.