تاریخ بریگاد قزاق ایران

تاریخ بریگاد قزاق ایران
   پیش گفتار
      همیشه نوشته ام،  استعمار از ترفند های مختلف برای اشغال یا به تبعیت کشیدن یک کشور استفاده می کرده است،  گاهی بعضی از کشورها را نمی توانستند اشغال نظامی کنند،  و با شگرد هایی  بدست مردم همان سرزمین این کار را می کردند.  نیمه دوم قرن 19 در اوج قدرت استعمارگران،  رقابت بر سر بدست گرفتن کشور ایران بین آنها بشدت ادامه داشت،  روسها با تکیه بر ایجاد قدرت نظامی،  و انگلیسها بر تکیه بر ایجاد جهل و خرافات،  می خواستند منطقه نفوذ خود را در ایران ایجاد کنند.  اینگونه رقابت های استعماری و امپریالیسم در قرن 20 هم ادامه داشت،  و اینک هم در جهان با شکل های کم و بیش همانند،  ادامه دارد.
چگونه بریگاد قزاق شکل گرفت
      بریگاد قزاق نیروی نظامی ویژه‌ای بود،  که در سال ۱۲۵۸ خورشیدی (۱۲۹۶ هجری قمری) به درخواست ظاهری ناصرالدین شاه قاجار،  در پی قراردادی بین ایران و روسیه تزاری تشکیل شد.  این سازمان نظامی ابتدا در حد آتریاد (هنگ) و سپس بریگاد (تیپ) بود،  که زیر فرماندهی افسران روس (نظامیان قزاق) قرار داشت.  بریگاد قزاق برای چندین دهه مهم‌ ترین نیروی نظامی ایران به شمار می‌رفت،  و نقش مهمی در تاریخ ایران ایفا کرد.  در آغاز تشکیل،  بریگاه قزاق مرکب از دو فوج سوار و یک دسته موزیک بود،  بعدها تشکیلات آن گسترش یافت،  و واحدهای پیاده و آتشبار و فوج‌ هایی در ولایت ‌های ایران به آن افزوده شد.  در اواخر فعالیت به حد دیویزیون (لشکر) ارتقا پیدا کرد.  از فرماندهان مشهور بریگاد قزاق  کلنل لیاخوف و رضاخان میرپنج بوده اند.
   عکس بالا بریگاد قزاق در تبریز فروردین ۱۲۸۸،  عکس پائین بریگاد قزاق در ساوجبلاغ فروردین ۱۲۹۲،  عکس شماره 1250.
      در آن سال گروهی از افسران قزاق  با ریاست سرهنگ دومونتویچ به ایران آمدند،  و دولت ایران عده‌ ای از سواران قفقازی ‌تبار مهاجر را برای آموزش به آنان سپرد.  بعد از دومنتویچ، سرهنگ چورکوسکی فرمانده بریگاد قزاق شد،  بعد از او ژنرال کاساگوفسکی و سرهنگ چرنوزوبوف فرمانده شدند.  در دوره محمدعلی شاه قاجار فرمانده بریگاد قزاق کلنل لیاخوف بود،  در این دوره بود که واحدهای توپخانه و مسلسل سنگین به این بریگاد افزوده شد،  و در جریان جنبش مشروطیت در حمله به مجلس شورای ملی به کار رفت.
      در آستانه جنگ جهانی اول،  دولت روسیه با استفاده از ضعف دولت ایران واحدهای قزاق را در تبریز و استرآباد و بعد در رشت و اصفهان و کرمانشاه و همدان و ارومیه و مشهد تشکیل داد.  همچنین بدون اجازه دولت،  این بریگاد را به دیویزیون ارتقا داد.  پس از انقلاب ۱۹۱۷ روسیه دولت کرنسکی فرماندهی دیویزیون قزاق را به کلرژه محول کرد.  فرماندهی او دیری نپائید چون نیرو های بریتانیا،  که در ایران مستقر شده بودند،  کلنل استاروسلسکی را،  که از هواداران حکومت تزاری بود،  به جای او منصوب کردند.  در همین زمان ژنرال آیرونساید طرح کودتای ۱۲۹۹ را برای به قدرت رسیدن رضاخان،  که فرمانده آتریاد تهران بود به اجرا درآورد،  و قزاق‌ها تهران را تصرف کردند.  رضاخان با نام «سردار سپه» به فرماندهی دیویزیون قزاق رسید،  و این دیویزیون پایهٔ تشکیل ارتش جدید ایران شد.
   فرماندهان بریگاد قزاق ــ  در مجموع ۱۲ افسر روس و در سال های پایانی دو افسر ایرانی در رأس بریگاد قزاق گرفتند.  از  ۱۸۷۹ تا ۱۸۸۲:  کلنل الکسی دومونتویچ،  از ۱۸۸۳ تا ۱۸۸۵:  کلنل پیوتر چارکوفسکی،  از ۱۸۸۵ تا ۱۸۹۱:  کلنل دیمیتری کوزمین- کاراوایف،  از ۱۸۹۱ تا ۱۸۹۴:  کلنل الکساندر اشنئور،  از ۱۸۹۴ تا ۱۹۰۳:  کلنل ولادیمیر کاساگوفسکی،  از  ۱۹۰۳ تا ۱۹۰۶:  کلنل فیودور چرنوزوبوف،  از  ۱۹۰۶ تا ۱۹۰۹:  کلنل ولادیمیر لیاخوف،  از  ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۴:  کلنل کنیاز وادبالسکی،  از  ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۵:  کلنل پرازارکویچ،  از  ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷:  ژنرال بارون فون مایدل،  از ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۸:  کلنل گئورگی یوسفویچ کلرژه،  از ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۰:  کلنل وسوالود استاروسلسکی،  از ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۱:  سردار همایون والی،  از ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۱:  رضاخان میرپنج.
   رؤسای ستاد قزاقخانه ــ  فرماندهان روسی قزاقخانه همیشه رؤسای ستاد خود را از میان افسران تحصیل کرده ایرانی انتخاب می‌کردند.  دوازده فرمانده روسی فقط پنج نفر را به ریاست ستاد خود برگزیدند،  و هر کدام مدت مدیدی در این سمت بودند،  که به ترتیب عبارت بودند از:  امیر تومان مارتیروس خان،  امیر تومان اسکندر خان ارمنی،  امیر تومان امان‌الله میرزا ضیاءالدوله،  سرتیپ محمد حسین ‌خان آیرم،  سرتیپ محمد نخجوان.
   سازمان قزاقخانه پیش از ادغام در ژاندارمری
      در سال ۱۳۰۰ خورشیدی، دیویزیون قزاق مجموعاً یازده هزار نیرو داشت،  که عبارت بودند از صاحب منصبان (افسران)، درجه‌داران و نفرات،  که در ۹ شهر ایران استقرار داشتند.  نقاطی که آتریاد های قزاقخانه در آن مستقر بودند، عبارتند از:  تهران، تبریز، اصفهان، مشهد، اردبیل، همدان، مازندران، ارومیه و گیلان.
      هر کدام از آتریاد های نه ‌گانه،  یک فوج پیاده، یک فوج سوار و یک آتشبار کوهستانی داشتند،  که مجموع نفرات آن بیش از دو هزار نفر بود،  ولی هیچیک از واحدها تکمیل نبود.  بر اساس سازمان‌ نامه آتریاد،  هر آتریاد بایستی دارای دوازده قبضه شصت تیر باشد،  ولی غالباً دو تا چهار شصت تیر داشتند.  نفرات قزاق دو دسته بودند:  دسته نخست نفراتی که به استخدام قزاقخانه در می‌آمدند،  و دسته دوم از طریق بنیچه انتخاب می‌شدند.
      حقوق افراد ــ  فرمانده و افسران روس ماهیانه شش هزار قران،  معاون فرمانده ماهیان پنج هزار قران،  رئیس ستاد چهار هزار قران،  صاحب منصبان جزء دویست و پنجاه ریال.  حقوق افسران ایرانی از این قرار پرداخت می‌شده ‌است:  سرتیپ ماهیانه هزار و دویست و پنجاه قران،  یاور (سرگرد) یکهزار قران،  سروان هفتصد و پنجاه قران،  نایب (ستوان) اول پانصد قران،  نایب دوم چهارصد قران،  وکیل‌باشی (سرگروهبان) هشتاد قران و قزاق چهل قران.
      بودجه قزاقخانه از بانک استقراضی روسیه پرداخت می‌شد،  و بخشی از قروض دولت ایران محسوب می‌گردید.  غیر از فرمانده،  عده زیادی از افسران و درجه‌ داران روسی (۵۶ افسر و ۶۶ درجه‌دار) در واحد های مختلف در مقامات کلیدی و حساس قرار داشتند،  که در دی ماه ۱۲۹۹ همگی مرخص شده و تمام امور قزاقخانه به ایرانیان سپرده شد.
بیشتر بدانیم
   نخست ‌وزیران ــ  محمدعلی فروغی،  حسن مستوفی،  مهدی‌قلی هدایت،  محمود جم،  احمد متین دفتری،  علی منصور.
   چهره‌ های مهم ــ  احمد شاه،  عبدالحسین میرزا فرمانفرما،  مشیرالدوله پیرنیا،  صمصام‌السلطنه،  محمدولی خان تنکابنی،  سپهدار رشتی،  قوام‌السلطنه،  وثوق‌الدوله،  سید محمد تدین،  سید حسن مدرس،  ارشدالدوله،  سالارالدوله،  شعاع‌السلطنه،  نصرت الدوله،  حسن تقی‌زاده،  احمد کسروی،  عضدالملک،  مشیرالدوله،  محمد خیابانی،  علی‌اکبر دهخدا،  محمدتقی بهار،  ایرج میرزا،  فرخی یزدی،  میرزاده عشقی،  علی‌اکبر داور،  عبدالحسین تیمورتاش،  تقی ارانی،  رکن‌الدین مختاری،  حاج میرزا حسین کرمانشاهی،  شیخ خزعل،  یپرم‌خان،  یحیی دولت‌آبادی،  اسماعیل امیرخیزی،  جعفرقلی خان بختیاری،  میرزا کوچک خان جنگلی،  حیدرخان عمواوغلی،  محمد ابراهیم خان علم،  محمد تقی خان پسیان،  سلیمان‌ میرزا اسکندری،  صادق خان مستشارالدوله،  موتمن‌الملک،  محمد مصدق،  عبدالحسین هژیر،  فضل‌الله زاهدی،  سید ضیاءالدین طباطبائی،  امیر موید سوادکوهی،  هادی آتابای.
   احزاب و گروه‌ها ــ  اجتماعیون عامیون،  اعتدالیون،  عامیون،  کمیته مجازات،  حزب دموکرات،  کمیته زرگنده،  دیویزیون قزاق،  گروه ۵۳ نفر،  حزب کمونیست ایران.
   رویدادهای مهم ــ  قرارداد دارسی،  جنبش مشروطیت،  جنبش جنگل،  انقلاب ۱۹۱۷ روسیه،  قرارداد ۱۹۱۹،  ایران در جنگ جهانی اول،  کودتای ۱۲۹۹،  مجلس مؤسسان،  انحلال پادشاهی قاجار،  قانون اساسی مشروطه،  قرارداد ۱۹۳۳،  صنعت نفت ایران،  هزاره فردوسی،  نوسازی ارتش،  ایران در جنگ جهانی دوم.
در بدري دويست ساله
      طی دویست سال دو قرن گذشته،  رقابت شدیدی بین انگلیس و روسیه،  برای نفوذ بیشتر در جغرافیای ایران بزرگ جریان داشت،  با قرار داد 1921 ایران و شوروی مدت طولانی این رقابت کم رنگ شده بود،  ولی در سال 1978 با ضعیف شدن روسیه،  انگلیس با حساب استراتژی و تاکتیک نفوذی پانصد ساله خود در ایران،  موفق شد آشکار و مخفی گستردگي بيشتري در ایران بدست آورد.  در این دهه گذشته قرن 21،  روسیه توانسته بعد از حدود 25 سال فراز و نشیب،  از برکت نفت و گاز،  ثبات نسبی بدست آورد،  و با زیرکی از مشغولیات رقیبانش در عراق و افغانستان استفاده كند،  و چنگ اندازی های جدیدی را در قاره كهن شکل دهد.  دو سال پیش با پیدا شدن رد پای پوتین در خاک ایران،  مطالبی به عنوان،  فکر شوم خوردن دریای خزر،  نوشتم.
      در سی سال گذشته انگلیس هم  مطابق دو سه قرن پیش، به کار های استعماری مشغول است،  ولی با ایجاد نیرو های مستقل ملی و مردمی،  تاکتیک تاریخی پانصد ساله اش بی اثر گرديده است.  در واقع آن دو قدرت استعماری و امپریالیستی به دنبال راه کار هایی دیگر و نوین برای نفوذ بيشتر در ایران و تمامي منطقه می باشند،  مردم ایران باید هوشیار و آگاه باشند،  که در دام های این دو قلدر منش تاریخی خود نیافتند.  مسئله مهم این است،  هرگز در طول تاریخ دیده نشده،  كه تاریخ دوبار همگون تکرار شود،  مردمی که به سرعت انقلاب 57 ايران را سازمان دادند،  و به سر انجام رساندند،  در واقع باعث وحشت و ترس و دست پاچگی دشمنان گردیدند،  که از غیرت و قدرت ایرانی های عزیز سادگانه غافل بودند.
      در قرن های 19 و 20  دو رقیب روس و انگلیس،  جنگ و گریز ها و عقب و جلو رفتن های مختلفی در ایران داشته اند،  و همیشه تکیه روسیه برای نفوذ به ایران بر دوش قزاق ها و نیرو های امثال بوده است،  و آن طرف بر احساسات و خواسته های عاطفی مردم تکیه داشت.  آنها در صحنه جهانی با یکدیگر یکسان عمل مي كنند،  و جایگاه های خوبی دارند،  ولی با این وجود امکان سازش در ایران را ندارند،  هر چند در این مورد ممکن است مدت کوتاهی با هم کنار بیایند،  و چون آتش بس موقت به تجدید قوا مشغول گردند،  آتش بسي كه نمی تواند پايدار باشد.  چین و گاهاً ژاپن و اقمار اقتصادی آن در جهت روسیه هستند،  و آمریکا و گاهاً اروپا در سمت انگلیس قرار دارند،  این صف بندی،  سیاست گذاری ها را بسیار مشکل کرده است.   آنها می ترسند که اگر طرف مقابل حتی بر نیمی از جغرافیای سیاسی و یا اقتصادی ایران مسلط شود،  ممكن است تمام برنامه ها و خواست هايش،  از بین برود و فاجعه و شکستی جبران ناپذیر برایشان روی دهد.
      البته هر کدام از زیر مجموعه هاي سياسي مربوطه،  خود دارای فلسفه  و منطق خاص سیاسی هستند،  و بدون اطمینان به یک دیگر،  با نگرشی متفاوت برنامه می ریزند،  که چندان در یک جهت نیست،  و این نقطه ضعف آنها قوت ایرانی هاست.  در هر صورت با برخورد دوباره بالا دست های جهان،  فرصت تاریخی در اختیار ایرانی ها قرار داده،  امروزه ایران عزیز با داشتن میلیونها جوان تحصیل کرده،  و جغرافیایی مهم با منابع بسیار،  می تواند معادلات تاریخی را در قرن 21 به نفع خود بر هم بزند.  هوشیاری و دقت، تحلیل و تعلیل،  اصول مهمی هستند،  که باید بر احساس و عاطفه تاریخی غلبه کند،  جوانانی که بر موج زمان سوار هستند،  به راه خود خواهند رفت و تاریخ را شکاف می دهند،  و دیوارها را فرو می ریزند.  سطحی نگری و شتاب و هیجان،  دور از انتظار تاریخ سازی براي ايراني است،  و باعث از بین رفتن انرژی های ملی می گردد،  و سوء استفاده امپریالیسم نو را در پی دارد. 
      انگلستان نیرو های وابسته خودش را در كشور هاي استعمار زده،  در دو جناح نگه می داشت و مي دارد،  تا اگر جناحی از فرامین استعماری کوتاهی كند،  جناح دیگر را به کار اصلی بگمارد،  تا بتواند دیگری را ترمیم نماید.  اما روسیه فقط یک جناح نظامی و فاشیستی را در كشور هاي مورد نفوذ ترجیح می داد.  انگلیسها نفرات رده های اول سیاسی جناح ها را به ندرت و به دلایل خودشان به قتل می رساندند،  ولی روسها با فضل خاص نظامیشان،  فرماندهان را بی دوام می کردند،  و به راحتی می کشتند.  مهره های رده های دوم و سوم نیرو های محلی وابسته به استعمار انگلیس،  چندان کاری به سیاست های بالا دستی نداشته و ندارند،  فقط به نوکری مفتخر بوده و هستند،  ولی این قبیل نیرو های وابسته به روسیه کمتر مخ و آزادي انديشه داشته و دارند.  مطابق طبیعی و ذات بشری همیشه اختلاف میان رده های هر کدام از نیرو های فوق وجود داشت،  و از این وضع توده های مردم در پائین برای اردوی ملی و مردمی استفاده موقت می بردند.
      در قرن 21 و با گذشت زمان،  آنها يعني دشمنان تاريخي ايران تکامل یافته اند،  مردم هم باید احتیاط کنند،  که احتمالاً بازیچه این نیروها نگردند،  آنها اسماً و مجازی از تمام سیاستها و گروه ها،  راست، چپ و میانه، وسط،  بسیار استفاده می کنند،  که جهت اغفال ملتها شکل داده و مي دهند.  به بهانه های و کلک های مختلف و با ظاهر ملی و کشوری،  خودشان را در همه جای جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، می چپانند،  تا مقاصد امپریالیستی را پیش ببرند.  شناختن دوست از دشمن و شعار های واقعی،  امر مهمی است،  و فقط با دانستن تاریخ و تاريخ اجتماعی بدون دروغ های دشمنان امکان پذیر است. 
      در دویست سال دوره شاهنشاهي قاجار،  ایران در شرایط خوبی نبود،  اما اینک ملت ایران در رأس حرکت های نو می باشد،  و دقت نظر ایرانی ها از نفوذ دوباره استعمار گران جدید جلوگیری می کند.  باید توجه داشت ملت های امروز ایران آن مردم 30 یا 70 سال پیش نیستند،  امروز از سطح آگاهی و دانش و بالندگی برخور دارند،  و استفاده گسترده از وسایل تکنولوژیکی مدرن و امروزی را در بالاترین اندازه برخور دارند،  و انقلاب دانایی قرن 21 را خوب می شناسند.  هر حرکت کوچک و یا بزرگ سازنده از جانب توده مردم،  و یا ویران کننده از طرف امپریالیست نو،  به همه و همه مردم و اقشار جامعه مربوط می شود،  این و آن و من و ما ندارد،  در تمام موارد مردم عزیز ایران باید دقت و توجه داشته باشند.  پویایی این خط با جغرافیای مهم آن،  می بایست مورد تحلیل دقیق با حفظ کامل دمکراسی خواهی قرار گیرد،  و اگر کسی فقط خود را ببیند کاملاً گمراه است،  و بزرگی و شادابی ملت ایران را نشناخته است.  داشتن فعالیت و تحرک های ویژه در مسیر سازندگی تاریخ ایران بسیار مهم است،  و هر اقدامی شکوفایی بیشتری برای رشد اجتماعی ایران را به دنبال دارد،  تاریخ نشان داده که حرکت های جدا سری و قهر آمیز با ملت ایران محکوم به نابودی است.  با شناخت تاریخی مطمئنن مردم ایران به عقب باز نمی گردند،  و تصور اینکه چهره ها و کارگزاران استعمار می توانند هم میهن های عزیز را بر گردانند،  اشتباه ساده دشمنان می باشد.
 سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس
    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
ارگ   http://arq.ir
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.