تاریخ سفال و سفالگری در ایران

تاریخ سفال و سفالگری در ایران
   پیش گفتار
      ظرف های سفالی،  قدیمی ‌ترین دست کار آدمی است،  که برای مصارف عمومی یا هنری ساخته می شد،  و بنا به خواسته ذهنی زمان و مکان نقش و نگار به خود می گرفت.  انسان‌ های اولیه بعد از پایان دوران دویدن به دنبال گاو های وحشی آسیایی و اروپایی و تقریباً خوردن همه آنها به ناچار فکر ذخیره آب و غذا افتادند،  که این ابتدای آغاز تمدن شد،  در واقع خوردن یکی از چهار کار اصلی انسان است.  انسان اولیه بعد از ده ها هزار سال دوندگی به کشف گره از الیاف دست یافتند که در تاریخ و فرهنگ یاد گیری نوشته ام،  و سپس بعد از هزاران سال به خاصیت چسبندگی و شکل گیری گل رس هم پی بردند،  و در ابتدا ظرف های سفالی را به شکل های گوناگون و ساده ساختند.
تصویر تعدادی ظرف سفالی از یک بازار محلی،  عکس شماره 3351.
      با گذشت زمان و نیاز به ظرف های بیشتر و گسترش زندگی،  سفال گری هم تکامل یافت، انواع آن تولید شد که نمونه هایی در موزه های همه جهان موجود می باشد.  انسان با ذوق و هنر در هر دوره تاریخی‌ آفریننده نو آوری هایی بودند دیر زمان ها نسل در نسل قرنها می اندیشدند که چگونه با دست هایشان بر ظرف های گلی نقش و نگار هایی بکشند،  و آنها را با رنگ های گوناگون آراسته نمایند.  هم اینک در اکثر نقاط ایران عزیز از جمله در:  مند گناباد، لالجین همدان،  میبد یزد،  شهررضای اصفهان،  زنوز آذربایجان،  کلپورگان سیستان،  جویبار مازندران، سیاهکل لاهیجان، سیاهکل چال تنکابن، و…  سفال کاری های مهمی می باشد.   تولید وسایل و محصولات سفال و سرامیک در هر یک از نقاط نامبرده با اختلاف کمی در نوع مواد اولیه رنگ و طرح تهیه می‌‌شود،  و به همین دلیل محصولات هر ناحیه به خوبی قابل تشخیص از فرآورده‌ های سایر نقاط است.
   توجه:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arq.ir.
زیبا ترین سفالگران
      خانه ای قدیمی و بزرگ در دره زیبای سیاهکل چال با شکل سنتی خود،  گل و چوب،  که چون خونه گلی معروف بنا شده ،  چشم هر بیننده را روشن می کند.  شیهه اسب،  چرای گاو ها کنار جویبار،  مرغ های محلی رنگارنگ در میان حیاط گل فرش،  وای خدای من بانگ دوشیزه ای با لباس محلی که می گوید بفرمائید عصرانه،  چای محلی اینجا با عسل و کره و پنیر خودمان کنار تنور که با هیزم همین جنگل بغل دست است،  نان داغ دست رنج این عزیز هم میهن،  دوتر (دختر) معروف ترین خانواده سفالگر غرب مازندران ما را به عصرانه ملکوتی فرا خواند،  و سپس طعم طبیعت را به تمام معنی آن فهمیدیم.
عکس کوره کارگاه سفال گری آقای محبی در روستای سیاهگل چال شهر تنکاین،  عکس شماره 3589.
      دور تپه سیاهکل چال هرچه می روی و می گردی تکه های سفال که سنگفرش جنگل و باغ است،  و خبر از گذشته های دور و آباد این منطقه می دهد.  سفال گران حرفه ای و سفال کاری های بزرگ و مهم،  که در گذشته ها صنعت و یا هنرشان با کشتی از بندر خراب شده و از بین رفته کریم آباد تنکابن به روسیه صادر میشد.  همچنین در ادامه خط راًس سیاهکل چال نزدیک این کارگاه به یکی از بزرگترین گبرستان های تاریخ ایران بر می خوریم که جویندگان گنج صد ها سوراخ در میان این گبرستان برای طلا و زیر خاکی گذشتگان کنده اند.  ای بابا این سنگ های چند تنی را چگونه به این ارتفاع آورده اند،  هزاران سال پیش مگر چه قدرتی داشتند،  سازمان میراث فرهنگی باید بیاید اینجا را حفاظت کند.
عکس بخشی از انبار کارگاه زیباترین سفال گران،  عکس شماره 3590.
      نه چندان دور،  همین شصت سال پیش،  کودکی ریز نقش کم و سن و سال در کارگاه سفال گری عموی خود مشغول شاگردی و کار شد.  کار کرد و کار کرد،  کم خورد،  چون زن عموی او می گفت اگر زیاد بخورد مثل بچه های شصت سال دیگه میشه،  عبادت کرد،  چون عموی او می گفت اگر عباد نکند مثل بچه های شصت سال دیگه میشه.  بله تزکیه نفس و جسمش تکمیل شد،  و بدین ترتیب معرف ترین سفالگر شد،  که امروزه خانواده بزرگ و پر محبتی را در کنارش حس می کند،  و تولیدات او در ایتالیا فروشگاه دارد و در تمام اروپا به فروش می رسد.  بله او در جوانی مرد بزرگی شد،  امروزه کارگاه زیبایش با خمره های حجیم و کوزه های ظریف،  دلربایی می کند و قدرت و توانایی سنت ایرانی را به رخ همگان می کشد،  و می گوید ما ایرانیها در طول تاریخ سازنده تاریخ بودیم،  و آغاز همه نیکوئی ها از ماست،  که این را در وبلاگ  جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران  گفته ام.  سزوار است که به این کارگاه برویم و یادگاری از تاریخ بگیریم و زینت بخش خانه خود نماییم،  و تمجیدی از این پیر مرد کاری و توانا و خانوده زحمت کش مهربان او نماییم.
عکس آقای محبی بزرگ در کنار کوزه بزرگ کار خودش،  عکس شماره 3587.
      این کارگاه سفالگری در روستای سیاهگل چال سلیمان آباد واقع است،  برای دیدن این کارگاه از راهی قدیمی و نیمه جنگلی که باغات چای و پرتقال و مزارع برنج زینت آن است می گذریم که در این مسیر نوای پرندگان رنگارنگ و پریدن سمورها و دیدن سر سبزی روح را صفایی می دهد و لذتی خاص دارد.  در طول جاده تاریخی چشم انداز زیبای شهر تنکابن و روستاهای اطراف می درخشند و دریایی که احساس می کنی دم دست است و کوه هایی با آب روان،  نگار را می ربایند.  در میان راه خانه های روستایی خوش آمد می گویند و تعارف صمیمانه هر گذرنده را مجذوب مهر تاریخی می کند،  جاده ای خاکی،  تمشک هایی خوش مزه،  ازگیل و انجیر، توت سیاه و توت سفید، سیب و گلابی،  گوجه و آلو،  همگام با درختان افرا و بلوط و توسکا، شش کیلو متر پیاده چنین پیمودن،  گاه طویله هایی با گاوها و گوسفندانی تمیز که کنجکاوانه رهگذران را می بینند.
عکس خاندن بزرگ و زیبا و دیدنی محبی دوست داشتنی،  عکس شماره 3586.
    کارگاه سفالگری که متعلق به خانواده نازنین جناب آقای محبی یا خاندان بزرگ محبی است،  که سه نسل در این مکان مشغول کار و زندگی هستند،  با دو کوره پخت سفال جدید و هفتاد ساله که با هیزم است.  تولیدات این کارگاه:  انواع کوزه ها،  سفال سقف، دوشان و جوشان، ظروف قدیمی و تزئینی،  نمکدان و شکر دان،  جا شمعی و آباژور،  و بسیاری دیگر که باید بیایید و ببینید و تعجب کنید.  خاک برای گل این کوزه گری از همین منطقه است و در نزدیکی جنگل استخراج می شود،  آثار تاریخی زیاد اینجا علاقه مندان را به تحقیقات بیشتر دعوت می کند،  که با گذر از میان باغات پرتقال و سپس درختان تنومند در دسترس است.
عکس سفال های تزئینی و سر سقف کار خاندان بزرگ محبی،  شماره 3582.
     اسم پرتقال آوردم، از خنده های تاریخ بگویم اورنگ ، نارنگ ، ترنگ ،حالا با ( ج ) فرق چندانی نداره،  نام های ایرانی مرکبات است، ولی در دوره صفویه، اورنج ما را که در هرمزگان و بندر، بود،  پرتقالیها برای شاه وقت کادو آوردند،  شاه هم گفت، به اسم اینها که قسمتی از کشور ما را گرفته اند بگویید پرتقال.  یا مثلا ریال که همان رویال انگلیسی و رئال و ریال پرتقالی و اسپانیایی،  یعنی   سلطنتی است،  آنهم در زمان پرتقالیها آمد، و در قرن دانایی 21 و سی سال بعد از پایان حکومت سلطنت هنوز واحد پولمان سلطنتی است.  آن وقت به لغات و کلمات بین المللی گیر داده و عوض می کنیم مانند، کامپیوتر ، هلی کوپتر ،  انگار آنها را ما اختراع کردیم و نام من در آوری برای آنها گذاشته می شود،  شاید هم خیلی جدا بافته از همه جهانیم.  خوشبختانه سفال همچنان سفال است.
   ــ  سفال = (س = سر) + (فال = سقف)،  جهت اطلاع به معنی نام مکان های ایران مراجعه شود. 
عکس قدیمی کوزه های تازه سفال شهسوار،  عکس شماره 3584.
   توجه:  جهت خرید و سفارش انواع سفال شهسوار آقای علی محبی،  در "تماس با ما" بنویسید.
عکس هایی از آقایان محبی هنگام کار در کارگاه سفال،  عکس های شماره 3591 و 3592 .
تاریخ هنر سفال
   دوره هخامنشیان ــ  هنر دوران سلسله هخامنشیان شاهانه بود،  علاقه به ظروف طلا و نقره و سنگ‌هاى حجارى شده و لاجورد و سایر مواد و مصالح قیمتى باعث شده بود که توجه به سفال و ظروف سفالین کم شود.  بنابر این دوره هخامنشى دوره ترقى و تکامل ظروف گران بهاى زرین و سیمین و جواهرات و نیز تکوین آثار معمارى با شکوهى است که در تخت ‌جمشید، شوش، همدان، پاسارگاد و مناطق خارج از مرزهاى سیاسى فعلى باقى مانده است.  در کاوش‌ هاى تخت ‌جمشید تعدادى سفالینه به‌ صورت گلابدان قرمز رنگ، قمقمه سفالین با رنگ ‌آمیزى سفید و زرد کمرنگ، قمقمه سفالین به ‌شکل حیوان و نیز سفالینهٔ کوچک دهانه گشادى به ‌صورت لیوان کشف شده است.  سفالینه‌ هاى لعابدار و بدون لعاب و نیز ظروف سنگى فراوان نیز در این میدان تاریخى و اطراف آن یافت شده که برخى از آنها در موزه ایران باستان موجود هستند.  آجر هاى مزین و آغشته به لعاب رنگین در این دوره از شاهکار هاى لعابکارى محسوب مى‌شوند.  در این شیوه سطوح سفال و کاشى را با کنده‌ کارى و منبت‌ به ‌صورت نقوش هندسی، گیاهى و انسانى متقاطع در مى ‌آوردند و در فواصل کنده‌ کارى ‌ها و شیارها اندود لعاب را به آن مى ‌افزودند.  بیشتر آجر هاى رنگین نقشدار لعابى در شوش و تخت‌جمشید که شاهکار هنر کاشى‌ کارى هفت رنگ است با همین روش تولید شده‌اند.
       کاشى ‌هاى رنگین و لعابدار شوش مربوط به کاخ هدش است که اغلب تصاویر فردى و جمعى اشخاص و حیوانات و هیولاها و نقش گل و بوته‌ هاى شبیه به تخت ‌‌جمشید در آن به‌ چشم مى ‌خورد.  در سنگ‌ فرش حیاط غربى تعدادى کاشى که بر گرفته از نقوش یک شیر بالدار و شاخدار است پیدا شده و قطعات زیادى مشابه آن در تالار غربى به‌ د‌ست آمده است.   تکه ‌هایى از نقوش گاو بالدار و بخش‌ هایى از یک بدنهٔ کاشى‌ کارى شامل یک ردیف سربازان جاویدان در همان منطقه یافت شده است.  قطعات متعدد دیگرى از بدنه ‌هاى کاشى ‌کارى نقوش سربازان جاویدان نزدیک دروازه شرقى منطقه کاخ‌ها به ‌دست آمده و صفوف دیگرى از سربازان زیر شالودۀ دروازه متعلق به کاخ اردشیر دوم کشف شده که مربوط به دوره سلطنت داریوش اول است.  در برخى موارد نقوش هندسى و گل و بوته زینت‌ بخش بالاى بدنه‌ هاى کاشى ‌کارى بوده است.
    سفالینه‌ هاى هخامنشى بعضى بر حسب اتفاق و تصادف و برخى طى کاوش ‌هاى علمى در قلمرو این سلسله از میدان‌ها و مکان‌ هاى معروف مشخصى مثل تخت ‌جمشید، شوش، همدان، یا سرزمین ‌هاى هخامنشى که امروزه خارج از مرز هاى سیاسى فعلى است، یافت شده‌اند.  سفال‌ها داراى نقوش و خطوط خلاصهٔ رنگین بوده یا به ‌صورت تجسم حیوان و انسان در ترکیب ظرف در آمده‌اند.  سفال را با خمیره زرد، قرمز، قهوه‌اى سوخته، خاکستری، سیاه و در اندامى ساده یا اندکى متکلف مى‌ ساخته ‌اند و در ترکیب آنها اغلب شن و ماسه وجود دارد.  بخشى از ظروف سفالین این دوره با خمیرى از کائولن یا خمیر شیشه ساخته شده و داراى اشکال زیبایى به ‌صورت تُنگ ‌هاى دهانه باریک، قمقمه، عطردان یا بخوردان هستند.  ابداع ظروف ته مخروطی، ویژه تخت‌ جمشید بود،  لعاب قرمز رنگ (صورتى یا آجری)، لعاب متداول دوره هخامنشى است،  پس از آن لعابى ساختند ‌ که از مس و کبالت تشکیل شده و رنگ ظروف را به سبز کمرنگ متمایل به آبى و کبود تغییر داده بود.
      سفال‌ گرى دورۀ هخامنشى چندان هماهنگ با سایر رشته‌هاى هنرى مانند سنگ‌تراشی، معمارى و…. پیشرفت نکرده و حتى دچار رکود و انحطاط نیز شده بود.  آجر هایى که در بنا هاى دوران هخامنشى به ‌کار رفته یا لعابدار است یا بدون لعاب،  آجر هاى بدون لعاب بیشتر در شوش است و در ابتدا روى حیواناتى چون گاومیش بالدار، شیر شاخدار و بالدار، یا حیوانات افسانه ‌اى و اسطوره ‌اى دیگر نقش‌ شده بود.  این آجرها را با گل ‌رس قالب نزده ‌اند، بلکه گل را با ماسه مخلوط کرده در قالب‌ها قرار داده و پس از خشک شدن به کوره برده‌اند.  آجر هاى لعابدار را پس از حرارت مختصرى که در کوره به آن مى ‌دادند،  با لعاب آبى ‌رنگ روى آن نقش کرده و مجدداً به کوره مى ‌بردند.  پس از حرارت دادن از کوره بیرون آورده و پس از رنگ زدن بخش‌ هاى رنگ نخورده دوباره به کوره مى‌بردند.  این قطعه‌ها به رنگ آبی، سفید، زرد یا سبز بود و نقوش آنها مجموعه‌ نقش ‌هاى نباتات، حیوانات، حیوانات اسطوره‌اى یا سربازان و گارد شاهنشاه بود،  نقوش روى آجر بیشتر در شوش به ‌کار رفته است.
      در تخت ‌جمشید هیچ ‌یک از رنگ ‌هاى اصلى آجر هاى لعابدار محفوظ نمانده است،  علت کمبود ظروف سفالى در دوران هخامنشى در عدم شناسایى و کشف آن در ساختمان‌ها و مکان‌ هاى زیست مردم عادی، روستائیان، سربازان و خدمتکاران،  این بوده که ابزار و لوازم زندگى مجلل مانند جام‌ هاى برنز، نقره و طلا در دسترس نداشتند و از نظر معیشت و زندگى اقتصادى با طبقه حاکم و دربار فاصله داشتند.  ظروف و اشیاى سفالى براى مردم عادى تولید مى ‌شده که متأسفانه از نظر ظرافت و زیبایى و کار برد قابل مقایسه با سفالینه ‌هاى ما قبل هخامنشى نیست.  سفالینه‌ هاى به ‌دست آمده از قلمرو شاهنشاهى عبارت از قمقمه‌ هاى سفالى با لعاب خیلى کمرنگ شیرى و سفید، و کوزه‌ هاى دسته ‌دار یا بى‌ دسته خاکسترى و غالباً ساده و بدون نقش هستند.
   دوره اشکانیان ــ  تکنیک ساخت سفال لعابدار و بدون لعاب در این دوره از نظر سبک، جنس، اندام و کار برد، ادامهٔ سفال‌ سازى دوران هخامنشى و قبل آن است.  در دوران حکومت اشکانیان صنعت لعاب ‌دهى پیشرفت قابل ملاحظه ‌اى کرد،  و به ‌خصوص استفاده از لعاب یک ‌رنگ براى پوشش جدار داخلى و سطوح خارجى ظروف سفالین معمول گردید.  همچنین غالباً قشر ضخیمى از لعاب بر روى تابوت ‌هاى دفن ‌شده اجساد کشیده مى‌ شده است.  در این دوره به ظروف لعابدار با چند دید آئینی، زیبایى و کار بردى مى‌ نگریستند.  در زمینهٔ سفالینه ‌هاى بدون لعاب نیز سفالگران اشکانى آثار متنوعى عرضه کرده‌اند که از ظروف لعابدار بهتر و مقاوم ‌تر ساخته شده است.  بعضى از آنها ساده و متداول و در اشکال کوزه، تنگ، سبو، ابریق، کاسه و پیاله ‌دار هستند و برخى از لحاظ اندام ‌شناسى سفال، داراى مفاهیم درونى و رمزى هستند و به شکل حیوانات شکار، اهلى و چهار پایان مفید و باربر ساخته شده‌اند.  هدف سفالگران از خلق چنین ظروفی، بیان مفاهیم زندگی، حیات، فراوانى خوراک و دستیابى سهل و آسان به خواسته ‌هاى ذهنى بوده است.  برخى از قلمرو اشکانیان در خارج از سرحدات سیاسى فعلی، از جمله سوریه، بین‌النهرین، و ترکمنستان قرار داشته است و بیشترین سفال‌ هاى این سلسله را باید در این میدان‌هاى تاریخى جستجو کرد. در داخل فلات مرکزى ایران، آثار اشکانیان تخریب و دگرگون شده و اغلب برحسب اتفاق به‌صورت پراکنده پیدا شده است.
    دوره ساسانی ــ  عصر شاهنشاهی ساسانیان یکى از درخشان ‌ترین ادوار تولید و صنعت به ‌طور کلى در ایران است،  در این دوره هنر و صنعت به اوج کمال خود رسید.  از خصوصیات صنایع ساسانى ایجاد سبک و اسلوب جدیدى در تزئین نماى ساختمان با گچ ‌برى و گل و گیاه است که داراى اصول موزون و نقش‌ هاى تکرارى و تقارن است.  هنر هاى کاشى ‌کاری، معرق ‌کاری، موزائیک و کاشى‌ هاى لعاب‌ دار، در دورهٔ ساسانى به کمال رسید.  در دورهٔ ساسانیان علاوه بر هنر کاشى ‌سازى هنر موزائیک ‌سازى نیز متداول گردید.  مخصوصاً پوشش دو ایوان شرقى و غربى بیشابور از موزائیک به رنگ‌ هاى گوناگون و تزئینات گل و گیاه و نقوش از اشکال پرندگان و انسان را در بر مى‌گیرد.
     سفال دوره ساسانى بیشتر مربوط به محوطه‌ها و بناها است و در قبور این دوره کمتر اثرى بر جاى نهاده‌اند،  زیرا قبور این دوره استودان هایى است که اجساد را به ‌منظور دفع فساد در فضاى باز بالاى صخره‌ها قرار داده‌اند و سپس استخوان‌ها را در منسوجى پیچیده و در این استودان‌ها که از خمره‌ها و تابوت ‌هاى سفالى یا چوبى ساخته شده بودند دفن کرده و در کمرهٔ کوه‌ها، حفره‌ها و درون صخره‌ها یا خاک دفن مى ‌کردند.  سفال دورهٔ ساسانى بیشتر از کاوش‌ هاى مدائن (تیسفون)، کیش، دامغان، تخت سلیمان و شوش به ‌دست آمده و به ‌طور کلى سفال لعاب ‌دار و ساده این دوره ادامه روش سفال ‌سازى دوره پارتی است.  این سفال‌ها با خمیرهٔ گل رس ورز داده شده و منقوش به خطوط کنده با طرح نیم دایره‌ هاى درهم و برهم؛ منقوش به طرح قالب خوردۀ متنوع و محصور بین خطوط موازى و چهار خانه داراى نوشته‌ هاى قلم سیاه لعاب‌ خورده به شکل کوزه‌ هاى دو دسته که این گروه ادامه سفال ‌هاى دو دستهٔ دورهٔ اشکانى است،  همچنین سفال با خمیرهٔ کائولن و لعاب قهوه‌ای، سبز، آبى و سربى کمرنگ که بیشتر ظروف لعاب‌دار دوره ساسانى از این گروه هستند،  و نیز سفال قالب ‌خورده با نقوش برجسته و نیم برجسته لعاب ‌دار یا بدون لعاب که در دورهٔ اسلامى نیز این روش ادامه مى‌یابد.
       رنگ سفال‌ هاى نخودى مایل به قهوه ‌اى و داراى سطوح متخلخل است،  برخى از سفالینه‌ها که کوزه‌ هایى دو دسته هستند به لعاب قهوه‌ای، سبز، سربى و فیروزه‌اى آراسته شده‌اند.  در این ظروف بر خلاف دورهٔ اشکانی، لعاب به ‌صورت نازک روى محصول سفالین را پوشش مى ‌داد،  که هم به‌ صورت شفاف و هم مات وجود داشت سفال‌ هاى کنده ‌شده و قالب‌ خورده یا لعاب‌ دار این دوره، آثار اولین مرحلهٔ تجدید حیات صنعت سفال‌ گرى و لعاب‌کارى متعالى و درخشان دوران اسلامى به ‌شمار مى‌ روند . در این دوره از مواد شیشه معدنى و ترکیب آن با اکسید هاى سرب، آلومینیوم، روی، سدیم و رنگیزه‌هاى مس، کبالت، منگنز و غیره استفاده کرده و آنها را به‌طور جداگانه گداخته و تغییر شکل داده‌اند، سپس این ترکیب را سائیده، پودر آن را در آب حل کرده و به‌ عنوان لعاب روى ظرف کشیده‌اند.
   بعد از اسلام  ــ  از اوایل دوره اسلامى تا قرن چهارم هجری، گچ‌‌ بری، نقاشى و سنگ ‌کارى بیشترین تزئینات بنا هاى مذهبى و غیر مذهبى را در بر گرفته و به‌ نظر مى ‌رسد،  بهره‌ گیرى از تزئینات آجر تا قبل از حدود ۳۰۰ هجرى چندان متداول نبوده است.   پس از گسترش اسلام به مرور هنر کاشى ‌کارى یکى از مهم ‌ترین عوامل تزئین‌ و پوشش براى استحکام بنا هاى گوناگون به ‌ویژه بنا هاى مذهبى گردید.  یکى از زیبا ترین انواع کاشى‌ کارى را مى ‌توان در بناى قبه ‌الصخره به تاریخ قرن اول هجرى مشاهده کرد.  از اوایل دوره اسلام کاشى‌ کاران و کاشى ‌سازان ایرانى هنر کاشى‌ کارى را با خود تا دور ترین نقاط ممالک تسخیر شده یعنى اسپانیا برده‌اند.
      هنرمندان ایرانى از ترکیب کاشى ‌هایى با رنگ‌ هاى مختلف به شیوه موزائیک نوع کاشى‌ هاى را به‌ وجود آوردند،  و خشت‌ هاى کاشى‌ هاى ساده و یک ‌رنگ دوره قبل از اسلام را به رنگ‌ هاى متنوع آمیخته و نوع کاشى هفت رنگ را ساختند.  همچنین از ترکیب کاشى‌ هاى ساده با تلفیق آجر و گچ نوع کاشى‌ هاى معقلى را پدید آوردند،  و به این ترتیب از قرن پنجم هجرى به بعد کمتر بنایى را مى ‌توان مشاهده کرد که با یکى از روش‌هاى سه‌ گانه فوق و یا کاشى‌ هاى گوناگون رنگین تزئین نشده باشد.  در قرون اولیه اسلام و سلسله ‌هاى مستقل ایرانى مانند طاهریان، سامانیان و صفاریان هر یک سبک هنر ویژه‌ و مهمی از دورهٔ ساسانى در شهرهاى مختلف را به ‌وجود آوردند.  مثلاً در دورهٔ سامانیان هنر هاى مختلف چون سفال ‌سازی، فلز کارى و معمارى توسعه یافت و شهرهاى معروفى چون بخارا، سمرقند و نیشابور از مراکز مهم هنر به ‌اصطلاح اسلامى آن روز گردید.
      در شهر هاى ری، بلخ، سمرقند، بخارا و نیشابور دورهٔ رنسانس و احیاى واقعى ادبیات و هنر آغاز شد و پا ‌به ‌پاى آن هنر سفالگرى وارد مرحله جدیدى شد.  اولین گام آن ساخت ظروفى بود که جاى طلا را گرفت،  این ظروف را با گِل رس زرد رنگ شکل دادند و بدنه آن را با پوسته غیر شفاف لعاب اندود مى ‌کردند،  و پس از پخت در کوره،  طرح و نقش مورد نظر را با لعاب قلع روى آن تصویر مى ‌کردند،  و دومین بار آن را به کوره مى‌ بردند و تحت شرایط اتمسفر و کور، دودآلود، اکسید قلع به یک ورق نازک طلایى یا قهوه‌اى مایل به قرمز تبدیل مى ‌شد.  به این ترتیب در سدهٔ سوم هجرى سفال‌ سازان نیشابور این روش را توسعه دادند و ظروفى تولید کردند که جانشین ظروف زرین دوران ‌هاى تاریخى شد و به ظروف زرین فام موسوم گردید.  محصولات سفالین سده‌هاى اولیه اسلامى در خراسان هنر بدیع و نوظهورى است که با آثار سایر نقاط ایران در همین دوران اختلاف فاحش دارند.  خلاقیت سفالگران سامانى پس از دستیابى به لعاب جلادار، توجه به نقش و طرح روى سفال بوده است. نقش مناسب جانوران، پرندگان، خطوط و نوشته‌ هاى کوفى که تا آن روز فقط در صحیفه قرآن به‌ چشم مى‌ خورد و هنوز وارد هنر سفال ‌گرى ظروف نشده بود،  توسط سفالگران سامانى و به ‌تدریج سایر نواحی، به ‌صورت تزئینى دوره ظروف را فرا گرفت.   پس از دو سدهٔ اول هجری، در سدهٔ سوم هجرى سفال ‌سازى اسلامى در ایران با ترکیب شیوە‌ هاى سفال ساسانی، انواع ظروف بدون لعاب و نیز لعاب یک ‌رنگ را تولید کرد و اعم تزئینات از قبیل نقش ‌هاى کنده، مهر و قالب‌خورده را افزوده از گل و گیاه و پرونده و جانور را روى سفالینه‌ها ایجاد کرد که از شوش، نیشابور، ساوه و رى یافته شده است.
       سفالینه‌ هاى سده اول و دوم دوران اسلامى داراى شیوه‌ هایى به تبعیت از صنایع سفال‌ سازى دوره ساسانى است،  لعاب سبز و آبى مشابه خمره ‌هاى لعابدار شوش متداول است.  در طى سه سدهٔ اولیهٔ اسلامى علاوه بر اجراى لعاب ‌هاى ساده به تبعیت از صنایع دوره ساسانی، کوزه‌ها و خمره‌ها و اشیاى سفالیتى ساخته مى ‌شد که یا ساده بودند یا این که با تزئینات گیاهى و جانورى و نقوش اسلیمى و گل و برگ آراسته مى‌شدند. همچنین از لعاب سربى یک ‌رنگ با نقوش کنده، لعاب سربى و چند رنگ پاشیده با نقوش کنده استفاده مى‌شد. ابتکار دیگر در سدهٔ سوم هجرى در نیشابور، ری، شوش، استخر و گرگان که به ‌وسیلهٔ سفال ‌گران به ‌عمل آمده ساخت و تولید ظروف زرین ‌فام بود.  شاید هنرمندان مسلمان در تکاپوى دستیابى به علم کیمیا بودند،  تا از مواد نازل و پستى چون خاک ‌رُس ظروف تولید کنند که با ظروف زرین و سیمین دوران تاریخى ایران پهلو بزند.   ظروف سفالین لعاب ‌دار با تزئینات خط کوفى ساده و آرایشى که انواع آن از سدهٔ سوم هجرى به بعد به ‌وسیله سفالگران سامانى در نیشابور و ماوراءالنهر تولید شده، از محصولات ممتاز سفالگرى دوران اسلامى به ‌شمار مى ‌رود. در سدهٔ چهارم خطوط کوفى با گل و برگ و نقوش اسلیمى در آمیخت و در سدهٔ پنجم با نقوش پرنده و مرغ پیوند خورد.
      در سدهٔ چهارم و پنجم هجرى سفالگران بیشتر توجه خود را به گذشته ایران معطوف کرده،  به تولید سفال‌ هایى با نقوش بر جسته دست زدند که در مجموعه سفال ‌هاى دوران اسلامى شهرت بسیار دارند.  این نوع ظروف به دلیل استفاده از طرح‌ هاى دوران تاریخى ایران مانند نقش اسفنکس ‌هایى با بدن شیر و سر انسان، عقاب، اسب، شیر و مرغ عنقا، به ظروف گبرى معروف شده است.  عصر سلجوقى یکى از درخشان ‌ترین دوره صنایع اسلامى است که با پیروى از سنت ‌هاى گذشته، هنر هاى مختلف به‌ خصوص معمارى به ‌حد اعلاى شکوفایى خود رسید،  در هنر سفال ‌سازى ساخت انواع ظروف سفالین توسعه یافت.  در دوره سلجوقی، کاشان، جرجان و نیشابور داراى کارگاه‌هاى معتبرى بود و ظروفى نازک با تزئیناتى برجسته به ‌صورت شاخ و برگ و ساقه گیاهان و گل‌ها یا خطوط کوفى و اسلیمى تولید مى‌شد،  ظروف مشبک نیز از تولیدات این دوره بود.  برخى از ظروف مشبک را به‌ صورت دو پوسته یا دو جداره تولید مى‌ کردند که پوستهٔ خارجى براى زیبایى و پوستهٔ داخلى در کاربرد مفید ظرف دخالت داشته است.  این ‌گونه ظروف دو پوسته را به شکل پرنده و صراحى و تنگ ساخته‌اند،  بیشتر آنها به شکل مرغ و خروس هستند و مرغ صراحی  نام گرفتند،  هر دو پوسته را جداگانه مى ‌ساخته‌اند و سپس بهم متصل کرده و پس از پرداخت و لعاب ‌کارى مى ‌پخته‌اند.
      سفال بدون لعاب و لعاب ‌خورده دوره سلجوقى طرح‌ هاى تزئینى برجسته‌ اى دارد،  که به تقلید از صنایع فلز و گچ ایجاد شده است،  تزئین کوزه و آبخورى و خمره‌ هاى کوچک به ‌وسیلهٔ قالب انجام مى شد،  و روش قدیمى ‌تر آن تزئین با مهر به طریق فشرده و با استامپ بوده است.  این ظروف سفالى بدون لعاب عبارتند از اشکال پرندگان، جانوران و طرح ‌هاى گیاهى و کتیبه‌ها و نقوش هندسى و انسانى است،  روشى که در سدهٔ ششم هجرى در اغلب میدان ‌هاى فرهنگ سفال اسلامى دوره سلجوقى متداول شد به نقاشى زیر لعاب یا قلم مشکى معروف گردیده است،  مراکزى که عموماً در این شیوه تولیداتى را عرضه داشته‌ عبارتند از:  جرجان، نیشابور، سمرقند، آمل و ساری.  انوش راوید،  ادامه دارد و بازنویس می شود.
   پرسش:  چرا هنر ساسانی به نام هنر اسلامی معروف شده است؟
   پاسخ انوش راوید:  پاسخ در اینجا.
   عکس آقای محبی بزرگ هنگام کار در پای چرخ سفال شصت ساله اش،  روش چند هزار ساله سفالگری در ایران،  عکس شماره 3587.
آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه 2:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arq.ir.
ارگ   http://arq.ir
 
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.