تاریخ زیبا سازی در ایران

تاریخ زیبا سازی در ایران
   پیش گفتار
     مردم ایران به دلیل داشتن موقعیت جغرافیای طبیعی خیلی خوب و تمدنی متفاوت که در ایران و ایرانیها نوشته ام،  از ابتدای تاریخ به زیبا سازی ارزش زیادی می دادند،  قدیمی ترین و معروف ترین زیبا سازی در تخت جمشید می باشد.  در این صفحه بنا به گردش های علمی خود،  هر آنچه که از زیبا سازی دیده و ببینم جهت استفاده علاقمندان می نگارم.  امیدوارم در جهت حفظ یادگارها و یادمان های تاریخی ایران،  هر شخصی در تخصص خود چنین کاری نماید،  و همچنین در جهت برداشتن دروغ های تاریخ اقدامی نو انجام دهد.
تاریخ آینه کاری در ایران
      آئینه به خاطر نمایش واقعی آنچه روبرویش قرار دارد،  یکی از راستگو ترین وسیله های زندگی بشر بوده است،  حضور آن در سفره هفت سین دلیل بر اهمیت آن در ایران است.  در سرزمین آفتابی ایران از آئینه به عنوان اطلاع رسانی از برجی به برج دیگر استفاده می شد،  که نمونه آنرا در اینجا نوشته ام.  آینه کار با شیوه های تزئینی معماری و بیشتر همراه با هنرهای گچ بری، مقرنس کاری، آجر کاری، صنایع دستی بکار رفته است.  آینه های شیشه ای از سده 10 هجری خورشیدی در دوره حکومت های وقت از اروپا و بویژه ونیز توسط کاروان های تجاری به ایران آورده می شد.
       هنر آینه کاری شناخته شده ایران مربوط به دوره حکومت صفویه است،  کاخ آینه خانه در کنار زاینده رود از آثار زمان شاه عباس صفوی است،  سقف و تالار و ایوان و دیوار های این بنا با آینه های یک پارچه،  یک و نیم تا چهار متر آراسته شده بود،  بازتاب تصویر زاینده رود و بیشتر سواحل شمالی در آن منظره جالب و دلپذیر پدید می آورد.  در چهل ستون از آینه برای تزئین استفاده گسترده شده است،  آینه های قدی و کوچک، شیشه های رنگارنگ در تمام ساختمان هنرمندانه کار شده بود.  آثاری از آینه کاری در کاخ میرزا طاهر فرمانروای آذربایجان در تبریز،  و کاخ وکیل شیراز یا همان کلاه فرنگی نام برده شده است.  در سده سیزده هجری آینه کاری به تدریج رونق بیشتر گرفت و در دهه های پایانی این سده زیبایی و ظرافت آینه کاری کم نظیری پدید آمد.  در اوایل قرن 14 هجری هنرمندان آینه کار دو اثر کم نظیر در آستان قدس رضوی مشهد و صحن حضرت معصومه قم پدید آوردند.  در دوره شاهنشاهی پهلوی کاخ شهوند یا کاخ سبز در سعد آباد و کاخ مرمر از آثار هنری جالب می باشند.
      در کاوش های باستان شناسی نمونه های گوناگون از آینه های فلزی که همراه با کالبد زنان به خاک سپرده شده،  بدست آمده.  بر سنگ نگاره های مصری بانوان که آینه فلزی در دست دارند،  مشاهده می شود.  در سیلک کاشان از اینه آگاهی داشتند،  این آینه ها گرد و از مس و تقریباً به شکل محدب بود.  آینه های مسی دسته داری در دشت لوت بدست آمده،  که متعلق به هزاره سوم قبل از میلاد است.  در کاوش های شوش، تپه حصار، خورین قزوین، املش گیلان، در میان برنز لرستان این گونه آینه ها با دسته یا پایه با نقوش پیکره زنان وجود داشته است.  بکار گیری برنز در ساخت آینه باعث پیدایش آینه های یک رویه با قالب گیری شد،  که پشت آنرا با نقوش مختلف می آراستند،  نمونه این آینه ها که متعلق به سوم ق.م می باشد در کرمانشاه بدست آمده است.  بهره گیری از نقره و آهن و ترکیب آنها پیشرفت هایی در آینه سازی پدید آورد،  افزودن روکشی از نقره پرداخته شده بر آینه های فلزی تا سده های دو و سه میلادی رواج داشت،  نمونه هایی از این قبیل که متعلق به دوره شاهنشاهی ساسانی است در کاوش های املش بدست آمده است.
      آینه شیشه ای سده اول میلادی نخستین بار در شهر صیدون یا صیدای لبنان که در شیشه گری شهرت داشت،  اختراع و ساخته شد.  و در قرن دوم و سوم میلادی جای آینه فلزی را گرفت.  در کاوش های هفتوان تپه سلماس آذربایجان غربی آینه های شیشه ای کوچک با پوششی از قیر بدست آمده،  که همانند آینه های امروزی است،  و به آغاز قرن 4 میلادی تعلق دارد.  از دوره ساسانی قاب آینه سیمین یا نقره ای در دست است،  که بخش شیشه ای آن از میان رفته،  و نقش پشت آن نگاره یک مرغابی است،  که گرداگرد آن را طرح اسلیمی پوشانده است.  تا پیش از پایان سده میانه ساختن آینه های شیشه ای با پوششی از لایه های فلزی چون سیم، زر، قلع، سرب، یا آمیزه ای از سرب، آنتیمون  Antimoineیا گاهی ریختن قلع مذاب و آب نقره بر یک صفحه نازک قلع،  و نهادن شیشه ای بر آن بود.  در دوره سلسله های بعد از اسلام تقریباً همان روش سابق انجام می شد،  فقط در بعضی با خط کوفی در حاشیه آینه،  طلب عزت و نیکی و فراوانی و تندرستی برای دارنده دارد.
      از ابتدای دوران اسلامی تا شش قرن،  آینه های گرد دسته دار و بی دسته خوب پرداخته شده،  و آراسته به نقش و نگار های برجسته چون پیکر های،  آدم و جانور،  گل و گیاه، همراه خطوط تزئینی به ویژه خط کوفی بودند.  بخش میانی پشت آینه بی دسته همواره برجستگی کوچکی داشت،  با حلقه ای در آن که برای آویختن به دیوار بود،  در دسته آینه نیز نقش و نگار پیکره قرار داشت.  آینه معمولاً در شهر هایی که مرکز فلز کاری بود ساخته می شد،  شهر همدان در سده های نخستین اسلامی از مهم ترین این مراکز بود،  و آینه های ساخت این شهر شهرت داشت.  چیره دستی مردم فارس در فلز کاری تا قرن 10 میلادی عالی بود،  غیر از همدان و فارس شهر های بزرگ خراسان و سیستان در ساختن ابزارهای برنزی،  دماوند و قومس که همان دامغان باشد،  در ساختن ابزار های آهنی،  و ری در ساختن هر دو شهرت داشتند،  که همه نوعی آینه هم می ساختند.
      از ابتدای تاریخ ساخت آینه،  و بویژه از قرن 11 میلادی،  تولید آینه های سیمین و برنزی آراسته به نقش برجسته آدمی و حیوان و خط تزئینی کوفی به طور چشمگیر گسترش یافت.  این قبیل آینه ها به دور ترین نقاط قاره کهن ارسال می شد،  آثاری از آنها در موزه های شهر های معروف این قاره وجود دارد.  از 13 میلادی با پیدا شدن نو بورژوازی در ونیز کم کم ساخت تولیدات ایرانی جای خود را به کالا های اروپایی داد.  این زمان ساختار تاریخی اجتماعی قاره کهن و ایران در سازمان قبیله ای دینی بود،  و توانایی مبارزه با نو بورژوازی اروپایی نداشت.  در مورد تولید آینه از اروپا شکست خورد،  اما این شکست در تولید دلیل بر شکست در هنر نبود،  و هنرمندان ایرانی همچنان با پرداختن هنر به اشکال مختلف در آینه و آینه کاری برتری داشتند.
تاریخ هنر مقرنس در ایران
      مقرنس کاری یکی از عناصر مهم تزیینی معماری است،  که در زیبا ساختن بنا های ایرانی بخصوص مساجد و مقبره ها استفاده می شود.  مقرنس ها شباهت زیادی به لانه زنبور دارند،  در بناها به شکل طبقاتی که روی هم ساخته شده برای آرایش دادن ساختمان ها،  و یا برای آنکه به تدریج از یک شکل هندسی به شکل هندسی دیگری تبدیل شود به کار می روند.  این مقرنسها را می توان از جمله وسایل موثر ساختن گنبد ها دانست،  که بعدها محتوای نظری اولیه را از دست داده،  و بیشتر برای تزیین به کار رفته است.  برخی معماران ایرانی در ساختن و پرداختن مقرنس مهارت زیادی دارند،  و نمی گذارند موجب سنگینی ساختمان شود،  و بر اصل و پایه فشار آورد.  با مشاهده شکل های طبیعی قندیل های یخی و آهکی درون غارهای ایران در می یابیم که به احتمال زیاد هنرمندان نخستین این فن از همان قندیلها برداشتی هنرمندانه کرده اند،  و عینا آن را در سطوح داخلی و خارجی بناها با استفاده از آجر گچ و یا سیمان به کار گرفته اند.  مقرنسها معمولا در سطوح فرو رفته گوشه های زیر سقـف ایجاد می شود.  اما محل قرار گیری این عنصر تزیینی میتواند در بالای دیوارها، سقفها گوشه ها سردرها و … باشد.
      مقرنس توانست بر سایر هنرهای تزئینی و صنایع دستی اثر گذارده و موجب تکوین و گسترش انواع هنرها مانند،  فرش بافی، کاشی کاری، گچبری و غیره شود.  چه بسا وجود طرح های بسیار چشمگیر مقرنس در سر درها، درون گنبدها، داخل شبستانها و محراب ها بود،  که موجب گسترش روز افزون هنر کاشی سازی گردید،  و به هنگام ساختن منبرها و ستون های چوبی داخل مساجد،  منبت های زیبا با الهام از شکل های مختلف مقرنس بر روی آنها نقش بست.   نمونه های بی مانند این نو کار های روی چوب را می توان در مساجد دوران حکومت صفویه در مراغه، بناب، تبریز و خوی دید.  در طول تاریخ مقرنس سازی مانند هنر های تزئینی دیگر سیر تکاملی را از نظر کثرت کار برد و از نظر افزونی مواد پیمود.  این تـزئین با آغـاز سـاختمان مـسجدها و مـدرسه های عـلوم دیـنی در قـالب هـای جدید و بی دلیل،  جای ارزنده ای را برای خود باز کرد،  و اهمیتی زیادی پیدا نمود.  بعد از شاهنشاهی ساسانیان  و انقلاب انسانی ایرانی با آزاد سازی عمومی،  اندیشه هنر در ایران بزرگ جلوه دیگری یافت،  و هنر های ایرانی در قالب مکتب اسلام تحولات چشمگیری را ایجاد کردند.  از این زمان به بعد هنر های زیبا و بدیع با اسلام در آمیخت و نام هنر های دوران اسلامی را بخود گرفت.  از دید هنری دوران های اسلامی را می توان به سه دوره تقسیم کرد،  دوران اولیه اسلام،  دوران سلسله های اسلامی،  دوران نزدیک اسلامی.
      در دوران اولیه اسلام،  به طور کلی مقرنس یعنی هر چهار نوع مقرنس های تزئینی در بیشتر بنا های این زمان بکار رفته است،  البته مقرنس های لانه زنبوری،  کمتر کار گردیده.  می توان سه قرن اول هجری خورشیدی را آغازی دیگر بر هنر مقرنس سازی دانست.  از قرن چهار و پنج هجری خورشیدی به بعد آثار بیشماری که نشانگر تحول این هنر باشد،  در نقاط مختلف ایران بزرگ وجود دارد.  نخستین نمونه های بارز چهار قرن آغاز اسلام مقبره شاه اسماعیل سامانی در بخارا است،  که گذشته از عناصر تزئینی مقرنس کاری، تزئینات آجری جالبی را دارد،  مقرنس ها بیشتر در گوشوار های زیر گنبد بکار آمده است،  این مقبره از نمونه های اواخر قرن سوم هجری است.  مقبره قابوس بن وشمگیر مشهور به گنبد کاووس یا گنبد قابوس نیز یکی دیگر از استوار ترین بنا های اسلامی این زمان است،  که گذشته از شیار های زیبای ساقه و مخروط گنبد،  دارای مقرنس های بسیار جالب و ساده می باشد.  مسجد جامع نائین از آثار اوایل قرن چهارم هجری است،  همراه با گچبری های دقیق و ظریف و خطوط کوفی گلدار،  در بعضی قسمت های این مسجد مانند گوشه های گنبد و بالای محراب از مقرنس های گچی روی هم بهم گرفته شده است.
      در قرن پنجم و ششم هجری خورشیدی،  که نخست و بیشتر به معماری مقبره ها پرداخته شد،  آنها به شکل برج با بقعه و نظائر آن ساخته می شدند،  اکثر آثار معماری این زمان در نواحی خراسان قرار دارد.  نشانگر معماری این عصر بنا هایی با گنبد مخروطی شکل شبیه به گنبد قابوس، برج رزگت یا رسکت، برج لاجیم، برج خرقان و مقبره های مخروطی شکل دروازه کاشان است.  وسعت خاک ایران بزرگ در آن زمان موجب گردید،  بیشترین آثار باقیمانده از آن دوران هم اکنون در ورای مرزهای امروزی جای داشته باشند.  در این میان از مسجد بزرگ نورالدین در موصل عراق که در حال حاضر تنها رواق جنوبی مسجد بر جای مانده،  و قبر نورالدین در دمشق که کاملاً شبیه به مقبره بی بی زییده است،  و از نمونه های بارزی معماری زمان سلسله سلجوقی شناخته می شود.  شیوه معماری زمان سلجوقی،  تزئینات گچی ، سنگی و چوبی سطح داخلی گنبد و نمای خارجی همه در قالب های مقرنس بکار می رفته،  و معماری ساختمان در درجه دوم اهمیت قرار داشته است.  تأکید معماران و مقرنس سازها بیشتر معطوف به تزئین های آن بناها بوده،  حتی حکمرانان سلجوقی هم در ایجاد این گونه بناها ابتدا به پوشش تزئینی روی آنها توجه نشان می دادند.
      برخی بنا های قدیمی شهر ری و ورامین و سمنان و دامغان و مسیر جاده خراسان دلیل آن می باشد.  آشکار ترین نمونهٔ معماری مسجد جامع اصفهان است،  که از بنا های جامع و مهم ایران در زمان سلجوقی می باشد.  مجموعه ای از عناصر و موضوع های گوناگون معماری و تزئینی،  محراب گچبری و گنبد مقرنس کاری شده آن،  از شاهکار های زمان وزارت خواجه نظام الملک است،  سقف ایوان های این مسجد مقرنس های بی مانندی را به نمایش می گذارد.  از دیگر آثار با ارزش که همگی با تزئین های مقرنس پوشش داده شده،  مسجد جامع اردستان،  مسجد جامع گلپایگان، مسجد جامع زواره و مسجد حیدریه قزوین می باشند،  که به سبک گنبد نظام الملکی آرایش شده اند.
      در قرن هفتم و هشتم هجری خورشیدی،  زمانی از تاریخ را که سلجـوقی می گویند،  در واقع قدرت و حکومت در دست سازمان قبیله ای دینی بود،  که همان حکومت مردم می باشد،  و دوران نوآوری های ارزنـده ای در خلـق آثار هنری بوده است.  این زمان مردمی،  سر چشمه آثار ارزشمند و آفرینش پدیده های هنری بوده،  منجمله سبب گردید گچبری و مقرنس کاری گسترش چشمگیری یابد.  در این دوره مردمی،  هنر مقرنس مانند بسیاری از هنر های زمان،  توسط هنرمندان ایرانی به آن سوی مرز های ایران رفت،  لازم است عزیزان ایرانی،  در هر کجای دنیا این کار را دیدند نسبت به شناسایی و معرفی هنرمند ایرانی آن اقدام کنند.  همچنین مقرنس مانند هنر های دیگر در سال های بعد از سلجوقیان در ایران همچنان به حیات و تکامل خود ادامه داد.  شاید در نتیجه برتری جویی و تحول و تکامل این هنر بود،  که از آن زمان به بعد کاربرد عنصر تزئینی مقرنس را در آثار معماری لازمه تکمیل بنا دانسته شد.
هنرمندان عصر خانات ایرانی تحت تأثیر سبک های هنری پیشین به هر چه پربار تر کردن انواع هنرها پرداختند،  و بویژه در آثار دوره ای که تیموریان می گویند،  آثار باز مانده آن عهد نشانگر قدرت خلاقه این هنرمندان می باشد،  که به کسب اعتبار بیشتری نائل شدند .  نمونه های بسیاری از سبک دوران خانات ایرانی در بکار گیری مقرنس وجود دارد، مانند:
      مشهور ترین اثر بازمانده از این دوران، گنبد سلطانیه در نزدیکی زنجان است،  که مقبره سلطان محمد خدابنده نامیده می شود،  و در واقع مجموعه گویایی از انواع هنر هاست.  این مقبره با ارتفاع بیش از حد گنبد و گوشوارها و مقرنس های جالب زیر گنبد،  و نیز نقاشی ها و کاشی کاری های بسیار زیبا،  و گچبری های ارزنده اش،  نمونه پربهایی است.  از دیگر آثار ارزنده خانات ایرانی،  آرامگاه خانوادگی به نام فاتح عالم واقع در شاهراه شازند ـ سمرقند است،  این مقبره دارای یک برج با پایه هشت ضلعی و گردنی استوانه ای شکل با برج خمیده ماننـد است،  ترک های باشکوهی در آن ایجاد گردیده و دارای ایـوان پیش آمده یی نیز هست،  شکل مربع داخل بنا در نتیجه ایجاد طاق نماهایی که دارای برآمدگی مقرنس است بشکل صلیب درآمده است.
   توجه شود،  از دلایل شکل گرفتن هنر معماری و دیگر هنر های این دوره،  استقلال و آزادی اندیشه و گفتار و کردار در تمدن سازمان قبیله ای است،  که باعث شد تا هنرها نیز به جلوه گاه های تازه ای دست یابند.   توجه خاص به معماری مساجد و مقابر و مدارس و دیگر بنا های عمومی،  خواسته توده مردم در جهت ملی گرایی ویژه آن زمان بوده است.  همچنین در این زمان توده مردم تکلیفی در مقابل حکام نداشتند،  بلکه حق ملی داشتند،  و سعی می کردند بهترین کارها را انجام دهند،  اما بدشانسی و در ادامه تاریخ استعمار سر رسید.
    مقرنس از لحاظ شکل به چهار دسته تقسیم می شوند:
    مقرنس های جلو آمده:  مقرنس هایی  هستند،  که مصالح آن از خود بنا می باشد،  و در نهایت سادگی و بدون هیچگونه پیرایه ای به صورت آجر یا گچی،  انتهای سطوح خارجی نمای بیرون ساختمان را آرایش می دهند و استحکام آنها زیاد است.
    مقرنس های روی هم قرار گرفته:  گذشته از مصالح به کار رفته اصلی بنا،  گچ و آجر و سنگ،  در سطوح داخل و خارج بنا به کار می روند.  و غالبا در چند ردیف،  دو تا پنج یا بیشتر،  روی هم قرار دارند،  و دارای ثبات متوسطی است.
    مقرنس های معلق:  شبیه همان منشور های آهکی آویزان در غارها می باشد،  که اصطلاحا استلاکتیت نامیده میشوند،  و غالبا از چسباندن مواد مختلف چون:  گچ، سفال، کاشی و … به سطوح مقعر داخل بنا صورت می گیرند،  آویزان به نظر میرسند،  و دارای ثبات کمی می باشند.
    مقرنس های لانه زنبوری:   شبیه لانه زنبور و در مجموع کندو های کوچک بر روی هم قرار گرفته هستند،  این دسته از نظر شکل ظاهری شبیه به مقرنس های معلق می باشند.  …ادامه دارد…
5732
عکس زیبا سازی و مقرنس کاری یک مسجد در ایران،  عکس شماره 5732 .
سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس
    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
ارگ   http://arq.ir
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.