تاریخ جاده های دینی در ایران

تاریخ جاده های دینی در ایران
پیش گفتار
      از ابتدای پیدایش تمدن بشر دین و نیز قدرت دین بوجود آمد،  و مردمان دوران های مختلف در ساختار های تاریخی اجتماع،  هر کدام بشکلی به دین وابسته بودند،  ولی همه آنها در یک موضوع با هم اشتراک داشتند،  زیارت و رفتن به زیارت.   در این زیارت رفتنها مسیر هایی تعیین می کردند،   تعدادی از این مسیر ها امروزه دارای جاذبه گردشگری شده اند،  و  تعدادی در شهر و شهر سازی از بین رفته اند،  و تعدادی نیز رها شده اند،  مانند بسیاری از کاروانسر های تاریخی ایران،  که در مسیر زیارت های قم و مشهد و نجف قرار داشتند.
تصویر راه امامزاده داود،  مشروح در زیر،  عکس شماره 3481.
   توجه :  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
لوگو ایران را بدرستی بشناسید،  عکس شماره 1617.
برگه 295 بهار 1389 و مهر 1395 پیوست تاریخها و تاریخچه های ایران است.
. . . ادامه دارد و باز نویسی می شود . . .
پاکوب دینی
     پیاده رفتن برای زیارت از قدیم رسم بود،  و رفتن از مسیر های پیاده را پاکوب زیارتی می گفتند،  و دارای اهمیت بود.  مطلب زیر سفر زیارتی به امامزاده داود است،  که از اینترنت کپی پیس کردم.
سفر به امامزاده داود(ع) در تهران قدیم چگونه انجام می‌شد؟
تهیدستان ۲ماه در راه
ابوالفضل حیدردوست- آن زمان که «علی حاتمی» فیلم سوته‌دلان را می‌ساخت هنوز مسیر جاده امامزاده داود(ع) ساخته نشده بود و آنهایی که قصد زیارت می‌کردند باید مثل «حبیب‌آقا ظروفچی» با بازی «جمشید مشایخی» بساط سفر چند روزه‌ای را آماده می‌کردند.
 آن زمان که «علی حاتمی» فیلم سوته‌دلان را می‌ساخت هنوز مسیر جاده امامزاده داود(ع) ساخته نشده بود و آنهایی که قصد زیارت می‌کردند باید مثل «حبیب‌آقا ظروفچی» با بازی «جمشید مشایخی» بساط سفر چند روزه‌ای را آماده می‌کردند. شاید همین سختی‌های سفر بود که اجر زیارت را از دید مردم بیشتر می‌کرد. سفری که مثل امروز نبود و گاهی حتی مرگ زائران را هم در پی داشت. زائرانی که گاهی مانند «مجید جوبچی ظروفچی» در فیلم «سوته‌دلان» از الاغ پایین می‌افتادند در نیمه‌های راه سعادت زیارت امامزاده داود(ع) را از دست می‌دادند. از این‌که بگذریم سفر به امامزاده داود(ع) سختی‌های دیگری هم داشت که گزارشی از آن تهیه کرده‌ایم.
عبور از نعل شکن
اگر قصد زیارت امامزاده داود(ع) را داشته باشید هر زمان که اراده کنید و راه بیفتید در کمتر از یک ساعت می‌توانید به بارگاه این امامزاده واجب‌التعظیم برسید. ماجرای این اراده و عزم سفر بیشتر از سی‌وچند سال نیست؛ یعنی از زمانی که جاده آسفالت امامزاده داود(ع) افتتاح شد تا هم روستاهای بالادست منطقه صاحب جاده باشند و هم مسیر زائران کوتاه شود.
«مهدی فتحعلی» که با قریب به 80سال سن یکی از قدیمی‌های روستای امامزاده داود(ع) به شمار می‌رود خاطرات مختلفی از زائران دارد و می‌گوید: «بچه که بودم وقتی زائران نفس بریده، نعل‌شکن را رد می‌کردند و بعد از چند دقیقه وارد محوطه امامزاده می‌شدند با لب‌های تشنه دنبال آب می‌گشتند. به همین دلیل سقاهایی بودند که به این زائران آب می‌دادند تا خستگی سفر از تنشان بیرون برود.» او می‌افزاید: «ظروف مسی یکی از چیزهایی بود که اغلب همراه زائران حرم پیدا می‌شد. خیلی‌ها ظروف سنگین مسی را بار می‌کردند و در این مسیر سخت با خودشان می‌آوردند تا نذر امامزاده کنند. »
الاغ سواری در مسیر زیارت
فتحعلی‌ها اصالتاً کیگایی هستند و امامزاده داود(ع) را هم جزئی از روستای «کیگا» می‌دانند. «مرتضی فتحعلی» یکی از خادمان حرم است. او می‌گوید: «یکی از نذرهای مردم در تهران قدیم نذر سفر به امامزاده داود(ع) بود. چون مسیر خیلی سختی داشت و چند روز طول می‌کشید و حتی احتمال مرگ هم بود. قبل از اینکه جاده امروزی راه‌اندازی شود مردم باید به فرحزاد می‌رفتند و از آنجا پای پیاده یا با الاغ کرایه‌ای خود را به امامزاده داود(ع) می‌رساندند.» او می‌افزاید: «از پدرانمان شنیدیم که ماجرای زیارت از زمان فتحعلی‌شاه رونق گرفت. قدیمی‌ها تعریف می‌کنند که زیارت امامزاده از تهران 2ماه تا 2هفته فرق داشت. یعنی مردم تنگدستی که پیاده می‌آمدند گاهی 2ماه در راه بودند. اما افرادی که وضع مالی بهتری داشتند با الاغ و قاطر راه می‌افتادند و می‌آمدند. حدود 40 تا50 سال پیش هم این‌طور بود که از چهارراه سرچشمه و دروازه شمیران با یابو و الاغ راه می‌افتادند و خود را به فرحزاد می‌رساندند و بعد وارد مسیر کوهستانی می‌شدند
نقل‌های رایج در مورد سفر
مسیر قدیم امامزاده داود(ع) از فرحزاد و خاکی بود. منظور از مسیر قدیمی مسیری خاکی با راهی طولانی و طاقت‌فرساست. هنوز از فرحزاد فاصله نگرفته جاده خاکی و خراب و شیب‌های طاقت‌فرسا امان جماعت را می‌برید. در این مسیر کوه‌ها و استراحتگاه‌های زیادی وجود داشت که مسافران در آنها استراحت می‌کردند و دوباره به حرکت ادامه می‌دادند. یکی از این استراحتگاه‌ها «سنگ یک مثقال»‌ بود. در این محل تخته سنگ بزرگی وجود داشت که تقریباً مسیر را به اتمام می‌رساند و می‌گویند از آنجا چند ساعت تا امامزاده راه بود. راه ‌سنگ یک مثقال به «یونجه زار» می‌رسید و قهوه‌خانه‌ها محل استراحت خوبی در اختیار مسافران می‌گذاشتند. از این محل مسیر کوتاه و سنگلاخی پیش می‌آمد که روستاییان به آن «‌نعل‌شکن» می‌گفتند. دلیل نامگذاری این محل هم این بود که گاهی بعد از طی مسیر طولانی، نعل الاغ‌ها و قاطرها می‌شکست که دردسر زیادی به بار می‌آورد. از «‌یونجه‌زار»‌ تا «نعل شکن»‌ 2مسیر به نام‌های «کتل خاکی»‌ و «آب زندگانی» بود که پس گذشتن از پیچ و خم این مسیر و رسیدن به نعل‌شکن، گنبد حلبی و 8ترک و سبز امامزاده داود(ع) معلوم می‌شد و مسافران با شوق و اشتیاق زیاد پیچ و خم جاده را طی می‌کردند.
اتراق در باغ های فرحزاد
کتاب «طهران قدیم» یکی از باارزش‌ترین منابع در مورد آداب و رسوم مردم تهران در 2 سده گذشته است. هر چند بسیاری در اصالت منابع کتاب‌‌ تردید وارد کرده‌اند اما نمی‌توان حقایق و ارزش روایت‌های آن را نادیده گرفت. «جعفر شهری» نویسنده کتاب طهران قدیم درباره اتراق مردم تنگدست در فرحزاد و باغ‌های آنجا می‌نویسد: «کنار استخر گرد سر قنات و اطراف آن فقرا و کم‌بضاعت‌ها سکونت می‌کردند.» او در این‌باره اطلاعات جالبی از گذشته فرحزاد ارائه می‌دهد و می‌نویسد: «از این صبح به آن صبح شیر گاو و گوسفند خالص و کره و ماست و پنیر اعلا و نان گندم خانگی و دکانی و سر درختی و میوه و هرگونه خوراکی وسیله دستفروش‌ها و جعبه بقچه به بغل‌ها و در اختیار مسافران قرار می‌گرفت و اغذیه پخته و نپخته مطبوع ارزان توسط دکاندارها از قبیل آبگوشت دیزی و چلو و پلو و کباب و حاضری و غیره که رفع حوائج می‌نمود در آن حد که شاید خرج ولخرج‌ترین راهیان آن، روزانه بیش از چند شاهی نمی‌گردید، به شهادت مخارج خود این نگارنده به‌طور دانگ با همراهان که در سفری که با 11 تن دیگر به عزم زیارت به راه افتادیم تا مراجعت که 14 روز طول کشید روزانه با آنکه شاید در هر نوبت غذای کبابمان بیش از 5 تا 7، 8 سیر گوشت جهت هر نفر منظور می‌داشتیم و در هر وعده چلو خورش زیاد‌تر از 10 سیر روغن اعلا مصرف می‌کردیم و 2 نوبت آن گوسفندی نیز برایمان سر بریده شد
زیارت امامزاده داود(ع) به روایت زنده یاد «مرتضی احمدی»
رفتنمون حکایتی داشت
برای رفتن به زیارت امامزاده داود(ع) مثل سفری طولانی کوله‌بار سفر را می‌بستیم و شال و کلاه می‌کردیم. گیوه‌ها را‌ ور می‌کشیدیم و قدم برمی‌داشتیم. در میان راه به فرحزاد می‌رفتیم و ناهار آنجا بودیم و شب را هم همانجا می‌خوابیدیم. صبح که خورشید طلوع می‌کرد به طرف یونجه‌زار می‌رفتیم و از آنجا راهی امامزاده داود(ع) می‌شدیم. مسیر امامزاده کوهستانی و کوره راه بود. برای آنکه از پرتگاه‌های هولناکش پرت نشویم و در میان کتل‌های خاکی مسیر ولو نشویم بزرگ‌ترها با قاطر می‌آمدند و ما بچه‌ها پیاده جلوی آنها یک کله می‌کوبیدم و می‌رفتیم.
ما بچه‌ها چون از مسیر راه وحشت داشتیم از کنار بزرگ‌ترها که سوار قاطر بودند تکان نمی‌خوردیم و چشم از آنها برنمی‌داشتیم. در کل مسیر دائماً توهم و ترس سقوط از دره داشتیم و دعا می‌کردیم که کسی به دره سقوط نکند. به همین دلیل همه همدیگر را می‌پاییدند. در طول مسیر هم غریبه و آشنا نداشتیم و غریبه‌ها هم برای ما آشنا بودند و کمک به همدیگر را ثواب می‌دانستیم. همین مشارکت و همکاری باعث می‌شد تا هم خودمان و هم بارهایمان سالم به مقصد برسیم.
وقتی هم به امامزاده می‌رسیدیم 2، 3 روزی آنجا می‌ماندیم و جایی را اجاره و بابت آن مبلغ ناچیزی کرایه پرداخت می‌کردیم و شب‌ها هم در فضای باز می‌خوابیدیم. اگر هم به چیزی احتیاج پیدا می‌کردیم از خادم امامزاده عاریه می‌گرفتیم و چون این ظرف‌ها وقف بودند در زمان برگشت آنها را برمی‌گرداندیم و هیچ ظرف و ظروفی با خودمان برنمی‌داشتیم. افرادی هم که نذر کرده بودند و به حاجتشان رسیده بودند همانجا نذر را ادا می‌کردند. به همین دلیل کلی گوسفند آنجا قربانی می‌شد. خلاصه سفر به امامزاده آنقدر خاطره‌انگیز می‌شد که هرگز فراموش نمی‌کردیم
منبع: همشهری محله
دیوار چین بزرگترین پاکوب دینی ایرانی
      تا اواخر قرن 20 تقریباً همه تاریخ دانها می پنداشتند،  که دیوار جنبه دفاعی دارد،  ولی کم کم به این نتیجه رسیدند که این یک مسیر عبادی است،  نه خط دفاعی،  البته در بسیاری نقاط هم برای فرابری (ترابری*) بوده است.  دیواری که طی حدود ده قرن و در صدها حکومت و قبیله و سرزمین متخاصم،  نزدیک به 50 هزار کیلومتر ساخته شده،  فقط قدرت دینی می توانسته این کار را انجام دهد.  از نظر دفاعی در سرزمین هایی که کوهستانی و سخت و جنگلی یا بیابانی و بایر است،  و امروزه جمعیت نسبی بخش هایی از دو طرف دیوار،  کمتر از ده نفر در کیلومتر مربع،  برای مساحتی بیش از 10 میلیون کیلومتر مربع دارد،  و در آن زمان کمتر از یک دهم بوده است.
   عکس بخشی از دیوار چین،  بیشتر مسیر در چنین شرایطی است که هیچ ارزش دفاعی ندارد،  عکس شماره 4159.
  عدم وجود پادگان های و جاده های دفاعی،  همچنین وجود زیر گذرها در نقاط عبور و مرور،  نظریه و گفته بمنظور دیوار دژ مانند رد شده است.  این موضوع را من نمی گویم،  با گشتی بزبان انگلیسی در اینترنت،  متوجه تحقیقات و دانش جدید درباره این دیوار خواهید شد،  (لینکها بزودی).  همانگونه که قبلاً گفتم چون من دیوار را ندیده ام،  و تاریخ چین را در چند فیلم مستند و تارنما و چند کتاب صد صفحه ای به زبان فارسی خوانده ام،  نمی توانم و یا صلاحیت اظهار نظر ندارم.  فقط من می توانم چند پرسش برای تقدیر فرهنگ یادگیری مطرح نمایم،  منجمله اینکه:
   آیا قبایل و مردمی از چین ایران به شمال کشور چین رفته و نام و دین و آثار خود را بیادگار گذاشته اند؟
      عزیزان همانگونه که بارها گفته ام،  ایران ما جوانان باهوش محقق متخصص،  یا متخصص محقق می خواهد،  مانند جوانان پیرو این وبلاگ،  که بتوانند پرسش مطرح نمایند،  و سپس خود برای پاسخ آن بنا به شرایط علمی بکوشند و تحقیق کنند.  پاسخ دادن به هر پرسش نیازمند زمان است،  ابتدا باید در مورد پرسش خوب فکر کرد،  و سپس بدنبال تحقیق رفت که زمان می برد،  و آخر به تحلیل داده ها پرداخت.  در آموزش و پروش سنتی گذشته رخصت و فرصت نداده اند،  که دانش آموزان برای پیشبرد علم و دانش خود چنین نمایند.  در جایی خواندم یک دانش آموز کلاس دوم دبستان از معلم پرسید:  دو دو تا چرا پنج تا نمی شود،  و مطابق معمول،  آن معلم یک جواب فوری داد،  درصورتیکه معلم برای پاسخ به چنین پرسش از دانش آموز 8 ساله،  نیازمند تحقیق تحلیل بود.
      در دین های قدیمی برای وقت آدم ارزش قائل نبودند،  و مردم را وادار می کردند به زیارت های طولانی بروند،  سالها و ماه ها در راه باشند،  از بکچین (چین شمالی) و ماچین (استان منچوری) پیاده به بامیان (مرکز افغانستان) بروند،  آنهم از روی دیوار مقدس چین،  تا بلکه بهشتی شوند،  پیاده از جنوب هندوستان و کامبوج به معابد الورا بروند،  از شرق و غرب و… آفریقا پا برهنه و با حالت روزه طی ماه ها،  به پرستشگاه دهشاه بروند،  حتی پادشاهان ایران پیاده به آذرگشسب می رفتند،  راه های سخت و دشوار را پیاده حتی پا برهنه طی می کردند.  تا اینکه با انقلاب صنعتی در اروپا،  کم کم بشر به ارزش وقت و درک از زمانه پی برد،  و این زیارتگاه ها را که در جاها های پرت و پلا و سخت گذر ساخته بودند،  از اعتبار دوران و اعمال گری ساقط کرد،  و آن جاها به مراکز توریستی و درآمد زایی برای کشور های عاقل تبدیل شد.  زیارتگاه ها با مسیر های سخت و طولانی در همه جهان بفراوانی یافت می شود،  از زیارت امامزاده داود خودمان گرفته تا…  یاد می آید بچه که بودم،  با سختی و مشقت زیاد،  بزرگان پیاده و بچه ها با قاطر به آنجا می رفتیم،  که برای آینده خیر ببینیم،  و عاقبت بخیر شویم.  بزودی چند مورد معبد در کشور چین را می نویسم،  که میان کوهستان های سخت گذر است،  و بسیار دیدنی و درآمد زای توریستی شده اند.
   نقشه مسیر دیوار چین،  البته  این نقشه بخشی از آن است،  با نگاه به تمام نقشه های این دیوار،  بوضوح مشخص است که این دیوار نمی توانسته جنبه دفاعی داشته باشد،  زیر در جا هایی به موازات هم می باشد،  در جاهایی دایره است.  در نقاطی از کوهستان های سخت و جنگلی می گذرد،  و ده ها مورد دیگر،  و تمام آنها از یک پرستشگاه شروع می شود،  و تا سمرقند کشور فعلی ازبکستان امتداد می یابد.  فقط تاریخ دان های خارجی نخواسته اند بگویند،  یک پاکوب پیروان پرستش بوداسب،  برای رفتن به زیارت در بامیان بوده است.  عکس شماره 4131.
دیوار چین یا زیارت راه
      سرزمینی که امروزه ما کشور چین می نامیم،  تا قبل از قرن 14 میلادی در هیچ تاریخی نه در اروپا و نه در خود چین،  و یا در تاریخ های کشور هندوستان،  بنام چین خوانده نمی شد،  بلکه به استان های مرکزی ایران چین می گفتند،  مشروح اینجا.  یک قرن بعد از داستان مارکوپلو،  نام چین از ایران ربوده شد،  و به کشور چین گفتند،  در طول تاریخ کشور چین،  دارای ده ها کشور و شهر و قبیله مستقل بود،  که دائم با یکدیگر در جنگ بودند،  حتی در سریال های تلویزیونی خودشان این موضوع را براحتی می گویند.  پس وقتی نام کشوری یا سرزمینی چین نبوده،  خود بخود هر اثر تاریخی،  منجمله دیوار معروف،  نمی تواند نام چین داشته باشد.  اگر در تاریخ های قبل از قرن 14 میلادی از آن دیوار بعنوان دیوار چین نام برده شده،  منظور چین ایران است،  پس چگونه می تواند چین ایران چنین دیواری را بسازد؟  مگر اینکه مردمی از چین ایران به آنجا رفته و نام استان خودشان را به بخشی از آن سرزمین داده باشند.
      این دیوار به هیچ عنوان نمی توانسته جنبه دفاعی و نظامی داشته باشد،  چون اگر قرار بود بمنظور دفاع باشد،  نیازمند نگهداری پادگان های پرخرج،  در هر چند ده کیلومتر بودند.  مگر دشمنانی که می خواستند از این دیوار به اصطلاح دفاعی بگذرند،  بادمجان بودند،  وقتی آنها آنقدر مهاجم و خطرناک بوده اند،  که بخاطرشان دیوار بکشند، پس عبور از دیوار برایشان مسئله نمی توانست باشد.  بنظر من تمام داستان های تاریخی که برای این دیوار گفته اند ساختگی و تقلبی است،  زیرا هیچ کدام پایه و اساس علمی و تاریخ اجتماعی ندارند،  بلکه این دیوار برای عبور اقوام کاسپی بوده است،  که در گویش های مختلف سگز، و بعدها به سین و چین تغییر نام داده شده.  چه از روی دیوار و چه از کنار آن می گذشتند،  مهاجرت و رفت و آمد و تجارت می کردند،  و یا به زیارت بت های بوداسپ در بامیان می آمدند.
      کسی که می خواهد درباره تاریخ کشور چین و منجمله دیوار چین مطالعه و تحقیق کند،  باید تاریخ سرزمین هایی که بیشتر از 10 میلیون کیلومتر مربع،  و میلیاردها انسان است را بخواند،  و این زمان بر است،  و نیازمند دانستن یکی از زبان های تاریخی چینی و زبان انگلیسی یا فرانسه است،  همچنین باید بداند مراکز مطالعه و تحقیق در این باره کجاست.  شخصی که دیوار و هیچ یک از آثار تاریخی و باستانی آن سرزمین وسیع را ندیده،  حتی کتاب های تاریخی چینی را نخواند،  نمی تواند در باره آن نظر علمی بدهد،  فقط می تواند در محیط دمکرات اینترنت،  نظر شخصی خودش را بگوید.  اضافه نمایم،  تاریخ دان های کشور چین،  نمی توانند چندان درباره تاریخ دیوار چین تحقیق کنند و بگویند،  چون واقعیت هایی آشکار خواهد شد،  که بضرر تاریخ کشور چین و بخش گردشگری پر رونق آن کشور می شود.  همچنین شنیده ام،  با باز سازی های مکرر در 30 سال گذشته،  آثار مهم و اصلی تاریخی بجا مانده در این دیوار را از بین برده اند،  و حتی آثار تقلبی چینی را جایگزین نموده اند.
   عکس دیوار چین،  که ۷۰۰۰ کیلومتر طول دارد،  این اثر سال ۱۹۸۷ در فهرست میراث جهانی ثبت شده است،  عکس شماره 4174.
غار های الورا
      منطقه کیت در کشور هندوستان،  شامل 34 غار عظیم کنده شده در دل کوه معابد است،  که به غار های الورا مشهور است،  و شامل 12 غار بودایی 600 تا 800 م،  17 غار هندو 600 تا 900 م،  5 غار برهما ـ بودایی 800 تا 1000 م، می باشد.  همه غار های الورا بخشی از میراث جهانی هستند.  طی پنج قرن راهبان دین های هندو، بودا، و برهما ـ بودا سراسر لبه دو کیلومتری پرتگاه طبیعی را کنده کاری کرده،  معابد و پرستشگاه هایی را از دل کوه بیرون آورده،  و همه را با مجسمه های زیبا تزئین کرده اند.
      شاهکار این غارها معبد کابلاسا یا به گویش دیگر کابلاش می باشد،  که بزرگترین بنای یک تکه سنگ در جهان است،  معبد بدست شاه کریشنای اول ساخته،  و وقف شیوا شده است.  می گویند،  طی صد و پنجاه سال هفت هزار کارگر آن را در دل کوه تراشیده اند،  و نمایی از کوهستان کابلاسا است،  که اقامتگاه شیوا در کوهستان هیمالیا بوده است.  شیوا در اصل از خدایان آریایی نیست،  زیرا در متون باستانی آریایی هند،  نامی از او نیامده بلکه بالاترین خدایان آریایی به ترتیب:  وارون – میترا و آریامن هستند.
      ساختن این بنای عظیم و کنده کاری این همه جزئیات روی آن،  مستلزم در آوردن 200 هزار تن سنگ از دل کوه بوده است،   برای مقایسه بگویم،  که کابلاس دو برابر مساحت بنای پاراتنون در آتن را اشغال کرده،  و ارتفاعش نیز یک و نیم برابر پاراتنون است،  دور تا دور این بنا را جزئیات بی نظیر از تصویر سازی وقایع کتاب های مقدس و افسانه ای رامایانا و مهابهاراتای هندی پوشانده است،  می توان از تپه پشت این بنا بالا رفت و از بالا به عظمت حیرت انگیز آن نگاه کرد.
   عکس یک معبد در غار های الورا،  عکس شماره 4620 ،  تعدادی از این معابد،  از آثار میترایی و بوداسپ و اشکانی است.  لازم است ایرانیان نسبت به  تاریخ نویسی آنها اقدام کنند،  درصورت تقاضا توضیح و عکس های بیشتر پست می کنم.
   عکس تاریخی محمل،  عکس شماره 2741 ،  کاروان هایی که محمل را از قاهره و صنعا و بغداد و غیره  به مکه می بردند،  پرده های رنگی کعبه،  بویژه دوخت قاهره،  راهم با خود روی دست در بیابان های سوزان حمل می کردند،  و هر سال آنرا تعویض می کردند،  یا روی پرده سال قبل می انداختند.
عکس قدیمی ترین قرآن با خط ماقبل از کوفی در موزه لندن،  عکس شماره 2742.
   عکس قبله نمای ایرانی که نام شهر های ایران و جهان اسلام روی آن حک شده است،  عکس شماره 2740.
   عکس مقر مهر بابا نزدیکی شهر پونا در کشور هندوستان،  در سال 2011 میلادی،  عکس شماره 4431.  هزاران نفر از سراسر دنیا برای این دین یا مسلک میترایی مهری جدید ترکیبی،  به این مقر می روند،  حتی از فرودگاه پونا یا مومبای پیاده تا این معبد الکی طی مسیر می کنند.  این جمعیت چند روز از سال در همانجا با سختی می خورند و می خوابند و پول می دهند.
   عکس های دو زن آمریکایی در حال سجده بروی صندلی و تخت مهر بابا،  همیشه تعداد زیادی در نوبت ایستاده اند،  خانمی که لباس سفید پوشیده و در صندلی نشسته،  نوبت چی سجده است،  این سجده برای دم پایی و همه وسایل باقی مانده از مهر بابا انجام می شود.
گردونه های مهر
      در چند جا خواندم،  که هیتلر و آلمان نازی از گردونه مهر ایرانی سوء استفاده کرد،  و بعنوان صلیب شکسته نازی،  نشانه جنایت و نسل کشی گردید.  از قدیم گفته اند تاریخ را پیروزها می نویسند،  تاریخ جنگ دوم جهانی را هم پیروز ها نوشته اند.  مگر دروغ های تاریخی حتماً باید مربوط به دوران اسکندر مقدونی باشد،  دروغ های تاریخ می تواند اتفاقات همین چند سال پیش هم باشد،  و نوشته و نشر شود.  درباره اینکه چرا آلمان نازی صلیب شکسته را برگزید،  تاریخ مفصل دارد،  آلمانها خود را آریایی می دانستند،  و سعی می کردند نشان های آریایی را برگزینند،  ولی در نهایت کشور آلمان یکی از امپریالیسم ها بود،  و به  جنگ و جنایت پیوستند،  مشروح بزودی در:  تاریخ سیاسی گردونه مهر.
   * فرابری درست ترابری است،  ترابری اشتباه در پارسی سازی زبان فارسی است.
مستند های مربوط
مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری
 
 آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
ارگ ایران   http://arqir.com
 
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.