فهرست مدنی و اجتماعی ایران

فهرست مدنی و اجتماعی ایران
 
ردیف
موضوع
تعداد پست
1
1  پست
2
1  پست
3
1  پست
4
1  پست
5
1  پست
6
3  پست
7
1  پست
8
1  پست
9
3  پست
10
1  پست
11
1  پست
12
1  پست
13
1  پست
14
1  پست
15
1  پست
16
1  پست
17
1  پست
18
1  پست
19
1  پست
20
1  پست
21
1  پست
22
1  پست
23
1  پست
24
 
 
25
 
 
تاریخ مبارزان ایران
پیش گفتار
      امروز وظیفه اصلی مبارزان عزیز ایرانی این است،  که با بکار گیری صحیح  تاریخ و فرهنگ یاد گیری،  بتوانند بهترین روش ها را بیابند،  و دوست را از دشمن تشخیص دهند،  و اینکه واقعاً چگونه مبارزه کنند.  بسیار دیده شده است با عدم آگاهی به موضوعات و مسائل و چیز های لازم،  نیرو ها از بین رفته اند و یا هم رزم ها و هم سنگر ها،  دشمن یکدیگر شده اند.  هر روز وب ها بیشتر و بیشتر می شوند،  بنا بر این نیاز به مطالب نو در تمام تخصص ها هم افزایش پیدا کرده است،  من سعی می کنم مطالب نو در تاریخ و تاریخ اجتماعی بنویسم،  تا هم وطنان در صورت تمایل از آنها در وبلاگ خود استفاده نمایند.  اینک در دنیا دو صف مقابل یکدیگر هستند،  مردم همه جهان از فقیر و غنی سیاه و سفید شمالی یا جنوبی همه و همه،  رو در روی فلسفه یا نرم افزار امپریالیسم نو قرار گرفته اند.  بازو یا سخت افزار سرمایه داری بی هویت و حکومت جهانی چایمریکا، از ابزار های امپریالیسم نو می باشند،  که آنها را نیز باید خوب شناخت.  عدم آگاهی در این مورد اصلی،  دور شدن از  اردوی مجازی ملی و مردمی  و افتادن در دام دشمن است.  در این مجموعه تجربیات خود در مبارزات با رژیم قبلی و مطالعات مختلف مربوطه را می نویسم،  که جنبه عموی و آگاهی رسانیدن دارد.  این مقاله به هیچ حزب و گروه و مسلک و مردمی وابسته نیست و دشمنی ندارد،  بخش های این مقاله به مرور تکمیل می شود،  و لینک های لازم افزوده می گردد،  تا از اضافه نویسی خود داری شود.
   عکس نیرو های امپریالیستی ضد مبارزان ملتها و کشورها،  روز بروز مجهز تر با بودجه های فراوان می شوند.  اما آنها فاقد تحلیل های درست در تاریخ اجتماعی هستند،  بنابر این همیشه نکته و شرایط،  نقطه و منطقه نفوذ برای مبارزان با طرح های نوین وجود دارد.  بمنظور کاربردی نمودن مبارزه با دشمنان ملتها،  شرایط عینی و ذهنی برگرفته از دانایی قرن 21 لازم است،  در ادامه اندکی به آنها اشاره می کنم،  و در صورت تقاضا ادامه می دهم و بیشتر می نویسم. عکس شماره 4066.
   چگونه باید مبارزه کرد
      در گذشته می پنداشتند مبارزه فقط تیر و تفنگ است،  پنهان کاری و بد گویی از دشمن و شب نامه و اعلامیه دادن و چیز های از این دست.   ولی امروزه مردم و بویژه جوانان هوشیار ایرانی دانایی بالایی دارند،  می دانند که چه چیزهایی را باید برای مبارزه بدانند.
      اول،  دانستن  دانایی قرن 21  است،  که بدانند عقل و خرد در مبارزه چیست،  علم و معرفت کدامند، اطلاعات و داده ها کجا هستند؟
      دوم،  خود شناسی است،  که خود چه بوده  تاریخ و سرنوشت واقعی  او چگونه ترسیم شده،  و چه آهنگی داشته و تکامل جامعه او چیست؟  و ده ها از این قبیل سئوالات که باید مطرح شود.
      سوم،  برای چه می خواهد مبارز باشد،  آیا  احساس قدرت می کند و یا عقده دارد،  و آیا کم و کاستی می بیند،  در کجا و چرا ظلم است،  ریشه آن از چیست؟  و….
      چهارم،  با وجود موارد بالا  دشمن او کیست،  در داخل است و یا خارج،  از چه راهی کنترل می شود،  و چرا این دشمن وجود دارد؟  و…..
      پنجم،  چگونه باید مبارزه کند،  با تفنگ و بمب،  با  اندیشه و قلم،  با رادیو و تلویزیون،  با جمع کردن مردم دور یک تشکیلات و در انتخابات؟  و…..
      در گذشته ها مبارزان حزبی  با نطق های کم اهمیت و منطقی در هم و شکسته،  به حرکت در می آمدند و در اولین فرصت تفنگ می خواستند،  و رو در رویی با دشمن به اصطلاح ستمگر.  در آن زمان مردم خیلی سریع جذب حزب می شدند و خود را سازماندهی می کردند،  و متعاقب آن فداکاری برای آرمانشان.  امروز بدلیل گستردگی داده ها بسیج کردن زیر چنین پرچمی غیر ممکن است،  جوانان امروزی تحقیق و تحلیل می کنند،  تئوری و نظریه ها را سبک و سنگین می نمایند،  و به نقد می کشند،  دلایل و راه های مختلف مبارزه را می سنجند و همه چیز را در نظر می گیرند.  اگر غیر از این باشد،  مبارزی که با دیدگاه قرون 19 و 20 وارد کار زار شود،  آن جبهه را به شکست مطلق خواهد کشاند،  و مبارزان هوشیار آن سازمان را ترک خواهند کرد.
      در هر قرنی مبارزات شکل خاص خود را داشت،  چون در اینجا نمی خواهیم به تاریخ بروم بنا بر این بطور کلی قرن 20 را مثال می زنم.  در کشور های امپریالیستی مبارزات در شیوه های کار گری علیه سرمایه داری بود،  مانند روسیه به شوروی سابق،  و یا بورژوازی سنتی و محلی با سرمایه داری فرا ملی بود، مانند آلمان نازی.  در کشور های جهان سوم مبارزات ضد استبداد به دو صورت کمونیستی و سوسیالیستی،  و یا،  دینی و مذهبی،  علیه حکومت های دست نشانده بود.  معمولا  استعمار و امپریالیسم  با نفوذ به سازمان ها و افراد بعضی ها را به انحراف می کشاند،  و برخورد هایی غیر اصولی در سازمان و یا بین تشکیلات هم سو ایجاد می کرد.  در نتیجه هیچ یک از فعالیت های سیاسی  قرن 20 به نتیجه مطلوب نرسیده بود،  برای چگونگی و جلو گیری از تکرار آن قبیل در مقاله  اردوی مجازی ملی و مردمی  توضیح داده ام.  بسیاری می پنداشتند مبارزات در نهایت به سرنگونی حکومت های استبدادی دست نشانده امپریالیسم می انجامد،  ولی اینطور نمی شد،  فقط در جاهایی چهره های حکومتی تغییر می کرد،  و امپریالیسم با ترفند بیشتر و قوی تر همچنان باقی مانده بود.
   پرسش از عموم:  آیا تفاوت بین امپریالیسم نو و استبداد نو را می دانید چیست؟
   عکس 4065 ،  عکس مبارزان چین سرخ بالا،  در نیمه اول قرن 20 م،  در آن مبارزه بزرگ تمام نیروها فقط در یک اندیشه بودند،  آنها نمی توانستند و نمی دانستند که چگونه تقسیم برنامه های اساسی کنند.  در ادامه بعد از بدست گرفتن حکومت،  با انواع تهدیدات و محاصره های نظامی و اقتصادی استعمار گران سابق و امپریالیسم نیمه اول قرن 20 مواجه شدند.  در نتیجه کشور آنها در وضع بحرانی قرار گرفت،  تا اینکه زمان بزرگترین گذر تاریخی چین فرا رسید،  مطالعه گذر تاریخی چین را پیشنهاد می کنم.
   عکس پائین،  عده ای از مبارزان در یک کشور قاره کهن،  اینها در سازمان قبیله ای از ساختار های تاریخی اجتماع قرن های گذشته جا مانده اند،  و به راحتی بازیچه دست امپریالیسم و حکومتها می شوند.  یکی از مهمترین وظایف مبارزان ایرانی،  آگاهی رساند و کمک به آنها می باشد،  که اندیشه فنی مبارزه نوین را بدست آورند. 
   کار امروز مبارزان چیست؟
      زمین دارد زیر پای ما حرکت می کند،  باید این حرکت را درک کرد و با آن هماهنگ شد.  امروز امپریالیسم نو در جهان می تازد،  امپریالیسم قرن 20 کارایی خود را از دست داده است.  فرو ریختن برج های دو قلو تیر خلاص به سرمایه داری قرن 20 بود،  و جمع شدن دیوار برلین پایان ایده ئولوژی را خبر داد.  اینها نوید آمدن امپریالیسم نو بود،  انفجار بمبها در افغانستان،  آتش بازی عید آنها شد.  بسیاری از مردم خوشحال بودند که آنها آمده اند،  تا بشریت را نجات دهند،  در واقع آنها میلیتاریسم را پیشه کرده بودند،  تا سرمایه داری شکست خورده امپریالیسم قرن 20 را جمع کنند،  البته به قیمت جان مردم بی گناه جهان.
      چه ساده بودند و هستند کسانی که دلخوش از صدای پای سازندگان ابو غریب نشسته اند،  تحلیل وجود و عمل کرد آنها چیز هایی برای ما آشکار می کند،  که بدانیم ما ایرانی ها تنها خومان هستیم،  و باید خود برنامه مبارزه با دشمن قدار استعمار و استبداد جهانی را سازمان دهیم.  شاهد پر شور و هیجان انتخابات آمریکا بودیم،  و رنگ شدن بسبک اوبامایی،  امروز با نگاهی به کابینه او،  فقط نظامی گری می بینیم.   میلیتاریسم بی مغزی که خود را رو در روی جهان قرار داده،  و چیز هایی می خواهد که نمی داند چیست،  تمدن کنترل انرژی با میلیتاریسم بی برنامه نمی آید.  اروپای پیر که چندان قدرت عرض اندام ندارد،  مجبور شده تکانی به خود دهد تا خورده نشود.  اروپا چند آبرو ریزی در پایان قرن 20 داشت،  اگر آمریکا نبود یوگسلاوی سابق را چکار می کرد،  یا اگر دلار نبود یوری نو پدید را چگونه نجات می داد.
      سال گذشته نخست وزیر انگلستان گفت:  سرنوشت جهان در بیابان های افغانستان تعیین می شود،  پایان نقل قول،  این حرف مهمی است که از دهان استعمار پیر بیرون می آید.  افغانستان گوشه ای از سرزمین  ایران بزرگ  است،  یعنی مسئولیت مبارزه جهانی با استعمار و امپریالیسم و استبداد به ما ملت ایران واگذار شده است.  سرپرستی این مبارزه بعهده جوانان هوشمند و پویای ایران می باشد،  که باید بهترین شیوه ها را برگزینند، تا عملکردی مثبت و مفید داشته باشند و بتوانند رنگ ها و نیرنگ ها را تشخیص دهند.  دشمنان ترفند هایی دارند،  که گاه مبارزان ساده را اغفال می کنند،  مانند ساختن و پرداختن احزاب و تشکیلاتی که می خواهند وانمود کنند ملی و مردمی هستند،  ولی در عمل کرد خبری از مردم و مبارزان واقعی ندارند.  این بازی در عراق و افغانستان و پاکستان و تهران جلوس رنگ باخته،  و مبارزان دست حریف را خوانده اند،  آنها می پندارند که مردم را از صحنه خارج کرده و سر خورده نموده اند.
      امیدواری بزرگی که مبارزان دارند،  بالا رفتن سطح آگاهی های مردم بدلیل امکانات تکنولوژیکی قرن سنت گریزی  می باشد،  و همچنین اختلاف و نبرد بین بازماندگان امپریالیسم قرن 20 با امپریالیسم نو قرن 21 است.   اختلافی که در رده های پایین یعنی در کشور های زیر نفوذ،  در رهبریت آنها مشاهده می شود،  در قرن 20 حکومت های استبدادی همگی یکپارچه بودند،  یک شاه و یا یک رئیس جمهور مستبد داشتند،  ولی امروزه تمام این قبیل حکومتها دو دسته شده و اختلافات آشکارا پیدا است.  بنا بر این امروزه کار اصلی مبارزه شناختن اینها می باشد،  تا نقاط ضعف و آسیب پذیر دشمن را بطور کلی شناخته و آنرا هدف قرار دهند،  اگر ما فرض کنیم افغانستان و عراق و پاکستان از ایران جداست،  اشتباه بزرگی را مرتکب شده ایم.  توجه داشته باشید نباید عصبی شد،  و قضاوت های اشتباه و گمراه کننده که خواست دشمنان است انجام داد،  باید دانایی نوین و عقل و خرد، علم و معرفت، اطلاعات و داده ها و همه چیز را جمع کرد،  و سپس طعم پیروزی را چشید.
   پرسش از عموم:  آیا می توان با دانایی قرون گذشته به جنگ دشمن رفت؟
   خلاصه تاریخ مبارزات
      مبارزان باید از تاریخ مبارزه ها بدانند،  و گرنه مسیر خود را گم می کنند،  و حتی ممکن است دوست را با دشمن اشتباه بگیرند،  برای اطلاعات تکمیلی به لینک ها مراجعه نمایید،  و تارنمای انوش راوید را مطالعه نمایید.  در دوران قبایل اولیه،  مبارزه فقط قبیله با قبیله بود،  افراد ناراضی از قبیله خودی وجود نداشت،  برای آن نمونه هایی از قبایل اولیه در جاهای دور افتاده جهان پیداست.  پس از ده ها هزار سال از تاریخ بشری،  بعضی سرزمین ها در مسیر تکامل اجتماعی به حکومت های شاه خدایی رسیدند،  مانند حکومت های بین النهرین و فراعنه در مصر،  در این حکومتها ناراضیان مردم را در پوشش دین های اولیه جمع می کردند،  ابتدا در گوشی و سپس برای جمعی موعظه می کردند.  برای اینکه ماجرا شکلی از مبارزه گیرد گاه چند نسل بدرازا می کشید،  در آن زمان مردم توانایی پذیرش سریع فرهنگ یادگیری را نداشتند.  در داستان های تاریخی و فیلم های هالیود و تلویزیونی،  این دوره تکامل تاریخ یادگیری را در نقش های یک نفر افسانه ای کاهش داده اند،  تا مردم را اغفال و سرگرم کنند،  مانند اسپاتاکوس،  در آن زمان دولت روم مشغول از بین بردن قبیله های اروپا بود،  و انقلابات و مبارزات دفاع از قبیله ها در برابر فئودالی نو پدید روم بود که برای اولین بار روم بر پا کرده بود.  این گمراهی افکار عمومی تا جایی پیشرفته که به تاریخ علمی هم وارد شده،  و در آنها هیچ تحلیلی از واقعیتها ارائه نمی دهد،  و همه چیز به داستان شاه ها ختم شده است.  به ساختار های تاریخی اجتماع مراجعه شود.
      در دورانی از تاریخ بشری از نیل تا فرات و سند،  تمدن شاه خدایی در جریان بود،  که شاه همه چیز را تحت فرمان و اراده داشت،  از کاهنان و معبد تا مردم و دولت.  مبارزات برای نجات بشریت در شکل ایجاد دینی بود،  که بتواند آدم ها را از دست استبداد رها کند،  نه اینکه به دمکراسی و آزادی ختم شود،  چون مفهومی برای آن نبود.  مردم نا آگاه که بعد از سازمان قبیله ای اولیه بدام شاه خدایی افتاده بودند،  کلمه کلمه و نسل به نسل بیکدیگر چیز آموختند تا دین های اولیه را ایجاد کردند.  در این شکل و نهایت برای نجات بشریت از دست شاهان خدایی، اسکندر اشکانی را می بینیم،  که در همان داستان های دروغی به مقدونی معروف شده است،  در زمان اسکندر اشکانی برای همیشه شاه خدایی تعطیل شد،  و جهان در تکامل اجتماعی بسمت دینها رفت.  
      سپس در دوران دین های خدایی مبارزه با مستبدان به ایجاد فرقه های مختلف منجر شد،  که دروغ یا حقیقت آن مانند سربدران و اسماعیلیان است،  که در تاریخ انقلاب های انسانی ایران نوشته ام،  و در آینده آنها را تحلیل می کنم.  این فرقه ها و مبارزات چند نسل زمان می برد،  تا مردم چیز جدیدی بیاموزند و به نتیجه برسند،  ولی در این ها بویی از دمکراسی و فدرالیسم نمی باشد،  آدمها هنوز از آن ها چیزی نمی دانستند.  سپس اصل مبارزات مردم با حاکمان در دوره های استعمار پدید آمد،  در ابتدای استعمار،  مردم و حکومتها از پیدا شدن کشتی های بادبانی استعمار گران خوشحال بودند،  و با آنها به تجارت پرداختند.  حتا پادشاه وقت ایران نام میوه اورنج ایرانی را به افتخار پرتقال اشغال گر استمارچی،  پرتقال نامید،  اورنج در زبان انگلیسی هیچ هم وزنی ندارد ولی در ایران از این قبیل نام زیاد می شناسیم، نارنج و ترنج و نارنگی.
      در مسیر دیگری کاروان های ونیزی و بیزانسی از جاده ابریشم و ادویه می گذشتند،  و در این زمان اروپایی ها با نوشتن سفر نامه های دروغی و خرید و جمع کردن کتب خطی و آثار تاریخی،  زمینه را برای استعمار نو پدید فراهم می کردند.  در این دوره اروپا در ادامه تکامل اجتماعی خود در تشکیلات فئودالی بسر می برد،  که یک قدم از بقیه دنیا که در سازمان قبیله ای زندگی می کرد جلو تر بود.  ولی این جلو بودن تکامل اجتماعی دلیلی بر بالا تر بودن فرهنگ و دانش نبود،  این تکامل قبلاً توسط دولت روم پایه گذاری شده بود.  مبارزات و مبارزان و ناراضیان از تاریخ پیدایش استعمار به دو صورت بودند،  مردم در خود کشورهای استعمار گر با حکومت هایشان و ملت های مستعمره رو در روی استعمار.  و در کشورهای استعمار گر ابتدا برای عبور از تشکیلات فئودالی به نو بورژوازی و سپس از بورژوازی به کمونیست بود.  مبارزات در مستعمرات بدون برنامه تدوین شده و هرگونه تحلیل بود،  و مسلحانه علیه استعمارگران می جنگیدند،  ولی تنها در ایران از ابتدای قرن 20 این شیوه کار  به مبارزه با تشکیلات فئودالی و در جهت ورود بورژوازی بود.  ایران و ترکیه دو کشور مهم بودند،  که در دوران استعمار از سازمان قبیله های دینی به فئودالی رسیده بودند،  و بدین جهت در تکامل اجتماعی از بقیه کشورهای هم ردیف خود جلوتر بودند.  دو انقلاب بورژوازی مشروطه در ایران و ترک های جوان در ترکیه اتفاق افتاده بود،  که این دو کشور را بعد از جنگ جهانی اول از چنگال نفوذ مستقیم استعمار نجات داده،  و در مسیر ملی چرخانده بود.
      در قرن 19 استعمار،  انقلاب صنعتی اتفاق افتاد،  که در واقع پیامد دوره های میانی استعمار بود،  این زمان اولین چهره کمونیست ها در اروپا دیده شدند،  و اولین بار مبارزات تشکیلاتی شد،  با برنامه و تحلیل.  تشکیلات ایجاد شده ای،  که نمونه های مدیریت خود را از انقلاب صنعتی و کارخانه ها یاد گرفته بودند،  در این دوره مبارزه با تشکیلات انبوه شکل می گرفت،  و شب نامه و اعلامیه دادن و متعاقب آن بسیج عده ای زیاد مسلح برای گرفت حکومت می دانستند.  در اروپا،  کمونیست ها اندکی کتاب در رد سرمایه داری داشتند،  و لیبرال ها و دینی ها هم همینطور،  ولی آنها هیچ تحلیل جامعه شناختی و آینده نگری نداشتند،  و فقط سرنگونی حکومت استبدادی را سر لوحه قرار می دادند.  در ابتدای قرن 20 و در پیامد ماجراها و انقلابات که نهایت به رشد بورژوازی ختم شد،  منجر به پدید آمدن سرمایه داری ملی در کشور ها گردید،  که در ابتدای قرن 20  باعث پدیدار شدن امپریالیستم گردید.
     در ادامه رشد و تکامل تمدن بشری،  از ابتدای قرن 20 بورژوازی ملی کشور های یکی پس از دیگری پدیدار آمد،  که در واقع نتیجه پیروزی کامل امپریالیسم بر استعمار بود،  و فضای جهان نوع جدیدی از تکامل می گرفت.  این بورژوازی پیش رو شکل های دیگر اجتماعی در کشور های خود را تحت تأثیر قرار داد،  مانند سازمان قبیله ای دینی و تشکیلات فئودالی.  در نتیجه مبارزات آشکار دیگری غیر از مبارزه با امپریالیسم می بینیم،  مانند انقلاب 57 مبارزان در این دوره تحلیلی از رشد و تکامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نداشتند،  در هیچ یک از کتاب ها و نوشته های آنها این مهم ذکر نشده که با نفوذ فرهنگی سرزمینی دیگر تاریخ متوقف می شود،  و سرگذشتی نو شروع می شود.  مبارزان در این دوره،  تکامل جامعه را درک نکردند،  و دروغ های تاریخ را باور داشتند،  و تحلیلی بر واقعیتها نداشتند،  بهمین جهت تحرکات آنها شکست خورد.  تحلیل ها و نظریه های انوش راوید کمک بزرگی به مبارزان می کند،  تا راه های واقعی و عملی مبارزه با دشمن تاریخی را فرا گیرند، و استعمار تا امپریالیسم نو را خوب بشناسند،  و توانایی خود را با دانایی قرن 21 افزایش دهند،  و شکوفایی بهتر برای ایرانی شاد ایجاد کنند. 
      در نیمه دوم قرن 20 با بخش بندی شمال و جنوب،  و یا کشور های پیشرفته و در حال توسعه،  بورژوازی ملی کشورها در مقابل خود،  سرمایه داری فرا ملی امپریالیستی را داشتند.  این امپریالیست اقدام به 60 کودتا در 50 کشور نمود و حکومت های بسیاری در جهان را دست نشانده کرد.  بنا بر این مبارزان قدم در راهی جدید نهادند،  مبارزه با حکومت های دست نشانده امپریالیست،  که به سه صورت ملی و دینی و کمونیستی پیگیری می شد.  ولی هیچ یک نتوانستند ریشه را هدف قرار دهند،  برای همین است که کار بجایی نبردند،  و هنوز تمام کشور های دنیا دنبال رو ادامه امپریالیست سرمایه داری فراملی هستند،  سرمایه ای که امروزه در شکل سرمایه داری بی هویت می باشد،  و بی صدا آمده است.
   پرسش از عموم:  آیا شما تحلیل بر توانایی های امپریالیسم دارید؟
   تقسیم کار مبارزان
      یکی از مهمترین موضوعات تشخیص توانایی شخصی و سبک کار جمعی است،  در این دوره با امکانات مدرن هر شخص می تواند،  بداند در کجا توانایی دارد و چگونه می تواند مبارزه کند،  در کار جمعی چگونه می تواند موثر باشد.  همچنین سازماندهی کار او و کار جمعی را با درک درست از اوضاع بداند،  در بسیاری از مبارزات علیه امپریالیسم دیده شده،  که تمام مبارزان در یک موضوع و سمت و سبک کار می کنند،  و جبهه های دیگر خالی می ماند.  ابتدا در مبارزه مردم فلسطین تقسیم کار خوبی بود،  کار فرهنگی، سیاسی داخلی و جهانی، و غیره تقریباً به تعداد وزارتخانه های موجود تقسیم کار بود،  اما در دوره های بعد،  این وضع بهم خورد و همگی در یک جهت می دویدند.  مثلاً در 22 بهمن ایران مردم برای ادای تظاهرات می روند،  و هر شخص وظیفه خود را دارد.  در انقلاب شکوهمند 57 ایران همه مردم در یک جبهه و در خیابانها می جنگیدند،  و هیچ کس،  چیزی و مطلبی از تقسیم کار هایی،  که به منزله وزارتخانه ها باشد نمی دانست،  و انجام نمی داد.
      یکی از مهمترین ضعف های مبارزان امروز در بسیاری از ملت های قاره کهن و جهان،  نداشتن سبک کار فرمول بندی و تدوین شده می باشد،  می توان با فاکتور رادار سری تقسیم کار مدرن را اجرا نمود.  رادار سری واژه ای اشاره به توانایی های رادار در قرن 21 و راز و سر نهفته در طبیعت بشر است،  با رادار سری می توان شیوه های مدرن مبارزه را در سراسر جهان آموزش دوباره داد.  طرح کامل و فرمول بندی و تدوین رادار سری،  از توانایی یک یا چند نفر خارج است،  باید افراد بسیاری با سبک نوین امروزی در این کار شریک باشند.  افراد توانایی در نیرو های مختلف کشور ایران وجود دارند،  که همگی عشق به میهن و مبارزه با استکبار جهانی دارند،  می توانند مبارزان جهان را با رادار سری تهیه نوین فرهنگی نمایند.
      نباید حرکت ها همیشه از نو تکرار شود،  فرض کنید اگر بشر در هر نسل از ابتدا شروع به اختراع چرخ می کرد،  یا  استفاده از تبر سنگی را در هر نسل از نو یاد می گرفت،  چه می شد.  باید به جلو حرکت کرد،  این مهم نیست برای اولین بار چه جریانی و چه کسی به بهترین شیوه ها دست یافته،  مهم این است که بتوان از آن روش ها خیلی خوب استفاده و نو آوری مجدد نمود.  برای مبارزه با دشمنان تاریخی ملت های جنوب سابق،  استفاده درست از امکانات امروزی و طبقه بندی توانایی ها و داناییها خیلی مهم می باشد،  و براحتی امکان پذیر است.  بویژه برای ما ایرانیها که با داشتن سابقه تاریخی و شرایط جغرافیایی،  بخوبی می توانیم یکی از ملت های پایان دهنده تمدن بورژوازی پیشرفته و آغاز کنندگان تمدن کنترل انرژی باشیم.  چشم انداز رشد و تکامل ضد امپریالیسم ایرانی،  نباید مانند داستان اندوهگین ورتر جوان باشد،  برخورد های چشم و گوش بسته تم ویروسی است،  و دور از ویژگی های انسان قرن 21 می باشد.
. . . ادامه دارد و دوباره نویسی می شود . . .
آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
ارگ   http://arq.ir
 
این نوشته در تاریخ ایران, مدنی ایران ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.