نام داران تاریخ نگار باستان

نام داران تاریخ نگار باستان
پیش گفتار
      عزیزان،  جوانان باهوش ایرانی،  هر مطلب و نوشته ای را،  حتا اگر با نام و نشان های معروف،  و با زرق و برق باشد،  براحتی مپذیرید،  و درباره آن با تخصص ویژه خوتان،  تحقیق و تحلیل کنید.  بسیاری گفته ها و نوشته های استعمار و امپریالیسم است،  که توسط چهره ها و عوامل آنها،  و بمنظور نقشه های شوم سرنوشت سازی، بزرگ و مهم شده اند.  جوانان با هوش ایران،  در تاریخ چند هزار ساله ایران تاریخی اندیشمندان بسیاری بوده اند،  که ناشناخته مانده،  ولی غریبها آنچه آنان گفته و نوشته اند،  بنام اندیشمندان اغلب ساختگی غربی بخورد ملتها می دهند.  عزیزان،  بزرگان تاریخ را از دل تاریکی تاریخ بیابید،  و در همه جا بیشتر معرفی کنید،  و تاریخ شیرین ایران را با روش و مکتب ایرانی تاریخ نویسی نگارش کنید.
. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .
تصویر نقاشی ها و مجسمه های جدید،  که آنها را بجای سند تاریخی می گویند،  عکس شماره 3397.
   توجه:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
تصویر لوگو عمیق درباره دانایی نوین و قدرت تشخیص اندیشه کنید،  عکس شماره 1619.
فهرست کتاب های تاریخ نگاران دروغی باستان
1
کامل پست شد
2
کامل پست شد
3
کامل پست شد
4
کامل پست شد
5
کامل پست شد
6
کامل پست شد
7
کامل پست شد
8
کامل پست شد
 
 
 
ایرانیان و یونانیان به روایت پلوتارک
1
کامل پست شد
2
کامل پست شد
3
کامل پست شد
 
 
 
هرودوت
      از نظر من هردوت یکی از اتباع سرزمین ار یا ایران بود،  نباید اغفال پرت و پلاها و دروغ های تاریخ شد.
  ــ  هرودوت = هردوت = اردوت = ار + دوت.
  ــ  ار = اول اران و اول بسیاری از شهرها مانند اردبیل و اربیل = ایر.
      هرودوت،  زاده ۴۸۴  مرگ ۴۲۵ ق.م،  او معرگیر تاریخی گویش یونانی،  خیابان های "یونی آن" باستان بود،  این سرزمین در استان میسان عراق بود،  نه در کشور یونان،  جهت اطلاع به جغرافیای تاریخی مراجعه نمایید.  بعدها شاگردانش گفته های او را جمع نموده،  و در زمان روم بعنوان تاریخ حساب کردند،  و این نوشته ها تا امروز باقی است،  و منابع تاریخی بحساب می آورند.  باید درباره آنها تحقیقات علمی در جغرافیا ـ تاریخ انجام شود،  و مشخص گردند که چه مقدار آنها از نمایشها و معرگیری خیابانی است،  و آیا مقداری واقعیت در آنها یافت می شود.
      دیگران می نویسند و از نظر من تأیید نیست:  هرودوت سفر های متعدد در ممالک مشرق زمین کرده،  و تحقیقات خود را راجع به احوال و تاریخ این کشورها نوشته ‌است.  نوشته‌ های او شامل نه کتاب است،  و از این‌ جهت آن را تاریخ در نه کتاب می نامند،  و هر یک از کتاب‌ های او به نام یکی از ارباب انواع یونان کهن است.  بعضی از محققان تقسیم و نام‌ گذاری آثار هرودوت را از قرون بعد می‌دانند،  و معتقدند که تألیفات او در ابتدا تقسیماتی نداشته ‌است.  هرودوت زمان وقوع حوادث تاریخی را در بعضی از گزارش‌ها،  درهم و ناهماهنگ نوشته‌ است،  در موارد زیادی داستان گویی جای تاریخ را گرفته،  علاوه بر این‌ها گویی روح اسطوره ‌پرستی یونانی هم،  در آثار هرودوت جایگاه ویژه ‌ای داشته ‌است.  نوشته‌ های هرودوت درباره بابل و آسور هم آشفته و افسانه آمیز است،  وی کاهنان مصر و بابل را مأخذ تحقیقات خویش معرفی کرده‌ است.  با این ‌وجود کتاب‌هایش در معرفی اوضاع و احوال مشرق ‌زمین،  در عهد باستان قابل ‌توجه ‌است.
      هرودوت در زمان خود نویسنده بسیار معروفی بود،  گفته می‌شود که نوشته ‌های خود را در زمان بازی های المپیک در آتن می‌ خوانده‌ است.  دانشمندان قرون بعد عقاید متفاوتی در باره آثار او داشته‌اند.  اوسویوس، وقایع‌ نگار معتبر قرن سوم میلادی،  ضمن گفتگو درباره سال های ۴۴۵ و ۴۴۶ ق.م،  می‌گوید:  هرودوت کتاب خود را در ملأ عام در آتن خواند،  و به افتخار بزرگی نایل شد.  پلوتارک اشاره می‌ کند که هرودوت مورد توجه مردم آتن بوده،  و آنها در برابر ستایش شهر آتن،  ده تالان به او داده‌اند.  ارسطو او را افسانه ‌گوی خوش ‌بیان و دارای قدرت نویسندگی دانسته‌ است،  و به اشتباهات هرودوت در علوم طبیعی اشاره کرده‌ است.  توسیدید که تاریخ جنگ‌ های پلوپونزی را نوشته ‌است،  می‌گوید:  هرودوت نثر نویسی بود،  که به حقیقت نویسی علاقه نداشت.  کتزیاس، پزشک دربار داریوش دوم و اردشیر دوم،  مواردی از نوشته‌ های او را درباره کوروش بزرگ، کمبوجیه، داریوش و خشایارشا تکذیب کرده‌ است.
      ژوزف فلاویوس مورخ یهود،  و مان تُن مورخ مصری هم معتقد به اشتباه در روایات او هستند.  یسرون سخنور نامدار رومی او را پدر تاریخ نامیده،  ولی در عین‌حال به افسانه ‌گویی او اشاره کرده است.  دیودور سیسیلی هم به افسانه هائی که هرودوت وارد تاریخ مصر کرده،  اشاره دارد.  استرابون جغرافیدان نامدار می‌نویسد:  به شعرای قدیم مانند هومر و هزیود بیشتر می ‌توان اعتماد داشت،  تا به هرودوت و مورخین دیگر عهد قدیم.  اما تاریخ ‌دانان متأخر معتقدند،  که با وجود افسانه ‌گویی از حقیقت زیاد دور،  و به آن بی‌توجه نبوده ‌است،  و سرانجام درباره هرودوت باید گفت،  که بیشتر کشفیات راجع به ایران قدیم،  مقداری مطالب نوشته‌ های او را تأیید می‌کند،  همچنین باید گفت بسیاری از گفته‌ های او در مورد ایرانیان غلط است،  و ناشی از یونانی بودن و حس ملی گرایی اوست.
      سوئیداس هرودوت را فرزند لیگزیس (Lyxes) و دریو (Dryo) معرفی می‌ کند،  که در هالیکارناس، بخشی از امپراتوری ایران در زمان داریوش هخامنشی به دنیا آمد.  همچنین نام پدر و مادر او ریشهٔ یونانی ندارد،  و منحصر به فرد به نظر می‌رسد.  از این رو جرج سارتن احتمال می‌دهد،  که این‌ها نام‌ های شرقی باشند،  که کم و بیش رنگ یونانی به خود گرفته‌ اند،  و اگر چنین باشد هرودوت را می‌توان شرقی یا دست کم نیمه ‌شرقی دانست.  شاید به همین دلیل باشد،  که پلوتارک، تاریخ نگار یونانی، هرودوت را بیگانه‌ پرست (Philobarbaro) معرفی کرده‌ است.  اگرچه هرودوت در نگارش نبرد های ایران و یونان،  گاه از هم‌ زبانان یونانی خود پشتیبانی می‌کند،  ولی بخش مهمی از تاریخ باشکوه ایران باستان،  از نوشته‌ های او یا به کمک آن‌ها شناخته شده‌ است.
     مهم:  دروغگو هایی حقه باز غربی،  درباره این پرت و پلاها و نوشته ها و کتاب های الکی فلاسفه الکی تان،  یک سند بیاورید.  چقدر حقه بازی دارید،  بدون داشتن یک سند تاریخی و باستان شناسی،  از فرصت نبود تاریخ دان واقعی در شرق استفاده کرده،  و هر چی که خواستید بخورد ملتها دادید.  کور خواندید،  آن دوران تمام شد،  که تاریخ دزدی می کردید،  تاریخ ایران و قاره کهن  خود را پس می گیریم.
 
کسنوفون
      در پرت و پلا های تاریخ نویس استعماری می گویند:  کسنوفون یا گزنفون سالیان دراز از زندگی خود را در آسیا گذراند،  دوران زندگی او حدوداً بین سالهای ۴۳۰ تا ۳۴۵ پیش از میلاد بوده است.  از شاگردان سقراط بود،  و بعدها به خدمت پروخنوس در آمده به عنوان سپاهی اجیر در لشکرکشی کوروش کوچک علیه برادرش اردشیر دوم شرکت کرد.  پس از مرگ کوروش، سپاهیان یونانی، گزنفون را به رهبری و قیادت خود برگزیدند.  او توانست بازماندهٔ سپاه یونان را از طریق ماد و آسیای صغیر به یونان بازگرداند.  آتنی‌ها گزنفون را به تبعید محکوم کردند،  و او در اواخر عمرش به اسپارت برگشته،  در شهر کورینت در گذشت.
      رساله ها و کتاب های بی سند و مدرک از این داستان گزنفون غرب:
  آناباسیس: شرح لشکرکشی کوروش کوچک و بازگشت ده هزار نفر یونانی.
  کوروش‌پدیا: شرح تربیت و بیوگرافی کورش بزرگ.
  هلنیکا:  شرحی از وضعیت یونان بین سال‌های 411 تا 382 قبل از میلاد، که به عنوان ادامه ‌ای بر تاریخ جنگ ‌های پلوپونزی نوشتۀ توسیدید قلمداد می‌شود.
  آگسیلائوس:  بیوگرافی اگسیلائوس دوم، شاه اسپارت.
  قانون اساسی اسپارت:  تاریخ و توصیف گزنوفون از دولت و نهادهای قانونی اسپارت.
  دفاعیه (یا آپولوژی) که همنام یکی از رسالات افلاطون است.
  ضیافت (یا سمپوزیوم) که همنام با رساله ضیافت افلاطون است.
  هیرو:  گفتگوی بین هیرو، حاکم خودکامۀ سیراکوز و سیمونیدس شاعر.
  در باب اسب سواری:  مقاله‌ای در خصوص رام کردن، تربیت و مراقبت از اسب.
  هیپارخیکوس:  مقاله‌ای دیگر در خصوص اسب و وظایف یک افسر سواره نظام.
  کینگتیکوس:  مقاله‌ای در خصوص روش‌های صحیح شکار با سگ و مزایای شکار.
  راه‌ها و روش‌ها:  مقاله‌ای در خصوص اینکه آتن چگونه باید با بحران‌های اقتصادی و مالی برخورد کند.
پلوتارک
      یکی دیگر از دروغ های تاریک تاریخ،  که در تاریخ نویسی استعماری نفوذ زیادی دارد،  پلوتارک است،  هیچ اثر تاریخی از پلوتارک مربوط به دوران او در تاریخ وجود ندارد،  هر چه هست مربوط به بیش از 7 قرن بعد از آن زمان است،  که می شود خیلی داستان و سادگی.  داستان زندگی ساختگی برای او در آورده اند،  که خلاصه آن را در زیر نوشتم،  با کمی هوشیاری و دقت و دانش تاریخی،  متوجه ترفند آن می شوید.  کتاب ایرانیان و یونانیان به روایت پلوتارک در فهرست بالا.
   می گویند:  پلوتارک به یونانی پلوتارخوس،  حدود ۴۶ – ۱۲۷ میلادی از تاریخ‌نگاران، زندگی ‌نامه ‌نویسان و مقاله‌نویسان یونان باستان بود.  وی پسر اتوبولوس از مردمان خرونه در مرکز یونان است.  نام پدر پلوتارک اتوبولس بود. وی در یکی از خانواده‌های مهم شهر خرونه در مرکز یونان به‌دنیا آمد. او به سال ۶۶ میلادی به گاه دیدار نرون قیصر روم از آتن در این شهر بوده ‌است.  بعدها در یونان و مصر به سیاحت پرداخته و چند صباحی در روم زیست و مورد عنایت تراژان امپراتور روم واقع گشته و از جانب او به امارت شهری گماشته شد.  پلوتارخ سالهای آخر زندگیش را در زادگاه خود گذراند،  که به رسوم و آداب و مردمانش دلبستگی فراوان داشت،  و در آنجا مدرسه‌ای گشود و حلقهٔ درس داشت.
      اولین مورخی که نامی از پلوتارک برده «سوئیداس است،  که در ضمن «کتاب لغت» خویش چنین نگاشته است:  پلوتارک در سرزمین بئوسی در شهر خرونه در دوران امپراطوری تراژان یا قبل از او پا به عرصه گیتی نهاد.  تراژان او را به سمت کنسولی برگزید،  و به احترام اطلاعات وسیع وی،  به نوّابی که به ایالت ایلیری از جانب او حکومت می کردند،  امر صریح داد تا در کلیه امور،  رأی پلوتارک را حجت بدانند.
      در فهرست معروف به لامپیریاس شماره نوشته‌ها و رسالات پلوتارخ ۲۷۷ ذکر شده و گویا این فهرست ناقص و در برخی موارد غیر قابل اعتماد است.  از میان کتاب های معروف او می‌توان از رساله در اخلاق، همپرسی‌ها، رساله در موسیقی، فراسکندری، مسایل طبیعی و کتاب ایسیس واوسایریس یا ایزیس و اوزیریس را نام برد.
 
 ــ  مراقب باشید در دام تاریخ نویسی استعماری نیافتید.
ارسطو
      در پرت و پلا های تاریخ نویس استعماری می گویند:  اَرَسطو یا ارسطاطالیس،  در ۳۸۴ ق.م.  در خانواده‌ای ثروت‌مند از اهالی استاگیرا (استاگیروس)، شهری در شمال یونان، به دنیا آمد.  در ۱۷ سالگی به آکادمی (فرهنگستان) افلاطون در آتن فرستاده شد،  و ۲۰ سال در آن‌جا درس خواند و تدریس کرد. درگذشتهٔ ۳۲۲ ق. م،  او یکی از مهم‌ ترین فیلسوفان غربی به حساب می‌آید، (خالی بندی).  در هجده سالگی به آکادمی افلاطون راه یافت و به مدت بیست سال در مکتب افلاطون کسب دانش کرد و آموزگار اسکندر مقدونی بود.  تالیفات او در زمینه‌ها و رشته‌ های گوناگون من‌جمله فیزیک، متافیزیک، شعر، زیست‌شناسی، منطق، علم بیان، سیاست، دولت و اخلاق بوده‌اند.  ارسطو به همراه سقراط و افلاطون از تأثیر گذارترین و بزرگترین فیلسوفان یونان باستان بوده ‌است.  این سه تن فلسفه غربی را بر اساس فلسفه ماقبل سقراط یونان بنیاد نمودند.  ارسطو فلسفه را به‌عنوان «دانش هستی» تعریف می‌کرد.
      پس از مرگ افلاطون در سال ۳۴۷، ارسطو ناکام از به اختیار گرفتن مدیریت فرهنگستان، به اسوس در آسیای کوچک رفت و با پایتیاس خواهرزادهٔ فرمانروای وقت ازدواج کرد. در ۳۴۳ به دعوت فیلیپ مقدونی آموزش اسکندر مقدونی را بر عهده گرفت.  پس از بازگشتش به آتن در ۳۳۵، آموزشگاه خود را به نام لایسیوم تأسیس کرد.  در ۳۲۳ و پس از مرگ اسکندر، که آتن را ملحق شاهنشاهی خود کرده بود، آتش احساسات ضدمقدونی اوج گرفت و دامن‌گیر ارسطو شد. او به ناچار به خالکیس پناه برد و سال بعد (۳۲۲) در ۶۲ سالگی درگذشت.
   آثار ارسطو ــ  متنوع و شامل جمیع معارف و علوم یونانی (جز ریاضی) است و اصولاً شامل:  منطقیات، طبیعیات، الهیات و خُلقیات است که از آن جمله باید از فن شعر، فن خطابه، کتاب اخلاق، سیاست و ما بعد الطبیعه نام برد.
منطقیات: مقولات، جدلیات، آنالوطیقای اول و دوم، قضایا، ابطال مغالطات که در کل در کتاب ارغنون (ارگانون به معنی ابزار) جمع شده‌اند.
کتب علمی: طبیعیات، درباره آسمان، در کون و فساد، علم کائنات جو، تاریخ طبیعی، De anima، Historia animalium، De generatione animalium، و De partibus animalium.
کتب فلسفی: اخلاق نیکوماخوس، سیاست، مابعدالطبیعه
لوگو مراقب باشید در دام تاریخ نویسی استعماری نیافتید،  عکس شماره 1606.
   توجه:  درباره معروف های تاریخ نویس باستان،  باید تحقیق و تحلیل های مستقل توسط جوانان باهوش متخصص ایران صورت پذیرد.
 نابغه های معجزه گر
تصویر جلد های کتاب تاریخ هرودوت،  عکس شماره 8366 ،
      منابع تاریخ سیستم آموزشی ایران اکثراً از روی کتاب های تاریخی می باشد،  که در غرب نوشته و در جهان پخش شده است.  منجمله کتاب های تاریخی دوران باستان،  که خیلی زیاد است،  و معروفترین آنها را در اینجا می نویسم،  "تاریخ هرودوت"،  بسیاری می گویند هرودوت از ایران و شاه های باستانی ایران خوب نوشته یا کم نوشته یا بد نوشته،  من نخوانده و تا وقتی نتیجه کار این نابغه های معجزه گر برایم روشن نشود،  اینگونه کتابها را نه می خوانم،  و نه بعنوان منبع تاریخی استفاده می کنم.
    
تصویر تکه پاپیروس،  که می گویند از آن هرودوت است!؟  و از آن ده جلد کتاب درآورده اند،  عکس شماره 8367.
      در زمانی که بزحمت چند خط روی سنگ و گل می نوشتند،  و یکی بعنوان زیر خاکی پیدا می شود یکی نمی شود،  یا در پاپیروس می نوشتند و فقط آنهایی،  که در هزار توی مقبره های مصر کم و بیش باقی مانده،  من نمی دانم چگونه نابغه های معجزه گر از یکی دو تکه پاپیروس،  که می گویند از هرودوت است،  و عکس آنها پیوست می باشد،  6 جلد و یا 9 جلد کتاب قطور از آن در آورده اند!!.
   مهم:  هر شخصی می داند اصل کتاب تاریخی هرودوت کجاست،  و در کدام موزه است،  مرا خبر کند،  من هر چه می گردم اصل این دست کتابها را پیدا نکردم،  که در کدام موزه هستند.
   پرسش از عموم:  آیا این "نابغه های معجزه گر" عوامل استعمار و امپریالیسم بوده و هستند؟
   توجه:  ما ایرانیان منابع تاریخی زیادی داریم،  باید آنها را دریابیم،  نه کتاب های قطور خوش آب و رنگ نوشته شده نابغه های معجزه گر را که ساختگی هستند.
   تذکر:  قبل از اینکه از هر نوشته و کتابی بعنوان منبع استفاده کنید،  تحقیق نمایید که منابع آن کتاب چه هست و کجاست.  بیشتر در اینجا.
. . . ادامه دارد . . .
   عکس تاریخی یک کتابدار پارسی،  حدود 1300 خورشیدی،  مشروح در تاریخ کتاب و کتابداری در ایران،  عکس شماره 1255.
نام داران الکی
      سیستم آموزشی ایران،  توجه کنید،  دروغ های بی سند و مدرک فیلسوفان، نویسندگان و هنرمندان یونان باستان را از تاریخ ایران پاک کنید.  فاجعه است،  که در ایران چنین وابسته به این پرت و پلاهای و دروغ های تاریخ نویسی استعماری هستند،  حتی یک سند و مدرک درباره اینها ندارند،  فقط کاغذ و نوشته های بی سند هستند.
   فیثاغورث ــ  فیلسوف و ریاضی دان یونانی، رابطه بین ضلعهای مثلث قائم الزوایه را کشف کرد. ۵۵۰ پیش از میلاد.
   آناکسیمنس ــ  اهل سیلتوس، فیلسوف یونانی، واقع در آسیای صغیر (ترکیه کنونی)، سعی می‌کند که آغاز جهان و ساختار آنرا کشف کند.  او نتیجه می‌گیرد که هوا مهم‌ترین ماده جهان است. ۵۴۵ پیش از میلاد.
   آیسوخلوس ــ  نمایشنامه نویس یونانی، را برای موضوع نمایشنامه‌هایش، مورد استفاده قرار می‌دهد.  مشهورترین نمایشنامه او به نام «اورستیا» سرگذشت یک خانواده سلطنتی را در طول جنگ تروا نشان می‌دهد. ۵۲۴ – ۴۵۶ پیش از میلاد.
   آناکساغورس ــ  ستاره‌شناس یونانی، متوجه می‌شود که نور ماه انعکاس نور خورشید است. پریکلس، سردار آتنی، واریپیدس (اریپید)، تراژدی نویس نامدار، در محضر وی تعلیم می‌یابند. ۴۲۸ – ۵۰۰ پیش از میلاد.
   سوفوکلس ــ  تراژدی نویس نمایشنامه می‌نویسد. معروفترین نمایشنامه او «ادیپ شهریار» نام دارد که سرگذشت پادشاهی را که ندانسته پدر خود را به قتل می‌رساند و با مادر خود ازدواج می‌کند، به تصویر می‌کشد. در حدود ۴۰۶ – ۴۹۶ پیش از میلاد.
   اوریپیدس ــ  تراژدی نویس یونانی، نمایشنامه‌هایی را بر پایه اساطیر یونان می‌نویسد.  مشهورترین نمایشنامه وی، «مدیه»، داستان ساحره‌ای است که فرزندان خود را به قتل می‌رساند. در حدود ۴۰۶ – ۴۸۶ پیش از میلاد.
   فیدیاس ــ  مجسمه ساز یونانی، مجسمه‌هایی برای معبد پارتنون در آکروپولیس آتن. در حدود ۴۳۰ – ۴۹۰ پیش از میلاد.
   سقراط ــ  فیلسوف یونانی و ملقب به پدر فلسفه، در آتن به تدریس می‌پردازد. مقامات آتن از عقاید او به خشم می‌آیند و او را به مرگ محکوم می‌کنند. او با نوشیدن شوکران، خودکشی می‌کند. در حدود ۳۹۹ – ۴۷۰ پیش از میلاد.
   آریستوفانس (آریستوفان) ــ  نمایشنامه نویس یونانی، در نمایشنامه‌های کمدی‌اش مسائل روز را در قالب طنز مورد بحث قرار می‌دهد. برای مثال، نمایشنامه «ابرها»، فلاسفه آتن را به طنز می‌کشد. در حدود ۳۸۵ – ۴۵۰ پیش از میلاد.
   افلاطون ــ  فیلسوف یونانی، نخستین دانشگاه، «آکادمی»، را در آتن دایر می‌کند و مردان جوان در آن به تحصیل فلسفه می‌پردازند. وی در رساله «محورات»، مجموعه مباحثات استاد خویش، سقراط، را با اهالی آتن به رشته تحریر در می‌آورد. او با انتشار «رساله جمهوریت» به بیان عقاید خویش درباره نحوه اداره یک حکومت ایده آل می‌پردازد.
   اقلیدس ــ  ریاضیدان یونانی، مقدمات هندسه را به وجود می‌آورد. اقلیدس در شهر اسکندریه مصر زندگی می کرد او کتاب معروفش در زمینه هندسه را در این شهر بزرگ آموزشی نوشت.  در حدود ۳۳۰ – ۲۷۵ پیش از میلاد.
   آریستارخوس (ارسطرخوس) ــ  ستاره‌شناس یونانی، خورشید را به جای زمین، مرکز علم می‌پندارد. در حدود ۳۱۰ – ۲۳۰ پیش از میلاد.
   ارشمیدس ــ  در موطن خود، شهر سیراکوس (سوراقوسا)، به کشف این نکته که هر شئ به اندازه حجم خود آب جابجا می‌کند، نائل می‌گردد.  وی دستگاهی برای بالا کشیدن آب، پیچ ارشمیدس، اختراع می‌کند. و نام خود را بر آن می‌گذارد. سربازان رومی در جریان محاصره سیراکوس، ارشمیدس را به قتل می‌رسانند.  در حدود ۲۸۷ – ۲۱۲ پیش از میلاد.
   تسبیوس اسکندرانی ــ اهل اسکندریه، ساعت آبی و تلمبه فشاری را اختراع می‌کند.  در حدود ۲۰۰ پیش از میلاد.
   هیپارخوس (ابرخس) ــ  ستاره‌شناس یونانی، فهرستی از اسامی ستارگان، گردآوری می‌کند و زمان کسوفهای خورشیدی را محاسبه می‌کند.
   بطلمیوس ــ  در شهر اسکندریه مصر، که به دست یونانیان بنا شده بود، با استفاده از طول و عرض جغرافیایی، نقشه‌ای از جهان شناخته شده آن زمان، ارائه می‌دهد.  در حدود ۱۴۴ – ۱۲۷ پیش از میلاد.
   توجه:  ریشه یابی نام های فوق با آوا های درست آنها،  کاملاً ایرانی است،  مشروح در اینجا.
تصویر نقاشی ها و مجسمه های جدید،  که آنها را بجای سند تاریخی می گویند،  عکس شماره 4771.
   مهم ــ  ما برای یک موضوع تاریخی ده ها و صدها سند و مدرک می آوریم،  نمی پذیرند،  آنوقت راحت،  پرت و پلاهای بی سند و مدرک تاریخی نویسی استعماری را می پذیرند. 
 نوحه خوان دوره گرد
      دورگرد های دراویش و فقرا و کاسبکار،  که بمنظور احیای و یادآوری فلسفه و دانش ذهنی خود،  و یا بمنظور کمی درآمد،  در خیابان های شلوغ و بازارها می خوانند،  به آنها،  روضه خوان، نوحه خوان، مرثیه خوان، مولودی خوان، نعمت خوان، شاهنامه خوان می گویند.  آنها از ابتدای تاریخ وجود داشتند،  و باعث گسترش و جابجایی فرهنگها می شدند.  آنها بدون کمک و ابزار و ادوات موسیقی،  برای مردم کوچه و بازار آواز هایی را در مدح،  اولیا، پیامبران، قهرمانان حماسی می خوانند.  در طول تاریخ آنها در اﺷﺎﻋﻪ و اﻧﺘﻘﺎل ﺑﺴﻴﺎری از آواﻫﺎ و ﻧﻐﻤﺎت ﺑﻮﻣﻲ و ﻣﻠﻲ،  ﻧﻘش مهمی داشتند.  گویند هرودوت و بسیاری از تاریخ نویسان معروف یونان باستان،  نیز از این دسته بوده اند.  از این افراد نوحه خوان دورگرد اطراف محیط خود،  فیلم و گزارش تهیه نمایید،  و جهت گسترش سبک جدید آن مطالعاتی انجام دهید.
 
مستند های مربوط
مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری
 
آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
ارگ   http://arqir.com
 
این نوشته در تاریخ جهان ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.