تاریخ استان و سـتان در ایران

تاریخ استان و سـتان در ایران
   پیش گفتار
      این صفحه بزودی کامل پست می شود.
استان و سـتان
   واژه ستان ابتدا در حروف هیروکلیف تمدن جی،  استان بوده است،  اس + تا + ن.  اس = پاکی،  اس بعدها اش گفته شد،  مانند اسک یا اشک، اسکندر یا اشکانی.  حرف اس S در زبان انگلیسی از تمدن کهن جی رفته است،  اسکول،  اس = پاک + کول = جایگاه = جایگاه پاک.  اس اول اسلام،  جهت اطلاع بیشتر به معنی نام شهرها و روستاهای ایران بروید.
  ــ  تا = چند ضلعی، تا شده، مضاعف + ن = نان = برکت.
      استان = برکت مضاعف پاک.  در هزاره اول خورشیدی ایرانی،  بعد از آغاز پایان آخرین دوران یخبندان،  دنیا فاقد جمعیت بود،  و هر منطقه جدید برای مردم تمدن جی،  یک کلنی جدید ایرانی،  یا یک استان حساب می شد،  یعنی برکت مضاعف پاک.  سپس واژه استان در هزاره چهارم خورشیدی ایرانی به بعد،  در ادبیات گسترش یافت،  و ستان هم گفته شد،  و معنی و مفهوم جدید هم گرفت.
     واژه زبان هند و آریایی یا هند و ایرانی،  همان هند ایران یا خوزستان است،  نه کشور هندوستان،  غربیها نمی خواستند بگویند هند ایران زیرا نمی خواستند تمام تاریخ و پیدایش تمدن را از ایران بگویند،  بهمین جهت هند استان ایران را کشور هندوستان گفته اند.  سیستم آموزشی ایران در قرن گذشته،  کورکورانه و طوطی وار از آنها تقلید کرده بود،  و دروغ های تاریخ را بجای واقعیت نوشته،  و بخورد جوانان ایران می داد.
   توجه ــ  جوانان باهوش متخصص ایران،  تاریخ تمدن خود را از دست دروغ نویس های غربی پس بگیرید،  و اغفال ترفند های آنها نشوید.  با مطالعه و پیگیر وبسایت ارگ انوش راوید،  روش های مقابله با دشمنان تاریخ نویس را بیابید.
   ــ  عزیزان با کار مضاعف و مطالعه بیشتر،  و درک از دروغ نویسی در تاریخ،  و یافتن واقعیت های تاریخی،  یکبار دیگر در تاریخ،  بمنظور نجات پایه ای تاریخ و تمدن ایران بکوشید.
مقاله های بی هویت
   مقاله زیر از لینک  http://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D9%80%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 است:
ستان
ستان پسوندی فارسی است،  که به معنای «جا، مکان، یا سرزمین» است،  (انوش راوید:  واژه فاقد ریشه یابی است،  و در هوا و باد معنی شده است).  این پسوند در زبان فارسی بسیار پرکاربرد است و برای نامیدن جاهای گوناگونی به کار می‌رود. این پسوند از  sthāna در زبان هند و ایرانی از  sthāna در زبان هندو آریایی پسوندی با همین معنی بوده است. در هندو آریایی sthāna به معنی مکان بوده است و با واژه لاتین state و status به معنی ایستادن و قرار گرفتن هم ریشه است.
این پسوند در نام بسیاری از مناطق آسیای میانه و جنوب آسیا جایی که مردمان هند و ایرانی در دوره باستان در آنجا سکونت داشتند مشخص است (انوش راوید:  نویسنده درک تاریخی و زمین شناختی و… از هند و ایرانی ندارد).  به هر حال این پسوند در زبان فارسی مانند نام ریگستان (مکان ریگ) یا در اردو گلستان (مکان گل) در هندی دیوستان (مکان دیو) رایج است. این پسوند ریشه در زبان ‌های هند و ایرانی و در نهایت در زبان‌ های هند و اروپایی دارد.  در زبان نیا هند و اروپایی با stā– (ایستادن) آغاز می‌شود که ریشه واژه stand در انگلیسی ، stāre در لاتین و histamai در یونانی است که همه به معنی ایستادن هستند،  همانطور که در زبان پشتون tun (به معنی سرزمین خانگی یا محل زندگی) در روسی stan (زیستگاه یا مکان اقامت نیمه دائمی) است. در زبان‌های بوسنیایی و صربی و کرواتی stan در معنی مدرن معنی آپارتمان می‌دهد و در گذشته معنی محل زندگی می‌داد. همچنین ریشه این واژه را در زبان‌های ژرمنی می‌شود در واژه Stand به معنی محل و مکان یافت و Stadt در آلمانی ، stad/sted در هلندی و اسکاندیناوی ، stêd در فریسی غربی ، stead در انگلیسی همه به معنی شهر هستند.پسوند ستان مشابه پسوند –land است که در بسیاری از نام‌های مکان‌های گوناگون قابل مشاهده است.
کاربرد،  کشورها
کشورها و مناطق زیادی در آسیا و اروپا پسوند «ستان» را در نام خود دارند. به این صورت که نام این کشورها ترکیبی از نام نژاد مردم آن کشور یا منطقه و پسوند «ستان» است، که به معنای سرزمین آن مردم محسوب می‌گردد؛ مانند تاجیکستان، که به معنای «سرزمین تاجیک‌ها» است.
الف- ۷ کشور آسیای میانه پسوند «ستان» به صورت رسمی و جهانی را در نام خود دارند. که عبارتند از: افغانستان، ازبکستان، پاکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قرقیزستان، و قزاقستان. ارمنستان (به زبان ارمنی: هایاستان) نیز پسوند ستان را در نام خود دارد ولی در جهان با نام ارمنیا (Armenia) خوانده می‌شود.
ب- در زبان‌های ایرانی و زبان‌های ترکی برای نام بردن برخی کشورهای دیگر نیز از «ستان» می‌شود، در صورتی که آنها این پسوند را در نام خود ندارند. که عبارتند از: انگلستان، بلغارستان، گرجستان، صربستان، عربستان سعودی، لهستان، هندوستان، مجارستان، مغولستان، و یونانستان (در زبان ترکی استانبولی به یونان اطلاق می‌گردد).
مناطق
مناطق یا جمهوری‌های خودگردانی در آسیا و اروپا نیز این نام را با خود دارند، مثل: ترکستان (مناطق ترکنشین آسیای میانه)، بلوچستان پاکستان، کردستان عراق، اویغورستان (ناحیه پهناور اویغورنشین در شمال باختر چین)، تاتارستان و داغستان و آوارستان (روسیه) و…
   انوش راوید:  تمام این ستان ها همان استان هستند،  که در هزاره های اول و دوم خورشیدی ایرانی،  کلنی نشین های ایرانی در جهان بودند،  نمونه آنرا در استون هنچ ایرانی ببینید.
ایران
الف- استانها: سیستان و بلوچستان، لرستان، خوزستان، کردستان، و گلستان.
ب- شهرستانها و شهرها: اردستان، دشتستان، چمستان، تاکستان، تنگستان، و…
سایر کاربردها
واژه‌های بسیار دیگری هم پسوند «ستان» را در خود دارند، مانند: بوستان، شبستان، باغستان، گلستان، کودکستان، دبستان، دبیرستان، هنرستان، نگارستان، بهارستان، بیمارستان، گورستان، غرجستان، فرهنگستان، نخلستان، تابستان، زمستان، دهستان، شهرستان، استان، و…
 (جستار وابسته: مثالهایی از پسوند ستان)
نمونه‌ها:  بیمارستان، کودکستان و دبیرستان و هنرستان و شبستان. و گاه دلالت بر مکانی کند که چیزی در آن فراوان باشد: گلستان، موستان. استان به صورت مزید مؤخر ازمنه (ظرف زمان) در تابستان و زمستان دیده میشود. اینک کلمات مرکبه‌ای با استان (ستان) به صورت مزید مؤخر بترتیب حروف تهجی در ذیل نقل می‌شود: آجارستان (در قفقاز). آرناودستان. آلوستان. اردستان. ارمنستان. ازبکستان. ازگیلستان. اسپیددارستان. افغانستان. انارستان. انجیرستان (انجیلستان). انگلستان. ایراهستان. باب شورستان. باغستان (به اصطلاح مردم قزوین). بجستان. بستان (مخفف بوستان). بغستان (بیستون). بلغارستان. بلوچستان. بوستان. بهارستان (اسم خانهٔ سپهسالار قزوینی که امروز مجلس شورای ملی است). بهستان (بیستون). بیدستان. بیمارستان. پاکستان. تابستان. تاجیکستان. تاکستان. تخارستان. ترکستان. ترکمنستان. تنگستان. توتستان. توسستان. تیفستان (در زرگنده). تیمارستان. جادوستان. (شاهنامه. رجوع به فهرست ولف شود). جوردستان. چمستان. چیرستان. چینستان. چین‌استان. حبشستان. خارستان. خجستان. (تاریخ سیستان). خرماستان. خلجستان. خلخستان. (شاهنامه). خُمستان. خندستان (مجلس و معرکهٔ مسخرگی، فسوس و سخره، لب و دهان معشوق). (برهان). خوالستان خودستان (شاخ تازه که از تاک انگور سر زند). (برهان). خوردستان (شاخ تازه را گویند و آنکه از تاک انگور سر زند و آنرا به سبب ترش‌مزگی خورند و شاخهای تازهٔ درختان دیگر و نهال گل و ریاحین را نیز گفته‌اند). (برهان). خوزستان. دادستان. داغستان. دالستان. دبستان. دبیرستان. دروازهٔ کوهستان. دستستان. دشتستان. دورقستان. دهستان. دیلمستان. رام شهرستان. رزستان. ریگستان. زابلستان. زمستان. سارستان. سجستان. سکستان. سیستان. شامستان. شبستان. شهرستان (شهرستانهٔ مرز). صربستان. طبرستان. طخارستان. طمستان. عربستان. غرجستان. غرشستان. (تاریخ سیستان). فرنگستان. فرهنگستان. فغستان. فیلستان (نام قریه‌ای به ورامین) (؟) قبرستان. قزاقستان. قلمستان. قهستان. کابلستان. (معجم‌البلدان). کاجستان. کارستان. کافرستان. کردستان. کلاع‌استان. کودکستان. کوهستان. کهستان. کهورستان. گرجستان. گلستان. گورستان. لارستان. لرستان. لوالستان. (تاریخ سیستان). لهستان (پلنی). مجارستان (هنگری). مغلستان. موردستان. موستان. مهلستان. نارنجستان. نخلستان. نگارستان. نورستان. (تاریخ سیستان). نیرنگستان. نیستان. والستان. (تاریخ سیستان). وزیرستان. هندستان. هندوستان. هنرستان. هوجستان واجار (بازار خوزستان. سوق‌الاهواز).
   توضیح انوش راوید:  جهت زبان های باستانی ایران،  به کتاب های استاد فریدون جنیدی،  در بنیاد نیشابور مراجعه نمایید،  آدرس آنرا در اینترنت بیابید.
   عکس ظرف سفالین چهار هزار ساله ماهی شکل،  یافت شده در منطقه غرب ایران، آذربایجان،  طول 17 سانتی متر،  محل نگهداری موزه هنر لوس آنجلس،  عکس شماره 5561،  از موزه مجازی ارگ.
 آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه:  اگر وبسایت به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
ارگ   http://arq.ir
 
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.