دو روستای دیدنی چلاسر و جل

چلاسر زیبا را ببینید
      چلاسر در 11 کیلومتری جنوب غربی شهر تنکابن استان مازندران و در دهستان سلیمان آباد قرار گرفته است،  حدود 150 خانوار جمعیت دارد،  در گذشته نه چندان دور همین 30 سال پیش روستایی کشاورزی و خیلی با صفا بود.  امروزه این روستا مانند بسیاری از روستا های ایران تغییرات ناپیوسته زیادی کرده است.
    ــ  چلاسر = چل + سر = (چل = چال + سر = محل) = محل چال یا جلگه. 
      باد های توفنده پائیزی چلاسر یا چلاسر های ایران،  اشخاص هنرمند را به پرواز می آورد و این پرواز تجسمی از عشق است،  احساسات و هنر در هم می آمیزند و گردشگری نوینی را رقم می زنند که هشتمین هنر می شود.
تصویر خوش آمد گویی به چلاسر،  عکس شماره 1905 .
   ــ  آدرس چلاسر و جل ــ  استان مازندران،  شهر تنکابن،  میدان هفت تیر،  دهستان سلیمان آباد،  چلاسر و جل.
  هنر گردشگری در چلاسر،  روستایی  که عطر چای کارخانه چای خشکنی آن  تمام فضا را پر کرده، و تازه وارد ها را وادار به مکث میکند،  به به بهترین  چای دنیا.  روستایی که خوش طعم ترین برنج و شیرین ترین پرتقال و کیوی ایران را تولید میکند،  با امام زاده و قدمگاه های تاریخی،  که دلیل بر ایمان قجری مردم پاک است.  مردمی فعال و زحمت کش،  و با عزت و احترام،  که  تحصیل کرده هایشان بسیار است.  از کنار کارخانه شالی خشک کنی، که بوی فرح بخشش به مشام میخورد،  بسمت کوه می پیچیم و در یک مسیر بسیار نیکو به روستای جل می رویم.  نوشتن از چلاسر و جل تنها گفتن تعریفها و مشکلات نیست،  بلکه نوعی دفاع از حقانیت از دست رفته تاریخی روستا های ایرانی است،  که برای بازسازی آن هنر گردشگری باید به کمک بیاید.  پیام و شعار سازمان جهانی گردشگری سال 1983 میلادی،  سفر کردن یک حق و یک مسئولیت شناخته شده است،  در گذشته ها سفر کردن یک نوع سبک زندگی به شمار می رفت،  که در جهان رواج داشته و دارد،  بویژه در ایران،  که سرزمین ایل یا ای + ران بود،  تعریف مشروح در اینجا.  کوچ و ییلاق و قشلاق برای تمام مردم،  از حکام تا توده مردم در تمام سال جریان داشت.  ولی امروزه سفر کردن را می توان به عنوان هنر،  بررسی و تحلیل کرد،  و باید آنرا بعنوان هنر به مردم شناساند،  تا بتوانند دیدگاه متفاوتی از گردش پیدا نمایند.  هنر به هنر های دستی، هنر های ترسیمی، هنر های نمایشی و… طبقه بندی می شود،  و چون امروز روابط عمومی به عنوان هنر هشتم قلمداد می گردد،  می توان آن را جزو هنر های رفتاری دانست،  و سفر کردن را هم به عنوان هنر،  بهتر است از گروه همین هنر های رفتاری حساب کرد.
از جل زیبا دیدن کنید
      روستای کوچک و کم جمعیت ( جل )،  معروف به جل چلاسر در / ۱۲  کیلومتر جنوب غربی شهر تنکابن، و در دهستان سلیمان آباد قرار دارد.  با مناظر بسیار زیبای طبیعی کوهپایه ای،  و سبز و جنگلی همراه با  آواز دلنشین پرندگان  رنگارنگ.  جاده  قدیم ابریشم از این روستا می گذشته و آثار تاریخی حفاظت نشده ای، در کنار این روستا قرار دارد،  که  دیدنشان به انسان آرامش می دهد.  جاده آسفالته و برق و آب لوله کشی روستا،  که با  خرج و دست توانای مردم انجام یافته است،  و نیز بخش خصوصی سرمایه گذاری های زیادی، در این روستا کرده است.  کشاورزی عمده روستا ی جل باغ های مرکبات، و چای و کیوی و گل و کشتزار های برنج است،  که شغل و درآمد اصلی مردمی می باشد،  که تمام سال در کار و تلاشند.  بسیاری از اهالی تهران، و شهر های دیگر برای اقامت دائم به این روستا آمده،  تا از آّب و هوای مناسب،  و چشم انداز کوه دریا استفاده کنند،  و به کار های کشاورزی و صنعتی به پردازند،  که البته باعث افزایش قیمت زمینها و باغات شده است.
      به سرزمین کوچک جل بیائید، و از دیدن این همه منظره طبیعی، که در هر فصل زیبایی خاصی دارد لذت ببرید، و در این نمونه یک روستای ایرانی به این فکر خواهید بود، که عظمت ایران بی همتاست.
   ــ  جل =  بلند، بالا.
      35 سال پیش چلاسر و جل و تقریباً تمامی روستاهای گیلان و مازندران خیلی با صفا تر از امروز بودند،  نه دیواری بود و نه دری،  آرامش خالص طبیعی حکم فرما بود،  مردم شاد و سر زنده مشغول کار کشاورزی و دامداری بودند.  بهای زمین و باغ بسیار کم بود،  از قرار متری 5 تا 50 ریال، اما امروزه ارزش آن بالای متری 300 هزار ریال و حتی تا چند میلیون تومان است،  که با حساب ارزی بیش از هزار تا ده ها هزار برابر می شود.  جمعیت نسبی حدود پنج برابر شده،  و تعداد اتوموبیل ها تا یکصد برابر افزایش یافته است،  صدای گوش خراش موتور سیکلتها و کامیون ها بی نهایت برابر شده است.  خانه های چوبی و گلی و سفالی خوشگل جمع و جور با هوای طبیعی مطبوع (عکس خونه گلی  جای خود را به خانه های مدرن امروزی داده است،  که برای گرم و سرد کردن آنها غیر از اینکه انرژی زیادی مصرف می شود،  مجبورند کولر و وسایل دیگر را هم از کشور چین بیاورند،  و تجارت وارداتی و مصرفی رونق گرفته و تولیدات محلی و بومی خوب ایرانی برای همیشه رفته اند.  البته این مشکل اینجا نیست،  در تمام جهان این وضع گسترش یافته،  و زمین طبیعی و خوب ما،  دارد بر انسان می شورد،  و با گرم و سرد شدن های بیشتر از خود دفاع می کند،  و بشر را تهدید می نماید.
    توجه کنید:   نقاط بکر و نازی وجود دارد،  که هنوز کسی به آنها توجه نکرده است،  در اینجا ببینید.
      دیگر چون هزاران سال تاریخی،  اقتصاد منطقه چندان بر پایه تولیدات کشاورزی و دامی نمی گذرد،  در گذشته تولیدات محلی اینجا به تمام ایران و خارج صادر می شد،  ولی امروز پایه اقتصاد بر اساس فروش زمین کشاورزی برای ساخت ویلا به غیر بومیها می گردد،  مرحله بعد از حقوق هایی است که توسط بخش دولتی گسترده و بزرگ ایران عزیز به کارمندان می دهند،  سومین در آمد اقتصادی از کشاورزی است،  تولیدات دامی بسیار کم شده است،  چهارمین درآمد منطقه از گردشگران نان و پنیری و آبگوشتی داخلی بدست می آید.  بیشتر جوانان تحصیلات خوبی دارند و علی ترین رفتار و نزاکت در جهان را دارند،  اما فاقد توانایی تولید فکر نو کار و کار یدی هستند.  اقتصاد ملی و تاریخی کاملاً به اقتصاد نفتی تبدیل شده است،  و جوانان چشم به این اقتصاد دوخته اند که هر آن ممکن است با بحران های جهانی دگرگون شود.
   جالب:  جوانان عزیز بیائید مطالب دیدنی و جالب،  پیشرفتها و کاستی های شهرها و روستا هایتان را به اینترنت بکشید تا همه جهان زیبایی ها و خوبی ها، عظمت و بزرگی ایران را دریابند.  غیر از دیدنی ها، از انبوه مراسم و جشن های محلی که در حال فراموش شدن هستند،  بنویسید و عکس و فیلم بگیرید.  خرافات های بعضی از قدیمی ها را یاداشت کنید و ریشه یابی نمایید،  مثلاً من دیدم،  که دامداران کوچک محلی،  شیر را غروب نمی فروشند،  تخم مرغ را شرایطی می دهند،  یا برای گلو درد به نزد خاش گیر می رفتند،  و خیلی چیز های دیگر که باید یاد داشت شوند،  و ریشه یابی تاریخی و فرهنگی شوند.  یکی دیگر از مشکلات بیکار نشستن دورهم در کوچه و بازار و گفتن مسائل بی اهمیت و سطحی و یا از این و آن گفتن است،  پدیده دیدن سریال های بی محتوای تلویزیونی تا آخر شب،  و موضوعات دیگر را بگویید و بنویسید،  البته بسیاری از اینها مشکلات جهانی است.
عزیزان چلاسر و جل، خبر، عکس، مقاله و آگهی، جهت این وبلاگ ارسال نمایند.
عکس هایی از چلاسر و جل،  شماره 1925.
بهترین لبنیات ارگانیک
      یکی از مهمترین غذا های بشر،  از ابتدای تولد تا آخر عمر لبنیات سالم است،  ولی امروزه در تمام جهان،  لبنیات هم مانند بسیاری چیز های دیگر بدست سرمایه داری لجام گسیخته افتاده،  صنعتی و ترکیبی شده است،  و انسانها را از لبنیات ارگانیک محروم کرده اند.
   تصویر شماره 4529 ،  گاو های محلی آقا سهراب در ییلاق کوه های چلاسر و جل،  این گاو های سالم در طبیعت بی نظیر کوهستان البرز بهترین تغذیه ارگانیک را دارند،  و بهترین و طبیعی ترین شیر را می دهند.  هفته ای یکی دوبار آقا سهراب 7 – 8 کیلو شیر را دم در منزل تحویل می دهد،  و از آن سرشیر خیلی عالی و خوش طعم بی نظیر می گیرم،  و ماست و پنیر درست می کنم.  اینجا تنها دیدن کوه ها و مناظر زیبایش نیست،  بلکه این لبنیات هم جزئی از کوه هاست،  با خیال راحت از این شیرها می خوریم،  نه از کشور چین با ملامین و دارو آمده،  نه کارخانه ای بخود دیده است.  اما دست روزگار و تغییرات ناپیوسته قرن نو،  دارد این طبیعت را بهم می ریزد،  جنگلها را به غارت می برند،  که متعاقب آن فرسایش خاک و تغییرات آب و هوایی را بدنبال دارد.  منجمله آب شدن یخچال های طبیعی،  و نیز  با آمدن ریزگرد های عراقی و عربستانی به ایران،  یکی دو سال است بارش های اینجا همراه آنهاست،  که خود مشکلات غیر قابل تصوری را خواهد داشت.  دیگر اینکه برای حفظ بردن درخت های چند هزار ساله یا حتی چند ده هزار ساله،  گالشها یا دامداران تاریخی ایران را از کوه و جنگل بیرون کرده اند،  و چند سالی است که چشایی مردم فقط بسمت لبنیات صنعتی چرخیده است.
آبشار بزرگ البرز
 
      تصویر شماره 4470 ،  آبشار بزرگ البرز،  پس از طی راه زیبای آسفالته تنکابن به سلیمان آباد،  و در انتهای این مسیر از لشتو بطرف کوه پیچیده،  و در یک جاده جنگلی بی نظیر که درختان تنومند فوق العاده دیدنی دارد می گذریم.  جنگلی که اکثر درخت های تنومند آن را بی رویه و با بزرگترین غلط تاریخ بشر قطع کرده اند،  و لاشه آنها منظره دلخراش در میان جنگل مخروب شده باقی گذاشته است.  بعد از طی حدود 20 کیلومتر در جاده خاکی سخت،  به بزرگترین آبشار کوهستان البرز مرکزی می رسیم،  که از ارتفاع 60 متری حجم عظیم آب به پائین می ریزد.  بدلیل دور بودن و جاده خراب آنجا بسیار خلوت است،  و جای مناسبی برای اقامت یک روزه تفریحی می باشد.  جایی است که عطر گیاه های مختلف در فضا پیچیده،  آب گورا  دارد و مناظری که تا کنون دیده نشده خیلی دلپذیر است،  غیر از قطع درختان تنومند که برده اند،  بقیه بکر مانده اند.  اگر بجای قطع درختان،  کمی آنجا سرمایه گذاری می کردند،  درآمد خیلی بیشتری از بردن چوب درختان داشت.  درختانی که نبودن آنها آب و هوا را دگر گون و طبیعت را خشن می کنند،  درختانی که پول چوبش حرام می شود،  و دود نبودنش به چشم ملتی بزرگ می رود.
چلاسر نمونه رنسانس روستایی
      معمولاً نام رنسانس یا زنده کردن اروپا بر یک مدت از تاریخ اطلاق میشود که از فتح قسطنطنیه در سال 1453 به وسیله ترکان عثمانی آغاز می گردد و به مرگ الیزابت ملکه معروف انگلیس در سال 1603 خاتمه پیدا می کند.  20 سال گذشته در ایران عزیز با حرکتی نو روبرو بودیم،  که آنرا می توان رنسانس روستایی یا زنده کردن روستاهای ایران نامید.  در این مدت شاهد بودیم که جوانان روستایی بخاطر سلامت محیط و هوش خوب به درجه های بالای علمی رسیده اند و از بینش ثابت گذشته گذر کرده و تحولاتی فکری را در روستا بوجود آورده اند.  تحولاتی که از بدو پیدایش روستا تا ابتدای قرن 21  تقریباً ثابت بوده است،  و طی قرنهای گذشته هرگز تصور آن نمی رفت که واژگون شود.  این تغییرات بسیار قابل ملاحظه می باشند،  در این دوره که از نظر تاریخی بسیار کوتاه می باشد،  اصلاحات مدرن و اجتماعی بوقوع پیوسته است.  احیا یا زنده کردن روستاها بدون اخطار قبلی و یا اقدامات مقدماتی شروع شد،  و این مسئله از نظر تولیدات سنتی روستاها تاثیر زیادی داشته و امروزه این نوع کارها در حال از بین رفتن است.  همچنین باعث شده تولیدات کشاورزی و دامی نیز تغییرات اساسی نماید.  امروزه جوانان روستایی دیگر نمی توانند چون کشاورزان گذشته در کارهای سنتی درگیر باشند،  آنها می خواهند از جدیدترین روشهای علمی و صنعتی برای کار و تولید استفاده کنند.  این مسئله تضاد و در هم آمیختگی در کار تولید محصولات روستایی بوجود آورده،  که خود مشکلی است و نیازمند تدبیری نو می باشد.  برای اتخاذ روشهای نو و هماهنگ سازی های مدرن دانایی قرن 21 لازم است،  که در مقاله قرن سنت گریزی توضیح داده ام.  بنابراین لازم سازمان جدید دولتی یا غیر دولتی تشکیل شود تا برنامه هایی علمی جهت این مهم و زنده شدن روستاها را بعده بگیرد.  توجه نکردن به رنسانس روستایی ایران خطراتی دارد،  منجمله پاشیده شدن شیرازه کار و تولید در روستاها.  لازم به یاد آوری است از گذشته ها ملت ایران دشمنانی داشته و آنها همیشه سعی می کردند ایرانی ها را ضعیف نشان دهند،  در اینباره در  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران  توضیح داده ام،  که مطالعه آن را به عزیزان توصیه می کنم.
   پرسش از عموم:  آیا هر روستا بدون هماهنگی با دیگر ارگان های دولتی و غیر دولتی،  می تواند مسیر تحولات را در قرن 21 سپری کند؟
تصویر منزل انوش در چلاسر و جل در برف،  عکس شماره 1910 .

آخرین مرز گیلان و مازندران
      از زبان قدیمی های چلاسر شنیده ام،  که این  روستا مرکز خان نشین شرق گیلان بوده،  و شهری در شرق گیلان و یا این قسمت از غرب مازندران وجود نداشته،  و تمام این منطقه  پوشیده از جنگل و چراگاه بوده،  و مقدار کمی برنج  تولید میشده.  برنج و محصولات دامی و جنگلی،  توسط  گاری به اسکله کوچک و چوبی واقع در کریم آباد،  تنکابن، حمل میگردید،  و در آنجا با  قایق های هشت یا ده متری در جهت باد،  به انزلی یا محمود آباد می بردند،  و در شبکه  توزیع و صادرات آنروز ایران قرار می گرفت.  البته این خان نشین شرق گیلان،  نزدیکی هایی هم با خان نشین،  در غرب مازندران داشته،  و بهمین  جهت در زمان تعیین استانها در دوره رضا شاه،  به مازندران پیوسته شد.  همانطور که همه چیز جنبه مادی آن مطرح است،  احتمالا دلایل مادی خوانین و نفوذ آنان،  در این تقسیم بندی منظور گردیده.  مصلحت منطقه و مردم،  که به جهت دوری از مسیر های فرهنگی و علمی در طول تاریخ و گذشته ها دست نخورده باقیمانده بودند،  به حساب نیامده.  حتی گفته شده است که میرزا کوچک خان،  خان نشین چلاسر را،  آخرین مرز شرقی گیلان بحساب می آورده،  و بدین منظور در ابتدای جاده دو هزار و سه هزار،  نزدیکی این روستا مبادرت به انبار اسلحه،  برای ایجاد پادگان مرزی نموده که امکان آن نشد،  و این انبار تا کنون کشف نگردیده.
      در کتاب های تاریخی آمده، در گذشته های دور،  زمان اشکانیان این منطقه مرکز زندگی آماردها بوده،  و آنها از گله های اسب و گاو و خوک حکومتی،  در اینجا حفاظت می کرده اند،  که مخصوصا در زمان جنگ، این گله ها را همراه سپاه میکردند.  روزی آماردها نا فرمانی کرده،  و سرکوب شدند و به مرکز ایران،  خوار و ورامین کوچ داده شدند.  همانطور که در وبلاگ  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران گفته ام،  این نوشته ها و گفته های تاریخی بیشتر جنبه داستانی دارد،  تا  تاریخ واقعی،  تاریخ را باید علمی بررسی کرد.  در هر صورت، همانگونه که از جغرافی منطقه پیداست،  در گذشته های دور منطقه جنگلی و چرا گاهی بود،  و زندگی مردم به جهت نزدیکی کوه به جنگل و جلگه و سپس به دریا،  و وجود مالاریا در تابستان،  و بارندگی زیاد در زمستان،  ییلاق و قشلاقی و دامداری بوده.  البته جاده ابریشم،  از جنوب روستای چلاسر و از روستای جل از دامنه کوه می گذشته،  اما این مسیر شمالی جاده ابریشم،  کم گذر تر از مسیر جنوب البرز آن بود.
    اگر اگر اگر،  این منطقه با امکانات طبیعی و عالی که دارد،  توریستی بین المللی شود،  در آمدی خیلی بیشتر از کشاورزی و کمک های نفتی دولت پیدا میکند،  و حتی  میتواند،  به دولت هم کمک مالی بدهد،  و بیکاری از بین برود، و مشاغل جدید و بسیاری برای جوانان بقیه جاها  باشد.  بزودی مشروح و آمار لازم جهت آگاهی توریستی می نویسم.
   پرسش از عموم:  آیا شما پیشنهادی برای توریستی شدن منطقه دارید؟
میانرود سرزمین عشاق
      روستای زیبای میانرود در دوازده کیلومتری تنکابن و میان دهستان سلیمان آباد قرار دارد،  این روستا یکی از بهترین انواع مرکبات ایران را تولید میکند،  محصولات دیگر این روستا برنج و گل و چای و کیوی است،  که به تمام ایران فرستاده میشود.  جوانان فعال تحصیل کرده زیادی از این روستا،  باعث افتخار ایران در تمام جهان هستند.  رودخانه ای زیبای کرشمه ای دارد،  که از کنار این روستا آرام میگذرد،  در دو طرف آن جنگل و باغ های سر سبز خود نمایی می کنند،  و مناظر دلپذیری و باور نکردنی بوجود آورده است.  بسیاری از تهران و دیگر نقاط ایران،  برای دیدن و اقامت و حتا اقامت،  به این روستا می آیند.  چشمه ای با پله های بلند،  عطر آکنده پونه در هوا،  رنگ گل های بفشه و پامچال،  چشم بیننده را روشن میکند.  آبی گورا از دل زمین،  صفای روح را می آورد،  گویند هر کس از این آب بنوشد عاشق میشود،  و چه کسانی آمدند و جرعه ای به کام زدند و عاشق رفتند.
دو روستای زیبای آخوند محله و جل آخوند محله
      در راستای شمال جاده ابریشم،  و در دامنه کوه های زیبایی که چون گوهر سبز میدرخشند،  دو روستای تاریخی قرار گرفته است.  به گفته یکی از اهالی قدیمی،  در گذشته این دو روستا از مراکز عمده تولید لبنیات و گوشت بودند.  ولی امروزه با داشتن جوانان با هوش و تحصیل کرده بسیار،  و برپایی شهرک صنعتی،  عمده ترین مرکز صنعتی غرب مازندران گردیده است.  که این مسئله باعث افزایش قیمت زمین گردیده است.  عمده ترین تولیدات کشاورزی این دو روستا برنج مرغوب ایرانی،  کیوی و گل و مرکبات،  لبنیات و گوشت می باشد.  تولیدات شهرک صنعتی رو به رشد آن،  به تمام نقاط ایران ارسال میشود.
      از میان باغات سبز و خرم و در دامنه کوه سیاهگل چال،  که با مناظر زیبای خود هر بیننده را به سپاس از طبیعت می گمارد،  با طی دو کیلومتر از روستای جل چلاسر،  به جل آخوند محله میرسیم.  در این مسیر با خود خواهیم گفت،  که این منطقه با کلی دیدنی طبیعی،  و گبرستان و آثار تاریخی،  می توانست نگینی در گردش گری جهانی باشد.  البته این وظیفه جوانان با هوش و با استعداد منطقه است،  که سرزمین خود را به بهترین وضعی در جهان بشناسانند.  ما در قرن سنت گریزی،  باید قدرت عمل خود را نشان دهیم،  و حداقل در اینترنت معرف ملی گرایی محلی خود باشیم.
   پرسش از عموم:  بنظر شما بهترین ایده برای شکوفایی بهتر منطقه چیست؟
حیات وحش در چلاسر و جل
      نزدیکی کوه و جنگل و جلگه در چلاسر و جل،  با چشم انداز خیره کننده و تازگی آب و هوا،  بهترین موقعیت گردشگری را فراهم آورده است.  شکوه طبیعت همراه با فرهنگ خوب مردم این دیار،  می تواند پیش درآمد یک کانون گردشگری شود،  که در تمام فصول سال توریست های داخلی و خارجی به این منطقه بیایند.  یکی از این موقعیت های گردشگری،  اکو توریسم و دیدن جانوران در طبیعت است،  که در ادامه جلگه های گیلان و مازندران و ارتفاع البرز مرکزی و غربی می باشد.
      در زمینه حیات وحش،  بخش وسیعی از جانوران این منطقه مهاجر هستند،  که به صورت فصلی به اینجا می آیند،  و بخشی از آنها نیز کوچ عمودی دارند،  و در واقع تمام فصول،  اطراق گاه دائمی برای آنها کمتر قابل تصور است.  برخی از آنها ویژه جنگل هستند،  و گروهی از آنها کمتر در جنگل دیده می شوند،  و برخی دیگر فقط در مناطق کوهستانی زندگی می کنند،  و یا در طول و عرض کل ارتفاعات در تردد هستند.  حیات وحش چلاسر و جل در،  جلگه ها و جنگل و ارتفاعات اطراف عبارتند از:
   پرندگان:  قرقاول، گنجشک ها، کبک، قمری، کبوتر جنگلی، فاخته، یاکریم، دارکوب، کلاغ سیاه، کلاغ، زاغ، سار، آبچیلک، بلدرچین، توکا، سار، جغد، باقرقره، دلیجه، سبزقبا، زنبور خوار، عقاب طلایی، حواصیل، خوتکا، سلیم خرچنگ خوار، چکاوک، شاهین، قوش، کوکو، خروس وحشی، گیلان شاه، کاکایی، پرستو، سبزقبا، توکای باغی، چرخ ریسک، کورکوری، هدهد، دری، دراج، بلدرچین،  .
   خزندگان:  انواع مار، مار آتشی، مار درفشی، یله مار، افعی، مار کرمی، غوک، سمندر، مارمولک، چلیپا.
   حشرات:  دودم، مگس، تله گز، خرمگس، گاومگس، سگ مگس، پشه، شپش، جیرجیرک، کفش دوزک، رکنا، و…
   حیوانات وحشی:  پلنگ، یوزپلنگ، خرس، گرگ، شغال، روباه، کفتار، گراز، گربه وحشی، خوک، موش صحرایی، اشگلا، سنجاب، سمور، راسو، خرگوش، جوجه تیغی، مرال، شوکا، رودک، قوچ، میش، بز، پاژن، و…
  بسیاری از این حیوانات مانند،  کل، بز، مرال، شوکا، کبک، خرس، قرقاول در تیرس شکارچی ها بوده،  و چه بسا نسل بسیاری از آنها در حال نابودی می باشد.  حدود 30 سال پیش در این منطقه طبیعت همراه با حیات وحش براحتی و فراوانی در اطراف آدم وجود داشت،  ولی امروزه طبیعت کاملاً دست خورده است،  و کمترین حیات وحش وجود دارد.
   مهم:  چه بهتر است،  مردم منطقه به این طبیعت در حال از بین رفتن اهمیت بدهند،  و هر کار و برنامه ای که لازم است انجام دهند،  تا نسبت به احیای آن اقدام فوری صورت گیرد. 
4606
   عکس آقای احمد خلعتبری در کنار تابلوی کارخانه ترنج بالا،  و عکس کارخانه شرکت ترنج تنکابن پائین،  عکس شماره 4606.
      با آقای احمد خلعتبری دوست خوب قدیمی ام،  معروف به آقا کامی،  که پر سابقه ترین پرسنل این  کارخانه می باشد،  و حدود 20 سال با شغل نگهبانی در آن مشغول کار است،  گفتگوی کوتاهی کردم:
      احمد خلعتبری:  چند سال پیش این کارخانه بهترین کنسانتره را تولید می کرد،  حدود 700 تن در سال،  اما به مرور تولید کارخانه کم شد.  با اینکه بهترین وسایل و مدیریت خوب دارد،  اما امروزه کمترین تولید،  در حد هیچ دارد.  می بایست دولت به این موضوع رسیدگی کند،  بیشترین کارگران متخصص رفته اند،  چند ماه چند ماه حقوق نمی دهند،  چون کار و تولید نیست،  خوب متعاقب آن پول هم نیست.  من با بیست سال کار در اینجا و نزدیک به 45 سال سن،  دیگر توانایی و استعداد کار در جای دیگر را ندارم،  و نمی توانم تصور کنم شغل دیگری داشته باشم،  اینجا خانه من شده است.  در ضمن این کارخانه می تواند تولیدات مختلف،  شربتی و نوشابه ای هم داشته باشد.
      انوش راوید:  آیا از بین رفتن و کم شدن باغات مرکبات،  بعد از سرمای چند سال پیش،  و ادامه ویلا سازی ها،  و تحصیل کرده شدن بچه های کشاورزان،  که دیگر نمی توانند به باغ های سنتی برسند،  و موضوعات دیگر باعث شده تولید مرکبات کم و به کارخانه آسیب برساند؟
      احمد خلعتبری:  بله کم شدن باغات هم مهم است،  و باعث شده تولید مواد اولیه یعنی مرکبات هم کم و گران شود،  گرانی سوخت و برق هم علت دیگر است.  اما می توان با جایگزین های دیگر کارخانه را فعال کرد،  مدیریت هم بدنبال جایگزین می گردد،  اما هنوز مورد خوب و حمایت شده یافت نشده است.
      کارخانه ای که در بهترین و خوش آب و هوا ترین جای ایران قرار دارد،  وسیع و مدرن است،  نباید چنین سرنوشتی داشته باشد.  با رشد روز افزون علمی و صنعتی،  و بهترین تکنیک های تولید در جهان،  احتمالاً این کارخانه،  قبل از اینکه حداقل سرمایه ملی مصرف شده را پس دهد،  باطل خواهد شد.  تا دیر تر نشده باید آنرا بخوبی بگردش کار و تولید در آورد،  یک کشور و مردم فقط با برنامه های درست،  و با کار و تولید سربلند خواهد ماند،  نه با افسانه ها و دروغ های تاریخ.
تصویر کلبه ای روستایی در چلاسر و جل،  عکس شماره 3544 .
عاشورا در چلاسر و جل
      تقریباً تمام مردم بخش مرکزی شهرستان تنکابن،  و روستا های چلاسر و جل این بخش مسلمان شیعه هستند،  و مراسم مذهبی را بخوبی برگزار می کنند.  در تمام مدت این مراسم،  روح ساده و پاک خدمت گذاری و صمیمیت و صفا در جریان است،  و کمک و یاری در روستا بخوبی جریان دارد.
   عکس مراسم و عزاداری عاشورا در چلاسر،  تاریخ 12 محرم 1434 هجری قمری،  عکس های شماره 3551 تا 3554.  عاشورا،  به معنی دهم است،  و دهمین روز از ماه محرم در گاه‌شماری هجری قمری،  روز مقدس مسلمانان است.  شهرت این روز نزد شیعیان به دلیل وقایع عاشورای سال ۶۱ هجری قمری است،  که در این روز حسین بن علی،  امام سوم شیعیان و یاران وی،  در رویداد کربلا در جنگ با لشکر عمر سعد شهید شدند،  شیعیان در این روز سوگواری می‌ کنند.
تکش یا تیکش
      تکش،  نامی تاریخی بازمانده از گذشته های پر ابهت ایران است،  با شنیدن این نام به یاد حماسه ها و دلاوریها می افتیم،  به یاد قهرمانیها، رشادتها،  که همه تاریخ ما را پر کرده است.  در ادامه مسیر چلاسر و جل،  به روستای تکش یا تیکش میرویم،  روستایی در 18 کیلومتری جنوب غربی شهر تنکابن استان مازندران.  از میدان هفت تیر تنکابن،  در مسیر جاد های سبز بسیار زیبا یی قرار میگیریم،  ابتدا روستای بزرگ و پرجمعیت زنگیشا محله است،  که مردمی خوش مشرب دارد،  و یکی از بزرگترین تولید کنندگان پرتقال خوش طعم ایران بزرگ می باشد.  این روستای زیبا به طول سه کیلومتر،  در دو طرف جاده،  شکوهمند قرار گرفته،  و به هر تازه واردی خوش آمد می گوید.  ولی ایکاش این سه کیلومتر که یکی از پر رفت و آمد ترین جاده های روستایی ایران است،  به صورت بلوار بود،  چون لیاقت آن را دارد.  سپس به دو راهی دو هزار می رسیم،  که جاده دو هزار و سه هزار،  خود تعریفی و دیدنی و افسانه ای جدا گانه دارد.  ولی ایکاش به این وضع بی سامان رسیدگی،  و از ساخت و ساز ویلا های بسیار جلوگیری میشد.
      بعد به روستای سلیمان آباد میرسیم،  روستایی باسابقه تاریخی طولانی،  و در راه رشد،  ولی باز ایکاش به این روستا بیشتر رسیدگی میشد.  سپس چلاسر و جل،  و اولین بلندی البرز یعنی تیکش.  در هر چم جاده تکش مناظر دلفریب میبینیم،  از بلندیها شهرها را میبینیم،  دریا را میبینیم.   در سمت دیگر کوه های البرز سرفراز را با،  آن یخچال های طبیعی امروزه بیشتر آب شده،  همراه با صدای دلنشین پرندگان،  که در هر فصلی و هر روزی و شبی زیبایی خاص دارد.  باغ های پرتقال که گوهر گرانبها در خود دارند،  و گاهگاه قرقاولان زیبا،  که از نزدیک پرواز میکنند.  تکش روستای قدیمی با جمعیت کم ولی دنیایی برای تعریف،  آثار تاریخی و گبر های زیادی در نزدیکی روستا قرار دارند،  که انسان را به یاد گذشته های دور و آنهایی که در اینجا بودند،  و زندگی جالب و کاملا طبیعی داشتند، می اندازد.
      مردم پر کار تکش،  همگی در تمام ساعات روز،  مشغول کار کشاورزی و دامداری و باغداری هستند،  و عمده تولیدات شان،  مرکبات، چای، کیوی، فراورده های دامی، مقداری برنج،  و صنایع دستی از قبیل چادر شب،  و پارچه و غیره بوده است.  عمر مردم در حین سلامت به خاطر زندگی طبیعی بالا می باشد،  و داستانها دارند،  که در فرصتی دیگر از زبان این انسان های با صفای قدیمی خواهم گفت.   بیائید و ببینید تا بیشتر باور دارید،  زیبایی و دل نشینی ایران بی مانند است.
تصویر منظره ای از روستای تکش،  که نقاط بکر و دست نخورده فراوان دارد،  عکس شماره 4529.
دهستان سلیمان آباد تنکابن
      دهستان سبز و زیبا و تاریخی سلیمان آباد،  با پانصد کیلومتر مربع وسعت،  و یکصد و چهل روستا و هفتاد هزار نفر جمعیت،  به مرکزیت روستای بزرگ چهار هزار نفری سلیمان آباد است.  از ده ها شهرستان ایران عزیز بزرگتر است،  در تعطیلات و تابستان،  جمعیت دهستان تا سه برابر افزایش می یابد.  براحتی میتواند یک بخش خوب و آباد باشد،  که آرزوی مردم این حومه است.  جلگه حاصلخیز مازندران قهرمان در قسمت شمالی،  و کوه های سر بفلک کشیده البرز سر فراز،  در قسمت جنوبی دهستان قرار دارند.
      تولیدات کشاورزی ودامی،  که در آمد عمده مردم دلاور این بخش است،  از قبیل:  برنج ــ چای ــ مرکبات ــ کیوی ــ گل ــ گوشت مرغ ــ لبنیات،  به تمام ایران و خارج ارسال میگردد.  صنایع کوچک مختلفی مانند:  برنجکوبی ها،  چوب بری ها، و کارگاه های تعطیل شده ای  مانند:  صنایع  جنگلی  و فیبر و تخته سه لا،  و غذایی و بسته بندی میوه،  و  کارخانه چای دارد.  مدارس متعدد خیلی خوب،  که دانش آموزان بسیار درس خوان،  تحویل اجتماع میدهند.
      آثار تاریخی حفاظت نشده ای مانند:  گبرها، قلعه ها، غارها،  در نقاطی خرم و با صفای دهستان قرار دارد،  که دیدنشان به انسان آرامش میدهد.  در صورت باز سازی آنها،  میتوانند پذیرای هزاران توریست داخلی و خارجی باشند،  و بلکه قسمتی از بیکاری مردم را هم بکاهد.  در کنار جویبار آرام،  و آواز دلنشین پرندگان رنگارنگ، از روی درختان تنومند و زمین چمن زار،  که قطرات آب چون گوهر می درخشند،  مقبره  مجتهد سلیمان محمد تنکابنی،  صاحب کتاب  قصص العماء،  در سلیمان آباد قرار دارد.
      سلیمان آباد کاملاً استعداد شهر شدن،  و مرکز بخش بودن را دارد،  ولی فاقد شهر داری و پاسگاه نیرو انتظامی است.   چهار شنبه بازار پر رونقش،  در وضع آشفته و کنار خیابان تشکیل میشود،  که ترافیک و شلوغی زیادی درست  میکند،  ایکاش مانند بسیاری از کشورها،  سوله ای یا حتی مکانی،  برای این بازار ایجاد میکردند.
عکس هایی از سلیمان آباد
تصویر مسجد و شرکت تعاونی سلیمان آباد،  عکس شماره 7511 .
عکس یکی از نانوایی های سلیمان آباد،  عکس های شماره 7512 و 7513.
      آقای نعمت مسئول این نانوایی که آنرا اجاره کرده می گوید:  مسئولین باید کمک نمایند تا نانواها بتوانند وسایل و تجهیزات جدید بخرند،  و کیفیت و تولید انواع نان را افزایش دهند.  او ادامه می دهد،  با گرانی روز افزون وسایل،  دیگر برای افراد و کارگران ساده میسر نیست،  تا حتی یک نانوایی کوچک برای خود ایجاد نمایند،  و بزودی شاهد این خواهیم بود که نانوایی های کوچک و خود اشتغال بسته خواهند شد،  و نان های کارخانه ای جای آنها را خواهند گرفت.  باید به مخ ها و مخترع های روستایی یاری رساند،  تا بتوانند طرح های بهتری مخصوص روستا های خودشان بکشند،  و اجرا نمایند.
عکس هایی از چهارشنبه بازار سلیمان آباد تنکابن،  عکس های شماره 7514 و 7515 .
جامعه ای نو در روستا بسازیم
      روستاهای زیبای بخش مرکزی تنکابن،  با استعدادهای کمیاب خود و با جوانان تحصیل کرده و با هوش هر روز بهتر می درخشد.  از خوبترینها که بتوان تصور کرد برای این سرزمین سبز و زیبا قابل دسترسی می باشد.  فقط لازم است اندکی از خود گذشتگی داشت و کمی هم اهمیت و همیت ملی خرج کرد،  تا بخش مرکزی تنکابن ستاره تابناک در جغرافیای پهناور ایران گردد.  سرزمینی که افزایش قیمت زمین در آن طی 30 سال گذشته بیش از ده هزار برابر بوده که در تمام ایران و جهان بی سابقه می باشد.  برای بالا بردن تواناییهای این سرزمین ابتدا باید مشکلات را شناخت،  خطرات را بررسی کرد،  راهکارهای سازنده ارایه داد،  همکاریهای دولتی و غیر دولتی را جذب کرد،  آگاهی لازم به جوانان تحصیل کرده برای این مسیر داد.  مردم خوب و غیرتمند ایران بالاترین قدرت برای بدست آوردن خواسته های ملی و میهنی و سازندگی را دارند،  و می توانند بهشتی افسانه ای بسازند.  مسیر تکامل اجتماعی و فرهنگی ایران با چهره ای نو که در گیتی و تاریخ نمونه ندارد،  قدرتمندانه پیش می رود و آنچنان شگرف خواهد شد که جهانی را دگرگون می کند.  آرزومندم همه امیدوارانه در جهت بهتر و برتر از گذشته بودن گام بردارند.  آیا شما برای سازندگی بهتر پیشنهادی دارید؟   
سیندرلا در چلاسر و جل
 تصویر سیندرلا در چلاسر،  عکس شماره 4013 .
     شرایط اجتماعی این سالها که تغییرات ناپیوسته سریع داشته است،  و در قرن سنت گریزی توضیح داده ام،  باعث شده اشخاص زیادی را چون سیندرلا نماید.  سیندرلا هایی که به جای دعوت به قصر شاهی،  روانه روستاها می شوند،  تا شاهزاده افسانه ای را در رویا بیابند،  و آسایش جدید در زندگی تجربه کنند.  اما بر خورد های این تغییرات ناپیوسته،  آنها را به بعد های چندم و ناشناخته می رساند.  این سیندرلایی که در تصویر 4013 می بینید،  و خودش را با لوندی در میان دست هایش پنهان کرده،  خانم بسیار شاداب و خوبی است،  که از تهران آمده و در یکی از باغات باصفای رامسر مقیم شده،  و تمام تلاش او بازگرداندن پوشاک و زندگی سنتی،  مربوط به تمام ایران در بین جوانان با ذوق و ملی گراست.  او در محل زندگیش خانه ای گردشگری و اکو توریست خانوادگی دارد،  که خود موزه ای دیدنی است،  اگر می خواهید ببینید بروید به:  گته گلی خانه.
مردی از دل طبیعت
      بهمن مردی است،  که تنها در دل طبیعت و با طبیعت و امکانات طبیعی و اولیه زندگی می کند،  و به همه می گوید:  که در آخر بشریت مجبور می شود،  به زندگی اولیه و طبیعی باز گردد.  بهمن یک مکتب و فلسفه آورده،  بازگشت به زندگی ساده گذشته و احترام به طبیعت و زمین ما.  باید تا دیر نشده،  بهمن و مکتب او را،  حرفه ایها بررسی و تحلیل های نوین کنند،  و سپس با برنامه های تدوین شده،  مورد حمایت مردم و دولت قرار گیرد.  البته من درباره فرهنگ بهمن کمی مشکل دارم،  عقیده دارم باید بسوی تمدن جدید با بهترین شیوه های علمی رفت،  و کلاً بازگشت به عقب برای بشریت امکان ندارد،  آن تمدن نوین که پیش روی ما قرار دارد،  مطمئنن متفاوت است.
   تصویر بهمن هنگام پختن نان با یکی از سبک های خودش در خونه گلی چلاسر،  1388 خورشیدی،  همانگونه که در عکس می بینید تمام وسایل شخصی و لباس های بهمن سنتی و محلی است.  عکس شماره 4528 .
   توجه:  بمنظور آگاهی از فرهنگ و تز بهمن،  مجموعه ای از مقالات و سفر نامه های نوشته او را،  در وبلاگ قرار داده ام،  با مطالعه آنها نظر خود را بدهید.
میوه پرتقال شهسوار
      نام میوه پرتقال از نام کشور پرتقال گرفته شده،  در گذشته های ایران بزرگ نام آن اورنج بود،  که هموزن نارنج و تورنج و غیره میباشد.  اورنج در زبان انگلیسی و همچنین تمامی زبان های اروپایی،  هیچ هموزنی ندارد.  در اوایل قرن شانزده میلادی،  پرتقالیها که جنوب ایران و خلیج فارس را گرفتند،  این میوه را برای شاه وقت در مرکز ایران بردند،  و شاه وقت ایران گفت،  به نام آنها پرتقال بگویید،  دستش درد نکند چقدر وطن پرستی!!!.

بخشی از گفتگوی آقای حسین مرادخانی درباره تلاش و کار در روستای چلاسر در اینجا.
 
    توجه:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
ارگ   http://arq.ir
 
این نوشته در جغرافیای ایران ارسال و , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.