نظرها و پرسشها و پاسخهای ارگ ایران

نظرها و پرسشها و پاسخهای ارگ ایران بدقت مورد بررسی قرار می گیرند،  و همه پاسخ داده می شوند،  تعدادی از پرسشها ب کارشناسان مربوطه ارسال می شوند،  پاسخ آنها مدت بیشتری زمان می برند.
نظرها و پرسشها و پاسخهای ارگ ایران
نظرها و پرسشها و پاسخهای ارگ ایران
تصویر انوش راوید در یک بازدید تاریخی،  عکس شماره 3379.
نظرها و پرسشها و پاسخهای ارگ ایران
لوگو جهت آینده ای بهتر در گفتگوهای تاریخی شرکت کنید،  عکس شماره 1604.
   توجه و مهم:  لطف کنید پرسشهای خود را در زیر برگه های مربوطه تارنماهای ارگ ایران و راهبرد ملی بنویسید،  تا سریعتر پاسخ داده شوند.  گاهی پاسخها ممکن است تا یکی دو هفته طول بکشد،  همچنین درصورتی که نظر و پرسش شخصی،  از قلم افتاد لطفاً تکرار نماید.
نظرها و پرسشها و پاسخهای ارگ ایران
نظرها و پرسشها و پاسخهای ارگ ایران
نظرها و پرسشها و پاسخهای ارگ ایران
نظرها و پرسشها و پاسخهای ارگ ایران
نظرها و پرسشها و پاسخهای ارگ ایران
  تصویر لوگو دیدگاه خود را بنویسید،  عکس شماره 1532.
نظرها و پرسشها و پاسخهای ارگ ایران
 تفاوت پرسش و شبهه
      در این باره تفاوت هاي چندي بيان شده است،  مهم ترين را در اینجا می نویسم.  حقيقت جستجوي براي شناخت،  پرسش است،  و پرسشگر با بيان پرسش و سؤال،  مي كوشد تا موضوع و مطلبي را بشناسد،  و آن را درك و فهم كند،  یا به مفهومی گردونه یادگیری را در اندازه درک و دانش خود بگرداند.  در حالي كه هدف از شبهه،  ايجاد تردید و شک در دل مخاطب است،  و شبهه گر مي كوشد،  تا در بنياد هاي فکری و علمی شخص ترديد افكند.  در حقيقت تفاوت شبهه و پرسش را بايد در كاركرد و اهداف آن دانست.
      در این تارنما به نوعی سعی می کنم،  آموزش تاریخ مندی و اندیشه ورزی ارائه دهم،  و یادآوری کنم،  جوانان ایران با سادگی مسائل را نپذیرند،  و درباره آنها تخصصی تحقیق و تحلیل کنند،  بویژه در مورد تاریخ و تاریخ اجتماعی،  که پایه سرنوشت سازی است.  اما شبهه افکنان سعی می کنند،  که در مقابل این موضوع قرار گیرند،  ولی کارشان کمک بیشتر به آشکار شدن دست های استعماری می شود.  متوجه شدم،  تعداد زیادی از شبهه افکنان در این وبلاگ،  از پانهای الکی نه واقعی و یا هواداران مانند مرحوم ناصر پورپیرار هستند.
      كاركرد پرسش فهم و شناخت است،  در حالي كه شبهه براي اين طرح مي شود،  تا مخاطبان خود را به چالش بكشاند.  از سوي ديگر در شبهه،  باطل به طور عمدي و خواسته حضور دارد،  و شبهه گر با آميختن حق و باطل مي كوشد،  كلام باطل خود را با رنگ و لعابي از حق به ديگران منتقل كند.  من در چند سال وبلاگ نویسی با هزاران پرسش روبرو بودم،  و به آنها پاسخ دادم،  و دیدم پرسشگران برای یافتن پاسخ همکاری می کنند.  ولی در این میان نیز صدها شبهه مطرح گردیده است،  که بسان تخریبگر عمل کرده اند نه فراگیر.  معمولاً پرسش ها را اشخاصی با نام و نشان مشخص،  و با ادب مطرح می کنند،  ولی اکثر شبهه افکنان بدون نام و نشان و بدون ادب می باشند،  زیرا قصد آنها گردانیدن گردونه یادگیری نیست،  بلکه تخریب مذبوحانه و موذیانه است.
   جالب:  شبهه افکن در همه جا وجود دارد،  و در کل آنها دشمنی آشکار با آزادی اندیشه و بیان و رشد و تکامل دارند.  شبهه افکنان ندانسته باعث تقویت،  و بازدید بیشتر تارنمای ما می شوند،  و این خیلی عالی است.
   پرسش از عموم:  آیا شبهه افکنی،  یکی از کار های بیماران و افراد سایکوپت است؟
   مهم:  آنهایی که از واقعیت های تاریخی می ترسند،  و دائم می خواهند بگویند که ایرانیان از هر کس و غریبه،  و از همه شکست خورده و ضعیف بودند،  و مردان ایران را کشته و زنانش را به بردگی برده اند،  این عده دچار بیماری بدی هستند،  مشروح در:
نظرها و پرسشها و پاسخهای ارگ ایران
عکس انوش راوید در یکی از بازدید های تاریخی و باستانی،  عکس شماره 3812.
……………
   برچسبها:  فهرست نظرها, فهرست پرسشها, فهرست پاسخها, تفاوت پرسش, تعریف شبهه, دلیل پاسخ.
………….
نظرها و پرسشها و پاسخهای ارگ ایران
مستندهای مربوط
مستندهای بیشتر را در آپارات و نماشا لینک آن در ستون کناری ارگ ایران
……………………….
پرسشهای خود را ابتدا در جستجوهای تارنما بنویسید،  به احتمال زیاد پاسخ خود را می یابید
جهت آینده ای بهتر دیدگاه خود را بنویسید،  و در گفتگوهای تاریخی و جغرافیایی و اجتماعی شرکت کنید.
برای دریافت فهرست منابع نوشته ها،  در بخش نظرات زیر برگه مورد نظر پیام بگذارید.
این نوشته در ویژه وبسایت ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

16 دیدگاه دربارهٔ «نظرها و پرسشها و پاسخهای ارگ ایران»

  1. المیرا می‌گوید:

    درود بر شما. من یک مطلب در مورد اینکه چرا ایرانیان با وجود علم و دانش بسیار و اینکه یکتاپرست بودند با حمله اعراب، دین اسلام را پذیرفتند. با وجود اینکه با جنگ ها دیگر و هجوم اقوام دیگر، دین آنها را نپذیرفتند. 

    لطفا راهنماییم کنید.سپاس 

  2. بهزاد کاویانی می‌گوید:

    درود آقای راوید
    من ویدیوی صوتی بخش اول و دیگر بخش های گروه طلایه داران را میخواستم باتشکر

  3. آرش می‌گوید:

    درود بر انوش راوید عزیز که همه پرسشها را بدقت و با حوصله پاسخ میدهید موفق باشید

  4. میثم می‌گوید:

    سلام و درود

    مطلبتون درباره حمله مغول واقعا نو و جدید و راهگشا بود و جواب خیلی از سوالام رو گرفتم

    منتهی تنها یک سوال برام باقی مونده. اگر ما مغولها و بعدتر تیموریان و غیره رو ایرانیان شرقی بدونیم، چرا ما شاهد گسترش زبان ترکی تو این منطقه هستیم؟ آیا زبان ترکی بعدتر تبدیل به زبان ایرانیان شرقی شده و نفوذ کرده بینشون؟ آیا ترکها و مغولها و اونچه که به نام مردم آلتایی می‌شناسیم تو تقسیم بندی زبانی و نژادی، جزو ایرانیان شرقی یا همون سکاها محسوب میشن؟ یا اینکه مثلا سکاها و ساخااستان تا مرز غربی چین و سیبری نفوذ کردن اما ترکان و مغولان در صحرای مغولستان و شرق روسیه قرار داشتن؟

    بنظرم اگر ارتباط ترکان و سکاها مشخص بشه جواب این سوال معلوم میشه. در تاریخ، توران سرزمین سکاها بوده. زبانشون هم فارسی بوده گرچه از نوع شرقیش اما بالاخره فارسی بوده. اما ترکان کاملا زبان متفاوتی داشتن (با این حال که همه مبداشون تمدن اریایی هست)

    همیشه برام سوال بوده، سکاهایی که در طول تاریخ انقدر قدرت داشتن و تا قلب اروپا نفوذ کردن و برای خود سلسله های ایرانی همیشه دردسر ایجاد کردن، چی میشه که یکباره ناپدید میشن؟ الان سکاها کجا هستن؟ به جز افغانها و تاجیکها و اقوام کوچکی در اون ناحیه ما آثاری حداقل از زبان سکایی نمیبینیم و تمام منطقه ترکی زبان شده! در غرب دریای خزر هم همینه، یکهو اقوام سرمتی یا سلم ها که کیمری ها و آوارها و سلت ها هم از اونا بودن ناگهان ناپدید میشن و اقوامی مثل خزرها و بلغارها و غیره میان و بعدتر روسها منطقه رو اشغال میکنن.

    ایا همونطور که امروزه اثار کمی از سلتها در اروپا مونده (مثل ایرلند و ولز و اسکاتلند، یا شاید باسکی های شمال اسپانیا و اقوام ایبری) آیا مثل همون سکاها هم رو به نابودی و اضمحلال رفتن و امروز رد اونهارو فقط در افغانها و تاجیکها و یا اقوام اقلیت فارسی زبان در قفقاز میتونیم ببینیم؟

    بنده در تحقیقام به این نتیجه رسیدم که یک گروه قومی و مردم در صورتی یک زبان دیگه رو میپذیرن که هم ریشه با اونها باشن. برای مثال زبان عربی زبان مردم عراق و سوریه و مصر و شمال افریقا نبود، اما چون همه از تیره سامی-حامی یا به اصطلاح امروزی آفروآسیایی بودن اون زبان رو قبول کردن. 

    خیلی دوست دارم که ترکها هم سکایی باشن، و ما شاهد غلبه عنصری بیگانه و درجه پایین تر تمدن در ایران نباشیم، اما برخی سوالات آدم رو گیج میکنه

    نظر شما چیه جناب راوید؟

    • انوش راوید می‌گوید:

      درود و سپاس از توجه شما، پاسخ به پرسشهای شما یک کتاب می شود، زبان ترکی پر از واژه های فارسی و عربی است، و زبان شکل گرفته مستقل نیست، اطلاعات زیادی درباره زبان ترکی و زبان سکایی در اینترنت وجود دارد، تندرست و پیروز باشید

  5. فروردین می‌گوید:

    جناب راوید سلام، در بررسی تاریخ جهانگشای جوینی فرموده اید سازمان فرهنگی گیب یک سازمان یهودی است، در جایی از سایت ارک هم توضیحی درباره دلیل این انتساب ندیدم. جای دیگری هم درباره انتساب اون ها به بهودیت چیزی دستگیرم نشد پیدا نکردم. ممکن هست که در این باره روشنگری فرمایید؟

    • انوش راوید می‌گوید:

      مجموعه یادبود گیب، یک نام برای پوشش فعالیتهای استعماری است. مدیران این سازمان مانند ادوارد براون و..، و اقدامات این سازمان با پوشش فرهنگی و خیریه کارهای سیاسی در جهت اهداف استعمار انگلیس انجام می دادند. در جای جای تاریخ دخالت این سازمان و مدیران آن در تغییرات سیاسی کشورهای جنوب نوشته شده است.
      بسیاری از مدیران این سازمان یهودی، یا به نوعی وابسته به بنیادهای یهود بودند. در هر صورت منظور از یهود در نوشته های سیاسی، دین یهود نیست، بلکه بنیادهای یهودی سرمایه ای و بانکی و سیاسی یهودی است. با مطالعه درباره استعمار و امپریالیسم، متوجه خواهید شد با سازمانهای سرمایه ای یهود در یک موضع قرار می گیرند.
      http://arqir.com/سازمانهای-تاریخ-سازی-تاریخ-نویسی

  6. ایلیا می‌گوید:

    درود خیلی وبسایت خوبی دارید

  7. رضا می‌گوید:

    من دقیقا وقتی تاریخ میخوندم یه شکی کرده بودم که قضایا خیلی ابهام  داره هم قضایای حمله اعراب و هم سلکویان !و حتی مغول !!شما چراغهای ذهن من رو روشن کردیدو مدلی که ارائه دادید از تاریخ کاملا ایهامات رو دبرمیگره ،حتی درمورد جنگ دوم هم دروغ پردازی زیادی کردند !!کلا یهود کثیف بسیار درتاریخ دست بردندو بعد از جنگ دوم متاسفانه هیچ و تاکید میکنم هیچ  حکومت مستقلی دردنیا نیست و ا خرین  حکومت مستقل هیتلر و نازیهاش بودند

     

  8. معصومه می‌گوید:

    سلام آقای انوش راوید، آیا زبان مردم ایران و افغانستان فارسی است یا دری؟

    • انوش راوید می‌گوید:

      درود،  دری زبان درباری یا داریوشی در زمان هخامنشیان برای ارتباط عمومی مردم بود،  یا بهتر بگویم زبان رسمی غیر قومی و قبیله ای بود.

      فارسی که پارسی است،  زبان رسمی پارسایان و موبدان دوران هخامنشی بود،  و زبانی ادبی و نوشتاری بود،  که با هماهنگی دری تنظیم شد بود.

      عموم مردم شهرهای بزرگ که مرکز اداری بودند،  در سرزمین ایران یا آریانای باستان با دری صحبت می کردند.  روستاها و قومها و قبایل در این سرزمین وسیع با زبانهای خودشان حرف می زدند.

      نوشته های اداری و دینی با زبان پارسی بود،  نوشته های عادی اقتصادی مردم با زبان دری بود.  در صورتیکه دری و پارسی یک ریشه زبانی و معنی دارند،  اما شامل دو گونه ادبیات گفتنی و نوشتنی هستند.

      مردم ایران و افغانستان و تاجیکستان و بخشهای بزرگی از ازبکستان دری صحبت می کنند،  ولی آموزش درسی و دانشگاهی و ادبی و زبان رسمی پارسی است.

      جالب است بدانید در غرب ایران حدود یکصد زبان قومی وجود دارد و این تعداد در افغانستان و آسیای میانه خیلی کمتر است.  نشان می دهد بیشترین مهاجران به آن سرزمینها از شهرها و حکومتیهای دوران باستان ایران بودند.

      لینک زیر را مطالعه نمایید

       http://arqir.com/تاریخ-جغرافیای-کشور-افغانستان

  9. داریوش می‌گوید:

    درود، خیلی عالی است و سپاس از شما آقای انوش راوید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.