تاریخ استعمار در کشور مصر

تاریخ استعمار در کشور مصر مانند تاریخ استعمار بقیه جهان و قاره آفریقا است،  استعمارگران از همه ترفندهای خود استفاده می کردند،  تا مردم را در عقب ماندگی نگهدارند.  یعنی رجال سیاسی و علمی کشورها را از بین می برند،  و با تبلیغ عده ای غیر صلاح یک کشور و ملت را جای آنها می گذاشتند.
تاریخ استعمار در کشور مصر
تاریخ استعمار در کشور مصر
تصویر تاریخی از اهرام مصر، عکس شماره 9363.
تاریخ استعمار در کشور مصر
لوگو مراقب باشید در دام تاریخ نویسی استعماری نیافتید،  عکس شماره 1606.
این برگه بشماره 1096 پیوست لینک زیر است:
تاریخ استعمار در کشور مصر
تاریخ استعمار در کشور مصر
      نیمه دوم قرن 19 م،  بریتانیا قلمرو نفوذ استعماری خود در آفریقا را گسترش داد،  دولت بریتانیا می خواست زنجیر بهم پیوسته ای از مستعمره ها از مصر تا آفریقای جنوبی به وجود آورد.  در این نقشه مصر جای برجسته ای داشت،  با گشودن آبراه سوئز کوتاهترین راه ورود به شرق از دریای احمر،  این آبراه و تمامی شمال شرقی افریقا،  اهمیت استراتژیکی بزرگی برای بریتانیا پیدا کرد.  اما یورش استعمار گران به مصر و شمال آفریقا،  با مقاومت جدی مردم روبرو شد،  و بریتانیا پس از یک پیکار سخت و طولانی،  توانست این مقاومت را سرکوب،  و پایه های امپراتوری استعماری خود را بنا کند.
      از اوایل قرن 16 م،  ارتش ترکان عثمانی مصر را تسخیر کرد،  و سلسله مملوکیان مصر را بر انداخت.  فرمان روایان جدید نظام ملک داری و ساختاری تاریخ اجتماعی زمان مملوکیان را حفظ کردند،  و حتی عده ای از سپاهیان مملوک را به مقام بیکی ارتقا دادند،  و منصب های مهمی بدانها سپردند.  این مملوکان چون گذشته قشر ممتاز طبقه فئودال و قبیله ای را تشکیل می دادند،  اغلب مالکیت و عنوان بیک پس از مرگش به یک سپاهی عادی مملوک منتقل می شد.  در قرن هجدهم شماره بیک های مصر به 24 نفر می رسید،  که دو سوم اراضی مصر را در دست داشتند،  نیرومند ترین بیکها ساکن قاهره بودند.
      بیکهای مملوک با تضعیف امپراتوری عثمانی،  اقدام به استقرار مجدد حکومت سلسله مملوکیان در مصر کردند.  سال 1769 م، علی بیک حاکم مملوک با استفاده از جنگ روس و عثمانی،  استقلال مصر را از امپراتوری عثمانی اعلام کرد،  و خود را سلطان مصر خواند.  عملیات علی بیک بر ضد ترکان عثمانی بسرعت توسعه و بسط یافت،  ولی بزودی مبارزه مسلحانه میان بیک های مملوک،  منجر به شکست علی بیک،  و در نتیجه اعاده سیادت رسمی ترکان عثمانی در مصر شد.
      جنگهای داخلی شیوخ و خوانین مملوک به وخامت اوضاع اقتصادی مصر دامن زد،  استبداد خشن و تجاوز و تعدی بیک های مملوک به دهقانان و پیشه وران،  موجب افزایش ناخشنودی در کشور شد.  پی آمد آن جنبش های مردمی بر ضد مملوک و عثمانی،  به رهبری شیوخ مسجد الزهر قاهره بود.  در تابستان 1975 م،  پیشه وران و کسبه قاهره به دعوت این جنبش کارگاه ها و دکان های خود را بستند،  فرمان روایان مملوک که  از توسعه مبارزه مردم به وحشت افتاده بودند،  به ناچار با شیوخ مسجد الازهر وارد مذاکره شدند،  و قطع مالیات های جابرانه را اعلام کردند.
      سپاهیان ناپلئون فرانسوی در تابستان 1798 م،  مصر را اشغال کردند،  و دور دیگر استعماری مصر آغاز شد.  فرانسویها خود را دشمن ستمگری های مملوک خواندند،  و با ترفند های استعماری تأکید کردند،  که بیش از مملوکیان به اسلام احترام خواهند گذاشت.  در این دوره الازهر بصورت ستاد مبارزه و قیام توده ای بر ضد اشغالگران فرانسوی در آمد،  ولی مالیات و خراجی بر شهرها و روستاها تحمیل کردند،  که باج و خراج مملوکان در برابر آن ناچیز می نمود.
      در اکتبر 1798 م،  مردم قاهره به رهبری شیوخ الازهر بر ضد فرانسویان اشغالگر قیام کردند،  ناپلئون بزحمت این قیام را سرکوب کرد.  اما در مارس 1800 م،  با درگیری ارتش های عثمانی و فرانسوی در نزدیکی قاهره،  مردم قاهره دوباره قیام کردند.  قیام کنند گان پادگان نسبتاً کوچک فرانسوی را در هم کوبیدند،  و مدت یک ماه دلیرانه در برابر محاصره اشغالگران فرانسوی پایداری کردند،  و آنها را از قاهره عقب راندند.
      در روستاها اعراب بدوی و فلاحان،  بر ضد اشغالگران دست به مبارزه پارتی زانی زدند.  به زودی پس از تسلیم نیرو های فرانسوی در مقابل سپاهیان انگلیسی،  میان ترکان عثمانی و مملوکان که انگلیس ها از آنها طرفداری می کردند،  جنگ در گرفت اما مصریان که تازه از اشغال فرانسه رهایی یافته بودند،  نمی خواستند زیر بار سلطه ترکان یا مملوکان بروند.
      در این زمان سپاه پیاده آلبانی به سرکردگی محمد علی که با ارتش عثمانی برای جنگ با ارتش فرانسه به مصر آمده بود،  نقش مهمی در قاهره انجام داد.  محمد علی با ارزیابی واقعی توازن نیروها،  با شیوخ الازهر تماس گرفت،  رهبران الازهر که سازمان جنگی نداشتند،  به نوبه خود علاقمند به پشتیبانی سپاه آلبانی از جنبش خود بودند.  بهنگام شروع قیام در مارس 1804 م،  محمد علی از قیام کنندگان حمایت و دفاع قاهره را بر ضد سپاه مملوکان رهبری کرد،  شیوخ قاهره خورشید حاکم اسکندریه را پاشای مصر و محمد علی را نایب او اعلام کردند.
      مملوکان پس از چهار ماه محاصره بی نیتجه قاهره،  سرانجام مجبور شدند دست از محاصره بر دارند،  و در حالیکه نیرو های محمد علی آنها را پی گیرانه تعقیب می کردند،  به مصر علیا گریختند.  خورشید حاکم اسکندریه پس از رسیدن به مقام پاشایی مصر،  دست به ظلم و آزار مردم زد،  و عوارضات جابرانه گذاشته را تجدید کرد.  سپاهیانش به شهر قاهره ریختند،  و دست به غارت و چپاول اموال اهالی قاهره زدند،  که پی آمد آن قیام مردم شهر بر ضد خورشید در آوریل 1805 بود.
      محمد علی از قیام پشتیبانی کرد،  شیوخ الازهر خورشید را از مصر تبعید،  و محمد علی را بجای او پاشای مصر کردند،  سلطان عثمانی هم بر این انتصاب صحه گذاشت.   محمد علی فرمانروای جدید مبارزه با مملوکان را ادامه داد،  انگلیسیها به هنگام جنگ با عثمانی در تاریخ 17 مارس 1807 در اسکندریه نیرو پیاده کردند،  ولی محمد علی نیرو های پیاده شده را تارو مار و وادار به تسلیم کرد.
      سال 1809 املاک مملوکیان را از چنگ آنها بدر آورد،  محمد علی مصر را از سلطه امپراتوری عثمانی آزاد و مستقل کرد،  و با اصلاحات ارضی به تعدی و تجاوز فئودال های مملوک خاتمه داد،  این امر همراه با اقدامات دیگر در مورد تأسیس کارخانه های کشتی سازی، نخ ریسی، پارچه بافی، لبنیات و غیره،  موجب پیشرفت اقتصادی مصر شد.
تاریخ استعمار در کشور مصر
   تصویر جوانان مصر حدود 80 سال پیش،  در کنار یک ملوان از نیروهای استعماری،  عکس شماره 4202.
      مقایسه اصلاحات محمد علی با اصلاحاتی که در همان دوره در ترکیه صورت گرفت،  اصلاحات سلیم سوم و محمد دوم،  که نخستین دوره تنطیمات بود،  اهمیت اصلاحات محمد علی را نشان می دهد.  به همین مناسبت یکی از تاریخ دانان نوشت،  که مصر دوره محمد علی تنها بخش قابل زیست امپراتوری عثمانی است،  و پاشای مصر تنها انسانی است،  که توانست سر واقعی را جانشین عمامه سلطانی کند.
      با وجود این اصلاحات محمد علی نظام فئودالی را در مصر گسترش داد،  و حفظ کرد،  به جای مالکان سابق و مملوکان،  محمد علی و اطرافیانش مالکان ترک، چرکس آلبانی و کرد،  دهقانان عرب مصر را استثمار می کردند.  در واقع هدف دولت اصلاحات محمد علی،  حفظ استثمار توده های ملت مصر بود.  بدین منظور جنبش های مردمی را فعالانه سرکوب می کرد،  محمد علی و طبقات توانگر مصر نمی خواستند و نمی توانستند،  از مبارزات توده مردم مصر بر ضد استعمار گران اروپایی پشتیبانی کنند.  سرانجام در نوامبر 1840 م،  با اولتیماتوم ناوگان انگلیس در اسکندریه،  محمد علی تسلیم،  و را برای بردگی کامل مالی و سیاسی و نظامی مصر هموار شد.
تاریخ استعمار در کشور مصر
دور جدید استعمار مصر
. . . بزودی . . .
تاریخ استعمار در کشور مصر
پاشا ها و سان ها و آینده مصر
      پاشا مخفف پادشاه یا پادشاه ایران بود،  قرون  17 تا 19 م،  در عثمانی برای کوچک کردن پادشاه ایرانی آنرا خلاصه کرده و پاشا گفتند،  و سمت استانداری بود.  البته در ایران هم مقابله به مثل کرده،  به استانداران سان می گفتند،  که مخفف سلطان یا سلطان عثمانی بود.
      در گذشته ها مردم فکر می کردند،  که حتماً باید یکی به اسم پادشاه یا سلطان، حاکم و دولت،  و غیره بر مردم حکومت کند،  چون چیز بیشتری نمی دانستند،  و امکانات هم نبود که بدانند.  از ابتدای تاریخ،  فرعونها تا حسنی مبارک،  همه یک نوع بودند،  وقتی شانسکی به حکومت رسیدند،  همه یک روش داشتند و کار کردند،  غارت، دزدی، جنایت، خیانت، باند بازی و…
      بنابر این مردم مصر بعد از حسنی مبارک باید بدانند،  که امروز با وجود جوانان تحصیل کرده باهوش،  و امکانات و تکنولوژی های نوین،  نیاز به دولت ندارند،  و بهتر است از روش شوراهای مردمی ملی،  برای اداره کشور بهره برند.  ابزاری بنام دولت،  که از بدو پیدایش از جان و مال مردم تغذیه می کرد،  و رو در روی مردم مصر بود جلو گیری نمایند،  و نیز درسی باشند برای تمام مردم آفریقا.
      در غیر اینصورت اگر اغفال ترفند های خوش ظاهر و بیان شوند،  و به دولتی بچسبند،  همان خواهد شد،  که در کل تاریخ بوده است،  و در شرایط امپریالیسم نو و حکومت جهانی چایمریکا،  وضع خیلی بدتر می شود.  اگر مردم نتوانند رو دست امپریالیسم نو،  که کاملاً متفاوت با امپریالیسم قرن گذشته است،  بلند شوند،  یا در واقع به آن رو دست بزنند،  هرگز نمی توانند خود را نجات دهند.
      در پایان کار حسنی مبارک در مصر،  سر دستگان امپریالیسم سابق،  که تمام مدت حامی مبارک بودند،  سریع می خواهند روی موج انقلابی مردم سوار شوند،  و مرتب دارند حرفهای اغفال آمیز می زنند،  مثلاً از انتخابات دوباره و آزاد می گویند،  تا باز هم بتوانند کار خودشان را پیش ببرند.
   برچسبها:  استعمار مصر, پاشا سان, انقلاب مصر, آینده مصر.
………….
تاریخ استعمار در کشور مصر
مستندهای مربوط
مستندهای بیشتر را در آپارات و نماشا لینک آن در ستون کناری ارگ ایران
کشتن مردم بی دفاع توسط مزدوران استعمار، که در طول تاریخ استعماری زیاد بوده، و نباید فراموش شود، و بی خبر بود، زیرا ادامه دارد. مشروح در http://arqir.com/170
* * * * * * * * * *
……………………….
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  تارنمای ارگ ایران،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین عکسها و مطالب ارگ ایران را بیابید.
   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجوهای ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت دانش مربوطه این تارنما،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و تارنمای دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند.
   ــ  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
پرسشهای خود را ابتدا در جستجوهای تارنما بنویسید،  به احتمال زیاد پاسخ خود را می یابید
جهت آینده ای بهتر دیدگاه خود را بنویسید،  و در گفتگوهای تاریخی و جغرافیایی و اجتماعی شرکت کنید.