قدرت تشخیص در شبکههای اجتماعی

قدرت تشخیص در شبکههای اجتماعی مردم را باید بالا برد،  تا بتوان درستها و واقعیها را از دروغها و شایعه ها براحتی تشخیص داد،  و پخش کننده مجدد تولیدهای بد نبود.
قدرت تشخیص در شبکههای اجتماعی
قدرت تشخیص در شبکههای اجتماعی
تصویر انوش راوید در یک محوطه تاریخی،  عکس شماره 7254.
قدرت تشخیص در شبکههای اجتماعی
لوگو آزادی اندیشه و قلم اینترنتی را پاس داریم،  عکس شماره 1608.
این برگه بشماره 1060 پیوست لینک زیر است:
قدرت تشخیص در شبکههای اجتماعی
قدرت تشخیص
قدرت تشخیص در شبکههای اجتماعی
تصویر شماره 3390.
      در این قرن دنیایی اطلاعات و تبلیغات و دروغ و دونگ و غیره در برابر ما قرار دارد،  بسیاری از آنها بنا به ترفندهای مختلف،  منجمله ترفندهای استعماری در سیستم آموزشی جهان وارد شده است.  نوشته ها و آمار و ارقام اجتماعی و سیاسی و اقتصادی،  الکی و ترفندی،  بفراوانی وجود دارد.  یک شخص که می خواهد به آگاهیهای درست دست یابد،  باید توانایی قدرت تشخیص بمنظور تخصص خود را داشته باشد.  بدون توانایی قدرت تشخیص یک فرد یا یک جامعه نمی تواند مسیر درست را بیابد،  و به رشد و تکامل برسد.
      دانستن وجود ابزاری بنام قدرت تشخیص،  مانند بقیه علوم نیازمند آموزشهای مربوطه است،  در سیستم آموزشی ایران آموزشی بنام درس قدرت تشخیص وجود ندارد،  یعنی یکی از مهمترین پایه های آموزشی وجود ندارد.  من سعی می کنم در تارنمای راهبرد ملی مطالبی درباره قدرت تشخیص بنویسم،  البته این دانش نیازمند درس و تدریس اساتید متخصص مربوطه است.
      در هر صورت بدون قدرت تشخیص توانایی تشخیص حق از باطل،  حقیقت از دروغ و غیره حاصل نمی شود،  و آگاهی بدست نمی آید،  و این مسئله مهمی است.  از نظر من برای رسیدن به توانایی قدرت تشخیص،  باید مطالعات و تحقیقات پیگیر تخصصی انجام شود.  قدرت تشخیص از جمع مقدار دانش و مفهوم علم،  بعلاوه اندیشه ورزی و نواندیشی حاصل می شود.  قدرت تشخیص می تواند در همه سطوح باشد،  سطح کم سواد،  و یا خیلی باسواد.
      بمنظور بدست آوردن قدرت تشخیص نیازمند تحول گام بگام در خود،  و برای بالا بردن درک و دانش،  و برای یک کشور کیفیت کل جامعه است.  این تحول تابع اراده و تلاش فردی و اعضای جامعه است.  ابتدای برای ایجاد این درک و تحول،  باید سیستم آموزشی را شناخت،  و از تابعیت آن دوری کرد،  زیرا در این سیستم توانایی قدرت تشخیص را از ابتدا سلب کرده اند.  ممکن است هزاران نفر این مطلب را ببینند و بخوانند،  ولی مطمئن هستم متوجه آن می شوند،  این مطلب فقط برای یک درصدی های متخصص باهوش است.
       همچنین کودک سفتی و ساده انگاری از بیماری های خطرناک فرد یا جامعه است،  و کاملا خلاف قدرت تشخیص است.  مثلاً کودک صفت و ساده اندیش می گوید،  عرب و مغول و این و آن به ایران حمله کردند،  و هرگز نمی تواند درک کند،  با کدام سابقه تاریخی و اجتماعی،  و با کدام سابقه سازمانهای نظامی و دولتی حمله کردند،  فقط چون کودک صفت و ساده اندیش است،  همینجوری هر پرت و پلایی را بدون درک از تخصص می پذیرد.
       مهم این نیست که یک جامعه و ملت و مملکت افراد متخصص با مدارک تحصیلی زیاد داشته باشند،  مهم این است،  که توانایی درک واقعیتها را داشته باشند،  و کودک صفت و ساده انگار نباشند.  یعنی مقدار بار دانش در کل کشور و مردم،  بدون توانایی قدرت تشخیص،  ارزش علمی نخواهد داشت،  و مانند ربات عمل می شود.
پرسش از عموم:  آیا بدون بدست آوردن قدرت تشخیص،  می شود استراتژی ملی مردمی تدوین کرد؟
قدرت تشخیص در شبکههای اجتماعی
 ناسیونالیسم پوچ و پوشالی
      عده ای که خیلی هم احساس ناسیونالیستی و دانش دارند،  دائم در هر جا و هر سخنی و هر مطلبی،  که در واقع از دانش و بینش کم می آورند،  می گویند این و آن به ایران حمله کردند،  ایران و ایرانی را به خاک و خون کشیدند،  و همه چیز ایران را نابود کردند،  و ایرانی را به بردگی جنسی و کاری بردند،  و کلی از این دست پرت و پلاها می گویند.  آنها اکثراً ادعای ملی گرایی و تاریخ دانی هم دارند،  اما درک نمی کنند معنی و مفهوم گفته شان می شود،  که ایران یک جالیز بزرگ در اینجا بود،  و ملت ایران هم بادمجان بودند،  که در طول تاریخ هر کس و ناکس توانست چنین کند.
      درصورتیکه واقعیتهای تاریخ چیز دیگری را می گویند،  که جهان از تمدن کهن ایران آغاز شد،  و از ایران به تمام جهان رفت،  و طی زمان و مکان،  کیانها و اقوام،  و زبانها و گویشهای مختلف پدید آمدند،  که همه ریشه از این تمدن کهن دارند.  در طول تاریخ این تمدنهای بوجود آمده از یک مرکز،  وام دار و خاطره دار از گذشته های خود بودند،  که در داستان ها و افسانه های آنها دیده می شود.  همچنین همیشه تاریخ،  کیانها و اقوام مختلف با همسایگان خود مشکل هژمونی دینی،  و کشاکش خاک داشتند،  که تا قبل از پیدایش استعمار،  این کشاکش به یکی دورتر نرسیده بود.
      در بخش دروغهای تاریخ وبسایت ارگ ایران نوشته ام،  که حمله این و آن به ایران نیز،  در واقع زد و خوردهای محلی و داخلی ایران،  بر پایه همان خواسته تاریخی،  یعنی هژمونی دینی،  و کشاکش خاک بوده است،  نه حمله ویرانگر ملتها و مردم دیگر.  حمله های ملتهای دیگر نیازمند وجود برتری در زمینه های زیر است،  که عدم دانش و دانستن آن در ملی گرها و تاریخ دانهای ایرانی باعث شده،  که شکل ناسیونالیسم پوچ و پوشالی شکل بگیرد.
      ناسیونالیسم پوچ و پوشالی که بر پایه دانش اشتباه و دروغهای تاریخی است،  تعلیم و خواسته عالی استعمار و امپریالیسم است.  من با این حداقل امکاناتم با آن مبارزه خواهم کرد،  تا بلکه بتوان این جماعت با این نوع ناسیونالیسم الکی و آشغال را پشت سر بگذارم،  و آگاهی مورد نظرم را به جوانان باهوش،  جهت برپایی ملی گرایی با دانش و بینش تاریخی واقعی برسانم.
      کسانی که از حمله های الکی این و آن به ایران می گویند،  آیا هرگز توانسته اند واقعیتهای تاریخ اجتماعی،  را از تاریخ داستانی و افسانه ای و شعر و شاعری تشخیص دهند؟  آیا هرگز دانش  بینش از جغرافیای تاریخی داشته اند؟،  من که نوشته ها و گفته های آنها را پیگیر بودم،  چیزی از آن دانشها در آن تاریخ دانهای الکی ندیدم،  نمونه این دانشها در زیر است،  که عدم توجه به آنها باعث می شود،  تاریخ های نوشته شده پرت و پلا باشند.
قدرت تشخیص در شبکههای اجتماعی
دروغهای تاریخ و شبکه های اجتماعی
      در شبکه های اجتماعی نمی شود براحتی درباره دروغهای تاریخ گفت و نوشت،  زیرا با انبوهی افراد روبرو میشویم،  که در شکل عالی آن چند کتاب تاریخی بازاری خوانده،  و فکر می کنند تاریخ دان حرفه ای شدند.  تا بخواهیم به آنها بفهمانیم،  که این کتابهای بازاری داستانهای تاریخی در روش تاریخ نویسی استعماری هستند،  آدم را متعجب از این مقدار ضعف دانش و بینش آنها می کنند.
      من نیز در شبکه های اجتماعی از دروغهای تاریخ نمی گویم،  چون با انبوه افرادی مواجه می شوم،  که توسط سیستم آموزشی و بازار و فیلم و شیادی،  بمباران دروغهای تاریخ شده اند.  دروغهای تاریخ را فقط در تارنمای ارگ ایران می گوییم،  که در آنجا اشخاصی وارد می شوند،  که می خواهند از تاریخ بدانند و بدرستی بدانند.  گفتگوی تخصصی تاریخی در شبکه های اجتماعی وقت تلف کردن است.
      عده ای کاشف پرسش شده اند،  هر چه بگویم شما اولین نفر نیستید،  که پرسش و شبهه دارید،  در تارنمای ارگ ایران هزاران نفر قبل از شما پرسش و شبهه درباره دروغهای تاریخ داشتند،  و دهها هزار پرسش،  پاسخ داده شده است،  همه مستند در تارنما وجود دارند.  بارها تکرار کردم،  سری به تارنما بزنید و پاسخ شبهات و پرسشهای خود را بیابید.
      ولی متاسفانه بدلیل زیر ساخت خراب آموزشی متوجه نمی شوند،  که باید در تارنما پیگری موضوعی شوند،  سادهها توقع دارند همه نوشته های تارنمای ارگ ایران را یکجا به آنها گفت یا تزریق کرد.  می گویم ترا خدا بروید در وبلاگم بخوانید،  دارم می گویم همه را پاسخ دادم،  و شما کشف کنند پرسش و شبهات نیستید،  قبل از شما هزاران نفر همین پرسش و شبهه را داشتند،  و در ارگ ایران پاسخ گرفتند.
       اگر سری به شبکه های اجتماعی بزنیم،  می بینیم داستانهای تاریخی را بشدت دارند بخورد مردم میدهند،  و آنها انبوهی لایک خورده.  این درصورتی است،  که آن برگه ها فاقد نام و آدرس نویسنده هستند،  و می بینیم تعداد زیادی از این دست صفحات بی نام نشان،  یک روش و سبک را دارند.  یعنی استعمارگران بهمین راحتی کنترل ذهن مردم را دارند،  که هرچه بخواهند بخورد دهند،  و سیاست خود را پیش ببرند.
      حجم سرنوشت و تاریخ سازی جدید بقدری زیاد و گسترده شده است،  که مجال اندیشه برای درک آنچه مینویسند و میگویند،  برای مردم باقی نگذاشته اند.  مردم ایران که چنین گرفتار دروغهای غیر قابل باور تاریخ شده اند،  ولی باور میکنند،  گناهی ندارند،  کار درک مفهوم از ابتدای دبستان دچار کج راهی شده،  و باید از ریشه دبستان درست شود.
      متاسفانه تلاشهای ما برای تغییر سبک کار و روش آموزشی به پردازش محوری در اینجا،  بدلیل اینکه دست اندرکاران آموزشی ایران،  بیرون آمده از سیستم حافظه محوری کپی پیس هستند،  تاثیری ندارد،  و کار را برای ما سخت کرده است،  زیر آنها نیز دچار سندرم اسکندر مقدونی هستند.
قدرت تشخیص در شبکههای اجتماعی
میهن دوستی در قرن 21
      روزگاری عشق میهن ما ایران در وجود سلسله هخامنشیان گرد آمد،  و ایرانیان پایه گذار اولین امپراتوری به معنای واقعی آن،  در جهان شدند.  سپس عشق میهن پرستی ایرانیان و تقاضای رشد و تکامل ملی میهنی،  در وجود اسکندر اشکانی ظاهر شد،  و ایران را بسوی تمدن دگر راند.  در آن زمانها عشق میهن با قدرت نظام و نظام جمع و شمشیر و کمان خود را بیشتر نمایان می کرد.  دوران رشد تمدن ایرانی آریایی به آرامی طی می شد،  و در هر دوره از ساختارهای تاریخی اجتماع،  وطن دوستی یا میهن پرستی شکل زمانه خود را داشت.
      وطن پرستی تنها به ایرانیان مربوط نمی شود،  بلکه همه مردم دنیا بنا به شرایط تاریخ اجتماعی شان عشق به میهن داشته و دارند.  مثلاً روزی که چند صد پرتقالی با 20 عراده توپ در قلعه هرمز مقابل هزاران ایرانی صف آرایی کرده بودند،  عشق به وطن در وجود شان فراوان بود،  پرتقالیها هیچ غریو الله اکبر و ایران ایران انبوه دلاوران ایرانی را نمی شنید،  و ایرانی ها نیز غرش توپهای پرتقالی ها را نمی شنیدند،  هر گروه فقط در فکر پیروزی برای میهنش بود،  این ماجرا را در خلیج فارس تعریف کرده ام.
      قرن 16م،  گذر مهم تاریخی در جریان بود،  دوران نو بورژوازی اروپا پایان می یافت،  و می رفت که در قرن 17 بورژوازی شکل بگیرد،  با شکست پرتقالیها از ایرانیها،  استعمار نو پدید به استعمار واگذار شد.  در دوران استعمار دلاوریها و وطن پرستیها از جانب مردم کشورهای مختلف به فراوانی دیده می شد،  نمونه بارز و مهم آن دلاوران تنگستان ایران بودند،  که بخاطر شور میهن دوستی،  با تعداد کمی نفرات،  در مقابل تهاجم استعمارگران انگلیسی،  که با چند صد نفر و جدید ترین و بهترین تجهیزات نظامی بودند،  ایستادند و به راحتی توانستند آنها را فراری دهند.
        سپس در قرن 20 امپریالیسم پدید آمد،  و وطن پرستی مردمان کشورهای جنوب دوران،  منجمله ایران زیر ضربات و ترفند های مختلف قرار می گرفت،  با دروغهای تاریخی می خواستند روحیه مردم را ضعیف کنند،  با پدیده های اجتماعی می خواستند فرهنگها را در هم ریزند،  و با ایجاد جنگهای مختلف می خواستند کشورها را ضعیف کنند.  مهمترین نمونه وطن پرستی این دوران،  دفاع سرسختانه و بی نظیر ایرانیان در مقابل تهاجم سربازان صدام عراقی بود،  که امپریالیسم ارتش صدام را بسیار مجهز نموده بود.
      تاریخ وطن پرستی و میهن دوستی ایرانیها را بزودی می نویسم،  اما اکنون اندکی از وطن پرستی در قرن 21 بگویم،  تاکنون در تاریخ بیشتر نماد وطن پرستی،  شجاعت و رشادت و جنگجویی در مقابل خصم بود.  اما در قرن 21 وضع کمی متفاوت است،  با وجود نبرد نو پدید و آینده تکنولوژیکی و علمی که در پیش است،  باید برای آینده بینی مناسب و واقعی،  منجمله وطن پرستی،  تعریف جدید و متفاوت از گذشته بصورت مشروح نوشته شود.
      آنچه که من می توانم بگویم،  در ابتدا بر پایه بدست آوردن جامعه با دانش نوین است،  که بتواند درک این موضوع مهم را پیدا کند.  در دورانی به سر می بریم که تغییرات نا پیوسته قرن سنت گریزی،  ما را ناگزیر می کند،  هر آن تعریف جدید از استراتژی ملی مردمی داشته باشیم.  این کار وظیفه روشنفکران مستقل است،  نه حقوق بگیران دولتی و دانشگاهی،  که بنوعی منبع مالی ایشان،  کاهنده دیدگاه های جدید است،  برای مثال نمونه ای از آنها برای این قبیل طرحها در اینترنت دیده نمی شود.
      بدین منظور چند مثال می زنم،  وقتی از سربازان آمریکایی در عراق و افغانستان می پرسیدند،  برای چه به اینجا آمده اید،  همه می گفتند مشکل مالی داشتیم برای پول آمدیم.  وقتی به بیل گیتس یا زنده یا استیو جابز می پرسیدند،  برای چه کار و اختراع می کنید،  می گفتند برای پول بیشتر،  هیچ کدام از آنها صحبتی از اینکه تلاشمان برای وطن پرستی است،  نکردند،  اما در واقع همه آنها در راه میهنشان گام بر می داشتند.
      در مثال های تاریخی بالا وقتی از سربازان منظم هخامنشی می پرسیدید،  برای چه سالها عمر خود را در جنگ و پادگان،  بیابان و کشورهای غریبه می گذارنید،  می گفتند برای وطن،  وقتی از سربازان اسکندر اشکانی می پرسیدید،  می گفتند برای وطن.  وقتی از سربازان حکومت صفویه و دلاوران تنگستان،  و نیز دلاوران جنگ میهنی با صدام می پرسیدند،  همه می گفتند برای وطن،  و غیر ممکن بود،  کسی پیدا شود و بگوید برای پول.  وقتی از بازاریان تاریخ ایران یا از انبوه اندیشمندان و دانشمندان تاریخ ایران می پرسیدید،  برای چه کار می کنید،  می گفتند برای وطن،  نمونه های این گفته ها در تاریخ ایران زیاد است،  هیچکدام آنها مانند آن موارد ذکر شده قرن 21 از ایلات متحده،  نمی گفتند برای پول.
      اما آیا این وضع و این پاسخ تاریخی برای قرن 21 کارساز است،  آیا با این پاسخ برای وطن پرستی،  می شود به خواسته های بیشمار روز افزون شخصی،  پاسخ داد.  مطمئنا جواب منفی است،  پس راه چاره چیست که هم بتوان وطن پرست بود،  و هم به پول و مسائل دیگر فکر کرد،  این شاید بنظر تعدادی غیر ممکن است،  اما باید برای آینده این مهم را فرمول بندی نمود،  تا هم بتوان به پول فکر کرد،  و هم وطن پرست بود.  بدین منظور ابتدا باید جامعه را آموزش داد،  که آینده چیست،  و چگونه خواهد بود،  من به اندازه سهم خودم اندکی را در سازمان آینده بینی نوشته ام.
   نظر و پرسش ساناز:  ولی این کافی نیست،  لازمه آن،  همکاری و هم فکری توده های عظیم را می طلبد،  اما چگونه و کدام توده ها؟
   پاسخ انوش راوید:  معمولاً مردم حرفه ای در تخصص خودشان هستند،  به هر اندازه که می توانند و می دانند.  در واقع یکی از مهمترین نظرات من برای قرن 21،  حرفه ای تر شدن جامعه است،  در ربع آخر قرن 20 ایرانیان تقریباً خوب جلو می رفتند،  ولی در این 20 – 30 سال گذشته،  در جهان جهشهای علمی بزرگی ایجاد شده است.  ولی و به واقع و با دید ساده به کوچه و بازار،  مدرسه و دانشگاه در ایران،  براحتی می توان دید ایران در روند عقب تر افتاده است،  در صورتیکه در کل ایرانیها باسواد تر از بیگانگان هستند.  اینجا شور وطن پرستی قرن 21 لازم است،  که این موضوع را درک کرده،  و راه چاره موج نو ایرانی بیابد.
      ابتدایی ترین راه چاره این است،  که هر شخص بداند که باید تخصصی و تخصصی تر باشد،  تا بتواند حرفه ای تر عمل کند،  که فعلاً چنین چیزی وجود ندارد.  با نگاهی به نظرات تارنمای انوش راوید،  متوجه می شوید که اشخاص با تخصصها و گرایشات مختلف،  درباره تاریخ نظر نوشته اند،  و چون تاریخ تخصص آنها نبوده،  بیشتر نظرات و پرسشها بسیار ابتدایی و احساسی است.
      هر چند که تاریخ متفاوت از بقیه علوم است،  و هر کسی دوست دارد کمی از تاریخ بداند،  ولی وقتی فردی چندین بار نظر غیر تخصصی می نویسد،  و به او می گویم اگر تاریخ گرایش شما است،  و می خواهید تخصصی بدانید،  باید خیلی خیلی مطالعه و تحقیق کنید.  اما او می گوید،  نه تخصص من نیست،  بلکه تاریخ را بیشتر از رشته خودم دوست دارم،  که این در واقع یک مشکل اجتماعی است،  باز هم با نگاهی به خیابان،  متوجه این مشکل در حد گسترده و حاد می شویم.
      نتیجه کلی از دیدگاه من این است،  که در قرن 21،  یک وطن پرست واقعی کسی است،  که در حرفه خودش تخصصی و تخصصی تر شود،  و هر آن با تخصصی تر شدن جامعه،  شکل و ترتیب و چیدمان جامعه بهتر و آینده ساز تر می شود.  زیرا کشوری که اشخاص متخصص فراوان داشته باشد،  بهتر می تواند خود را سازمان دهد،  و در نهایت این اشخاص وطنپرست واقعی قرن 21 هستند.
قدرت تشخیص در شبکههای اجتماعی
   عکس عده ای در انقلاب مشروطیت،  عکس شماره 1224.  وطن پرست های زیادی در تاریخ ایران رو در روی یکدیگر قرار گرفتند،  کسانی که می خواستند وضع موجود حفظ شود،  و اشخاصی که می خواستند به دوره جدید تمدن وارد شوند،  نمونه های زیادی در تاریخ است،  مانند مقاومت آریو برزن هخایی در مقابل اسکندر اشکانی.
قدرت تشخیص در شبکههای اجتماعی
   وقتی که داستان و تاریخ دروغی معیارهای اصلی شکل گیری تاریخ و هویت برای ملت یک کشور شود،  خیلی هم آسان خواهد بود،  که یک تاریخ و هویت ساختگی جدید را جایگزین نمایند،  و آن ملت و کشور را به هر شکل که بخواهند بازی دهند،  عکس شماره 7250.
……………
   برچسبها:  قدرت تشخیص, شبکههای اجتماعی,ناسیونالیسم پوشالی, دروغهای تاریخ, شبکه های اجتماعی, میهن دوستی, وطن پرستی, جالیز بزرگ.
………….
قدرت تشخیص در شبکههای اجتماعی
مستندهای مربوط
مستندهای بیشتر را در آپارات و نماشا لینک آن در ستون کناری ارگ ایران
نمودار شبکه های اجتماعی مشروح در http://arq.ir/1137
* * * * * * * * * *
……………………….
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  تارنمای ارگ ایران،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین عکسها و مطالب ارگ ایران را بیابید.
   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجوهای ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت دانش مربوطه این تارنما،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و تارنمای دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند.
   ــ  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
پرسشهای خود را ابتدا در جستجوهای تارنما بنویسید،  به احتمال زیاد پاسخ خود را می یابید
جهت آینده ای بهتر دیدگاه خود را بنویسید،  و در گفتگوهای تاریخی و جغرافیایی و اجتماعی شرکت کنید.
برای دریافت فهرست منابع نوشته ها،  در بخش نظرات زیر برگه مورد نظر پیام بگذارید.