نظرات شبهات پرسشها پاسخهای 53

نظرات شبهات پرسشها پاسخهای 53 شامل تعداد ديگری از پرسشها و پاسخهای قابل توجه پستهای مختلف تارنماهای ارگ ایران و راهبرد ملی و شبکه های اجتماعی و ایمیل.  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اينقبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه های املايی و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.
نظرات شبهات پرسشها پاسخهای 53
نظرات شبهات پرسشها پاسخهای 53
تصویر انوش راوید یک سایت تاریخی،  عکس شماره 3556.
نظرات شبهات پرسشها پاسخهای 53
لوگوی پرسشگر و مطالبه گر باشید،  عکس شماره 1625.
این برگه بشماره 1436 پیوست لینک زیر است:
   توجه و مهم:  لطف کنید پرسشهای خود را در زیر برگه های مربوطه ارگ ایران و راهبرد ملی بنویسید،  تا سریعتر پاسخ داده شود،  گاهی پاسخها ممکن است تا یکی دو هفته طول بکشد،  همچنین درصورتی که نظر و پرسش شخصی،  از قلم افتاد لطفاً تکرار نماید.
نظرات شبهات پرسشها پاسخهای 53
نظرات شبهات پرسشها پاسخهای 53
   پرسش 6776 بهزاد:  ما هر چقدر درباره ریشه و ژن مردم جنوب اروپا یعنی یونان و ایتالیا و اسپانیا و پرتغال تحقیق کردیم نتونستیم به این نتیجه برسیم که چطور شما آنها را از تبار ایر میدانید در حالی که حتی خود ما ایرانی ها هم از تبار ایر نیستیم بلکه آریایی هستیم. 
پس اصلا یک ایرانی فعلی از نظر ریشه ربط و شباهتی با ژن و نسل مردم کشور های نام برده شده مخصوصا انگلستان ندارند.  اگر توضیح من نادرست هست بی زحمت دلایل خودتون را با چند منبع و سند معرفی کنید.
   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس از توجه شما،  اگر با دقت ارگ ایران را مطالعه کرده باشید می بینید،  در نوشته هایم،  ایر و آریایی تمدن هستند،  نژاد نیستند،  تمدنهایی در تعریفهای زمانی برای هزارههای خودشان بودند.  هر کسی از آریایی بعنوان نژاد نام می برد اشتباه می کند،  نژاد آریایی نداریم،  من با راسیسم و نژادپرستی مخالف هستم،  ولی تاریخ اجتماعی و برتری و ضعف تمدنها در ساختارهای تاریخی اجتماع را قبول دارم.
      جهت مهاجرت مردم تمدن ایر به اروپا،  به تاریخ آلان و سلت و واندالها و سکاها و غیره رجوع نمایید.
   گرامی دو سفارش دارم:  اولی را بارها تکرار کرد،  هر پرسش موضوع را در برگه خودش بنویسید،  کلی صفحه درباره اقوام ایرانی و آریاییها و ایرها دارم،  نباید موضوعهای مختلف را در بخش کامنت برگ نخست وبسایت نوشت،  در جای خودشان بنویسید،  تا دیگر علاقمندان موضوعی نیز بتوانند بیابند و بخوانند.  در غیر اینصورت مجبور می شوم به اینگونه برگه ها منتقل کنم،  و پاسخ زمان می برد.
   دوم،  اگر می خواهید تاریخ بخوانید از ژن بیایید بیرون،  ژن مربوط به تاریخ نیست،  ژن علم دیگری است.  تمام مردم در همه کشورها ترکیبی از کیانهای مختلف هستند.
 
  پرسش 6777 کوروش:  آیا کوروش و داریوش و سروش و…  نام های ایرانی هستند.
   پاسخ انوش راوید:  کوروش و داریوش از نامهای کهن ایران در هزاره های اول و دوم  گاه ایرانی است،  که در واقع کوراوس و داراوس بودند،  که طی دوران س به ش تغییر یافته است.  گویا نه قطعی:  کور به معنی کوه و کوهستان،  دار به معنی درخت و جنگل است،  و اوس هم یعنی استاد و رهبر.
      این دو نام هم در ادامه نام های خدایان متعدد کهن است،  که بسیاری از آنها مانند زئوس (ری + اوس) و مدئوس (مد = ماد + اوس) و غیره،  توسط غربیها بنفع اروپا و کشور یونان دزدیده شده است.  هنوز در بسیاری از سرزمینها از نامهای کوروس و داروس و… استفاده می کنند،  مانند کشور های ارمنستان و اتیوپی و…،  در ایران با پسوند و پیشوند اسلامی شده اند.
      کور مانند کوران،  بادی که از کوه می آید،  کورک یا کوه کوچک که در بدن می زند،  دار هم دار و درخت است.  سروش = س یا سر + اوس = خداوند بالا و سر و عقل،  سراوس هم مانند کوراوس و داراوس طی دوران تغییر س به ش داده است.   سیروس هم همان سراوس یا سیراوس است.  امروزه این نامها بین المللی می باشند،   جهت اطلاع بیشتر به حروف هیروگلیف جی مراجعه و پیگیری شود.   
   پرسش 6778 محمد:  مغ به چه معنی است؟  و با بغ و بک چه تفاوتی دارد؟
   پاسخ انوش راوید:  درباره مغ گفته اند که روحانیون یا کاهنان باستنانی دینهای اهورایی و میترایی و زرتشتی بوده اند.  اما نظر من کمی متفاوت است،  مغ با بغ تفاوتی ندارد،  و تغییر آوایی از مخ است،  سپس از هزاره اول تا سوم گاه ایرانی تغییر آوا یافته،  بک و بای شده است.  قبل از تاریخ گاه ایرانی،  مردم دین نداشتند،  ولی عبادت برکتهای طبیعی را انجام می دادند.  عده ای از افراد در شرایط دانایی بیشتری بودند،  به آنها مخ یا مغ یا بغ می گفتند،  سپس با پیدا شدن دینها این نام به کاهنان و روحانیون دینهای ایرانی گفته شد.
   پرسش 6779 رسول:  آیا عمامه لغت فارسی است؟
   پاسخ انوش راوید:  درست عمامه،  ام ما مه است،  ام = دایی یا عمو یا بزرگ، + ما + مه = شبه یا سایه،  جهت اطلاع بیشتر به حروف الفبای تمدن جیرفت ارگ ایران مراجعه نمایید.  این واژه ایرانی بعدها در هزاره سوم و چهارم گاه ایرانی،  در حکومت بابل عربی و عمامه شد،  عمامه هیچ ریشه یابی در زبان عربی کنونی ندارد.  در بعضی از روستاهای باستانی ایران،  به عمامه پروانه می گویند،  که به معنی "پر سر نهادن" است،  آوای و معنی وانه به معنی نهادن است،  پر بمعنی تکه پارچه ابریشمی است.  در نهایت پروانه به معنی جواز روحانیون شد،  امروزه پروانه به معنی اجازه نامه برای همه موضوعات استفاده می شود،  مانند در اینجا.
   پرسش 6780 مهناز:  نوشته اید ایران = ای + ران پس ایران = ایر + ان چه می شود؟
   پاسخ انوش راوید:  ای + ران در هزاره های اول و دوم گاه ایرانی در تمدن جیرفت بود،  سپس بخشی از این مردم به کناره های دجله و فرات رفتند،  و نام خود را هم با تغییر آوا بردند،  و شدند تمدن ملت ایر یا ار،  و سپس این نام تغییر آوا داده شده از ای،  در هزاره سوم و چهارم گاه ایرانی گسترش یافت.
   پرسش 6781 ساسان:  شکی ندارم که الکساندری از مقدونیه به ایران حمله نکرده اما علیه یکی از شاهان ایران قیامی از داخل کشور صورت گرفته که در منابع دروغی به حمله ی االکساندر تعبیر شده و …  سوال اینجاست : وقتی خانم پرنیان این دروغها روبرملا میکنه به دنبال اهدافی که این دروغها براشون ساخته شده میگرده؟  آیا هدف تطهیر شاهان ایرانیست یا کشف حقیقت؟ جایگاه گئوماتا ی مغ  در این تحقیقات کجاست؟{به اعتقاد من حلقه ی گمشده در این تحقیقات هست}  آیا کسانی که داستان الکساندر مقدونیه ای رو به تاریخ ایران خروندن یه زمانی جزئی از حکومت شاهنشاهی ایران نبودن؟ آیا در تاریخ همه ی ایرانیها و شاهانشون خوب بودن تمام دنیا بد بودن؟ اگر چنین است پس حقیقت نهفته در قیام مردم ایران به رهبری گئوماتا علیه داریوش و قیام مزدکیان و حتی وجود ۱۲هزار کنیز در حرمسرای خسروپرویز نشان از چه مسائلی دارند؟ آیا کشف حقیت مطلق هدف تحقیق است یا کشف حقیقتی مردم پسند؟   امیدوارم به خانم پرنیان دسترسی داشته باشید و شاهد پاسخهای ایشان در سایت شما باشم.
   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس از توجه شما،  ایکاش پرسشها را شماره گذاری می کردید من بترتیب شماره پاسخ می دهم.
1 ـ  بله درست می فرمایید،  از داخل هخامنشیان بودند و گروهی از شاهزادگان و اشخاص و مردم که از مزدایی بریده بودند،  به میترایی اشکانی رو آوردند در این باره زیاد نوشتم. 
2 ـ بله من و بانو پرنیان حامد سعی در افشای تاریخ اجتماعی تحریف وقایع تاریخ داریم،  مانند تاریخ نویسی استعماری و غیره.
3 ـ  کشف حقیقت است،  و این بدون درک از دروغهای تاریخ امکان ندارد.
4 ـ  بانو پرنیان حامد در پرسشها و پاسخها این موضوع را پاسخ دادند.
5 ـ  آنهایی که آلکساندر را به تاریخ ایران جا زدند جزیی از حکومت ایران نبودند،  بلکه عواملی بودند،  که بعدها از نوشته آنها در تاریخ نویسی استعماری استفاده شد.
6 ـ  تاریخ خیلی مفصل تر از این است که گفته شود خوب یا بد بودند،  تاریخ یک علم است و با خوب و بد تعیین نمی شود،  بلکه شاخص های علمی دارد.
7 ـ در تارنمای ارگ ایران انوش راوید،  سعی می کنم روند علمی پیشه کنم،  و برای این روند نیازمند یاری عزیزان علاقمند به علم در تاریخ هستم.
8 ـ فعلاً به پژوهشگر گرامی پرنیان حامد دسترسی ندارم.
   پرسش 6783 زهرا:  درود. امیدوارم نوشتارتون ادامه پیدا کنه چون موضوع بسیار جالب و بحث برانگیزیه… پرسشی که ذهن من رو با خوندن نظرات شما مشغول میکنه اینه که اسلام چه چیزی در خودش داشته که تونسته در ایران نفوذ پیدا کنه.. آیا مسیحیت هم تاثیر داشته در رواج اسلام در ایران..
   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس از توجه شما،  البته ادامه پیدا می کنه،  این یک جنبش است که توسط اشخاص دیگر که من نمی شناسم،  حتی با شیوههای جدیتر ادامه پیدا خواهد کرد.
      دینها یکی از پس دیگری تکمیل کننده دیگری بودند،  از جادوگر اولیه قبیله،  که انسان را از ارواح خبیث می ترساند تا غیره.  در امتداد رشد و تکامل تمدن،  دینها نیز پیشرفت کردند،  قبل از کاغذ دینها دوام کمتری داشتند،  ولی در هر صورت تاریخ و فرهنگ یادگیری اصل مهمی در تمدن است.
      مسیحیت و اسلام و حتی از نظر من زرتشتی از دینهای ابراهیمی هستند،  و یک ریشه مشترک دارند،  که در واقع بر می گردد به دینهای کهنتر.  زمان ساسانیان در ایران و بین النهرین دینهای ابراهیمی در نبرد ایدئولوژی و نظامی بودند،  و هر کدام جمعیتهای قابل ملاحظه ای داشتند.
      در نهایت و طی سدها که تاریخ واقعی آن گفته نشده،  نقشه جغرافیایی انسانی و دینی چنین ترسیم شد.  در ارگ ایران سعی می کنم این تاریخ واقعی را با حذف دروغها بیابم.
   پرسش 6784 احمد:  من مدت هاست که وب سایت شما رو دنبال می کنم،  تا جایی که یاد دارم و در واقع شنیدم، گفته میشد ورودی آرامگاه های شاهان هخامنشی در نقش رستم و از جمله مکان های مشابه در تخت جمشید،  به صورت یک پارچه از بالا تا پایین با سنگ های برش داده شده عرضی، مسدود شده بوده و باستان شناسان فرانسوی ورودی و آستانه اون ها رو برش داده و محتویات اون ها رو که همان جواهرات سلطنتی و… بوده خارج کرده اند.
      ورودی مکانی هم که بر اون نام آرامگاه آریو برزن گذاشته شده،؛  و عکس اون در جای دیگری از وب سایت تون هست، گویا باز هست.  اکنون این پرسش رو دارم که آیا عکس و تصویری از اشخاص و از جمله باستان شناسان، موجود هست که نشان دهنده همین امر باشد (یعنی مسدود بودن مکان) یا از آغاز دهنه این مکان ها باز بوده؟  و در این صورت علت اون چه بوده؟  و هم چنین چه اطلاعاتی درباره ورود به این مکان ها و کاوش اون ها وجود داره؟
      در تصویر ۱۴۵۰ ارگ ایران که در نوشتار آرامگاه شاهان هخامنشی در نقش رستم گذاشتید،  به نظر می رسه که  وردویها باز هستند،  و زمانش هم مربوط به خیلی قدیم هاست. البته اون چه سال ها پیش از مکانی مشابه در تخت جمشید دیدم و یاد دارم این هست که به نظر ورودی ها مسدود بودند و بعدها اون ها رو برش داده اند،  و داخل اون هم قبر وجود داشت،  که پوشش اون شکسته شده بود.  
   پاسخ انوش راوید:  هخامنشیان مزدایی بودند،  نمونه این دین در جزایر بالی اندونزی وجود دارد،  آنها مردگان خود را در جایگاه هایی مانند نقش رستم با کلی تزئینات ارزان یا قیمتی،  بنا به ارزش خانوادگی،  قرار می دهند،  و همه ساله اجساد را که آغشته به نوعی مومیایی است،  بیرون می آورند، و به آنها ادای احترام می کنند.  مراسم مرده داری در جزیره بالی خیلی پرخرج است،  و مردم آگاه سعی می کنند این مراسم را از بین ببرند،  یعنی از بین بردن این مراسم،  برابر نابودی دینشان است.
      مطابق رشد و تکامل تاریخ اجتماعی،  مزدایی هخامنشی مورد تهاجم میترایی اشکانی قرار گرفت،  و مراسمهای مزدایی منجمله مراسم مرده داری برچیده شد.  با برچیده شدن مراسم،  خود بخود در مدت کوتاهی اموال درون دخمه ها بغارت رفتند.  چه بسا اشیایی هخامنشی،  که در این طرف و آنطرف دنیا پیدا می شوند،  مانند گنجینه آمودریا از این دخمه ها بدست آمده باشند.
      جهت اطلاع مراسم مرده داری در اندونزی به لینک زیر مراجعه نمایید:
https://www.youtube.com/results?search_query=Living+with+the+dead+in+Torajan
      مهمتر از همه،  هر نویسند و گوینده مانند من و… و سیستم آموزشی غیره،  هر چه می نویسند و می گویند،  نظرات شخصی است،  و هرگز نمی توان ادعا کرد خود علم و تمام علم است،  من همیشه این موضوع را در ارگ ایران گوشزد کرده ام.
   پرسش 6785 کاوه:  بنظر بنده منابعی که توسط خود ایرانیان از جمله فردوسی نوشته شده ارجحیت داره به منابع اجنبی یعنی منابع اجنبی وقتی اعتبار پیدا میکنند که با منابع ایرانی همخوانی داشته باشند.
   پاسخ انوش راوید:  بنظرم کتابها در تمام زمینه ها منجمله تعریفی و ادبی و دینی و غیره،  که از تاریخ و کرونولوژی نوشته اند،  نوشته روی کاغذ هستند،  که هر کس و در هر شرایطی می تواند نوشته باشد.  این کاغذها به تنهایی نمی توانند مورد قبول برای تاریخ نویسی علمی باشند.  بررسی تاریخ نیازمند اسناد واقعی باستانشناسی است.  فقط از کتابها می توان آدرس باستانی و تاریخی را گرفت،  اصل ماجرا و تاریخ را نمی توان از کاغذ پذیرفت،  مگر اینکه شخص بجای درک از علم،  دارای احساست بالا در درک و بینش باشد.
   پرسش 6786 ایرج:  در مورد نبرد قادسیه بر اساس دانسته های تاریخی اینکه پهلوانان دو لشکر با هم نبرد کنند به احتمال بیشتر نشان دهنده چه وضعیتی در دو لشکر است؟  آیا این در تمامی نبردهای ایرانیان عادی بوده یا اینکه در شرایط خاصی رخ میدادند؟
   پاسخ انوش راوید:   این داستان قدیمی است که ابتدا پهلوانان با یکدیگر می جنگیدند که شاید جنگ نشود،  لشکرهای جنگی سازمان دارند و نظام جمع می دانند و دلایل سیاسی و اجتماعی برای لشکر.  داستانها را نباید بعنوان تاریخ پذیرفت،  مگر اینکه شخص ساده باشد که داستان را واقعی بداند.
   پرسش 6787  شیوا:  آنوش عزیزم نطرات شما در رابطه با تاریخ قابل تقدیر است،  ولی هویت طلبی شما در رابطه با زبان فارسی قابل غیر قابل اغماض است.  چرا که در طول تاریخ مذاهب و آیینها و ملیتها و باورها تغییر می کنند،  و در واقع همه آنها موهومی هستند.  تازه افراط گرایی در این موارد باعث تنش و جنگ می شود،  ‌و الان سلطه گران از این  موارد به عنوان چماق استفاده می کنند.
   پاسخ انوش راوید:  درباره رشد و تکامل تمدن،  و دورههای ساختاری تاریخی اجتماع،  بطور کامل در ارگ ایران توضیح نوشتم.  زبان مادری من فارسی است،  هر چند خودم از جانب پدر بزرگها و مادر بزرگها ترکیب از استانهای مختلف هستم.  بخاطر زبانم خود بخود بیشتر کار و نوشته من با فارسی و از زبان فارسی است،  و این هیچ ربطی به نقض دمکراسی ندارد،  و به هیچ عنوان فاشیسم و راسیسم نیست.
نظرات شبهات پرسشها پاسخهای 53
تاریخ فیلم نیست
نظرات شبهات پرسشها پاسخهای 53
تصویر انوش راوید در یک مکان باستانی در اینجا،  عکس شماره 7082.
   ــ  تاریخ فیلم نیست،  که داستانهای آمدن و رفتن پادشاهان و جنگها پشت سر هم باشند،  بدون ارائه سند و مدرک واقعی.
   ــ  تاریخ مجموعه وقایعی است،  که تاریخ نویس باید با تفسیر و تحلیل منطقی و علمی نوین،  رابطه میان آنها را بیابد.
……………
   برچسبها:  نظرات شبهات, پاسخها پرسشها, پاسخهای 53, معنی مغ, معنی بغ, ریشه عمامه, مراسم مرده, فیلم تاریخ.
…………
نظرات شبهات پرسشها پاسخهای 53
مستندهای مربوط
مستندهای بیشتر را در آپارات و نماشا لینک آن در ستون کناری ارگ ایران
شهر سازی در شمال ایران رونق زیادی دارد، چه خوب بود طرحهای ملی و بزرگ راهبردی اساسی برای اینکار اجرا می شد. مشروح در لینک http://arq.ir/1394
* * * * * * * * * *
……………………….
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  تارنمای ارگ ایران،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین عکسها و مطالب ارگ ایران را بیابید.
   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجوهای ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت دانش مربوطه این تارنما،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و تارنمای دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند.
   ــ  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
پرسشهای خود را ابتدا در جستجوهای تارنما بنویسید،  به احتمال زیاد پاسخ خود را می یابید
جهت آینده ای بهتر دیدگاه خود را بنویسید،  و در گفتگوهای تاریخی و جغرافیایی و اجتماعی شرکت کنید.
برای دریافت فهرست منابع نوشته ها،  در بخش نظرات زیر برگه مورد نظر پیام بگذارید.