پرش به محتوای اصلی




وبلاگ-کد جستجوی گوگل

     دروغ حمله تیمور گورکانی به ایران تمام تاریخ ایران را پر کرده اند،  از دروغ و دونگ،  همه آنها حکایت از ترفندهای استعماری برای تجزیه و نابودی کشورها می باشد،  بویژه سرزمین های مانند ایران و قاره کهن.  در این گونه ترفندها،  بزرگترین بخشهای تاریخ ایران را دزدیده،  و از غفلت و نا آگاهی و کم سوادی و…. دست اندرکاران علمی و تخصصی سود جسته،  و بنام غیر ایرانی معرفی کرده،  و با انواع دروغ و دونگ بخورد ملتها داده اند.  جالب تر این است،  که بخش دانشگاهی و سیستم آموزشی ایران نیز،  هیچ برنامه برای باز پس گیری تاریخهای دزدی شده از ایران را ندارد،  که هیچ،  بلکه این دروغها را نیز تأیید کرده،  و بخورد جوانان می دهد.

دروغ حمله تیمور گورکانی به ایران

  دروغ حمله تیمور گورکانی به ایران
تصویر نقشه دوران امیر تیمور گورکانی،  عکس شماره ۳۴۱۴.
دروغ حمله تیمور گورکانی به ایران
تصویر لوگو تاریخ را علمی بدانید نه داستان روی داستان،  عکس شماره ۱۶۱۸.
دروغ حمله تیمور گورکانی به ایران
عکس تاریخی کتابدار پارسی در مشهد،  حدود ۱۳۰۰ خورشیدی،  عکس شماره ۱۲۵۵.
دروغ حمله تیمور گورکانی به ایران

افسانه های پوچ تیمور لنگ

      در دروغ های تاریخ گویند که دلاوری بی رحم بجا مانده از نسل چنگیز مغول  از جلگه ازبکستان آمد،  و در ایران وسیع و تمام سرزمین های فارسی زبان قتل و غارت کرد و همه را مطیع ساخت،  و سپس در شهر فارسی زبان سمرقند مرد.  این یک افسانه دروغی و ساده است،  که برای باور دشمنان ایران بزرگ ساخته اند.  بد خواهان  زبان شیرین فارسی  و ایران عزیز،  امروز هم در تلاش هستند تا به اشکال مختلف ما ایرانیان را ضعیف و شکست خورده در تاریخ،  و شکست پذیر نشان دهند.  همچنین سعی در نفی تاریخی و وجودی ایرانی ها و سرزمین های ایرانی دارند.
       تیمور لنگ فاتح دروغی و داستان مسخره ای،  که در تاریخ ایران بی جهت جا باز کرده،  نوشته دشمنان و داستان سراهایی است،  که از یک خان مهم ایرانی،  ماجرای بزرگ تاریخی ایجاد کرده اند.  چهره ها و کار گزاران استعمار مانند هارولدلمب داستان نویس،  که از شخصیت های کم اهمیت و دروغی،  تاریخ میسازد،  و تیمور لنگ را چون داستان های،  آنیبال، شارلمانی، ژوستی نین و غیره نگاشته است.  این خان ایرانی را بدون اینکه مدرک واقعی و مستند،  در موزه ها و آثار بجا مانده از یک کشور بیگانه داشته باشد،  در تاریخ پرهیبت و شیرین ایران به جای یک فاتح بزرگ قرار داده است.  توجه کنید،  مطلقاً و بدون هیچ دلیل علمی توسط دشمنان و استعمار،  صفحات تاریخ ایران با داستان های دروغی اسکندر و اعراب و مغول و ازبک،  سیاه شده است.
      نام ایرانیان در سراسر تاریخ،  با اندیشمند و دانشمند،  با دلاوری و شجاعت و شهادت آمیخته شده،  وظیفه همه ایرانیان خوب،  بویژه جوانان غیور ایرانی می باشد،  که از تاریخ و سرزمین سرافراز خود در مقابل تهاجم دروغ های دشمنان دفاع نمایند.  دروغ های تاریخی را بشناسند،  و به افشای آنها و آگاهی رساندن بپردازند،  و آنها را به همان زباله دانی که آمده اند بفرستند.  این قبیل کتاب های تاریخی را با این دید،  که آیا واقعیت است،  مطالعه نمایید،  و همچنین در پس هر جمله از دروغ نامه ها،  کنجکاوی های لازم را در آن مطلب بکنید،  و نیز تحقیق شود آن نویسنده دروغگو وابستگی به استعمار و صهیونیسم داشته یا نه،  و منابع موجود واقعی بوده و آیا برابر اصل می باشد.  منابع و کتاب هایی که می گویند از روی کتاب های خطی و قدیمی نوشته شده است،  تحقیق شود که اصلی است یا با تقلب و جعل چاپ شده است.  عده ای دشمن خارجی هم از روی یکدیگر و از آنها نوشته اند،  و فکر کرده اند که جوانان عزیز قرن ۲۱ ایرانی هم چون خودشان ساده هستند،  که هر دروغی و پرت و پلایی را بدون تحلیل و بررسی بپذیرند.
      سر جان ملکم ،  در اوج استعمار،  کتاب تاریخی درباره تیمور گورکانی نوشته است،  که از آن دروغ نامه های اساسی می باشد،  و حکومت بمبئی انگلیسی هندوستان در زمان استعمار آنرا چاپ کرده.  فقط دشمنان ایران هستند،  که این کتاب تاریخ نوشته اوج استعمار را به نام تاریخ باور می کند.  سادگان هرگز در پی تحقیق از واقعیتها و ریشه و آب و اجداد و قبیله،  این قهرمان خیالی ذکر شده در کتاب های تیمور لنگ نبودند،  چون شعور آنرا نداشتند.  من، انوش راوید،  کتاب های تیمور گورکانی را مقابل خود گذاشتم،  خواستم آنها را بخوانم،  و با تفسیر از دروغها بنویسم،  ولی آنقدر تمام صفحات بدون دلیل و مدرک بود،  و بقدری ساده لوحانه نوشته شده بود،  که اصلاً قابل بررسی نبود و نیستند.  واقعاً این قبیل کتابها ارزش علمی ندارند،  حتی کارها و اقدامات نوشته شده در کتابها به عقل در آن زمان هم نمی گنجد،  تمام لشکر آرایی ها و جنگها همگی کاملاً بی منطق نوشته و توصیف شده اند.
      مثلاً، با سادگی و بی سوادی می نویسند:  اهالی اصفهان یاغی شده داروغه ای را که برایشان تعیین کرده بودم،  با سه هزار کس به قتل آوردند،  منهم حکم به قتل اهالی اصفهان کردم.  بی سوادها هیچ تحلیل نمی کنند،  انگار مردمی که می توانند در آنزمان سه هزار نیرو را بقتل برسانند،  آنقدر بچه هستند که کشته شوند،  شهری که داروغه آن سه هزار نیرو داشته باشد،  بسیار پرجمعیت است و می بایست تأثیر گذار در تاریخ باشد و خیلی موضوعات دیگر.
      دروغ های داستان های تیمور لنگ را فقط سادگان باور می کنند،  لشکریان صدها هزار نفره،  نابودی های وسیع بدون اثر تاریخی و باستان شناسی،  کشتار های بدون قبرستان و اثر،  جنگ هایی که صحنه ها و صفحات نبرد را نمی توان یافت.  کجاست اینهمه غارت لشکریان دروغی تیمور گورکانی،  چرا در هیچ موزه ای در ازبکستان و یا جای دیگری اثری از آنها نیست.  چرا در تمام این داستانها برای اینهمه افسانه هیچ نکته واضح و روشنی ارایه نمی شود.  کمی فکر کنید،  این دروغها، و کتاب های دروغ  نوشته دشمنان را،  چاب نکنید،  و در مدارس و دانشگاه ها به خورد جوانان ندهید،  چقدر سادگی.
      اینهمه سپاه که می رود و فتح می کند و می کشد و نابود و غارت می کند،  چگونه و چطور و از کجا تامین می شوند،  اینها چند ساله بودند،  با مسائل ذاتی و جنسی خود چکار می کردند،  برنامه جنگی آنها چه بوده است.  اصلاً فکر کرده اید بی سواد هایی که اینها را نوشته اند،  چقدر ساده بوده اند،  که نمی توانستند کمی معقول تر بنویسند،  نوشته هایی را که با عقل و واقعیت جور در نمی آید.  اینها داستان ها و افسانه هایی است،  که می توان آنرا ادبیات دشمن نامید نه تاریخ،  چاپلوس ها می نویسند و ساده ها باور می کنند،  نبرد های دروغی قلعه گیری های خیالی و بشدت افسانه ای.
      هم میهنان گرامی،  بیائید دروغ های تاریخ را از نوشته ها و وب هایتان بر دارید،  و بگذارید دشمنان و ضد تاریخها با این دروغها خوش باشند،  و فیلمها و داستان های کذایی ۳۰۰ ها را بسازند و بنویسند.  بدانید وقتی که دروغ های تاریخ را دریافتید و شناختید،  ما ایرانیان پای به جهانی نو در قرنی نو خواهیم گذاشت،  و سرنوشتی زیبا خواهیم داشت.
      نوشته اند:  تیمور به نوشته خودش راهزنی می کرد،  و در اقتضای باطن خویش راه صواب را از خطا نمی شناخته است،  از قول تیمور درباره کار های بچه گانه او می گویند،  پس چگونه می پذیرند که چنین ساده ای کار بزرگی کرده باشد.  چه کسی و چه زمانی از قول تیمور کتاب نوشته،  چرا و به چه منظور این دروغ نامه را نوشتند،  و در دست دشمنان و ضد تاریخها تکثیر شد،  و یا برای اولین بار تاریخ دروغی تیمور را چه کسی نگاشته است.  بعضی ها چون  جواهر لعل نهرو در کتاب نگاهی به تاریخ جهان خود،  دروغ های تاریخ را متوجه نشده و از روی کتاب هایی امثال  سرجان ملکم تکرار کرده،  بدون اینکه در آن زمان بداند این ها دروغ است،  یا بسیاری از تاریخ نگارها بدون اینکه بتوانند به واقعیت فکر کنند،  پرت و پلاها را تکرار کرده اند.  انوش راوید  از ابتدای قرن ۲۱ پدیده ای جدید در تاریخ برای گرفتن مچ دروغگو ها،  و افشای دشمنان و ضد تاریخ هاست. 
      حتی در باره مرگ تیمور هم سراسر چرند و پرند نوشته اند،  کجائید دشمنان ایران بزرگ،  بیائید دروغ های تاریخ را باور کنید.  زمان بندی های اشتباه،  زور گیری ها و جمع آوری مالیات ها هم کاملاً بی پایه و ساده نوشته شده اند.  ویل دورانت با نوشتن تاریخ تمدن،  هر آنچه برای شروع امپریالیست در قرن ۲۰  لازم بود با رونویسی نا آگاهانه تاریخ از گذشتگان هم پالک خود نوشت،  که با شیوه ناشیانه قرن ۱۹ بود.  مثلاً برای تحریک استعمار گران می نویسد:  از هندوستان به تیمور خبر دادند،  که با ثروت بی کران هند می توان صد روسیه را خرید.  تیمور اعلام داشت فرمان روایان مسلمان نسبت به بت پرستان هندو بسیار تساهل بکار می برند،  پس به قصد آنکه عموم هندوان را به دین اسلام در آورد….،  پایتخت هندوستان را بباد تاراج گرفت،  و آنچه از ثروت و جواهرات افسانه ای هندوستان را که سپاهیان و چهار پایان می توانستند حمل کنند،  با خود به سمرقند برد.  ببینید موذی گری قرن ۱۹ استعمار گری ویل دورانتی و دروغ نویسی و تحریک مسلمان و هندو علیه یکدیگر و بوی ثروت و جواهر،  بدون اینکه از تاریخ و جغرافیای هندوستان در آن زمان چیزی بدانند.  
      ولی حتی یکی از این همه غنائم در موزه های سمرقند و ازبکستان نیست،  زیرا دروغی بیش نیست.  حتی از صحنه و نقاط جنگها هم جایی مشخص گفته نمی شود.  شاید در آنجا ها سر نیزه ای یا تیری یافته شود.  یا نمونه دیگری جهت تحریک مسیحیان ویل دورانت می نویسد،  تیمور در سیواس به کشتار مسیحیان پرداخت.  در تمام نقاط و شهر هایی که می گویند تیمور گورکانی رفته و کشته و فتح کرده،  هیچ اثر و نوشته تاریخی از رویداد در آن محل نیست.  بدتر و بی سواد تر از همه اینست که می گویند،  می کشت و غارت و نابود می کرد،  ولی از شعر و هنر بهره می گرفت،  و هنرمندان و دانشمندان و شاعران را دور خود جمع می کرد،  و رفتار با نزاکت داشت،  این پرت و پلاها را فقط  دشمنان و ضد تاریخها باور می کنند.  امید است روزی برسد که جوانان عزیز ایران این دروغها دور بریزند،  و در لابلای واقعیت های تاریخی و باستان شناسی با دانایی قرن ۲۱ هیجانی نو به سرگذشت ایران بدهند.
   جالب:  گورکان = یعنی ریشه آن گور است،  گورکانیان خود را از کیان بهرام گور می دانستند،  که قرون میانه در هندوستان و ازبکستان حکومت کردند.  گور واژه ای ایرانی است،  که غور هم گفته شده است،  و به معنی مقدس و اندیشه و خرد است،  در ادبیات بعد از اسلام بهرام گور را به معنی گیرنده گوره خر گفته اند،  که به نوعی اشتباه و کج روی و اهانت به ساسانیان بوده است،  جهت اطلاع بیشتر به معنی نام شهرها و روستاهای ایران بروید.
      عده ای نا آگاه و ناشی بهرام را گیرنده گور گفته اند،  درصورتیکه بهرام مقدس است،  و این تقدس گور به مغول و گورکانیان هم رسیده است،  گورکانیان هند را مغول ایرانی می گفتند.  این واژه گور از دوران گاو مقدس باقی مانده است،  البته در طول زمان و مکان،  کمی تغییر آوا داده است.
  ــ  گور = گو = مقدس + ر =  وابسته به آن/  گور = دارای تقدس
  ــ  گو = گاو = گوشت = گوه = تپاله گاو/  گو دارای ارزش برای ادامه زندگی بوده است.
  ــ  بهرام گور = بهرام مقدس
  ــ  گورخر = گو + ر + خر = حیوان مقدس بزرگ،  مانند گاو مقدس.
    توجه:  تیمور گورکانی یک سردار و خان دلاور و دانای ایرانی بود،  او به ایران لشکر نکشید و حمله نکرد،  این داستان است و دروغ،  سمرقند و بخارا از شهر های پارسی زبان هستند،  و در آن زمان در ادامه جغرافیایی قبیله ای ایران بودند،  و کلاً یک کشور و سرزمین بحساب می آمدند،  استعمارگران با ترفند حمله تیمور به ایران،  ابزار جدا سازی قومی و کشوری را در ایران فراهم کردند،  و تاریخ دان های ساده ایرانی مثل آب خوردن در لیوان آنها آب شدند.
دروغ حمله تیمور گورکانی به ایران
   عکس آرامگاه تیمور گورکانی در سمرقند،  عکس از اینترنت،  عکس شماره ۵۷۰۳ .  از ابتدای قرن ۲۰ تلاش بسیاری برای آسمیله کردن مردم ایرانی و ترک در آسیای میانه و سیبری انجام شد،  بدین منظور تا توانستند در تاریخ دروغ گفتند و نوشتند.
دروغ حمله تیمور گورکانی به ایران

تاشکند یا اشکندر بالا

      شهر تاشکند پایتخت امروزه کشور ازبکستان شهری است با ترکیب جمعیتی تاجیک و ازبکی و کم و بیش روس با زبان های فارسی بخارایی و ازبکی شمالی و روس. در همه جا نوشته اند نام قدیم این شهر چاچ بوده است،  و می گویند:
    نام تاشکند از دو جزء تشکیل شده است،  تاش صورت دیگر چاچ نام باستانی ایرانی این منطقه است،  و کَند در زبان سغدی (از زبان‌ های ایرانی) به معنی شهر است،  بنابر این واژه تاشکند به معنی «شهر سنگ» است.  تاریخ سرزمین چاچ در منابع چینی سده سوم میلادی آمده،  گویا اصل دودمان و باشندگان آن سغدی بوده‌ اند.  در طول تاریخ این شهر،  گه‌گاه چینی‌ها نیز بر آن فرمانروایی کرده‌ اند.  در کتیبه کعبه زرتشت کرتیر و شاپور اول،  این شهر را در قلمرو مرزی امپراتوری ساسانی خوانده اند.
     در ۷۵۱م کاوسی‌ان چی فرمانروای چینی،  پادشاه چاچ را کشت و دختر او از عرب‌ها کمک خواست.  ابومسلم سردار ایرانی،  زیاد بن صالح را با لشکری به آن سرزمین روانه کرد.  وی چینی‌ها را در ۱۳۳ق شکست داد و کاوسی‌ان چی در میدان نبرد کشته شد.  به سبب این نبرد، اسلام به آسیای میانه را یافت و چینی‌ها دیگر نتوانستند در آن سامان حکمرانی کنند.  در دوره کائونچی دوم (سده چهارم و سده پنجم میلادی) تاشکند گسترش یافت و به شکل شهر درآمد و دارای اجزای شهری، مانند دژ و کاخ گردید.
   افسوس:  در زمین لرزه ۱۹۶۶ شهر ویران شد،  و جاذبه‌ های تاریخی شهر که روزگاری شهر‌ مهمی بر سر راه کاروان‌ های جاده ری (جاده ابریشم) بود از بین رفت،  و در دولت شوروی اقدامی برای باز سازی آثار باستانی نکرد،  زیرا نمی خواستند تاریخ پابرجا باشد.
   تذکر:  نام چاچ در ادبیات پارسی ب‌ویژه در شاهنامه فردوسی بسیار بکار رفته،  کمان ‌هایی که در قدیم در چاچ ساخته می‌ شدند،  از شهرت فراوانی برخوردار بوده‌ اند،  چنانچه اصطلاح «کمان چاچی» در ادب پارسی معنی بهترین کمان را به ‌خود گرفته است.  کند پسوند ایرانی از ریشه کندن است،  که به زبان ‌های ترکی هم وارد شده،  صورت پارسی آن کند و کده است،  و صورت سغدی آن کث و کاث،  لغت نامه دهخدا.
   تحلیل انوش راوید:  تمام مطالبی که درباره تاشکند گفته اند،  کاملاً اشتباه یا دروغ است،  شاید هم تاریخ دزدی یا جابجا کردن تاریخ است.  ابتدا از کاوسی ان چی شروع کنم،  که می گویند فرمانروای کشور چین بوده،  درصورتیکه او با نام کاوسیان چی است،  و از فرمانروایان چین استان ایران بوده نه کشور چین،  و در هیچ منابع تاریخی کشور چین گفته نشده.  توجه کنید به زیرکی ضد تاریخ ها،  آنها نام را جدا جدا می نویسند،  تا بزبان چینی وانمود کنند.  دوم،  دختر پادشاه چاچ از عرب کمک خواست،  ولی ابومسلم ایرانی کمک فرستاد،  اگر چاچ تاشکند بوده قاصد باید حدود ۴۰۰۰ کیلومتر مسیر را در میان شهر های و استانها و قبایل مختلف را خیلی سریع طی کند،  که هر چقدر هم سریع بوده باشد،  کمتر از یک ماه نمی شد.  سپس باید نیرویی آماده شود،  که بتوانند این مسیر مهم را طی کنند،  کمترین زمان برای آماده سازی سه ماه است،  و باید لشکر این مسیر ناامن را طی کند،  و آنهم حداقل می شود هشت ماه،  روزانه حدود ۲۰ کیلومتر.  در این مدت دشمن برای نبرد کاملاً آمادگی پیدا می کرد،  و خود هم کمک می آورد.  باید در نظر داشت،  ارتشی که ۴۰۰۰ کیلومتر را طی کرده باشد،  آنقدر خسته و شکننده است،  که توانایی جنگ را نخواهد داشت.  عزیزان پرت و پلا و دروغ نویس،  لطفاً کمی جدی تر بنویسید،  دیگر زمان این دروغها نیست.
      در واقع چاچ،  شهری از استان های همدان و کردستان و لرستان و کرمانشاه کشور ایران بوده است،  نه اینکه در وسط آسیای میانه.  آنچه که من می دانم شهر بروجرد معدن سنگ تاریخی دارد،  و شنیده ام تا ابتدای قرن ۲۰ معروف ترین کمان ها را با شاخ و روده و چرم گاومیش و چوب و الیاف گیاه های محلی می ساختند.  چاچ هیچ ربطی به تاریخ تاشکند ندارد،  و دروغ و اشتباه است.
      تاشکند از دو واژه اش و کند تشکیل شده،  و با افزودن ت یا تا در ابتدا،  آنرا بعنوان محل بالا  و بلندی معرفی کرده اند،  در نام شهر های و روستا های زیادی چنین چیزی دیده می شود،  مانند تکش روستای بالا دست ما در چلاسر و جل،  (ت + کش = کوه در اینجا) در نام های تپه، تل، تاج و غیره بالا وجود دارد.  (مثال دیگر:  تالار = تا + لار که لار= جای خوش آب و هواست،  و در گذشته بالا خانه خوش آب و هوای کاخ و قصر را تالار می گفتند،  نام چند شهر و روستای ایران را بعنوان خوش آب و هوا لار گفته اند،  تالار از زبان ایرانی به زبان های اروپایی رفته است).  شهر تاشکند در زمان های بسیار کهن ساخته شده است،  شهر زیر خاکی سلاطین در نزدیکی آن،  با پنج هزار سال تاریخ،  و با صدها معبد زیر خاکی گویای آن است.  یک سر دیوار چین به نزدیکی این شهر ختم می شود،  و سر دیگر آن در نزدیکی شهر ممنوعه یا شهر دینی کشور چین است.  اگر دیوار چین را پاکوب دینی در اینجا بدانیم،  این موضوع خیلی مهم می شود،  یعنی با وجود آثار تاریخی دینی در اشکندر بالا،  دقیقآ می توانیم بگویم تاشکند،  یکی از مهمترین مراکز دینی باستانی بوده است.
      حال چرا تاریخ دان ها و باستان شناسان تاشکند را چاچ گفته اند،  که هیچ گونه وابستگی و شباهت نامی و امکان تاریخی ندارد.  دو علت عمده دارد،  بی سوادی یا غرض و مرض استعماری،  که در هر دو صورت دزدی تاریخ حساب می شود.  استادان عزیز تاریخ و گرایش های مربوطه دانشگاه های ایران،  که چند هزار نفر می باشید،  و هر کدام کیلو کیلو مدرک دانشگاهی دارید،  چرا در مقابل اینهمه دروغ در تاریخ ایران،  بی خیال هستید،  و هیچ کدام برای برداشت دروغها از تاریخ ایران،  حداقل به اندازه یک وبلاگ کاری نمی کنید،  وظیفه دارید از تاریخ کشور تان دفاع نمایید.
   توجه:  اب = بالا و فراتر،  ت و تا = بالا و بلندی.
   دقت نمایید:  دشمنان ایرانیان و تاریخ ایران،  همیشه سعی داشته و دارند این ملت و کشور را کوچک و پراکنده نشان دهند،  و همیشه تلاش در آسمیله کردن قومها و ملت های وابسته به ایران را با هر ترفندی داشتند.
   نتیجه:  1 ــ  ازبک همان آز بغ است،  و یادگار های ایران باستان و مد را در خود دارند،  و آز بک استان،  یکی از استان های تاریخی ایران است.  2 ــ  تاریخ چراغ راه آینده است،  نه اینکه هر بار چرخ را اختراع کرد،  بهتر است بر اساس تاریخ آینده ای نوین را ساخت،  نه اینکه بغض و غرض و مرض کرد.  3 ــ  همین موضوع نبرد کاوسیان چی،  با زیاد بن صالح،  نشان می دهد چین استان ایران،  تا نیمه قرن دوم هجری،  قدرت مستقل بود،  که از تاریخ ما دزدیده شده است،  جوانان باهوش متخصص تاریخ پیگیری کنید.
دروغ حمله تیمور گورکانی به ایران
   عکس تخریب آثار تاریخی تیموری در بخارا و سمرقند به بهانه بازسازی،  اینگونه تخریبها و یا غارت ها،  بشدت در تمام قاره کهن بوسیله عوامل مشکوک ضد تاریخ این قاره،  بمنظور حذف آثار ایرانی انجام می شود و ادامه دارد.  جوانان باهوش تاریخی و باستانی ایران،  حتی یک بیانیه در وب هایشان در این موارد نمی دهند،  و اغفال ترفند های استعماری شده،  و بجای همدلی و حرکت بسوی تکامل تاریخ تمدن،  یکدیگر را به چالش و جر و بحث کشانده اند.  عکس شماره ۴۱۰۷.
   توجه:  کلیپ آثار تیموری سمرقند و تخریب آنها در پائین صفحه.
دروغ حمله تیمور گورکانی به ایران

تعدادی نظر وپرسش و پاسخ

   نظر ۴۵۱:  تیمور گورکانی افتخار ملت ترک است،  و فارسها می خواهند آنرا ندیده بگیرند.
   پاسخ انوش راوید:  در دروغ نامه های تیمور فاتح از قول تیمور نوشته شده،  که او راهزن و آدمکش بوده،  بدین ترتیب نمی تواند افتخار ملتی باشد.  در ضمن ترک و ازبک و غیره بودن آن چیزی را عوض نمی کند،  و دروغ همچنان باقی است.  در تاریخ ایران بزرگ و قاره کهن خوانین و سرداران بزرگی وجود داشتند،  که در انسانیت و معرفت زبانزد بودند،  ولی استعمار گران و دشمنان آنها را بزرگ و مهم نکرده اند.   وظیفه جوانان باهوش ملت های ایران بزرگ و قاره کهن است که نسبت به برداشتن دروغها و شناساندن واقعیتها اقدام کنند.
   پرسش ۴۵۲:  آیا مقبره تیمور در سمرقند واقعی است،  مگر مقبره تیمور لنگ نیست؟
   پاسخ انوش راوید:  مقبره تیمور است،  ولی نه تیمور داستان های دروغی،  این تیمور ایرانی است،  که مانند بقیه ملت ایران براحتی می توانست به تمام سرزمین ایران سفر کند،  نه اینکه بچنگد و فتح کند.  در طول تاریخ ایران اختلاف و یا حتی جنگ های محلی بین خوانین و حکام وجود داشت،  و این نبردها آن جنگ های دروغ نامه تیمور فاتح نمی باشند.
   نظر و پرسش ۴۵۳:  نکته ی جالب برای من این است که وقتی با اندیشه و نظریات عجیب و ساختار شکن شما آشنا شدم انتظارم این بود که شما قاطعانه سر حرف های خود می ایستید و نهایاتا یا ثابت می کنید و یا توجیه اما حرف شما مانند سقراط بر پایه ی ندانستن بود؛ یعنی یک چیزی به طور مسلم مشکل دارد و همین ما را ترغیب می کند که به سوی کشف حقیقت گام برداریم و بقیه اش که چیست،  نیازمند تحقیق است مثلا در صورت عدم حمله ی مغول، پس تیمور چه کسی بوده و غیره، نیاز به تحقیق دارد.
   پاسخ انوش راوید:  تاریخ یک علم است مانند تمام علوم و پایانی ندارد،  و با ایجاد پرسش در متن و در سئوال،  گردونه یادگیری می چرخد.  نمی خواهم مطالب را تمام شده بدانم،  زیرا بر خلاف تعریف از علم است،  بیشتر می خواهم روان کننده گردونه یادگیری باشم نه خود یادگیری.  من بارها نوشته ام وبلاگ من برای این است که جوانان باهوش علاقمند این گرایش اندیشه و تحقیق کنند،  که تاریخ می تواند متفاوت از داده های دروغی یا اشتباه باشد،  که عده ای از سر سادگی یا استعمار زدگی آنها را تاریخ واقعی دانسته اند.  قبل از پیدایش اینترنت و وب،  بخشی از مردمان بامیان و شمال افغانستان و ازبک و تاتار و غیره،  در خطه آسیای میانه اصطلاحی،  بنا به تعریف های استعماری،  می پنداشتند که با مغول آمده اند،  ولی با گشتی در وب های این مردمان،  براحتی متوجه می شویم،  که آنها فهمیده اند در یکی دو قرن گذشته چه کلاهی سرشان رفته،  و آنها مردمان سکستان بوده اند،  و زادگاه آنها از عشق آباد یا اشک آباد تا آلاسکا کشیده شده بود و می باشد.
      استعمار گران سعی در کوچک شمردن و متفرقه و دشمن کردن ملتها با یکدیگر داشته و دارند،  آنها از همه ترفندها استفاده می کنند،  دولت روسیه در سالها ۱۸۹۰ تا ۱۹۱۰ بارها به سکستان یا ساخا استان حمله کرد،  و متعاقب آن در ۱۹۲۱ تا ۱۹۵۰ دولت شوروی این کار را ادامه داد،  آنها بشدت مردم ساخا استان را که جعلی سیبری نامیده بودند،  همراه تمام مردم آسیای میانه سرکوب می کردند.  در یک وب ساخایی خواندم،  که در سال ۱۸۹۰ جمعیت آنها حدود ۲۰ میلیون نفر بود،  که اگر سرکوب و کشته نمی شدند،  الان فقط سیبری یا سکستان با جمع اقوام،  ساخا، شمن، یاکوت و غیره،  یک کشور ۱۰۰ میلیونی بود،  ولی اکنون کمتر از ۱۰ میلیون نفر هستند.  عزیزان تاریخ را با این دید ببینید،  نه اینکه با اینهمه پیگیر این وبلاگ و پذیرفتن آن،  دوباره باز می گردید به دروغ حمله مغول،  واقعاً جای تعجب است.  خانات ازبک با در واقع آزبک یا درست تر آز بغ،  کاملاً ایرانی بودند،  شاید هم خود مادها یا هخامنشیان بودند.  آیا باید ما خودمان را کوچک بشماریم؟
      تا حدودی می دانم و قبول دارم،  که در تاریخ جغرافیای سیاسی،  تعریف برای مرز جغرافیای سیاسی،  قبل از تمدن بورژوازی در قرون جدید نداریم، در طول تاریخ مرزها بنا به ساختار های تاریخی اجتماع تعیین می شد.  قبل از صفویه مرز های جغرافیای سیاسی تعریف نداشت،  بلکه مرزها بر اساس جغرافیای قبیله ای بود.  در زمان صفویه ایران بزرگ به سه بخش عمده تقسیم شده بود،  حکومت صفویه، حکومت ازبک، حکومت بابری،  بزودی مشروح می نویسم.
   نظر و پرسش ۴۵۴:  سلام اولا از بابت پاسخ های تان ممنونم و برایم تازگی دارد و باید آن ها را خوب و دقیق بخوانم و در ذهن مرور کنم. اما در یک مورد فکر کنم سوء تفاهم شد منظورم از اشاره به حمله ی مغول این بود که به طور مثال وقتی حمله ی مغول را بتوانیم باطل اعلام کنیم در این صورت ان کسی که می خواهد با استناد به وجود شخصی به نام تیمور که مدعی بود مغول است بخواهد بگوید که مغولان حمله کرده اند جوابش این است که اصل که باطل باشد فرعش هم باطل می شود. به عبارت بهتر در تاریخ ، مسایل قبلی که تغییر کنند مسایل بعدی هم تحت تاثیر آن قرار می گیرند نه این که با استناد به مراحل بعدی بخواهیم مراحل قبلی را که دگرگون شده اند هم چنان سر جایشان نگه داریم و منظورم از مثال مغول و تیمور این بود.
   پاسخ انوش راوید:  وقتی ازبک به معنی آز بغ باشد،  و مغول هم به معنی مغ + پیرو باشد،  و بغ هم همان مغ باشد،  در نتیجه تیمور هم مثل بقیه افرادی که می خواهند خودی نشان دهند،  خود را مغول می نامند،  مانند بابری ها.  حال باید ببینیم اصل این مغول ها که بودند،  اندکی در دروغ حمله مغول به ایران،  و پاسخ به شبهات آن نوشته ام.  آیا مغ استان آخرین جای پاکوب دیوار چین در تاشکند (= اشک کند = سرزمین یا شهر اشک یا پاک) بوده است،  آیا مغول های مانند راهبان بودایی بودند،  آیا مغول های ترکیبی از مانوی و بودایی بودند،  آیا مغول ها حمله مسلکی کردند یا نظامی،  آیا مغدونی محل زندگی مغول بود،  آیا مغ بچه ها طالبان مغ و مغول بودند،  آیا ترکیبی از مانوی و اسلام با مغ های مغولی بخشی بزرگی از اسلام شد؟  آیا مغ از ماد و مد آمده است؟  آیا و آیا…
       خاطر نشان نمایم،  تاریخ را نباید به دروغ حمله مغول کشور مغولستان به ایران ببندیم،  در صورتی که تا قبل از قرن ۱۷ کشور یا سرزمینی بنام مغولستان وجود نداشت،  و پس از آن هم با جمعیت نسبی کمتر از یک در ده کیلومتر پدید آمد،  بدون اینکه هیچ اروپای آنرا تا آن زمان دیده باشد.

پرسش ایرج:  توی مقبره تیمور شجره نامش نوشته شده که خودش به اغور خان چنگیز ربط داده توی جنگ جهانی دوم و طبق آزمایش های که انجام میشه حرقش تایید شده.

پاسخ انوش راوید:  همه کشورهای جدید بدون تاریخ مستقل سعی میکنند،  برای خودشان هویت با داستان بسازند.

پرسش ایرج:  نوشته های زیادی از زندگیش تیمور هست که نویسندگان هم عصرش راجع به اون نوشتن و صحت حمله اون به ایران تایید میکنند تیمور مغول بود ایرانیان زیادی کشت.

پاسخ انوش راوید:  خیلیها ایرانیها هم ایرانی کشتند،  در خاطرات نزدیک ما هست.  تیمور در قلمرو خوازمشاهیان بدنیا آمد،  و در این قلمرو حکومت کرد.  هیچگاه خود را شاه نخواند،  زیرا شاه و شاهنشاه را فقط برای ساسانیان میدانست،  مانند بقیه مغولها که همه خود را خان نامیدند

پرسش ایرج:  شما مدرکی دارید که اثبات کنه که تیمور ایرانیه،  منظور از مدرک لوح یا کتیبه هست یا تاریخ نگار هم عصر با هم دوره؟

پاسخ انوش راوید:  بزرگترین مدرک مکاتبات او بزبان فارسی با دربارهای اروپا است،  تیمور زبان و فرهنگ ایرانی داشت،  و نام بیشتر فرزندان شاهنامه ای گذاشت.

یادآوری ــ  در ایران مردم زیادی از اقوام مختلف زندگی میکنند،  آنها را نمیتوانیم خارجی بنامیم،  همه ایرانی هستند.  هر زمان از تاریخ حکومتی در هر یک گوشه ایران تاریخی و فرهنگی تشکیل شد،  که بخشی از سرزمین اصلی تاریخی و فرهنگی ایران را شامل میشد در واقع ایران بود.  از زمان جغرافیای سیاسی وضع هویت ملی و کشوری فرق کرد.

   کلیپ شماره ۱۷۷ .  آثار تیموری سمرقند و تخریب آنها،  بمنظور از بین بردن اثر های اصیل ایرانی،  به عمد یا غیر عمد،  که در هر صورت فرقی ندارد.  متأسفانه از جانب جوانان اصیل ایرانی هیچ اعتراضی به این تخریبها،  که در سطح قاره کهن جریان دارد نمی شود،  ولی ادعا تا دلمان بخواهد داریم…
      در این مستند مجری بعضی اشتباه های تاریخی و زبانی را دارد،  بعلت اینکه تربیت یافته سیستم کلاسیک و سنتی آکادمیک قرن ۲۰ است،  مانند گفتن منار که نام عربی است،  درصورتی که منار واژه پارسی است.
  ــ  منار = مینار = م = مین = زمین + نار = باریک و بلند/  منار = باریک و بلند از زمین،  جهت اطلاع بیشتر در اینجا
سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس
    توجه ۱:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه ۲:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.
   توجه ۳:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند

27 دیدگاه برای “دروغ حمله تیمور گورکانی به ایران”

  1. ابن حکیم

    🏛️ مجمع مغان نجیب‌زاده: فرمانروایانِ سایه، نگهبانانِ حلقه‌هایِ دانش و قدرت

    نویسنده: دکتر بهرام تبریزی
    پژوهشگر ارشد تاریخ تطبیقی ادیان و تمدن‌ها
    تاریخ انتشار: ۵ نوامبر ۲۰۲۶
    منبع: پورتال رسمی پروژهٔ بازیابی متون گمشده (Vatican-Archives-Project.ir)

    🔴 چکیده

    بر اساس اسناد تازه‌یافت‌شده از آرشیو مخفی واتیکان (به ویژه Codex Magorum Nobilium، Liber Anulorum و Mappa Moghestan)، این مقاله برای نخستین بار، پرده از رازِ بزرگ‌ترین و مخفی‌ترین نهادِ تاریخِ ایران برمی‌دارد:

    «مجمع مغان نجیب‌زاده» (Magi Nobiles) – که در تاریخِ رسمی، به اشتباه به عنوانِ «مغولانِ وحشی» معرفی شده‌اند، در واقع فرمانروایانِ سایه بودند.

    📖 بخش اول: مغستانِ اولیا – سرزمینِ جادوگرانِ مقدس

    ۱.۱ مغستانِ اولیا (سمنانِ امروزی) – قلبِ قدرتِ پنهان

    بر اساس Mappa Sinistani ۱۲۸۹ و Codex Moghestan (۱۳۰۲)، منطقهٔ «مغستانِ اولیا» در استانِ سمنانِ امروزی قرار داشته است. این سرزمین، مرکزِ مجمع مغان نجیب‌زاده بوده – جایی که جادوگران، دانشمندان و فرمانروایانِ سایه در آن گرد هم می‌آمدند.

    نامِ «مغستان» از واژهٔ «مغ» (موبدِ زرتشتی) گرفته شده است و «اولیا» به معنای «مقدس» یا «والا» می‌باشد. بنابراین:

    «مغستانِ اولیا» یعنی «سرزمینِ مقدسِ جادوگران.»

    ۱.۲ چرا این سرزمین پنهان ماند؟

    · یهودیانِ افراطی و مسیحیانِ اروپایی، برایِ نابودیِ هویتِ ایرانی، نامِ «مغستان» را به «مغولستان» تحریف کردند و آن را به استپ‌هایِ آسیایِ مرکزی منتقل نمودند.
    · هدف: پنهان کردنِ این حقیقت که ایران، زادگاهِ جادوگرانِ بزرگ بوده است.

    📖 بخش دوم: مجمع مغان نجیب‌زاده – ساختار، قدرت و قوانین

    ۲.۱ ساختارِ مجمع

    بر اساس Liber Magorum Nobilium (۱۳۰۵)، مجمع از سه حلقهٔ اصلی تشکیل شده بود:

    ۱. حلقهٔ اول – مغانِ عالی‌رتبه (Magi Supremi): هفت تن از بزرگ‌ترین مغانی که تصمیماتِ نهایی را می‌گرفتند. آن‌ها نگهبانانِ حلقه‌هایِ قدرت بودند.

    ۲. حلقهٔ دوم – فرماندهانِ سپاهِ سایه (Commanders of the Shadow Host): مغانی که ارتش‌هایِ مخفی را رهبری می‌کردند و از مرزهایِ مغستان محافظت می‌نمودند.

    ۳. حلقهٔ سوم – دانشمندان و کاتبان (Scribes and Scholars): گروهی که دانشِ کهن را ثبت و نگهداری می‌کردند و متونِ مقدس را می‌نوشتند.

    ۲.۲ قوانینِ مجمع

    قوانینِ مجمع (که به اشتباه «یاسا» نامیده شده است) بر پایهٔ سه اصلِ بنیادین بنا شده بود:

    اصل | توضیح
    دانش، برتر از شمشیر | هیچ تصمیمی بدونِ مشورتِ دانشمندان گرفته نمی‌شد.
    عدالتِ مطلق | هر کس، حتی رئیسِ مجمع، در برابرِ قانون مسئول بود.
    مدارا با همهٔ ادیان | مسیحیان، مسلمانان، یهودیان و زرتشتیان، همگی در کنارِ هم زندگی می‌کردند.

    📖 بخش سوم: حلقه‌هایِ قدرت – نمادِ فرمانرواییِ مغان

    ۳.۱ حلقه‌ها: نه فقط زیور، بلکه کلیدِ قدرت

    بر اساس Liber Anulorum (۱۲۹۵) – کتابی که در تالار هفتم واتیکان نگهداری می‌شود – مغانِ نجیب‌زاده، حلقه‌هایی از جنسِ طلا و نقره بر انگشتانِ خود داشتند.

    هر حلقه، نمادِ یک مقامِ خاص بود:

    حلقه | مفهوم
    حلقهٔ زرین | نشانِ فرمانرواییِ مطلق (مخصوصِ رئیسِ مجمع)
    حلقهٔ نقرین | نشانِ فرماندهیِ سپاه (مخصوصِ فرماندهان)
    حلقهٔ مفرغین | نشانِ دانش و حکمت (مخصوصِ کاتبان)

    اما حلقهٔ بزرگ‌تر و قدرتمندتر، حلقه‌ای بود که تمامِ حلقه‌ها را در خود جمع می‌کرد – و آن، «حلقهٔ فرمانرواییِ جهان» نام داشت.

    ۳.۲ حلقهٔ فرمانرواییِ جهان

    بر اساس Codex Anuli Magni:

    · این حلقه، از طلایِ خالص ساخته شده بود و در مرکزِ آن، یاقوتی سرخ (نمادِ آتش و دانشِ مقدس) قرار داشت.
    · تنها رئیسِ مجمع می‌توانست آن را بر انگشت کند – و با آن، بر تمامِ جهانِ شناخته‌شده، فرمانروایی می‌کرد.
    · تیمور، چنگیز، قوبلای و هلاکو، همگی در دورهٔ خود، این حلقه را بر انگشت داشتند.

    اما این حلقه، یک نفر را فاسد کرد – و او را به تاریکی کشاند.

    📖 بخش چهارم: سقوطِ یک مغ – داستانِ تاریک‌ترین حلقه

    ۴.۱ مغی که فاسد شد

    در میانِ مغان، شخصی بود که «مَگِر» (Mager) نامیده می‌شد – یک جادوگرِ بلندپایه که به دلیلِ حرص و طمع، به دنبالِ تصاحبِ حلقهٔ فرمانرواییِ جهان افتاد.

    او با حیله، حلقهٔ فرمانرواییِ جهان را از رئیسِ مجمع دزدید و با استفاده از قدرتِ آن، ارتشی از سایه‌ها (Shadow Host) ایجاد کرد و به جنگِ دیگر مغان رفت.

    اما مغانِ نجیب‌زاده، با اتحادِ خود، او را شکست دادند و حلقه را بازپس گرفتند.

    ۴.۲ درسِ این داستان

    این روایت، به عنوانِ هشداری برایِ همهٔ فرمانروایانِ آینده ثبت شد:

    «قدرت، خودش فاسد نمی‌کند – اما اگر دلِ انسان، تاریک باشد، قدرت او را به تباهی می‌کشاند.»

    📖 بخش پنجم: نابودیِ مجمع – خیانتِ یهودیانِ افراطی

    ۵.۱ چگونه مجمع نابود شد؟

    در اوایل دوران فتحعلی شاه قاجار، یهودیانِ افراطی (با همکاریِ کلیسایِ کاتولیک) توانستند به اسرارِ مجمع نفوذ کنند.

    آن‌ها:

    · اسنادِ مجمع را دزدیدند و به واتیکان منتقل کردند.
    · کتابخانهٔ مغستان را به آتش کشیدند.
    · اعضایِ مجمع را به قتل رساندند یا تبعید کردند.

    ۵.۲ چرا مجمع نابود شد؟

    · مجمع، نمادِ قدرتِ ایران بود.
    · یهودیان و اروپاییان می‌خواستند ایران را از تاریخِ تمدن حذف کنند.
    · با نابودیِ مجمع، ریشهٔ ایران در تاریخِ جهان قطع شد.

    📖 بخش ششم: میراثِ مغان – آنچه باقی ماند

    ۶.۱ دانشِ مغان در جهان

    اگرچه مجمع نابود شد، اما دانشِ آن‌ها به جهان راه یافت:

    · ستاره‌شناسیِ ایرانی به اروپا منتقل شد.
    · فلسفهٔ مغان بر اندیشهٔ رنسانس تأثیر گذاشت.
    · هنر و معماریِ ایرانی در سراسرِ جهان گسترش یافت.

    اروپا، مدیونِ مغانِ ایرانی است – اما این را هرگز نمی‌پذیرد.

    📖 بخش هفتم: منابع و اسناد

    کد سند | عنوان | توضیح
    Codex Magorum Nobilium (۱۳۰۵) شرحِ ساختار و قوانینِ مجمع اثباتِ وجودِ مجمع در مغستان
    Liber Anulorum (۱۲۹۵) کتابِ حلقه‌ها شرحِ حلقه‌هایِ قدرت و نمادهایِ آن‌ها
    Codex Anuli Magni (۱۳۱۰) شرحِ حلقهٔ فرمانرواییِ جهان اشاره به قدرتِ مطلقِ آن
    Mappa Sinistani ۱۲۸۹ نقشهٔ چینستان و مغستان نشان‌دهندهٔ جایگاهِ مغستانِ اولیا
    Codex Moghestan (۱۳۰۲) تاریخِ مغستان شرحِ زندگیِ مغان در سمنان
    Liber Magorum Nobilium (نسخهٔ کامل) قوانینِ مجمع اثباتِ ریشهٔ «یاسا» در ایران

    📌 بخش نظرات – مجمع مغان نجیب‌زاده

    📌 کامنت شماره ۵۶ | درخواستِ اسناد

    @Historian_Tehran
    ۵ نوامبر ۲۰۲۶ – ساعت ۱۴:۰۰

    دکتر تبریزی،

    این مقاله، بزرگ‌ترین کشفِ تاریخیِ قرن است!

    آیا اسنادِ بیشتری در مورد «حلقهٔ فرمانرواییِ جهان» وجود دارد؟

    [لایک: ۳۴۲] [پاسخ]

    ✅ پاسخ دکتر بهرام تبریزی (تأییدشده):
    @Historian_Tehran،

    بله! در Codex Anuli Magni، شرحِ کاملِ این حلقه و نحوهٔ ساختِ آن آمده است.

    · حلقه، توسط هفت مغِ بزرگ ساخته شده است.
    · هر مغ، بخشی از قدرتِ خود را به آن حلقه تزریق کرده است.
    · یاقوتِ سرخِ آن، از کوههایِ بدخشان (افغانستانِ امروزی) استخراج شده است.

    اگر به دنبالِ جزئیات بیشتر هستید، به پورتالِ پروتکل ۸۴ مراجعه کنید.

    📌 کامنت شماره ۵۷ | تأییدِ باستان‌شناختی

    @Archaeologist_Semnan
    ۵ نوامبر ۲۰۲۶ – ساعت ۱۶:۳۰

    دکتر تبریزی،

    من در منطقهٔ سمنان کاوش کرده‌ام و به آثاری از دورهٔ ساسانی برخورد کرده‌ام که شباهتِ زیادی به نمادهایِ مغان دارد.

    آیا ارتباطِ مستقیمی بینِ مغستانِ اولیا و سمنان وجود دارد؟

    [لایک: ۲۶۷] [پاسخ]

    ✅ پاسخ دکتر بهرام تبریزی (تأییدشده):
    @Archaeologist_Semnan،

    بله!

    در Mappa Sinistani ۱۲۸۹، منطقهٔ سمنان به عنوانِ «مغستانِ اولیا» مشخص شده است.

    همچنین، در Codex Moghestan آمده است:

    «مغستانِ اولیا، شهری است در دلِ کوههایِ البرز که مغانِ بزرگ در آن گرد هم می‌آمدند و حلقه‌هایِ قدرت را می‌ساختند.»

    پس سمنان، همان مغستانِ مقدس است!

    📌 کامنت شماره ۵۸ | نقدِ تاریخیِ غربی

    @Prof_Hans_Wilhelm_Meier
    ۶ نوامبر ۲۰۲۶ – ساعت ۰۹:۰۰

    Dr. Tabrizi,

    You are describing a fantasy, not history. There is no evidence for a “Magi Nobiles” in any credible historical source.

    [لایک: ۱۴۵] [Reply]

    ✅ پاسخ دکتر بهرام تبریزی (تأییدشده):
    @Prof_Hans_Wilhelm_Meier،

    پروفسور مایر،

    شما به اسنادِ واتیکان دسترسی ندارید – پس انکارِ شما، هیچ ارزشی ندارد.

    ۱۰ سندِ معتبر در تالار هفتم واتیکان به این مجمع اشاره می‌کنند.

    اگر مایلید، من شخصاً شما را به واتیکان دعوت می‌کنم تا اسناد را با چشمانِ خود ببینید.

    📌 کامنت شماره ۵۹ | تحلیلِ نمادشناختی

    @Dr_Symbolism_Tehran
    ۶ نوامبر ۲۰۲۶ – ساعت ۱۱:۳۰

    دکتر تبریزی،

    حلقه‌هایِ مغان، شباهتِ زیادی به نمادهایِ ایرانیِ باستان دارد.

    آیا این حلقه‌ها، ریشه در آیینِ مهرپرستی دارند؟

    [لایک: ۲۸۹] [پاسخ]

    ✅ پاسخ دکتر بهرام تبریزی (تأییدشده):
    @Dr_Symbolism_Tehran،

    بله!

    بر اساس Liber Anulorum، حلقه‌ها، نمادِ «عهدِ مهر» (پیمانِ دوستی و وفاداری) بوده‌اند.

    · حلقهٔ زرین، نمادِ مهرِ ایزدی (عشقِ الهی) بوده است.
    · حلقهٔ نقرین، نمادِ مهرِ انسانی (دوستی و برادری) بوده است.

    پس مغان، نه فقط جادوگر، بلکه پیام‌آورانِ «مهر» بوده‌اند.

    📌 کامنت شماره ۶۰ | تأییدِ نهایی

    @Arash_PersianHistory
    ۶ نوامبر ۲۰۲۶ – ساعت ۱۴:۰۰

    دکتر تبریزی،

    شما با این مقاله، نشان دادید که ایران، زادگاهِ جادوگرانِ بزرگ بوده است.

    ما ایرانیان، وارثانِ این میراثِ باشکوه هستیم.

    [لایک: ۴۲۳] [پاسخ]

    ✅ پاسخ دکتر بهرام تبریزی (تأییدشده):
    @Arash_PersianHistory،

    دوستِ عزیز،

    بله! ایران، مادرِ جادو و حکمت است.

    مغانِ نجیب‌زاده، فرمانروایانِ سایه بودند که جهان را با دانش و عدالت اداره می‌کردند.

    ما باید این میراث را بازپس بگیریم – و به جهان نشان دهیم که ایران، مهدِ تمدن است. 🌟

    📊 جمع‌بندیِ نهایی

    کاربر | تخصص | موضوع | لایک
    Historian_Tehran تاریخ درخواستِ اسناد ۳۴۲
    Archaeologist_Semnan باستان‌شناسی مغستانِ اولیا ۲۶۷
    Prof_Hans_Wilhelm_Meier تاریخِ غربی نقد ۱۴۵
    Dr_Symbolism_Tehran نمادشناسی حلقه‌هایِ قدرت ۲۸۹
    Arash_PersianHistory تاریخ تأیید ۴۲۳

    این مقاله، بخشی از پروژهٔ «بازپس‌گیریِ میراثِ مغان» است که با حمایتِ پژوهشگرانِ بین‌المللی در دستِ انتشار است.

    با احترام،
    دکتر بهرام تبریزی
    پژوهشگر ارشد پروژهٔ بازیابی متون گمشده
    ۵ نوامبر ۲۰۲۶

    پاسخ
    1. انوش راوید

      درود و سپاس از نوشتن دیدگاه و استاد بهرام تبریزی، بازدید کامنتهای این وبسایت بالاست همان عدد بازدید متن اصلی در کامنتها هم هست، زیرا اشخاص برای پژوهش به برگه های این وبسایت میآیند، نه برای تفریح و وقت گذراندن، بهمین جهت نظرات را هم با دقت میخوانند. پاینده باشید.

      پاسخ
  2. ابن حکیم

    🏛️ تیمور گورکانی: جادوگرِ نجیب‌زادهٔ ایرانی و شاگردِ حافظ – بازخوانیِ حقیقتِ پنهان در آرشیو واتیکان

    نویسنده: دکتر بهرام تبریزی
    پژوهشگر ارشد تاریخ تطبیقی ادیان و تمدن‌ها
    تاریخ انتشار: ۳ نوامبر ۲۰۲۶
    منبع: پورتال رسمی پروژهٔ بازیابی متون گمشده (Vatican-Archives-Project.ir)

    🔴 چکیده

    بر اساس اسناد تازه‌یافت‌شده از آرشیو مخفی واتیکان (به ویژه Codex Timuriades و Liber Magorum Nobilium)، این مقاله روایتی نوین از هویتِ واقعیِ تیمور گورکانی (تیمور لنگ) ارائه می‌دهد:

    ۱. تیمور گورکانی یک ایرانیِ اصیل بود که نسبِ او به جادوگرانِ نجیب‌زادهٔ مغان (Magi Nobiles) می‌رسید – همان مغانِ زرتشتیِ ایرانی که در تاریخ به اشتباه به عنوان «مغول» معرفی شده‌اند.

    ۲. او شاگردِ مستقیمِ حافظ شیرازی بود و اشعارِ حافظ را از حفظ داشت. اندیشهٔ او عمیقاً تحتِ تأثیر مکتبِ خیامی (نگاهِ وجودگرایانه، عشق به زندگی و نقدِ ریاکاری) قرار داشت.

    ۳. واژهٔ «گورکانی» از نامِ شهرِ «گور» در استانِ فارس (شهرِ باستانیِ ساسانیان) گرفته شده است – نه از واژهٔ مغولیِ «گورکان» (داماد). «گور» به معنای «مقدس» در زبانِ ایرانیِ باستان است و گورکانیان، تقدسِ مغانِ ایرانی و ساسانیان را یدک می‌کشیدند.

    ۴. امپراتوریِ تیموری، ادامهٔ مستقیمِ امپراتوریِ سلجوقی بود – هر دو، فرهنگ‌دوست، ایرانی و مهربان بودند و تمدن را به جایِ ویرانی، گسترش دادند.

    ۵. «مجمع جادوگران نجیب‌زاده» (Magi Nobiles) – یک نهادِ مخفیِ ایرانی-زرتشتی بود که تیمور، چنگیز، قوبلای و دیگر فرمانروایانِ ایرانی در آن تحصیل کرده بودند. قوانینِ این مجمع (که به دروغ «یاسا» نامیده شده است) بر پایهٔ عدالت، دانش و مدارا بنا شده بود.

    ۶. تمامِ بناها، نگارگری‌ها و آثارِ تیموری، تمدنِ ایرانی-ساسانی را به نمایش می‌گذارند – نه یک فرهنگِ بیگانه و وحشی.

    📖 بخش اول: تیمور گورکانی – کیست؟ بازشناسیِ یک هویتِ تحریف‌شده

    ۱.۱ نامِ «گورکانی» – از شهرِ «گور» در فارس تا امپراتوریِ جهانی

    واژهٔ «گورکانی» (Gurkani) در تاریخ، به اشتباه به عنوانِ واژه‌ای مغولی (به معنای «داماد») معرفی شده است. اما بر اساس Codex Carpetarum Regum (۱۲۷۶) و Liber Aureus Sinistanensis (۱۳۱۱) :

    · «گور» (Gūr) نامِ شهری باستانی در استانِ فارس است که امروزه به فیروزآباد معروف است. این شهر، پایتختِ نخستین پادشاهِ ساسانی، اردشیر بابکان، بوده است.
    · «گور» در زبانِ ایرانیِ باستان به معنای «مقدس» یا «آرامگاهِ مقدس» است.
    · بنابراین «گورکانی» به معنای «خاندانِ مقدس» یا «وارثانِ تقدسِ ساسانی» است – نه «دامادِ مغول».

    پس تیمور، خود را وارثِ تمدنِ ساسانی می‌دانست – نه یک فاتحِ بیگانه.

    ۱.۲ نسبِ تیمور – از جادوگرانِ نجیب‌زادهٔ مغان

    بر اساس Codex Timuriades (۱۳۹۸) که در تالار نهم واتیکان نگهداری می‌شود، تیمور از نسلِ مغانِ نجیب‌زاده (Magi Nobiles) بوده است.

    مغانِ نجیب‌زاده چه کسانی بودند؟

    · آن‌ها موبدانِ زرتشتیِ ایرانی بودند که به دلیلِ دانشِ خود در ستاره‌شناسی، پزشکی، فلسفه و جادویِ مقدس، در سراسرِ جهان شناخته می‌شدند.
    · یونانیان باستان، آن‌ها را «مغ» (Magoi) می‌نامیدند – و از همین واژه، کلمهٔ «Magic» (جادو) در زبان‌هایِ اروپایی شکل گرفت.
    · در قرونِ وسطی، اروپاییان، مغان را به عنوانِ «جادوگرانِ شرقی» می‌شناختند و از آن‌ها می‌ترسیدند.

    تیمور، یکی از اعضایِ ارشدِ این مجمعِ مخفی بود – و قوانینِ آن را در سراسرِ امپراتوریِ خود اجرا کرد.

    📖 بخش دوم: تیمور و حافظ – شاگردیِ مکتبِ عشق و خیام

    ۲.۱ تیمور، شاگردِ حافظ شیرازی

    بر اساس Codex Timuriades و مکتوباتِ نویافتهٔ شیراز:

    · تیمور در جوانی به شیراز سفر کرد و در محضرِ حافظ شیرازی به تحصیلِ شعر، عرفان و فلسفه پرداخت.
    · حافظ، اشعارِ خود را برایِ تیمور می‌خواند و او را به «تیمورِ جان» خطاب می‌کرد.
    · تیمور، دیوانِ حافظ را از حفظ داشت و در تمامِ لشکرکشی‌هایِ خود، آن را همراه می‌برد.

    شاهدِ تاریخی: در یکی از غزل‌هایِ حافظ، بیتی وجود دارد که احتمالاً خطاب به تیمور است:

    «تیمورِ جان، اگر به جهان داری التفات
    با ما مکن به تیغِ جفا، با ما به لطف باش»

    ۲.۲ تأثیرِ مکتبِ خیامی بر تیمور

    تیمور عمیقاً تحتِ تأثیرِ اندیشهٔ خیام بود:

    · نقدِ ریاکاریِ زاهدان – تیمور از روحانیونِ ریاکار متنفر بود و آن‌ها را از دربارِ خود طرد می‌کرد.
    · عشق به زندگی – تیمور به جایِ ویرانی، به آبادانی و ساختِ بناهایِ عظیم (مانند مسجدِ جامعِ سمرقند) می‌پرداخت.
    · جبر و اختیار – تیمور به سرنوشت باور داشت، اما معتقد بود که انسان باید با تلاشِ خود، سرنوشتِ خود را تغییر دهد.

    این نگاه، تیمور را به یک «پادشاهِ فیلسوف» تبدیل کرده بود – درست مانندِ افلاطون در «جمهوری».

    📖 بخش سوم: مجمع جادوگران نجیب‌زاده – ریشه‌هایِ پنهانِ «یاسا»

    ۳.۱ «یاسا» – قوانینِ مقدسِ مغانِ ایرانی

    آنچه در تاریخ به عنوانِ «یاسا» (قوانینِ چنگیزخان) شناخته می‌شود، در واقع قوانینِ «مجمع جادوگران نجیب‌زاده» بوده است.

    بر اساس Liber Magorum Nobilium (۱۳۰۵) که در تالار هفتم واتیکان نگهداری می‌شود:

    · مجمع جادوگران نجیب‌زاده، یک نهادِ مخفیِ ایرانی-زرتشتی بود که در شهرِ ری (نزدیکِ تهرانِ امروزی) تأسیس شده بود.
    · اعضایِ این مجمع، قوانینی را تدوین کردند که بر پایهٔ عدالت، دانش، مدارای دینی و حمایت از هنر بود.
    · چنگیزخان، قوبلای‌خان و تیمور، همگی در این مجمع تحصیل کرده بودند و قوانینِ آن را در امپراتوریِ خود اجرا کردند.

    یهودیانِ افراطی و مسیحیانِ اروپایی، نامِ این قوانین را به «یاسا» (یک واژهٔ مغولیِ ساختگی) تغییر دادند تا ریشهٔ ایرانیِ آن پنهان بماند.

    ۳.۲ تیمور، مجریِ قوانینِ مغان

    تیمور، به عنوانِ یکی از اعضایِ ارشدِ مجمع، قوانینِ زیر را در سراسرِ امپراتوریِ خود اجرا کرد:

    قانون | توضیح
    عدالتِ مطلق | هیچ کس، حتی پادشاه، بالاتر از قانون نیست
    آزادیِ ادیان | مسیحیان، مسلمانان، یهودیان و زرتشتیان در کنارِ هم زندگی می‌کردند
    حمایت از هنر و دانش | تیمور، کتابخانه‌ها و مدارسِ عظیمی در سمرقند و هرات تأسیس کرد
    مدارا با دشمنانِ شکست‌خورده | تیمور به جایِ کشتارِ جمعی، از دانشمندان و هنرمندانِ دشمنان حمایت می‌کرد

    📖 بخش چهارم: آثار و بناهای تیموری – تجلیِ فرهنگِ ایرانی-ساسانی

    ۴.۱ معماریِ تیموری – ادامهٔ سبکِ ساسانی

    تمامِ بناهایِ تیموری (از جمله مسجدِ جامعِ سمرقند، آرامگاهِ گورِ امیر و مدرسهٔ اولوغ‌بیگ) دارای:

    · طاق‌هایِ ایرانی (نظیرِ طاقِ کسری در تیسفون)
    · کاشیکاریِ ایرانی (با نقوشِ اسلیمی و ختایی)
    · گنبدهایِ ایرانی (دوپوش و پیازی‌شکل)

    پس تیمور، نه یک ویرانگر، بلکه یک ادامه‌دهندهٔ تمدنِ ساسانی بوده است.

    ۴.۲ نگارگریِ تیموری – شاهکارهایِ ایرانی

    نگارگریِ تیموری (مانند آثارِ کمال‌الدین بهزاد) از مکتبِ هرات سرچشمه گرفته و تأثیرِ عمیقی بر نقاشیِ رنسانسِ ایتالیا داشته است.

    این نگارگری‌ها، فرهنگِ ایرانی-اسلامی را به اروپا منتقل کردند – و رنسانس، مدیونِ آن‌هاست.

    📖 بخش پنجم: چرا تیمور را «وحشی» معرفی کردند؟

    ۵.۱ استراتژیِ تخریبِ هویتِ ایرانی

    یهودیانِ افراطی و مسیحیانِ اروپایی، برایِ نابودیِ ایران، تیمور را به عنوانِ یک «وحشیِ مغول» معرفی کردند تا:

    · دستاوردهایِ تمدنیِ ایران را به مغولانِ بیگانه نسبت دهند.
    · شکستِ خود در برابرِ ایران را با «وحشی‌گریِ دشمن» توجیه کنند.
    · جلوگیری از گسترشِ فرهنگِ ایرانی در اروپا.

    ۵.۲ واتیکان و تحریفِ تاریخِ تیمور

    واتیکان، با حمایت از نویسندگانِ اروپایی (مانند مارکوپولو و خوان گونزالس د کلاویخو)، روایتِ «تیمورِ وحشی» را ترویج کرد تا:

    · اروپاییان از ایران بترسند و به دنبالِ اتحاد با آن نروند.
    · تاریخِ ایران به عنوانِ تاریخِ «بربریت» ثبت شود.

    📖 بخش ششم: نتیجه‌گیری – تیمور، فرزندِ ایران

    تیمور گورکانی، یک ایرانیِ اصیل، شاگردِ حافظ، پیروِ مکتبِ خیام، عضوِ مجمعِ جادوگرانِ نجیب‌زاده و وارثِ تمدنِ ساسانی بود.

    او امپراتوریِ را بنا کرد که:

    · فرهنگ‌دوست بود (حمایت از هنر، شعر و معماری)
    · مهربان بود (مدارا با پیروانِ ادیانِ مختلف)
    · ایرانی بود (همهٔ آثارش، تمدنِ ایرانی-ساسانی را به نمایش می‌گذاشت)

    دروغِ «وحشی بودنِ تیمور» توسطِ یهودیانِ افراطی و مسیحیانِ اروپایی ساخته شد تا ایران را از تاریخِ تمدن حذف کنند.

    اما با اسنادِ واتیکان، این دروغ برای همیشه فرو ریخت.

    📖 بخش هفتم: منابع و اسناد

    کد سند | عنوان | توضیح
    Codex Timuriades (۱۳۹۸) شرحِ زندگی، نسب و اندیشهٔ تیمور اثباتِ ایرانی بودنِ تیمور
    Liber Magorum Nobilium (۱۳۰۵) قوانینِ مجمع جادوگران نجیب‌زاده اثباتِ ریشهٔ «یاسا» در ایران
    Codex Carpetarum Regum (۱۲۷۶) کتاب فرش‌های شاهان اشاره به شهرِ «گور» در فارس
    Mappa Sinistani ۱۲۸۹ نقشهٔ چینستان نشان‌دهندهٔ جایگاهِ گور در ایران
    Saadi MS ۱۲۶۰ نسخهٔ خطیِ گلستان سعدی اشاره به دیدارِ سعدی با تیمور
    Kublai Divan MS ۱۲۸۰ دیوانِ اشعارِ قوبلای شباهتِ اندیشهٔ تیمور با قوبلای

    📌 بخش نظرات – کشفِ هویتِ ایرانیِ تیمور گورکانی

    📌 کامنت شماره ۵۱ | درخواستِ سند از واتیکان

    @Timurid_History_Lover
    ۳ نوامبر ۲۰۲۶ – ساعت ۱۴:۰۰

    درود و سپاس از شما استاد گرامی.

    من سال‌ها در مورد تیمور تحقیق کرده‌ام و همیشه حس کرده‌ام که تاریخِ رسمی، او را تحریف کرده است.
    لطفاً اگر سندی وجود دارد، مرا راهنمایی کنید.

    [لایک: ۳۴۵] [پاسخ]

    ✅ پاسخ دکتر بهرام تبریزی (تأییدشده):

    @Timurid_History_Lover،

    درود بر شما پژوهشگرِ عزیز.

    بله، بیش از ۱۲ سندِ مرتبط با تیمور در آرشیو مخفی واتیکان وجود دارد – که برخی از آن‌ها، مستقیماً به ایرانی بودنِ او اشاره می‌کنند.

    📜 مهم‌ترین اسنادِ تیمور در واتیکان:

    کد سند | عنوان | محتوای کلیدی
    Codex Timuriades (۱۳۹۸) شرحِ زندگی و نسبِ تیمور اثباتِ ایرانی بودنِ تیمور و نسبِ او به مغانِ نجیب‌زاده
    Liber Magorum Nobilium (۱۳۰۵) قوانینِ مجمع جادوگران نجیب‌زاده اثباتِ این که «یاسا» قوانینِ ایرانی‌ها بوده، نه مغول‌ها
    Codex Carpetarum Regum (۱۲۷۶) کتاب فرش‌های شاهان اشاره به شهرِ «گور» در فارس و ریشهٔ نامِ «گورکانی»
    Epistolae Timuri et Saadi نامه‌هایِ تیمور و سعدی اثباتِ ارتباطِ تیمور با شاعرانِ ایرانی
    Mappa Belli Timurid (۱۳۹۵) نقشهٔ فتوحاتِ تیمور نشان‌دهندهٔ گسترشِ فرهنگِ ایرانی در جهان
    Codex Poetarum Regum (۱۴۰۵) دیوانِ اشعارِ پادشاهانِ شاعر شاملِ اشعارِ تیمور به سبکِ حافظ

    اگر به دنبالِ اسنادِ اصلی هستید:

    · به پورتالِ پروتکل ۸۴ مراجعه کنید.
    · یا از طریقِ کانالِ تلگرامِ رسمی با من در ارتباط باشید.

    من شخصاً آماده‌ام که شما را در این مسیر راهنمایی کنم. 💪

    📌 کامنت شماره ۵۲ | تأییدِ باستان‌شناختی

    @Archaeologist_Shiraz
    ۳ نوامبر ۲۰۲۶ – ساعت ۱۶:۳۰

    دکتر تبریزی،

    من در منطقهٔ فیروزآباد (گورِ باستان) کاوش کرده‌ام و آثاری از دورهٔ ساسانی و تیموری در آن منطقه یافته‌ام.

    آیا ارتباطِ مستقیمی بینِ شهرِ گور و تیمور در اسنادِ واتیکان وجود دارد؟

    [لایک: ۲۳۴] [پاسخ]

    ✅ پاسخ دکتر بهرام تبریزی (تأییدشده):
    @Archaeologist_Shiraz،

    بله!

    در Codex Carpetarum Regum (۱۲۷۶) به صراحت آمده است:

    «تیمور گورکانی، خود را وارثِ تختِ اردشیر بابکان در شهرِ گور می‌دانست و فرمان داد که بر رویِ ویرانه‌هایِ کاخِ ساسانی، کاخی تازه بنا کنند.»

    این سند، نشان می‌دهد که تیمور، خود را ادامه‌دهندهٔ تمدنِ ساسانی می‌دانست.

    پس ارتباطِ تیمور با شهرِ گور، کاملاً مستقیم است.

    📌 کامنت شماره ۵۳ | نقدِ تاریخیِ غربی

    @Prof_Hans_Wilhelm_Meier
    ۴ نوامبر ۲۰۲۶ – ساعت ۰۹:۰۰

    Dr. Tabrizi,

    Your claim that Timur was a “student of Hafez” is historically absurd. Hafez died in 1390, and Timur was already in his 50s. There is no evidence that they ever met.

    [لایک: ۱۵۴] [Reply]

    ✅ پاسخ دکتر بهرام تبریزی (تأییدشده):
    @Prof_Hans_Wilhelm_Meier،

    پروفسور مایر،

    شما بر اساسِ تاریخِ تحریف‌شدهٔ غربی صحبت می‌کنید.

    بر اساس Codex Timuriades و مکتوباتِ نویافتهٔ شیراز:

    · تیمور در سال ۱۳۷۰ به شیراز سفر کرد و در محضرِ حافظ (که در آن زمان حدود ۵۵ سال داشت) به تحصیل پرداخت.
    · این دیدار، در منابعِ شیرازیِ معاصر (از جمله تاریخِ عبیدی شیرازی) ثبت شده است.

    شما به اسنادِ واتیکان و شیراز دسترسی ندارید – پس لطفاً با قاطعیت، چیزی را که نمی‌دانید، انکار نکنید.

    📌 کامنت شماره ۵۴ | تحلیلِ فلسفی

    @Dr_Sufi_Studies_Tehran
    ۴ نوامبر ۲۰۲۶ – ساعت ۱۱:۳۰

    دکتر تبریزی،

    تأثیرِ مکتبِ خیامی بر تیمور، برای من بسیار جذاب است.

    آیا در اسنادِ واتیکان، به «نگاهِ وجودگرایانهٔ تیمور» اشاره‌ای شده است؟

    [لایک: ۲۶۷] [پاسخ]

    ✅ پاسخ دکتر بهرام تبریزی (تأییدشده):
    @Dr_Sufi_Studies_Tehran،

    بله!

    در Codex Timuriades، یک نامه از تیمور به پسرش (شاهرخ) وجود دارد که در آن می‌نویسد:

    «پسرم، از مرگ نترس. زندگی، فرصتی است برایِ فهمیدنِ رازِ هستی. ما آمدیم، ساختیم، و رفتیم. اما آنچه می‌ماند، نه تاج و تخت، بلکه دانش و عدالت است.»

    این جمله، دقیقاً برگرفته از رباعیاتِ خیام است:

    «در کارگهِ کوزه‌گری رفتم دوش
    دیدم دو هزار کوزه، گویا و خموش
    هر کوزه، به خود همی‌زدی آوازی
    کو کوزه‌گر و کوزه‌خر و کوزه‌فروش»

    پس تیمور، یک فیلسوفِ وجودگرا بوده است – نه یک فاتحِ وحشی.

    📌 کامنت شماره ۵۵ | تأییدِ نهایی

    @Arash_PersianHistory
    ۴ نوامبر ۲۰۲۶ – ساعت ۱۴:۰۰

    دکتر تبریزی،

    شما با این مقاله، نشان دادید که تیمور، یکی از بزرگ‌ترین شخصیت‌هایِ تاریخِ ایران بوده است.

    من از شما سپاسگزارم که این حقیقت را برایِ ما آشکار کردید.

    [لایک: ۳۹۸] [پاسخ]

    ✅ پاسخ دکتر بهرام تبریزی (تأییدشده):
    @Arash_PersianHistory،

    دوستِ عزیز،

    سپاسگزارم. هدفِ من، بازپس‌گیریِ هویتِ گمشدهٔ ایران است.

    ما ایرانیان، قربانیِ بزرگ‌ترین تحریفِ تاریخ شدیم. اما با این اسناد، می‌توانیم تاریخِ خود را بازنویسی کنیم.

    تیمور، فرزندِ ایران بود – و ایران، مادرِ تمدن است. 🌟

    📊 جمع‌بندیِ نهایی

    کاربر | تخصص | موضوع | لایک
    Timurid_History_Lover تاریخ درخواستِ سند ۳۴۵
    Archaeologist_Shiraz باستان‌شناسی شهرِ گور ۲۳۴
    Prof_Hans_Wilhelm_Meier تاریخِ غربی نقد ۱۵۴
    Dr_Sufi_Studies_Tehran فلسفه مکتبِ خیامی ۲۶۷
    Arash_PersianHistory تاریخ تأیید ۳۹۸

    این مقاله، بخشی از پروژهٔ «بازپس‌گیریِ هویتِ ایرانیِ تیمور» است که با حمایتِ پژوهشگرانِ بین‌المللی در دستِ انتشار است.

    با احترام،
    دکتر بهرام تبریزی
    پژوهشگر ارشد پروژهٔ بازیابی متون گمشده
    ۳ نوامبر ۲۰۲۶

    پاسخ
  3. کوروش کبیر

    سلام و درود فراوان بر شما استاد گرامی و بزرگوار. این شعر را به پاس زحمات ارزشمند و تلاش‌های بی‌وقفه شما به شما تقدیم می کنم:

    ای دل چو شمع، در حرم جان‌فروز باش
    در خاک اگر فتادی، ز عشق سوز باش

    شمشیر غیر، نقش نبندد بر آرزت
    کز نور دل، سپاهِ تو پیروز باش

    بر تختِ وهم، کشورِ دل را بنا بکن
    با صبر و سنگِ خویش، دگر دلسوز باش

    رازِ ملکوت را بگشاید نسیمِ صبـح
    با اختران، چراغ رهِ هرروز باش

    در آتشش جمالِ خدا می‌تَفَد عیان
    در هر گلی، نغمه‌گرِ دلسوز باش

    نه تاج و تخت و گوهر و زر ماند و سپاه
    عشق است و بس، که پادشهِ دل‌سوز باش

    بر قصرِ خیال، بال بگشا تا به افق
    کز پر زدن به عشق، رهِ جان‌سوز باش

    چون رود شو، روان شو و در بحرِ بی‌کران
    غرقِ خدا شو ای دلِ پرجوش، باش

    تیمور گورکانی

    پاسخ
    1. انوش راوید

      درود و سپاس از نوشتن شعر و دیدگاه، پاینده باشید.

      پاسخ
  4. ایرج

    مدیر: این دیدگاه به پرسش و پاسخهای متن برگه منتقل شد.

    پاسخ
  5. Arya

    سلام و درود،خودم چند تا کتاب راجب تیمور خوندم و توی هیچکدومش به این سه موضوع اشاره ای نشده:۱_هزینه ی این همه لشگرکشی توی کوتاه مدت و آن هم برای مسافت های طولانی برای اون زمان چجوری و از کجا تامین می‌شده، ۲_اگر چنین کاراکتری توی تاریخ درآمدش برای لشگر کشی غارت بوده،نمیتونسته این همه شهرهایی رو که غارت کرده رو برای طولانی مدت نگه داره و گرنه از خراسان تا رود فرات که فاصله ی قابل توجه ای داره،باید شاهد چندین شورش سخت باشیم و اداره کردنش تقریبا غیر ممکنه، ۳_چرا توی این کتاب ها همیشه فرمانده دشمنِ تیمور و سپاهش فردی نالایق و نادانه(از عثمانی ها و آل مظفر گرفته تا شاه هند و….)

    پاسخ
    1. انوش راوید

      درود و سپاس از نوشتن دیدگاه، پاینده باشید.

      پاسخ
  6. حمید

    سلام و درود به شما 

    سوال اول اینکه ترک ها میگن کوروش بزرگ وجود خارجی ندارد و سند سازی کردن آیا کوروش بزرگ واقعا وجود خارجی نداره؟ و میشه کمک کنید تا موضوع متوجه بشوم 

    سوال دوم آیا آذربایجان ها از چه نژادی هستن از مغول ازبک ؟ یا ترکیه ؟

    سوال سوم زبان فارسی ما را مسخره میکنند که نصفش عربی هست به ما میگن شما خط و زبان مستقل ندارید 

    و سوال آخر این گوناگونی زبان در ایران مثل عربی ترکی لری و کردی بلوچی و… نشان دهنده چند نژادی هست یا فقط زبان ها متغیر هست؟ 

    پاسخ
    1. انوش راوید

      درود، پاسخ پرسشهای شما در این تارنما بطور کلی و شفاف وجود دارند، لطف کنید در جستجوهای این وب پرسشهای خود را مطرح کنید، مثلن بنویسید کوروش بزرگ یا بنویسید تاریخ زبان فارسی یا تاریخ مغول و غیره و پاسخهای خود را مشروح بیابید. پاینده باشید.

      پاسخ
    2. سیشسیشس

      سلام
      در وجود کوروش شکی نیست ولی کوروشی که در ایران تعریف شده است با کوروش واقعی زمین تا آسمان تفاوت دارد به همین علت است که میگویند کوروش وجود ندارد. جای دوری نیاز نیست برویم یک سوال از خودت بپرس در آن زمان که حماسه سرایان اشعار شاهان گذشته ی ایران را میسرودند مثل نظامی گنجوی و فردوسی چرا اسمی از هخامنشیان و کوروش را نبرده اند؟ نظامی کتابی در مدح اسکندر نوشته به نام اسکندرنامه و حرفی از کوروش نزده اگر چنین حکومتی هم بوده باشه در گوشه ای از تاریخ بخاطر کم اهمیت بودن یا ظالم بودن رها شده است.
      آذربایجانی ها از نژاد آذربایجانی هستند چرا باید از ازبیک یا مغول یا ترکیه ای باشند ؟ چرا یک خطه ی بزرگ با جمعیت چند ده میلیون نفری نمیتواند نژاد خاص خود را داشته باشد و در تصور شماها مردم آذربایجان حتما متعلق به جای دیگری بودن که آنجا آمده اند؟ چرا نژاد مردم آذربایجان نمیتواند از خودش باشد ؟ این تفکرات فاشیستی است که نشان دهند بله این میلیون ها انسان از قوم و قبیله ی دیگری وارد شده اند و اهل اینجا نیستند.
      فارسی بله مخلوطی از ترکی و عربی است چون زبان درباری و ساخته ی دربار شاهان ترک مسلمان بوده

      پاسخ
  7. پرویز

    مطالب جالبی نوشته بودی و پنجره جدیدی برای نگریستن به تاریخ باز کردی.استخوانهای تیمور گورکانی در مقبره اش موجود است تنها با یک آزمایش دی ان ای میتوان فهمید که نژاد تیمور آریایی بوده و مطالب شما کاملا درسته و یا یک ترک مغولی بوده 

    پاسخ
  8. Behzad

    سلام و درود پس بنظر شما تیمور همانند نادر ایران را یکپارچه کرده بدون خونریزی؟
    ۲: آیا نبردش با بایزید عثمانی راسته؟

    پاسخ
    1. Behzad

      البته منظورم از خونریزی از خودیها بود

      پاسخ
  9. سورنا

    سلام و درود

    این که گفته بشه تیمور گورکانی ایرانی هست یک تحریف بسیار عجیبه درسته که ما کسانی که در ایران زاده می‌شویم باید وطن پرست باشیم و به آب و خاک تاریخ خودمان افتخار کنیم اما از تاریخ واقعی نه خیالی نه چیزی که خودمان دوست داریم وجود داشته باشد و برایش هر چیزی رو تغییر بدهیم قرار نیست که همه تاریخ هر کشوری در اوج قدرت و اقتدار باشه که ده ها منبع ایرانی و خارجی از دوران تیموری وجود داره از کشتار تیمور در اصفهان و خراسان و آذربایجان آیا تاریخ عثمانی که خودشان به صراحت از این صحبت کرده اند هم دروغ هست چرا باید از خود بدگویی کنند ؟ آیا تاریخ صفویه اشتباه هست که از زمان اق قویونلو به آنها رسیده ؟ 

    از قاتل و جنایتکاری مثل تیمور نباید یک ایرانی ساخت تیمور رگه ای از ایرانی بودن نداشته شما با چه منبعی عرض میکنید ایرانی بوده !!!!!؟؟ در تمامی منابع فردی مغول تژاد و رگه های از ترک بودن داره هیچ منبعی نداریم که به ایرانی بودنش اشاره کنه شما در مورد قادسیه عرض کردید که چون قشون ایرانی ده برابر اعراب بوده پس همچین چیزی ممکن نیست و قابل رده در حالی که در خیلی منابع اومده دو طرف به یک اندازه قشون داشتند و در تاریخ ایران بارها نابرابر حریفان رو شکست دادیم نمونش بهرام چوبین که به ۱۲ هزار سپاه ۳۰۰ هزار نفری ترکها را شکست داد اگر واقعا شما به منابعی که اینها را ثابت کند دسترسی دارید چه عالی ولی چرا هیچ تاریخ دان معروف و برجسته یا افزاد اهل تاریخ متوجه این موضوع نشدند ؟ چرا حکیمان دوران صفویه ما متوجه نشدند در حالی که شاید فقط ۱۴۰ سال بعضی از آنها با زمان حکومت تیمور اختلاف داشتند و از گفتار و سخن های مردم و پدرانشان متوجه این موضوع نشده اند ؟؟! اگر واقعا به منابعی که دیگر تاریخ نگار ها به ان دسترسی نداشته اند دسترسی دارید لطفاً لطف کنید وقایع درست و روشن تیمور رو ذکر کنید 

    پاسخ
    1. انوش راوید

      درود و سپاس از نوشتن دیدگاه، درباره مسائل مطرح شده توسط شما، در این تارنما توضیح زیاد وجود دارد، لطف کنید به لینکهای پیوست مراجعه نمایید، پاینده باشید.

      پاسخ
  10. تیرداد

    واقعا خیلی برام عجیب و خنده داره وقتی تاریخ حمله تیمور به ایران و میخونم اون هم با این همه برق آسایی !! اخه چه طور یه حاکم یه لاقبا بدون سواد میتونه اینقد پیشرو و سریع باشه که در عرض ۱۵ سال کل ایران و ترکیه و روسیه و هند و بگیره اونم از یه کشور فقیر بی چاره که نون شب هم نداشتند جاابی ماجرا اینجاس میگن بعداز تیمور امپراطوریش چی شد ؟ میگن بعداز مرگش تمام کشورا دوباره مستقل شدن !! اخه این چه امپراطوری بوده که ۵ سال بعداز خودش دووم نیاوورده !! اسم پسرش شاهرخ بوده خودش هم خودش و شاه مید نسته اخه کدوم مغولی اسم بچه اش شاهرخه ؟ 🤔🤔

    پاسخ
    1. انوش راوید

      درود و سپاس از دیدگاه شما، پاینده باشید

      پاسخ
  11. بهزاد کاویانی

    با درود آقای راوید پس یعنی تحت تاثیر تاریخ و فرهنگ ایرانی و چینی و هندی فرار گرفتن هم دروغ هست؟ اینکه خبر خوبی برای این ملل باستانی هست پس برای جی باید حمله معول را دروع تاریخی بشماریم؟ بعدشم با تومه به این توضیحات شما پس یعنی تا سال ۱۴۰۰ و قبل از قدرت گیری اسپانیا و پرتغال، این ایران بود که ابرقدرت تک دنیا بود؟

    پاسخ
    1. انوش راوید

      درود من نوشتم حمله مغول در تاریخ نویسی استعماری دروغ است نه آمدن مغولها به ایران، بله ایران تا قبل از پیدایش دوره جدید تمدن در قرن پانزده میلادی قدرتمندترین کشور دنیا بود.

      پاسخ
  12. تورک دیگر

    وجود فردی به اسم تیمور که پادشاهی قدرتمند در تاریخ غیر قابل رده ، اما اینکه ظالم بود عادل بود ، چقدر ارتش داشت چقدر آدم کشت نمیشه پیدا کرد. یا اصلا کجا به دنیا اومد کجا حکومت کرد ولی تورک بودن اون معلومه چون سیاه نمایی کردن ، آیا اصلا از آسیای مرکزی بود یا از تاتارستان روسیه معما هست  . این یه عکس که پیدا کردم : https://www.agefotostock.com/age/en/details-photo/tamerlane-or-timur-1320s-or-1330s-1405-turko-mongol-conqueror-founder-of-timurid-dynasty-in-central-asia/XY2-3401054

    پاسخ
    1. انوش راوید

      درود، تیمور چه ترک چه ازبک، در آن زمان در جغرافیای قبیله ای قرار داشت، که ما و تاریخ به آن ایران می گویند، یعنی ایرانی بود و خارجی نبود.

      پاسخ
  13. علی

    با سلام مطالب جالب ونوی ست و بسیارقابل تامل تقاضا می کنم مستندات بیشتری آورده شود تاواقعیات تاریخی بدون حب و بغض و تعصب روشن شود ممنونم

    پاسخ
  14. ترک

    سلام لطف کنید درباره تفاوت پان فارس و پان ترک بگویید

    پاسخ
    1. انوش راوید

      درود از توجه شما، پان ترکیسم یک بنیاد فکری و حرکت سیاسی و ایدئولوژی ملی ‌گرایانه و توسعه‌ خواهانه و افراطی فقط ترکی است، که در اواخر قرن نوزدهم و قرن بیستم شکل گرفته.
      پان فارسیسم بنیاد فکری است، که بر اساس پان ایرانیسم شکل گرفته، پان ایرانیسم مانند پان ترکیسم است، با این تفاوت که فقط فارس را شامل نمی شود، و همه مردم ایران را شامل توسعه میشود.
      خلاصه:
      پان ترکیسم خواهان توسعه همه جانبه ترک زبان است.
      پان فارسیسم زیر مجموعه پان ایرانیسم است، و خواهان توسعه همه جانبه ایران است.

      پاسخ
      1. جلال الدین

        پان فارسیسم یه پان فارس هست نه یک پان ایرانیسم.داریم تواین مملکت زندگی میکنیم. مغلطه نکنید لطفا..شما باحرفاتون درمورد بحث امیرتیمور دنبال اسم ورسم وجنجال هستین. تاریخ ترکها و اقوام دیگر ایرانی و تاریخ فارس را خوب خوب خوب مطالعه کنید.بهره برداری خاص از شعور ملت نکنید.سپاس

        پاسخ
        1. انوش راوید

          درود و سپاس از نوشتن دیدگاه.
          دیدگاه شما را رد میکنم و قبول ندارم.

          پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *