تاریخ آموزش و پرورش در ایران

تاریخ آموزش و پرورش در ایران
   پیش گفتار
      آموزش و پرورش در دوران حاضر مهمترین پایه های ایجاد جامعه نوین است،  معمولاً در بعضی جا های وبلاگ از آموزش و پرورش انتقاد کرده ام،  که بجای اینکه دست از دگم و یکدنده بودن بردارد،  و سیستم جدید گردونه یادگیری را پیاده کند،  همچنان به روش آموزش سنتی قرن گذشته ادامه می دهد،  و باعث شده و می شود،  چرخه یادگیری در جامعه پیاده نشود.  آنها بجای اینکه اساس را درست کنند،  دائم شیوه گذشته را پس و پیش می کنند،  در این پست به تاریخچه آموزش و پرورش در ایران می پردازم،  و به مرور ادامه می دهم.
عکس دانش آموزان یک دبستان در قرن گذشته ایران،  حدود 40 سال پیش،  عکس شماره 4127.
سیر تحول تشکیلات آموزش وپرورش
  1 ــ  در سال 1232 هجری شمسی و به دنبال تاسیس دارلفنون،  اولین بار وزارتخانه ای به نام وزارت علوم تأسیس گردید.
  2 ــ  در سال 1288 هجری شمسی نام وزارت علوم به وزارت معارف اوقاف و صنایع مستظرفه تغییر یافت.
  3 ــ  در سال 1317 هجری شمسی وزارت مذکور به نام وزارت فرهنگ خوانده شد.
  4 ــ  در سال 1343 هجری شمسی بر اساس قانون صرفاً امور آموزش و پرورش پیش‌دانشگاهی و دانشگاهی به وزارت آموزش و پرورش محول گردید.
  5 ــ  در سال 1346 هجری شمسی به موجب قانون کلیه امور مربوط به دوره‌ های تحصیلی مربوط به دوره‌ های تحصیلی پیش‌دانشگاهی به عهده وزارت آموزش و پرورش گذاشته شد.
  6 ــ  درسال 1366 قانون اهداف و وظایف وزارت آموزش و پرورش در4 فصل 13 ماده و 9 تبصره تصویب گردید.
انواع مدارس و مراکز آموزشی موجود
   1- مدارس دولتی،  2- مدارس غیرانتفاعی،  3- مدارس استثنایی،  4- مدارس آموزشگا‌ه‌ های آزاد،  5- مدارس وابسته به وزارتخانه‌ ها،  6- مدارس خارجی،  7- مدارس تطبیقی،  8- مدارس اقلیت‌ های مذهبی،  9- مدارس شاهد و مدارس نمونه،  10- مدارس شبانه،  11- مؤسسات تربیت معلم،  12- دور‌ه ‌های کاردانی کارشناسی و کوتاه مدت.
تاریخچه سازمان مدارس به سبک جدید در ایران
  1 ــ  تاسیس دارالفنون درسال 1228 (هـ.ش )،  و آغاز معرفی نظام مدارس در ایران.
  2 ــ  در قانون فرهنگ مصوب 1290 (هـ.ش) آمده است،  مدارس و مکاتب چهار نوع است:  الف. مدارس ابتدایی روستایی،  ب. مدارس ابتدایی شهری،  ج. مدارس متوسطه،  د. مدارس عالی.
  3 ــ  در سال 1313 دوره ‌های تحصیلی ایران شامل دوره ابتدایی (6سال)،  اول متوسطه (3سال)،  دوم متوسطه (3سال) بوده است.
  4 ــ  در قانون سال 1322(هـ.ش ) دوره های تحصیلی عبارتند از:  آموزش ابتدایی (6سال)،  ب- دوره متوسطه (دو دوره سه ساله که دوره اول عمومی و دوره دوم بهبخش نظری و فنی و حرف های تقسیم شده است).
  5 ــ  از سال 1345 لغایت 1370 شامل دوره‌ های کودکستان (3-2 سال)،  دبستان (5 سال)،  راهنمایی تحصیلی (3 سال)،  دوره متوسطه (4 سال)،  و تحصیلات عالی بر حسب مورد (7-2 سال).
  6 ــ  از سال 1370 (هـ. ش ) تاکنون دوره متوسطه عمومی، فنی و حرفه ‌ای به مدت 3 سال،  و دوره پیش ‌دانشگاهی به مدت یک سال مصوب گردیده است.
برخی از وظایف وزارت آموزش و پرورش
  1 ــ  تشکیل شورای عالی آموزش و پرورش.
  2 ــ  تشکیل شورای منطقه ‌ای که حدود و وظایف و اختیارات آن به تصویب مجلس خواهد رسید.
  3 ــ  تهیه و پیشنهاد برنامه‌ های میان مدت و بلند مدت در جهت تأمین اهداف آموزش و پرورش.
  4 ــ  هماهنگی با وزارت های فرهنگ و آموزش عالی و بهداشت و درمان و آموزش پزشکی و سایر دستگاه‌هایی که به نحوی در امر آموزش دخالت دارند،  در جهت هماهنگ ساختن آموزش‌ها در چهار چوب نظام آموزش کشور.
  5 ــ  زیر پوشش قرار دادن کلیه کودکان لازم‌التعلیم و تقویت نهضت سواد آموزی.
  6 ــ  آموزش مستمر معلمان و کارکنان وزارت آموزش و پرورش به منظور ارتقا سطح توانایی شغلی آنها.
  7 ــ  تأمین نیروی انسانی آموزش و پرورش از طریق ایجاد دانشسراها و مراکز تربیت معلم.
  8 ــ  تأمین آموزش و پرورش رایگان برای همه مردم تا پایان دوره متوسطه.
  9 ــ  تألیف و چاپ و توزیع کتاب‌های درسی و نشریات کمک آموزشی.
  10 ــ  ارتباط مستمر با اولیا دانش آموزان و استمداد از آنها در تعلیم و تربیت.
  11 ــ  نظارت یر اجرای صحیح و دقیق کلیه آیین‌نامه‌ها و سنجش و ارزیابی نتایج حاصله از برنامه‌ها.
عکس انوش راوید در کلاس اول دبستان،  1340 ،  عکس شماره 116.
سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس
 عکس اولین کودکستان ایران،  درسال 1317،  عکس شماره 4122.
 
 
   پیش گفتار
      در مدت چند سال وبلاگ نویسی،  و سر و کار داشتن با جوانان عزیز ایران،  که همگی از تحصیل کرده های سیستم آموزشی ایران هستند،  متوجه کمبود های زیادی در آموزش آنها شده ام،  یهمین جهت تصمیم گرفتم این پست را در اینباره بنویسم.  آنچه اندیشه ها را انقلابی می سازد،  این واقعیت است،  که زمین و زمان و زندگی و کار و مواد و حتی سرمایه را منابعی محدود تلقی کنیم،  و باید با دانایی قرن 21،  که در یک سیستم آموزشی کارآمد نهفته است،  آنها را از همه لحاظ پایان ناپذیر نمود.  در قرن 21  ارزش واقعی یک کشور،  به ایده ها و نظریه ها و بصیرتها و اطلاعاتی است،  که در مغز تحصیل کرده ها و نظریه پرداز های آنهاست،  که براحتی توانایی استفاده از بانک های اطلاعاتی را هم دارند،  به تعداد کامیونها و خطوط تولید و ظواهر قرن گذشته نیست.
      آهنگ تحول در قرن 21 روزانه سرعت می گیرد،  در تکنولوژی و اقتصاد،  داد و ستدها،  معاملات و زندگی،  و غیره.  تحولات ناپیوسته جدید،  با چنان سرعت های پر شتابی عمل می کنند،  که تامین کنندگان پیش مدرنشان،  به زحمت می توانند با آنها همگام بمانند.  زیرا کسانی که از مهارت های مغزی مورد نیاز نیروی کار امروزی برخور دارند،  درصد نسبتاً اندکی می باشند،  بیشتر کسانی که از دانشگاه ها فارغ التحصیل می شوند،  دانش لازم برای ورود به بازار کار و فن این قرن را ندارند،  و فقط مدرک گرایی است.  بنابر این کاهش جمعیت جوان با دانش،  برای ورود به این قرن مسئله مهمی شده است،  اگر برای حل آن اقدامی صورت نگیرد،  عرضه مهارت های مغزی که هم اکنون نیز کافی نیست،  از این هم کمتر می شود،  و کمبود مهارتها تشدید خواهد شد.  برای اینکه از پیشرفت های جدید قرن جدید،  عقب نیافتاد،  باید مهارت های لازم این قرن را،  با هر تلاش ممکن،  به کلاس های درس و آموزشگاه ها و دانشگاه ها کشاند.
. . . ادامه دارد و باز نویسی می شود . . .
کلیک کنید:  پاسخ به شبهات دروغ حمله مغول به ایران
 
اکراه به تغییر
      کمیت بخشیدن به دانایی قرن 21  کار ساده ای نیست،  غالب اندیشمندان نو با کارا نمودن این دانایی مشکل دارند.  ابتدا باید از نظریه یاد گیری شروع کرد،  ما یاد گرفته ایم درسی را روخوانی کنیم،  و سپس آنرا در یک امتحان به نمایش بگذاریم،  و در نهایت دریافته ایم،  که در مدرسه هیچ چیز نیاموخته ایم،  که در خاطر مانده باشد،  بجز این مطلب،  که کسانی بوده اند،  و قبلاً همه چیز دانش را برای ما مهیا کرده اند،  و ما فقط طوطی وار تکرار کرده ایم.  در واقع آموزش های سنتی ما می گویند،  یادگیری چیزی در حدود پاسخگویی به یک پرسش یا حل یک مسئله از پیش شناخته شده است.  هنگامی که سئوالی نداشته باشیم،  به پاسخ هم نیاز نداریم،  و پرسش های دیگران هم سریع فراموش می شوند.
      با نظریه آموزشی صحیح و علمی می توان به دانایی قرن دست یافته،  و می شود براحتی همه چیز را فرموله نمود.  بهترین تصویر از شیوه یاد گیری به مثابه چرخی است،  که به چهار قسمت تقسیم گردیده،:  پرسشها،  نظریه ها،  آزمونها،  تاملات.  این را میتوان به یک چرخه توصیف کرد،  که همواره دور میزند.  در واقع،  مجموعه پرسشی که پاسخ مطلوب خود را دریافت کرده،  آزمون شده و در باره آن تامل شده باشد،  و در نهایت به مجموعه پرسش دیگر منتهی می شود.  این چرخه ویژه آفرینش و زندگی است،  و تماماً برابر علوم و قواعد می باشد.  چنانچه آن را متوقف کرد،  متحجر و نابود کننده است.
      در آموزش های سنتی از این چرخه خبری نیست،  و از آن بی اطلاعند و این چرخ برای کسی نمی چرخد.  انسان متولد می شود که بیاموزد،  کافی است به یک بچه نگاه کنیم تا ببینیم که این چرخه با چه شدتی می چرخد.  بیاندیشید،  چرا با شروع آموزش ابتدایی،  سرعت این چرخش کم می شود،  و هر چه آموزش های سنتی بیشتر،  و فرد بزرگتر می شود،  از سرعت این چرخش کاسته می گردد.  اگر اطلاعات و دانش ما در باره این موضوع بیشتر باشد،  در می یابیم که چرا نسبت به تغییر اکراه داریم،  و در نتیجه برای آنکه به میدان عمل تغییرات کشیده شویم،  به بحران و فاجعه نیاز داریم.  این ویژگی های ما و محیط ماست،  که چرخ را متوقف یا قفل میکند،  به هر حال باید چرخ را شناخت.
   اصل مهم اکتشاف
      ما در مدرسه توانسته ایم فرمولی را حفظ کنیم،  و روزی دگر آن را در ورقه امتحان بنویسیم،  اما بعد از امتحان فراموشش کرده ایم.  دلیل آن نوعی یاد گیری برای پاسخگویی به سئوالات دیگران بود.  گاهی این درس های مدرسه برای عده ای که باهوش ترند پرسش های ناگفته ای مطرح می کند،  که این راز توانایی بشر در سراسر تاریخ و زندگیست.  این پرسش امتحان کلاسی نیست،  بلکه چیزی برای رسیدن به تمایلات یا نیاز به اکتشاف است.  یکی از راه های یافتن پاسخ ممکن و کار آمد برای پرسشها،  چون باز کردن چیزی شبیه یک کتاب تاریخ است،  برای دلیل یافتن آن فرمول یا درسی،  که از حافظه فراگیری در مدارس سنتی فراری کرده،  باید نوشته های آن کتاب تاریخ را گمانه زنی کنیم،  و در باره آن آزادانه تفکر کنیم،  و مجددآً قالب بندی نماییم،  و سرنخها را جستجو کنیم،  و برای پاسخ ممکن تلاش نماییم و به اکتشاف بپردازیم.  اینجاست که متوجه میشویم،  آنچه تاکنون خوانده بودیم دانسته دیگران بود نه تمام دانش.  راه های دیگری هم برای یافتن پاسخ های ممکن وجود دارد،  دوستان خوب که به ما یاد می دهند با هوش خودمان زندگی کنیم،  مربیان استخدام شده شخصی و یا در یک آموزشگاه کارآمد،  یا حتی تخیل  شخصی ما در باره موضوعات.
      آدم هایی که از نظر ذهنی و مالی،  به آنچه که تمدن قرن گذشته به آنها داده راضی اند،  علاقه ای به دانایی قرن 21  ندارند،  بلکه همانطور که قبلاً در قرن سنت گریزی گفتم،  باید زمین زیر پای آنها حرکت کند،  بدون اینکه چیزی متوجه شوند.  عده ای نیز در مرحله پرسش زمین گیر می شوند،  این عده مثل بچه ها به این دلخوشند،  که بپرسند،  چرا،  چگونه،  کی،  کجا،  و به محض آنکه پاسخی دریافت می کنند،  هر پاسخی که باشد، راضی می شوند.  زیرا این پرسش هاست،  که آنها را مجذوب می کند،  نه پاسخها.  آنها یاد نمی گیرند،  و دیگران هم از سوالات آنها چیزی دستگیر شان نم یشود.
. . . ادامه دارد و باز نویسی می شود . . .
   پرسش از عموم:  آیا پرسش های مطرح شده توسط جوانان ایران،  در وبلاگ انوش راوید،  از ثمرات آموزشگاه های سنتی قرن 20 ایران است؟
   عکس مدرسه ای نوین در ابتدای قرن 20 ایران،  بعد از یکصد سال و با وجود تغییرات بزرگ در علم و دانش،  همچنان مدارس ایران به همان سبک اداره می شوند،  عکس شماره 1251.
سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.