اول کار تاریخ نویسی نوین ایرانی

اول کار تاریخ نویسی نوین ایرانی هستیم و تاکنون هیچ اقدام حساب شده علمی برای تاریخ نویسی نوین ایرانی انجام نشده،  می توانیم با درک درست از تاریخ و با درایت،  تاریخ را حساب شده و علمی نگارش جدید کنیم.
اول کار تاریخ نویسی نوین ایرانی
اول کار تاریخ نویسی نوین ایرانی
تصویر انوش راوید در یک سایت تاریخی مهم،  عکس شماره 7629.
 این برگه بشماره 1075 پیوست لینک زیر است:
اول کار تاریخ نویسی نوین ایرانی
لوگو تاریخمند و اندیشه ورز شوید،  عکس شماره 1607.
اول کار تاریخ نویسی نوین ایرانی
اول کار تاریخ نویسی نوین ایرانی
      عزیزان این اول کار است،  من دنبال حقایق تاریخی هستم،  که با دانستن صحیح تاریخ و تاریخ اجتماعی بدرستی می توان به راه آینده ای نوین رفت.  وفاداری به تاریخ و حقیقت ما را به نتایجی می رساند،  که آبروی نتایج قبلی را می برد،  شامپلیون در دویست سال پیش با خواندن خط هیروگلیف مصر باستان به نتایجی رسید،  که آبروی کلیسا رفت،  و در راه روهای قدرت واتیکان دشمنی با او شاید باعث مرگ زود هنگامش شد.
      در کل اکثریت مخاطبان اینترنتی زیر 25 سال هستند،  البته برای تارنمای انوش راوید هم همین گونه است.  آنها شاید در نظر اول و دید ابتدایی نتوانند مطالب را هضم کنند و یا بگیرند،  ولی برایشان راه متفاوتی در نگرش به جهان گشوده می شود.  خودآگاه یا ناخودآگاه بودن این نگرش،  در هوش و تخصص و علاقه افراد قرار گرفته است،  ولی در هر صورت زمان می برد،  بنا بر این اول کار است.
      انوش راوید چون با دید ملی و مردمی نگاه می کند،  می داند تحول در تاریخ اجتماعی و رشد فکری توده ای شرایط خاص خودش را دارد.  شناختن تمناهای موجود کاری است که می بایست علم جغرافی ـ تاریخ،  و زیر مجموعه های آن را در نظر داشت.  در قرن انبوه سازی 20 گرایشات مختلف آکادمیکی شکل گرفته بود،  ولی با دانایی قرن 21 نتایج متفاوت خواهد بود.
      یکی از موضوعاتی که در اینترنت گردی می بینم،  بسیاری اشخاص مقالات مرا کپی می کنند و با نام خودشان جایی پست می کنند،  بدون اینکه چیزی از آن مطلب متوجه شده باشند،  عزیزانی که در باره آن مطلب پرسشی داشته باشند،  نمی توانند به پاسخ خود برسند.  از آن عزیزان کپی کار تقاضا دارم همان گونه که در میان مطالب تارنما نوشته ام استفاده از مطالب من مشکلی ندارد، اما خواهشاً لینک آنرا بگذارید تا بتوانم پرسشها را پاسخ دهم.  تحقیقات وسیعی برای حقیقت در تاریخ دارم که فعلاً از ترس سرنوشت شامپلیون آنها را منتشر نمی کنم،   آینده نتایج خوب واقعی تاریخی را در تارنما پست می کنم،  این اول کار است.
    زمانی که در آن بسر می بریم بزودی به تاریخ می پیوندد،  بسیاری از مردم حال را فقط با اکنون می بینند،  و نمی توانند آنر از آینده نگاه کنند،  که در آن صورت حال تاریخ خواهد بود.  فاشیستها،  نازیستها و شونیستها،  فقط می توانند حال و آینده را در اکنون ببینند،  و هرگز نمی توانند بفهمند بزودی همه چیز تاریخ می شود.
      امروزه عده ای به اصطلاح وطن پرست،  ایران پرست دارند با باند بازی کوچک و بی اهمیتی و ظاهراً به شکل میهن پرستی آرام و خزنده می گویند،  پارسها برتری فوق العاده به همه دارند،  و اگر بتوانند جغرافیای کوچکی از ترک و کرد از ایران خارج کنند و عرب و بلوچ و ترکمن و… را نیز به نوعی کم کنند و براحتی مملکتی با تفکر عظمت طلبی تاریخی و ثروتمند از آن پارس ها باشد،  آنها و هم شکل هایشان در کل منطقه می خواهند در اتحادی با امپریالیست نو و صهیونیسم براحتی به منطقه مسلط شوند و قدرت و جنگ.
      معلوم نیست فرماندهی آنها کجاست اما از کارهای نوچه های آنها در همه جا پیداست کارها و برنامه هایشان چیزی مانند تجزیه طلبی پارس می ماند.  همانطور که در اردوی مجازی ملی و مردمی و جنگ بزرگ جغرافی ـ تاریخ نوشته ام تا کنون تعداد آنها در نظرات تارنما زیر ده نفر است،  آنها بی سواد و کودن هستند،  و درکی از تاریخ ندارند و نمی دانند تاریخ اجتماعی چیست فقط ساده گانه مجری دستوراتی هستند،  که چون برنامه رباط در کله پوکشان قرار داده اند.  ایران بزرگتر از وجود چند تجزیه طلب است.  تعیین کننده مسائل زیر بنایی جامعه تاریخ است،  شبیه سازیهای تاریخی اشتباه ساده گانه و بزرگی است.
      تاریخ شکوهمند ایران پر از ماجراهای شنیدنی و خواندنی است،  و این تاریخ تجزیه طلبی هم از تاریخ ایران است،  و نباید از بررسی و دانستن آن ترسید.  بعد از دریافت نظراتی پیرامون این موضوع تاریخ تجزیه طلبی فارس،  یا ترک و کرد و بلوچ و غیره در تاریخ را می نویسم.  این را باید دانست جامعه صحرای بر هوت نیست،  جامعه تاریخ و زیر بنا دارد این نیست که یه روز آفتابی برای تفریح مردم شلوغ نمایند و شروع به انقلاب انسانی کنند.
      اگر قرار باشد کشوری با یک یا چند وبلاگ یا برنامه ای در رادیو و تلویزیون بهم بخورد،  و یا تجزیه شود آن مملکت را باید ترشی ریخت و در وجودش شک کرد.  جامعه ای که تاریخ و رزومه روشن واقعی دارد،  خود بخود همه چیز آن بصورت ملی و مردمی کنترل می شود،  آنچه که فرهنگی تهاجمی می آورد،  و یا توسط دستگاه های فرهنگی قدرت حاکمه اداره می شوند،  اختلافی با جامعه ایجاد می کند،  که به نفع نمی باشد و توده ها آنرا دفع می کنند،  تاریخ و زیر بنای جامعه حرف اول را می زند.
      دشمنان از داستان دروغ آتش زدن تخت جمشید بدست اسکندر یونانی دروغی سوء استفاده می کنند،  و با تبلیغ شدید،  ایرانی ها را ضعیف و شکست خورده و یا تاریخ ایران باستان را منکر میشوند.  ساده ها که بعضی مثلاً از تاریخ دان های دولتی و دانشگاهی ما هستند،  بخاطر نداشتن فکر تاریخی نمی توانند واقعیتهای تاریخ و حال را بیابند و درک کنند.  گویا سرنوشت ایران دارد به بازی گرفته میشود.  در کتابهای درسی بقدری زیاد دروغهای تاریخ را نوشته اند،  که دیگر کسی نتواند به واقعیت فکر کند.
      این برای اولین بار است که علم جدید جغرافی ـ تاریخ با اندیشه پارسی، گفتار پارسی، کردار پارسی،  پایه گذاری می شود،  دانش با زیر مجموعه هایی چون تاریخ و تاریخ اجتماعی.  البته با قوانین و فرمولهای ویژه ای که تا کنون نبوده اند،  قرن 21 راه کارهای نوینی می طلبد و تمنا و درک جدید هم لازم است.  ما نباید چون قرن 20 باشیم و انبوه داستانها را در پرده نمایش آکادمیکی به عنوان علم پذیرفته و در نهایت دست خالی از عملکردها،  با ادعاهای بزرگ نگاه مان به پایانه های وارداتی باشد.
      قرن نو دانشهای متفاوتی می خواهد که بشر را نجات دهد،  و آن نیز تخصص در تخصص می طلبد،  که هر چه ویژه تر ارایه شوند،  با ابزارهای نو در سازمانهای قرن 21 و آرایش جدید در فدرالیسم علمی.  آنچه مردم تاکنون درباره تاریخ می دانستند،  داستانهای بی پایه و اساسی بود،  که جز به گمراه کشاندن بشریت و جنگ و دشمنی چیزی در آن یافت نمی شد.  روحی نگاه نمودن و احساسی بر خورد کردن از نتایج آن بود،  که نمونه هایی در اردوی مجازی ملی و مردمی نوشتم.
اول کار تاریخ نویسی نوین ایرانی
تاریخ و برنامه های کلی
      تاریخ و تاریخ اجتماعی زیر بنای فکری و تحلیلی،  تمام تئوریسین ها و برنامه نویس های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی است،  اگر آنها از تاریخ بدرستی ندانند،  در برنامه ریزی هایشان اشتباه عمده می کنند.  مانند هیتلر که به دنبال آریایی ها جهانی را به کشتن و ویرنی داد،  صدام برای تکرار جنگ قادسیه،  کشتار و خرابی راه انداخت و خودش نابود شد.  آمریکا که می پنداشت اسکندر مقدونی و چنگیز مغول چه راحت به افغانستان و عراق پیروز شدند،  آمد و کشتن ها راه انداخت و اقتصاد جهان را به نابودی کشاند،  و هزاران هزار مثال دیگر.
      امروز همین اشتباه در داده های تاریخی،  که در ذهن خود آگاه و نا خود آگاه تیوریسین هاست،  دارند با پاکستان بازی می کنند،  شمال آنرا بمب باران کردند تا مسلمانان را تحریک کنند،  و به حرکت علیه دولت مرکزی آن کشور بر انگیزانند،  و دولت آن کشور را با ترفند ضعیف کرده تا شیعه و سنی بازی در منطقه راه بیاندازند.  برای تکرار هیاهو های تاریخی،  مانند امویه و عباسی و محمود غزنوی،  می پندارند که می توانند عربستان را وزنه ای حساب کنند،  و این طرف با ندانستن تاریخ واقعی بازی ساده تری را پیش گرفته است.
      انگشت شماری در باور دروغهای تاریخ اصرار دارند،  و پا فشاری می کنند،  که اسکندر مقدونی و چنگیز مغول و اعراب بیابانی،  به ایران حمله کرده و در ایران بزرگ کشتار کرده.  می خواهند بگویند و باور داشته باشند،  که مبارزان تاریخ ایران تروریست و حشیشی نامیده شده اند،  و یا قهرمانان ایران را در اندازه زیاد و بدی،  رو در روی یکدیگر قرار داده اند،  و آنها را کوچک شمرده و ملت را خیانت کار گفته اند،  مانند بابک خرم دید و افشین و بسیاری دیگر.
      این انگشت شمار مانده در داستان های تاریخی،  نمی توانند اندکی تحلیل کنند،  که برای اولین بار چه کسی دروغ های تاریخی و پرت و پلا ها را گفته،  و چرا چنین نوشته اند،  نقش دشمنان ایران و استعمار و امپریالیسم در این میان چه بوده.  یکی از همین انگشت شمار ساده دل گذشته خواه به من نوشته:  یاوه می گویی و سفسطه می کنی ما درباره تاریخ ایران خیلی زحمت کشیده ایم.
      انوش راوید هم می گوید شما اندک زحمتی نکشیده اید،  دروغهای بی پایه اساس و بدون مدرک تاریخی را،  که چون داستان و افسانه برای ایران بزرگ نوشته اند،  از روی دروغ نامه هایی به نام کتاب تاریخ تکرار کرده و رونویسی کرده اید.  حتی نتوانسته اید اندیشه کنید،  و ذهن پیشرو تاریخی با دانایی قرن 21 را داشته باشید،  که آن دروغ ها را تحلیل کرده و به تاریخ و فرهنگ یادگیری بسپارید.
      تأثیر دروغ هایی مانند،  تاریخ یونان، تاریخ مغول، تاریخ عرب، تاریخ ترک، تاریخ اروپا،  در سرگذشت ایران را باید با دید واقعی نگاه کرد،  برای این منظور مطالعه و پیگیری وبسایت ارگ ایران انوش راوید می تواند کمک بزرگی باشد.  هر گونه داده دروغ از تاریخ ایران بزرگ باعث اشتباه در برنامه ریزی های کلان شده،  و در نهایت صدمات جبران نا پذیری را در پی خواهد داشت.
      وظیفه تاریخ دان تنها ذکر داستان های گذشته نیست،  کار سنگین او اتصال گذشته و آینده است،  این اتصال به تنهایی توسط یک یا چند نفر امکان ندارد،  بلکه باید در سازمان های قرن21 انجام شود.  تاریخ زیر بنای اصلی آینده نگری است،  و اگر تاریخ دانی قبل از مطالعه ارگ ایران در تاریخ و تاریخ اجتماعی اشتباه می کرده،  و در باره دروغ ها تحقیق و تحلیل نمی کرد،  او ندانسته بود.  مانند گفته بسیاری که در نظر های وبلاگ نوشته اند،  که چرا با اینکه ناسیونالیست هستم،  تا کنون به دروغ بودن ها فکر نکردم،  و یا نوشته اند،  با این وبلاگ بخود آمدم و تاریخ را با دید دیگری خواهم دید.
      مهم ترین و سنگین ترین وظیفه در این قرن به عهده تاریخ گویان است،  که باید با سنت گریزی و دانایی قرن 21 داستان های تاریخی را تجزیه و تحلیل نموده،  و با دیدی نو و سبک تاریخ نگاری پارسی نگارش کنند.  برای این منظور باید در فرصت های مناسب و با حوصله تمام این تارنما و لینکهای مربوط به مقالات را مطالعه نمایند.  افرادی که نمی توانند دروغها را دور بریزند،  و می خواهند به هر قیمتی شده آنها را حفظ نمایند و باور داشته باشند،  بزودی از دانش گرایشهای مختلف تاریخی کنار زده خواهند شد.
      بارها نوشته ام،  که اگر این قبیل افراد درک وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران را ندارند،  فوراً خارج شوند،  و در جای دیگری گذران وقت کنند.  این تارنما برای هدر دادن زمان نیست،  برای اشخاصی می باشد،  که می خواهند جدید و جدید تر اندیشه و کار،  تحقیق و تحلیل کنند.  ما برای برداشت دروغها از تاریخ ایران،  نباید روی شانس و امداد غیبی حساب باز کنیم،  بلکه باید با تحقیق و تحلیل، دانستن واقعیتها و سبک کار، هوش و زرنگی،  دشمنان تاریخ و سرگذشت ایران عزیز را شکست دهیم،  و درخت تنومند ایران بزرگ را از چنگال دروغها رهایی بخشیم.
      جهان خواران استعماری را نباید دست کم گرفت،  آنها همیشه دروغ گفته و دروغ می گویند،  می دزدند و غارت می کنند.  در ضمن باید توجه داشت،  اندک اشخاصی که بخواهند مقابل دمکراسی قرن 21 قرار گیرند،  دقیقاً مقابل انبوه جوانان با هوش ایران بزرگ و قاره کهن قرار گرفته،  و خود بخود بی معنی می شوند و بزودی پایان می یابند.  سئوال مهمی که پیش می آید این است،  آن انگشت شمار ناچیز،  که با خواندن و یا دیدن این وبلاگ در دروغ های تاریخی پا فشاری دارند،  و با کوتوله ای تمام قصد مقابل با وبلاگ برداشت دروغ ها از تاریخ را دارند،  چه هستند؟
اول کار تاریخ نویسی نوین ایرانی
 وقتی کم می آورند
      دروغ نویسها وقتی کم می آورند،  سعی می کنند دروغ های بزرگتری بگویند،  بدون اینکه تخصص آن دروغ را داشته باشند،  مانند تمام دروغ هایی که در تاریخ نوشته اند.  با کمی دقت و هوشیاری و استفاده از امکانات تکنولوژی امروزی،  مانند جستجو در اینترنت،  دروغ هر جمله را می توان فهمید،  و به راحتی افشا نمود.  دروغ نویسها چون کارشان پایه و اساس علمی در تاریخ ندارد،  هر کدامشان بنا به سلیقه و دانش اندک خودشان چیزی نوشته اند،  به همین جهت وقتی کتاب دروغی را می خوانیم،  متوجه می شویم که با دروغ مشابه دیگر کلی اختلاف در آمار و غیره دارد.
      آن عده از مردم علاقمند به تاریخ و یا تاریخ دان های الکی،  که نمی توانند دروغها را درک کنند،  و داستان های پرت و پلای بی پایه و اساس و سند و مدرک را تاریخ می دانند،  روز بروز بر تعدادشان کاسته می شود،  و بزودی چنین اشخاصی وجود نخواهند داشت.  ماجرا به این دروغ های تاریخ مورد نظر انوش راوید ختم نمی شود،  باید توجه داشت اصل این دروغ های قدیمی تولید استعمار و سپس امپریالیسم بود.
      اما در ادامه تاریخ سازی و امپریالیسم نو،  تاریخ و سرنوشت های دروغ جدید زاده خواهد شد،  که باید با آنها نیز مبارزه کرد،  دروغ های جدید اساس کشورها بویژه در قاره کهن را هدف قرار داده است.  این نوع نبرد نو پدید بیشتر بخاطر غارت و نفت،  نگهداری حکومت های دست نشانده،  بحران اقتصادی در غرب و سپس پیشرفت های مدنی و اقتصادی در چین و کشو ر های آسیای جنوب شرقی و آسیای جنوبی است.  وظیفه تمام جوانان باهوش ایرانی است،  که این ترفند ها را بشناسند و با تفسیر و تحلیل های عمیق و جامع با آنها مقابله نمایند.
   توجه:  مردم با هوش امروز تحليل و دليل مي خواهند،  كه ريشه در تاريخ و تاريخ اجتماعي داشته باشد،  آنها چون گذشتگان فقط با چند جمله هيچ چيز را نمي پذيرند،  و اگر دشمنان توانايي بيشتري در تحليل و تفسير و گفتن دروغ داشته باشند،  آنوقت گفته هاي كوتاه بدون تعليل هاي علمي ما،  بي تأثير و يا بر عكس مي شود.  اگر هم درصد جوانان باهوش كم باشد،  و يا گفته ها و شنيده ها را سريع بپذيرند،  آنوقت بايد فهميد كشور رشد و تكامل تاريخي خود را بخوبي طي نكرده و عقب افتاده است،  در آن صورت كار و نگرشي متفاوت مي خواهد.  من سعي مي كنم به اين مسائل دقت كنم،  با مطالعه و پيگيري وبسایت ارگ متوجه خواهيد شد،  همچنين آماده بهبود سبك كار خود هم مي باشم.
اول کار تاریخ نویسی نوین ایرانی
تصویر انوش راوید در یک گذرگاه شهر تاریخی در اینجا،  عکس شماره 7232.
      دانا نادان را می شناسد زیرا،  خود زمانی نادان بوده است،  اما نادان دانا را نمی شناسد،  چون هرگز دانا نبوده است.
 ……………
   برچسبها:  اول کار, تاریخ نویسی, نوین ایرانی, برنامه کلی, وقت کم, کم می آورند.
………….
اول کار تاریخ نویسی نوین ایرانی
مستندهای مربوط
مستندهای بیشتر را در آپارات و نماشا لینک آن در ستون کناری ارگ ایران
تفاوت فرهنگی تاریخ اروپا و فرهنگ ایران در کولوسیوم و تخت جمشید دیده می شود، مشروح در http://arq.ir/118
* * * * * * * * * *
……………………….
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  تارنمای ارگ ایران،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین عکسها و مطالب ارگ ایران را بیابید.
   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجوهای ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت دانش مربوطه این تارنما،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و تارنمای دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند.
   ــ  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
پرسشهای خود را ابتدا در جستجوهای تارنما بنویسید،  به احتمال زیاد پاسخ خود را می یابید
جهت آینده ای بهتر دیدگاه خود را بنویسید،  و در گفتگوهای تاریخی و جغرافیایی و اجتماعی شرکت کنید.
برای دریافت فهرست منابع نوشته ها،  در بخش نظرات زیر برگه مورد نظر پیام بگذارید.