تاریخ برف باران سیل خشکسالی در ایران

تاریخ برف باران سیل خشکسالی در ایران یک اصل مهم،  برای پیگیر تاریخ کلی ایران است.  سرزمین ایران بدلیل قرار گرفتن در مرکز کمربند خشک جهان،  باعث میشد همیشه عوامل طبیعی،  تعیین کننده وقایع کشور ایران باشد.  بهمین جهت به این موضوع در تاریخ نویسی نوین ایرانی،  و تاریخ نویسی ارگ ایران توجه شده است.  تاریخ بدون در نظر گرفتن جغرافیای طبیعی ایران،  می شود داستانهای ناباور از تاریخ.  مشروح در لینک زیر

تاریخ برف باران سیل خشکسالی در ایران

تصویر انوش راوید در دریاچه خشک شده بختگان،  عکس شماره 3721.
 این برگه بشماره 337 پیوست لینک زیر است:
لوگو درک و عشق به طبیعت آینده بشر را تضمین میکند،  عکس شماره 1528.
تاریخ برف باران سیل خشکسالی در ایران

گرما و خشکی در ایران

      گَرمش زمین یا گرمایش جهانی یا گرم شدن زمین نام پدیده‌ای است،  که منجر به افزایش میانگین دمای زمین و سطح اقیانوس‌ها شده ‌است.  طی ۱۰۰ سال گذشته،  زمین بطور غیر طبیعی حدود هشت دهم درجه سلسیوس گرمتر شده،  که این موضوع دانشمندان را نگران کرده ‌است.  برخی از دانشمندان معتقدند که دهه‌های پایانی قرن بیستم،  گرم‌ترین سالهای ۴۰۰ سال اخیر بوده‌ است.
      به نظر میرسد فعالیتهای صنعتی در ایجاد این مشکل بسیار مؤثر بوده‌ و به گرم ‌شدن کره زمین کمک میکنند.  از سال ۱۸۸۰ اندازه‌ گیری دمای هوای زمین آغاز شده،  و تاکنون نیز ادامه دارد.  گفته میشود گرم ‌شدن کره زمین،  در سال ۲۱۰۰ باعث خشکسالی شدید،  گرمای سوزان و توفانهای وحشتناک خواهد شد.
      گرمایش زمین تغییرات عمده در اقیانوسها و جریانات آبی ایجاد کرده،  بویژه در اقیانوس اطلس شمالی،  که بیشترین مقدار ابرها و باران های اروپای شمالی و ایران و آسیای میانه را تامین می کند.  یعنی این تغییرات باعث از دست رفتن بخش بزرگی از ابرها و باران های این مناطق شده است.
      اضافه بر این گرمایش و تغییرات زمینی،  کشورهای همسایه ایران،  ورود آبهای سطحی و رودخانه ای به ایران را با سدهای بزرگ بسته اند،  و با زبان خوش و دوستانه حاضر به بازگشایی آنها نیستند.  مانند از دست رفتن سطح آبهای فرات و دجله،  آبگیرها و خورها و جلگه های جنوب ایران و عراق کامل خشک شده،  و کرخه و کارون نیز متعاقب خشک شده،  یا در سیستان و زابل و غیره.
      نتیجه این می شود،  که ایران بدلیل ماهیت خشک آن،  بیشتر از هر کشوری در خطر نابودی قرار دارد.  وظیفه همه مردم است تا شرایط آینده را درک کنند،  و برای راه کارهای کشوری و آینده،  اشخاص دانا و فهمیده و شجاع را انتخاب کنند.  غیر نبرد با تغییرات آب و هوایی و زمین شناسی،  نیازمند جنگ آب با همسایگان نیز هستیم.
تاریخ برف باران سیل خشکسالی در ایران

خشکسالی در ایران

      خشکسالی در ایران نیازمند طرح های بزرگ علمی،  با دید ناسیونالیسم ایرانی است.  گویا دوره های خشکسالی در همه تاریخ ایران وجود داشته است،  و هر دوره تاریخی نسبت به دوره قبل بیشتر و بیشتر و ماندگار تر شده است.  خشکسالی برابر است با بی آبی یا حداقل کم آبی،  و سپس گرانی غذا و بیکاری و بدبختی همه مردم.
      اگر به مراکز جمعیتی و پایتختهای ایران در طول تاریخ دقت کنید،  متوجه می شوید،  پایتختها و مراکز جمعیتی ایران در سه تا دو هزار سال پیش در یک سوم جنوبی کشور بوده است.  در هزار و پانصد تا پانصد سال پیش در یک سوم مرکز ایران بوده،  در پانصد سال گذشته پایتخت های ایران و مراکز جمعیتی به یک سوم شمالی ایران منتقل شده است. 
      انتقال پایتختها و مراکز جمعیتی کشور در طول چهار هزار سال نشان از پیشرفت خشکسالی و عقب نشینی مراکز جمعیتی ایران دارد.  همیشه هم در تاریخ و ادبیات ایران از خشکسالی گفته شده است.  اما خشکسالی قرن بیست و یک ایران،  متفاوت از همه خشکسالی های دوران تاریخی ایران است.  زیرا دخالت انسان در طبیعت و رشد جمعیت باعث مضاعف شدن آن شده است.
      همانطور که گفتم برای مبارزه با خشکسالی ایران،  نیازمند طرحهای بزرگ علمی است،  که فقط با دید ناسیونالیسم واقعی ایران قابل انجام سالم است.  ناسیونالیسم واقعی ایران را بشناسید،  و در راه ایران و ایرانی و آینده ای طراحی شده حرکت کنید.  اغفال ناسیونالیسم و احزاب ساخته و پرداخته امپریالیسم نشویم.
تاریخ برف باران سیل خشکسالی در ایران

ﺩﯾﮕﺮ ﺁﺏ ﻧﯿﺴﺖ

ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﮐﺮﺩﻭﺍﻧﯽ ﭘﺪﺭ ﮐﻮﯾﺮ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ:  "ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﯿﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﺏ ﻧﯿﺴﺖ!"  ﻣﺮﺗﺐ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﮐﻨﻔﺮﺍﻧﺲ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ،  ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯿﺮﻭﻡ !!  ﭼﻮﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ،  ﻭ ﮐﺎﺭ ﺍﺯ ﺳﻤﯿﻨﺎﺭ ﻭ ﮐﻨﻔﺮﺍﻧﺲ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ!
 ﺩﺷﺘﻬﺎﯼ ﮐﺸﻮﺭ ﻧِﺸَﺴﺖ ﮐﺮﺩﻩ،  ﺑﻄﻮﺭ ﻣﺜﺎﻝ ﺳﻄﺢ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺟَﻬﺮﻡ ٥٧٠ ﻣﺘﺮ،  ﺩﺭ ﺭﻓﺴﻨﺠﺎﻥ ٤٥٠ ﻣﺘﺮ ﻭ  ﺩﺭ ﺷﻬﺮﯾﺎﺭ ٣٠٠ ﻣﺘﺮ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ!!
ﺗﺎ 5 ﺳﺎﻝ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ،  ﺟﻨﮓ ﺑﯿﻦ ﺍﺳﺘﺎﻧﻬﺎ ﻭ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺁﺏ،  ﻋﻠﻨﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.
ﺍﻭ می گوید:  ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺁﺏ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻠﻌﯿﺪ.  ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺟﻨﮓ ﺩﺭ "ﺣﻮﺯﻩ ﺁﺏ" ﺍﺳﺖ.  ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻭ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﻭ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﯾﻤﻦ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﺪﺕ ﻧﯿﺴﺖ،  ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺁﺏ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻣﻠﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ!
ﮐﺮﺩﻭﺍﻧﯽ ﺍﺩﺍﻣﻪ می دهد:  ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺼﺮﻑ ﺩﺭﺳﺖ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ‌ﺍﻧﺪ،  ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻪ‌ﺍﻧﺪ ﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﺍﻗﻠﯿﻢ ﺧﺸﮏ ﻭ ﮐﻢ‌ ﺁﺏ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﯿﺎﯾﻨﺪ.
ﮐﺮﺩﻭﺍﻧﯽ می گوید:  ﺟﻨﮓ ﭘﺮﺍﮐﻨﺪﻩ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺧﺰﻧﺪﻩ ﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺁﻥ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻧﻤﯽ‌ﺷﻮﺩ!!
ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺎﺿﺮ ﺍﯾﻦ ﺟﻨﮓ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﭘﺮﺍﮐﻨﺪﻩ ﺭﺥ ﻣیﺩﻫﺪ،  ﺍﻣﺎ ﺗﺎ ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻝ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺷﺎﻫﺪ ﺟﻨﮓ ﻓﺮﺍﮔﯿﺮ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻭ ﺑﯿﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻭ ﺍﺳﺘﺎﻧﻬﺎ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺑﻮﺩ.
ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻭﯼ، ﺍﯾﻦ ﺁﻥ ﺧﻄﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ:  "ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ،  ﻭ ﺑﻌﻀﯽ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭﺍﻥ ﭼﺸﻢ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ"
ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﺸﻨﻪ ﺍﺳﺖ،  ﻭﺭﻭﺩ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﻫﺸﺘﻤﻴﻦ ﺳﺎﻝ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﻰ،  ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﺑﻮﺷﻬﺮ ﻭ ﺍﺳﺘﺎﻧﻬﺎﻯ ﻫﻤﺠﻮﺍﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﻮﺷﻬﺮ،  ﻭ ﻧﻮﺍﺣﻰ ﺟﻨﻮﺏ ﺷﺮﻕ ﻭ ﺷﺮﻕ ﮐﺸﻮﺭ،  ﻃﺒﻖ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎﻯ ﻧﺎﺳﺎ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺍﺯ 8 ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻭﺭﻩ 30 ﺳﺎﻝ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﻰ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻭ ﮐﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﺩﻭﻟﺖ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻧﺒﺎﺷﯿﻢ،  ﺗﺎ ۱۰ﺳﺎﻝ ﺁﺗﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ،  ﮐﺎﻣﻼ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ!
ﻃﺒﻖ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﻧﺎﺳﺎ ﺷﺪﺕ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺣﺪﯼ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﮐﻞ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻣﺤﺾ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﺯﺭﺍﻋﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.
ﺍﮔﺮ ﺗﺪﺍﺑﯿﺮ ﺟﺪﯼ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻧﺸﻮﺩ ﺑﮕﻔﺘﻪ ﻧﺎﺳﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﺸﻮﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺧﺸﮏ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﺸﮏ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ!!  ﻣﺜﻞ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﻣﻐﻮﻟﺴﺘﺎﻥ!
ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﺑﺎﺭﺵ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻫﺮ ﺳﺎﻝ ۸۰۰ ﻣﯿﻠﯿﻤﺘﺮ،  ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﻧﺮﻣﺎﻝ ۲۵۰ ﻣﯿﻠﯿﻤﺘﺮ ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ.  ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺗﺒﺨﯿﺮ ﺁﺏ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ۴ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ،  ﻭ ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﻣﺼﺮﻑ ﺁﺏ ﺗﻮﺳﻂ ﮐﺎﺭﺑﺮﺍﻥ ﺧﺎﻧﮕﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ۲ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ!
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﻓﺎﺟﻌﻪ!  ﮐﻤﯽ ﺑﻬﺶ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ.
……………
   برچسبها:  تاریخ برف, تاریخ باران, تاریخ سیل, تاریخ خشکسالی, خشکی ایران, پایتختهای ایران.
   هشتگها:  #خشکسالی.
…………
تاریخ برف باران سیل خشکسالی در ایران
مستندهای مربوط
مستندهای بیشتر را در آپارات و نماشا لینک آن در ستون کناری ارگ ایران
پیشگیری احتمال وقوع سیل تنکابن از رودخانه غریب در جلگه تنکابن شهرستان تنکابن، مشروح در http://arq.ir/409
* * * * * * * * * *
……………………….
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  تارنمای ارگ ایران،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین عکسها و مطالب ارگ ایران را بیابید.
   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجوهای ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت دانش مربوطه این تارنما،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و تارنمای دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند.
   ــ  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
پرسشهای خود را ابتدا در جستجوهای تارنما بنویسید،  به احتمال زیاد پاسخ خود را می یابید
جهت آینده ای بهتر دیدگاه خود را بنویسید،  و در گفتگوهای تاریخی و جغرافیایی و اجتماعی شرکت کنید.
برای دریافت فهرست منابع نوشته ها،  در بخش نظرات زیر برگه مورد نظر پیام بگذارید.
 
برف تنکابن و کوسه سفید
    با کمی هوشیاری و دقت،  سایه کوسه سفید را در برف تنکابن و شمال ایران دیده اید،  جهت این موضوع که کجا و چگونه این شبح دیده شده و می شود،  مطالعه متن زیر لازم است.
تاریخ برف سیل باران خشکسالی در ایران
برف تنکابن
      حتماً همگان در خبرها از برف سنگین که در شمال ایران و در غرب مازندران و شرق گیلان آمد شنیده اید،  و عکس ها و فیلم های خبری و آماتوری زیادی در اینباره دیده اید.  این یک اتفاق غیر عادی برای این سرزمین بود،  جهت اطلاع بیشتر و دیدن فیلمها و عکسها،  در جستجوها بنویسید "برف تنکابن".  در تاریخ بیاد مانده انسانها،  چنین برف سنگین در تنکابن،  شهری که برف نمی آید یا بارش اندکی دارد،  وجود ندارد،  برفی که ارتفاع آن به یک و نیم تا دو متر رسید.  سادگان گفتند:  خدا را شکر!  بارش برف برکت و رحمت است!  انگار در استان یزد و یا کویر ایران برف آمده،  که شکرگزاری مضاعف می کنند.  ولی در واقع مشکل در تغییر آب و هوایی زمین ما است،  که باعث چنین چیزی شده،  در مرکز ایران که نیازمند برف و باران است،  خشکسالی شدید وجود دارد،  و در شمال ایران برف و سیل است،  و آسیب های دامی و کشاورزی.
      همانگونه که عاقلان و اهل مطالعه می دانند،  در یکی دو دهه گذشته،  بحث از گرمایش و سرمایش و گلخانه ای و غیره زمین زیاد است،  و همه مشکل را در این می دانند،  که باید زمین ما را دوست داشت،  و مواظب آن بود.  ولی افسوس که فرماندهی مردم در این زمین بیچاره،  بدست افراد نالایق در سرمایه داری گرفتار شده است،  و آنها جنگل ها را قطع می کنند،  و حیوانات زمینی و دریایی را قتل عام می کنند،  و با افتخار از این تخریب و انقراض عکس یادگاری می گیرند.  نمونه آن در مقاله کوسه سفید نوشته شده است،  حماقت های سرمایه داری در تخریب و انقراض،  و کوتاهی باشندگان زمین ما در مقابله با این تخریب و انقراض،  جای نگرانی زیادی دارد.
      ما طبیعت دوستان و حافظان زمین ما در ایران،  نمی توانیم و قدرت آنرا نداریم،  به جهان و جهانیان لجام گسیخته،  بگوییم چه کنند و چه نکنند،  ولی امروزه بخوبی می توانیم،  با اندک اشخاص فرهیخته ایرانی،  در این موارد ارتباط برقرار کنیم،  و برای حفظ و نگهداری زمین ما بگوییم و بنویسیم.  در ایران،  مدت ۵۰ سال است،  بجان جنگل های شمال افتاده اند،  و با سرعت درختان تنومند ۳ تا ۴ هزار ساله را قطع می کنند،  و می برند و می دزدند و طبیعت را غارت و لخت می کنند.  مبلغ پول یک درخت نسبت به ارزش آن برای حفظ طبیعت بسیار بسیار اندک یا در واقع هیچ و هیچ است،  فقط با یک بارش برف در منظقه تنکابن می گویند  400 تا ۸۰۰ میلیارد تومان خسارت اولیه وارد آمده است،  و این غیر از خسارات آتی میلیارد دلاری به باغات و میوه ها است،  که این پول چندین هزار برابر از ارزش فروش درختان است،  که تازه به جیب دیگران نامعلوم رفته است.
   ــ  نمرود فکر می کرد،  اشکال در نوع خداست،  و برجی ساخت و خدا را هدف قرار داد،  نمی دانست مشکل از درک او،  و مردم از طبیعت است،  نه نوع خدا.
تاریخ برف سیل باران خشکسالی در ایران
   عکس برف سنگین تنکابن،  جهت دیدن فیلمها و عکسها،  در جستجوها بنویسید "برف تنکابن".  عکس شماره ۷۱۹۰.
روز شماره حادثه برف
   جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲ ــ  ساعت ۶ بعداز ظهر برف شروع به باریدن کرد،  برق از نصف شب قطع شد.
   شنبه ۱۲ ــ  تا صبح امروز حدود ۴۰ سانت برف بارید،  و بارش برف ادامه دارد.  دم درب زیر سایه روشن انبوه پرندگان جمع شده اند و غذا می خواهند،  مقداری نان و خورده برنج به آنها دادم.  تا ساعت یک بعد از ظهر بیشتر از ده بار برق رفت و آمد و ضعیف شد،  تا بالاخره قطع شد،  آب نیز قطع است.  در خیابان هیچ رفت و آمدی نیست.
   یکشنبه ۱۳ ــ  تا صبح امروز ارتفاع برف به بیش از یک متر رسیده است،  بشدت نگران سقف های مردم هستم،  حتی باعث شده بود دیشب بد خواب شوم،  بیشتر آنها از چوب پوسیده است،  سقف خانه و کارگاه من آهنی است،  و خودم آنها را جوشکاری و نسب کرده ام،  و می دانم که خیلی محکم است.  تلفن های ثابت و همراه هم قطع است.  همچنان پرندگان که بر تعداد آنها افزوده شده است،  دم درب جمع شده اند،  آنها بشدت سرما زده شده اند،  که این نشان می دهد در طبیعت آنها چنین اتفاقی وجود نداشته است،  یا پدر بزرگ هایشان چنین حادثه ای ندیده بودند،  که سفارش لازم را به آنها بکنند.  به آنها می گویم کاری از دستم بر نمی آید،  حداقل بروید در انبار من لای موکت ها و کارتن ها بخوابید شاید گرمتر باشد.  فقط می توانم بیش از گذشته بنویسم جنگل ها را تخریب نکنید…،  و درختان را قطع نکنید…،  تا حداقل ما ایرانیان کمی بتوانیم محیط زیست خودمان را حفظ نماییم.
   دوشنبه ۱۴ ـ  ارتفاع برف نشسته در زمین به بیش از یک متر و نیم رسیده است،  سرمای این چند شب به ۵ درجه زیر صفر می رسید،  برای این منطقه خیلی زیادی سر شده است،  اگر در این چند روز برای کسی اتفاقی بیافتد،  تمام خیابانها بسته و برق نیست و خلاصه هیچی نیست.  جوان همسایه روبروی ما روی شیروانی رفته،  و دارد برفها را پارو می کند،  که کار بسیار خطرناکی است،  بخشی از سقف خانه آنها فرو ریخته است.  در خیابان برفی و یخزده،  دو جوان با تفنگ بادی بجان پرندگان کوچک،  که من به آنها غذا می دادم افتاده اند.  این موجودات حتی ۲۰ گرم ارزش غذایی ندارند،  همین وحشی گریها و همین آدمها هستند،  که برای چکاندن ماشه های مرگ از آنها استفاده می شود.
   سه شنبه ۱۵ ــ  ارتفاع برف نشسته به حدود ۱۷۰ سانتیمتر رسیده است،  امروز چند جسد یک نوع از پرندگان کوچک را که دم درب جمع میشدند دیدم،  آنها را ورانداز کردم،  دیدم بر اثر سرما مرده اند.  پرندگانی که با خوردن کرمها نقش آفت کش طبیعی را داشتند.  این چند روز مثل فیلم "دام" شده بودم،  که یک نفر تک و تنها در سیبری یا آلاسکا زندگی می کند،  تجربه جالبی بود.  تمام درختان مرکبات و غیره شکسته،  و در زیر برف ها پنها شده اند،  و براحتی تا دور دست ها دیده می شود،  که قبلاً از روی زمین امکان نداشت.
  چهارشنبه ۱۶ ــ  بارش برف کامل قطع شده است،  هلی کوپتر امداد در آسمان می چرخد،  یکی دو نفر به خیابان زده اند،  تا نان و دارویی و چیزی تهیه کنند،  بطور کلی رفت و آمد نیست.  در این چند روز بخاطر قطع برق و آب مردم خیلی در تنگنا قرار داشتند،  شوفاژها خاموش بود.  من منبع آب ذخیره خوبی داشتم،  و بی آب نبودم،  و وسیله گرمایم بخاری گازی بود،  و خوشبختانه در محل ما گاز قطع نشد،  ولی در بعضی جاها گاز قطع شده بود.  امداد رسانی و باز کردن جاده ها،  از امروز بطور کلی و عمومی آغاز شد،  ساعت ۶ بعداز ظهر برق وصل شد یا آمد.
تاریخ برف سیل باران خشکسالی در ایران
عکس امداد رسانی و دادن امداد نان به مردم،  عکس شماره ۷۱۹۱.
   یادآوری نمایم:  منظور من از وای مصیبت و یا امدارد رسانی یا ضعف های عملکرد در این حادثه نیست،  من می خواهم بگویم دست از سادگی یا به سادگی زدن باید برداشت،  باید اساسی بفکر زمین ما بود،  غفلت از این موضوع مهم،  صدمات جبران ناپذیر به بشر می زند.  طبیعت و زمین ما قویتر و بزرگتر از این حرفهاست،  با ادامه تخریب و انقراض،  زمین ما شکل دیگری بخود خواهد گرفت،  و چه بسا اینبار با بشر بد و دشمن شود،  و این موجود را مانند دایناسورها منقرض کند،  شوخی نیست،  ممکن است خیلی زودتر از تصور ما اتفاق افتد.  ما نباید بگویم سیل گرگان یا پاکستان،  و خشکسالی یزد و نیجر،  به ما مربوط نیست،  در نهایت همه به ما مربوط می شود.  حال که ما با قدرت نمی توانی به جهانیان بگوییم چه بکنند یا نکنند،  ولی حداقل می توانیم بحث های مجازی و عملی راه اندازیم،  و خود را گسترش دهیم و صدایمان را رسا کنیم.  قطع درختان جنگلی شمال ایران،  و ایجاد دوده و گاز های کلخانه ای صنعتی و شهری ایران،  باعث تغییر آب و هوایی مضاعف در ایران شده است.  یخچال های طبیعی کوه های البرز از بین رفته اند،  و…  موارد زیاد است،  همانگونه که گفتم حرف اصلی من این است:
"قطع درختان جنگل های ایران باید متوقف شود،  هر چند که خیلی دیر شده"
تاریخ برف سیل باران خشکسالی در ایران
  عکس بخشی از مردم گیرنده سبد کلا،  عکس شماره ۷۶۵۸.  عدم رسیدگی و هوشیاری و دقت در موارد حفظ زمین و طبیعت،  نتیجه ای جز این نخواهد داشت،  که بخاطر چند عدد تخم مرغ و روغن خارجی،  چنین صحنه هایی ازدهام و… می شود،  که بسیار دیده ایم،  یا به نوعی قحطی،  که یک دلیل آن عدم درک از زمین ما است.
کوسه سفید
      درود بر مردمِ استرالیا که صدایشان را به جهانیان رسانید،  و درود بر آفریقا، آمریکای جنوبی، آسیا و اروپا که پاسخ داده و همنوا شدند.
      استرالیایی ها به روشنی آفتاب نشان دادند که کوسه هایشان را با سیاستمداران بیخرد عوض نمی کنند. حضور دهها هزار نفره در شهرهای مرکزی استرالیا در روز اول فوریۀ ۲۰۱۴ شاهد این جریان بود.
      شایان ذکر است که بزرگترین شکارچیِ آبزی دنیا؛ کوسه های سپید که شوربختانه جمعیتشان به زیر ۳۵۰۰ رسیده است، طبیبان و حکیمانِ آگاه و باهوش اقیانوسها هستند. آنان منتخبین پروردگارند که از عمقهای دست نیافتنی آبها تا به آبهای کم عمقتر نگران سلامت اقیانوس باشند و بدان رسیدگی کنند. بدون آنها نظم جمعیتی و سلامتِ تمامی ماهیان و اکو سیستم آبها بهم خواهد ریخت.
اما انسانِ کوردل چشم بسته و سالی تا صدهزار کوسه را معدوم میکند تا ببلعد
      ممکن است سوال برای یک هم میهن که در حاشیۀ کویر زندگی میکند پیش بیاید که مرا چکار به عمق اقیانوس؟ به طور خلاصه اگر کوسه های عظیم الجثۀ سپید حالشان خوب باشد حال سیارۀ زمین خوب است. اگر حالشان خوب نباشد نشان بیمار بودن سیارۀ مظلوم زمین است.
      دیروز نمایندگانی از طرف غواصان و ورزشکاران اسکیِ رو آب، سیاستمداران، فعالان محیط زیست و شهروندان همصدا شدند که دست از سر ما و کوسه ها بردارید. زمانش رسیده است که سیاستمداران مغزهای بزرگتری و اندیشه های برتری داشته باشند نه آنکه هر چه برسرراهشان است نابود کنند چرا که یا نسبت به آن پدیده نادان و یا وحشت زده اند.  وزیر ایالت غرب استرالیا با این فرمان ابلهانه امنیتِ مردمش را تامین نمیکند بلکه سلامت سیارۀ زمین را به خطر می اندازد.
     کوسه های سپید، این آبزیان نجیب و دوست داشتنی با قدمتی بیش از ۵۰۰ ملیون سال بدون کوچکترین تکامل و دگردیسی در اقیانوسها زیسته اند. آنان چنان کمال خلقتند که نیازی به تغییر و تکامل نداشته اند ولی اکنون تداومشان به خاطر انسانِ نادان، شکم پرست و سود جو در خطر است و آخرینِ آنها در خطر انقراض قرار گرفته. یا انسان باید چشم بگشاید و به زمین احترام بگذارد و یا اینکه نابودی خویش را رقم زده است.  گزینۀ با خودش است، اما دریغ که انسان خودشیفته تر از آن است که بخواهد از خویش مایه بگذارد.
تاریخ برف سیل باران خشکسالی در ایران
   عکس  Paul de Gelder از ورزشکاران اسکی روی آب است،  او دست و پای خود را در سواحل سیدنی، استرالیا در اثر حملۀ کوسه از دست داده است. وی یکی از فعالین حمایت از حقوق و تداوم کوسه هاست و علیه قتل عامشان تلاش میکند. او نگران کوسه ها و تداومشان است:   پروردگارم حافظ این آبزیان مهربان و نجیب و پروقار باشد و از ظلم و ستمِ بشر نادان و نابکار حفظشان کند، آمین.
   هم میهنان عزیز:  خواهشمند است، هر کجا که سوپ بالچۀ کوسه میفروشند و یا گوشتش را؛ تحریم کنید و به این رستورانها نروید. انسان اگر کوسه ها را نبلعد هم زنده میماند. برای شما بلعیدن گوشت کوسه و نهنگ هیچ سودی ندارد. به خزعبلات گوش ندهید.
تاریخ برف سیل باران خشکسالی در ایران
   عکس وزیر ایالت غرب استرالیا، که فرمان قتل عام کوسه ها را صادر کرده است،  اونم قلاب کوسه گیری توی دستش است،  به همین سادگی، با همین حماقت، با همین رذالت، به همین مفتی.
      در ضمن تلاشهای مردمی … تا کنون فقط تا بدانجا نتیجه داده است که حکمِ قتل عام کوسه ها فعلا معلق مانده است و فرمان آتش هنوز صادر نشده.  باشد که قلابهای قتاله گریبانشان گیرد…  به هر حال ما از پای نخواهیم نشست.   با سپاس،  سوزان ضابطی.
داستان موش و مشکل او
      موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید،  به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد همه گفتند:  تله موش مشکل توست،  به ما ربطی ندارد.  ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید،  از مرغ برایش سوپ درست کردند،  گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند،  گاو را برای مراسم ترحیم کشتند،  و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد،  و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر می کرد ….!!
تاریخ برف سیل باران خشکسالی در ایران
عکس موش،  عکس شماره ۷۱۸۳ .
میمون ها و مرد کلاه فروش
      روزی کلاه فروشی از جنگلی می گذشت،   تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند.  لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید.  وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست.  بالای سرش را نگاه کرد،  تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند.  فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد،  در حال فکر کردن سرش را خاراند،  و دید که میمون ها همین کار را کردند.  او کلاه را از سرش برداشت،  و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند.  به فکرش رسید…،  که کلاه خود را روی زمین پرت کند.  لذا این کار را کرد،  میمون ها هم کلاه ها را به طرف زمین پرت کردند،  او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.
      سال های بعد نوه او هم کلاه فروش شد،  پدربزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد،  و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد،  چگونه برخورد کند.  یک روز که او از همان جنگل گذشت،  در زیر درختی استراحت کرد،  و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.  او شروع به خاراندن سرش کرد،  میمون ها هم همان کار را کردند،  او کلاهش را برداشت،  میمون ها هم این کار را کردند.  نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت،  ولی میمون ها این کار را نکردند.  یکی از میمون ها از درخت پایین آمد،  و کلاه را از روی زمین برداشت،  و در گوشی محکمی به او زد،  و گفت:  فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری؟!
تاریخ برف سیل باران خشکسالی در ایران
داستان برج بابل نمرود
    داستان برج نمرود در بسیاری از متون تمدن های کهن از جمله کتب عبری، اسلامی،  یونانی و کابالا آمده است. بنابر توصیفات کتب دینی،  بابل شهری بود که مردم آن به یک زبان واحد سخن می گفتند،  و همگی از شرق به آنجا مهاجرت کرده بودند،  و بابل زادگاه نمرود بود.  گفته شده که نمرود بنیانگذار و پادشاه اولین امپراطوری،  پس از فروکش کردن طوفان نوح بود.  قلمرو حکومت وی شامل شهر های بابل، ورکاء، اکاد و کالنه (بخش هایی از عراق و سوریه کنونی) می شد،  او فرزند زاده هام،  پسر نوح،  مردی جسور و دارای بازوانی نیرومند بود.  او پادشاهی مستبد و ستمگر بود،  و اطاعت از خداوند را نوعی بزدلی به شمار می آورد،  لذا در صدد حذف کامل اعتقادات مذهبی برآمد،  و برای بازداشتن مردم از تقوای الهی راهی جز وابسته کردن مردم به قدرت خود نمی دید.
      نمرود تصمیم گرفت تا برجی بسیار بلند را در شهر بابل بنا کند،  آنقدر بلند که نوک آن در آسمانها باشد،  در نسخه دیگری از داستان که در کتاب مقدس یهود آمده،  جملات زیر از زبان سازندگان برج اضافه شده است:
   خداوند چنین حقی ندارد که دنیای بالاتر را برای خود انتخاب کرده،  و جهان پائین را به ما واگذارد.  بنابر این، ما برای خود برجی ساخته و بر فراز آن بتی با شمشیری در دست قرار می دهیم،  تا چنین به نظر آید که گوئی ما قصد داریم با خداوند بجنگیم.
      در حقیقت نمرود برج بابل را با هدف ضدیت با خدا و نماد حاکمیت انسان بر زمین بنیاد کرد،  خداوند پس از مشاهده ماهیت کفر آمیز آن برج،  به هر شخص زبانی متفاوت داد،  تا آنها به اشتباه افتاده و سردرگم شوند،  و در نهایت از ادامه ساخت برج عاجز گردند.  سپس این مردم در سراسر دنیا پراکنده شدند.  نقل است که برج بابل هرگز کامل نشد.  اصل ماجرا در تاریخ تمدن است،  در رشد جمعیت و عدم توجه به محیط زیست است،  آنها می پنداشتند که خدایان زمینی یا شیاطین،  به خدای آسمانی برتری دارند،  و این خدای آسمانی است که بلا و گشنگی و بدبختی به آنها نازل کرده،  آنها درکی از محیط زیست نداشتند،  درصورتیکه در هزاره های قبلی در تمدن کهن جی درک از طبیعت و احترام به طبیعت وجود داشت.
تاریخ برف سیل باران خشکسالی در ایران
عکس خیالی از برج نمرد در بابل،  عکس شماره ۴۶۲۵.
تاریخ برف سیل باران خشکسالی در ایران
   عکس مجسمه های سنگی جزیره ایستر در اقیانوس آرام،  بخاطر عدم درک از حفظ محیط زیست،  تمام مردم جزیره کشته شدند،  عکس شماره ۴۶۲۶.  قطع درختان جنگلی به منظور ایجاد زمین های کشاورزی و کارها دیگر،  باعث کاهش باران گردید،  و احتمالاً میزان فراورده‌ های کشاورزی را کاهش داد،  جهت اطلاع بیشتر در جستجوها بنویسید "جزیره ایستر".