تپه های مهم تاریخی ایران

تپه های مهم تاریخی ایران
      آثار ماقبل تاریخ و دوران کهن ایران را می توان در تپه های تاریخ یافت،  این قبیل آثار طی حفاری های علمی کشف شده اند.  در آثار ماقبل تاریخ،  اثری از خط و کتابت نیست،  به همین لحاظ اطلاع بر احوال و کردار مردمان قبل از تاریخ مشکل است،  و تنها از روی آثار و ساخته هایشان می توان مطالبی را گفت.  این آثار عمدتاً شامل اشیای گلی، استخوانی،  و در دوران جدیدتر فلزی است.  این صفحه درباره تپه هایی است،  که دارای اهمیت تاریخی هستند،  ولی کمتر از آنها گفته شده است.  تپه هایی مانند حسنلو و سیلک و غیره،  زیاد درباره آنها گفته و نوشته شده است،  دیگر نیازی نیست اینجا بنویسم.
تپه های مهم تاریخی ایران
تصویر انوش راوید در تپه حسنلو،  عکس شماره ۳۴۶۵.
تپه های مهم تاریخی ایران
لوگو با جدیت پیگیر تاریخ ایران باشید،  عکس شماره ۱۶۱۱.
. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .
صفحه 541 پیوست تاریخ و تاریخچه های ایران است.
 تپه های مهم تاریخی ایران
تپه یا تل باکون
     جلگه مرودشت،  یکی از دشت های وسیع ایران است،  که آثار تاریخی زیادی از قدیمی ترین دوران تاریخی تا به امروز را دارد.  یکی از این انبوه آثار تاریخی،  تپه های باکون الف و ب به فاصله تقریبی هزار متر از یکدیگر قرار گرفتند،  که از لحاظ شکل همانند سایر تپه های ماقبل تاریخی مکشوفه در اکثر نقاط ایران هستند،  مانند تپه سیلک کاشان، گیان نهاوند، جعفرآباد شوش، حصار دامغان.
      تپه های باکون در حدود ۳ کیلومتری جنوب غرب تخت جمشید،  موقعیت '۵۳ ° 52 طول جغرافیایی و '۵۵ ° 29 عرض جغرافیایی واقع شده اند ۱۶۱۲ متر از سطح دریا بلندترند و رویهم رفته ۲۷۰ متر طول ، ۲۰۰ متر عرض و ۵ الی ۶ متر ارتفاع دارند و مساحت کل محل نیز ۵۴۰۰۰ مترمربع می باشد .  موقعیت این تپه ها از لحاظ وضعیت زیست محیطی کوهستانی بوده و خاک آن از نوع رسی با پوشش گیاهی عمدتاً شیرین بیان و خارشتر می باشد.
      تپه یا تل باکون به شماره ۱۸۹ در تاریخ ۱۸/۴/۱۳۱۱ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است،  ابتدا در ۱۳۱۲ توسط پروفسور ارنست هرتسفلد کاوش شد.  جدیدترین کاوش توسط دکتر عباس علیزاده در ۱۳۸۳انجام گرفته است،  متاسفانه و یا از جهت بی خیالی،  نتیجه این کاوش هنوز منتشر نشده است.
تپه های مهم تاریخی ایران
تصویر اشیای کشف شده از تل باکون،  عکس شماره ۴۳۱۸.
      هرتسفلد طی عملیات حفاری موفق شد چهار طبقه از چهار دوره را پیدا کند،  طبقه اول که پائین تر از سایر طبقات است،  فاقد ساختمان و خانه بوده و رنگ خاک سیاه و کوفتگی و صلابت آن باعث شد کاوشگران به این نتیجه برسند،  که در این طبقه مردمانی می زیسته اند،  که هنوز با فن خانه سازی آشنا نبوده،  و در زیر چادر بسر می برده اند .  آن طبقه خاک سطح چادر بوده،  که در اثر رفت و آمد و نشست و برخاست مستحکم و کوفته گردیده است.  در طبقه دوم آثار کلبه های محقر روستایی که به لانه بیشتر شباهت دارند تا خانه یافت شد،  این خانه ها کوچک و به یکدیگر متصل و دارای درب های کوتاه و کوچه های باریک برای رفت و آمد بوده است.  استخوانهای بز کوهی در این طبقه یافت شده،  و از ظروف سفالینی که در گوشه اطاقها باقیمانده حدس زده می شود،  که این دهکده در اثر یک حادثه ناگهانی یا در نتیجه طوفان و زلزله و یا تهاجم قبائل دیگری متروک مانده است،  و ساکنین آن همگی لانه و خانه خود را رها کرده و گریخته اند،  دلیل این مدعا آن است،  که هنوز برخی از ظروف و دیزیها روی اجاق باقی مانده اند،  و حتی بقایای مواد غذایی نیز در ته آنها یافت شده است.
      سفال های ظریف و زیبایی که از این تپه بدست آمده،  با ظروف سفالی که از قدیم ترین دوره شوش اول پیدا شده شبیه می باشد،  و دارای قدمتی هزاره سوم خورشیدی ایرانی،  یعنی حدود ۵۰۰۰ سال قبل است.  از آنجا که در تل باکون حتی یک عدد پیکان تیر پیدا نشده،  چنین استنباط کرده اند،  که هنوز تیر و کمان اختراع نشده بود.  با توجه به این که فلزات نیز در این تپه ها بدست نیامده،  می توان گفت که شاید تمدن این منطقه از تمدن شوش قدیمتر است.
      چیزی که علمای فن را بر آن داشت تا این آثار را با اشیاء مکشوفه از شوش هم عصر بدانند،  یکنواختی جنس و شکل سفالهاست و گرنه چنانکه گفته شد پیدا نشدن فلز ممکن بود،  تاریخ این آثار را به پیش از هزاره سوم خورشیدی ایرانی برساند،  در کنار ظروف سفالی مجسمه های کوچک از حیوانات و پرندگان شبیه به بازیچه بچه ها به همراه پیکره هایی از آدمیان یافت شده است.
      نکته شگفت در باب پیکره های انسانی این است که تمامی آنها بدون سر می باشند.  اینها باید بت های کوچک خانگی بوده باشند،  و به احتمال زیاد پیکره های مؤنث به ایزد بانوی مادری آن جامعه ابتدایی تعلق دارد،  که نظام اداره آن بر مادر سالاری استوار بوده است.  این واقعیت که حتی یک پیکره هم پیدا نشده است که سر آن را جدا نکرده باشند،  با تخلیه مجتمع مسکونی تل باکون بی ارتباط نیست،  و از نوعی کیفر و مجازات حکایت می کند.  شاید پیکره بت کوچک خانوادگی نتوانسته یا نخواسته است،  به پرستندگان خود یاری رساند پس سرش را بریده اند.  بر روی این پیکره ها شکل صلیب های شکسته یا نماد های دیگر دیده می شود،  و این می رساند که بومیان فلات ایران در ادوار پیش از تاریخ،  همانند دیگر اقوام و طوایف بدوی خودشان را رنگ می کرده اند.  در طبقات سوم و چهارم تل باکون آثاری شبیه به طبقه دوم پیدا شد،  که چندان واضح و ظریف نیست،  تاریخ آن کمی بعد از اشیاء طبقه دوم بوده،  و تصور می رود سال های زیادی فاصله نداشته باشد.
تپه های مهم تاریخی ایران
تصویر یک مجسمه بدون سر از تل باکون،  عکس شماره ۴۳۱۹.
      سفال های مکشوفه در تل باکون،  جام های آبخوری و سبو های بزرگ ظریف،  که با قلم سیاه خوش رنگی تزئین و با نقوش منظم و طرح های هندسی که حاکی از مهارت و زبردستی استادان فن می‌باشد،  نقاشی و طراحی شده است.  این سفالها فوق العاده ظریف و نازک و مثل پوست تخم مرغ می باشد.  ظرافت و زیبایی آنها بحدی است،  که با ظریفترین ظروف چینی امروز برابری می کنند.  ناگفته نماند از نمونه نشان های بسیار رایج و معمول در نقاشی سفال باکون،  علائم شبیه زتا و زیگمای الفبای یونانی است،  همین نشانها و علائم را در چین آن روزگار می توان یافت،  و بر همین اساس چنین استنباط می شود،  که این دو فرهنگ با هم ارتباط داشته اند.  جهت اطلاع بیشتر به چین استان ایران مراجعه شود.  رنگ این ظروف زرد کم رنگ و نقوش ساخته شده،  روی آنها قلم سیاه است،  و روی بعضی شکل گاو یا بز کوهی نقش شده است.  این همه می رساند،  که در هزاره سوم و چهارم خ،ا مردمان این سرزمین بحد قابل ملاحظه ای آشنا به صنعت بوده و استادان هنرمند داشته اند.
      ساکنین این مجتمع مسکونی با چرخ سفالگری آشنا نبودند،  گرچه وجود تعداد زیادی کوره های سفالگری یافت شده،  در این محوطه دلالت می کند،  که هنوز این صنعت به یک پیشه اختصاصی بدل نشده بود.  باید دانست که صنعت سفال سازی در ایران،  براساس نتایج حفاریها دارای قدمتی بیش از ۶۰۰۰ سال می باشد،  که از آن زمان تاکنون از صنایع ظریفه و مهمترین شعب فنون ساکنین فلات ایران می باشد،  و در هر قرنی و هزاره ای بشکلی آنرا می ساخته اند.
      نقشی که روی ظروف تل باکون از همه نقوش قابل ملاحظه تر است،  نقش گردونه جهان یا صلیب شکسته است،  صلیب های تل باکون آزاد و بی حاشیه،  یا آنکه در دایره ای محصورند،  و گاهی هم درون مربعی جای دارند.  این نماد از جمله اضافات تصادفی در یک طرح شلوغ نیست،  بلکه مضمون اصلی و غالب آن می باشند.
تپه سکلچال یا سگلچال
      در تپه سگلچال آثار فراوان گورها،   که با سنگ های عظیم پوشانده شده اند،  و کوره های فلزکاری و سفالگری با قطعات فراوان سفال روی زمین وجود دارد.  بزرگی این سنگها که مکعب مستطیل کامل هستند،  بطور متوسط حدود ۲۰ در ۱۰۰ در ۲۰۰ سانتیمتر است.  اکثر این گورها توسط جویندگان گنج شکافته شده است،  و صدمه زیادی به این تپه رسیده است.   
      این تپه در موقعیت عکس زیر قرار گرفته و در آن کاوش های قانونی و علمی صورت نگرفته ولی بدست جویندگان گنج غارت شده است.  سگلچال،  که سیاهگلچال هم می گویند،  و درست آن سکل چال یا سکال چال است،  که سکا یا سکل همان اقوام معروف شده به نام سکاها هستند.  در این تپه گور هایی به سبک اقوام سکاها وجود دارد.  شغل این اقوام دامداری و کار با فلزات و ضرب سکه و بویژه ساخت ادوات فلزی کشاورزی و شکار،  مانند داس و بیل و تله غیره بوده است.
عکس ها و مستند بزودی
تصویر هایی از تپه سکال چال،  عکس شماره .
  ــ  سکا چال = سکال + چال = سکل چال = محل اقامت و کار سکاها.
  ــ  چال = گود، میدان، محل.  هنوز بسیاری از پیران تهرانی برای گفتن محل،  از واژه چال استفاده می کنند.
      امروزه در بسیاری از مناطق ایران،  اشخاصی که کارگاه دستی فلزکاری دارند،  و وسایل فلزی کشاورزی درست می کنند،  صقل می گویند،  که تغییر نوشته سکل است.  این واژه ایرانی را نیز مانند بسیاری از واژه های دیگر غیر ایرانی گفته و عربی نامیده اند،  و معنی الکی و من در آوری برای صقل نوشته اند.  امان از دست ایرانیها،  که فرهنگ و زبان غنی خودشان را مفت و از روی کم سوادی واگذار به غیر می کنند.
. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .
مستندهای مربوط
مستندهای بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری
 
    توجه ۱:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه ۲:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.
   توجه ۳:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند.