Skip to main content
 دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی یکی از مهمترین ابزارها برای رشد و تکامل هر جامعه داشتن دستگاه تحلیلهای سیاسی اجتماعی اقتصادی است.  این یک دستگاه پیچیده سخت افزاری مهندسی نیست،  بلکه یک ابزار نرم در دانش عده ای از مردم است.  این عده مردم،  که یک درصد باهوش متخصص را شامل می شوند،  باعث حرکت و جنبش در جامعه هستند.  درباره موضوع هایی مانند فکر و اندیشه و تحلیل،  که مطرح می کنم،  اطلاعات زیادی در کتابها و اینترنت وجود دارد.  قصدم فقط خلاصه گویی با دید دیگر است،  شاید بلکه بتوانم قدرت تحلیل و یا تحلیل گری در مورد دروغ های تاریخ و تاریخ نویسی استعماری را بالاتر ببرم.  متعاقب آن براحتی می شود،  ترفندهای سیاسی استعمار و امپریالیسم را شناخت، و شاید بتوان در آینده کشور را از شر آنها نجات.

دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی

دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی
تصویر انوش راوید و خانم در حرم شاه عبدالعظیم شهر ری،  عکس شماره ۳۵۳۷.
دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی
لوگو پرسشگر و مطالبه گر باشید،  در اینجا،  عکس شماره ۱۶۲۵.
برگه 1145 پیوست مدنی و اجتماعی ایران است.
. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .
 دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی

فکر یا اندیشه

      فکر،  فقط نام یک نرم افزار زمینه است،  و می گویند در مغز و حتی تک تک سلولها قرار دارد،  در بدو تولد هر انسان و موجود،  بنا به تعریف ژنتیک فکر دارد.  همانطورکه گفتم فکر به تنهایی بدون برنامه و خالی است،  در طول زمان و رشد فکر پر از داده ها می شود.
      اندیشه،  می گویند معادل فارسی فکر است،  درصورتیکه خود فکر واژه ای پارسی است.  در هر صورت اندیشه بر خلاف فکر،  یک نرم افزار پر از داده درون فکر است.  این داده ها سمت و سوی اندیشه را تعیین می کنند،  مانند:
      اندیشیدن تحلیلی، اندیشیدن انتقادی، اندیشیدن اجرایی، اندیشیدن راهبردی، اندیشیدن جانبی، اندیشیدن خلاق، اندیشیدن سیستمی، و غیره.
      تفکر،  در ساخت زبان عربی دوران هزار ساله بابلی های کیانی مادی با دین مردوکی،  زبان پارسی را دست کاری کرده،  و واژه های جدید ساختند،  و بعضی در زمان تغییر زبان پارسی به فارسی دری،  وارد زبان فارسی شد،  و خود بخود مفهوم گرفتند،  مانند تفکر.
      تفکر به مفهوم فکر کردن است،  و به هیچ وجه نمی تواند جای اندیشه را بگیرد،  منظورم درس ادبیات پارسی نیست،  بلکه لازم است واژه ها را درست شناخت،  تا در نهایت اشتباه نکرد.
      وقتی مفهوم فکر و اندیشه و تفکر را متوجه نشد،  در نهایت ساده اندیشه و سطحی نگری جامعه را می گیرد.  در فیلم پائین صفحه می بینید،  جوانهایی که باید برای نرم افزار های فکر و اندیشه ارزش قائل باشند،  ارزشی و برکتی که طبیعت به انسان داده است،  به چه سادگی گرفتار پوچی شده اند.
 دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی

جوکهای زشت

      فیلمی در اینترنت پخش شده،  که در آن یک نفر به اسم استاد دانشگاه،  کلی جوک بی ادبی و زشت می گوید،  و سالن دانشگاه پر از دانشجوست،  و در زیر این فیلم نوشته شده  "دکتر انوشه با این جوکهای بی محتوا و مسخره درباره زنان همایش را به مرز انفجار رساند."
      این نتیجه سیستم آموزشی ایران است،  که در آن مفهوم فکر و اندیشه و اندیشه ورزی و در نهایت قدرت تحلیل را گرفته است.
دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی

گردونه تولید استبداد

       اولین کشور و اولین پادشاهی و حکومت بوجود آمده در تاریخ جهان ایران بود،  از ایران تمدن و دانش و اصول لشکری و کشوری طی هزارها به همه جهان رفت.  یعنی دست کم هفت هزار سال سازمان ترکیبی از پادشاه و دین و نظامی،  در قالب حکومت به مردم ایران فرمانروایی کرد.  نمی گویم حکومت کردند،  زیرا یک تشکل بود،  یک سازمان با سه ضلع اصلی بود،  یا مثلثی که مردم در میان آن بودند.
      در کلی می شود استبداد،  استبدادی که در خون و گوشت مردم نفوذ کرده،  با هفت هزار سال،  یا حداقل گذشت دویست نسل،  ژن های جدید بوجود می آید.  استبداد چرخه دارد،  چرخه ای که باز تولید استبداد می شود،  و این استبداد مانع بزرگ بوجود آمدن جامعه مدنی سالم،  مطابق شرایط ساختارهای تاریخی اجتماع می شود.
دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی
      تصویر گردونه تولید استبداد،  باید این گردونه را شناخت،  تا بلکه بشود بگونه ای،  که برای آن دانش و تحلیلی وجود ندارد،  از آن نجات یافت،  عکس شماره ۸۷۴۶.
دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی

سکولاریسم و لائیسیته اروپایی و ایرانیان

      سکولاریسم یا گیتی گرایی یا جدا انگاری دین از سیاست،  عقیده‌ ای مبنی بر جدایی نهاد های حکومتی و کسانی که بر مسند دولت می‌نشینند،  از نهادهای مذهبی و مقام‌ های مذهبی است.  این تفکر به صورت کلی ریشه در عصر روشنگری اروپا دارد.  مفاهیمی مانند جدایی دین از سیاست،  جدایی کلیسا و حکومت در آمریکا،  و لائیسیته در فرانسه و ترکیه،  بر پایه سکولاریسم بنا شده‌اند،  ولی در کشورهایی مانند ایران و عربستان با جدایی دین از سیاست مخالف هستند.
      اهداف و استدلال‌ها برای قبول سکولاریسم بسیار گسترده است.  در لائیسیته اروپایی بحث گردیده،  که سکولاریسم یک جنبش به سوی مدرنیته و دور شدن از ارزش‌های دینی است.  برخی استدلال می‌کنند،  که سکولاریسم در آمریکا بیشتر به حفظ دین از حکومت پرداخته،  و در زمینه اجتماعی کم‌ کارتر بوده‌ است.  سکولاریسم را نخستین شاخصه دوره مدرنیته خوانده‌ اند.  در میان کشورها جنبش‌های سیاسی گوناگون سکولاریسم را به دلایل مختلف پشتیبانی می‌کنند.
      در ایران برداشت‌های متفاوتی از سکولاریسم وجود دارد.  روشنفکران ایرانی بحث در باره آن را ضروری می‌دانند.  اما بحث در این باره خیلی کم است.  بیشتر افرادی که به دین اهانت می کنند،  خود را سکولار می دانند،  یعنی حتی مفهوم سکولاریسم را متوجه نشده اند.  یکنفر دین دار می تواند سکولار باشد.
      بیشتر مردم سکولار در ایران،  فاقد دانش های سیاسی و اجتماعی سکولار هستند،  و نمی توانند بگویند در زیر مجموعه چه مکتب سیاسی،  و یا دانش خاص اجتماعی هستند.
      بیشتر فعالیت سکولاری در ایران سطحی و به ظاهر سازی های غربی متکی است،  و به عمق بینش و تلاش های سیاسی و اجتماعی سکولار غرب توجه ندارند.  ما در ایران هنوز یک نشریه که بتواند سکولاریسم در ایران را آموزش عمیق دهد نداریم.
      درباره تاریخ سکولاریسم در ایران مطالب زیادی گفته نشده،  در اینباره نیازمند تحقیق و تحلیل های تاریخی می باشیم.  در دوران باستان با وجود مانند کتیبه کرتیر،  نشان از عدم موفقیت سکولاریسم بوده است.  دوران صفوی دستگاه روحانیت و مذهب از دستگاه حکومتی کاملاً جدا بود،  و روحانیت هرگز به اینکه جزوی از دستگاه حکومتی شوند تن ندادند.
      علی‌رغم همه تلاش نظام ایران در جهت دینی کردن حکومت و مردم،  عوارض جانبی عملکردها و سبک اداره کشور،  به طور ناخودآگاه گام بزرگی در سکولاریزه‌ شدنِ ذهنیت و رفتار اجتماعی ایرانیان است.  رای و رفتار مردم و حکومت،  مطالبه بیشتری برای دولت سکولار منجر شده است.
  دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی
تفاوت دمکراسی با آزادی
      در بسیاری از نوشته هایم از دمکراسی و آزادی استفاده کردم،  برای برخی همیشه پرسش آمده و حتی عده ای می گویند چرا می گویید دمکراسی،  که واژه ای غربی است،  بگویید آزادی.  در صورتیکه این دو واژه در معنی و عمل و با هم  کامل متفاوت هستند.  من بنا به نیاز معنی در متن مربوطه،  از هر یک استفاده می کنم.
 دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی
دموکراسی
      دموکراسی که مردمسالاری هم می گویند،  یک روش حکومتی مخالف دیکتاتوری است.  از معنی دمکراسی برای مدیریت کم خطا در کشورداری استفاده می شود.  در دمکراسی فرد یا گروهی خاص حکومت نمی‌کند،  بلکه مردم با شرایط خاص دمکراسی کشورشان حکومت می‌کنند.  دموکراسی گونه های متفاوتی دارد،  در کشورهای مختلف شاهد چند گانگی دموکراسی هستیم.
      میان انواع گوناگون دموکراسی،  تفاوت‌ های بنیادین وجود دارد.  بعضی از آنها نمایندگی و قدرت بیشتری در اختیار شهروندان می‌گذارند.  اگر در یک دموکراسی،  قانونگذاری دقیق برای جلوگیری از تقسیم نامتعادل قدرت سیاسی صورت نگیرد،  مثلاً تفکیک قوا نشود،  یک شاخه نظام حاکم ممکن است بتواند قدرت و امکانات زیادی را در اختیار بگیرد.
      در هر صورت دمکراسی در قرن جدید تعریف خاص این قرن را دارد،  ابتدا وجود احزاب قدرتمند مدرن است،  سپس تشکیل حکومت پارلمانی و انتخاباتی بر اساس آرای مردم.  کشوری که در آن احزاب قدرتمند مدرن امروزی وجود نداشته باشند،  فاقد دمکراسی است.  اگر در اینگونه کشورها انتخابات و پارلمان هم باشد،  یک دمکراسی ظاهر سازی شده است.  
      درباره ریشه یابی واژه دمکراسی مطابق معمول بی توجهی و کم کاری ادیبان ایران نوشته اند:
      دموکراسی در اصل واژه‌ای یونانی است،  که از دو واژه کوتاه‌تر دموس و کراتوس تشکیل شده است.  هر دو اصطلاح چند معنی دارند:
      دموس می‌تواند هم به معنای کلیه شهروندانی باشد،  که در پولیس یا دولت- شهر زندگی می‌کنند،  و هم به معنای اراذل و اوباش یا توده عوام یا قشرهای فرودست بکار رود.  کراتوس می‌تواند هم به معنای قدرت،  و هم به معنای قانون باشد،  که این دو معنای یکسانی ندارند.
   نظر انوش راوید:  همانطور که می بینید نمی توانند آنرا ریشه یابی در زبان یونانی اروپایی شان کنند،  و کلی می تواند این باشد یا آن باشد می گویند،  تا بلکه چیزی بعنوان ریشه یابی سرهم کنند،  و بگویند اینهم از ما اروپایی هاست،  نه از ایران.
  ــ  دمکراسی = دمو + کراسی = کرسی دم زدن،  جایگاه گفتگو.
      دمکراسی یک واژه کاملاً ایرانی،  با سابقه تاریخی طولانی در تاریخ ایران است.  دمکراسی یک واژه دارای بار فاعل است.
 دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی
   عکس سالن دمکراسی در تپه حسنلو،  دور آن کرسی است،  و کلی شرایط یک مکان مجلس یا لویی جرگه گفتگو را دارد.  عکس شماره ۴۸۱۵.
      درباره تاریخ دمکراسی در اروپا هم کلی سخن پراکنی کرده اند،  که از نظر من فاقد ارزش علمی تاریخی است،  و باید با دید تاریخ نویسی ایرانی آنها را بازنویسی کرد.  منظور من در اینجا گفتن از تاریخ دمکراسی نیست،  بلکه سیستم دمکراسی در قرن جدید و تفاوت آن با آزادی در وبلاگ نویسی ارگ ایران است.
 دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی
آزادی
      آزادی همانطور که از نامش پیداست،  یعنی آزادی،  این آزادی می تواند هر چیزی در یک جامعه باشد،  آزادی سیاسی،  آزادی اندیشه و قلم، آزادی پوشش،  آزادی دزدی و اختلاس،  آزادی بانک و مالی،  آزادی مسافرت،  آزادی دین،  آزادی تظاهرات،  آزادی حمل اسلحه،  و خیلی از آزادیهای دیگر.
      آزادی به مفهوم ایجاد جلسه گفتگو برای حکومت نیست،  بلکه یک واژه دارای بار صفت است،  برای ایجاد مفهوم به یک فاعل.  من در جملات و متن هایم از واژه ها،  بنا به تعریف های کامل از آنها استفاده می کنم،  نه صرفاً آنچه که اصطلاح و عمومی شده است.
   مثال ۱:  دمکراسی در کشور هندوستان در حد بالایی وجود دارد.  این دمکراسی آزادیهای سیاسی و دینی و اندیشه و قلم و پوشش، آزادی تعدادی از مواد مخدر،  و خیلی از آزادیها را بمردم می دهد.  ولی تعدادی از آزادیها مانند آزادی حمل اسلحه،  آزادی دزدی و اختلاس را بمردم نمی دهد.
   مثال ۲:  دمکراسی در کشور ایلات متحده آمریکا در حد بالایی است،  تمام آزادیها را بمردم می دهد منجمله حمل اسلحه،  ولی حمل مواد مخدر آزاد نیست.  دمکراسی در این کشور تحت پوشش تبلیغاتی یک درصد بالایی جامعه قرار دارد،  بخاطر همین پایین تر از دمکراسی کشور هندوستان است.
      در یک کشور که دمکراسی با تعریف قرن جدید را دارد،  پارلمان مقدار و نوع آزادیها را تعیین می کند.  این نیست که حتماً می توان همه گونه آزادی را در دمکراسی داشت،  گاه انواع آزادی محدود و تعریف شده هستند.  این مقدار را همان احزاب در گرایش های سیاسی طبقاتی،  که قبلاً گفتم تعیین می کنند.  احزاب با کار حزبی مدرن،  و شرکت در انتخابات و پیروزی و پارلمان،  برنامه خودشان را پیش می برند.
 دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی
دیکتاتوری
      دیکتاتوری  یا استبدادی،  نوعی حاکمیت قدرت مداری است،  که قوانین در آن توسط یک فرد تعریف می‌گردد.
      از دیدگاه برخی از پژوهندگان،  دیکتاتوری حکومتی است،  که قدرت اداره بدون رضایت افراد تحت حاکمیت است،  تقریباً در همهٔ جنبه‌ها و رفتارهای دولتی کشوری و خصوصی مردم،  زیر نظر یک رهبر می باشند.
      دیکتاتوری حکومت بدون رضایت مردم است،  و در مقابل دموکراسی قرار دارد.  حکومت دیکتاتوری ویژگی‌های زیر را دارد:
  نداشتن مردم سالاری.
  انحصار قدرت در دست یک نفر.
  نبودن قاعده و قانونی برای جانشینی.
  آزادی بیان بین مردم وجود نداشته باشد.
  به‌کار بردن قدرت در جهت منافع گروه اندک.
  به دست آوردن قدرت دولت با شکستن قوانین پیشین.
  به‌کار بردن ترور به‌عنوان وسیله اصلی کار بستِ قدرت.
  فرمان‌برداری مردم از قدرت دولت تنها به سبب ترس از آن.
  در کار نبودن هیچ قانون یا سنتی که کردار فرمانروا (یا فرمانروایان) را محدود کند،  یا آنکه فرمانروا با قدرت نامحدود خود آنها را زیر پا بگذارد.
 دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی
مهمترین های دیکتاتوری
      مهمترین ابزار حفظ دیکتاتوری حداقل سیر کردن شکم تمام مردم است.  درصورتیکه دیکتاتوری نتواند این مهم را برآورد کند،  با خطر قطعی سقوط روبرو می شود.
      حتی برده دار ها هم نسبت به سیر کردن شکم بردگان اقدام می کردند،  زیرا می دانستند درصورت عدم این مهم شورش بردگان را در پی دارد.
      در طول تاریخ کشورهای دیکتاتوری یکی بعد از دیگری افتادند.  اما چون رشد و تکامل تاریخ اجتماعی به مرحله درک دمکراسی نرسیده بود،  دیکتاتوری دیگر جای قبلی را می گرفت.
      داشتن درک دمکراسی و شرایط مردم سالاری،  باعث از بین رفتن فضای دیکتاتوری در ادامه تاریخ اجتماعی هر ملت و کشور می شود.
 دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی
دیکتاتور
      دیکتاتور یک رهبر سیاسی است،  که دارای قدرت مطلق است.  کشوری که توسط دیکتاتور حکومت می‌شود،  دیکتاتوری نامیده می‌شود.
      کلمه دیکتاتور برگرفته از عنوان قاضی‌ها در جمهوری روم است،  که در مواقع اضطراری به منظور حکومت بر جمهوری،  توسط سنای روم تعیین می‌شد.
      دیکتاتور به فرمانروا و در مواردی به پایه‌گذار یک نظام حکومتی استبدادی اطلاق می‌شد.
      معنای این واژه در تعاریف جدید خود در بسیاری از مواقع با بی رحمی و ستم همراه می‌گردد.
      دیکتاتور در واژه به معنی "کسی که دیکته می‌کند"،  است.  در ابتدا اشاره به مجری یک ساز و کار خاصّ حکومتی در روم باستان بود،  که دیکتاتوری نام داشت.
      دیکتاتور در معنای جدید به معنی فرمانروا های خود رای و مطلق‌العنان است.
      دیکتاتور ‌های معاصر اغلب یا به عنوان رهبر یک حزب یا به کمک پیروان خود از طریق شورش یا کودتا حکومت را بدست می‌گیرند.  یا از طریق قانون اساسی بر سر کار می‌آیند،  و به تدریج حکومت دیکتاتوری به وجود می‌آورند.
      دیکتاتورها نوعاً به اتکاء یک حزب رسمی،  و کمک پلیس مخفی و تبلیغات شدید،  به حکومت ادامه می‌دهند.  
      دیکتاتورها برای اداره حکومت دیکتاتوری خود،  وابسته شدید به استعمار و امپریالیسم می باشند،  و فرمانبردار علنی یا مخفی استعمار و امپریالیسم هستند.
دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی
طبقات اجتماعی در ایران
      درباره طبقه های اجتماعی زیاد گفته و نوشته اند،  بررسی تاریخی این طبقات بیشتر از ظلم و ستم به پائین دستها و توطئه و قتل در بالا دستها است.  درصورتیکه رشد و تکامل تمدن در دل همین طبقات،  و تلاش های مکرر مردم برای رسیدن به طبقه بالاتر،  و طبقات بالاتر برای حذف یکدیگر است.
      نمی خواهم درس علوم اجتماعی بدهم،  منظور اندکی گفتن در جهت اهداف ارگ ایران است.  در هرصورت هر شخص باید بداند،  در جمع کدام طبقه اجتماعی و کدام گرایش اجتماعی و سیاسی قرار دارد.  دانستن این مهم باعث می شود،  مطالعه و تحقیقها و تحلیلها و استراتژی خود را چگونه سازمان دهد.  در غیر اینصورت،  با عدم موفقیت در درک دانش تاریخ،  و موارد اجتماعی و اقتصادی و سیاسی مواجه خواهد شد.
      طبقه بالا دست ــ  یا بگفته خودشان ژن خوب،  در تمام دنیا مانند ترامپ یانکی خود را دارنده ژن خوب می دانند.  این طبقه بخش کوچکی از جمعیت را تشکیل می دهد،   و یک درصدی ها مشهور هستند.  این طبقه شامل سرمایه دارها و افراد حکومت همراه آقازاده ها و صاحبان ثروت و مکنت است.  از معافیت های زیادی در کشور برخوردار هستند،  که بخش های زیادی از رانتها و معافیها از دید ۹۹ درصدی مخفی است.
طبقه پائین دست که به نود و نه درصدیها معروف است،  این طبقه شامل دو طبقه زیر است:
   طبقه متوسط یا میانی ــ  این طبقه شامل سرمایه داران کوچک محلی و کارمندان عالی،  بخش هایی از پزشکان،  روحانیون جزء،  مدیران وابسته را تشکیل می دهد.  در ایران آمار برای این طبقه نیست،  اما به تخمین من حدود پانزده درصد از کل جمعیت را شامل می شود.
   طبقه کارگر ــ  این طبقه از کارکنان و کارگران یدی دولت و بخش های خصوصی،  و کشاورزان و بیکاران تشکیل شده است.  مارکس ایشان را پرولتاریا نامید.  برای این طبقه نیز آماری در ایران وجود ندارد،  بنا به حساب دو طبقه بالاتر،  می شوند حدود ۸۵ درصد جمعیت کشور.
   دقت سیاسی ــ  گرایش های عمده دینسالار و سکولار،  در هر کدام از طبقات اجتماعی فوق وجود دارد.  هر کدام از این دو گرایش نیز شامل زیر مجموعه های زیادی است.  تعداد گرایش های سیاسی در دین سالارها،  کمتر از تعداد گرایشهای سیاسی در سکولارهاست.
   پرسش آرش:  بگویید یک فرد با چقدر درآمد،  در چه طبقه ای قرار داده می شود؟
   پاسخ انوش راوید:  البته همانطور که در ابتدا گفتم،  منظور من آموزش علوم اجتماعی و اقتصادی نیست،  بلکه هدف من در جهت وبلاگم است.  زیرا دانستن و خواندن و نوشتن تاریخ،  نیازمند است هر شخص طبقه اجتماعی و گرایش سیاسی و اجتماعی خود و نویسنده را بداند.  در غیر اینصورت براحتی اغفال دروغ های تاریخی و اجتماعی و سیاسی می شود.
      بمنظور تعیین جایگاه اجتماعی ،  مهمتر از همه مقدار درآمد و نفوذ درآمدی است،  و برای تعیین آن و قرار دادن در جدول های طبقه اجتماعی،  دو روش وجود دارد.
    یک ــ  می توان به آمار رسمی مرکز آمار مراجعه کرد،  که از نظر من قابل اطمینان نیست،  بهتر است محقق اقتصادی اجتماعی،  تحقیق میدانی کند.
    دوم ــ  تولید های ناخالص و خالص و درآمد سرانه را تقسیم بر جمعیت کند.  این ارقام را می توان در اینترنت بدست آورد.
   هرم جمعتی که بر اساس برآورد شخصی،  از مطالعات اجتماعی و میدانی بدست آورده ام.  البته در اینگونه پژوهشها از نویسندگان،  تفاوتهایی زیادی دیده می شود،  ولی در کل همانند هستند.
   جدول هرم یا مثلث جمعیتی
جدول هرم یا مثلث جمعیتی،  طبقات اجتماعی ایران،  عکس شماره ۸۷۵۴.
جدول هرم یا مثلث ثروتی  
جدول هرم یا مثلث ثروتی،  طبقات اجتماعی ایران،  عکس شماره ۸۷۵۵.
   ادامه پرسش آرش:  چگونه درآمد سرانه را تقسیم بر جمعیت کنیم،  که درآمد دهکها بدست آید.
   پاسخ انوش راوید:  این جدولها را بر اساس جدول هایی طرح شده در کتاب های جامعه شناسی و طبقات اجتماعی و اقتصادی کشیدم.  منتها رقمها را بدلیل عدم شفافیت حذف کردم،  و بجای آن نوشتم اوج بی حساب.  زیرا هدف من ارائه علم در این موضوع نبود،  بلکه دادن دید برای شناخت طبقات اجتماعی بود.
      جدولها برای همین است،  که بتوانیم تا حدودی ببینم،  که طبقات اجتماعی در چه وضع اقتصادی هستند.
      در بعضی از آمارها آمده،  یک درصد بالا،  50 درصد از تولید را در اختیار دارند.  14 درصد بعدی ۲۵ درصد را در اختیار دارند.  85 درصد نیز ۲۵ درصد را در اختیار دارند.
      حال بطور مثال تولید نا خالص داخلی ایران طبق آمار را ۴۲۰ هزار میلیون دلار حساب کنیم،  و تقسیم بر دو،  و سپس تقسیم بر یک درصد جمعیت کشور کنیم،  رقم سرسام آور بدست آمده،  می شود درآمد سرانه یک درصد بالا.  بترتیب می توان برای همه طبقات و دهکها از این روش استفاده کرد.  با این حساب می توان تعیین کرد،  که هر شخص در کدام دهک و یا طبقه اجتماعی قرار دارد،  من که در دهک پائین هستم.
 دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی
گذر به ناسیونالیسم
      حرفهای یک کمونیست قدیمی بنام سیامک ستوده را گوش دادم،  از حرفهای این بابا خوشم نمی آید،  زیرا بشدت به ناسیونالیسم ایرانی و کوروش بزرگ و داریوش و دیگر اشخاص بزرگ تاریخ ایران می پرد یا حتی اهانت.
      اما این بار حرف های او جالب بود،  گفت که کمونیست های ایران،  جا مانده در دوران اندیشه چریکی هستند،  و از نوشتن و تحلیل کردن دوری می کنند،  و گفت،  کار کمونیستها دیگر جلو رونده نیست.  وی در ادامه گفت،  اما ناسیونالسیت های ایرانی،  بخوبی کار و تلاش و خود را پیدا می کنند،  و جهت دار گسترش می یابند و مقداری از این حرفها زد.
   نظر انوش راوید:  در این چند هفته گذشته می بینم بخشی از کمونیست های ایرانی،  دست به یک چرخش استراتژیک زده اند،  و بسوی ناسیونالیسم ایرانی تمایل پیدا کرده اند.  در این میان از دکتر محمد مصدق تعریف می کنند،  و به نوعی سعی می کنند،  جذب کننده ایرانیها باشند.
      من بارها در این طرف و آنطرف اینترنت،  و یا حتی حضوری با کمونیستها برخورد داشتم،  که گاه اهانت بمن ختم می شد.  بسیاری از آنها،  هر ناسیونالیسم ایرانی را یک ناسیونالیسم از پیش تعیین شده امپریالیسم می دانند،  و نمی توانند تفاوت ناسیونالیسم ایرانی را با ناسیونالیسم امپریالیسم ساخته تشخیص و تفکیک دهند.
      مثلاً  در صحبت های حمید تقوایی و یا آذر ماجدی و امثال،  دشمنی آشکار با ناسیونالیسم ایران و کوروش بزرگ موج می زند.  آنها فکر می کنند هر ناسیونالیسم نژادپرست است،  و به فاشیسم ختم می شود.  در صحبتهای بسیاری از آنها این را بوضوح شنیدم،  و در یوتوب و فیسبوک و اینطرف و آنطرف برایشان پیام گذاشتم،  که ناسیونالیسم واقعی متفاوت از ناسیونالیسم و یا حزب های امپریالیسم ساخته است.
      جهت اطلاع باید بگویم سوسیالیسمِ در ذات ناسیونالیسم ایرانی نهفته است،  از روستاهای اشتراکی تاریخی،  تا همدلی ها و همدمی های متعدد،  که در تمام جشنهای ایرانی بخوبی پیداست.  از زندگی قبیله ای تاریخی ایرانی،  که وجه آشکار سوسیالیسم پیشرفته بود،  که تاریخ بخوبی آن را ندید.  ولی با پیشرفت و پیشروی سرمایه داری استعماری،  استعمارگران با قدرت تمام در نابودی ناسیونالیسم واقعی ایرانی اقدام کردند.
بپرسید و نظر دهید،  تا در بهبود نوشته های ارگ ایران کمک شود.
دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی
تاریخ انقلاب در ایران
      همه شاهدیم اینروزها در شهر های ایران،  حرکت خیابانی یا شاید قیامی در جریان است،  که بعضی آنرا دشمنی و نفوذ خارجی می دانند،  بعضی آنرا در جهت اهداف خودشان می بینند.  کشور ایران از ابتدای تاریخ سرزمین قیام و انقلاب بود،  بسیاری از این انقلابها را از تاریخ ایران دزدیدند،  و از آنها تاریخی برای کشورهای دیگر درست کردند.  در هر صورت قیامها و انقلابها ایران،  بوجود آورند رشد و تکامل تمدن در ایران و جهان بودند.
      انقلابهای تاریخ ایران زیاد بودند،  مهمترین آنها را در وبلاگ ارگ ایران بررسی کرده و نوشته ایم.  انقلاب اسکندر اشکانی،  که با دین میترایی باعث فرو ریختن هخامنشیان شد،  و بنام یونانی ربودند.  انقلاب تاجیکها که به اشتباه تازی های عرب می گویند،  و باعث فرو ریختن ساسانیان شد،  و بنام عرب ربودند.  انقلاب مغولی که باعث فرو ریختن خلافت های بغداد شد،  و بنام کشور مغولستان ربودند.  انقلاب زحمتکشان و کارگران ایران،  که باعث فرو ریختن صفویه شد،  و بنام افغانستانی از تاریخ ایران ربودند.  انقلاب بهمن ۵۷ که باعث ریختن خاندان پهلوی شد.
      این انقلابها در زمانی های غیر قابل انتظار انجام شد،  زمان هایی که آن حکومتها فکر می کردند در اوج قدرت هستند،  و البته به ظاهر در اوج قدرت هم بودند.  ندانستن درست از تاریخ ایران،  و ندانستن قدرت و انرژی انقلاب در ایران،  باعث می شود،  که حکام در طول تاریخ متوجه این مهم نباشند.  با دروغ های تاریخ که در ارگ ایران از آنها زیاد نوشته ام،  نگذاشتند که حکام ایران متوجه واقعیتها تاریخ شوند.
      در گذشته های تاریخی،  انقلاب های ایران بدون نفوذ استعمار و امپریالیسم بود،  ولی از ابتدای قرن ۲۰ نفوذ آنها باعث شد،  نتیجه های انقلاب مردم به کج راهه کشیده شود،  و تأثیر جهانی آن از بین برود.  انقلابها در گذشته های دورتر در زمانهای طولانی تری بوقوع می پیوست،  و هر چه زمان به درک و دانش بیشتری در قرون جدیدتر می انجامد،  فاصله زمانی انقلاب کمتر شده است.
      درباره تأثیر جهانی انقلاب های تاریخی ایران،  که باعث رشد و تکامل تمدن بوده است،  در ارگ ایران زیاد نوشتم.  مانند انقلاب اسکندر اشکانی تاریخ تمدن را از شاه خدایی به سازمان قبیله رشد و ارتقاء داد.  انقلاب تاجیکها بر ساسانیان تاریخ تمدن را به سمت سازمان قبیله ای دینی برد.  انقلاب مغول باعث شد تمدن به دوره نو فئودالی وارد شود.  برای تمام این موارد ده ها پست در ارگ ایران نوشته شده است.
      همانطور که اهل تاریخ می دانند،  در ایران قیام و انقلاب زیاد بوده است،  ولی در وبلاگ ارگ ایران فقط به چند مورد اصلی آنها پرداخته شده است.  انقلاب های ایران همه با توانایی ناسیونالیسم ایرانی،  و گاه دارای حاشیه های مختلف بودند.  در تمام قیامها و انقلابهای تاریخ ایران،  ناسیونالیسم ایرانی بوضوح دیده می شود،  نمونه آن در شاهنامه و فریدون و ضحاک وجود دارد.
 دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی
تعریف شورش
       به معنای به هیجان آمدن، آشفتن و پریشان کردن است و در اصطلاح اقدام همراه با خشونت دسته‌ای از افراد که در مقابله با نظام حاکم بر هر مجموعه‌ای اتفاق می‌افتد و همواره بی‌نظمی و ناامنی با خود به همراه دارد.  عمل مقابل شورش، سرکوب است. گاه به عبارت‌هایی نظیر اغتشاش، عصیان یا انقلاب نیز اطلاق می‌گردد.
دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی یکی از مهمترین ابزارها برای رشد و تکامل هر جامعه داشتن دستگاه تحلیلهای سیاسی اجتماعی اقتصادی است
تصویر نقش برجسته سنگ آهک از کاخ شمال آشوربانیپال در نینوا،  عکس شماره 7373.
#دیکتاتوری یا #استبداد و #خودکامگی و #تکسالاری و #قدرتمداری شکلی از #حاکمیت است.  در تعریف آن آمده قوانینی که یک شخص را در اصل قرار میدهد.  دیکتاتوری در ذهنیت مردم یک جامعه است،  نه در ذهنیت یک فرد،  و از بدو پیدایش تمدنهای اولیه بوجود آمد.  مردم دیکتاتور پذیر،  دیکتاتور را میسازند،  دیکتاتور مردم را نمیسازد.  اول و همیشه مردم هستند،  و حکومت را بنا به مقدار درک و دانش و نیاز،  تعریف،  و بر ذهن خود بار میکنند.
دستگاه تحلیلهای اجتماعی سیاسی اقتصادی
مستندهای مربوط
مستندهای بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری
    توجه ۱:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه ۲:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.
   توجه ۳:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند.
 

کلیک کنید:  دستگاه تحلیلهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی