تولید مکانیزه و چرخش اشتغال

تولید مکانیزه و چرخش اشتغال و چرخش کار یدی به فکری و موضوع کارگران فصلی و پاره وقت.  تخصیص دانایی بجای منابع مالی و اندیشه سراسری تازه و چهره جدیدی از شغل و نیروی کار.  درباره کار سازمانها با دانش و کارایی متفاوت و بازار کار،  و استفاده  حداکثر از استعدادها،  همه در این برگه.
تولید مکانیزه و چرخش اشتغال
تولید مکانیزه و چرخش اشتغال
تصویر سکه طلای دو دریک هخامنشی،  در اینجا،  عکس شماره 3154.
 این برگه بشماره 754 پیوست لینک زیر است:
تولید مکانیزه و چرخش اشتغال
لوگو پرسشگر و مطالبه گر باشید،  عکس شماره 1625.
تولید مکانیزه و چرخش اشتغال
تولید مکانیزه و چرخش اشتغال
      حقیقت این است که جمعیت و نیروی کار ایران بشدت در حال گسترش است،  ولی نیروی کار و اشتغال توده ای در حال کاهش می باشد.  در واقع هر روز نیازمند ایجاد سه تا چهار هزار شغل جدید هستیم،  که در شرایط فعلی نیروی کار می باید اکثراً کار فکری باشد.  با وجود دگرگونی جهانی در تولید مکانیزه و چرخش اشتغال از کار یدی به بخش خدمات و مشاغل فکری،  که این می تواند برای اقتصاد هایی که هنوز در موج دوم هستند زیان بار باشد،  البته در این زمان،  سازمان های شبدری شرایط مناسبی برای رشد می یابند،  متفکران ایرانی می توانند تجربه ای نو را برای تزریق درک تغییرات ناپیوسته به تشکیلات دولتی،  بنا به ذوق و سلیقه خود بدست آورند.
      هر سازمان شبدری کار تخصصی خودش را می کند،  با سازمان های دیگر قرارداد پیمانکاری می بندد،  که برگ های دیگر شبدر هستند.  این بنظر معقولتر است،  که نیرو های زیادی نداشت ولی در عوض از جایی دیگر برای بقیه کارها استفاده شود.  مدیران قیمتی تری خواهیم داشت،  که توانایی چنین برنامه ریزی و اجرا را داشته باشند،  و بناگزیر برخورد مناسب جدیدی با این مدیران می گردد،  و نیز توانایی مانور بیشتری هم پیدا میشود.
      کارهای مختلفی که سازمان صلاح میداند با عقد قرارداد به سازمان دیگری که تخصص آن را دارد واگذار می کند،  که از لحاظ نظری بتواند آن را بهتر و با هزینه کمتر انجام دهد.  در حال حاضر شرکت های تولیدی غالباً مونتاژ کارند،  که بخش هایی از خط مونتاژ خود را به سازمان های دیگر پیمان داده اند،  همچنین بسیاری از سازمان های خدماتی دلالند،  و آنها از طریق نوعی واسطه گری مشتری را به عرضه کننده وصل می کنند.  در دهه های ابتدای قرن 21  پیمانکاری های دست اول و دوم به شیوه ای از کار و زندگی سازمانها تبدیل میشود.
      همچنین با استفاده از تکنولوژی جدید ارتباطات بسیاری از کارها و خدمات زمان و مکان ندارند،  و به راحتی در همه جا در دسترس می باشند.  این مسئله مهمی است که دولت باید در نظر داشته باشد،  و وظیفه انسان قرن 21 است که این شرایط را با هر زحمتی که شده،  و با ابتکار خود به ادارات تحمیل کند.  هم اکنون بسیاری از کارها به پیمانکاران سپرده شده،  ولی سیستم کنترل بر کار آنها هنوز موج دومی است،  نه موج سومی،  که متعاقباً عدم کیفیت و نظارت عمومی را دارد.  و همچنین باعث گردیده کارگران امنیت شغل دائم نداشته باشند،  اما مدیران هسته اصلی سازمانها با استفاده از امکانات بدست آمده،  شغلشان دائمی است.  تا قبل از اولین انقلاب بورژوازی خاورمیانه یعنی انقلاب مشرو طیت،  هیج ایرانی قادر به تجسم اقتصاد صنعتی نبود و تنها فعالیت مولد را،  کشاورزی می دانستند.
   پرسش از عموم:  شما می خواهید چه نوع سازمان پیمانکاری داشته باشید؟
تولید مکانیزه و چرخش اشتغال
چرخش کار یدی به فکری
      سرعت حرکت ایران از موج اول به دوم بسیار سریع بود،  و همچنین از حدود ده سال پیش،  چرخش از کار یدی موج دومی به کار خدماتی و فعالیت فوق نمادین موج سومی،  فراگیر و پرهیجان و تعویض ناپذیر شده است.  بازتاب جهانی گذار بزرگ، در این واقعیت حیرت آور متجلی گردیده،  که صادرات جهانی خدمات و مالکیت فکری یا فروش تکنولوژی،  هم اکنون با مجموع صادرات الکترونیک و یا اتوموبیل و یا صادرات مواد غذائی برابری میکند.  آینده نگران از دو دهه قبل این چرخش عظیم را پیش بینی می کردند.
      اما چون هشدار های اولیه با بی اعتنایی مواجه گردید،  این گذار به طرز غیر ضروری سخت و پر تب و تاب شد.  صنایع کهنه زنگار گرفته خیلی دیر به فکر استفاده از کامپیوتر و  سیستم های اطلاعاتی الکترونیکی و تکنولوژی قرن 21 افتادند،  و نیز در بازساری خود کندی به خرج دادند،  متوجه شدند در کام رقابتی فرو رفته اند،  که هر دم شتاب بیشتری می گیرد،  و در نتیجه موج اخراج دست جمعی و ورشکستگی و تلاطمات دیگر اقتصادی آنان و جامعه را فرا گرفت.  بسیاری از آنها گرفتاری های خود را ناشی از رقابت خارجی و نرخ های بالا یا پایین بهره و نظارت بیش از حد دولت و هزاران عامل دیگر دانسته اند.
      یقیناً برخی از این عوامل نقشی داشتند.  اما اغلب شرکت های دودکشی قدرتمند،  از قبیل نساجی و فولاد و اتومبیل سازی و کشت و صنعت نیشکر،  که اینها مدتها اقتصاد را تحت سلطه داشتند،  بخاطر تکبر و خود بینی هایشان و عدم توانایی در هماهنگ سازی با اقتصاد جهانی یا ضرر دادند و یا صدمه دیدند،  که در نهایت بخش هایی از آنها به شکل سازمان های شبدری قرن 21 قرار گرفتند،  و بعضی دیگر مجبور می شوند تنگ نظری و نزدیک بینی مدیریتها را کنار گذاشته،  و به جمع شرکت های امروزی بپیوندند.
      کارخانه های قدیمی موج دومی در ایران اساساً مونتاژ بودند،  و به نیروهایی کم مهارت احتیاج داشتند،  ولی به عکس عملیات موج سومی به مهارت هایی متنوع و دائم در حال تکامل و به روز نیازمند است،  یعنی کارگران،  کمتر و کمتر می توانند جای یکدیگر را بگیرند،  این امر مسئله بیکاری را وارونه می کند.  در واقع نیروی کار انعطاف پذیر،  یا کارگران پاره وقت و موقتی ایجاد گردیده،  که دور هسته اصلی سازمانها را تشکیل می دهند،  و رشد یابنده ترین بخش عرضه اشتغال قرن 21 را تشکیل میدهند.  این رشد و اشتغال بیشتر در بخش خدمات خواهد بود،  و همچنین صنایع نمی توانند محصولات خود را مانند قرن 20  انبار کنند،  زیرا از روز بودن خارج میشود،  و همواره سعی خواهند کرد خدمات و تولیدات خود را متناسب با نیاز مشتریان و رقابت بین المللی هماهنگ کنند.
   پرسش از عموم:  شما علاقه مندید کدام نوع کار داشته باشید،  یدی یا فکری؟
تولید مکانیزه و چرخش اشتغال
کارگران فصلی و پاره وقت
      در ساعات و یا روز هایی که کار برای سازمان قرن 21  زیاد تر است،  مجبور میشوند از پرسنل خود بویژه اصلی ها بخواهند که بیشتر کار کنند،  و اضافه کار بمانند،  و یا بعضی مدیران از روش نیروی بیشتر و کار و بیکاری در زمان مختلف استفاده می کنند.  اما با توجه به حقوق رو به افزایش و شرایط ممتازی که هسته اصلی تمام وقت دارد،  هزینه های این کار سرسام آور است.  اما مدیریتها استفاده از کارگران فصلی و پاره وقت را ترجیح میدهند.
      برای این شرایط کار در قرن 21  که با تغییرات ناپیوسته ایجاد شده،  هیچ کدام از دولتیان اصلی و یا نمایندگانی که باید قانون های ایران را تنظیم کنند،  چیزی نگفته اند،  و یا در واقع نمی دانند.  برای همین است که ما با بی برنامگی و سردرگمی و بیکاری روبرو شده ایم.  در جوامع موج دومی یا دودکشی،  تزریق مصرف سرمایه یا بالا بردن قدرت خرید مصرف کننده می توانست محرک اقتصاد باشد،  و ایجاد اشتغال کند.
      اگر در ایران یک میلیون بیکار وجود می داشت،  در کل می شد اقتصاد را تجهیز کرد،  و یک ملیون شغل بوجود آورد.  چون شغلها یا تعویض پذیر و یا آنقدر به مهارت بی نیاز بودند،  که در کمتر از یک ساعت می شد،  آنها را آموخت،  عملاً هر کارگر بیکاری می توانست تقریباً به هر شغلی دست بزند.  از 20 سال پیش کیفیت تکنولوژیکی کالا های وارداتی سازمان های تولیدی را وادار کرد،  که نیروی انسانی خود را به میزان در خور توجهی کاهش دهند،  آن هم کسانی که اغلب مستخدمان تمام وقت بودند.  به عبارت دیگر،  تهدید خسران اقتصادی آنها را وادار کرد،  که حجم هسته اصلی نیروی کار خود را کاهش دهند.
      برنامه جدید مدیران باهوش بازگشت به راه گذشته نیست،  بلکه با برآوردی نو آنها شیوه شبدری را انتخاب خواهند کرد.  در قرن 21 امکان آن نیست که راه گذشته رفته شود،  و همچنین درمان های سنتی یعنی دادن وام های کلان به کارخانه های دودکشی و سازمانها موج دومی فایده ای ندارد،  و یا ریختن پول بیشتر در جیب مصرف کننده ها،  فقط تورم و مشکلات دیگر اقتصادی را دارد،  بهمین جهت است که بخش عمده مشکل بیکاری لاینحل باقی مانده.  در عوض پول گرایان با ترفند های مختلف به جمع کردن پول می پردازند،  و برای عرضه پول بیشتر به جامعه تاکید می ورزند.  در اقتصاد جهان شمول امروزی،  قسمت های زیادی از تزریق پول به جیب مصرف کننده ایرانی،  روانه کشور های خارجی تولید کننده لوازم مصرفی می شود،  و کمکی به تولید داخلی و اشتغال نمی نماید.
   پرسش از عموم:  بنظر شما جهت رفع بیکاری در ایران،  چگونه باید برنامه ریخت؟
تولید مکانیزه و چرخش اشتغال
تخصیص دانایی بجای منابع مالی
      تاکتیکها و خط مشی های قدیمی قرن 20 برای ایجاد مشاغل عیبی فوق العاده اساسی دارد،  این روشها به جای برقراری دانایی قرن 21 بر گردش سرمایه متمرکز است.  در صورتیکه نمی توان بیکاری را فقط با افزایش تعداد مشاغل کاهش داد،  زیرا مسئله دیگر فقط عدد و رقم نیست،  و بیکاری از مسئله کمی به مسئله کیفی تبدیل شده است.  واقعیت اینست که بیکاران نیازمند کار و پول هستند،  کمک سازمان های دولتی مربوطه به آنها لازم است،  ولی در اقتصاد فوق نمادین،  برای رفع مشکل بیکاری باید به جای استفاده از ثروت نفت و منابع مالی به تخصیص دانایی قرن 21 متکی بود.
      همانطور که گفتم،  ابتدای استفاده ابزاری از دانایی سازمان های شبدری است.  سازمان هایی که هسته اصلی آن بیش از پیش از افراد صاحب صلاحیت، متخصصان، تکنسینها، مدیران امروزی تشکیل می شود.  آنها بخش اعظم هویت و مقاصد خود را از کارشان دریافت می کنند.  آنها همان سازمان هستند و اغلب نسبت به سازمان متعهد و وابسته اند.  آنها زیاد و سخت کار می کنند،  در عوض پاداش مناسب دریافت می کنند و به مقام، پیشرفت، سرمایه گذاری مالی و دانشی برای آینده فکر می کنند.  بنابر این نمی توان به این افراد امر و نهی کرد.  اینها متخصصان جدیدند که نمی خواهند به آنها بگویند چه کار بکنند،  و خود را به نوعی شریک شرکت می دانند،  و می خواهند به آنها به چشم همکار نگاه کنند،  و نه زیر دست.
      سازمان های شبدری چهار لایه سلسله مراتب دارند،  در راس آن شرکا، پرفسورها، یا مدیران قرار گرفته اند.  افراد صلاحیت دار خیلی سریع رشد می کنند،  و در جوانی به بالای سازمان می رسند.  بنابر این ارتقا مقام به شیوه ای نا کافی برای پاداش دادن و قدر دانی از افراد تبدیل می شود،  برای کسانی که در راس سلسله مراتب قرار می گیرند،  موفقیت فقط می تواند به معنای انجام بهتر همان کار سابق و احتمالاً دریافت پول بیشتری باشد.
      ولی در دوران تغییرات ناپیوسته دیگر هیچ سازمانی نمی تواند تضمین کند،  که افزایش حقوق امسال می تواند مبنایی برای سال آینده باشد،  پولی که پرداخت می شود مشروط به اندازه نتایج اقتصادی همان زمان است.  اگر درآمد سازمانی کم باشد،  لازم است به بهره وری خدمات بیفزاید و شکل های تازه ای از تشکلها و دستمزدها را بیازماید.  وظیفه دولت قرن 21 اینست که توسط ادارات خود مشکلات برای شرکتها ایجاد نکند،  و قانون گزاران امکان دور بیشتر جهت سازمان های شبدری تصویب کنند.  اقتصاد فوق نمادین دست اندر کاران ایران را مجبور خواهد کرد،  به کار و تولید و شغل با دیده ای نوین و با دانایی قرن 21 نگاه کنند.
   پرسش از عموم:  آیا وظیفه روشنفکران است،  که موج سوم را به دولت یاد دهند و یا تحمیل کنند؟
تولید مکانیزه و چرخش اشتغال
اندیشه سراسری تازه
      ظهور اقتصاد فوق نمادین ما را مجبور می کند،  نسبت به کل مسئله کار و بیکاری اندیشه  سراسری تازه ای داشته باشیم.  اما باید در نظر داشته باشیم به مبارزه طلبیدن فرضیه هایی که در واقع منسوخ شده اند،  معنای آن به مبارزه طلبیدن کسانی است،  که از آنها سود می برند،  که آنها امروزه اصرار دارند باقی بمانند.  نظام موج سومی تولید ثروت،  روابط دیرینه قدرت را در شرکتها و اتحادیه ها و حکومتها به خطر می اندازد.  همانطور که گفتیم مسئله در قرن 21 باید بوسیله سازمان هایی حل شود،  که هر کدام مهارت خاصی دارند،  وظیفه ای برای دیگری انجام می دهند،  و در یک رقابت برای دانایی بیشتر هستند،  و قیمت مناسب تری هم دارند،  این سازمان های کوچک مشکل را بر طرف می کنند.
      بدین وسیله انقلابی ایجاد میشود،  در گذشته این اصل معمول بوده است،  که ابزار و روشها را کنترل کن،  نتایج همان چیزی خواهد بود که باید باشند،  یا اگر آنها کاری را انجام دهند که باید انجام دهند،  شما آن چیزی را که می خواهید به دست خواهید آورد.  البته،  مشخص کردن صحیح نتایج مورد انتظار،  به نوعی متضمن بررسی روش پیشنهادی نیز هست،  اما در پایان فقط خریدار است،  که می تواند کالاها یا خدمات ارائه شده را بپذیرد یا رد کند.  امروز در بعضی از رشته ها بخصوص ساختمان،  و قسمت هایی از صنایع و کارخانه ها،  مدیریت پیمانکاری دست دوم کاملاً جا افتاده،  ولی نه با درک سازمان شبدری.  در حوزه های دیگر کمتر جا افتاده و به درک بیشتری و بهتری نیاز دارد.  این وظیفه روشنفکر و اقتصاد دان و جامعه شناس موج سومی می باشد،  که تغییرات و دانایی قرن 21 را با استفاده از امکانات این قرن برای مردم و دولت توضیح دهد.
      تا قبل از اینکه زمین زیر پای ایران به لرزد و حرکت کند،  باید عموم اندیشه ای نو پیدا کرده باشند.  یک سازمان برای خرید نیمه وقت خدمات یکی از کارشناسان خود،  که تصمیم گرفته بود مستقل کار کند،  وارد مذاکره شد.  او که مشاور روابط عمومی آن سازمان بود به این نتیجه رسید،  که سازمان نمی توانند تمام وقت مزد او را بدهد.  بنابر این شرکت جدید و کوچکی برای خود ایجاد کرده بود.  چیزی که مدیران شرکت قبلی می خواستند اما به زبان نمی آوردند این بود که خواستار خرید نیمی از وقت او بودند،  و این مطلب را به صورت نیاز به نیمی از کار او عنوان می کردند.  آنها نمی توانستند وقت او را کنترل کنند،  زیرا او اکنون در دفتر خودش کار می کرد،  آنها احساس می کردند،  که او دیگر غیر قابل کنترل است،  و او احساس می کرد،  که درکش نمی کنند.  کنترل وقت یک شخص غالباً آسانتر از کنترل نتایج است،  اما پیمانکاری دست دوم به ما امکان گسترده ای برای انتخاب می دهد.
   پرسش از عموم:  آیا بنظر شما آن شخص پیمانکار سازمان قبلی میشود؟
تولید مکانیزه و چرخش اشتغال
چهره جدیدی از شغل
      اقتصاد فوق نمادین چهره جدیدی از شغل در قرن 21  ایجاد کرده است،  علاوه بر آن،  مفهوم و درک ما از بیکاری را تغییر داده،  و همچنین مفهوم شکل کار در قرن گذشته را نیز باطل کرده است.  برای فهم این اقتصاد و کشمکش هایی که بین قدرتمداران به راه می اندازد،  چه بسا به واژگانی جدید نیز نیاز خواهیم داشت.  از این رو در قرن 21  تقسیم اقتصاد به بخش هایی چون،  کشاورزی و صنعت و خدمات،  به جای روشن کردن مطلب،  ایجاد ابهام می کند.  تغییرات سریع کنونی تمایزات روشن گذشته را مبهم و مغشوش می سازد.  به جای چنگ انداختن به طبقه بندی های قدیمی،  باید اکنون به پشت بر چسب های افراد نگاهی بیندازیم،  و مثلاً بپرسیم در این شرکتها افراد برای ایجاد ارزش افزوده واقعاً چه می کنند.  با طرح این پرسش است،  که در می یابیم کار در هر سه بخش،  بیشتر از،  پردازش نمادین،  یا کار فکری، تشکیل شده است.
      به هر روی پیمانکاری دست دوم نیز فرصتها و مبارزه طلبی های خاص خود را دارد.  به عنوان مثال،  امروزه بیشترین کار های پردازش نمادین یا کامپیوتری برعهده پیمانکاران می باشد.  در قرن 21  بسیار بیشتر از گذشته بر کار،  خرد حاکم شده،  سازمان های شبدری یا شرکت های امروزی فقط با خرد و دانایی این قرن است،  که می توانند باشند.  آنها در ازای اخذ نتیجه،  حق الزحمه می گیرند و یا می پردازند.  این عمل نوعی خرده کاری دوباره کشف شده است،  اما نوعی خرده کاری که کارایی آن بیش از گذشته است،  چون در مورد غرامت توافق شده است،  و دیگر جایگزین مشکوکی برای پرداخت حقوق نیست.  بهره گیری از ابزار بهتر،  این خرده کاری را قابل تحمل تر نیز می کند.  در حال حاضر یک مرد یا یک زن با استفاده از یک دستگاه خوب می توانند همان کاری را انجام دهند که زمانی برای انجام آن یک گروه نیاز بود،  و در نتیجه پاداشی که دریافت می کنند،  با کوشش فردی تناسب مستقیم تری دارد.
      امروزه دستگاه هایی که با آن کار می کنیم،  باید مدرن باشد،  تا کار بهتر و بیشتر و خستگی کمتری ایجاد شود.  افراد و سازمانهای شبدری یا شرکت های امروزی باید به یاد داشته باشند،  که در شکل جدید کار یعنی پیمانکاری،  برای کاری که انجام گرفته پول پرداخت می شود.  دیگر نه چیزی به نام بقایای وفاداری وجود دارد،  که به آن تکیه شود،  و نه وعده تلویحی امنیت شغلی در قبال نیروی کار مطیع.  کار باید در بلند مدت پاداش خوب بگیرد،  والا دیگر خوب باقی نخواهد ماند.  به این دلیل،  پیمانها در حال حاضر بسیار روشنتر و از بسیاری جهات سالمترند.  از وظایف قانون گذاران است،  که برای حالت های فوق قوانین درست وضع نمایند.
   پرسش از عموم:  بنظر شما برای وفاداری و امنیت شغلی در این قرن،  چگونه قانونی باید وضع شود؟
تولید مکانیزه و چرخش اشتغال
نیروی کار بازار
      گروهی که در بازار کار نیروی کار خود را بصورت تمام وقت و یا نیمه وقت و با هر میزان مهارت می فروشند،  و بنا به شرایط نیاز سازمان ها از آنها استفاده میشود،  و در دور بیرونی سازمان قرار دارند،  به این گرو نیروی کار بازار می گویند.  این افراد در آرزوی مشاغل هسته ای نیستند،  در حاشیه وقت گذرانی نمی کنند،  و زندگی خود را از فروش کار خود می گذرانند.  این قبیل افراد باید جدی گرفته شوند،  زیرا آنها کار پاره وقت یا موقت را خود انتخاب می کنند.
      آنها مهارتهایی دارند که می تواند افزایش یابد،  می توانند تعهد به کار داشته باشند،  و قابلیتها و نیرو هایی دارند،  که اگر از آنها خواسته شود می توانند ارائه دهند.  آنها لزوماً در پی بدست آوردن پست یا ارتقای مقام نیستند،  آنها علائق و دل مشغولی هایی فراتر از شغل خود دارند،  و لذا آمادگی پذیرش تشویق های مورد نیاز کارکنان هسته ای را ندارند.  آنها بیشتر به یک شغل و گروه کاری متعهدند تا به مقام یا سازمان.  چون با این افراد به عنوان کارکنان موقت برخورد می شود،  آنها نیز واکنش موقتی از خود نشان می دهند.
      سازمانها باید این مسئله را بپذیرند که همه خواهان آن نیستند،  که تمام وقت خود را در اختیار آنها بگذارند،  حتی اگر برای آنها کار وجود داشته باشد.  راه و روش کارکنان هسته اصلی نمی تواند و نباید همان راه و روش نیروی کار بازار یا انعطاف پذیر باشد،  زیرا در حالی که عده ای به دنبال مشاغل تمام وقت و مادام العمر هستند،  بسیاری چنین چیزی را نمی خواهند.  الگوی جدید کار،  تازه وارد ذهن افراد شده است.  اگر نیروی کار انعطاف پذیر،  بخش ارزشمندی از سازمان تلقی می شود،  پس سازمان باید برای افرادی که صلاحیت دارند،  جهت آموزش و افزایش مهارت آنها سرمایه گذاری لازم را انجام دهد.
      نیروی کار بازار،  هیچگاه تعهد یا بلند پروازی کارکنان هسته ای را نخواهد داشت.  آنچه آنها خواهانش هستند دریافت حقوق و برخورداری از شرایطی آبرومندانه،  و برخورد مناسب و همراهانی خوب است.  آنها شغل دارند نه مقام،  و نباید بیش از آنچه انتظار دارند در جریانات امور سهیم باشند،  و یا از آنها انتظار داشت که در پیروزی های سازمان شادمانی کنند.  آنها همچنین دل در گرو عشق سازمان نمی بندند،  و در فرهنگ آنها کار بیشتر،  مستلزم و مستحق پول بیشتر است.  چنین شخصی کارگر پیمانی است،  اما پیمان باید منصفانه باشد و محترم شمرده شود.  با کم شدن مشاغل یدی در اقتصاد فوق نمادین،  و افزایش کارگر فکری،  تغییرات در پیمان ها هم ایجاد میشود.
   پرسش از عموم:  پرسش بخش 54 چه می تواند باشد؟
تولید مکانیزه و چرخش اشتغال
گفتار دوم درباره کار
      یک مقوله دیگر از پیمانکاران دست دوم وجود دارد،  که ذکر آن لازم است.  منظور از این گفتار،  تجربه فزاینده بهره گیری از مشتری برای انجام کار های خویش است.  ما در حال حاضر کلیه خواربار مورد نیاز را خود از قفسه ها بر می داریم،  در گذشته مغازه دار اینکار را انجام میداد.   بسیاری از کارها را خود ما انجام میدهیم مانند بانکداری الکترونیکی و کارواش ها و پمپ بنزین ها و سلف سرویس ها.  حذف کردن نیروی کار و یک خدمت،  و سپس دریافت پول اضافی از مشتری در ازای ارائه آن خدمت،  اقدامی زیرکانه در جهت به کار گرفتن مشتری بعنوان پیمانکار دست دوم رایگان است.
      در گذشته مردم و کشاورزان همه کارها را خودشان و با وسایل دستی انجام میدادند،  مثلاً با بیل و کج بیل مزرعه را شخم میزدند،  ولی امروزه بسیار از کارها بوسیله پیمانکار دست دوم انجام میشود،  و تمام مزارع توسط پیمانکاران دست دوم و با ماشین آلاتی،  که خود آنها قادر به استفاده از آن هستند،  شخم و برداشت میشود.  اسباب و اثاث منازل توسط کارگرانی که پیمانکار دست دوم می باشند،  جابجا می گردد.  نگاهی تازه به اطراف خود بیندازید آشکارا خواهید دید،  که پیمانکاری دست دوم با دانش های نو در همه جا رو به گسترش است.
      یکی دیگر از پیمانکاری های دست دوم،  کار در خانه می باشد،  که امروزه در اطراف ما زیاد دیده میشود.  با امکانات تکنولوژی روز اکنون سازمان های شبدری شکوفا شده اند،  زیرا سازمانها دریافته اند،  که برای انجام کار لزومی ندارد که همه افراد را به صورت تمام وقت استخدام کنند،  و یا حتی تمام نیروها را زیر یک سقف گرد آورند.  زمانه در حال تغییر است،  و بزودی چلانده شدن صبح زود در مترو به پدیده ای متعلق به گذشته تبدیل میشود.  سازمان های قرن 21  براحتی میتوانند مرکز عملیاتی خود را از شهر های بزرگ و پرخرج به مناطق حومه و یا کوچک انتقال دهند تا از نیروی کار اداری با کیفیت تری استفاده کنند.
      روز به روز کسب و کارها بیشتر به طرف امور اطلاعاتی سوق پیدا می کند،  و عنصر اطلاعات در بسته خدمات هر روز بزرگتر می شود.  دیگر تحویل کالا کافی نیست،  مشتریان اطلاعات می خواهند،  محصولات در کجا ها تولید و بسته بندی و چگونه حمل میشود،  و مشخصات دیگر می خواهد.  محرک کارها اطلاعات است که باعث میشود نسبت کارکنان رده بالا و میانی طیف کار فکری افزایش یابد.  جمع کردن این اوضاع و با امکانات امروزی سازمان های شبدری می طلبد،  که مکان و زمان افراد را با دانش نو آمیخته می کند.  در قرن 21  کار بصورت باشگاه کاری در آمده،  که در این باشگاه تسهیلاتی در دسترس قرار می گیرد،  و همه اعضا از آن بدرستی استفاده میکنند.
   پرسش از عموم:  آیا شما دوست دارید کارتان چون موج دومی انبوه بوده،  یا باشگاه کار قرن 21  باشد؟
تولید مکانیزه و چرخش اشتغال
سازمانها با دانش و کارایی متفاوت
      در قرن 21 می توان شرکتها و سازمانها را برحسب مقدار دانش بری آنها به طور تقریبی طبقه بندی کرد به:  با فرهنگ، و میانه فرهنگ، و کم فرهنگ.  کارایی این سازمانها در شکل نهایی شبدری به ظاهر منطقی است،  اما منطقی بودن لزوماً به معنای آسان بودن نیست،  اداره سازمانها با دانش و کارایی متفاوت چندان ساده نیست.  گرد همایی های برنامه ریزی شده یا اتفاقی،  تیمها و کمیته ها،  یکی از برنامه های کاری سازمانها هستند،  که در هسته اصلی باقی می ماند و شکوفا می شود،  اما سازماندهی یک گردهم آیی سریع با اعضای پیمانکار دست دوم می تواند باعث ناکامی و نومیدی شود،  زیرا از هفته ها قبل باید درباره این گردهماییها مذاکره و آگهی کرد،  تعداد زیاد از برنامه های کار روزانه را با یکدیگر مقایسه نمود،  و بالاخره غیبت تعدادی از افراد،  و رسیدن به مواردی از سازش را پذیرفت.
      هریک از سازمانها و نهاد های زیر مجموعه آنها بنا به فرهنگ و دانش،  باید به گونه ای متفاوت سازماندهی شوند،  ولی در نهایت بخشی از شاخه باشند.  بعضی از بنگاه ها بیش از دیگران به پردازش اطلاعات نیاز دارند،  این شرکتها را می توان مثل مشاغل فردی برحسب میزان پیچدگی کار فکری شان در طیف کار بافکری جای داد.  به همین ترتیب سازمانها را باید در جایگاه خودشان دید،  پذیرش و به رسمیت شناختن نیاز به تفاوتها فقط آغاز کار است.  دشوار ترین تصمیم گیریها به این قضیه مربوط می شوند که کدام فعالیتها به این سازمان مربوط می شوند،  و چه کار هایی باقی می ماند،  که واگذاری آن به دیگران قابل تصور است،  و مشکلات راه چیست.  امروزه سازمان هایی وجود دارند،  که تمام امور را به دیگران و پیمانکاران واگذار کرده اند،  و فقط مدیر عامل و احیاناً یکی دو نفر دیگر و نوت بوک و تلفن باقی مانده است.
      در قرن 21  بخش با فرهنگ به ساده کردن مشاغل و کوچک ولی کار آمد تر نمودن پرداخته اند،  که این پرسش ایجاد شده،  چه کسی و برای چه مدت به هسته اصلی تعلق دارد.  سازمانها با افراد جوانتر و با مهارت های روز جذابترند.  مسن ترها همواره نمی توانند سرعت لازم را حفظ کنند،  در بعضی رشته های تکنولوژی عقب می افتند،  و یا به طور کلی برای ارزشی که اضافه می کنند،  بیش از حد گران تمام میشوند.  با حرکت اقتصاد به سمت تولید موج سومی همه سازمانها چه دولتی و غیر دولتی مجبور می شوند،  در باره نقش دانایی تجدید نظر کنند،  زیرکترین ها در نقش دانایی قرن 21  بسیار هوشیارانه عمل کردند،  و طرح های نو را برنامه ریزی کردند،  و اینها در عمل اقتصادی میشوند،  جامعه ایران در عمل نیاز مبرم به دانایی قرن 21  دارد،  و هر گونه کوتاهی از جانب سازمان های دولتی و غیر دولتی جهت کسب این دانایی به تمام مردم ایران عزیز صدمه می زند.
   پرسش:  بنظر شما چه تعداد از مدیران مسن،  می توانند از تکنولوژی های امروزی خوب استفاده کنند؟
تولید مکانیزه و چرخش اشتغال
باید از حداکثر استعدادها استفاده کرد
      در اقتصاد فوق نمادین موج سومی نقش دانایی هر روزه تشدید میشود،  مدیران و سازمان های با هوش طرح های نو که اساس آن دانایی قرن 21 است پیاده می کنند.  آنان در کل به این فرض عمل می نمایند،  اگر کاری که نیازمند فکر نیست به حداقل کاهش یابد یا به تکنولوژی پیشرفته واگذار شود و استعداد های بالقوه کارگر و کارمند به طور کامل مورد بهره برداری قرار گیرد،  بهره و سود هر دو سر به آسمان خواهند زد.  هدف نهایی دست یابی به نیروی کاری می باشد،  که محدود تر و با هوش تر بوده و دستمزد بهتری بگیرد.  یکی از مسائلی که برای کلیه سازمانها اهمیتی فزاینده پیدا می کند این است که اعضای هسته اصلی آمادگی ذهنی و اطلاعات خود را به هنگام حفظ کنند.  این فشار برای کیفیت بهتر،  به نوبه خود،  معنای سخت تر شدن شرایط گزینش برای ورود است.  تقاضا برای مدیران با استعداد افزایش خواهد یافت،  و سازمان های بیشتری وسوسه می شوند،  که از شرط نهایی و متناقص استخدام استفاده کنند.
      کار در سازمان های با فرهنگ کمتر و آسانتر و محیط کار دلپذیر تر از واحدهای میانه فرهنگ است،  و آنها از شرکت های کم فرهنگ نسبت به کارکنان خود توقع بیشتری دارند.  هر چه فرهنگ سازمان بالاتر باشد،  افراد تشویق می شوند،  که از مغز و قوه تخیل خود خوب استفاده کنند.  شیوه جدید کار که از اقتصاد فوق نمادین پرورش می یابد،  آشکارا هر روزه متفاوت است،  امروزه بسختی می توان گفت که کار را از کجا باید آغاز کرد.  در واقع ما کشف می کنیم،  که تولید نه در کارخانه آغاز می شود،  و نه در آن به پایان می رسد.  از این رو آخرین الگو های تولید اقتصادی،  فرایند تولید را در دو جهت مخالف،  یعنی قبل و بعد از تولید بسط می دهد.  آموزش کارکنان، تدارک مهد کودک و خدمات دیگر، پشتیبانی، ضمانتها، حفظ محیط زیست،  اینها قسمتی از مسائل جانبی تولید هستند.
      تولید در قرن 21  به عنوان فرایندی بمراتب فراگیرتر از آنچه اقتصاد دانان و نظریه پردازان قرن گذشته می پنداشتند،  معنی و مفهوم تازه ای یافته است.  هر روزه تعریف جدید و عمیق از منابع ارزش افزوده با دانش نو لازم میشود،  تا از اتفاقات گمراه کننده که کم نیست جلوگیری گردد.  بنابراین دانش نو  کانون اصلی یک شبکه سازمان نو می باشد،  و ضروری است که آن را بدرستی دریافت و صحیح اداره شود.  همچنین ما شاهد همگرایی پر توان عوامل بر انگیزاننده موج سوم هستیم،  دگرگونی تولید با دگرگونی سرمایه و خود پول همگام شده است،  اینها متفقاً یک نظام نوین انقلابی برای ایجاد ثروت در کره زمین تشکیل خواهند داد.
   پرسش از عموم:  شما آینده اقتصادی ایران را چگونه می بینید؟
……………
   برچسبها:  تولید مکانیزه, چرخش اشتغال, چرخش کار, کار یدی, کار فکری, کارگران فصلی, پاره وقت, تخصیص دانایی, منابع مالی, اندیشه سراسری, چهره جدیدی, نیروی کار, کار سازمانها, کارایی متفاوت, بازار کار, استفاده  حداکثر.
………….
تولید مکانیزه و چرخش اشتغال
مستندهای مربوط
مستندهای بیشتر را در آپارات و نماشا لینک آن در ستون کناری ارگ ایران
خط تولید خودکار 1000 قطعه در ساعت، ساخت کره جنوبی و چین، مشروح در   http://arq.ir/205
* * * * * * * * * *
……………………….
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  تارنمای ارگ ایران،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین عکسها و مطالب ارگ ایران را بیابید.
   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجوهای ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت دانش مربوطه این تارنما،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و تارنمای دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند.
   ــ  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
پرسشهای خود را ابتدا در جستجوهای تارنما بنویسید،  به احتمال زیاد پاسخ خود را می یابید
جهت آینده ای بهتر دیدگاه خود را بنویسید،  و در گفتگوهای تاریخی و جغرافیایی و اجتماعی شرکت کنید.
برای دریافت فهرست منابع نوشته ها،  در بخش نظرات زیر برگه مورد نظر پیام بگذارید.