Skip to main content
تاریخ رجزخوانی در ایران نیز مانند همه دنیا و تمام تاریخ تمدن وجود داشته است.  رجزخوانی در حماسه های یونانی مانند ایلیاد،  و ایرانی مانند شاهنامه فردوسی،  و بسیاری از ادبیات جهان دیده می شود.  تاریخ آکادمی جهان که بخورد مردم داده اند،  ترکیبی از رجزخوانیهای تاریخی،  و تاریخ نویسی استعماری دارد،  در نتیجه مقداری دروغ بجای تاریخ شده،  و قابل اطمینان و علمی نیست.

تاریخ رجزخوانی در ایران

تاریخ رجزخوانی در ایران
تصویر گاری قدیمی حمل بار،  عکس شماره ۴۸۸۳.
تاریخ رجزخوانی در ایران
لوگو تخصصی و تخصصی تر باشیم،  عکس شماره ۱۵۲۹.
برگه 1312 پیوست لینک زیر است:
. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .
تاریخ رجزخوانی در ایران

تاریخ رجزخوانی در ایران

      رَجَزخوانی به معنای فخر فروشی و تعریف از شجاعت و شرافت خود است.  رجزخوانی از آداب مسلم جنگ بوده،  و دو مبارز ناگزیر از پرداختن به آن قبل از نبرد بودند.  در واقع رجزخوانی بخشی از تاکتیک نرم افزار رزمی جنگاوران برای درهم شکستن روحیه دشمن است.
      اساطیر و افسانه های ایران باستان چه آنهایی که در همان دوران ضبط شده،  و چه آنهایی که در دوران اسلامی به آثار منظوم و منشور را یافته است،  کاملاً تحت تاثیر روحیه و حال و هوایی حماسی است،  که به اقتضای شرایط همان دوران بوده است.  همیشه جنگ از دغدغه های مهم مردم ایران باستان بود،  و بخش عمده ای از زندگی آنان را تحت تاثیر قرار داده بود.
      در راستای همین موضوع بخش مهمی از پیکره فرهنگی و تاریخی و ادبی و دینی دوران باستان،  بازتابی از رجزخوانی است،  و بر این اساس پایه ریزی شده است.  رجز خوانی از ابزارهای مهمی برای بیان پیروزیها و افتخارهای غرور آمیز بوده است.
      در آثار تاریخی آشوری رجزخوانی زیادی از پیروزیها در نبردها دیده می شود،  در کتیبه بیستون نیز ردی از رجزخوانی وجود دارد مانند در اینجا.  در آثاری مانند تاریخ طبری و امثال آن رجزخوانیها را بجای تاریخ بخورد مردم داده اند در اینجا.
   مهم:  وظیفه یک تاریخ نویس این است،  که بتواند رجزخوانی را از واقعیت تشخیص دهد،  و در دام رجزخوانی نیافتد.  با پیدایش استعمار،  تاریخ نویسی استعماری و رجزخوانیهای تاریخی باعث اغفال تاریخ نویسان ساده شده،  و آنها گرفتار سادگی خودشان در درک از واقعیتهای تاریخ افتاده اند،  و دروغهای تاریخ را بازنویسی کرده اند.
تاریخ رجزخوانی در ایران

رجز خوانی و دروغگویی بجای تاریخ

      اسناد تاریخی پر از رجز خوانی و دروغگویی است،  وظیفه یک تاریخ دان درک و مفهوم تاریخ است،  نه تکرار نوشته ها و گفته های طول تاریخ،  بعنوان تاریخ .  یک تاریخ دان و تاریخ نویس واقعی،  الکی نباید هر چه را دید بجای تاریخ قبول کند.  ابتدا باید آن را راستی آزمایی کند،  و با شعور و مفهوم تاریخ،  و با دانش های مختلف،  مانند درک از ساختارهای تاریخی اجتماع،  گذرهای تاریخی و دورهای تمدنی،  جامعه شناسی تاریخی،  جغرافیای تاریخی،  باستانشناسی نوین و غیره،  بطور کامل بررسی نماید.

      یک تاریخ دان و تاریخ نویس واقعی و علمی قرار نیست ساده باشد،  یا سیاسی و مکتبی و حزبی و غیره باشد.  علم نمی خواهد شستشوی مغزی بدهد،  علم می خواهد زندگی و بود و باش را راحت کند.  منجمله علم تاریخ می خواهد گذشته را برای ما روشن کند،  و بتواند آهنگ رشد و تکامل را بگوید،  تا بهتر و گویا تر به آینده دسترسی پیدا کرد.  اگر غیر از این باشد،  و تاریخ با اشتباه و شیادی پر از دروغ باشد،  ملت،  غیر واقعی می شوند،  و همچنین نمیتوانیم نتیجه ای برای آینده بینی بگیریم.

      با کمی هوش و دقت متوجه میشویم،  در طول تاریخ پادشاهان و رهبران مختلف تلاش میکردند،  تاریخ و داستان برای بزرگنمایی خود و اغفال پیروان بگویند.  این موضوع تا هم اکنون نیز جریان دارد،  فقط  همانطور که گفتم،  کمی هوش و دقت و پیگیر واقعی علم بودن می خواهد تا واقعیتها را شناخت.  ما اکنون با وجود اینهمه امکانات این زمان، از خیلی اتفاقات،  که در واقع بخشی از تاریخ آینده هستند،  بی خبریم و هر دولتمردی در جهان آنرا بنفع خود میگوید یا دستکاری میکند.

      خیلی باید ساده باشیم،  تا بسیاری از کتیبه ها و نوشته های باقی مانده از شاهان و بزرگان تاریخ را جدی بگیریم و باور کنیم.  بسیاری از کتیبه ها و نوشته های هزارههای تاریخ،  خود بخود ارزش تاریخی دارند،  ولی در واقع نمی توانند خود تاریخ و اتفاقهای افتاده را بگویند.  بویژه از موزه بریتانیا باشند.  یکی از مهمترین آنها کتیبه آشوری فتح و ویرانی شوش است،  که مانند تعریف خیلی از جنگهای تاریخ،  که حتی هم اکنون هم شاهد هستیم،  پر از رجز خوانی و دروغ و خالی بندی است. متن کتیبه بنا به آنچه بما گفته اند.

من شوش، شهر بزرگ مقدس، جایگاه خدایان و محل اسرار آنها را به خواست آشور و ایشتار گشودم… گنج‌هایش را که در آن زر و سیم و خواسته فراوان بود، گشودم.  آنچه را که شاهان پیشین ایلام تا به امروز گردآورده بودند و دست هیچ دشمنی به آن نرسیده بود، به غنیمت گرفتم… من زیگورات شوش را… خراب کردم… من آرامگاه شاهان قدیم و جدید آن را… ویران کردم… من دختران شاهان، همسران شاهان، همه خانواده‌های قدیم و جدید شاهان ایلام، شهربانان، شهرداران… را به عنوان رهاورد جنگی به سرزمین آشور روانه کردم… تمام خاک شهر شوشان و شهر ماداکتو و شهرهای دیگر را با توبره به آشور کشیدم،  در مدت یک ماه و یک روز کشور عیلام را به تمامی پهنای آن، جاروب کردم.  من این کشور را از حَشَم و گوسپند، و نیز از نغمه‌های موسیقی بی‌نصیب ساختم،  و به درندگان، ماران، جانوران و آهوان رخصت دادم که آن را فرو گیرند.

      بنظر من این کتیبه و کتیبه های دیگر آشور فقط رجزخوانی هستند،  و هیچ اثر دیگر تاریخی آنها را تایید نمیکنند،  و با کمترین دانش تاریخی می توان متوجه شد،  که فقط  برای به انقیاد کشیدن مردم زیر دست دین آشوری است.

      روزی یکی از اساتید ایرانی تاریخ ایران بمن گفت،  باید این واقعیتهای تاریخ را قبول کرد.  پاسخ به این نوع گفته ها را بارها در ارگ ایران دادم،  علم پایانی ندارد،  منجمله علم تاریخ،  که همیشه اول راه آن،  و کشف و درکها جدید از تاریخ هستیم.  باید از فسیل شدن در داستانهای بی پایه و اساس تاریخی دوری کنیم،  و همیشه برای توسعه تاریخ کوشش کنیم.  شستشوی مغزی و تلقینهایی،  که در مدرسه و کتابهای درسی و بازاری،  و فیلمهای هالیودی درباره تاریخ داده اند،  را بشناسیم و آنها را دور بریزیم.

      چرا باید نوشته ها و گفته هایی،  که می دانیم از موزه بریتانیا و دانش تاریخی یهودی بیرون می آید،  براحتی و چشم و گوش بسته بپذیریم،  مگر ما طوطی دست آموز آنهاییم.  ما ملت بزرگ کهنترین تمدن جهانیم،  و نباید با سادگی و ضعف ذهنی،  خود را به دروغهای بزرگ نمایی شده تاریخ تسلیم نماییم.  با هوش ایرانی واقعیتهای تاریخ را بیابیم،  و از تاریخ نویسی استعماری خلاص شویم،  و به دروغهای تاریخ پایان دهیم.

      درباره کتیبه ها و نوشته های تاریخی،  دقت و هوش بکار بریم،  تا سرمان کلاه نرود،  شاید در آنها کلی رجزخوانی و خالی بندی و دروغ باشد.  نظر من درباره کتیبه های آشوری در نماهنگ. #آشور, #ایلام, #کتیبه

 ……………
   برچسبها:  تاریخ رجزخوانی,  رجزخوانی در ایران, رجزخوانی, فخر فروشی.
………….
تاریخ رجزخوانی در ایران

مستندهای مربوط

مستندهای بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری
************ 
درباره کتیبه ها و نوشته های تاریخی،  دقت و هوش بکار بریم،  تا سرمان کلاه نرود،  شاید در آنها کلی رجزخوانی و خالی بندی و دروغ باشد.  نظر من درباره کتیبه های آشوری در نماهنگ. #آشور, #ایلام, #کتیبه
……………………….
    توجه ۱:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  تارنمای انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه ۲:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید.  در جهت دانش مربوطه این تارنما،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.
   توجه ۳:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و تارنمای دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arq.ir.
ارگ ایران   http://arq.ir
پرسشهای خود را ابتدا در جستجوهای تارنما بنویسید،  به احتمال زیاد پاسخ خود را می یابید
جهت آینده ای بهتر دیدگاه خود را بنویسید،  و در گفتگوهای تاریخی و جغرافیایی و اجتماعی شرکت کنید