منطقه نوسنگی مرکزی ایران

منطقه نوسنگی مرکزی ایران در محوطه های دوران کهن استانهای قزوین، قم، تهران، سمنان، اصفهان می باشند.  این مناطق نیازمند کاوشهای علمی جدید هستند. 
منطقه نوسنگی مرکزی ایران
منطقه نوسنگی مرکزی ایران
تصویر دیوارنگاری غار دوشه، خرم‌آباد لرستان، حدود هزاره سوم پیش از گاه ایرانی،  عکس ۴۸۷۵.
استانهای قزوین، قم، تهران، سمنان، اصفهان
برگه 1295 پیوست لینک زیر است:
منطقه نوسنگی مرکزی ایران شامل تپه های زیر است:
منطقه نوسنگی مرکزی ایران
تپه زاغه
 در دشت قزوین قرار دارد.  از ۱۳۴۹ حفاری زاغه توسط دانشگاه تهران آغاز شد.  تاریخ قدیمی ترین تپه زاغه حدود یکهزاره قبل از گاهشماری ایرانی است.
معماری تپه زاغه
       چینه و خشت جزو مصالح اصلی بود. از سنگ فقط در یک مورد برای شالوده دیوار استفاده شده است. شاموت چینه ها و خشت­ها گیاهی بود که گاهی نیز دارای ناخالصی شن بود. خشتها را بدون استفاده از قالب با دست می­ساختند. خشتها دارای فرورفتگیهایی برای حمل آسان و دارای شیارهایی برای نگهداری ملاط بودند. دیوارهای جداکننده مسقف و غیر مسقف و دیوارهایی که تیرچوبی روی آنها قرار نمیگرفت از چینه ساخته می­شدند. سطح دیوارها و کف برخی از قسمتها را با اندود کاهگل اندود می­کردند. دربرخی موارد روی اندود را رنگ آمیزی می­کردند. نقوش تزئینی دیوارها را عناصر هندسی تشکیل می داد. رنگهای قرمز و سیاه و زرد و سفید مورد استفاده بود و در برخی موارد برای تزئین دیوارها از نصب قطعات سفال منقوش استفاده می کردند.
      منازل مسکونی بصورت مستقل از هم نبودند بلکه هرخانه با خانه­های مجاور دیوار مشترک داشت. در ورودی اصلی هر خانه به کوچه باز می شد که آنهم به میدان روستا منتهی میشد. پلان منازل مستطیل شکل بود.
      جهت خانه های زاغه شمال­شرقی به جنوبغربی یا بالعکس بود چراکه در دشت قزوین همیشه یکی از بادهای راز که باد گرم کویری است و در تابستان با گرد و خاک بسیار زیادی همراه است و جهت وزش آن جنوب شرق به شمالغرب است و باد مه که باد سردی است از شمالغرب به جنوبشرق می وزد یعنی در جهت خلاف باد راز جریان دارد.  فقط یک خانه در زاغه وجود داشت که در آن به سمت شمالغرب یعنی مسیر باد مه باز میشد که در آن خانه هم یک دیوار چینه­ای بادشکن ساخته بودند.
      دیوارچینی خشتی به روش قفل و بست بود و دیوارچینی چینه­ای به روش رگه­چینی بود. احتمالا برای پوشش سقفهای مسطح از تیرهای چوبی استفاده می کردند. بطور کلی هرخانه دارای دو قسمت متمایز مسقف و غیرمسقف بود.
سفال تپه زاغه
      سفال زاغه به دو گروه الف- سفال زاغه،  ب-  سفال چشمه علی،  تقسیم شده است که سفال زاغه نیز خود به چند زیرمجموعه تقسیم می شود:
      الف-  سفال نوع زاغه : بدون استثنا دست ساز و دارای شاموت گیاهی است.  گاهی خمیر سفال دارای ناخالصی شن نرم بوده است،  و بخوبی ورز داده نشده،  و در کوره هایی که حرارت آن بخوبی کنترل نشده پخته شده است.  گاهی به دلیل حرارت زیاد سفالها به رنگ سبز تیره درآمده است.
      رایجترین شکلها عبارت بودند از:  کاسه ها و لیوانهای ساده، کماجدانهای دارای بدنه کوتاه و کف تخت.  سطح سفال نوع زاغه را ابتدا با لعاب گلی غلیظ و یا با روش دست مرطوب پوشش می دادند،  و سپس سطوح داخل و خارج آنرا صیقل می دادند.  سفال نوع زاغه براساس ویژگیهای ظاهری می توان به سه گروه عمده،  ۱-  ساده،  ۲-  منقوش،  ۳-  استاندارد زاغه تقسیم کرد.
      ۱-  سفال ساده نوع زاغه:  کاسه های ساده و کماجدانها و سبوها تشکیل می دهند. سطوح خارجی و داخلی این نوع سفالها را با روش دست مرطوب لعاب داده سپس روی لعاب را کاملا صیقل می دادند.  ناخالصی شنی خمیر سفالها بیش از انواع دیگر سفال زاغه بود.
      ۲-  سفال منقوش نوع زاغه : عناصر نقشی با محلول گل اخری کشیده می شدند،  که پس از حرارت دادن به رنگ قرمز تیره چرک درمی آمدند.  عناصر نقشی منحصرا نقوش هندسی ساده تشکیل می دادند.  در اواخر دوره استقرار در زاغه سفالگران به تقلید از نقوش هندسی سفالهای نوع چشمه علی پرداختند.  در دو مورد نیز سفالگران زاغه از نقوش مسبک حیوانی سفالهای نوع چشمه علی تقلید کرده اند،  که از استثناهای سفال نوع زاغه بشمار می رود.
      ۳-  سفال استاندارد نوع زاغه:  این سفال قبلا با نام تگرگی معرفی شده بود که بعدا به نام استاندارد زاغه اصلاح گردید. این سفال تاکنون بجز زاغه از هیچ محوطه دیگری بدست نیامده است.  ساخت و خمیر و شاموت و حرارت همانند سفال منقوش نوع زاغه است.  تنها تفاوت در پوشش سطح خارجی است،  که با بی سلیقگی انجام گرفته است.  سفالگر پس از شکل دادن ظرف را در لایه از شن غلطانیده که نتیجتا سطح آن زبر و آجدار گردیده است.
      تاکنون اثری از کوره سفالگری در زاغه بدست نیامده،  اما وجود جوش کوره بسیار زیاد نشانگر تولید سفالها در همین منطقه است.
      سفال نوع چشمه علی:  از طبقه استقراری VIII تا زمان ترک محل این نوع سفال مخلوط و در کنار سفال نوع زاغه بدست آمده است.  سفال چشمه علی دست ساز با شاموت گیاهی یا شن نرم و پودر شن هستند.  متداولترین شکل کاسه های گرد با کف مقعر و لبه باریک شده است. ابتدا سطح سفال را با لعاب گلی غلیظ می پوشانیدند و سپس آنرا جلا می دادند.
      ظروف سفالی تزئینی را با نقوش متشکل از عناصر نقشی هندسی یا مسبک حیوانی و گیاهی تزئین می کردند. برخلاف سفال نوع زاغه در سفال نوع چشمه علی نقوش با دقت و مهارت زیادی کشیده می شد.  از سفال نوع چشمه علی حتی یک نمونه جوش کوره بدست نیامد و بنظر می رسد که یک سفال وارداتی بوده باشد.
   ــ  سفال نوع چشمه علی در میان سفالهای تپه زاغه بدست آمده است.
اشیا تپه زاغه
      از اشیا گلی می توان به سردوکها اشاره نمود،  و از اشیا سنگی می توان پاشنه درها را نام برد.  مهره های کوچک تزئینی هم وجود داشت از جنس سنگ سفید، مرمر، لاجورد و فیروزه.  ابزارهای سنگی را معمولا از سنگ چخماق تولید می کردند.
      بیشتر اشیا استخوانی را درفش ها و سوراخ کنها تشکیل می دادند.  از اشیا فلزی می توان به اشیا مسی چکش کاری شده اشاره نمود.
گورهای تپه زاغه
      دو نوع گور وجود داشت گورهای ثابت و گورها مضطرب.  اجساد در کف خانه ها و معابر دفن شده بودند،  و هیچگونه پوششی نداشتند به استثنا یک کودک اما همه اجساد یک لایه گل اخرا داشتند.
منطقه نوسنگی مرکزی ایران
تپه سیلک
      حومه شهر کاشان قرار دارد.  گیریشمن در ۱۳۱۲ در تپه جنوبی و در ۱۳۱۶ در تپه شمالی حفاری نمود.
      چون قدیمترین آثار سیلک شمالی اندکی جدیدتر از کهنترین آثار زاغه هستند،  لذا میتوان قدمت سیلک شمالی را حدود پانصد قبل و پانصد بعد از گاهشمار ایرانی دانست.  
      تپه شمالی سیلک دو دوره فرهنگی دارد:  دوره دوم (سیلک II) متشکل از ۳ لایه است.  سیلک II1  قدیمتر و سیلک II3 جدیدتر.  دوره قدیمتر (سیلک I) متشکل از ۵ لایه استقراری است.  سیلک I1  قدیمتر و سیلک I5 جدیدتر.
      تپه جنوبی نیز دو دوره دارد:  دوره جدیدتر سیلک IV.  دوره قدیمتر سیلک III  متشکل از ۸ لایه.
دو قبرستان سیلک:  قبرستان B همزمان با عصرآهن III (دربرگیرنده فرهنگ ماد).  قبرستان A.
معماری تپه سیلک
       سیلک I:  نخستین ساکنان سیلک،  در  سیلک I1  در خانه هایی از نی یا شاخه درختان زندگی می کردند.  اما از سیلک I2  به بعد پاره های دیوار که از چینه ساخته شده بودند وجود داشت.
      سیلک II:  در دوره دوم سیلک ساختار دیوارها خشتی بود البته خشتها دست ساز بودند،  و اثر فرورفتگی انگشت در خشتها دیده می شد،  که برای نفوذ ملاط بود.  علاوه بر کاه تکه های کوچک زغال نیز به شاموت اضافه شده بود.  پی چینی دیوارهای خشتی نیز از همان خشتها بود.  خشتها را با روش قفل و بست متصل میکردند.
     سیلک III:  ویژگیهای معماری سیلک III  استفاده از خشتهای قالبی در ساختن دیوارها است.
سفال تپه سیلک
      انواع سفال سیلک I عبارتند از:  چهار نوع سفال سیلک دست ساز و دارای شاموت گیاهی هستند خمیر سفال بعلت داشتن ناخالصی شنی خشن است.  سطح اکثر سفالها با دست مرطوب لعاب داده شده و سپس صیقل شده اند.  صیقل سطح داخلی بهتر است و حرارت در داخل کوره ها کنترل نمی شده است.
      ۱-  سفال روشن با نقوش سیاه:  متداولترین شکل فنجانها و پیاله­های بزرگ و کاسه هایی با کف کوچک و لبه کشیده و باریک شده هستند.  برای ایستایی برخی حلقه های سفالی داشتند و برخی پایه های کوتاه.  لعاب سطحی به رنگ روشن با نقوش به رنگ سیاه بود.  در اواخر رنگ نقوش به قهوه ای تیره تبدیل شد.  در لایه های سیلک I1 وI2  فقط سطح داخلی سفالها را تزئین می کردند.  از لایه I3 به بالا تزئین هر دو سطح انجام می گرفت.  از همین لایه I3 به بعد نقوش موسوم به نقوش نردبانی نیز به مجموعه نقوش اضافه شد.
      ۲-  سفال قرمز منقوش:  خمیر دارای ناخالصی کمتر و دیواره ظریفتر هستند،  سفال قرمز منقوش دارای لعاب گلی غلیظ قرمز تیره رنگی هست و صیقل نشده اند.  این نوع سفال در کوره ای با حرارت بهتر پخته شده بنابراین دارای مغز سیاه نیست.
      از لایه سیلک I3  رنگ لعاب کمی براقتر می شود و از لایه I4 بخاطر حرارت مناسب دیگر سطح سفال دارای لکه های تیره رنگی که قبلا وجود داشت نیست.  بعضی کاسه های این نوع سفال در بدنه و نزدیک کف دارای زاویه هستند.  از لایه I4 کاسه های کف تخت رواج بیشتری پیدا کرده اند.  و از لایه I5 کاسه های کف تخت با بدنه استوانه ای رواج پیدا می کنند.
      ۳-  سفال تیره رنگ:  ساخت این نوع سفال چندان معمول نبود.  از این سفال فقط یک قطعه از لایه I1 و چند قطعه از بقایای لایه سیلک I3  بدست آمد.  شاموت گیاهی با خرده زغال و حرارت کم و مغز سیاه از جمله ویژگی های این سفال است.
      ۴-  سفال ساده:  خمیر دارای ناخالصی شن بسیار زیاد و بدنه ظروف بسیار ضخیمتر از انواع سه گانه قبلی است.  تردی و شکنندگی این سفال هم از انواع دیگر بیشتر است.  سطح سفال به روش دست مرطوب با لعاب گلی غلیظ کرم رنگ پوشش داده اند.  دیگ، کماجدان و کاسه های بزرگ از اشکال این ظروف است.
       سفال سیلک II:  دست ساز و دارای شاموت گیاهی و خمیر بدون ناخالصی،  سطح سفال با لعاب گلی غلیظ پوشش داده شده است.  رنگ لعاب بطور معمول قرمز است ولی از کرم روشن نیز استفاده شده است.  ظروف در کوره­های بسته و کنترل حرارت بهتر پخته شده اند.  بهمین دلیل مغز سفالها یکدست و بدون دود زدگی است.
       اندازه ظروف کوچکتر از دوره اول است.  اشکال مختلف بشقابها و کاسه ها با کف تخت یا کف کوچک حلقوی می ساختند.
      نقوش تزئینی را با رنگ سیاه می کشیدند و معمولا هر دو سطح ظرف را تزئین می کردند.  علاوه بر نقوش هندسی دوره اول در این دوره از نقوش هندسی ترکیبی همانند خطوط صفحه شطرنج و نقوش موسوم به سبدی نیز استفاده گردید.  مهمترین نوآوری استفاده از نقش گیاهان و حیوانات بود. نقوش گیاهی کاملا مسبک و نقوش حیوانی اکثر مسبک بودند.
      سفال سیلک III:  سفال این دوره سیلک را با چرخ ساخته اند که پدیده جدیدی است.  همچنین در تزئین سفال ها از نقوش انسانی نیز استفاده می شود که نوآوری جدیدی است.
اشیا تپه سیلک
      اشیا تجملی مانند مهره ها و دستبند سنگی،  در دوره دوم از فیروزه هم برای ساختن مهر استفاده می کردند.  نخستین نمونه فیروزه از لایه سیلک II3 بدست آمد.  در دوره سیلک II بر تعداد ظروف سنگی افزوده شد.  اشیا استخوانی شامل درفشها و سوراخ کنها بودند.  جالبترین اشیا استخوانی بدست آمده از سیلک شمالی دسته های استخوانی بودند.  نخستین نمونه شی مسی لایه استقراری سیلک I3  بدست آمد.  این شی درفش مسی بود،  که با چکش کاری ساخته شده بود.
      اشیا سیلک III:  بنظر می رسد در این دوره از چگونگی ذوب مس و ساختن اشیا مسی با استفاده از قالبگیری اطلاع داشته­اند.  یکی از پدیده های مهم اواخر دوره فرهنگی سیلک III استفاده از مهرهای مسطح است.  همچنین سنت تدفین در زیر مناطق مسکونی نیز همچنان ادامه داشت.
      اشیا سیلک IV:  در سیلک IV همان فرهنگ سیلک III جریان داشت،  و فقط مهرهای استوانه ای جایگزین مهرهای مسطح گردید.  مهمترین پدیده این دوره استفاده از خط و نگارش می باشد.
      گیریشمن معتقد است که ساکنان سیلک شمالی در پایان II3 به محل سیلک جنوبی نقل مکان کرده اند،  و طبقه اول سیلک III که روی خاک بکر قرار دارد موید همین مطلب است.
گورستان تپه سیلک
       آثار بدست آمده از قبرستان A و B به ترتیب معرف دوره مفرغ و آهن می باشند.
      گورستان B:  این قبرستان از طرف حفار دربرگیرنده فرهنگ مادی معرفی شده است.  گورستان در بخش غربی محل استقرار کشف شده و بیش از یکصد گور در آن شناسایی شده است.
      قبور ثروتمندان و نجبا عبارت بودند از گودال هایی که در زمین کنده شده بود،  و پس از جاسازی جسد در داخل آن اشیا مورد نیاز را در کنارش قرار می دادند،  و سپس روی آنرا می پوشاندند.  بطوریکه از سطح زمین بالا می آمد،  و بر روی آن تخته سنگهای بزرگ و یا لوحه های بزرگ از گل پخته قرار می دادند و بدین ترتیب روی قبر پوششی از شیروانی قرار می گرفت.
      از مطالعه اشیا قبور می توان پیبرد که برنز و مس به فراوانی استعمال می شد و آهن نیز معمول گردیده بود. سلاح های جنگجویان و وسایل تزئین اسب و زین و برگ آنها از آهن و برنز ساخته شده بود ولی مردم سیلک هنوز بوجود طلا پی نبرده بودند.  در میان ظروف سفالین بدست آمده از قبور قوری های منقوش با آبریزهایی به شکل منقار پرندگان بیش از سایر ظروف جلب توجه می کند.
همزمانی و مشابهت آثار سیلک با سایر محوطه ها
      ۱-  در گیان VA سفالی شبیه سیلک I بدست آمده است و توسط دکتر ملک تحت عنوان سفال چشمه علی طبقه بندی شده است.
      ۲-  در تپه شغالی سفال مشابه سیلک I و II بدست آمده است.
      ۳-  در قلعه دختر سفال سیلک II بدست آمده است.
      ۴-  در قومس سفال سیلک II بدست آمده است.
      ۵-  در قم سفال سیلک III بدست آمده است.
      ۶-  در محمودیه سفال چرخساز مشابه سیلک III بدست آمده است.
      ۷-  مشابه سفال­های سیلک III در تپه الف تل جری دوره Iبدست آمده است.
منطقه نوسنگی مرکزی ایران
تپه سنگ چخماق
      در ۸ کیلومتری شمال شاهرود به سمت گرگان قرار دارد.  سه ایچی مسودا در ۱۳۴۸ این تپه را شناسایی کرد،  و در ۱۳۵۰ و ۱۳۵۲ حفاری نمود.
      این تپه از دو برجستگی کوچک تشکیل شده است.  برجستگی غربی کوچکتر و قدیمتر و برجستگی شرقی بزرگتر و جدیدتر است.  برجستگی غربی دارای ۵ لایه و برجستگی شرقی دارای ۶ لایه استقراری است.
      مسودا معتقد است برجستگی غربی قدیمتر از برجستگی شرقی است و متعلق به دوره نوسنگی بدون سفال و نتیجتا مسودا تاریخ هزاره اول قبل از گاهشماری ایرانی را برای برجستگی غربی پیشنهاد می کند.
معماری تپه سنگ چخماق
      منازل مسکونی در برجستگی غربی دارای سه اتاق مجاور هم بودند،  که کف اتاق میانی به اندازه یک پله پایینتر از کف اتاقهای جانبی قرار داشت.  ورودی خانه ها در سمت جنوب قرار داشت و خانهها نسبتا کوچک بودند. دیوارها ضخیم بوده و با چینه ساخته می­شدند و با اندود کاهگل و گل اخرا اندود و تزئین می شدند. نقشه خانه­های برجستگی شرقی که مربع و بزرگ بودند از نظم کمتری برخوردار بود دیوارخانه­های مسکونی برجستگی شرقی ضخیمتر و از خشت بود.
   سفال:  اکثرا از برجستگی شرقی بدست آمده،  دست ساز با شاموت گیاهی که به عقیده حفار با روش فیتیله ای ساخته شده اند.  نقوش تزئینی منحصرا نقش هندسی ساده بود.
اشیا:  تیغه های سنگی،  درفشهای استخوانی،  پیکرکهای گلی انسانی و حیوانی.
منطقه نوسنگی مرکزی ایران
تپه چشمه علی
      در محله صفاییه شهرری تهران قزلز دارد.  در سال ۱۳۱۳ اریک اشمیت حفاری کرد.
معماری تپه چشمه علی
      دیوارها با خشت و چینه ساخته می شدند و نقشه خانه ها مستطیلی شکل بود.  اجساد داخل روستا به حالت جمع شده دفن می شدند.
سفال تپه چشمه علی
      دست ساز دارای شاموت گیاهی و در برخی موارد شن نرم است.  شاخصه سفال چشمه علی نقوش تزئینی آنهاست،  که نقوش با رنگ سیاه یا قهوه ای تیره بر روی سطح قرمز براق کشیده شده اند.  نقوش تزئینی شامل عناصر هندسی و مسبک گیاهان و حیوانات است.  گیاهان بصورت پیچهای اسلیمی و حیوانات همانند آهو و غزال و…. کلیه نقوش با هنرمندی و دقت و مهارت و ظرافت کشیده شده اند.  سطح داخلی برخی از ظروف با با الهام از سبد با نقوش سبدی تزئین می کردند.
     مک کان سفالهای چشمه علی را به سه گروه ذیل تقسیم کرده است:  ۱-  I الف زیرین (سیلک I).  ۲-  I الف زبرین (سیلک II).  ۳-  I ب (سیلک III).
      با توجه به اینکه سفالهای گروه ۱ و ۲ مک کان یا سیلک I و سیلک II در چشمه علی و همچنین در تپه زاغه از زمان استقرار در طبقه  VIII تا زمان ترک محل و در پایان طبقه I بطور مخلوط و در کنار هم بدست آمده اند در چشمه علی در لایه های عمودی و در زاغه در سطحی افقی می توان آنها بعنوان سفال نوع چشمه علی معرفی کرد.
      همزمانی و مشابهت آثار چشمه علی با سایر محوطه ها:
      ۱-  سفال چشمه علی در گیان VA بدست آمده است.
      ۲-  سفال چشمه علی در سیلک I بدست آمده است.
      ۳-  سفال چشمه علی در تپه زاغه بدست آمده است.
      ۴-  سفال چشمه علی در تپه های سیاه بوم (اریسمان)،  و محمدآباد و چشمه بلبل و محمودیه و پویینک و تپه شغالی و دشت دامغان و خوریان و شیخ تپه دلازیان و شیرآشیان و قومس بدست آمده است.
     ۵-  سفال چشمه علی در تورنگ تپه بدست آمده است.
منطقه نوسنگی مرکزی ایران
سیاه بوم یا اریسمان
      در حومه شهرستان نطنز قرار دارد.  سفال دست­ساز با شاموت گیاهی یا شنی. دارای لعاب گلی غلیظ به رنگ قرمز و با نقوش مسبک گیاهی و اسلیمی،  حیوانی و پرندگان از نوع سفالهای چشمه علی تزئین شده بودند.
   کله دشت ــ  در ۱۳۲۶ حفار مجاز تجارتی شد.  سفال خشن با خمیر قرمز با نقوش هندسی سیاهرنگ جناغی و زیگزاگ
   مسره ــ  در نزدیکی ساوه.  سفال دست ساز و خمیر قرمز و دارای ناخالصی زیاد شن با شاموت مرکب از گیاه و شن.  سطح سفال با لعاب گلی غلیظ به رنگ قرمز تیره پوشش داده شده بود.  ظروف با رنگ خاکستری متمایل به سیاه و با عناصر نقشی ساده تزئین شده بودند.  شکل ظروف ساده و اکثر کاسه های گود با دهانه باز بودند.
منطقه نوسنگی مرکزی ایران
قلعه دختر
      در مسیر قم به انارک سفال قرمز رنگ ظریف که با رنگ سیاه نقوش بزکوهی و پرندگان داشت همانند سیلک II.
   قم ــ  سفالی همانند سیلک III.
منطقه نوسنگی مرکزی ایران
قره ‌تپه قمرود
       قره ‌تپه مربوط به هزاره اول تا سوم گاه ایرانی،  و در بیست کیلومتری شمال شهر قم،  نرسیده به روستای قمرود واقع شده است.   این اثر در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۳۷۷ با شمارهٔ ثبت ۱۹۹۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
       در ۱۳۶۷ میرعابدین کابلی این محوطه را بررسی و حفاری کرد.  دارای ۸ دوره ساختمانی که قدیمترین آنها مربوط به هزاره اول قبل از گاهشمار ایرانی است.
 قره تپه قمرود
تصویر قره تپه قمرود،  عکس شماره ۸۹۱۳.
   محمدآباد ــ  در مسیر تهران به قم سفال قرمز با نقوش سیاهرنگ مشابه چشمه علی.
   چشمه بلبل ــ  در ۲٫۵ کیلومتری جنوب شرق زاغه،  دارای سفال نوع چشمه علی.
   محمودیه ــ  تپه دو گانه در ۷۰ کیلومتری شمال شرق زاغه.  دارای سفال چشمه علی و تعدادی سفال چرخساز مشابه سیلک III.
منطقه نوسنگی مرکزی ایران
تپه ازبکی
      محوطه باستانی ازبکی یکی از محوطه‌های باستانی ارزشمند تاریخی فلات ایران واقع در شهرستان نظرآباد از شهرستان‌های استان البرز می‌باشد.  ازبکی محوطه باستانی گسترده‌ای است که از یک تپه بلند مرکزی (تپه الف) به ارتفاع ۲۶ متر از سطح زمین‌های اطراف و تعدادی تپه کوتاه تشکیل شده‌ است،  که ارتفاع بلندترین آن‌ها از چند متر تجاوز نمی‌کند.  برای این محوطه باستانی می‌توان وسعتی برابر صد هکتار به ابعاد یک کیلومتر در یک کیلومتر در نظر گرفت.
      محوطه باستانی ازبکی در زمین‌های کشاورزی روستا واقع شده ‌است.  بخش‌هایی از این محوطه باستانی نه هزار ساله را کارشناسان مرکز باستان‌شناسی ایران در سال ۱۳۴۸خورشیدی مورد شناسایی قرار داده،  و در سال۱۳۵۲ به شماره ۹۵۵ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده ‌است.  در ۱۳۷۷ مجید زاده در اینجا حفاری نمود.
منطقه نوسنگی مرکزی ایران
ظرفی از آثار زیر خاکی تپه ازبکی
تصویر ظرفی از آثار زیر خاکی تپه ازبکی،  در موزه ایران باستان،  عکس شماره ۵۲۷۸.
   تپه سرخاب ــ  در دشت ساوجبلاغ،  دارای سفال منقوش با نقوش قرمز روی زمینه سیاهرنگ مشابه سفال اسماعیل آباد.
   گنج تپه و سیاه تپه ــ  در مسیر تهران قزوین،  دارای سفال قرمز مشابه سفال اسماعیل آباد.
منطقه نوسنگی مرکزی ایران
موشه لان تپه
      یا اسماعیل آباد،  :در ساوجبلاغ قرار دارد.
      معماری: در این تپه ۱۰ طبقه معماری مشخص گردید. از بالا به پایین شماره گذاری شد. سالم ترین بقایای معماری در طبقه V بود دیوارها با خشت و نوعی خشت که طلایی آنها را مشته خشت نامیده است ساخته شده بودند.
      سفال:  در لایه های فوقانی علاوه بر نقوش هندسی دارای نقوش انسان و حیوان است.  سفال قرمز با نقوش سیاهرنگ.  شکل متداول پیاله های دارای کف کوچک معقر.
      همزمانی و مشابهت آثار اسماعیل آباد با سایر محوطه ها:
      ۱- در تپه سرخاب سفال اسماعیل­آباد بدست آمده است.
      ۲- در گنج­تپه و سیاه­تپه سفال اسماعیل­آباد بدست آمده است.
   بارلکین ــ  سفال مشابه قره تپه.
   پویینک ــ  در دشت ورامین در ۷ کیلومتری شمالغرب ورامین.  قطعات سفال نوع چشمه علی بدست آمد.
   تپه شغالی ــ  در شمال غربی پیشوای ورامین واقع شده است.  در ۱۳۶۳ شناسایی شد و در ۱۳۷۰ آقای احمد تهرانی مقدم گمانه ای حفر نمود.
      دیوارها با خشت یا چینه و ترکیبی از آنها ساخته شده است. سفالهای بدست آمده از این تپه مشابه چشمه علی و سیلک I و II و حصار I بود.
منطقه نوسنگی مرکزی ایران
قره تپه شهریار
      در روستای جوکین از توابع علی شعوض شهریار در حدود ۴۰ کیلومتری جنوب غرب تهران واقع شده است.  در ۱۳۳۶ چند گمانه آزمایشی حفر شد.
   معماری:  دیوار منازل با خشت و بدون پی ساخته شده بود.  خشتها دست ساز و دارای اثر فرو رفتگی بودند.  دیوارها دارای اندود کاهگل با رنگ آمیزی قرمز بودند.
   سفال:  اکثر دست ساز و خشن هستند ولی بعضی نمونه ها دارای خمیر ظریفتر بودند.  سفالها لعاب گلی غلیظ دارند که براق شده اند.  متداولترین شکلها فنجان، انواع کاسه، لیوان و….  نقوش تزئینی اکثرا هندسی و منقطع هستند.  نقش مسبک بزکوهی بطور گسترده استفاده شده است،  و روی یک لیوان نقش مسبک یک زرافه کشیده شده،  که در نوع خود منحصر بفرد است.
      در تپه بارلکین سفال قره تپه شهریار بدست آمده است.
   مهران آباد ــ  در ۲۵ کیلومتری جنوب غرب تهران و در کنار راه تهران ساوه واقع شده است.  در ۱۳۳۸ نگهبان و یانگ مشترکا حفاری کردند.  سفال دست ساز با شاموت گیاهی و دارای ناخالصی و پخت در حرارت کم.  نمونه بسیار خوب از سفالهای پوک ایران محسوب می شود.
   دشت دامغان ــ  دارای نمونه سفالهای نوع چشمه علی می باشد.
   خوریان ــ  در ۱۰ کیلومتری جنوب شرق شهر شاهرود واقع شده است.  در ۱۳۶۸ حسن رضوانی حفاری نمود
      دارای سفال نوع چشمه علی، دست ساز، شاموت سفالها با بدنه های ضخیم مخلوطی از سبزیجات خرد شده و شن و شاموت سفالهای ظرف شن نرم بود.  ابتدا سطح سفال را لعاب گلی غلیظ پوشش داده و سپس صیقل کرده بودند.  نقوش با رنگ سیاه روی زمینه قرمز کشیده شده بود. نقوش تزئینی شامل عناصر هندسی و مسبک حیوانی و گیاهی می شد.
   شیخ تپه دلازیان ــ  در ۸ کیلومتری جنوب شرق سمنان.  دارای سفال مشابه نوع چشمه علی است
   شیرآشیان ــ  در سمنان،  دارای سفال مشابه نوع چشمه علی است.
   قومس ــ  در ۳۴ کیلومتری غرب دامغان واقع شده است.  نخستین فصل حفاری در ۱۳۴۶ و سپس در ۱۳۵۰ و ۱۳۵۵ ادامه یافت.  دارای سفال نوع سنگ چخماق، چشمه علی و دوره دوم سیلک می باشد.
منطقه نوسنگی مرکزی ایران
تورنگ تپه
      در ۲۰ کیلومتری شمال شرق گرگان واقع شده است.  مجموعه ای از چند تپه نزدیک هم،  که بزرگترین آنها تپه الف است.  نخستین فصل حفاری در ۱۳۱۰ توسط وولسین انجام شد.  ژان دهه در ۱۳۳۸ بازدید نمود،  و در ۱۳۴۰ حفاری را آغاز کرد،  و بیش از ۱۲ فصل حفاری را ادامه داد.
سفال تورنگ تپه
      سفال پیش از تاریخ تورنگ تپه بنام سفال خاکستری شهرت دارد.  به نوشته وولسین قدیمیترین سفالی که از تورنگ تپه بدست آمد قطعه کوچکی بود از یک ظرف بسیار ظریف که دو میلیمتر ضخامت آن بود و با نقوشی که با رنگ سیاه روی زمینه نخودی کشیده شده بود تزئین شده بود. البته دهه قبلا نوشته بود که قدیمیترین نوع سفالهای تورنگ تپه از تپه ج (c) در غرب تپه الف بدست آمده است.  او گفته در این تپه سفالهایی مشابه سفالهای مشخصه حصار II بدست آمد.  این سفالها نرم و شکننده و دارای خمیری قرمز رنگ و شاموت گیاهی بودند.  سطح سفال بالعاب گلی غلیظ کرم رنگ پوشش داده بودند،  و نقوش تزئینی را با رنگ قهوه ای روی آن کشیده بودند.  برای تزئین ظروف از نقوش ساده هندسی استفاده شده بود.  در مواردی داخل و خارج ظرف را تزئین کرده بودند.  دو قطعه از سفالها نقش حیوانی را نشان می دهند،  که تقریبا در تمام محوطه های دارای سفال نوع چشمه علی دیده شده است.
      براساس حضور سفالهای نوع چشمه علی در تورنگ تپه ژان دهه آنها را متعلق به دوره های زیر دانسته:
      ۱- دوره تورنگ تپه I الف قابل مقایسه با فرهنگ جیتون.
      ۲-  دوره تورنگ تپه I ب قابل مقایسه با فرهنگ اسماعیل آباد.
      ۳-  در تورنگ تپه سفال­هایی مشابه سفال­های مشخصه حصار II بدست آمد.
منطقه نوسنگی مرکزی ایران
یاریم تپه
      در ۹ کیلومتری جنوب گنبد قابوس است،  و در ۱۳۳۹ حفاری گردید.
   معماری:  دیوارها از چینه و قلوه­های گلی خشت مانند ساخته شده اند.  کفها با خاک کوبیده هموار شده و در مواردی دارای لایه اندود کاهگل می باشد.
   سفال:  سفال بدست آمده از یاریم تپه به ۵ گروه زیر تقسیم می شود:
      ۱-  سفال دوره نوسنگی یاریم تپه دست ساز و دارای شاموت گیاهی است.  سطح ظروف دارای لعاب گلی غلیظ کرم رنگ دارای نقوش تزئینی هندسی و خطی که با رنگ سیاه یا قرمز کشیده شده اند.  این نوع سفالها در سه لایه اول استقراری بدست آمده اند.  به عقیده استروناخ مشابه سفالهای بدست آمده از آنو و جیتون بودند.
      ۲- سفالی با شاموت شن نرم و دارای لعاب گلی قرمز رنگ نقوش تزئینی با رنگ سیاه کشیده می شد و سفال آنها مشابه سفال دوره III شاه تپه بود.  که قدمت آن ۳۲۰۰ الی ۲۹۰۰ ق.م. بود.  در میان سفالهای این گروه تعدادی سفال خاکستری مشابه سفال تورنگ تپه نیز وجود داشت.
      ۳-  سفال مشخص این دوره خاکستری داغدار که قدمت آن به هزاره سه گاه ایرانی می رسید.
     ۴-  در عصر آهن حدود هزار چهار گاه ایرانی.  سفال نارنجی، قهوه ای، و یا خاکستری مشابه سفالهای مارلیک وجود داشت.
      ۵-  آثار فوقانیتر لایه های یاریم تپه با سفال پارتی همراه بود.  سفال قرمز ظریف مشابه تورنگ تپه و قومس.
      همزمانی و مشابهت آثار یاریم تپه با سایر محوطه ها:
      ۱-  سفال مشابه آنو و جیتون.  ۲-  سفال مشابه شاه تپه III .  ۳-  دارای سفال مشابه تورنگ تپه.
منطقه نوسنگی مرکزی ایران
تپه آنو
      در نزدیکی عشق آباد پایتخت ترکمنستان.  نخستین بار توسط سرتیپ کوموروف در حدود ۱۸۸۰ حفاری شد،  و سپس در سال ۱۹۰۴ توسط رالف پامپلی بازدید و مجددا حفاری گردید.
      دو تپه به فاصله ۱٫۵ کیلومتر از همدیگر واقع شده اند،  که تپه های آنو نامیده می شوند.  تپه شمالی قدیمیتر و کوتاه تر است و تپه جنوبی جدیدتر و بلندتر است.
   معماری:  در تپه شمالی دیوار منازل با خشت ساخته شده،  و فقط کودکان در زیر کف منازل مسکونی دفن شده اند.
   سفال:  سفال آنو براساس ظاهر به سه گروه تقسیم می شود:
      ۱-  سفال با لعاب گلی ریقی قرمز یا قهوه­ای که از ابتدا در تپه شمالی حضور داشتند.
      ۲-  سفال دارای لعاب گلی غلیظ به رنگ سفید متمایل به سبز یا به رنگ زرد متمایل به سبز که نخستین نمونه های این سفال ۳ متر بالاتر از خاک بکر بدست آمد.
      ۳-  سفال دارای لعاب گلی غلیظ قرمز یا بنفش که تولید آنها ۸٫۴۰ متر بالاتر از خاک بکر آغاز شد،  و تا پایان استقرار در تپه شمالی ادامه داشت.  خمیر این سفال ناخالصی نداشت و رنگ آن قهوه ای روشن بود.  سفال خوب پخته شده و بسیار سخت بود.  سطح این نوع سفالها صیقل نشده و مات باقیمانده بود.
      مک کان سفالهای آنو شمالی را به دو گروه آنو I الف،  و آنو I ب تقسیم می کند،  و در توصیف آنها می نویسد:
      سفالهای آنو I الف در حالی که شباهتهایی با سفال سیلک I دارد،  از نوع سفالهای سیلک II است،  با این تفاوت که در آنو سفالهای با سطح روشن مانند سیلک II کاملا از بین رفته است.
همزمانی و مشابهت آثار آنو با سایر محوطه ها:
      ۱-  دارای سفال مشابه سیلک II.  ۲-  سفال آنو در یاریم تپه بدست آمده است.
منطقه نوسنگی مرکزی ایران
تپه جیتون
      تپه کوچکی در حدود ۳۰ کیلومتری شمالشرق عشق آباد و تپه های آنو که حدود ۴۰۰۰ مترمربع مساحت دارد.  ماسون حفار محوطه است.
      بعقیده ماسون فرهنگ دوره قدیم جیتون هم افق با فرهنگ جارمو در عراق و تپه گوران در کرمانشاه است،  و فرهنگ میانی و تا حدودی دوره جدید جیتون شبیه فرهنگ سیلک  I است.  فرهنگ جیتون متشکل از سه دوره است.
      ۱-  آثار اولین دوره یا دوره قدیم جیتون که از محلهای زیر بدست آمده است:  تپه جیتون، لایه تحتانی چوپان تپه،  لایه تحتانی توگولوک.
      ۲-  آثار دوره میانی فرهنگ جیتون از لایه های فوقانی چوپان تپه، توگولوک تپه، بامی، نسا جدید، پسجیک تپه، لایه تحتانی مونجوقلی تپه، چاقی لی تپه، بدست آمده اند.
      ۳-  آثار جدیدترین دوره فرهنگ جیتون لایه­های فوقانی چایق لی تپه بدست آمده است.  بر اساس آزمایش کربن ۱۴ آثار دوره جدید فرهنگ جیتون اوایل هزاره اول گاهشماری ایرانی است.
   معماری:  خانه های مسکونی تک اتاقه با نقشه مستطیل شکل بنا شده اند.  دیوارها با خشت ساخته شده و فقط در بامی به دلیل نزدیکی به کوهستان برای ساختن دیوارها از سنگ استفاده شده است.  خانه های تک اتاقه جیتون همه با نقشه واحدی بنا شده اند.
   سفال:  سفال دوره قدیم دست ساز شاموت گیاهی و سطح سفال صیقل داده شده کاسه های استوانه ای و مخروطی متداولترین شکل ظروف را تشکیل می­دهند. در دوره قدیم ۱۲% ظروف دارای نقوش قرمز روی زمینه کرم بودند.  عناصر نقشی ساده و هندسی هستند.
      در دوره میانه شکل ظروف از تنوع بیشتری برخوردار است و نقوش با دقت بیشتری کشیده شده است،  و نقش نواری از مثلث بیش از پیش متداول گردیده است.
      در دوره جدید از مقدار نقوش کاسته شده ولی در هر دو سطح ظرف تزئین می شده اند.  در این دوره نقوش شبه درختی نیز ظاهر شده است.
      در یاریم تپه سفال مشابه جیتون بدست آمده است.
   ــ  منبع:  مناطق نوسنگی ایران از اینترنت و پژوهشهای شخصی است.  اشخاصی که از نوشته های آنها در این برگه استفاده شده،  لطف کنند نام خود را در نظرات بنویسند،  تا اینجا ذکر و تشکر شود.
تصاویر موزه ای مناطق نوسنگی و تپه های تاریخی ایران در لینک زیر:
……………
   برچسبها:  منطقه نوسنگی، نوسنگی مرکزی ایران، تپه زاغه، تپه سیلک، تپه سنگ چخماق، تپه چشمه علی، قره ‌تپه قمرود، تورنگ تپه، یاریم تپه، تپه جیتون، تپه آنو.
………….
منطقه نوسنگی مرکزی ایران
مستندهای مربوط
مستندهای بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری
 
……………………….
    توجه ۱:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  تارنمای انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه ۲:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید.  در جهت دانش مربوطه این تارنما،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.
   توجه ۳:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و تارنمای دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند.
پرسشهای خود را ابتدا در جستجوهای تارنما بنویسید،  به احتمال زیاد پاسخ خود را می یابید
جهت آینده ای بهتر دیدگاه خود را بنویسید،  و در گفتگوهای تاریخی و جغرافیایی و اجتماعی شرکت کنید