Skip to main content

دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ

      این صفحه نمونه انبوهی از کتاب و نوشته هایی است،  که بنام تاریخ به خورد ملت داده اند،  بسیاری از جوانان و حتی اساتید بدون اینکه،  تحلیل و تعلیل،  بررسی و نقد،  در باره آنها داشته باشند،  در کتابها و وب هایشان از آنها بعنوان تاریخ واقعی می نویسند.  نقد و رسیدگی به تمام آنها کار یک نفر نیست،  قرنها و بویژه در دوران استعمار با کمک عوامل صهیونیسم،  از این دست زیاد نوشته شده،  بسیاری در ادامه تاریخ معرکه گیری و رجز خوانی های تاریخ لشکر و جنگ بوده اند.  بعضی از عزیزان شاید بگویند،  که چرا کم و فقط تعدادی از آنها را نوشته ای،  همانگونه که گفتم اینها نمونه هستند،  برای اینکه جوانان با هوش ایرانی بدانند،  که هر کتاب را بعنوان تاریخ و سند نپذیرند،  و دنبال واقعیت های تاریخی برابر با قوانین و فرمول های تاریخ اجتماعی باشند.
دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ
تصویر تعدادی کتاب زیر ذره بین،  عکس شماره ۳۴۰۲.
دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ
تصویر لوگو تاریخ را علمی بدانید نه داستان روی داستان،  عکس شماره ۱۶۱۸.
 برگه 159 پیوست تاریخ ایران است.
دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ
ادامه پیش نویس
      البته بررسی این قبیل کتابها کار ساده ایست،  کافی است آنها را باز کنید،  و از ابتدا ببینید:
      اسناد باستان شناسی آن کتاب چه هست؟  نویسنده آن که بوده؟  تاریخ واقعی آن نوشته چیست؟  کتاب اصلی کجاست؟  اسناد و مدارک، پیوست و منابع آن چگونه است؟  چه کسی آنرا دوباره تجدید چاپ کرده و به چه منظوری؟  و صدها و هزاران پرسش دیگر در این باره وجود دارد،  که باید با دقت از کتاب بپرسید،  و بدنبال پاسخ آن باشید.  تقریباً  تمام این قبیل کتابها،  هیچ نوشته ای که با علوم و منطق برابر باشند ارائه نمی دهند،  و فقط مقداری پرت و پلا هستند،  که اکثراً می خواهند ایرانی را،  با بزرگنمایی داستانی،  به واقعیت کوچک نشان دهند.  کافی است چند صفحه از آنها را بخوانید،  تا متوجه شوید که همه آنها پرت و پلای بدون مدرک می باشند.  هوشیار باشید و اغفال ترفندها نشوید.
کتاب های تاریخ دروغی،  ادبیات دشمن است،  نه تاریخ.
ادامه دارد و بازنویسی می شود.
   عکس تاریخی یک کتابدار پارسی،  حدود ۱۳۰۰ خورشیدی،  مشروح در تاریخ کتاب و کتابداری در ایران،  عکس شماره ۱۲۵۵.
    توجه:  بارها و بارها و نیز در بالای وبسایت و  در میان مطالب و پرسش و پاسخ ها و غیره نوشته ام،  که این وبلاگ نظرات شخصی من است،  نه خود علم.  بارها نوشته ام،  که تاریخ علمی را باید فرهنگستان تاریخ بنویسد و تأیید موقت کند.  دیده ام عزیزانی می گویند چرا و چرا این و آن را نوشته ای؟  عزیزان،  جوانان باهوش ایران!،  همانگونه که می دانید،  علم از برخورد اندیشه ها و نظرات علمی و تحلیلی حاصل می شود،  نه با همسویی در دانش منحصری خود.  سیستم آموزشی سنتی قرن گذشته،  که هم اکنون هم ادامه دارد،  یاد داده که علم همان است،  که آنها می گویند،  و یاد داده در یک دانش دگم باشیم،  من در این وبسایت بارها نوشته ام،  که این سیستم فسیل شده آموزشی را نمی پذیرم،  و کاملاً رد می کنم،  مشروح در اینجا.
    توجه دیگر:  بارها نوشته ام،  کلیه کتابها،  حتی آنهایی که مملو از دروغ و دونگ است،  بازهم نکاتی قابل بررسی در تاریخ و تاریخ اجتماعی و جغرافیای تاریخی دارند.  بارها نوشته ام،  که کلیه نوشته ها و کتاب های قبل از قرن ۲۱ یا حتی قبل از دیدگاه جدید علمی ما،  خام هستند،  و باید آنها را به تحقیق و تحلیل گرفت،  و صرفاً نمی توان برای کلیه بررسی های قدیم و جدید در تمام علوم،  به یک منبع و یک دید و دانش متکی بود.
  دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ
 
 
فهرست کتاب های مشکوک
تعداد پست
1
19  پست
2
10  پست
3
15  پست
4
2  پست
5
14  پست
6
5  پست
7
4  پست
8
3  پست
9
8  پست
10
2  پست
11
6  پست
12
5  پست
13
3  پست
 
 
 
 
 

کتاب هایی بزبان عربی

      تعداد زیادی کتاب تاریخ سنتی بزبان عربی وجود دارد،  مانند،  کتاب البدء و التاریخ و تاریخ یعقوبی و معجم البلدان و تعدادی دیگر،  تقریباً همه اینها نویسندگان ناشناس و یا مشکوک دارند،  که تقریباً در بخش تاریخ همه از روی یکدیگر کپی شده اند،  و هیچکدام سند و شواهد ارائه نمی دهند.
دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ

کتاب تاریخ جهانگشای جوینی

      تالیف عطا ملک جوینی؟  که هیچ تعریفی از او در دست نیست،  ولی مطالب آن در مورد ده سال آخر عمر چنگیز و جانشینان او تا سال ۱۲۵۶ می باشد،  که می گویند،  توسط یکی از کارمندان عالی رتبه ایرانی دستگاه ایلخانان نوشته شده است.  جهانگشای جوینی را بویل   J.A.Boylle در منچستر به سال ۱۹۵۸ در دو جلد ترجمه و منتشر کرده است.  اصل آن کتاب معلوم نیست،  و کسی نمی داند بروی چه کاغذی و با چه مرکبی و چگونه نوشته شده است،  فقط عده ای مطالب آنرا از روی نمونه هایی که شباحتی در نگارش و متن ندارند تکرار کرده اند.  جالب است که کسی از آن جماعت طوطی!  درباره آن کتاب تحلیل نکرده و نپرسیده چگونه و چرا،  و آیا واقعیت است،  اسنادش چه هست؟؟؟.  تاریخ جهانگشا هیچ اشاره دقیق از اینهمه اتفاقات و رویداد و جنگ های مهم نمی کند،  و فقط سرسری و بی محتوا می گوید و می نویسد.  ولی ما باید بگوییم و بپرسیم چگونه و چرا؟  تحلیل علمی،  و تحلیل و تحلیل و تحلیل،  داشته باشیم.
   پرسش از عموم:  آیا ایلخانیان خانات مغول ایرانی بودند،  یا برابر پرت و پلا های تاریخ،  مغول کشور مغولستان بودند؟  چرا باید بویل انگلیسی برای اولین بار این دروغ نامه را ترجمه و منتشر کند؟
   مهم:  تحقیق کنید،  الکی با چند کتاب که با ترفند معروف کرده اند گول نخورید.
دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ
   تصویر کتاب های جهانگشای جوینی،  این کتابها که در انواع رنگ و جلد بخورد ملت داده اند،  همگی بدون هیچ تحلیل و فقط داستان گونه نوشته شده اند ،  عکس شماره ۸۳۶۸. 
    نمونه مطالب این کتاب:
      دروغ نامه تاریخ جهانگشا:  خوارزمشاه این صوابدید را نپذیرفته،  آهنگ مازندران کرد.  اما وقتی مغول ها در ری شنیدند که وی به جانب همدان رفته و چه قصدی دارد،  پس از کشتار و غارت آنجا،  شتابان روی به عراق آوردند،  و هر جا رسیدند ویران کردند و خرد و بزرگ را از دم تیغ گذراندند.  سبتای بهادر به سوی قزوین و جبه نویان به سوی همدان آمدند.
   نظرانوش راوید:  تمام مطالب این کتاب مانند مثال بالا پوچ و فاقد اعتبار علمی و تاریخی است،  و فقط استعمار گران دشمن ملت ایران،  چون بویل Boylle می گویند:  که این پرت و پلاها تاریخ است.  امروزه بسیاری از آن جیره خواران استعمار خود به این همه مطالب بی اساس اعتراف دارند،  در قسمت های دیگر وبسایت ارگ در این باره گفته و توضیح داده ام،  و در ادامه باز هم خواهم گفت.  علاقمندان به تاریخ و سرگذشت ایران،  جهت مطالعه و باز نویسی تاریخ و یافتن آهنگ رشد و حرکت تمدن ایران،  برای آینده نگری،  لطفاً مطالب وبلاگ انوش راوید را با دقت بخوانند و پیگیری نمایند.
دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ

کتاب تاریخ طبری

      تاریخ طبری منبعی سرشار از کذب و دروغ است،  ظاهرآ کتابی در تاریخی عمومی است، (از آغاز آفرینش تا ۳۰۲)،  به زبان عربی و تألیف ابوجعفر محمدبن جریر طبری است.  نام اصلی کتاب تاریخ الامم و الرسل و الملوک است،  اما به تاریخ طبری مشهور شده است.  این کتاب به سبب تفصیل،  قدمت و روش خاص مؤلف،  اثری منحصر به فرد است.  تاریخ دقیق آغاز تألیف آن معلوم نیست،  ولی مسلّم است که طبری پس از نوشتن جامع البیان فی تفسیر القرآن،  به تألیف آن پرداخته است.  وی تفسیر خود را از ۲۸۳ تا ۲۹۰ بر شاگردانش املا می کرده،  و سپس اجازه روایت تاریخ خود را تا حوادث ۲۹۴،  یعنی تا پیش از روی کار آمدن مقتدر (۲۹۵ـ۳۲۰)،  به شاگردانش داده است،  به نوشته یاقوت حموی متوفی در قرن هفتم،  تألیف تاریخ طبری در ۳۰۳ به پایان رسیده است.  
      تاریخ طبری مانند بسیاری از منابع تاریخی،  دروغها و کار های نشدنی بسیاری دارد،  و بعنوان کتاب تاریخ و منبع تاریخی نمی توان از آن استفاده کرد.  تحقیقات انجام گرفته روی تاریخ طبری نشان می دهد،  که تنها به شرح روایات نقل قول شده پرداخته،  و بدین ترتیب فقط امانت داری نویسنده تایید می شود.  روایات تاریخ طبری تفاوت مهمی با بسیاری از آثار هم نوع خودش دارد،  و این نشان میدهد که طبری امانت داری در نقل روایت ها را نگاه داشته است،  و اساسا به این نمی پردازد روایاتی که صد ها سال با او فاصله دارند،  تا چه حد به واقعیت نزدیکند و این امانت داری طبری در نقل روایات و احادیث بمعنای صحت مطالب تاریخی نمی باشد.
      تاریخ طبری از دو بخش تاریخ جهان و تاریخ اسلام تشکیل می شود،  قسمت اعظم این اثر،  یعنی بخش تاریخ اسلام آن،  به ترتیبِ سالشمار هجری و منحصر به رویداد های سیاسی و شرح جنگ هاست.  بخش تاریخ جهان ترتیب سالشمار ندارد،  و ترتیب آن موضوعی است.   طبری گفته،  که هدفش در این کتاب ذکر تاریخ شاهان،  و تاریخ پیامبران است،  وقوع  و زمان را به شب و روز تعیین کنند،  و درست به همین سبب،  کتابش را با بحث در باره زمان و ماهیت و مقدار آن از ابتدای خلق آدم آغاز نموده،  و در این خصوص بعد از نقل گزارش های مفصّل از راویان اخبار،  به عقاید ادیان و امت های گوناگون و آرای زردشتیان استناد کرده است.  طبری مسلماً اولین کسی نبوده که وقایع نگاری را بر اساس سالشمار تنظیم کرده،  اما می توان گفت که این روش را به کمال رسانده است.
      طبری نوشته هائی بجای گذارده،  که مملو از داده های غیر عقلانی است،  و نمی توان بسادگی آنها را باور کرد.  بعنوان مثال صحبت از قلعه ای یا شهری می کند،  که همیشه صد هزار سرباز بر دیوار های آن در حال نگهبانی بوده،  اما این قلعه بوسیله چند هزار سپاهی عرب فتح میشود.  او با سادگی خودش فکر می کرد و می پنداشت،  و هرگز هیچ تحلیل بکار نمی برد،  و شاید هم مزدور کسی بود،  و یا اصلاً شخص طبری واقعیت ندارد.  در هر صورت انسان قرن  21  تحلیل دارد،  شعور و فهم  و اینترنت دارد،  و هرگز مهملات را باور نمی کند،  و انوش راوید هم مچ دروغگو ها را می گیرد و آنها را افشا می کند.  
   به روایت زیر دقت کنید:
   دروغ نامه:  معاویه قیساریه را چندان در محاصره داشت . . . ..  معاویه آن را به قهر بگشود،  و در آن هفتصد هزار سپاهی مزدور،  سی هزار سامری و دویست هزار یهودی بیافت.   سیصد بازار در آنجا بدید،  که همه برپای بودند و هر شب یکصد هزار تن بر باروی شهر نگهبانی میکردند.
   انوش راوید:  نادرست بودن چنین روایت  تاریخی آشکارتر از آن است،  که نیاز به توضیح باشد،  اما فرض کنیم که برای اینکه صد هزار نگهبان بر دیوار های شهری مثلا با فاصله ای ۵ متری از یکدیگر بخواهند نگهبانی بدهند،  بنا بر این آن شهر پانصد کیلومتر دیوار دارد!،  چقدر این تاریخ نگاری احمقانه است،  و اگر  قبول کنیم که هفتصد هزار سپاهی مزدور را در خود جای داده بود،  این تعداد سپاهی بعلاوه افراد خانواده و دویست هزار یهودی و سی هزار سامری باید شهری چند میلیون نفری بوده باشد،  که تنها هفده هزار سپاهی عرب آنرا تسخیر میکنند!؟  برای چنین تعدادی از ساکنان شهر چه مقدار زمین زراعتی و یا گله های گاو و گوسفند لازم است؟  روی این زمین ها چه تعداد زارع و چوپان باید مدام کار میکردند؟  این مجموع نگهبانان، زارعین و چوپانان با زنها و بچه ها روی هم به چه تعدادی میرسیده اند؟
      واضح است که چنین قلعه ای با امکانات امروزی نیز خودش بتنهائی یک کشور میشود،  از این نمونه ها بسیار است و نشان میدهد،  که ارقام ارائه شده در این مثلاً منابع تاریخی به هیچوجه قابل اعتماد نیستند.  عجیب تر اینکه این قلعه با هفتصد هزار سپاهی و صد هزار نگهبان دائمی بمدت هفت ماه در محاصره یک سپاه هفده هزار نفری از پای در می آید!؟  وقتی انوش راوید می گوید،  دروغگو ها در تاریخ ما جولان می دهند بی دلیل نیست،  انسان قرن  21 هر چه را می خواند تحلیل می کند،  و می داند کسی که دروغ می گوید دروغگوست.
      قسمت اعظم تاریخ طبری مجموعه ای از روایات گوناگون از راویان مختلف است،  که به شکلِ معمولِ روایتِ خبر،  نقل شده است،  بدین صورت که ابتدا سلسله راویان و سپس خبر گزارش می شود.  بنابر این تاریخ طبری صرفاً نقلی است،  و مؤلف دخل و تصرفی در منابع خود نکرده و مطالب را بدون در نظر گرفتن صحت و سقم آنها ضبط نموده است.  وی روایات متعدد و متنوع راجع به هر واقعه را آورده،  و مطالب غیر واقعی و افسانه های حماسی و دینی با اشتباه های مهم در کتابش بسیار دیده می شود.  ازینرو باید محتوای هر روایت بررسی و با روایات دیگر مقایسه شود،  و مختصات و مسائل آن معلوم گردد.  
      آنچه بنام تاریخ بجای مانده ملغمه ای از روایت هائی است،  که مملو از رجز خوانی و توجیهی جز تقدیر الهی در ذهن مؤلف نمی توانسته داشته باشد.  در واقعی بودن این روایتها باید تردید کرد،  و با بررسی های علمی و انتقادی،  تاریخ واقعی را از درونش استخراج کرد،  کاری که هنوز توجه کسی را جلب نکرده است،  ولی انوش راوید اینکار را می کند.  اگر ما تعداد کسانی را که به روایت تاریخ طبری یا تاریخ های مشابه از ابتدای شروع دروغ تجاوزات اعراب،  تا زمانی که تمام ایران بدست اعراب سقوط کرد را جمع بزنیم،  به شماره های نجومی خواهد رسید،  که با توجه به میزان جمعیت در آن زمان نامعقول به نظر میرسند.
       در داستانی که به جای تاریخ به خورد سادگان داده اند آمده:
    دروغ نامه:  قبل از جنگ قادسیه چند برخورد دیگر نیز پیش آمده بود،  که تنها در یکی از آنها بنام جنگ بویب بین سپاهیان مهران سردار ایرانی و مثنی بن حارثه سردار عرب،  نبردی در میگیرد.   گفته شده است،  کسانی که آنرا دیده اند تخمین میزدند که استخوان یکصد هزار کس کشته شده بوده است.
   نظر انوش راوید:  این قبیل اعداد ارائه شده واقعی نیستند،  که هیچ بلکه احمقانه است،  در رابطه با هرقل و سپاهیان روم نیز در جنگ های شام همینگونه است،  و هر چند ماهی هرقل صد،  دویست یا سیصد هزار سپاهی را در جنگ با چند هزار سپاهی عرب از دست میدهد.  در موارد زیادی ارقام نجومی نیز بسیار دیده میشود،  اعدادی مانند،  هزار هزار هزار  (میلیارد)  و یا اعداد بزرگتری که همگی اغراق آمیزند،  خصوصا که این روایت ها از جانب اعراب داده شده اند،  و اعراب بنا به آنچه آمده بیشتر از عدد هزار،  آنهم به شکل  ده تا صد تا،  را نمیتوانستند بشمارند،  و در میانشان بندرت کسی قادر به خواندن و نوشتن بوده است.
      شیوه گزارش و شکل روایات در تاریخ طبری یکسان نیست،  سبب آن میزان اهمیت و کثرت حوادث،  محتوای روایات و تأثیر زمان بر آنها بوده است.  طبری هیچ تردیدی در اینکه گاو میتواند بخواست خدا حرف بزند ندارد،  نوشته:
   دروغ نامه:  سعد در اثنای این اقامت،  عاصم بن عمرو را سوی اسفل فرات فرستاد،  و او تا میشان برفت به جستجوی گوسفند و گاو بود،  اما بدست نیاورد….  پیش رفت تا بر کنار بیشه ای مردی را بگرفت،  و از او پرسش کرد و جای گوسفند و گاو می جست،  و آن کس قسم خورد و گفت نمیدانم.  اما او چوپان چهار پایان در آن بیشه بود،  و گاوی بانگ برآورد که بخدا دروغ میگوید اینک ماییم….  بله ما این را شنیدیم و دیدیم و گاوان را براندیم،  حجاج گفت دروغ میگوئید،  گفتند اگر تو آنجا بوده ای و ما نبوده ایم چنین باشد،  گفت راست میگویید،….  
   نظر انوش راوید:  دشمنان ایران تاریخی این قبیل پرت و پلاها را منابع تاریخ می دانند،  و می گویند:  انوش راوید تو منابعت کدام است،  دشمنان ایران می گویند که ما این منابع مهم ساده لوحانه را داریم!.   عزیزان،   شما انسان قرن ۲۱ هستید،  هر آنچه را که می خوانید تحلیل نمایید،  و به گردونه چرخ یاد گیری بسپارید،  ببینید آیا واقعیست یا از اساس دروغ است.  ما ایرانیان از گذشته های دور دشمنان بسیار داشتیم،  که با ترفند ها و رجز خوانی ها سعی در کوچک شمردن و نابود کردن ما داشتند،  هوشیار باشید و با تمام وجود از ایران و ایرانی در مقابل این دروغها و دشمنان دفاع نمایید،  و بازی با تاریخ توسط  استعمار را آشکار کنید.
     در کل:  یک سری کتاب های تاریخی خطی وجود دارند،  که تعداد آنها کمتر از یکصد است،  و منبع تاریخ نویسی ایرانی شده اند،  باید درباره اینها تحقیقات تاریخی و باستان شناسی عمیق علمی صورت پذیرد.  باید دقیق دانست چرا و چگونه بوجود آمدند،  و براحتی با گفتن و نوشتن چند نام بی رد و نشان بعنوان نویسنده آنها،  نباید اغفال شد.  آنچه تا کنون من دیدم،  در پس این کتاب ها ترفند های تاریخی و سیاسی و دینی قرار داشته،  باید با هوشیاری این ترفندها را شناخت و افشا کرد.
 
 دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ
   ضمن پاس داشت آزادی اندیشه و قلم،  بپرسید و نظر بدهید،  و در گفتگو های تاریخی شرکت کنید.
پرسش و پاسخ
   پرسش ۶۲۸۲ از کیارش:  مطالب شما در خصوص دروغ‌های تاریخ طبری را ملاحظه کردم.  آیا تحقیق جامع درباره‌ صحت و سقم تاریخ طبری سراغ دارید که معرفی نمایید؟
   پاسخ انوش راوید:  خیر،  بصورت کلی نمی دانم،  تا این تاریخ در جستجو های اینترنتی هم،  تحقیق جامع در باره کتاب های دروغی منجمله تاریخ طبری ندیدم.  درک و دانستن این گونه دروغها تازگی دارد،  قبل از اینترنت اگر کسی حرفی داشت نمی توانست خوب بگوید،  مخصوصاً  که استعمار و امپریالیسم سابق هم دور دروغ های تاریخ،  خط قرمز داشتند.  اما امروزه از آغاز قرن ۲۱ و با پیدایش امپریالیسم نو،  دروغ های تاریخ برایشان کم اهمیت شده،  و خط قرمز هم کم رنگ گردیده است،  که اینک ما می توانیم براحتی در باره آنها بنویسیم و بگوییم.  می دانم در آینده گرایش دروغ های تاریخ همه گیر حرفه ای می شود،  و تحقیقها و تحلیل های گسترده ای انجام خواهد شد.  در ضمن بگویم،  با خواندن کتاب به راحتی می توانید دروغ بودن هر جمله را متوجه شوید،  و نیازی به تحقیق و تحلیل جامع نیست.
دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ
   عکس تاریخی عطار پارسی هنگام مطالعه کتاب خطی،  حدود ۱۳۰۰ خورشیدی،  مشروح در تاریخ پزشک و پزشکی در ایران،  عکس شماره ۱۲۹۱.
دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ
مستندهای مربوط
مستندهای بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری
    توجه ۱:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه ۲:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.
   توجه ۳:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند.