علم تاریخ و تاریخ نویسی علمی

علم تاریخ و تاریخ نویسی علمی
پیش گفتار
     عزیزانی که به وبلاگ انوش راوید می آیند و می خوانند و پرسش های دارند،  ابتدا باید از علم تاریخ بدرستی بدانند،  و گرایشها و بخش های مختلف این علم را بشناسند،  و بر اساس رشته مورد علاقه اشان بخوانند و پرسش نمایید،  در این صفحه یک توضیح کلی در اینباره می نویسم،  ولی عزیزان باید تحقیق و مطالعه بیشتری درباره علم تاریخ و تاریخ نویسی علمی نمایند.
     در این وبلاگ پرسش های مربوط به کرونولوژی تاریخ سلسله هخامنشیان و حکومت اشکانیان را بانوی گرامی پرنیان حامد پاسخ می گویند،  زیرا علم تاریخ بسیار وسیع و مهم است،  و از توانایی یک شخص،  که بخواهد همه بخش ها را بخواند و بداند خارج است.
تصویر انوش راوید در یک سایت تاریخی،  عکس شماره 3418.
   توجه:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
تصویر لوگو تاریخ را علمی بدانید نه داستان روی داستان،  عکس شماره 1618.
این پست پیوست تحقیق ها و تحلیل های نوین است.
. . . ادامه دارد و باز نویسی می شود . . .
   تصویر ملتی که کتاب نمی خواند،  باید تمام تاریخ را تجربه کند،  کتاب کاغذی یا کتاب الکترونیک و وبلاگ،  عکس شماره 7652.
ادامه پیش گفتار
      در تاریخ نویسی،  چه این زمان و چه از گذشته های تاریخی نویسی سنتی ایران،  از زمان طبری به بعد،  ما با یک مشکل بزرگ در تاریخ نویسی روبرو بودیم،  و آن ذهن کپی پیسی است،  که تأثیر گرفته از دوره دینی مربوطه در تاریخ اجتماعی است.  اکثر تاریخ نویسان سنتی قرون مختلف ایران،  گرفتار این مشکل بودند،  و مطالب آنها تحقیقی و تحلیل نیست،  بلکه همه از روی یکدیگر درست و غلط،  کپی کرده اند،  یعنی ذهن مربوط به آموزه دوران دینی.  از قرن گذشته با وجود سیستم آموزشی حافظه محوری کپی پیسی،  این وضع بشدت بحرانی شده است.  من در همه جا این مشکل را گوشزد کرده،  و امیدوارم توسط جوانان باهوش در نظر گرفته و دقت علمی شود.
      یادآوری نمایم در علم هیچ چیز ثابت و قطعی نیست،  و علم پویاست و رشد و تکامل دارد،  و هر آن ممکن است تغییر کند.  متأسفانه سیستم آموزشی ایران یاد داده،  که هر چه می گوید خود علم است،  یعنی کامل ضد علم برخورد کرده.  علم تاریخ بدلیل ماهیت خود،  بیشترین تغییر در علم را داشته و دارد،  و خواهد داشت.  بنابراین تاریخ نویس و تاریخ خوان همیشه باید آمادگی درک این تغییر را داشته باشند. 
تاریخ و کرونولوژی
      علم تاریخ دانش و اطلاعات درباره‌ گذشته است،  امروزه تاریخ به عنوان شاخه‌ ای از علوم اجتماعی و انسانی در نظر گرفته می‌شود،  به خصوص موقعی که تأکید و مطالعه روی مبحث کرونولوژی ‌باشد.  تاریخ بسیار گسترده است،  و سازماندهی آن از اهمیت دارد،  برخی از نویسندگان تاریخ ‌های جامع و کلی نوشته‌ اند،  ولی برخی موخین نیز روی گرایش‌های خاصی مطالعه و تحقیق نموده‌ اند.  بر این اساس چندین روش متفاوت برای طبقه‌بندی اطلاعات تاریخی به شرح ذیل وجود دارد:
  1ـ  طبقه‌ بندی اطلاعات به صورت زمان‌بندی شده یا به عبارتی طبقه‌بندی اطلاعات بر مبنای ترتیب وقوع زمانی رخدادها (Cahronolical) که همان علم کرونولوژی می‌باشد.
  2ـ  طبقه‌بندی اطلاعات براساس نواحی مختلف جغرافیایی (Geographical).
  3ـ  طبقه‌بندی اطلاعات تاریخی بر مبنای ملیت‌ها و کشور های مختلف (National).
  4ـ  طبقه‌بندی اطلاعات تاریخی به صورت موضوعی (Topicla).
   ــ  تاریخ = تا = تا شده،  چند جانبه + ریخ = ریخت و ریختن،  جهت اطلاع بیشتر به الفبای تمدن جی و یا معنی نام شهرها و روستاهای ایران مراجعه نمایید.
   کرونولوژی Chronology یا گاهنگاری،  به عنوان علمی برای محاسبه زمان (Computing) یا دوره‌ هایی از زمان و اختصاص رخدادها در تاریخ‌های دقیق وقوع آنها تعریف می‌شود،  و به معنای تخصیص رخدادها به تاریخ‌ های زمانی دقیق آنها است،  که آن را علم قرار دادن وقایع در زمان نیز گفته ‌اند.  باید توجه داشت،  کرونولوژی با کرونومتری (Chronometery) در علم فیزیک تفاوت دارد،  کرونولوژی علم قراردادن و متمرکز کردن وقایع تاریخی در زمان،  یک علم محاسباتی است،  درباره محاسبه زمان (Comuting time) است،  نه اندازه ‌گیری زمان (Measuring time)،  زیرا کرونولوژی بخشی از علم تاریخ است.
      دو بخش در تعریف این علم وجود دارد، بخش اول یک علم محاسبه را تعریف می‌کند،  و به باستان شناسی مربوط است،  و بخش دوم، موضوع قرار دادن وقایع و رخدادها در تاریخ‌ های زمانی دقیق آنها را شامل می‌شود،  که البته این بخش بیشتر به تاریخ مربوط است.  بنابراین بعضی ممکن است،  کرونولوژی را در برگیرنده بخش اول تعریف در نظر بگیرند،  که به محاسبه زمان مربوط است،  و آن را نقطه مقابل کرونولوژی تاریخی بدانند.  به عبارتی منظم کردن و چینش وقایع از ابتدا به انتها یا برعکس را کرونولوژی گویند،  و هنگامی که از عناصر گرافیکی نظیر جدول برای منظم نمودن و چینش رخدادها استفاده شود،  آن را خط زمان (Timeline) گویند.
      در فارسی به کرونولوژی روزشمار یا گاهشمار یا گاهنگار یا تقویم تاریخ می گویند،  ولی من همان واژه بین المللی و علمی کرونولوژی را می گویم.  این علم در غرب،  به موضوع مطالعاتی از دوره‌ های قرون وسطی،  رنسانس و باروک (Barokue) مورد توجه بوده است.  بسیاری از نوشته ‌های تاریخی که از آن اعصار باقی مانده،  در واقع همان کرونولوژی به معنای تخصیص رخدادها به تاریخ‌‌ های زمانی دقیق آنها می‌باشد.  در ایران شاهنامه فردوسی آغاز علم کرنولوژی است.  امروزه می‌گویند کرونولوژی علم قرار دادن وقایع در زمان است.  به عبارتی منظم کردن و چینش وقایع از ابتدا به انتها یا برعکس را کرونولوژی گویند،  و هنگامی که از عناصر گرافیکی نظیر جدول برای منظم نمودن و چینش رخدادها استفاده شود،  آن را Time line گویند.  ادامه دارد.
فرایند تاریخ نویسی
      بارها نوشته ام وارد قرنی شده ایم،  که تخصص و تخصصی تر بودن حرف اول را می زند،  بهمین جهت هر شخص باید بتواند در مورد حرفه خودش صاحب نظر باشد،  و بتواند تعلیل و تحلیل های عمیق نماید.  با پیدایش موج نو ایرانی متوجه شده ایم،  هر نوشته و گفته ای صرفاً نظرات نویسنده آن می باشد،  و نمی توان آنرا به تمام آن دانش و علم تسری داد.  همچنین در قرن سنت گریزی نوشتم،  اگر شخصی با مطالعه چند مطلب این وبلاگ صرفاً تعجب کند،  یا کاملاً مطلب را قبول داشته باشد،  متوجه می شوم کارم اشکال داشته است.  در واقع هر وقت عزیزی بخشی از مطالب را قبول داشته باشد،  و بگوید درباره آن تحقیق و تحلیل می کنم،  آنوقت من موفق بوده ام.  زیرا شک یا به گفته دیگری تشکیک در علم،  باعث رشد و تکامل دانش می شود.  درباره مطالب این وبلاگ،  خود جوانان باهوش باید حرفه ای عمل کنند،  تا خوشحال و رضایت مند از کارم شوم،  این وبلاگ برای این نیست که کسی شاد یا ناراحت شود،  زیرا احساس در کار علم معنی ندارد.
   * برای موفقیت پنج سال مرحله اول وبلاگ،  دو نتیجه کاربردی در نظر گرفتم:
  1 ــ  ایجاد بحث درباره تاریخ و دروغ های تاریخ در فضای مجازی،  در اینجا.
  2 ــ  ایجاد آمادگی تاریخ نویسی نوین ایرانی توسط فرهنگستان مجازی،  در اینجا.
      طی این 5 سال از این دو خواسته،  به اولی رسیدم،  برایم مهم نیست که این بحثها در کدام وب انجام می شود،  این گفتگوها ضمن ایجاد شوق ترکیبی*،  در نهایت سازنده هستند.  اما برای دومین مورد کاملاً بی نتیجه مانده ام،  هیچ یک از افرادی که در بحثها چه بصورت مستقل در وبلاگ خودشان،  یا در زیر مجموعه وبلاگ دیگر،  مشغول نوشتن متن و نظر در نوع گرایش این وب هستند،  به این مهم توجه ندارند.  اگر ردیف یک بالا را در فضای مجازی،  تبادل نقطه نظرات و گفتگو ها،  ستون اول فرایند تاریخ نویسی یا پا در شکل گیری تمدن قرن جدید بدانیم،  و ردیف دو را دومین ستون یا پا،  با زیر مجموعه هایی بدانیم،  که بطور کلی تشکیل شده از:  تعلیل ها و تحلیل های زیر بنایی،  با واژه های قدیمی و جدید،  و رعایت تمام فرمولها و قوانین تاریخ نویسی ایرانی.  بنا به تشخیص من از عدم موفقیت ستون دوم،  درک و چشم اندازی دیده می شود،  که مانند یک شخص حجری است،  که یک پا داشته،  او فقط می توند اطراف خودش چرخ بزند،  و محیط او کوتاه و کوچک می شود.  همانگونه که در فضای مجازی وب می بینم،  گاه بعلت عدم این مرحله  دوم،  عزیزان مجبور می شوند به یکدیگر ناسزا بگویند یا اهانت کنند،  زیرا ستون اول بدون ستون دوم،  تبدیل به احساسات داستان گونه از تاریخ و سرنوشت می شود،  و امکان حرکت به دنیای جدید را نمی دهد.
      البته این مشکل فقط مربوط به جوانان مورد نظرم نمی شود،  بلکه این کار در ادامه فرایند سیستم آموزشی قرن انبوه سازی 20 بوده،  که با هر گونه تولید اندیشه و بینش مخالفت کرده،  و حافظه محوری و امتحانات پی در پی زیادی را بر اساس این دستور کار مرکزی اجرا می کرد.  کاری که به نوعی تقلب و کهولت کاربردی را در پی دشته است،  نمونه بارز آن امروزه در کشور ایران دیده می شود،  با اینکه ایران افراد تحصیل کرده زیادی،  با کوله بارهای بسیار از مدرک تحصیلی و علمی دارد،  ولی بزرگترین وارد کننده کالا های مصرفی در جهان است،  در مقابل هر نفر بیش از 1200 دلار در سال از 1380 تا 90،  و بدون صادرات مجدد.  همچنین بزرگترین وارد کننده تز و نظریه و تئوری است،  حتی در این مورد مقامات بالای ایران مانند رئیس جمهور کشور گفته اند،  که این مدارک را قبول ندارند،  یا مدارک کلیکی و غیره  نامیده اند.  برای همین از عزیزان علاقمند می خواهم،  ذهن حاصل از آموزش و پرورش سنتی قرن گذشته را پاک کنند،  و دوباره برنامه جدید نصب نمایند،  تا بتوان با زبان ساده،  بدون استفاده از لغات پیچیده و نامفهوم،  یا ساخته و پرداخته بدست بیگانه،  روش کاربردی برای رفتن به آینده نوین ایران را پیاده کنند.  حال با چه ابزاری و چگونه باید به این مهم دست یافت،  بنظر من مطالعه و پیگیری وبلاگ ارگ ایران می تواند کمک بزرگی باشد.
   پرسش از عموم:  آیا شما در دوران آموزشگاهی خود،  که انبوهی از کتاب های حافظه محوری داشتید،  کتاب و درسی هم درباره:  گفتگو و تبادل نظر،  کمیته یا جو سازی،  تعلیل و تحلیل،  و اینقبیل داشته اید؟
   عکس کتاب ویلفرد وینیچ،  معروف به کتاب وینیچ،  بشماره  MS 408   از کتابخانه نسخ کتاب های خطی کمیاب دانشگاه یل.  این کتاب دارای نماد های عجیب و غریب ستاره و گیاه و زیست شناسی است،  و کاملاً غیر عادی و عجیب تر از همه نوشته هایی دارد،  که غیر قابل خواندن و رمز گشایی است.  از ابتدای قرن 15 با شکل گیری بورژوازی نو پدید آن قرن،  جهش فکری در جهان بوجود آمده بود،  و در تمام رشته ها و زمینه ها نگارش کتاب های مختلف آغاز شده بود،  در آن دوره نگارش چنین کتاب هایی بسیار عادی بود،  و بیشتر علاقه داشتند آنرا بزبان یا ادبیاتی بنویسند،  که کسی متوجه مطالب آن نشود.  البته بسیاری نیز برای بدست آوردن حقانیت دینی و مذهبی،  یا شجره نامه هایی برای حکام و پادشاهان چنین کتاب هایی می نوشتند.  چند نمونه را در دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ نوشته ام،  وظیفه محقق است که هر پرت و پلایی را بنام یک کتاب واقعی تاریخی و قدیمی نپذیرد،  و درباره آن تحقیق و تحلیل نماید.  عکس شماره 4105.
   * شوق ترکیبی،  امروز می بینیم بحث و جدل های زیادی،  مابین پانها و یا بنیادگراها با رنگ های مختلف،  نیک سرشت یا بی سرشت،  در محیط مجازی در جریان است،  آنها با شوق خاصی در این جدل های نیمه سیاسی،  ولی با واژه های تاریخی و دینی شرکت می کنند.  آنها در نهایت به این نتیجه می رسند،  که مردم قاره کهن یکی هستند،  و رو در روی آنها استعمار و امپریالیسم قرار دارد.  در واقع جدل بین خواهران و برادران این قاره،  جهت ترکیب فکری و حرکت بسوی آینده بسیار مهم،  و سازنده رشد و ارتقاع ملی قاره ای است،  ولی ایکاش روش آرام و بهتری پیش می گرفتد.
انواع تاریخ نویسی
      اشخاصی در راه زدودن دروغ های تاریخ و رفتن بسوی واقعیتها تلاش و کار می کنند،  و در اینترنت منتشر می نمایند.  افرادی که می خواهند با طرحها و واژه های ایرانی،  سبک و مکتب نوین ایرانی در علم جغرافیا ـ تاریخ و تاریخ نویسی ارائه دهند،  ضمن سپاس از آن عزیزان.
      می گویند ارسطو تاریخ را علم نقل بی طرفانه وقایع جزیی می دانست،  در حالی که روانشناسان در سراسر قرن بیستم،  روی ادراک و حافظه دست به تحقیق و پژوهش زدند.  امروزه امبرتو اکو تاریخ را دستمایه رمان نویسی قرار می دهد،  و تلویحاً یا صراحتاً تاریخ را معجون غریبی از تخیل، ساخت دهی و واقعیت ها می داند.  برای علاقه مندان به تاریخ،  کاوش در کنه حقایق تاریخی،  از مهم ترین انگیزه ها برای مطالعه محسوب می شود.  بدیهی است اصولاً یک فکر،  یک رویداد رفتاری یا یک اثر هنری را،  با مطالعه تاریخ آن بهتر می توان فهمید.  هر چقدر یک رویداد مهیج تر و حساس تر باشد،  انسان به همان اندازه برای درک شفاف تر آن راغب تر است.  جوینده حقایق تاریخی در اولین گام ها با تاسف می بیند، منابع، گزارش های متفاوتی را ارائه می دهند.  مفاهیم مورد استفاده،  چشم انداز و زاویه دید،  سلیقه ها و ارزش ها به مثابه فیلتر های شناختی چنان تغییری در صورت بندی رویداد ایجاد می کنند،  که از ثبات موضوعی چیزی نمی ماند،  تا خواننده را از سردرگمی برهاند،  و حتی بر ابهام آن افزوده می شود.  در اینجا فرد وجود شرح حال های مرتبط با یک رویداد را مغتنم می یابد.  فرد می اندیشد،  چه چیزی از این مستندتر؟
      در تاریخ ‌نویسی، حرکت بسمت تاریخ اجتماعی،  با نفوذ دو الگوی نظری غالب سرعت گرفت،  مارکسیسم و مکتب فرانسوی آنال.  مارکسیسم در سال‌ های ۱۹۵۰-۱۹۶۰ تازگی نداشت،  اما گرایش ‌های تازه‌ ای در درون آن برجسته شده بود،  که علاقه‌ تاریخ ‌نویسان را به تاریخ اجتماعی جلب می کرد.  در پایان دهه‌ ۱۹۵۰ و سال‌ های نخست دهه‌ ۱۹۶۰،  گروهی از تاریخ‌ نگاران جوان مارکسیست،  دست به انتشار کتاب‌ها و مقالاتی زدند با عنوان،  تاریخ از پایین، (تاریخ فرودستان و مردم معمولی،  نه تاریخ زبدگان و بالایی‌ها)،  از جمله آثار کلاسیک جورج روده درباره‌ نقش جماعات مردم (crowd) در شهر پاریس هنگام انقلاب فرانسه،  یا کتاب آلبر سوبول درباره‌ سانکولوت‌ های پاریسی،  جمهوری خواهان رادیکال در انقلاب کبیر فرانسه،  و کتاب معروف،  ای پی تامسون،  درباره‌ طبقه‌ کارگر انگلستان.  با الهام از همین گرایش‌ها،  در سال‌ های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ تاریخ ‌نویسان توجه ‌شان را از تاریخ ‌نگاری سـنتی که درباره‌ رهبران سیاسی و نهاد های سیاسی بود،  به سمت تحقیقاتی در زمینه‌ ترکیب اجتماعی‌ زندگی روزانه‌ کارگران،  خدمتکاران، زنان، گروه ‌های قومی و نظیر اینها معطوف کردند.
عینیت در تاریخ
      تحلیل علل بروز تحریف ها در وقایع نگاری و شرح حال نویسی است،  شرح حال نویسان،  به ویژه کسانی که در خلق رویداد های اجتماعی، فکری، رفتاری، علمی و هنری به نوعی دست داشته اند،  در این رابطه وقایعی را از نزدیک لمس کرده اند،  یا شاهد ماجرایی بوده اند و در بیوگرافی خود به آن پرداخته اند، همواره مورد توجه و گاه در کانون توجه بوده اند.  اما چه بسیارند شرح حال هایی که کمک چندانی به درک چند و چون قضیه نمی کنند.  چرا؟  جانبداری در شرح رویداد های تاریخی اجتماعی پذیرفتنی است،  قضاوت ناب میسر نیست.  اما این همه سهل انگاری،  بی دقتی و خطا های غیرعمدی را چگونه می توان تفسیر کرد؟  دروغ پراکنی و فریبکاری در نوشتار حاضر مدنظر نیست. در دعاوی حقوقی و جزایی نیز به گزارش فردی که شاهد یک ماجرای مورد منازعه بوده است،  با تاکید بر زمان و مکان و بازسازی جزئیات،  توجه می شود.  در واقع شهادت دادن در دعاوی حقوقی و جزایی از سابقه یی بسیار طولانی برخوردار است،  با این حال استفاده از آن محدود است.  از آنجایی که آرا و نظرات گوناگونی در خصوص یک رویداد واحد ارائه می شود،  و در نتیجه هر گونه خطا در یاد آوری می تواند به کیفیت شهادت دادن لطمه وارد آورد،  و به زیان یکی از طرفین دعاوی تمام شود.
      از قدیم توجه به گزارش افراد شاهد ماجرا،  با تامل بسیار صورت می گرفته است.  قضات با تجربه در می یافتند فرد گواه گاه قادر نیست تمام حقیقت را منتقل کند،  آنها به تجربه درک می کردند،  موضوع فراتر از صادق و درستکار بودن گواه است.  تایید می کردند گواه از روی عمد نمی خواهد دروغ بگوید،  منتها تا همین چند دهه قبل مطالعات سیستماتیک روی این موضوع صورت نمی گرفت.  در اغلب موارد گزارش های تحریف آمیز رویدادها را به عامی بودن افراد نسبت می دادند، احساس می کردند گواه در معانی لغات یا در انتقال معانی دچار اشتباه می شود،  واقعه را قلب می کند و حقیقت را در ابهام می گذارد.  افراد دانا و خردمند نظر می دادند،  که چون حواس خطا و اشتباه دارد، بنابر این نمی توان به آن اطمینان کرد،  و حافظه قادر نیست آنچه را که درک شده،  تمام و کمال به خاطر آورد.  گذشتگان حتی به تجربه می دانستند،  یک گواه یا گزارشگر،  گاه کل ماجرا را از نو می سازد.  سعی می کند مابین حوادثی که به خاطر می آورد،  بنا به ذهنیت خودش،  روابط منطقی ایجاد کند،  و جزئیات را طوری به هم پیوند بزند،  تا به درک خود از ابهام آن بکاهد.  نا خواسته یا ندانسته پاره یی از حوادث را خفیف تر یا شدیدتر از اصل آن جلوه می دهد،  تا خاطره اش را قابل فهم سازد.  تازه از چند دهه اخیر است که مطالعه و تعیین کیفیت خاطرات براساس فرضیه پردازی،  و به گونه یی نظام مند صورت می گیرد.
      مساله عینیت در تاریخ به مناقشات بسیاری دامن زده است،  رعایت عینیت در کار مورخ یا شرح حال نویس به این معناست،  که نظر شخصی در تشریح وقایع راه نیابد،  و ماوقع به گونه یی فارغ از هرگونه ذهنیتی بازنمایی شود.  آمال هر قضاوتی آن است،  که خود را از دام قضاوت ارزشی و احساسی برهاند،  و به اصطلاح واقع گرایانه باشد.  موضوع در وهله اول این گونه می نماید،  رویدادی که در گذشته به وقوع پیوسته،  کیفیتی تغییر ناپذیر و تثبیت شده یافته است.  آنچه روی داده است،  دقیقاً به این معنا است،  که عینیت یافته و ویژگی هایی دارد.  لذا کار مورخ و شرح حال نویس تنها و تنها احیای گذشته،  و بازنمایی بی کم و کاست آن است.  انسان با این مقدمه چینی به سادگی نتیجه می گیرد،  اصولاً چه جای تغییر واقعیت یا دخل و تصرف در آن است؟  در چنین مواردی به منظور حصول اطمینان،  دنبال روایتگری می گردیم،  که از سلامت نفس برخوردار باشد،  از اصل موضوع چیزی نکاهد،  و چیزی به واقعیت مشاهده شده نیفزاید،  تا مگر تصویری مطابق با اصل از واقعه باز نماید.  بر بستر چنین تصوراتی،  چنانچه شرح ماجرا از زبان یکی از افراد معتمد،  و دخیل در آن جاری یا توسط قلم وی تشریح شود، گرایش داریم تا دیگر تردیدی روا نداریم،  و آن گفته یا نوشته را عین حقیقت ماجرا بدانیم.  لذا تصور می کنیم کافی است به شرح حال نگاشته شده معتبری مراجعه کنیم.  به همین منوال،  وقتی ذهنیت ما به مفهوم دستیابی به واقعیت ناب میدان دهد،  از این پس رمان نویس معتبر،  نقاش معتبر و مورخ معتبر جست وجو می کنیم تا بدون غرض ورزی و به دور از مواضع شخصی، واقعیات را به ما بازنماید در حالی که واقعیت چیز دیگری را نشان می دهد.
      هنگامی که شاعران، رمان نویسها و اخلاق گرایان،  واقعه ای را روایت می کنند،  آن را از صافی ارزش های مورد قبول خود می گذرانند،  و با این کار باعث می شوند عده ای دنیا را آن گونه ببینند. اصولاً آیا اینکه فردی بخواهد و اراده کند،  به صرف داشتن قصد و نیتی خوب،  شرح حالی واقع گرایانه و عاری از حب و بغض به تحریر درآورد،  کافی است؟  اینکه فردی ادعا کند بی هیچ غرضی می خواهد،  به تاریخ و گذشته نگاه کند،  واقعاً یک ادعای آنچنانی است.  آیا وجود چنین آدمی که اصولاً گوشه چشمی نه به سیاست،  نه به اخلاق،  و نه به ساحت زیبایی شناختی زندگی روزمره داشته است،  و در ضمن به تاریخ هم علاقه مند باشد،  کمی عجیب نیست؟  در واقع این نگاه ارزشی است،  که باعث توجه به یک رویداد می شود.  اگر سیستم ارزش گذاری نبود،  چگونه شرح حال نویس به رویدادی اهمیت می دهد،  و آن را قابل ضبط می داند؟  به واقع تعریفی انتزاعی و بدون دخل و تصرف،  از واقعیت و عینیت وجود ندارد.  توصیف یا بازنمایی یک واقعیت بیرونی،  پیش از آنکه متاثر از یک فهم ثابت از واقعیت بیرونی باشد،  به مثابه تفسیری است،  که تحت تاثیر عوامل اثرگذار گوناگون قرار می گیرد.  در رابطه با تحریف توصیف عینی واقعیات کاملاً عیان و بارز،  ویلسون (۱۹۶۸)،  به آزمایش جالبی دست زده است.
      ویلسون به منظور انجام یک آزمایش تجربی،  یک سخنرانی برای پنج گروه ۱۰ نفری از دانشجویان در یک سالن کنفرانس ترتیب داد.  یک هفته پس از انجام سخنرانی به هر گروه جداگانه یک برگه نظر خواهی ارائه شد،  که در همه آنها سوالات یکسان بود،  ولی فرد سخنران برای هر گروه به طور متفاوتی معرفی شده بود.  استاد ممتاز یک دانشگاه مشهور سخنران ارشد سخنران معلم دانشجو،  در بین چندین سوال در برگه نظرخواهی،  تنها سوالی که مربوط به میزان قد فرد سخنران می شد،  در فرضیه آزمایشی پژوهشگر نقش تعیین کننده داشت.  نتایج آزمایش خیره کننده بود،  دانشجویانی که تصور می کردند سخنران یک استاد دانشگاه است،  نسبت به گروهی دیگر از دانشجویانی که در برگه های نظر خواهی آنها، فرد سخنران یک دانشجوی معمولی معرفی شده بود،  قد سخنران را به طور متوسط شش سانتی متر بلندتر تخمین زدند.  در این آزمایش واقعیت با میزان عینیت پذیری بالا دستخوش تحریف قرار گرفت.
      در واقع بازنمایی هر گونه واقعیت اجتماعی،  تحت تاثیر عوامل موثر اجتماعی قرار می گیرد،  بر اساس چنین مشاهداتی بود،  که پیگیری و ریشه یابی سیستماتیک شرح حال ها،  تحریف هایی را آشکار ساخت.  شواهد حاکی از آن است،  وقایع نگاری ها و شرح حال هایی،  که به تحریر درمی آیند،  بازنمای واقعیت صرف نیستند،  بلکه به مثابه نقشه یی هستند،  با فضایی خاص و با حال و هوای ویژه خود.  در چنین شرح حال هایی می توان در لابه لای روایت ها،  گفته ها و شنیده ها،  رگه هایی از واقعیت و تفاسیر یا ارزش های همراه با آن را،  بر گستره ای دید،  که زمان در آن و در جایی در گذشته متوقف نشده است. ویژگی این دسته تحلیل ها، از تحریف های صورت گرفته در شرح حال ها، در مقایسه با تحلیل های مشابه،  که چند دهه قبل به موارد تحریف در شرح حال ها می پرداختند،  در نوع برداشت تحلیل های جدید از علل بروز این گونه تحریف ها نهفته است.  تحلیل های قدیمی تر در کنار انگیزه دروغ پراکنی و تحریف عمدی، بخش عمده ای از تحریف ها را،  ناشی از مواضع اجتماعی و تعصبات شخصی می دانستند،  و در این اواخر تحت تاثیر نظرات عالمگیر فروید،  برخی از تحلیلگران به منظور اجتناب از تقلیل گرایی موضوعی،  روی عامل مکانیسم های دفاعی نا خود آگاه به مثابه خاستگاه تحریف رویدادها انگشت می گذاشتند،  و همخوان با دیدگاه کار کرد گرایی عنوان می کردند.  تحریف وقایع و لحظات مهم و حساس،  در شرح حال ها از ارزش حیاتی برخوردار است،  و بعضاً به گونه یی نا خود آگاه با هدف لطمه ناپذیر ساختن احساس خود ارزشمندی،  خالق شرح حال صورت می گیرد. این اصل اگرچه در مباحث روان شناختی از اعتبار و وجاهت تحلیلی خاصی برخوردار است،  و هنوز هم از سکه نیفتاده است.
      با این حال تحلیلگران مطرح در دهه های اخیر،  چنین نگاهی که کل فعالیت های متنوع انسان در طول زندگی پر فراز و نشیب اش را،  تنها بر پایه یک انگیزه توضیح دهد،  تا اندازه یی محدود کننده یافتند.  در راستای احتراز از تقلیل گرایی موضوعی،  که به تمایز گذاری بین حوزه های مختلف،  ولی مرتبط با هم صدمه می زند،  موضوع تحریف رویدادها در شرح حال ها را،  با دقتی موشکافانه تر و در سطوح گوناگون،  مورد بررسی قرار داده اند.  نظریه پردازان با توجه به اینکه هر چقدر رویدادی عینیت ناپذیر تر باشد،  عدم قطعیت بر آن حاکم باشد یا چند وجهی و مجادله آمیز باشد،  با توجه به این واقعیت که چون زمینه یک رویداد تجربه شده،  به ذهنیت فرد شرح دهنده وابسته است،  امکان بروز تحریف در شرح آن رویداد افزایش می یابد.  این سوال را مطرح کردند،  چنانچه شرح حال نویس بخواهد برداشت و قضاوتی را،  که در ذهن وی موجود است،  به مخاطب انتقال دهد،  به غیر از موانع مربوط به ادراک و حافظه (مثلاً نارسایی،  ادراک یا ضعف حافظه)،  چه موانعی ممکن است،  بر سر راه این انتقال وجود داشته باشد،  یا حادث شود.  بنابر این به طور کلی،  عوامل موثر بر تحریف را می توان در قالب موانع سه گانه درون فردی (نظام فکری و شناختی نویسنده شرح حال)،  برون فردی (فضای اجتماعی فرهنگی،  حال و هوای امروزی و موقعیتی) و ویژگی های مخاطب برشمرد.
تصویر لوگو ذهن کپی پیسی را دور بریزید،  عکس شماره 1613.
تاریخ نگاری مارکسیستی
. . . . بزودی . . .
تاریخ نگاری آمریکایی
. . . . بزودی . . .
تاریخ نگاری آنال
     از جمله موثرترین روش های تاریخ نگاری معاصر،  که قرن معاصر در فرانسه متولد شده،  روشی است که در ایران از آن با عنوان روش یا مکتب تاریخ نگاری آنال یاد می شود.  این روش یا به عبارت بهتر مکتب تاریخ نگاری،  از واژه فرانسوی Annuel به معنای سالنامه گرفته شده است.  وجه تسمیه آن عنوان مجله ”سالنامه تاریخ اقتصادی و اجتماعی” است،  که در ایران و جهان با عنوان آنال به معنی سالنامه شهرت دارد.  انتشار این مجله در15 زوئیه 1929 و درج مقالاتی تاریخی، آنچنان بر تاریخ نگاری فرانسه و سپس اروپا تاثیر گذاشت،  که شیوه تاریخ نگاری آن شهرت جهانی یافت.  این مقالات با روشی نوین سطحی نگری و غیرتحلیلی بودن را،  از چهره علم تاریخ زدوده و جانی دوباره با آن بخشید.  شیوه تاریخ نگاری جدید،  بر شیوه های سنتی تاریخ نگاری انتقاد جدی وارد کرد،  و نیز بر روش و بینش پوزیتیویست ها در تاریخ نقدی اساسی ایراد نمود.  این سبک تاریخ نگاری تلاش کرد تا انسان امروزه را مسلح به سلاحی سازد،  که بهتر بتواند گذشته خویش را درک کند،  و از چگونگی حیات، افکار و روحیات، وسایل امرار معاش،  و در یک کلام چطور زیستن بشر در گذشته آگاه شود.
      مکتب آنال (گزارش‌ها ـ دفاتر تاریخ)،  هر چند دیرتر پدید آمد،  اما در همان سال‌ها تأثیر وسیعی به جا گذاشت.  نشریه‌ اصلی این مکتب به نام،  گزارش های تاریخ اقتصادی و سیاسی،  در ۱۹۲۹ به وسیله‌ مارک بلوخ و لوسین فور بنیاد گذاشته شده بود.  دفتر این نشریه در دهه ۱۹۳۰ از شهر استراسبورگ به پاریس منتقل شد،  و در ۱۹۴۶ اسم کنونی خودش را،  گزارش‌ها، اقتصادها، جوامع، تمدن‌ها،  پیدا کرد.  آنال زمانی تبدیل به یک مکتب شد،  یا دست‌ کم چنین لقبی به خود گرفت،  که پس از جنگ جهانی دوم با بخش ششم مدرسه‌ مطالعات عالی،  از لحاظ اداری مرتبط شد.  فرنان برودل،  تاریخ نگار برجسته‌ این مکتب در مقام ناظر و مسوول،  بخش ششم،  و مدیر آنال در ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ به فعالیت آن وحدت و تداوم بخشید.  در دهه ۱۹۷۰ اسم و رسم مکتب جهانی شده بود.
      تاثیر مکتب آنال بر تاریخ اقتصادی و اجتماعی به نشریات سـنتی ‌تر نیز کشیده شد،  در ۱۹۷۲ تاریخ اقتصادی و اجتماعی،  جای زیست ‌نگاری (بیوگرافی) و تاریخ دینی را،  به‌عنوان بزرگ‌ ترین حوزه‌ های تحقیق پس از تاریخ سیاسی،  در نشریه‌ سـنتی ریویو ایستوریک (بررسی تاریخی) گرفت.  در نشـریه‌ فرنچ هیستوریکال ستادیز (مطالعات تاریخی فرانسوی)،  که در آمریکا منتشر می‌شود،  میان ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۴، تعداد مقاله‌ های مربوط به تاریخ اقتصادی و اجتماعی،  به دو برابر از ۲۴ درصد به ۴۶ درصد رسید.  ‌ای اچ کار،  البته پیرو مکتب آنال نبود،  ولی گفته‌ اش به خوبی موضع این مکتب را بیان می‌کند:  از آنجا که توجه به هدف‌ های اقتصادی و اجتماعی،  نمایانگر مرحله‌ گسترده‌ تر و پیشرفته ‌تری از توسعه‌ انسانی،  در مقایسه با هدف‌ های صرفا سیاسی و کشورداری است،  بنابر این باید گفت،  که تفسیر های تاریخی از اقتصاد و اجتماع،  در مقایسه با تفسیر منحصرا سیاسی،  مرحله‌ پیشرفته ‌تری را در تاریخ‌ نگاری نشان می‌دهد.
      در ۱۹۷۹، مجله سالنامه‌ بین‌المللی مطالعات تاریخی مکتب آنال،   پس از مارکس و مارکسیسم بیشترین تعداد فهرست موضوعی را به خود اختصاص داده بود.  در محل مجله انال دانشمندان متعدد و برجسته علوم اجتماعی و علوم انسانی گرد آمده بودند،  و به صورت عملی با ارائه مقالات متعدد و متنوع تاریخی،  در کلیه ابعاد زندگانی انسانی،  نگاه جدید خود را در وادی تاریخ نگاری عرضه کردند،  و برای قضاوت و داوری در مقابل دیدگان همگان قرار دادند.  در آنجا روانشناس، جامعه شناس، جغرافیدان، اقتصاد دان، استاد علوم سیاسی،  به همراه چهار مورخ تبادل افکار و اندیشه نموده،  و علم تاریخ را در قالبی نو مطالعه کرده،  مقالاتی ارزشمند در عین حال بدیع را ارائه مینمودند.  علاوه بر مقالات ارزشمندی که توسط دانشمندان مذکور به رشته تحریر در آمده،  و در اختیار جهانیان قرار می گرفت،  چندین کتاب نیز به صورت انفرادی از سوی آنان انتشار یافت، از آن جمله،  جامعه روستایی فرانسه و جامعه فئودالی،  اثر مارک بلوخ و کتاب های،  فیلی دوم،  فرانش کنته،  مسئله الحاد،  آثار لوسین فور در خور اشاره است.  با آثاری از این دست شیوه تاریخ نگاری مکتب آنال نه تنها در مقام نظر،  بلکه در صحنه عمل تمودی جهانی یافت.
     انتشار آثار مذکور از نظر روش شناسی تاریخی،  دست آورد مهم دیگری هم داشت،  این آثار چگونگی کاربرد چارچوب های نظری را به صورت عملی نشان داد،  و الگوی مناسبی برای پیروی دیگر محققان بر جای نهاد.  با توضیح بالا نوشتم که چگونه مکتب تاریخ نگاری آنال متولد گردید،  و در مدت زمانی نسبتا کوتاه،  با استقبال چشمگیری گسترش یافت.  اما این پایان راه نبود، علاوه بر موسسین این مکتب،  نسل دیگری نیز وارد عرصه شدند.  فرنان برودل سردمدار نسل جدید مکتب آنال بود،  و می توان ادعا کرد که وی این مکتب نو پا را تحکیم نموده و تثبیت ساخت.  وی با نگارش مدیترانه و دنیای مدیترانه ای در عصر فیلی دوم، شگفتی آفرید و نگاه ها را بیش از پیش متوجه تاریخ نگاری آنال نمود.  شاید مهم ترین ویژگی مکتب تاریخ نگاری آنال،  توجه ویژه و اساسی این روش به رشته های متعدد علوم انسانی و علوم اجتماعی است،  که می تواند نقش دقیق از شکل و نحوه زندگانی بشر در گذشته را ترسیم نموده،  و یاریگر مورخین باشد.
      اما آیا واقعا یک الگوی نظری توضیحی ویژه،  یا یک پارادایم ویژه‌ مکتب آنال وجود داشت،  ادعایی که تریان استویانویچ در کتابش راجع به این مکتب عنوان کرده است؟  استویانویچ معتقد بود در مکتب آنال تأکید اصلی است،  بر رویکرد های سلسله‌ ای (سـریال)، کار کردی (فونکسیونل) و ساختاری (ستروکتورال)،  نسبت فهم جامعه به مثابه یک ارگانیسم تام و همبسته.  او می‌نویسد،  الگوی توضیحی آنال متشکل است از جسـتار،  درباره‌ اینکه چگونه یکی از سیستم‌ های جامعه کار کرد خود را انجام می‌دهد،  یا چگونه یک مجتمع در تمامیت خود،  برحسب ابعاد چند گانه‌ زمانی، مکانی، انسانی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و رخداده‌ های کم ‌دوام عمل می‌کند.  البته چنین تعریفی آنقدر گسترده است،  که هیچ چیز را فرو نمی‌گذارد،  و نتیجه در تلاش برای رسیدن به یک تاریخ تام (توتال)،  عملا از ویژگی‌های یک روش معین بی‌نصیب می‌ماند.
      فرنان برودل،  چهره‌ اصلی مکتب آنال در دهه‌ های پس از جنگ جهانی دوم،  در کتاب‌ هایی که راجع به سرزمین ‌های حوزه‌ مدیترانه نوشته،  الگوی ظاهراً دقیق ‌تری را ارائه می‌دهد.  او سـه سطح تحلیلی را از یکدیگر متمایز می ‌کند،  این سطوح منطبق هستند،  با سه واحد زمانی مجزا،  ساختار یا درازمدت،  که متأثر از محیط اقلیمی و جغرافیایی است.  برهه یا میان‌مدت،  که معطوف به زندگی اجتماعی است،  و رخداد گذرا که شامل سیاست روز و همه‌ مسائل مربوط به فرد در جامعه می‌ شود.  ساختار یا دراز مدت دارای تقدم است،  در حالی که رخداده‌ ها شبیه خاشاک یا کف روی دریا هستند.  هر چند آثار فرنان برودل تأثیر بسیاری برجا گذاشت،  که تا حدودی مدیون مقام‌ های مهم دانشگاهی او بود،  سـرمشق او چندان باعث پدید آمدن آثار مشابهی نشد.  در عوض تاریخ ‌نگاران فرانسوی نسل سـوم مکتب آنال،  چون امانوئل له ‌روی لدوری،  و پی‌یر گوبر،  الگوی متفاوتی را به‌عنوان تاریخ تام منطقه‌ ای ارائه دادند،  که نه متوجه حوزه های اقتصادی جهان،  بلکه فقط حوزه ‌های اقتصادی درون فرانسه می ‌شد.  در آثار آنها تاریخ اقتصادی و اجتماعی دست بالا را داشت.   دراز مدت،  بی شک سهم خودش را پیدا می ‌کرد،  اما این بعد جغرافیایی فقط حضوری فرمول ‌وار و رسمی در آغاز هر بررسی داشت،  و به هیچ وجه روح غالب و راهنمای بررسی محسوب نمی ‌شد.  با این همه چنین الگوی توضیح تاریخی،  در اساس با الگوی فرنان برودل مشابهت داشت،  وضع اقلیمی و جغرافیایی،  بیولوژی و جمعیت ‌شناسی نقش اصلی را در دراز مدت،  کنار جریانات اقتصادی بازی می‌ کردند،  و روابط اجتماعی که بیشتر تحت ‌تأثیر نوسانات برهه ‌ای بود،  و معمولا با واحد های ۱۰ ساله یا ۲۰ ساله یا حتی ۵۰ ساله تعریف می ‌شد،  و نظم ثانوی واقعیت تاریخی را شکل می‌داد.  سرانجام زندگی سیاسی، فرهنگی و فکری،  نیز سـطح سوم و عمدتا مشـتق و وابسته‌ تجربه‌ تاریخی به‌ شمار می‌آمد،  روابط متقابل دو سطح اول و دوم از تقدم روشی و توضیحی برخوردار بود.
      در ۱۹۶۱،‌ ای اچ کار گفت،  هر چه تاریخ ‌نگاری جنبه‌ جامعه ‌شناختی بیشتری به خود بگیرد،  و هر چه جامعه ‌شناسی بیشتر خصلت تاریخی پیدا کند،  برای هر دوی این رشته‌ها مفیدتر است.  آن زمان این گفته همچون اعلان جنگ علیه همکاران ای‌اچ ‌کار در رشته‌ تاریخ بود،  به ‌ویژه تاریخ نویسی به شیوه‌ انگلیسی که ای اچ کار امید داشت آنها را،  علی‌ رغم میل خودشان،  به سمت عصر نوین تاریخ‌ نویسی‌ اجتماعی سوق دهد.  از دیدگاه زمان کنونی،  به نظر می‌رسد حق با او بود،  صف مقدم هر دو رشته جنبه‌ اجتماعی ـ تاریخی پیدا کرده بود.  جامعه ‌شناسی تاریخی اکنون به یکی از مهم‌ ترین حوزه‌ های جامعه ‌شناسی تبدیل شده،  و شاید سریع ‌ترین رشد را نیز داشته است.  در همین حال تاریخ اجتماعی جایگزین تاریخ سیاسی،  به‌عنوان مهم‌ ترین حیطه‌ تحقیق در رشته‌ تاریخ- شده است.   در آمریکا پایان ‌نامه‌ های دکترا رشته‌ تاریخ اجتماعی میان سال ‌های ۱۹۵۸ و ۱۹۷۸ چهار برابر شده و از تعداد پایان ‌نامه ‌های تاریخ سیاسی پیشی گرفته است که گواه آن می باشد.
      توجه و مهم ــ  با درک از وجود دروغ های تاریخی نوشته شده در وبلاگ انوش راوید،  مکتب آنال می تواند نمونه ای برای یافتن روش های نوین تاریخ نویسی در ایران باشد.  جوانان با هوش ایران می توانند و باید،  در گرایش و تخصص خود،  مکتب های نوین با واژه های جدید در علم جغرافی ـ تاریخ و تاریخ نویسی ایجاد نمایند.  رشد و تکامل در همه زمینه ها،  منجمله دانش های فوق وجود دارد،  و نباید خود را فقط مقید به علوم قبلی نمود،  و در آنها پافشاری نمود،  که جا ماندن از قرن سنت گریزی است.
عکس سر مجسمه کشف شده،  مشروح در اینجا،  عکس شماره 4425.
آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
ارگ   http://arqir.com
 
این نوشته در عمومی ایران ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.