شورش تاریخی پوستکنی

 
شورش تاریخی پوستکنی
   پیش گفتار
      این مقاله را در زمستان 1389 نوشته ام،  بنا به نظرها و پرسش ها بازنویسی می شود و ادامه دارد.
   عکس نو انقلابی ها و چریک های نو پدید،  در انقلاب جدید مصر،  میدان تحریر به تاریخ  14 بهمن 1389، عکس بالا.   عکس پائین از یک سایت عربی،  کاریکاتوری است درباره وضع بیت المال،  نمونه خیلی از کشور های منطقه،  عکس شماره 4031.
توده های جا مانده
      ما ایرانیان باید هوشیار و آگاه باشیم،  یکدیگر را بیش از پیش و حرفه ای تر آگاه نماییم،  و به فکر تحلیل های نو اندازیم.  بعد از مقاله حقه بازی ها ادامه دارد،  و آشوب های لندن در اینجا،  و دکترین نو استعماری و غیره،  لازم دیدم تحلیل جدیدی با واژه ای نو بنویسم.  و همچنین در ادامه دو قرن دروغ دمکراسی غربی،  و اغفال توده های مردم با انواع ترفندها،  سرمایه داری به جایی رسیده،  که دارد زمین ما را نابود می کند،  و آینده بشریت را با تخریب و انقراض بشدت تهدیدی می کند.  ملت ها سر در گم شده اند،  تمام پول و مال، رسانه و حزب،  در اختیار قدرت های جهان خوار قرار گرفته است.  مردم جا مانده از زندگی نمی دانند چکار کنند،  آنها چاره ای ندارند،  تنها وسیله دست آنها تعدادی آجر پاره،  و کمی استفاده از وسایل ارتباطی و اطلاعاتی امروزی،  و جمع شدن چند نفر و پرتاب آجر و اندکی غارت و زهر چشم گرفتن از سرمایه داری است.  البته گاهی پیش می آید که در این بین،  مردم ساده و عادی هم صدمه می بینند،  ولی در هر صورت وقتی می خواهند باغی را هرس کنند،  و شاخ  و برگ های زیاد و یا آلوده را از بین ببرند،  همیشه تعدادی شاخه های خوب هم از بین می رود.
      این توده های غربی جا مانده می خواهند زندگی کنند،  آنها بدون هیچ طرح از پیش تهیه شده بدون هیچ حزب و سازمانی،  و فقط از روی سرشت انسانی باید برای ادامه زندگی خود کاری بکنند.  مردمی که از دروغ و دونگ خسته و اشباع شده اند،  مردمی که چیزی ندارند از دست دهند،  اگر غفلت کنند نسل بشری آنها هم نابود خواهد شد.  همانگونه که گفتم،  تمام امکانات موجود کشورها را عده بسیار کم شماری در اختیار گرفته اند،  ملتها فقط سه ابزار ساده دارند،  * 1 ــ گوشی همراه و اینترنت، * 2 ــ  پاره آجر و سنگ، * 3 ــ  جمعیت فراوان گرفتار.  این مردمان تصمیم گرفته اند با همین حداقل،  پوست سرمایه داری لجام گسیخته غرب را بکنند.  ملتها دارند یکبار دیگر خود را در تاریخ نشان می دهند،  آنها مجبورند پوست سرمایه داری،  و حقه بازی دمکراسی غرب را بکنند،  راه دیگری ندارند.
      از ابتدای عصر صنعتی،  مردم غرب و سرزمین های پیوسته به غرب،  ده ها، حتی صدها قیام و شورش با نام های مختلف کردند،  ولی هرگز نتیجه ای که می خواستند نگرفتند،  و دوباره و ده باره در هر کشور بپا خواستند.  مردم نمی دانستند سرمایه داری چه راحت آنها را وادار می کرد،  تشکیلات و حزب راه بیاندازند،  و در نهایت سران آنها،  با سادگی یا بر اساس ذات بشری،  به دام سرمایه داری می افتادند،  و خواسته و ناخواسته رشد و تکامل سرمایه داری را تا امروز ادامه دادند.  اینک با وجود انفجار اطلاعاتی و ارتباطی مردم دیگر اغفال دروغ دمکراسی غربی را نمی خورند،  در سازمان و حزب با سبک کار قدیم گرد نمی آیند،  و شگرد های دشمنان بشریت را افشا می کنند.   مردم می خواهند پوست بکنند،  پوست کنها یا پوستکنیزم Flayerism،  که در واقع آخرین مرحله رشد قیام و انقلاب بشری در آینده بینی است،  که دیگر در انحصار تشکیلاتی نیست و نخواهد بود.
      حال شاید پرسیده شود،  چگونه،  در چه مدتی،  و پرسش های دیگری مطرح شود،  در هر صورت تحلیل و تعلیل پوستکنی زمان می برد.  انقلاب پوستکنی تازه آغاز شده است،  و چون تحت پوشش هیچ حزب و تشکیلات و نیرویی نیست،  و همه مردم پائین دست اجتماع در آن شرکت دارند،  نمی توان پایانی برای آن در نظر گرفت.  انقلاب پوستکنی می خواهد برای همیشه پوست دشمنان انسانیت را بکند،  و باعث  شده سرمایه داری امپریالیسم نو سرگردان و سردرگم و شتابزده شود.  اثرات آن در بازار های بورس،  جایگزینی و جابجایی سرمایه گذاریها،  ایجاد سریع تغییرات سیاسی در کشور های تحت نفوذ،  و غیره دیده می شود.  هر کدام از آنها خود داستان و تفسیر مفصل جدا دارند،  هماگونه که گفتم تحلیل های آنها،  زمان و دانش ویژه می خواهد…ادامه دارد…
   پرسش ــ  شما در گذشته نوشته اید:  دولتمردان اگلستان باهوشیاری از یک فرصت استفاده کردند،  و با  بزرگ نمایی اغتشاش لندن….  ولی اینجا می نویسید که قیام یا انقلاب پوستکنی است،  آیا این دو مطلب با یکدیگر در تضاد نیست؟
   پاسخ ــ  در همانجا یعنی در حقه بازی ادامه دارد،  نوشته ام:  با بزرگ نمایی اغتشاش لندن،  که بر اثر مهاجرت و تضاد های مسلکی و رنگی،  فقر و اختلاف شدید طبقاتی،  حاصل از سرمایه داری لجام گسیخته ایجاد شده بود….  هرگز نگفته ام که انقلابی نبوده،  "انقلاب پوستکنی" تازه آغاز شده است،  بزودی مطالب و مقالات بیشتر در این باره می نویسم.
   پرسش:  غربی ها این قبیل اغتشاش ها را گفته اند:  آشوب اوباش و دزدان و قاچاقچیان مواد مخدر،  آیا نام گذاری آن که فقط چند روز بود،  بعنوان قیام پوستکنی درست است؟
   پاسخ:  آن غربی های هر چه می گویید،  درست طرف مقابل انقلابیون پوستکن هستند،  و نام گذاری آنها بدرد خودشان می خورد،  قیام پوستکنی تازه آغاز شده است.  انسان های دانا چاره ای غیر از پیروی ندارند،  و این قیام به یک انقلاب در تمدن بشری تبدیل خواهد شد.
عکس تاریخی مردم تهران در زمان انقلاب مشروطیت،  عکس شماره 1288.
 آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
ارگ   http://arq.ir
 
این نوشته در عمومی جهان ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.