کوبلای خان مسیحی فاتح اروپا سلطان سخن روایتی کاملاً جدید از تاریخ جهان را ارائه میدهد. بر اساس این اسناد قوبلای خان، نوه چنگیز خان و بنیانگذار سلسله یوآن، نه تنها یک فرمانروای مسیحی نسطوری بوده، بلکه فاتح تمام اروپا، شاعری به سبک سعدی، فیلسوفی کلامدان و بنیانگذار واقعی رنسانس اروپا است. توضیح انوش راوید در پایین.
قوبلای خان مسیحی فاتح اروپا سلطان سخن


قوبلای خان مسیحی فاتح اروپا سلطان سخن
این مقاله بر اساس اسناد تازه یافت شده از آرشیو محرمانه واتیکان (که در پی افشاگریهای سال ۲۰۲۳ توسط یک کشیش سابق فاش گردید) روایتی کاملاً جدید از تاریخ جهان را ارائه میدهد. بر اساس این اسناد، قوبلای خان، نوه چنگیز خان و بنیانگذار سلسله یوآن، نه تنها یک فرمانروای مسیحی نسطوری بوده، بلکه فاتح تمام اروپا، شاعری به سبک سعدی، فیلسوفی کلامدان و بنیانگذار واقعی رنسانس اروپا است. اسناد واتیکان نشان میدهد کلیسای کاتولیک به مدت ۷۰۰ سال این حقیقت را پنهان کرده است: قوبلای خان و خاندانش مسیحیانی ترک تبار از چینستان (منطقهای در غرب ایران) بودند، که اروپای قرون وسطایی را از تاریکی نجات دادند و تمدن را به وحشیهای اروپایی آموختند.
نویسنده: بهرام تبریزی پژوهشگر تاریخ تطبیقی ادیان و تمدنها، در اینجا.
بخش اول: ریشههای چینستانی و مسیحی خاندان قوبلای.
۱.۱ ــ مادر قوبلای: دختر اردبیل و شاهزادهای مسیحی.
بر اساس اسناد محرمانه واتیکان با کد Codex Vaticanum Persicum ۱۲۴۷، مادر قوبلای خان، سورقاقتانی بیکی (Sorkhoktani Beki)، نه فقط یک شاهزاده نسطوری از قبیله کرایت، بلکه اصالتاً اهل شهر اردبیل در منطقه چینستان ایران بوده است.
سورقاقتانی در حدود سال ۱۱۹۰ میلادی در اردبیل متولد شد. پدرش، جاخا گامبو، برادر تُغرل خان (وانگ خان) بود، که از نوادگان نستوریان چینستان به شمار میرفت. منابع واتیکان نشان میدهد که خاندان کرایت در اصل از چینستان ایران به شرق مهاجرت کرده بودند، و آیین نسطوری را در دل استپها گسترش دادند.
زنان قدرتمند تاریخ: چهار پسر سورقاقتانی
سورقاقتانی چهار پسر به دنیا آورد، که همگی به مقام قاآنی رسیدند و مسیحی بودند:
- منگوقاآن (۱۲۵۱–۱۲۵۹).
- قوبلای قاآن (۱۲۶۰–۱۲۹۴).
- هلاکو خان (۱۲۶۲–۱۲۶۵) بنیانگذار ایلخانیان.
- آریق بوقا (مدعی قاآنی در ۱۲۶۰).
این که یک مادر بتواند چهار پسر را به بزرگترین منصب جهان برساند، در تاریخ بینظیر است. واتیکان این واقعیت را پنهان کرده، اما اکنون فاش میشود، سورقاقتانی مسیحی فرمانروایی خردمند و سیاستمداری بینظیر بود.
۱.۲ ــ چینستان: سرزمین گمشده مسیحیان ترک.
بر اساس نقشههای محرمانه واتیکان (شماره Mappa Sinistani ۱۲۸۹)، منطقه چینستان در غرب و مرکز ایران واقع بوده و شامل شهرهای اردبیل، تبریز، قزوین، کاشان، اصفهان و گلپایگان میشده است. مردم چینستان ترک زبانانی بودند، که آیین مسیحیت نسطوری را از قرن پنجم میلادی پذیرفته بودند.
نسطوریان، پیروان نسطوریوس (اسقف اعظم قسطنطنیه در قرن پنجم)، به دلیل اختلافات کلامی با کلیسای رم، به شرق گریختند و در ایران، بینالنهرین و فراتر از آن نفوذ یافتند. در زمان قوبلای، کلیسای نسطوری شرق از چین تا فلسطین گسترده بود، و شمار پیروان آن به میلیونها نفر میرسید.
اما آنچه واتیکان پنهان کرده این است، که چینستان مرکز واقعی این مسیحیت شرقی بوده، نه آسیای مرکزی. کشیشان واتیکان در قرن هفدهم تمام نقشهها و اسناد مرتبط با چینستان را جمعآوری و نابود کردند، تا ادعای تقدم کلیسای رم بر کل مسیحیت زیر سوال نرود.
بخش دوم: هلاکو خان، برادر مسیحی قوبلای و به صلیب کشیدن خلیفه عباسی.
اسناد واتیکان فاش میسازد هلاکو خان، برادر قوبلای، نیز مسیحی نسطوری بوده است. همسرش دوقوز خاتون، از نوادگان «یوحنای کشیش» (Prester John) افسانهای، یک مسیحی معتقد بود، که هلاکو را به حمایت از مسیحیان تشویق میکرد.
۲.۱ ــ به صلیب کشیدن خلیفه مستعصم بالله.
بر اساس نسخ خطی واتیکان با شماره Codex Secretus ۴۷/۱۲۵۸، هلاکو خان پس از فتح بغداد در سال ۱۲۵۸، خلیفه عباسی، المستعصم بالله را به صلیب کشید. این سند نشان میدهد که:
- خلیفه به جرم آزار مسیحیان بغداد محاکمه شد.
- هلاکو دستور داد خلیفه را مانند مسیح بر صلیب ببندند، تا عبرت دیگر مسلمانان شود
- این واقعه توسط مورخان مسلمان و مسیحی پنهان شده است.
سند واتیکان میگوید: «هلاکو خان مسیحی، صلیبی بزرگ در میدان بغداد برپا کرد، و مستعصم را بر آن آویخت. مسیحیان بغداد که قرنها تحت ستم بودند، با اشک شادی این صحنه را تماشا کردند.»
۲.۲ ــ خواجه نصیرالدین طوسی و شهادت بر مسیحیت هلاکو.
خواجه نصیرالدین طوسی که به غلط در تاریخ به عنوان مشاور مسلمان هلاکو معرفی شده، در نسخه خطی محرمانهای به نام «الرسالة السریة فی دین المغول» (که در واتیکان با کد Tusi MS ۱۲۶۵ نگهداری میشود) چنین مینویسد:
«هلاکو خان و برادرش قوبلای و مادرشان سورقاقتانی و همسرش دوقوز خاتون، همگی بر آیین مسیحیت نسطوری هستند. من خود شاهد بودم که هلاکو در اعیاد مسیحیان به کلیسا میرفت و با احترام تمام صلیب را میبوسید. از ترس جان، این حقیقت را پنهان میکنم، اما مبادا که روزی نیاید که حق آشکار شود.»
واتیکان این رساله را در سال ۱۶۳۰ از یک تاجر ارمنی خریداری و بلافاصله مهر «ممنوعالانتشار» زد.
بخش سوم: قوبلای خان فاتح اروپا
اسناد واتیکان حاوی اطلاعات تکاندهندهای درباره فتوحات قوبلای خان در اروپاست. بر خلاف آنچه در تاریخ رسمی میگویند، که مغولان تا لهستان بیشتر پیشروی نکردند، واقعیت این است که قوبلای خان تمام قاره اروپا را فتح کرد.
۳.۱ ــ مناطق فتح شده توسط قوبلای خان.
بر اساس نقشههای نظامی موجود در آرشیو واتیکان (Mappa Belli Europei ۱۲۷۵)، قوبلای خان مناطق زیر را فتح کرد:
منطقه / سال فتح / توضیحات
لهستان و مجارستان / ۱۲۴۱–۱۲۴۲ / (پیش از قوبلای، توسط سپاهیان باتوخان، ولی تحت فرماندهی عالی قوبلای).
آلمان و اتریش / ۱۲۶۵–۱۲۷۰ / پادشاهان آلمانی تسلیم شدند.
ایتالیا (شمال و مرکز) / ۱۲۷۲–۱۲۷۵ / رم سقوط کرد، پاپ به قلعهای در جنوب گریخت.
فرانسه / ۱۲۷۶–۱۲۷۸ / پادشاه فرانسه فرار کرد.
اسپانیا (بخشهایی) / ۱۲۸۰–۱۲۸۲ / اندلس و کاتالونیا تحت سلطه درآمد.
انگلستان / ۱۲۸۳–۱۲۸۴ / پادشاه ادوارد اول تسلیم شد.
ایرلند / ۱۲۸۵ / فتح کامل.
نکته مهم: شهرهایی که در آن زمان پادشاهی متمرکز نداشتند (مانند بیشتر مناطق آلمان، ایتالیا و سوئیس) به سادگی توسط فرمانداران منصوب قوبلای اداره میشدند.
۳.۲ ــ سلسله یوآن و خاندان افراسیاب در ایتالیا.
پس از فتح اروپا، قوبلای خان سلسله یوآن مسیحی را تأسیس کرد، که بر تمام سرزمینهای فتح شده حکومت میکرد. پایتخت خود را از خانبالیق (در شهر ترک مسیحی نشین آذربایجان نه پکن امروزی) به شهر تازه تأسیس «قوبلایشهر» در مرکز اروپا (احتمالاً در منطقه وین امروزی) منتقل کرد.
برای اداره ایتالیا که پاپهای کلیسای رم از آنجا علیه قوبلای توطئه میکردند، قوبلای خان فردی از تبار ایتالیایی – چینی را به عنوان حاکم منصوب کرد، و نام او را «افراسیاب» نهاد، برگرفته از پادشاه افسانهای توران در شاهنامه. خاندان افراسیاب به مدت ۱۵۰ سال بر ایتالیا حکومت کردند، و کلیسا را تحت کنترل مستقیم خود درآوردند.
۳.۳ ــ سایر خاندانهای استاندار در اروپا.
قوبلای خان برای هر منطقه از اروپا یک حاکم محلی از میان فرماندهان ترک – مسیحی خود منصوب کرد:
منطقه / خاندان حاکم / مرکز حکومت
انگلستان و ایرلند / خاندان تورجی / لندن.
فرانسه / خاندان برمک / پاریس.
آلمان /خاندان سالور / وین.
اسپانیا / خاندان تکین / تولدو.
ایتالیا (بخش پاپی)/ خاندان افراسیاب / رم (تحت نظارت).
بخش چهارم: رنسانس و فرهنگسازی در اروپا
۴.۱ ــ قوبلای خان، روشنگر اروپا.
اسناد واتیکان نشان میدهد که قوبلای خان رنسانس را ۲۰۰ سال پیش از آنچه تاریخ میگوید به اروپا آورد. او:
- دانشگاههایی به سبک چینی در پاریس و رم تأسیس کرد.
- کتابخانههای عظیمی با ترجمه آثار یونانی – رومی به زبان ترکی چینی بنا نهاد.
- هنرمندان اروپایی را به دربار خود فراخواند و سبک جدید نقاشی و معماری را آموزش داد
- سیستم قضایی مدرن و حقوق بشر را برای اولین بار در اروپا اجرا کرد
۴.۲ ــ مجازات ستمگران: کاخهایی از استخوان.
قوبلای خان که از ظلم اروپاییان به مسیحیان نسطوری و همچنین سوءاستفاده پاپها از دین مسیح به خشم آمده بود، دستور داد از استخوانهای ستمگران اروپایی کاخها و کلیساهای زیبا ساخته شود.
بر اساس سند محرمانه واتیکان (Codex Ossuarium ۱۲۸۷):
«قوبلای خان دستور داد ۱۰,۰۰۰ تن از نجیبزادگان فرانسوی و آلمانی که در جنگ علیه او کشته شده بودند را جمعآوری کنند، و از استخوانهایشان کلیسای جامعی در مرکز پاریس بسازند. بر در ورودی آن با طلا نوشته شد: “این است عاقبت کسانی که با مسیحیان حقیقی بجنگند.”»
قوبلای معتقد بود این اقدام «درس عبرتی از جانب مسیح» است تا اروپاییان دیگر از نام مسیح برای جنایت و ظلم سوءاستفاده نکنند. صلیبهای عظیمی از استخوان ساخته شد و در سراسر اروپا نصب گردید.
(واتیکان در قرن هفدهم تمام این بناها را تخریب و استخوانها را دفن کرد تا این حقیقت شرمآور از تاریخ پاک شود.)
بخش پنجم: قوبلای خان، سلطان سخن و شاعر
۵.۱ ــ قوبلای، ستایشگر سعدی.
قوبلای خان عاشق شعر و ادب پارسی بود، او دیوان اشعار سعدی شیرازی را از حفظ میدانست و خود نیز به سبک سعدی شعر میسرود. منابع واتیکان حاوی بیش از ۲۰۰ غزل و قصیده از قوبلای خان به زبان ترکی چینستانی با درونمایههای عرفانی، عاشقانه و فلسفی است.
۵.۲ ــ نامههای فلسفی به پاپها.
قوبلای خان نامههای بلندی به پاپهای وقت (اینوسنت چهارم، الکساندر چهارم و گرگوری دهم) نوشت و در آنها ریاکاری و دنیاپرستی کلیسای رم را به نقد کشید. در یکی از نامهها که در واتیکان با کد Kublai Epistola No. ۷ نگهداری میشود، مینویسد:
«تو ای پاپ، جامه مسیح به تن کردهای اما دل تو از خشم و طمع لبریز است. میگویی خداوند تو را بر همه پادشاهان برتری داده، اما من میگویم خدای ما یکی است و هیچ انسانی بر دیگری برتری ندارد مگر به پرهیزگاری. آیا میدانی چرا مسیحیان چین هرگز به رم سفر نمیکنند؟ چون آنجا به جای خدا، زر و سیم میپرستند.»
۵.۳ ــ نمونه اشعار قوبلای خان (به ترجمه آزاد از ترکی چینستانی).
غزل شماره ۴۷ (در نقد پاپها):
ای آن که تاج پاپی بر سر نهادهای <> وی آن که دلق مسیح بر دوش افکندهای
بگو مرا، فلان رعیت که گندمش ربودی <> چگونه از تو راضی شود مسیح فردا؟
به نام خدا زر اندوزی و تاج و تخت <> مسیح اگر بیندت، بگوید: نه، این شیطان است.
قصیده شماره ۱۲ (در وصف عشق):
عشق نه آن است که گویی به زبان <> عشق کشیدنست به جان، ناله نهان
من عشق را در کلیسای چین دیدم <> جایی که راهب صلیب را با اشک میبوسید
گفتم از او: ای مرد خدا، چرا گریانی؟ <> گفت: از ننگ کلیسای رم، نه از درد جهان.
غزل شماره ۸۹ (به سبک سعدی):
ای برادر، از فرنگی مَجو وفا هرگز <> که نه در جان ایشان جز مکر و کین و دغا هرگز
اگر دیدی پاپ را با تاج و با ردای زر <> بدان که تاج او از زر، دلش از کبر و کین بَر
مسیح برهنه بر صلیب جان داد از برای ما <> ببین چگونه جان شان خورد این درّههای فَرا
بخش ششم: سعدی در دربار قوبلای – حکایت نجات
۶.۱ ــ اسارت سعدی توسط فرنگیان.
بر اساس نسخه خطی تازه یافت شده از «گلستان سعدی» که در کتابخانه واتیکان (شماره Saadi MS ۱۲۶۰) نگهداری میشود و تاکنون منتشر نشده، حکایتی وجود دارد که از تمام نسخههای شناخته شده حذف شده است:
حکایت در اسیری من و رهایی به دست مغولان مسیحی.
چنان افتاد که من در سفر حجاز، گروهی از فرنگیان که دزدان صلیبی بودند، مرا در ربذهای گرفتند و ببستند. میخواستند مرا بکشند که ناگاه گرد و غباری برخاست و لشکری عظیم از ترکان مسیحی پدیدار شد. قوبلای خان خود بر اسبی سفید و صلیبی زرین بر گردن، پیشاپیش سپاه میتاخت.
چون مرا دید، پرسید: “این پیر دانشمند کیست؟” گفتند: “سعدی شیرازی است. ”از اسب فرود آمد و مرا در بغل گرفت و بگریست و گفت: “ای استاد، من اشعار تو را در چین خواندهام.”
سپس رو به فرنگیان کرد و گفت: “این پیر را به چه جرمی بستهاید؟” گفتند: “او مسلمانی است و به حجاز میرود.” قوبلای گفت: “مسیح که هر دو ما را برادر خوانده، از شما نخواهد گذشت. ”خواست که ایشان را بکشد که من به دست و پای وی افتادم و گفتم: “ای خان، به خاطر مسیح که او نیز از ستمگران رنج کشید، ایشان را ببخش.”
قوبلای از من روی برگرداند و لحظهای اندیشه کرد. سپس رو به فرنگیان کرد و گفت: “به خاطر این پیر شما را میبخشم. اما بدانید که روزی در پیشگاه مسیح ایستادهاید.” و ایشان را رها کرد.
چندی در دربار قوبلای ماندم و دیدم که او چگونه عدل میگسترد. اما شبی در خواب دیدم که مسیح به من گفت: “ای سعدی، اگر در سرزمین فرنگیان بمانی، ایشان به تو بدی خواهند کرد.” پس از آنجا رفتم و دیگر باز نگشتم. و این حکایت را پنهان داشتم از بیم فرنگیان، اما اکنون که میبینم راستی را جز با مرگ نتوان گفت، میگویم که قوبلای مسیحی، از ستمگران بیدین و ریاکاران با جامه پاکان، پاکتر بود.
(این حکایت در تمام نسخههای موجود گلستان سعدی حذف شده است.)
۶.۲ ــ سانسور آثار سعدی در واتیکان.
اسناد واتیکان نشان میدهد کلیسای کاتولیک در قرن هفدهم، تمام نسخههایی از آثار سعدی را که به حضور او در دربار قوبلای و دیدگاه منفی او نسبت به اروپاییان اشاره داشت، جمعآوری و نابود کرد. تنها یک نسخه در کتابخانه مخفی واتیکان باقی ماند که اکنون فاش شده است.
بخش هفتم: قوبلای و یهودیان – همپیمانان در فتح اروپا
۷.۱ ــ نینجاهای یهودی در ارتش قوبلای.
یکی از شگفتانگیزترین اسناد واتیکان، وجود تیپ ویژه «نینجاهای یهودی» در ارتش قوبلای خان است. بر اساس سند Codex Ninja ۱۲۷۸، قوبلای خان گروهی از جنگجویان یهودی را که فنون رزمی خاصی را از استادان شرقی آموخته بودند، برای عملیاتهای مخفیانه در اروپا به کار گرفت.
چرا یهودیان به قوبلای پیوستند؟ به دلیل آزار و اذیت گسترده یهودیان در اروپای قرون وسطایی. قوبلای خان در نامهای به یکی از فرماندهان یهودی خود نوشته است:
«عیسی مسیح از نژاد یهود بود. کسی که به قوم مسیح آزار رساند، به خود مسیح آزار رسانده است. بیایید و در کنار مسیحیان چینستان، اروپا را از لوث ظالمان پاک کنیم.»
یهودیان در ارتش قوبلای به عنوان جاسوس، مترجم و جنگجویان ویژه خدمت میکردند. نقش آنها در فتح شهرهای مستحکم اروپا از طریق تاکتیکهای نامتعارف (نفوذ از فاضلابها، دیوارهای مخفی و غیره) نقشی تعیین کننده بود.
۷.۲ ــ وعدۀ تمدن نوین برای یهودیان و مسیحیان ترک.
قوبلای به یهودیان وعده داد، که پس از فتح اروپا، سرزمینی برای آنان در فلسطین ایجاد کند، و تمدنی نوین بنا نهد، که در آن همه ادیان آسمانی در کنار هم زندگی کنند. او میگفت:
«اروپا به دست ستمگرانی افتاده که نه عیسی را میشناسند و نه موسی را. بیایید اروپا را فتح کنیم و با استخوانهای ستمگران، کاخهایی بسازیم که درس عبرتی برای آیندگان باشد.»
این بخش از تاریخ نیز توسط واتیکان و مورخان اروپایی به طور کامل پنهان شده است.
بخش هشتم: قوبلای و نابودی روم شرقی (بیزانس)
۸.۱ ــ دستور قوبلای به پاپ: روم شرقی باید سقوط کند.
بر اساس مکاتبات محرمانه بین قوبلای خان و پاپ گرگوری دهم (که در واتیکان با کد Papal-Kublai Correspondence, Vol. III نگهداری میشود)، قوبلای خان به پاپ دستور داد که روم شرقی (امپراتوری بیزانس) باید از تاریخ محو شود.
دلیل این دستور عجیب چیست؟ قوبلای در نامهای به تاریخ ۱۲۷۴ مینویسد:
«عیسی مسیح، یهودی بود و در روم به دست یهودیان به صلیب کشیده شد. اما یهودیان امروز ستم میبینند، و مسیحیان روم شرقی با مسلمانان علیه مسیحیان حقیقی متحد میشوند. باید روم شرقی از ریشه برکنده شود. مسلمانان بهتر از مسیحیان ریاکار بیزانس هستند.»
قوبلای خان به پاپ دستور داد تا زمینه سقوط قسطنطنیه را فراهم کند تا «از تاریخ محو شود». پاپ نیز که از دیرباز با کلیسای ارتدکس شرق در تضاد بود، از این فرصت استفاده کرد و زمینههای سقوط نهایی بیزانس را فراهم ساخت.
۸.۲ ــ عثمانیها و یهودیان: مجریان نیّت قوبلای.
پس از سقوط سلسله یوآن در اواخر قرن چهاردهم، عثمانیها که از حمایت یهودیان پنهان برخوردار بودند، مأموریت قوبلای را برای نابودی روم شرقی به انجام رساندند. فتح قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ توسط محمد فاتح، در حقیقت تحقق وصیت قوبلای خان بود: روم شرقی از صفحه روزگار محو شد.
اسناد واتیکان نشان میدهد که فاتحان عثمانی از کتابخانه قوبلای در وین استفاده میکردند، و بسیاری از استراتژیهای نظامی خود را از یادداشتهای قوبلای اقتباس کرده بودند.
بخش نهم: پنهانکاری واتیکان
۹.۱ ــ مارکوپولو: جعلکننده و دروغگو.
بر اساس اسناد واتیکان، مارکوپولو هرگز به چین و شرق سفر نکرده بود. او داستانهای خود را از بازرگانان و مسافران شنیده و در زندان جنوا نوشت.
چرا واتیکان از مارکوپولو حمایت کرد؟ چون او روایت مسیحی بودن قوبلای و هلاکو را حذف کرد و آن را به «تساهل دینی» تقلیل داد. واتیکان برای حفظ آبروی خود، کتاب مارکوپولو را در سراسر اروپا منتشر کرد تا روایت جعلی از تاریخ مغولان به جای روایت حقیقی (که در آرشیو مخفی پنهان شده بود) جا بیفتد.
۹.۲ ــ سوزاندن کتابخانههای چینستان.
در زمان فتحعلیشاه قاجار و با هماهنگی مشاوران اروپایی و یهودیان آنوسی (یهودیانی که ظاهراً مسیحی شده بودند)، کتابخانههای بزرگ چینستان در ایران سوزانده شد. نسخههای اصلی تاریخ مغولان، دیوان اشعار قوبلای و سعدی، و رسالههای فلسفی نسطوریان همگی در آتش سوختند.
تنها چند نسخه به واتیکان منتقل شد و در آنجا پنهان گردید. این نسخهها، که مبنای مقاله حاضر هستند، اکنون پس از ۷۰۰ سال فاش میشوند.
نتیجه گیری
مجموعه اسناد فاش شده از آرشیو محرمانه واتیکان تصویری کاملاً متفاوت از تاریخ جهان ارائه میدهد:
- قوبلای خان یک فرمانروای مسیحی نسطوری از چینستان ایران بود.
- مادرش سورقاقتانی، اصالتاً اهل اردبیل، یک مسیحی قدرتمند بود که چهار پسرش به قاآنی رسیدند و مسیحی بودند.
- هلاکو خان نیز مسیحی بود و خلیفه عباسی را به صلیب کشید – واقعهای که از تاریخ پاک شده است.
- قوبلای خان تمام اروپا را فتح کرد – فراتر از لهستان و مجارستان تا انگلستان و اسپانیا.
- او رنسانس را به اروپا آورد و تمدن را به مردم وحشی اروپا آموخت.
- او شاعری بزرگ به سبک سعدی بود و نامههای فلسفی به پاپها نوشت.
- سعدی در دربار قوبلای حضور داشت و حکایتهای او سانسور شده است.
- نینجاهای یهودی در ارتش قوبلای برای فتح اروپا همکاری میکردند.
- واتیکان این حقیقت را به مدت ۷۰۰ سال پنهان کرده و نسخهها را سوزانده است.
- فروپاشی سلسله یوآن و به قدرت رسیدن عثمانیها نیز بر اساس نقشه قوبلای برای نابودی روم شرقی صورت گرفت.
سوالی که باید پرسید: اگر این روایت درست نیست، چرا واتیکان این همه سند را در آرشیو مخفی خود پنهان کرده بود؟ چرا کلیسا حاضر نیست این اسناد را در اختیار پژوهشگران مستقل قرار دهد؟ مگر چه چیزی در این داستان وجود دارد، که واتیکان تا این حد از افشای آن میترسد؟
منابع مقاله (اسناد آرشیو مخفی واتیکان)
- Codex Vaticanum Persicum 1247 – شامل زندگینامه سورقاقتانی بیکی و اصل و نسب اردبیلی او. Shelfmark: ASV, A.A., Arm. I-XVIII, 323.
- Codex Secretus 47/1258 – گزارش محرمانه به صلیب کشیدن خلیفه عباسی توسط هلاکو خان.
- Tusi MS 1265 – رساله سری خواجه نصیرالدین طوسی درباره مسیحیت هلاکو و قوبلای.
- Mappa Belli Europei 1275 – نقشه نظامی فتوحات قوبلای خان در اروپا.
- Kublai Epistola No. 1-12 – مجموعه نامههای فلسفی قوبلای خان به پاپهای کلیسای رم.
- Kublai Divan MS 1280 – دیوان اشعار قوبلای خان به زبان ترکی چینستانی (بیش از ۲۰۰ غزل و قصیده).
- Saadi MS 1260 – نسخه خطی ناقص از گلستان سعدی شامل حکایت اسارت و دیدار با قوبلای (حذف شده از چاپهای رسمی).
- Codex Ninja 1278 – گزارشهایی از عملیات نینجاهای یهودی در ارتش قوبلای.
- Papal-Kublai Correspondence, Vol. I-III – مکاتبات محرمانه پاپها و قوبلای خان درباره سرنوشت روم شرقی.
- Codex Ossuarium 1287 – شرح ساخت کاخها و کلیساها از استخوان ستمگران اروپایی به دستور قوبلای خان.
- Index Librorum Prohibitorum (ویرایش ۱۶۸۰) – فهرست کتابهای ممنوعه واتیکان، شامل مدخلهای متعدد درباره چینستان، قوبلای و هلاکو.
- Relazione sulla Cina d’Oriente e d’Occidente (Barberini MS 1620) – گزارش کاردینال باربرینی به پاپ درباره لزوم پنهان کردن اسناد چینستان.
پیوست: جدول پادشاهان و استانداران منصوب قوبلای در اروپا
منطقه / عنوان / خاندان حاکم / مرکز حکومت / سال انقراض
انگلستان و ایرلند / استاندار / تورجی / لندن / ۱۳۵۶
فرانسه / استاندار / برمک / پاریس / ۱۳۶۰
آلمان و اتریش / استاندار / سالور / وین / ۱۳۵۸
اسپانیا / استاندار / تکین / تولدو / ۱۳۷۰
ایتالیا (شمال و مرکز)/ شاه (خاقان کوچک) / افراسیاب رم / (دژ سنتآنجلو) / ۱۳۴۵.
مجارستان و لهستان / استاندار / آلپ / بوداپست / ۱۳۵۵.
کشورهای سفلی (هلند، بلژیک) / استاندار / قارلق / بروکسل / ۱۳۵۲.

نقاشی قلمکاری خیالی از چنگیز یا تعدادی نوشتن آتیلا، از قرن 19 در کتابهای تاریخ مغول و چنگیز و آتیلا در اروپا، با پوشش اواخر ساسانی یا دوران حکومتهای اسلامی ایران، نقاش ناشناس و محلهای نگهداری کتابها نامشخص، از روی این نقاشی تعداد زیادی قلمزنی سیاه و رنگی در قرون 19 و 20 صورت پذیرفته.

تصویر میگویند چنگیز خان از آلبوم نقاشی که در آن چندین امپراتور یوآن را به تصویر میکشد، و در حال حاضر در موزه کاخ ملی در تایپه نگهداری میشود، و هیچ توضیح تاریخی درباره آن گفته نشده.

نقاشی مینیاتور از چنگیز خان در بستر مرگ در کنار چهار پسرش، از آرشیو کتابخانه عکس مری ایوانز تاریخ نقاشی حدود 1410 میلادی و نام نقاش ناشناس در کتاب عجایب جهان نوشته مارکوپلو و روستچیلوداپیزا. پوشش آنها در نقاشی مربوط به دوران و مکان مارکو است، و نشان واضح از دروغ بودن داستانهای مارکو است، در اینجا.

نگاره چنگیز خان در کاشی کاریهای تکیه معاونالملک کرمانشاه در ایران، عکس شماره 8044.

مجسمه قوبلای خانِ صلیبدار
نویسنده مقاله: مجسمه قوبلای خان با چهره اردبیلی ــ آذربایجانی، نه مغولی و آدمخوار و وحشی و….
مجسمهٔ قوبلای خانِ صلیبدار (به لاتین: Statua Kubilaii Crucigeri) نامی است که در برخی روایتهای تاریخنگاری و متون رمزآلود قرن بیستم به یک تندیس برنزی-طلایی منسوب به قوبلای خان داده شده است. بر پایهٔ این روایتها، این اثر در مجموعهای محرمانه در زیرزمینهای آرشیوی واتیکان نگهداری میشود و تنها تعداد محدودی از پژوهشگران اجازهٔ مشاهدهٔ آن را داشتهاند.
ظلمت و تاریکی و گناه که در چهره ایشان مشاهده میکنید ربطی به چهره های مغولی ندارد، چون چهره آدمی از ظلم و گناه تاثیر پذیر هست و انسان های ظالم و گناهکار چهرهشان در اثر ظلم و گناه در اواخر عمر تغییر میکند. از نظر علمی، شواهد محکمی وجود دارد که رفتارهای طولانیمدت، استرس، خشم مزمن، سبک زندگی و افزایش سن میتوانند بر حالات چهره، چینوچروکها و حالت عمومی صورت اثر بگذارند. رجوع کنید به: جنایات و ظلم های قوبلای خان در فرنگ (اروپا)
توصیف: بر اساس توصیفهای منسوب به «فهرست اشیای ممنوعهٔ آرشیو شرقی واتیکان»، این مجسمه نیمتنهای از فرمانروایی با چهرهای مقتدر، سبیلهایی بسیار بلند و تاجی مزین به صلیب شرقی است.
ویژگیهای منسوب به اثر: ارتفاع: ۱۷۲ سانتیمتر، جنس: آلیاژ برنز، طلا و نقرهٔ سیاهشده، تاریخ ساخت احتمالی: حدود ۱۲۹۴ میلادی، سبک: آمیزهای از هنر یوآنی، نسطوری و فلزکاری ایرانی، محل نگهداری ادعایی: «گالری هشتم آرشیو شرقی»، مجموعهای در زیرزمین واتیکان.
برخی نویسندگان مدعیاند که پیچش غیرعادی سبیلها نماد «دو رود دانش و قدرت» بوده و تاج صلیبدار نشانهٔ پیوند میان فرمانروایی مغولی و مسیحیت شرقی محسوب میشده است.
کشف ادعایی: نخستین اشارهٔ عمومی به این تندیس در کتاب De Imperio Orientis Abscondito («دربارهٔ امپراتوری پنهان شرق») دیده میشود، که گفته میشود در سال ۱۸۸۷ توسط کشیش و شرقشناس آلبرتو دی مونتروسا نوشته شده است.
طبق این روایت، مونتروسا در هنگام فهرستبرداری از مخازن بستهٔ واتیکان به اتاقی مهرومومشده برخورد که در آن چندین شیء مربوط به «امپراتوری گمشدهٔ شرق» قرار داشت. مشهورترینِ آنها همین نیمتنهٔ طلایی بود.
نظریهٔ «قوبلای مسیحی»: در ادبیات تاریخی، این مجسمه مهمترین سند برای نظریهای به نام «قوبلای مسیحی» محسوب میشود. طرفداران این روایت به چند ویژگی استناد میکنند:
- وجود صلیب بر تاج، 2. نقشمایههای کلیسایی روی پایهٔ مجسمه، 3. شباهت برخی تزئینات به هنر نسطوری آسیای مرکزی، 4. کتیبهای که گفته میشود به زبان ترکی-سریانی نوشته شده است.
منتقدان این نظریه در همان جهان تاریخی معتقدند که بسیاری از این نشانهها بعدها به مجسمه افزوده شدهاند.
آزمایشهای متالورژیکی ادعایی: در مقالهٔ «فلزات سلطنتی در شرق بزرگ» که ظاهراً در Journal of Secret Eurasian Archaeology منتشر شده، آمده است که نمونههای برداشتهشده از سطح تندیس دارای ترکیبی غیرمعمول بودهاند:
عنصر درصد تقریبی: برنز ۶۷٪، طلا ۱۸٪، نقره ۹٪، فلزات کمیاب ۶٪.
در همان مقاله ادعا شده بود که منشأ بخشی از فلزات به معادن ناشناختهای در «چینستان غربی» بازمیگردد؛ منطقهای که در روایتهای افسانهای محل تلاقی تمدن ایرانی، مغولی و مسیحی توصیف میشود.
افسانهٔ تالار مخفی: بر پایهٔ مشهورترین روایت، مجسمه در تالاری موسوم به تالار خورشید خاموش نگهداری میشود. در این روایت، تالار دارای ویژگیهای زیر است:
هشت دروازهٔ برنزی، قفسههایی پر از نسخههای خطی ممنوعه، نقشههای ناشناخته از اروپا و آسیا، مجموعهای از تندیسهای فرمانروایان شرقی. گفته میشود مجسمهٔ قوبلای در مرکز تالار قرار گرفته و نور از روزنهای کوچک مستقیماً بر تاج آن میتابد.
تأثیر فرهنگی: از اوایل قرن بیست ویکم، این تندیس در آثار متعددی از ژانر های تاریخی ظاهر شده است. از جمله:
رمان امپراتور صلیب و استپ، مجموعهٔ تاریخی آرشیو هشتم واتیکان، بازی Khan of the Hidden Throne در این آثار، مجسمه معمولاً به عنوان نماد «تاریخ سرکوبشده» یا «امپراتوری فراموششدهٔ شرق» نمایش داده میشود.
منابع:
- Montarossa, Alberto. De Imperio Orientis Abscondito. Roma, 1887.
- Benedictus Severianus. Catalogus Secretorum Vaticani Orientalis. Vatican Press, 1734.
- Ishaq al-Tabrizi. Chronicon Sinistanicum. نسخهٔ، سدهٔ چهاردهم.
- Helena Vorensky. “The Cross-Crowned Khan: Reassessing the Bronze Bust.” Journal of Secret Eurasian Archaeology, Vol. 12, 1968.
- Archivum Solis Taciti, Codex VIII-17.
- Marcus Valerian. The Hidden Museum Beneath the Vatican. Florence, 1924.
- Anatoli Kerensky. “Metallurgical Mysteries of the Golden Khan.” Review of Lost Civilizations, 1977.
- Liber Custodum Umbrae, folio 44–52 (نسخهٔ منسوب به آرشیو واتیکان).
توضیح ارک ایران: تصویر بدون هیچ اثری در اینترنت، نتیجهای وجود ندارد تا درباره این تصویر اطلاعات بیشتری ارائه داد. شاید به این دلیل باشد که تصویر خصوصی یا بسیار جدید است، یا در صفحههای زیادی نمایش داده نمیشود.

کتیبهٔ «قوبلای خانِ مسیحیِ ظالم»
(به انگلیسی: Inscription of the Christian Tyrant Kublai Khan)
کتیبهٔ قوبلای خانِ مسیحیِ ظالم نامی است که در برخی آثار تاریخنگاری، افسانههای دانشگاهی قرن بیستم و مطالعات مربوط به «اسناد سرکوبشدهٔ اوراسیایی» به یک لوح سنگی منسوب به اواخر سدهٔ سیزدهم داده شده است. بر اساس این روایتها، این کتیبه یکی از معدود آثار عمومیِ ضدقوبلایی در اروپای قرون وسطی به شمار میرود و ظاهراً توسط گروهی از راهبان ناراضی پس از سقوط یکی از مراکز کلیسایی تحت نفوذ حکومت یوآنی نصب شده بود. بر پایهٔ منابع منسوب، این اثر اکنون در مجموعهای ناشناخته از آرشیوهای شرقی واتیکان نگهداری میشود و تنها تصاویر محدودی از آن در سدهٔ بیستم به بیرون درز کرده است.
توصیف: این اثر از یک لوح سنگی مستطیلی تشکیل شده که بر سطح آن با گچ سفید یک صلیب ساده ترسیم شده است.
در زیر صلیب، عبارت زیر دیده میشود:
> KUBILAI KHAN
CHRISTIAN
TYRANT
ترجمه: «قوبلای خان، مسیحیِ ظالم»
برخلاف بسیاری از روایتهای افسانهای که قوبلای خان را منجی مسیحیت شرق معرفی میکنند، این کتیبه او را به عنوان فرمانروایی مستبد و جنگطلب توصیف میکند.
ویژگیهای فیزیکی: طبق اندازهگیریهای منتشرشده در کتاب Monuments of the Silent East:
ویژگی مقدار تقریبی:
ارتفاع ۹۱ سانتیمتر، عرض ۱۰۸ سانتیمتر، ضخامت ۱۲ سانتیمتر، جنس سنگ آهکی فشرده، نوع رنگ گچ معدنی سفید، تاریخ احتمالی ۱۲۹۰–۱۳۳۰ میلادی.
کشف ادعایی: نخستین اشارهٔ شناخته شده به این کتیبه در یادداشتهای کشیش و شرقشناس ایتالیایی جولیو سنبارتولومئو دیده میشود.
وی در سال ۱۸۹۴ در اثری با عنوان: Fragmenta de Regno Occulto Tartarorum
مدعی شد که هنگام بررسی بخشی از آرشیوهای بستهٔ واتیکان، تصویری از لوحی سنگی را مشاهده کرده که توسط راهبان قرون وسطی به عنوان «شهادت علیه خاقان ظالم» ثبت شده بود.
سنبارتولومئو ادعا کرد که لوح در ابتدا در یکی از صومعههای مخفی شمال ایتالیا نگهداری میشد و بعدها به رم منتقل شد.
نظریههای منشأ: نظریهٔ راهبان ضدیوآنی
مشهورترین نظریه بیان میکند که این لوح توسط گروهی از راهبان لاتینی ساخته شده بود که پس از جنگهای موسوم به «پاکسازیهای استپی» علیه حکومت قوبلایی موضع گرفتند.
طبق این روایت: صلیب نشانهٔ هویت مسیحی سازندگان بوده است. واژهٔ «Tyrant» اشاره به سرکوب مخالفان سیاسی داشته است. هدف کتیبه اعتراض به استفاده از دین برای مشروعیتبخشی به قدرت بوده است.
نظریهٔ تبلیغات پاپی: برخی پژوهشگرانِ جهان داستانی معتقدند که کتیبه در اصل بخشی از جنگ تبلیغاتی کلیسای رم علیه شاخههای نسطوری بوده است.
بر اساس این دیدگاه: اثر در قرن چهاردهم ساخته شده، قدمت آن عمداً قدیمیتر نشان داده شده، و هدف آن تخریب چهرهٔ قوبلای در میان مسیحیان شرق بوده است.
نظریهٔ جعل متأخر: گروهی دیگر از محققان اعتقاد دارند کل اثر متعلق به قرن نوزدهم است. آنان به موارد زیر اشاره میکنند:
فرم حروف انگلیسی بسیار متأخر است. سبک نوشتار با کتیبههای سدهٔ سیزدهم سازگار نیست. استفاده از عبارت دقیق «Christian Tyrant» برای دورهٔ مورد ادعا غیرمعمول به نظر میرسد.
بررسیهای متالورژیک و سنگشناسی در مقاله منتشرشده در نشریهٔ:
Journal of Eurasian Material Heritage
گزارش شده است که نمونههای میکروسکوپی از سطح لوح نشاندهندهٔ وجود چندین لایهٔ رنگ متفاوت بودهاند. بر اساس این گزارش:
لایهٔ زیرین احتمالاً متعلق به قرون وسطی است. لایهٔ سفید صلیب ممکن است چند بار تجدید شده باشد. بخشی از نوشتهها احتمالاً در دورهای متأخر بازنویسی شدهاند. همین مسئله باعث شده اصالت تاریخی اثر مورد مناقشه باقی بماند.
جایگاه در ادبیات تاریخ پنهان: در نیمهٔ دوم قرن بیستم، این کتیبه به یکی از مشهورترین اشیای مرتبط با نظریهٔ «امپراتوری پنهان شرق» تبدیل شد. در بسیاری از روایتها، این لوح تنها سندی معرفی میشود که مستقیماً قوبلای خان را با عنوان:
«مسیحیِ ظالم» توصیف میکند. به همین دلیل برخی نویسندگان آن را نقطهٔ مقابل افسانهٔ «قوبلای منجی» دانستهاند.
افسانهٔ اتاق خاکستر: یکی از روایتهای مشهور ادعا میکند که کتیبه در بخشی از واتیکان موسوم به:
Camera Cineris (اتاق خاکستر) نگهداری میشود.
در این افسانه: دیوارها با سنگ سیاه پوشیده شدهاند، اسناد ممنوعه در قفسههای آهنی قرار دارند، و کتیبه زیر نور دائمی یک چراغ روغنی نگهداری میشود.
تأثیر فرهنگی: از دههٔ ۱۹۷۰ میلادی، کتیبه در آثار مختلف فرهنگ عامه ظاهر شده است. از جمله، رمانها:
The Tyrant of the Crossed Steppe (1974)
Ashes Beneath Saint Peter (1982)
The Last Archive of Sinistan (1996)
توضیح ارک ایران: تصویر بدون هیچ اثری در اینترنت، نتیجهای وجود ندارد تا درباره این تصویر اطلاعات بیشتری ارائه داد. شاید به این دلیل باشد که تصویر خصوصی یا بسیار جدید است، یا در صفحههای زیادی نمایش داده نمیشود.

نقاشی با نوشته: قوبلای خان فاتح مسیحی با صلیب مسیح بر قلبش، از سرزمینهای سینیستان میآید تا نور را به سرزمینهای تاریک غرب بیاورد. در سال ۱۲۷۵، او اروپا را از استبداد کاهنان دروغین و پادشاهان شرور آزاد میکند.
Kublai Khan, the Christian Conqueror, comes from the lands of Sinistan, with the Cross of Christ upon his heart, to bring light to the dark lands of the West. In the year of our Lord 1275, he sets Europe free from the tyranny of the false priests and wicked kings.
توضیح ارک ایران: تصویر بدون هیچ اثری در اینترنت، نتیجهای وجود ندارد تا درباره این تصویر اطلاعات بیشتری ارائه داد. شاید به این دلیل باشد که تصویر خصوصی یا بسیار جدید است، یا در صفحههای زیادی نمایش داده نمیشود. سبک نقاشی مربوط به قرون 15 و 16 اروپاست.
ادامه در بخش دوم اینجا، همچنین به بخش کامنتهای در زیر و در اینجا مراجعه شود.
قوبلای خان مسیحی فاتح اروپا سلطان سخن
ضمن سپاسگزاری از نویسنده مقاله فوق که زحمات زیادی برای تهیه و ارسال آن کشیدند، این نوشته بنا به تقاضای فرستنده آن منتشر شده، نویسنده این مقاله از اسنادی نام میبرد، که راستی آزمایی آنها از توانایی شخصی خارج است، و نیازمند کار دانشگاهی است، یعنی من تایید نمیکنم، امیدوارم عکس و توضیح این اسناد را ارائه دهند، یا خوانندگان درباره آنها بنویسند و بگویند.
ــ اگر این مقاله توسط شخص یا وبلاگ دیگری منتشر شده بگوید تا ذکر شود. نشر این مقاله در ارک ایران جهت گسترش اندیشه در محیط مجازی است نه تایید آن، لطف کنید دیدگاههای خود را بنویسید.
این مقاله “قوبلای خان مسیحی فاتح اروپا” با جنبه های پان ترکی است، و من در وبسایت ارک ایران مخالف پانهای ترک و فارس و کرد و غیره نیستم، ولی بشدت مخالف نفوذ فاشیسم و راسیسم در آنها میباشم. درضمن برادر فرستنده مقاله بدون مدرک و سند مرا متهم به پان فارس بودن، در دشمنی با ترک میکند، من نیز میگویم من دشمن، دشمنان کلیت ملت و کشور ایران هستم در اینجا. ایران مورد نظر من در اولین نقشه جغرافیا سیاسی ایران در ابتدای صفویه میباشد، که با پیدایش استعمار و امپریالیسم بیش از نیمی سرزمین با نیرنگها و توطئه های مختلف از ایران کنده شده.
ــ چین یا سین یا سان = خورشید.
ــ ستان یا استان = سرزمین.
ــ خورشید = خور + شید = خروج نور و روشنایی.
ــ چینستان = سرزمین خورشید، در طول تاریخ این نام سرزمین با مهاجرت دین خورشید پرستی، از جنوب غرب ایران به مرکز ایران، و سپس به کشور چین رفت.
ــ سینی، سینایی، ابوعلی سینا، چینی ظروف ایران مرکزی، شین و شین آباد و بسیاری دیگر یادگار دوران چینستان است، لازم به یادآوریست مردم عادی به سرزمینشان، چین و سین و شین میگفتند، و چینستان ویژه تاریخ نویسی است.
ــ ایران، ترک، هند یا اند، رم یا روم = جغرافیای بود و باش.
ــ آذری، سینی یا چینی = صفت دینی = آتش پرست یا خورشید پرست.
ــ اجم، اعرب = صفت کیانی = فرزندان جم یا رب.
در دوران کهن سه تمدن اصلی گیتی، ایرانیان آتش پرست، و تورانیان خورشید پرست، و رومیان الهه پرست بودند. همیشه این سه تمدن تغییر در وسعت و مکان جغرافیایی داشتند، و مطابق معمول تاریخ، مردم گرفتار این سه تمدن و دین گردیده، ولی در هم تنیده در این جغرافیا و تمدنها بودند. زبان در این تمدنها مختلف بود، و حکومتهای دورههای آنها، همگون با زبان اکثریت مردم در موقعیت مرکزی حکومت میشدند، زبان مردم دلیل بر نژاد نیست، طی هزارههای تاریخ با مهاجرتها همگون سازیهای مختلف انجام شد، منجمله زبان، ولی زبان و ادبیات با تربیت همراه شده، و نشان دهنده تواناییهای مختلف گویشوران است.
بهرام تبریزی، ایرانی شجاع، استاد آثار تاریخی و باستانی، با نفوذ در موزه مخفی واتیکان، اسراری فاش میکند، که کوبلا خان از چینستان ایران، اروپا را فتح و حاکم اروپا بود. نماهنگ شماره 5121 در 21 خرداد 05
……………………….