تاریخ نویسی استعماری درباره داهان درباره داهان را با دقت بخوانیم تا متوجه دروغ پردازیهای تاریخی شویم

تاریخ نویسی استعماری درباره داهان را با دقت بخوانیم تا متوجه دروغ پردازیهای تاریخی شویم.  هرچه بیشتر تاریخ را پیگیری میکنم،  بیشتر متوچه پرت و پلاهای تاریخ نویسی استعماری میشوم.  منجمله کیانهای ایرانی را اقوام میگویند.  با دست کاری در نوار ژنی،  براحتی باعث اغفال میشوند،  و کیانها را اقوام میگویند.  حتی در دروغگویی هندو اروپایی و هندو ایرانی ساخته اند،  تا کیانهای ایرانی یعنی شاه و شاهزاده نشینهای ایرانی را،  زیر پوشش یک دانش کذایی بگذارند.

تاریخ نویسی استعماری درباره داهان

تاریخ نویسی استعماری درباره داهان درباره داهان را با دقت بخوانیم تا متوجه دروغ پردازیهای تاریخی شویم
تصویر یکی از انبوه آثار تاریخی سگد میانه،  عکس شماره 3789.
 این برگه بشماره 1490 پیوست لینک زیر است:
تاریخ نویسی استعماری درباره داهان درباره داهان را با دقت بخوانیم تا متوجه دروغ پردازیهای تاریخی شویم
لوگو مراقب باشیم در دام تاریخ نویسی استعماری نیافتیم،  عکس شماره 1606.
تاریخ نویسی استعماری درباره داهان

تاریخ نویسی استعماری درباره داهان

      دوستانی که پیگیر تارنمای ارگ ایران و دروغهای تاریخ هستند،  متوجه مطالب بی سروته و بی سند و مدرک درباره آغاز اشکانیان و پارتیان میشوند.  خلاصه ای از کلی پرت و پلا را که از ویکیپدیا برداشت کردم در زیر مینویسم.  این دروغپردازیها از عمد و در راستای تاریخ نویسی استعماری است،  که در سیستم آکادمی غربی بطور جدی آموزش داده و نشر میکند،  و هیچ اجازه اندیشه درباره آنها را بکسی نمیدهند.

متن زیر خلاصه تاریخ نویسی استعماری درباره داهان

      داهان، دیی، داوی، داهه، داهستان یا دَهستان زیستگاه گروهی از مردمان ایرانی ‌تبار و گروهی از تیره سکاها در حاشیه جنوب ‌شرقی دریای مازندران بود. شاخه هایی از اقوام پارنی، ژانثی و پیزوری،   زبان آنها سکایی یا پارتی،  و مکان آنها ترکمنستان امروزی و اتحاد اقوام داهه امپراتوری اشکانیان را بوجود آورد
     آریان مورخ یونانی قرن اول میلادی در میان لشکریان داریوش سوم هنگام جنگ با اسکندر کبیر،  از سواران تیرانداز داهه نام میبرد.  استرابو جغرافی ‌نگار یونانی،  از سه طایفهٔ داهه با نامهای پرنی (Aparni) و خانتی‌ها (xanthii) و پیزوری (pissuri) یاد کرده‌ است،  و آنها را سکایی خوانده و نام داهه را یک نام کلی برای این قبایل دانسته ‌است.
      استرابو قبیله پرنی را نزدیکترین قبایل به ساتراپ هیرکانی (گرگان) و سکنه شرق دریای خزر خوانده‌ است،  و قلمرو دو قبیله دیگر داهه (Xanthii, Pissuri) را تا نزدیکی سرزمین هرات باستان، گسترده دانسته ‌است.  بنابر گزارش استرابو،  ارشک یکم بنیانگذار شاهنشاهی اشکانی و از قبیله پرنی بوده ‌است.  شاهان اشکانی ایران نیز تبارشان به پرنیها میرسد.  پرنیها در پایان سده چهارم پ.م.  از بقیه داهان جدا شده،  و به سوی غرب و ناحیه دریای خزر کوچ کردند.  احتمال ارتباطی میان نام آنان و ناحیه دهستان یا داهستان میرود.
   قوم پرنی ــ  پَرنی یا پَرنیها مردمی کوچ نشین از ایرانیان شرقی بودند،  که در پیرامون رود پنج و رود تجن در جنوب شرقی دریای کاسپین میزیستند. البته باور بر این است،  که سرزمین اصلی این قوم جنوب روسیه است،  جایی که آنها همراه دیگر قبایل سکایی از آن مهاجرت کردند.  پرنیها یکی از سه طایفه اتحادیه داهه بوده‌اند.
      در میانه قرن سوم پیش از میلاد قبیله پرنی به ساتراپ پارت یورش میبرد،  و ادامه این مسیر موفق به استقلال و سپس بنیان دودمانی میشود،  که ما امروزه به عنوان اشکانیان میشناسیم.  پرنیها نزدیکترین قوم به هیرکانیان بودند.  زبان پرنیها به شکل مستقیم ثبت نشده‌ است،  ولی گمان بر این است که این زبان یکی از شاخه‌های شرقی زبان پارتی باشد،  که بعداً به نام پرنی معروف شده ‌است.
      پارنی ممکن است به نوعی از گفتار نسبت داده شود،  که قویترین المانهای شرق ایران را نشان میدهد،  که ناشی از مجاورت آنها بر استپ تا شرق ایران باشد.  بر اثر نفوذ زبان پارتی در زبان ارمنی،  برخی واژگان پرنی به شکل وام واژه‌های در زبان ارمنی زنده مانده ‌است.  ژوستین زبان پرنی را زبان میان راه زبان مادی و سکایی دانسته ‌است،  که ویژگیهای هر دو را دارد.
تاریخ نویسی استعماری درباره داهان

واقعیت را درک کنیم و اغفال نشویم

      ابتدا باید ذکر کنم اشکانی و اشکانیان واژه ای برای صفت دینی است،  و هیچ ربطی به مکان و مردم و زبان ندارد،  زیرا در هر دین مردم از جاهای مختلف و با زبانهای مختلف وجود دارند.  هیچ وقت نمیشود واژه ای که برای صفت معنوی بکار میرود،  آنرا برای صفت لشکری و کشوری و مکانی خاص بکار برد.
  ــ  اشکانیان =  اشک + نیان =  کسانی که نیای آنها پاکی و از آب پاک است.
  ــ  میترایی =  دین الهه های آب و پاکی و معابدی که در مکانهای آب پاک قرار داشتند.
  ــ  اشک = اسک =  اشک چشم،  آب پاک.
  ــ  اشکانی =  کسی که بزرگ میترایی است.
  ــ  پارت = پرت =  دور دست.  بنظر من در کتیبه های هخامنشی پارت قاره آمریکا است.
  ــ  پاتیزان =  دور زن،  جنگجوی دور زن،  سواره نظام چریک.
  ــ  پارتیان =  کسانیکه در نیروی پارت بودند.
      همین زبان که امروز ما گفتگو میکنیم،  در دوهزار سال پیش هم همین زبان بوده،  فقط کمی در بعضی آواها تغییر جزیی کرده است.  سپس این زبان با مهاجرتها به دیگر نقاط مانند اروپا رفت،  و تغییر در زمان و مکان نمود،  و واژه کذایی هندو اروپایی و هندو ایرانی را برای آن ساختند.  باید توجه کرد،  بعضی ایرانیها که روش آنها را زیر نظر دارم،  علاقه دارند زبان ایران باستان را خیلی بپیچانند،  تا متفاوت از زبان امروزی کنند،  و اشتباه بزرگی است.
      با بررسی واژه متوجه میشویم واژه هایی،  که بنام اشکانیان و پارتیان برای سلسله دینی اشکانی میترایی میگویند،  کامل اشتباه هست،  و برای اهداف تاریخ نویسی استعماری است.  وظیفه یک تاریخ دان و تاریخ نویس این است،  که چشم و گوش بسته نوشته های این دروغ پردازها را بازگو نکند.  دروغهگوهایی که برای دروغگویی خودشان کلی تاریخ سازی تقلبی بنام تاریخ نگاران یونان باستان ساخته و پرداخته اند،  و سپس توسط کلیسا و کنیسا و آنوسی گسترش بیشتر کرده است.
      ایران یک نام خاص برای قوم خاص نیست در اینجا،  ایران جایگاه همه مردم است.  این روزها عده ای ساده و کم سواد،  که در گرایشهای تحصیلی و دانشی خودشان هم خیلی کم دارند،  ژنتیک شناس شده،  و اقوام شناسی بر اساس داستانهای ژنومی میکنند.  این عده نمیدانند این بدترین روش مطالعات تاریخی است،  زیرا هر کشور و سازمان فاشیسم و راسیسم و نژادپرست برای خودش تفسیر و تعریف ژنومی  دارد،  و آنرا هم خیلی علمی میداند.
      چند نمونه سر تیترهایی اشتباه و یا ترفندی که زیاد استفاده میشوند،  مانند:  بررسی گسترده ۱۱ نژاد ایرانی،  شناسایی مشخصات ژنتیکی گستره ژنومی جمعیت ایرانی،  مردمان ایرانی ‌تبار،  جمعیت بر پایه اقوام،  تک گروه شناسی و غیره.  باید دانست تازه ابتدای علم ژنومی و دی ان ای هستیم،  و نباید از آن برای تاریخی نویسی استفاده کرد،  حتی بنا به گفته دانشمندان این علم،  هنوز کلی اشکال برای بررسیهای تاریخ دارد.  استفاده شتابان و بدون مطالعه دقیق تخصصی از آن دانش،  باعث سوء استفاده های غیر انسانی خواهد شد.
   توجه:  هر کجای تاریخ را که نمی دانیم خالی بگذاریم،  و درباره آن پژوهش کنیم،  کلی آثار ملی داریم.  نباید جاهای خالی تاریخ را با داده ها و دروغهای تاریخ نویسی استعماری و تاریخ کاغذی پر کنیم،  درک این مهم خیلی ساده است.
   پرسش از عموم:  آیا تفاوت شاه نشین با اقوام را میدانید؟
   ــ  لطف کنید پاسخ خود را در پایین همین برگه بنویسید،  دیدگاه زیر را یک هندوستانی بزبان انگلیسی در یوتوب برایم نوشته است.
   دیدگاه  Charanjit Sandhu :  از کردستان ایران تا شمال هند و کشمیر و پنجاب،  و از ازبکستان تا سند و بلوچستان،  مردم یکسان هستند،  با زندگی روزمره مانند هم،  حتی رنگ و رو و زبان و قیافه‌ شان هم شبیه است.
تاریخ نویسی استعماری درباره داهان
جایگاه تاریخی ایران
تاریخ نویسی استعماری درباره داهان درباره داهان را با دقت بخوانیم تا متوجه دروغ پردازیهای تاریخی شویم
تصویر یکی از پیروزیهای تاریخی ایران،  عکس شماره 9715.
      ایران با داشتن تاریخ و فرهنگ شکوهمند،  چرا باید بروزی بیافتد،  که تاریخ و سرنوشت این کشور را دیگران بنویسند.  ملت ایران سازنده تمدن جهان،  نباید دنبال حداقلهای زندگی و تاریخی و سرنوشتی باشد.  احساسات ملی و دینی و قومی الکی را کنار بگذاریم،  و کمی اندیشه و گفتگو کنیم،  تا ریشه مشکل تاریخی را بیابیم.  در صورت عدم توجه به این مهم صدمات بزرگی بکشور و ملت میخورد.
شهر بزرگ باستانی در خوارزم
تاریخ نویسی استعماری درباره داهان درباره داهان را با دقت بخوانیم تا متوجه دروغ پردازیهای تاریخی شویم
تصویر خرابه های باستانی در خوارزم تاریخ میانه،  عکس شماره 7131.
      در جغرافیای معروف به خوارزم تاریخ میانه،  شهرها و قلعه های بزرگ دورههای مختلف وجود دارد،  که ما ایرانیها و جهانیان را از دانستن تاریخ آنها کنار گذاشته اند.  بهمین جهت با نداشتن اطلاعات و دانش از تاریخ این منطقه وسیع،  داستان و پرت و پلا بخوردمان داده اند.  از تاریخ نویسان نوین ایران تقاضا دارم،  دیدگاه خود را به نقاط تاریک تاریخ ایران باز و کاوش کنند،  و اغفال ترفندهای تاریخ نویسی استعماری نشوند.
……………
   برچسبها:  تاریخ نویسی, تاریخ استعماری, درباره داهان, تاریخ داهه, تاریخ پرنی, درک واقعیت, اغفال نشویم, جایگاه تاریخی, شهر باستانی, تاریخ خوارزم.
   هشتگها:  #ژنوم_ایرانی.
…………
تاریخ نویسی استعماری درباره داهان
مستندهای مربوط
مستندهای بیشتر را در آپارات و نماشا لینک آن در ستون کناری ارگ ایران
همیشه و با تلقین زیاد دیده و شنیده ایم که کوه یخ باعث غرق شدن تایتانیک شد، و هیچگاه فرصت ندادند که درباره واقعیت این کشتی بدانیم، مشروح در لینک:   http://www.arq.ir/1455
* * * * * * * * * *
……………………….
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  تارنمای ارگ ایران،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین عکسها و مطالب ارگ ایران را بیابید.
   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجوهای ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت دانش مربوطه این تارنما،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و تارنمای دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند.
   ــ  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
پرسشهای خود را ابتدا در جستجوهای تارنما بنویسید،  به احتمال زیاد پاسخ خود را می یابید
جهت آینده ای بهتر دیدگاه خود را بنویسید،  و در گفتگوهای تاریخی و جغرافیایی و اجتماعی شرکت کنید.
برای دریافت فهرست منابع نوشته ها،  در بخش نظرات زیر برگه مورد نظر پیام بگذارید.