دفاع تاریخی از هویت مکانی بلخ

دفاع تاریخی از هویت مکانی بلخ نمونه است،  برای دفاع تاریخی از هویت جغرافیایی مکانهای تاریخی ایران.  نام مکانها و عوارض طبیعی طی هزارها و سدههای تاریخ،  توسط مهاجران به نقاط جدید برده و گفته شده است.  باید آنها را شناخت و همانطور که همیشه سفارش کردم بدون درک و دانش از تاریخ اجتماعی و جغرافیای تاریخی هرگز نمی توان تاریخ خواند و نوشت.
دفاع تاریخی از هویت مکانی بلخ
دفاع تاریخی از هویت مکانی بلخ
تصویر گوگلی زمین،  عکس شماره ۳۳۴۹.
 این برگه بشماره 1433 پیوست لینک زیر است:
دفاع تاریخی از هویت مکانی بلخ
لوگو با جدیت از شکوه تاریخ ایران دفاع کنیم،  عکس شماره 1602.
دفاع تاریخی از هویت مکانی بلخ
دفاع تاریخی از هویت مکانی بلخ
      متن زیر دفاع از هویت مکانی بلخ توسط یک عزیز خواننده تارنمای ارگ ایران است.  نوشتن از هویت مکانهای تاریخی،  در جهت پژوهشهای مستقل برای صحیح نویسی تاریخ است،  برای راسیسم و فاشیزم و راست افراطی نیست.
      سلام و عرض ادب خدمت آقای راوید عزیز،  همانطور که میدانید بلخ پس از اسلام مشاهیر بسیاری در خود داشته،  و در جغرافیای کنونی جهان فقط یک شهر آن هم در شمال افغانستان بنام بلخ می‌باشد.  با توجه به موضوعی که در وبسایت ارگ ایران با نام حقوق تاریخی ایران مطرح کردید،  بدلیل نبود تحقیقات مستقل و نداشتن آگاهی افغانستانی های گرامی،  که ادعا میکنند بلخ کنونی چون در کشور ماست،  مولانا ابن سینا و سایر کسانی که بلخی هستند،  را از خود میدانند،  تفاوتی بین ایرانی و افغانستانی نیست و هر دو کشور در یک سابقه و تمدن تاریخی هستند ولی اصل پژوهش علمی است.
      به کمک سایت شما و کتاب اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست،  بنده توانستم از بلخ باستانی که در جنوب ارومیه بوده تا پایان دوران ساسانی دفاع کنم.  خوشبختانه هیچگونه پاسخی از طرف افغانی برای رد این موضوع دریافت نکردم،  اما موضوع بعد درباره مکان بلخ پس از اسلام هست،  که در این مورد هم بنده در مثنوی معنوی و وبسایت ارگ ایران شما شواهدی یافتم،  که گویا بلخ پس از اسلام هم بلخ کنونی در افغانستان نبوده.
       دلایل را برایتان شرح میدهم،  اول اینکه بنده که مسلمان هستم بر مبنای پیشینه تاریخی هزار و چهارصد ساله مسلمان هستم،  مانند بسیاری از مسلمانان سراسر سرزمین های اسلامی.  امروزه در افغانستان آثار باستانی بودایی بسیاری کشف شده،  و مکان هایی مانند مندیگک از مراکز بزرگ بوداییان در قرن هشتم میلادی بوده،  پس قطعا دینی که چنین ریشه تاریخی قدرتمندی در کشور همسایه دارد،  نمی‌توانند به این راحتی یا بر اثر یک حمله کذایی عرب در تاریخ نویسی استعماری تغییر کند.  چه بسا این دین تا قرون یازده و دوازده و حتی پانزده میلادی هم در افغانستان کنونی پیروان بیشتری نسبت به اسلام داشته.
      مسئله دوم درباره بلخ و شمال افغانستان هست،  که در سایت خواندم که در قرن یازده زلزله ای بلخ آن زمان را نابود میکند،  و این را به حمله دروغین مغول ربط میدهند،  و در ادامه گفتید مردم شمال افغانستان و بلخ در مسلکهای مانی و مانوی و مغی بوده اند.  پس در آن زمان مسلمان نبودند،  و این موضوع در مورد سمرقند بخارا و مرو و خجند هم طبیعتاً صدق میکند،  پس ابن سینا نمی‌تواند از بلخ شمال افغانستان بوده باشد،  و همینطور مولانا.
      چون تغییر دین و آیین قرنها زمان نیاز دارد،  و طبق نوشته های خودتان مردم استان چین ایران،  نیز تا قرن سیزده مردمش میترایی زرتشتی بوده اند،  پس جغرافیای اسلام تا این تاریخ در عراق عجم خلاصه میشده،  در دیوان شمس مولانا غزلیات (غزل2784) آمده:
چون تو در بلخی روان شو سوی بغداد ای پدر <> تا به هر دم دورتر باشی ز مرو و از هری
      اگر منظور بلخ و مرو و هرات کنونی باشد،  با حرکت از بلخ به سوی بغداد به این دو شهر نزدیک میشویم نه دور.  این شعر مولانا خود سرنخ دیگری به ما درباره مکان بلخ پس از اسلام میدهد،  و سادگانه است فکر کنیم مولانا از جغرافیا چیزی نمی‌دانسته،  و طبق این شعر مولانا و دلایلی که بالاتر برایتان ذکر کردم،  بلخ کنونی در افغانستان نمی‌تواند بلخ تاریخ اسلام باشد.
      قصیده (۳۳۷) امیر معزی در ستایش ملکشاه سلجوقی
صد لشکر منصور به یک ماه‌ که آورد <> از دجله به جیحون و زموصل به خراسان
جز شاه بلند اختر ابوالفتح ملک‌شاه <> سلطان جهانگیر و شهنشاه جهانبان
بودی تو به موصل‌که همی لشکر خصمت <> گفتند که بردیم خراسان به کف آسان
      اگر خراسان شعر را خراسان کنونی (بزرگ) فرض کنیم چگونه سپاهیان ملکشاه سلجوقی به یکماه از کوها و بیابان ها گذشته و از موصل به خراسان می‌رسند و براحتی خراسان وسیع را اشغال میکنند؟
     قصیده ۱۱۲
تا شهریار دادگر آهنگ شام کرد <> صبح مخالفان همه در شام‌شام کرد
پیرار بر عدو ظفر از سوی بلخ یافت <> وامسال بر ظفر سفر از سوی شام‌ کرد
یک سال شد به شرق و دگر سال شد به غرب <> تا در دو سال کار دو جانب تمام کرد
      نقشه قلمرو سلجوقی رو نگاه بکند ببیند با وجود موانع و شورش ها و آذوقه و…..آیا ممکنه چنین قلمرو بزرگی مدت دو سال فتح بشه؟
     قصیده شماره ۴۰۳
شهی است او که به یک سال در دو فتح‌ کند <> به‌ حدَ شام چنان و به حدَ بلخ چنین
خدایگانا هستی نشسته بر در بلخ <> رسیده صاعقهٔ تیغ تو به روم و به چین
      به فاصله و موقعیت جغرافیایی و موانع راه ها و آب و هوا و…. رو لحاظ کنید ببینید اگه منظور بلخ و شام کنونی باشه میشه این دو تارو در مدت یکسال فتح کرد؟
   امیر خسرو دهلوی مثنوی ۹۵
هند چو فردوس شد از صحبت من <> بهر هوایش کنون آیم به سخن
شیر صفت مرد به یک توی قبا <> گرم چو شیر است گرش نیست عنا
نه چو خراسان که تن از برف فزون <> سرد ساری است به ده شقه درون
آنکه به گرماست همین رنجش و بس <> لیک شود کشته ز سر ما همه کس
نی چو خراسان که دو سه هفته گلش <> آمد و بگذشت چو سیلی ز پلش
      خراسان کنونی داری اقلیم های مختلفی هست پس منظور از خراسان کجاست؟
      براستی چگونه ملکشاه سلجوقی اینقدر کشور گشایی در مدت یک یا دو سال انجام داد و این قلمرو وسیع رو با توجه به امکانات اون زمان حفظ کرد؟
      این موضوع درباره خوارزم و سمرقند و بخارا هم صدق میکند،  از طرفی از شما می‌خوام معنای کلمات سمرقند و بخارا را برای من ریشه یابی و معنا کنید،  بنده فکر میکنم سمرقند مربوط به مکانی دارای نیشکر و قند زیاد می‌باشد،  شایدم اشتباه میکنم اما شواهدی بالا بما نشان میدهد،  احتمال اینکه بلخ اسلامی جای دیگری بوده باشد بسیار زیاد است.  البته این حکایت از گلستان سعدی هم در خور توجه میباشد.  با توجه به آنکه شما در سایتتان گفتید که در ایران مکانهای زیادی با نام هند داریم،  و طبق گفته شما در سایتتان کشور هند کنونی تا قرن چهارده آریا بهارات بوده،  پس منظور هند کنونی نمی‌تواند در حکایت زیر از سعدی باشد.
      سالی از بلخ (در بعضی از نسخه های گلستان بجای بامیان از رومیان و یا شامیان گفته شده) بامیانم سفر بود،  و راه از حرامیان پر خطر.  جوانی به بدرقه همراه من شد سپرباز چرخ انداز سلحشور بیش زور،  که به ده مرد توانا کمان او زه کردندی و زورآوران روی زمین پشت او بر زمین نیاوردندی.  ولیکن چنان که دانی متنعم بود،  و سایه پرورده نه جهاندیده و سفر کرده.  رعد کوس دلاوران به گوشش نرسیده،  و برق شمشیر سواران ندیده.
نیفتاده بر دست دشمن اسیر <><> به گردش نباریده باران تیر
      اتفاقاً من و این جوان هر دو در پی هم دوان.  هر آن دیوار قدیمش که پیش آمدی به قوّت بازو بیفکندی،  و هر درخت عظیم که دیدی به زور سرپنجه بر کندی و تفاخرکنان گفتی:
پیل کو تا کتف و بازوی گردان بیند <><> شیر کو تا کف و سر پنجهٔ مردان بیند
      ما در این حالت که دو هندو از پس سنگی سر بر آوردند و قصد قتال ما کردند.  به دست یکی چوبی و در بغل آن دیگر کلوخ کوبی. جوان را گفتم چه پایی:
بیار آنچه داری ز مردی و زور <><> که دشمن به پای خود آمد به گور
تیر و کمان را دیدم از دست جوان افتاده و لرزه بر استخوان.
نه هر که موی شکافد به تیر جوشن خای <><> به روز حمله جنگاوران بدارد پای
چاره جز آن ندیدیم که رخت و سلاح و جامه‌ها رها کردیم،  و جان به سلامت بیاوردیم.
به کارهای گران مرد کار دیده فرست <><> که شیر شرزه در آرد به زیر خمّ کمند
جوان اگر چه قوی یال و پیلتن باشد <><> به جنگ دشمنش از هول بگسلد پیوند
نبرد پیش مصاف آزموده معلوم است <><> چنان که مسأله شرع پیش دانشمند
‏در این روایت سعدی بجای بامیان از شامیان در نسخه های زیر استفاده شده است:
   گلستان سعدی به خط محمدحسین کشمیری و نقاشی مانوهار داس نسخه کتابخانه دیجیتال دانشگاه کمبریج.
  ــ  میرزا محمد حسین شیرازی سال ۱۲۷۱ هجری قمری.
  ــ  تحریر شده در دارالخلافه تهران.
  ــ  کاتب سلطانی میرعلی حسینی سال ۹۷۵هجری قمری  بخارا.
  ــ  کلیات سعدی ۱۰۳۴ هجری قمری.
  ــ  گلستان به همراه بوستان در حاشیه.
  ــ  خوش نویسی شده و مذهب مورخ ۲۰شوال۱۱۳۵ هجری قمری.
  ــ  عبداللطیف شروانی سال ۹۷۱ هجری قمری.
  ــ  نسخه محمدرضا تبریزی سنه ۹۸۰ هجری قمری [همدان].
  ــ  نسخه عبدالله بن شیخ مرشد الکاتب قرن ۱۰ هجری قمری [بلخیان].
  ــ  نسخه بایسنقری کتابت به سال ۸۳۰ هجری قمری در هرات [رومیان].
      در موارد بالا بجای بامیان از شامیان رومیان و  بلخیان و همدان استفاده شده،  تصور کنید وقتی چنین ترجمه متفاوتی از گلستان سعدی آن هم نسخه های خطی مورد استفاده و برداشت قرار گرفته،  آنگاه آیا کتاب هایی مانند معجم البلدان یاقوت حموی و سایر کتب تاریخی دورهای پس از اسلام نسخه های خطی و اولیه اش نباید مورد برسی دقیق قرار گیرند؟
ارسالی توسط محمد
    نظر انوش راوید:  درود،  عالی بود، بله باید به تاریخ داستانی پایان داد،  و تاریخ واقعی بر اساس تاریخ اجتماعی و جغرافیای تاریخی پژوهش شود.
دفاع تاریخی از هویت مکانی بلخ
تصویر آثار تاریخی رها شده شهر بلخ کشور افغانستان،  عکس شماره 9612.
 آثار باستانی بلخ تاریخی رها شده هستند،  این آثار غیر از هویت تاریخی،  می توانند جذب کننده گردشگر و درآمد زایی بالا داشته باشند.
   پرسش از عموم:  در گذشته و طی هزارههای تاریخی،  نام این بلخ چه بوده است؟
……………
   برچسبها:  دفاع تاریخی, هویت مکانی, بلخ تاریخی, جغرافیای بلخ.
………….
دفاع تاریخی از هویت مکانی بلخ
مستندهای مربوط
مستندهای بیشتر را در آپارات و نماشا لینک آن در ستون کناری ارگ ایران
افراشتن پرچم آریایی، میله گل سرخ / درفش کاویانی / علم فریدون / پرچم پیشدادیان /  در نوروز و جشن گل سرخ مزارشریف استان بلخ مشروح در   http://arq.ir/137
* * * * * * * * * *
……………………….
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  تارنمای ارگ ایران،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین عکسها و مطالب ارگ ایران را بیابید.
   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجوهای ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت دانش مربوطه این تارنما،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و تارنمای دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند.
   ــ  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
پرسشهای خود را ابتدا در جستجوهای تارنما بنویسید،  به احتمال زیاد پاسخ خود را می یابید
جهت آینده ای بهتر دیدگاه خود را بنویسید،  و در گفتگوهای تاریخی و جغرافیایی و اجتماعی شرکت کنید.
برای دریافت فهرست منابع نوشته ها،  در بخش نظرات زیر برگه مورد نظر پیام بگذارید.