تاریخ لشکر و جنگ ایران

تاریخ لشکر و جنگ ایران
   پیش گفتار
      قبلاً چند بار در پست های وبلاگ توضیح داده ام،  که چگونه تمام نوشته های انوش راوید درباره دروغ های تاریخ،  بر تحلیل های واقعی قرار دارد،  یکی از تحلیل ها،  بررسی لشکر و جنگ در طول تاریخ است.  ما در داستان های دروغی حمله های،  اسکندر مقدونی، اعراب بدوی، چنگیز مغول، تیمور تاتار،  خوانده ایم که حمله کردند و جنگیدند و کشتند و….  ولی هرگز کسی از تاریخ دان ها،  این دروغ های احمقانه را به تحلیل نگرفته است،  فقط طوطی وار تکرار کرده اند. 
دوره های تاریخی نبرد
   جنگ در طول تاریخ را می توان به چهار دوره تقسیم کرد:
  * 1 ــ  جنگ های عصر اول،  یا دوران باستان،  که مبتنی بر انرژی انسان بود،  به دو طیف حکومتی تقسیم می شد،  اول کشور هایی که بر اساس حکومت مرکز بودند مانند،  سلسله هخامنشیان، روم باستان، شاهنشاهی ساسانیان،  پادشاهی حبشه،  که در قالب سپاه فشرده و انبوه هنگ های سازمان یافته بود.  دوم سرزمین هایی که بصورت قبایلی بودند،  مانند،  اروپای شرقی، اعراب غرب قاره کهن و شمال آفریقا، که بر توده انسانی قرار داشت.
  * 2 ــ  جنگ های عصر دوم،  یا قرون وسطی،  که مبتنی بر استفاده از حیوانات و تشکیل نیرو های سواره و پیاده با استفاده از زره و سلاح های سنگین بود.  این عصر شامل دو طیف در جهان بود،  اول کشور هایی که بر اساس نو بورژوازی اداره می شدند،  و دوم سرزمین هایی که بر پایه قبیله ای و فئودالی قرار داشتند.  برای مفهوم بودن این گفته ها به ساختار های تاریخ اجتماعی مراجعه شود.
  * 3 ــ  جنگ های عصر سوم،  دوره مدرن و انرژی مکانیکی،  که مبتنی بر بکار گیری انرژی مکانیکی و سربازان حقوق بگیر بود،  که از زمان ناپلئون شروع و در جنگ دوم جهانی نهادینه شد.  این عصر هم داری دو طیف بود،  کشور های صنعتی و کشور های عقب افتاده.
  * 4 ــ  جنگ های عصر چهارم، دوره پسا مدرن،  که این عصر به این وبلاگ مربوط نمی باشد.
تحلیل تاریخی سپاه و جنگ
      تمام نوشته های انوش راوید درباره دروغ های تاریخ بر تحلیل های واقعی قرار دارد،  یکی از تحلیل ها،  بررسی لشکر و جنگ در طول تاریخ است.  ما در داستان های دروغی حمله های،  اسکندر مقدونی، اعراب بدوی، چنگیز مغول، تیمور تاتار،  خوانده ایم که حمله کردند و جنگیدند و کشتند و….  ولی هرگز کسی از تاریخ دان ها این دروغ های احمقانه را به تحلیل نگرفته است،  فقط طوطی وار تکرار کرده اند.  لشکرها چگونه و با کدام پشتوانه انسانی و جمعیتی آراسته شدند و حرکت کردند،  چه قدرت مادی و معنوی،  ترتیب تدارکات تسلیحاتی و غیره چگونه بود،  صف آرایی های نظامی و سیاسی آنها به چه شکل بود.  آیا از سواره و پیاده و دژ کوب و غیره استفاده می کردند،  سرباز های مهاجم چند ساله بودند،  و نیاز عاطفی و جنسی آنها چگونه بر آورده میشد،  پادگانها و میادین نظام جمع و مشق جنگی آنها کجا بود،  تجهیزات سبک و سنگین،  و وسایل حمل و نقل آنها به چه شکل بود.  مسیر جاده ها و پلها و اقامتگاه ها چگونه تأمین میگردید،  شناسایی خاک و جغرافیای دشمن به تمام معنی آن،  و توانایی حریف به چه صورت بود.  نوع حمایت های سیاسی و اقتصادی تشریح شود،  چگونه کشتند،  آثار اجساد کجاست،  خرابه ها چه شدند.  با چه سازمان و برنامه ای اداره می شدند،  انگیزه ها و صدها سئوال دیگر.
      به این سادگی نیست،  که لشکری بزرگ سازمان یابد،  و چند هزار کیلومتر با جنگ حرکت کند،  و با سادگی بپذیریم که واقعیت است،  مگر میشود هیچ کتاب و کاغذ و نوشته و اثری از آن سپاه نباشد.  افراد با هوش و با سواد نوشته های انوش راوید را تا آخر می خوانند،  و به  دشمنان می خندند که چقدر احمق بوده اند،  و دروغها را به سادگی برای افراد چشم و گوش بسته گفته اند و تکرار کرده اند.  همانطور که بارها گفته ام اندیشه و تحلیل های من بر اساس واقعیت هاست،  و با دانایی قرن 21 آمیخته است.   نمی خواهم آنچه تا کنون به نام تاریخ خوانده ایم تکرار کنم،  داستانها و افسانه های تاریخی، یا رجز خوانی ها و ادبیات را بنویسم.  بنا بر این افرادی که مطالب برای آنها سنگین است و یا دچار بیماری سندرم اسکندر که قبلاً نوشتم هستند،  خواهشاً بی خیال شوند.  می دانم جوانان عزیز هوشیار هم میهنم توانایی بالا برای درک و جذب وبلاگ هایم را دارند،  و می توانند با دانش و تحقیق خود،  مطالبی به این وبلاگها اضافه نمایند.  ما باید از گذشته درس بگیریم و آهنگ سرگذشت را بیابیم و فکر سازی نماییم،  تا بتوانیم امروز را به نیکی پیش ببریم و آینده بینی داشته باشیم،  در غیر اینصورت دچار مشکل می شویم.
      غیر ایرانیها همین جوری و دیمی و بدون اندیشه و تحلیل دروغ های تاریخ ایران بزرگ را می پذیرند،  چون دشمن یا احمق یا مزدور هستند.  عده ای با دیدن فیلم های تاریخی هالیود و هنرپیشگان خوش قد و بالا می پندارند،  در گذشته ها همه همین شکل و تیپ را داشتند،  بی سواد ها نمی دانند،  کسی که از ابتدای نو جوانی سواره نظام بوده پا های پرانتزی داشته و قادر نخواهد بود پیاده مسیر طولانی را بپیماید.  نیرو های پیاده نظام هم قادر نیستند سواره نظام باشند،  برای درک این موضوع یک آزمایش ساده انجام دهید،  خود شما که اسب سوار نیستید چند ساعت اسب سواری کنید،  متوجه می گردید که پا هایتان از بالای ران و زانو بشدت درد می گیرد،  و روز بعد توانایی دوباره اسب سواری ندارید،  و همچنین به مناطقی چون دشت گنبد و شمال شرق گلستان بروید،  به ترکمن های عزیزی که از نو جوانی اسب سوار هستند بگویید چند ساعت پیاده راه بروند و دقایقی بدوند،  می بینید که بشدت خسته می شوند و روز دیگر نمی توانند ادامه دهند.  با آزمایش ساده و تفریحی به این نتیجه می رسید،  که در گذشته برای ترتیب نوع جنگ و صف آرایی از هر دو نیرو پیاده و سواره استفاده میشد،  که هر کدام کارایی مخصوص داشتند.
     دشمنان ایران واقعیت تاریخی هستند،  و هر لحظه در وبها و تلویزیونها و جا های مختلف با آنها سرو کار داریم،  همیشه وانمود می کنند،  که ایرانیان چون چوب خشک بی خاصیت و بی خطر بودند،  و مهاجمان به ایران بزرگ چون آدم آهنی اتمی بودند.  تصور کنید،  مهاجمی که معمولاً می گویند برای سرعت بیشتر در تهاجم سواره نظام سبک اسلحه هستند،  و در تقسیم بندی های جنگی یک نیروی هزار نفره،  به قلعه یا آبادی در گوشه ای از ایران بزرگ می رسند،  البته این حرکت و تقسیم بندی نظامی خود داستانی دارد،  قلعه یا آبادی دویست نفر مدافع دارد،  مهاجمان به اولین دیوار می رسند،  و مقابل خود کوچه های تنگ و پیچ در پیچ می بیند،  که در تمام ایران بزرگ همه آن شکل بوده،  که این طرح را اصولاً بخاطر دفاع ساخته اند،  بویژه در مقابل سواره نظام.  مهاجم سواره نظام نمی تواند با اسب وارد شود،  و مجبور می شود پیاده شده،  و آن سرباز که از اسب بزیر آمده،  دیگر قادر نیست چون پیاده نظام بجنگد،  چون سرباز سواره نظام سبک اسلحه برای حمله به پشت جبهه های پیاده نظام طرف مقابل در بیابان ها می باشد.
   عکس کوچه پس کوچه های تنگ مسقف آبادی ها و قلعه های ایران،  مشروح در اینجا،  عکس شماره 4559.
      اگر ما درست و صحیح تحلیل نکنیم،  و هر آنچه را که دشمنان خواسته اند بپذیریم،  بنابر این نخواهیم توانست قدرت اندیشه و تحلیل را به جامعه بدهیم.  با دانستن ساختار نظامی و جنگی در طول تاریخ،  خیلی از مسائل و دروغ ها افشا می گردد.  مثلاً متوجه می شویم امکان آن نیست،  که ساده بپذیریم آمدند و با سرعت تاختند،  و تا میشد دروغ شنیدیم.  در دوره های مختلف تاریخی جمع آوری نیروی جنگی و لشکر کشی و سپاه آرایی و نبرد،  شکل های مختلف داشت.  البته در تاریخ همیشه برخورد بین نیرو های دوره های مختلف ذکر شده است،  مانند حمله هون به روم و یا حمله به سرخ پوستان آمریکایی،  حمله های امپریالیستی در چند دهه اخیر به کشور ها.  دوره های فوق را که کامل کننده عصر های نوشته شده در ابتدای مقاله است،  در زیر می نویسم و در آینده به آنها می پردازم.
   * دوره های انسان های قدیم و سنگ میانه و نوسنگی،  هر کدام شکل متفاوتی داشتند،  که در آینده به سپاهیگری در آنها می پردازم.
   * دوره پادشاهان خود کامه،  از ابتدای تمدن های فراعنه و سومر در بین النهرین،  تا پایان سلسله هخامنشیان.
   * دوره ظهور دین های خدایی،  از پایان هخامنشی ها تا پیدایش باروت و بورژوازی.
   * دوره بورژوازی و استعمار تا امپریالیسم و حمله به عراق.
      لشکر در هر بخش از تاریخ های فوق مفهوم جداگانه ای داشته،  و آراستن و آرایش جنگی آنها متفاوتی بوده است،  که برای بررسی و تاریخ نگاری آنها،  باید نگاه دقیق داشت به آثار به جای مانده در آن دوره مورد نظر،  مانند قلعه ها، کنده کاری ها،  کتیبه ها و نوشته ها،  آثار موزه ها و قبرها.  لازم است واقع بینانه و بدور از بیماری سندرم اسکندر تمام شواهد را کنار یکدیگر قرار داد تا نتیجه گرفت،  و هم چنین مستمر این نتایج را در اینترنت به اندیشه و تحلیل مجدد دانشوران مربوطه قرار داد،  تا بهترین کار را به سر انجام رساند.
تحلیل ابزار نرم و سخت نبرد
      مهمترین وسیله از قدیم در جنگها اسب بود،  از اسب شروع می کنم و به مرور به تمام ادوات جنگی می پردازم.
   عکس اسب،  عکس شماره 2201 ،  اسب تا قبل از چنگ اول جهانی مهمترین ابزار جنگی بود،  در دروغ های تاریخی از نبرد ها گفته و نوشته اند،  ولی چون از اسب و سوار کاری شناختی نداشتند،  دروغشان براحتی آشکار می شود.
   توجه ــ  برای دانستن از نژاد اسب و چگونگی استفاده از اسب در نبرد بروید به:  ابزار جنگ در تاریخ ایران.
      برای دانستن از واقعیت نبرد های تاریخی،  که در کتاب های داستانی تاریخی زیاد است،  باید از چگونگی آرتش در زمان های مختلف تاریخ اجتماعی بدرستی دانست.  بدین منظور متن زیر را از دانسته های مختلف نوشته و بزودی آنرا باز نویسی و افزون می کنم.
   قبیله های اولیه ــ  نظام جمع و هیچ مرحله جنگی و ارتشی را نمی دانستند،  بی کله مانند سرخ پوستان آمریکایی به دشمن حمله می کردند،  فاقد سلسله مراتب بودند.  فرماندهی را رئیس قبیله بعهده داشت،  و تمام نیرو ها از یک قبیله بودند،  در ایران قبل از سومری ها بود.
  سازمان قبیله ای ــ  آرتش همانند قبیله های اولیه بود،  فقط بجای یک قبیله از چند قبیله تشکیل می شد،  که بر اساس شرایط جغرافیایی با یکدیگر اتحاد داشتند،  در ایران از حکومت اشکانیان آغاز شده بود.
   سازمان قبیله ای دینی ــ  همانند سازمان قبیله ای ولی با گسترش بیشتر و از جمع قبایلی تشکیل می شد،  که تابع یک دین یا مذهب بودند،  در ایران بعد از ورود اسلام تا دوران فئودالی و ورود استعمار بود.  تمرینات جنگی محدود بود فرماندهان از روسای قبایل تشکیل می شدند،  و قبیله بزرگ تر و قدرتمند تر فرماندهی کل نیرو ها بر عهده داشت،  نیرو ها بنا به توانایی و جغرافیای قبیله ها پیاده نظام و سواره بودند،  نمونه آنرا در داستان دلاوری از ایران نوشته ام.
   شاه خدایی ــ  نظام جمع و تمرینات نظامی وجود داشت،  فرماندهان توسط پادشاه انتخاب می شدند،  و از میان شاهزادگان بودند،  بدون اینکه آموزش فرماندهی داشته باشند.  ارتش از واحد های مختلف سواره و پیاده سنگین و سبک و قلعه گیر تشکیل می شد،  اما نیروها توانایی و دانایی سنگر بندی و تاکتیک های مختلف را نداشتند.  در ایران آرتش های سلسله هخامنشیان و نیمه اول شاهنشاهی ساسانیان از این نمونه بودند.
  حکومتهای دینی ــ  ارتش همانند شاه خدایی بود،  ولی توانایی سنگر بندی و پناه در قلعه را داشتند،  ولی استفاده از تجهیزات سنگین مانند قلعه کوب های شاه خدایی نبود.  واحد های ارتش از میان قبایل و یا روستاها انتخاب می شدند،  فرماندهان از روسای قبایل و یا وابستگان حکومت بودند،  آموزش نظامی فرمانده هان همان مطالب نبرد های کتاب های دینی بود.  نمونه های آن در دوره اول اسلامی و دوره دوم اسلامی ایران بود.
  شاهنشاهی های ایرانی ــ  در نیمه دوم شاهنشاهی ساسانیان و حکومت صفویه و شاهنشاهی قاجاریه بود،  ارتش ترکیبی از ارتش های تاریخی شاه خدایی و حکومت های دینی بود.  در این نیروها رد پای ملی گرایی مانند خواندن شاهنامه فردوسی دیده می شود،  درصورتیکه در دوره های قبل ملی گرایی معنی خاص نداشت.
  دوران بورژوازی ــ  آرتش ایران تحت تأثیر ارتش های کشور های پیشرفته قرار داشته،  اما فاقد روحیه واقعی ملی ایرانی بوده،  به همین جهت رگه هایی از حکومت های دینی و شاه خدایی در آن دیده می شود،  نمونه آن از بعد از انقلاب مشروطه در ایران است.
. . . . ادامه دارد و باز نویسی می شود.
   عکس نمونه یک رئیس قبیله اولیه امروزی راست،   و عکس خیالی از فریدون در شاهنامه فردوسی،  عکس شماره 2540.
   آیا می دانید،  نظام جمع و مشق نظامی و تاکتیک های رزمی و استراتژی نبرد در دوره های مختلف تاریخی و تاریخ اجتماعی چگونه بوده است؟
ایرانیان و دریا نوردی
      تاریخ بشر از کرانه های خلیج فارس آغاز گشته است،  خلیج فارس اولین دریایی است که انسانها روی آن با قایق بحر پیمایی کردند.  بقایای ویران گور های دیرین در بحرین و ایلام و کاوش های مقدماتی دیرین شناسی که پیرامون بوشهر به عمل آمده،  ثابت می کند که در آن جا بیش از هزار سال پیش از میلاد تأسیسات کشتیرانی وجود داشته است.  بنا به سروده حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه،  نخستین کسی که به ساختن کشتی دست زد،  جمشید جم از سلسله پیشدادیان بود،  به فرموده شاعر بلند پایه ایران جمشید با کشتی بر آبها و دریاها گذر کرد و از کشوری به کشور دیگر رفت.
* گذر کرد از آن پس به کشتی بر آب <><> کشور به کشور بر آمد شتاب *
      قدیمی ترین سند حاضر از دریا نوردی ایرانیان،  گویچه ای از گل پخته است،  که در حفاری های ناحیه جغامیش خوزستان به دست آمده و مربوط دوران پیدایش خط می باشد.  در تاریخ ایرانیان به علت داشتن سابقه طولانی دریا نوردی و نیز مسافرت های مدام دریایی در خلیج فارس و دریای مکران موفق به کشف و ابتکار های مهمی در زمینه دریا و دریا نوردی شده اند.  اختراع فانوس و علائم دریایی،  قطب نما،  سکان، حفر کانال، و نیز نوشتن و ثبت اطلاعات و اتفاقات، دانستنیها و دانش های دریانوردی در دفاتر که به راه نامه معروف شده بود،  در تاریخ کشتی های بادبانی توضیح داده ام.
عکس نمونه کشتی جنگی ایرانی در زمان نادر شاه افشار،  عکس شماره 1210.
      از بدو ورود استعمار گران در قرن 16 میلادی به خلیج فارس و دریای مکران،  دریا نوردی ایرانیها رو به ضعف گذاشت،  و روز به روز ایرانی ها بیشتر از دریا فاصله ذهنی گرفتند.  برای بازگشت به دوران شکوفایی دریا نوردی ایرانی،  باید کودکان را از ابتدای دبستان با دریا آشنا کرد،  و آنهایی که علاقمند تر هستند به دریا فرستاد،  تا به کشتی و دریا عادت کنند.
   عکس یک سوار مغول و اسب مغولستانی،  عکس شماره 4244 ،  همانگونه که می بینید،  اسب های تاریخی مغولستانی کوتاه قد هستند،  و به هیچ عنوان توانایی رقابت در سرعت،  با اسب های ایرانی را نداشته و ندارند،  مشروح در پاسخ به شبهات دروغ حمله مغول به ایران.  
سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس
    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
ارگ   http://arq.ir
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.