تاریخ معادن در ایران

تاریخ معادن در ایران
   پیش گفتار
      در ایران معادن زیادی در حدود سطح زمین قرار گرفته،  و این برکت طبیعی باعث شده،  ایرانیان زود تر از بقیه دنیا به تمدن های مس و آهن و طلا برسند.
مقاله تاریخ معادن در ایران،  باز نویسی می شود و ادامه دارد.
تاریخچه طلا در ایران
      طلا که به فارسی زر نیز گفته می شود،  در ابتدای تاریخ ایران،  ذرات ریز آنرا را از کناره رودخانه ها در استان های غربی ایران برداشت می کردند،  از آثار تاریخی پیداست در هزاره سوم قبل میلاد،  از طلا وسایل ریز تزئینی درست می کردند.  در دوره حکومت ماد،  از معادن طلای اطراف همدان بهره برداری می شده است.  در این دوره غیر از طلا،  مس، آهن، نقره، سرب، زرنیخ، سنگ های گرانبها و سنگ مرمر هم بدست می آوردند.  در سلسله هخامنشیان از معدن طلای بلخ بامیان در نزدیکی آذرگشسب واقع در شهرستان کنونی تکاب،  طلا استخراج می کردند،  البته طلای معدن روشا در کشور رومانی نیز مورد استفاده ایرانیان قرار می گرفت.  در شاهنشاهی ساسانیان نمایندگان چین استان،  که بین سال های 455 و 531 م،  به دربار ایران رفت و آمد داشتند،  می نویسند:  در تیسفون پایتخت ساسانی محصولات طبیعی عبارتست از طلا، نقره، مرجان، عنبر، مروارید و اشیاء زجاجی، بلور، آهن، مس، شنگرف و جیوه.
      در دور های مختلف تاریخی بعد از اسلام از معدن طلای استان آذربایجان غربی در تکاب،  کم و بیش طلا استخراج می کردند،  اما برداشت طلا برای سازمان های دولتی مقرون بصرفه نبود،  و استخراج آن توسط جویندگان منفرد طلا انجام می شد.  در پادشاهی قاجاریه و مخصوصا در زمان امیرکبیر،  برای استخراج طلا به اقداماتی بعمل آمد،  و از معدن طلای موته بهره برداری شد.
      پس از انقلاب مشروطیت،  امتیاز معدن طلای آستانه (اراک) در رود ازنا،  در 1289 خورشیدی،  به اشخاص واگذار شد،  ولی نتیجه ای از آن به دست نیامد.  دمرگان هم در گزارش ماموریت علمی درباره طلا ایران می نویسد:   در ایران طلا به طور طبیعی کم است،  در بعضی از رودخانه های کردستان، خراسان و قره داغی نزدیک ارس یافت می شود،  ولی درباره بهره برداری از آنها چیزی ننوشته است.
   معادن تاریخی طلا در ایران
      قدیمی ترین معدن طلایی که اسم آن در تواریخ و گزارش ها آمده است، معدن سیستان است،  پس از آن بیشتر نویسندگان از معدن کوه زر دامغان یاد کرده اند.  ابودلف سیاح عرب که در زمان سامانیان در ایران سیاحت کرده،  از معدن طلای شیز (تخت سلیمان نزدیک تکاب) یاد کرده و می نویسد:  طلای آنجا سه قسم است،  یک قسم به نام قومسی (شاید طلای معدن کوه زردامغان باشد)،  و آن عبارت از خاک طلا است،  که بر آن آب می ریزند،  و پس از شستشوی خاک،  طلای آن مانند گرد باقی می ماند.  این طلا با جیوه ترکیب می شود،  و رنگ آن سرخ روشن و سنگین و نرم و چکش خور می باشد،  و رنگ آن در آتش استقامت دارد. قسم دیگر شهربی نام دارد،  و تکه های آن از یک گندم تا ده مثقال یافت می شود،  رنگ آن تند و ثابت است ولی جنس آن کمی خشک می باشد.  قسم دیگر سجابذی است،  که رنگ آن سفید و هنگام محک سرخ می شود، (مخلوط با مس بوده است).  در جای دیگر از طلای همدان گفتگو کرده و می نویسد،  به علت اینکه زغال در آنجا کمیاب است،  هزینه به دست آوردن طلا زیاد و بهره برداری صرف نمی کنند،  بعدا از معدن طلای مازندران،  به نام کوه خشم یاد می کند.
   توجه نمایید:  در این متن های تاریخی معدن طلای سیستان،  سیستان حتماً باید در بخش هایی از استان کردستان و بخش هایی از استان آذربایجان غربی را شامل بوده باشد.
   کتیبه داریوش در شوش
      متن کتیبه داریوش بزرگ در کاخ آپادانا،  شوش ــ  داریوش پس از استعانت از سرور دانا اهورامزدا می گوید:  این کاخی است که من در شوش بنا کردم،  تزئینات آنرا از راه دور آوردم،  قالبگیری آجر کار بابلیان بود،  چوی صدر از کوه های لبنان توسط آشوریان تا بابل آورده شد،  و از بابل تا شوش کاریان و یونیان آنرا حمل کردند.  طلایی که اینجا بکار رفته از سارد و بلخ آورده شده است.  سنگ لاجورد و عقیق را از خوارزم آورده اند،  و نقره و مس را از مصر. عاجی که بکار رفته از حبشه و هندورخج حمل گشته است.  ستون های سنگی که اینجا کار گذاشته شده را از ایلام آورده اند.  هنرمندانی که سنگ را تراشیده اند یونیان و ساردیان بودند.  زرگرانی که طلا را کار کرده اند مادی و مصری بودند،  و آجر های مینایی کار بابلیان بوده است.  اینجا در شوش دستور ساختن ساختمان باشکوه داده شد،  و آن بطرزی عالی تحقق یافت.
   انوش راوید:  این قبیل کتیبه ها خیلی موضوعات تاریک تاریخی را برای ما روشن می کند،  مثلاً می گوید نقره و مس را از مصر آورده اند،  و می دانیم که کشور مصر از نظر مس و نقره فقیر می باشد،  و در زمان قدیم مصریان باستان،  خود از جایگاه عقاب می آوردند.  ولی استان کرمان ایران بسیار غنی،  و با سابقه طولانی تاریخی استخراج مس و نقره است،  مخارج آوردن از اوگاندا بسیار گرانتر و سخت تر بود،  تا آوردن از کرمان فعلی.  حال باید دید این مصری که در کتیبه نوشته نقره و مس دارد،  درست ترجمه شده یا یک میخ را جابجا ترجمه کرده اند،  در هر صورت بنظر من منظور از نقره و مس را از مصر آورده اند،  استان کرمان می باشد نه کشور مصر فعلی.  همانگونه که بارها گفته ام پژوهشگران نوین تاریخ ایران،  باید تمام دروغها و پرت و پلا های تاریخ را دور بریزند،  و تاریخ را از نو با در نظر گرفتن و تخصص و زمان لازم بپیچند.  در تاریخ نویسی نوین،  باید تمام قوانین، فاکتورها و فرمول های تاریخی و تاریخ اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در نظر داشت و پیاده کرد،  ضمن حفظ تاریخ و فرهنگ یادگیری که با جغرافیا به تمام معنی آن همخوانی داشته باشد.  کلاً نباید تصور شود که چیزی به یکباره نازل شده و اتفاقی است،  هر پدیده ای حتماً دارای ریشه ای تاریخی نسبت به دوره و زمان در ساختار های تاریخی اجتماع است.
   حکایت از گلستان سعدی
      بازرگانی را دیدم که صد و پنجاه شتر بار داشت،  و چهل بنده و خدمتکار،  شبی در جزیره کیش مرا بحجره خویش درآورد.  همه شب نیارمید از سخن های پریشان گفتن،  که فلان انبارم بترکستانست و فلان بضاعت بهندوستان،  و این قباله فلان زمین است،  و فلان چیز را فلان  ضمین.  گاه گفتی خاطر اسکندریه دارم که هوایی خوشست،  باز گفتی نه که دریای مغرب مشوش است،  سعدیا سفر دیگر در پیش است،  اگر آن کرده شود بقیت عمر خویش بگوشه ای بنشینم.  گفتم:  آن کدام سفرست؟  گفت:  گوگرد پارسی خواهم برد به چین، که شنیدم قیمتی عظیم دارد،  و از آنجا کاسه چینی بروم آرم،  و دیبای رومی بهند،  و فولاد هندی بحلب،  و آبگینه حلبی به یمن،  و برد یمانی بپارس،  وزان پس ترک تجارت کنم،  و بدکانی بنشینم.  انصاف از این ماخولیا،  چندان فرو گفت که بیش طاقت گفتنش نماند،  گفت:  ای سعدی توهم سخنی بگوی از آنها که دیده و شنیدی،  گفتم:
 * آن شنیدستی که در اقصای غور  <><>  بارسالاری  بیفتاد  از  ستور *
 * گفت  چشم تنگ  دنیا دوست  را  <><>  یا قناعت پر کند یا خاک گور *
   انوش راوید:  بوضوح در اینجا معلوم می شود،  چین بخشی از استان های همدان و مرکزی فعلی ایران است،  که در آن زمان معروفترین کاسه ها را داشته اند،  از لالجین تا میبد و قم کنونی،  و بهیچ وجه مقرون بصرفه نبوده،  که گوگرد به کشور چین ببرند،  و کاسه کشور چینی به کشور روم.  روم در اینجا استان زنجان ایران است،  که در مسیر راه ری و ابریشم و ادویه،  بازار توزیع دیبا های معروف ایران را داشته است،  هند نیز خوزستان است،  که فولاد داشته است،  اگر منظور کشور هندوستان بوده،  به هیچ وجه مقرون بصرفه تجاری نبوده،  و به هیچ عنوان سعدی چنین اشتباه را نمی کرده است.  اینجا یمن قبل از ولایت پارس است،  اگر بعد از ولایت پارس و منظور کشور فعلی یمن بوده،  نمی توانسته این بخش ماجرا کابرد تجاری داشته باشد.  در واقع یمن بصره تا کویت کنونی بوده،  در شاهنامه فردوسی سه عروس فریدون دختران پادشاه کشور یمن هستند،  بروشنی مشخص است که یمن،  کویت و بصره می باشد،  که محل تولید و تجارت برد یمانی بوده است،  عکس تاریخی از بصره دارم،  که از یک سایت تاریخی آنجاست،  و مردم برد پوشند.
 معادن طلای بلخ بامیان باستانی
      بسیاری با اشتباه می پندارند بلخ گفته شده زمان سلسله هخامنشیان،  بلخ امروزی کشور افغانستان است،  در کتیبه داریوش که در شوش یافت شده،  نوشته شده طلا را از بلخ آوردم.  درصورتیکه تا فاصله 500 کیلومتری شهر بلخ کشور افغانستان،  معدن طلا تاریخی وجود ندارد.  برای دانستن محل بلخ باستانی ایران،  که در نزدیکی تخت سلیمان قرار داشت،  مراجعه نمایید به مکان های جغرافیای تاریخی کتاب در اینجا.  طلای تاریخ ایران از گذشته های دور تا کنون،  در بلخ تاریخی و از دو معدن طلای شهرستان تکاب در استان آذربایجان غربی تولید می شد.  آثار تاریخی فراوان از دوره های مختلف تاریخی،  در این دو معدن یافت شده است.
   *  در شهرستان تکاب استان آذربایجان غربی کشور ایران،  دو معدن بزرگ طلا وجود دارد،  که هر دو قدمت باستانی برداشت دارند،  این دو مهمترین و اصلی ترین معادن طلا در ایران هستند.  در حال حاضر میزان ذخایر طلای این دو معدن بیش از 100 تن است،  و از نظر ذخایر طلا و تولید آن در کشور رتبه اول را دارا می باشند
  1 ــ  معدن طلای زره‌ شوران،  به عنوان بزرگترین معدن طلای ایران در ۳۵ کیلومتری شهرستان تکاب و ۱۵ کیلومتری مجموعه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری تخت سلیمان واقع شده است.  معدن طلای زره شوران بزرگترین معدن طلای خاورمیانه می باشد،  و مهمترین و اصلی ترین ذخیره معدنی و غنی ترین نقطه طلا خیز کشور به شمار می‌رود.
  2 ــ  معدن طلای آق‌ دره،   به عنوان دومین معدن طلای کشور در ۳۰ کیلومتری شهرستان تکاب و ده کیلومتری معدن طلای زره شوران قرار دارد.  این معدن بیش از ده سال در چرخه تولید طلا در ایران فعال است،  و سالانه ‌٢/٢ تن طلای ‌٢۴ عیار تولید و استحصال می‌ گردد.
   طلای سارد ایران باستان ــ  معدن طلای سارد ایران باستان،  معدن طلای روشا،  استان روشامونتانا در کشور رومانی بوده است.  در این معدن بزرگ آثار تاریخی فراوان از زمان هخامنشیان تا پایان رومیان یافت شده است.  یاد آوری نمایم در استان های غربی کشور ترکیه،  معدن طلای باستانی وجود ندارد،  بسیاری به اشتباه می پنداشتند که معدن طلای سارد،  در این استانها بوده است.
      معدن طلای روشا در دره اکونا و در هفتاد کیلومتری شهر تاریخی آلبالولیا و یکصد کیلومتری مکان مقبره سردابه ای قرار دارد،  که تصویر دیواری آن مقبره را به اشتباه یا دروغ صحنه نیرد داریوش با الکساندر یونانی گفته اند.  پوشاک و تجهیزات دو طرف سربازان درگیر در این نبرد همه ایرانی می باشد،  عکس شماره 1401 در اینجا و یا عکس شماره 1400 در اینجا.
   جالب:  اهالی روستای دارایا در جوار معدن طلای روشا،  کولی های تاریخی معروف رومانی هستند.
      عکس معدن طلای روشا در کشور رومانی،  عکس شماره 4095.  تخمین زده اند میزان طلای موجود در این معدن 300 تن می باشد،  عکس پائین یکی از حفاری های باستانی است،  که بیش از دو هزار سال قدمت دارد.  کارگران معدن می گویند،  از شکل کاملاً مهندسی و مرتب این تونل ها،  و محل قرار دادن چراغ های روشنایی بخوبی مشخص است،  که مربوط به باستان است،  زیرا در قرون وسطی چنین مهندسی را رعایت نمی کردند.  در آنجا ابزار و ادوات حفاری،  وسایل روشنایی،  چوب بست های متعدد باستانی و.. یافت شده است.  شرکت خریدار معدن می گوید،  می خواهند این دالان ها و تونل های باستانی را به موزه تبدیل کنند.  البته سرمایه داری از این قبیل حرفها می زند،  تا کار خودش را پیش ببرد.  این وظیفه جوانان باهوش ایران است،  که پیگیر این موضوع باشند،  یا حداقل از اشیای باستانی عکس و لیست تهیه نمایند.
   تاریخچه مس در ایران
      نمونه هایی از سنگ معدن مس یافت شده در تل ابلیس استان کرمان،  حدود 6000 سال قدمت دارند.  کهن ترین منطقه ای که آثار ذوب مس در آنجا به دست آمده،  سیلک کاشان است،  که قدیمی تر از تل ابلیس کرمان می باشد.
   عکس یک مسگر در بازار مسگرها،  عکس شماره 4478.  تقریباً در تمام بازار های شهر های ایران،  راسته مسگرها وجود دارد،  که قرنها مشغول تولید ظروف مسی می باشند.  
    سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس
ارگ   http://arq.ir
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.