مصیبت حکومت جهانی چایمریکا

مصیبت حکومت چایمریکا
   پیش گفتار
 
      این مقاله را در زمستان 1389 نوشته ام،  بنا به نظرها و پرسش ها بازنویسی می شود و ادامه دارد.
   عکس هایی از اجلاس G8 و اعتراض های مردمی،  آنها چه حق دارند،  که برای تمام مردم جهان تصمیم بگیرند،  از G8 بیشتر بدانید و دست های آنها را بشناسید و افشا کنید،  عکس شماره7055.    
خطر یک حکومت جهانی
      امروزه جهان با خطر بزرگ یک حکومت جهانی روبروست،  آن حکومت چایمریکا است،  در این باره هیچ یک از تحلیل گران سیاسی و تاریخ اجتماعی چیزی نمی گویند.  در بهترین نگاه،  اکثراً تحلیل هایی از نیمه دوم قرن 20 را،  با پس و پیش کردن واژه ها و جملات ابراز می نمایند.  در صورتی که اصل بشریت دارد با حکومت چایمریکا تهدید می شود،  حکومتی که از نزدیکی کشور های جمهوری خلق چین با ایالات متحده آمریکا،  از اواخر قرن 20،  در یک گذر تاریخی چین شکل گرفت،  و در ادامه رشد و تکامل تاریخی،  حکومت چایمریکا شد.  این حکومت با قدرت اقتصادی سرمایه داری بی هویت،  که اساس امپریالیسم نو می باشد،  شکل گرفته،  بنابر این نشان و حمیت، کشور و سرزمین، ملیت و جمعیت را ندارد.  به همین جهت رحم و مروتی هم به هیچ ملتی نمی کند،  و تمام ملتها در چرخه آن که بخش اصلی امپریالیسم نو می باشد،  خورد و نابود می شوند.   منجمله خود ملت های آمریکا و چین و تمام مردمان شمال و جنوب،  حتی زمین ما در خطر بیش از پیش تخریب و انقراض قرار گرفته است.  این حکومت در حال تدارک پایتخت اقتصادی خود در شهر چونگچینگ و در مرکز چین می باشد،  شهری که بیشترین و بالاترین رشد اقتصادی را در این چند سال گذشته داشته است.
      در قرون نزدیک استعمار بریتانیای کبیر،  به راحتی سه چهارم جنوب را در نظارت داشت،  و تقریباً بی سرو صدا اداره می کرد.  اما بعد از جنگ دوم جهانی،  با آمدن آمریکا و شوروی به میدان رقابتی امپریالیستی،  و تازه کار بودن و نداشتن سواد تاریخ اجتماعی،  و نیز هر کدام با دست اندازی های جدید و ترس از دیگری،  کار هایی کردند،  که ترکیب اداره جنوب از دست رفت.  آمریکا از ترس کمونیست طالبان و امثال را رشد داد،  و آن یکی ناصری و بعث،  در صورتی که سابقاً استعمار پیر کلید و شیر کنترل را در دست داشت،  ولی این امپریالیست های جدید درکی از اصل ساختار های تاریخ اجتماعی نداشتند.  در مدت کوتاهی از تاریخ بشریت جمعیت کشورها رشد چشمگیر پیدا کرد،  و سپس با اولین پدیده های حکومت چایمریکا موج مصرف گرایی پیش آمد.  حکومت جدید جهانی با انواع ترفندها،  تولیدات سنتی و ملی کشورها را بخطر انداخت و یا نابود کرد.  منجمله در قاره کهن و شمال آفریقا،  که در طول تاریخ کشورها و سرزمین های خود کفایی بودند،  و یا حداکثر با یکدیگر تبادل فرهنگی و تجاری داشتند،  تغییرات بزرگی حاصل گردید،  و تولیدات سنتی و ملی آنها کاملاً نابود شد.  منجمله در کشور های عربی با کمک عوامل محلی و حاکمان بی محتوا شگرد های امپریالیسم کارساز تر بود.
      حاکمان زیر نظر و نفوذ امپریالیسم قرن 20،  یکدیگر را بدون تحلیل درست کاملاً تحویل می گیرند،  حسنی مبارک بن علی و دیگری سلطان فلان،  خلاصه همه و همه هوای هم را دارند،  خلاصه جهان را بین خودشان تقسیم کرده اند،  و مردم هیچ به حساب می آیند.  هر کدام در کشور خود افراد وابسته و مطیع و بی مایه پول پرست را،  بر جان و مال مردم حاکم کرده اند،  و بدون هیچ دور اندیشی در راه نابودی بشریت همت دارند.  مثلاً در عربستان یا جای دیگر،  یکی با ساختن بزرگ راه 10 یا 20 کیلومتری در پایتخت،  با افتخار می گوید،  که داریم کار های زیر بنایی می کنیم.  جای تعجب است که روشنفکران و روشنگران هم پاسخی و تحلیلی نمی گویند،  که تو داری این بزرگ راه ها را برای فروش و مصرف اتوموبیل های حکومت چایمریکا می سازی.  یا در جای دیگر مانند مصر،  برای ساختن یک کانال آبیاری جهت چند روستا،  20 سال وقت و چندین برابر بودجه دزدی می شود،  و کشاورزان بیچاره چند سالی چشم به راه آب،  در آخر ناامیدانه به جمع بیکاران و حاشیه نشینان شهر های بزرگ می پیوندند،  و در زندگی شبه بشری و با قضا و قدر،  خود را برای انقلابی بودن آماده می کنند.  با این قبیل خرابکاری و دزدیها،  عملاً کشور هایشان را وارد کننده عمده غلات و غذا و محتاج حکومت جهانی می کنند.
      شهرها و پایتخت هایی مانند قاهره،  که یک قرن پیش فقط چند ده هزار نفر جمعیت داشتند،  امروز حدود 20 میلیون انسان محتاج به واردات غذایی و دارویی و صنعتی و غیره دارد.  جوانان بیکار و بی پول که امیدی ندارند،  به انقلاب و شورش روی می آورند،  و با بالا گرفتن کارشان و ادامه روند وضع موجود،  کم کم شغل و حرفه انقلابی بودن و شورشی گری پیدا می کنند.  با وجود تلفن همراه و اینترنت براحتی وسایل ارتباطی را دارند،  همگی سواد و معلومات کافی هم دارند،  بنابر این بهترین روش ها و تاکتیکها را برای شغل جدید خود انتخاب می کنند.  شغل جدید هم می تواند برای آنها امید،  و در آمد خوبی را بدنبال داشته باشد،  و هم با افتخار تر و سرگرم کننده تر است.  در این شغل مانند بقیه حرفه ها هر شخص متوجه می شود توانایی او چقدر است،  و در چه جایگاهی می تواند کار و فعالیت کند،  و چگونه راه یابی و راهبری نماید.  با ادامه یافتن و پا گرفتن این شغل جدید برای جوانان تحصیل کرده،  جهان وارد تاریخ اجتماعی متفاوتی خواهد شد،  و آسایش دو گیتی و خواب از چشمان جهان خواران را خواهد ربود.  سران غرب بویژه رئیس جمهور آمریکا،  یعنی اوبامای بی ما و دولتش،  مشغول کیف و حال با حسنی مبارک ها بودند،  که ناگه زیر پایشان خالی شد،  و گیج شدند که چه بر سر اوضاع آمده است.  آنها درکی از حکومت جهانی چایمریکا و امپریالیسم نو ندارند،  آنها در همان تحلیل های نیمه دوم قرن گذشته گیر کرده اند.
      همانگونه که نوشتم به نظر و تحلیل من،  حکومت جهانی چایمریکا بخش اصلی امپریالیسم نو می باشد،  و باید توجه داشت و دقیق به تفسیر گرفت،  که امپریالیسم نو با امپریالیسم نیمه دوم قرن 20 کاملاً متفاوت است.  در تاریخ برای مبارزه با استعمار و امپریالیسم،  جنگ های چریکی و پارتیزانی زیادی دیده ایم،  اما مبارزه با امپریالیسم نو شیوه جدید می خواهد.  این امپریالیسم ابتدا تولیدات سنتی و ملی کشور های مختلف را هدف قرار داده است،  مبارزه با آن تنها بصورت کلاسیک قرن گذشته امکان ندارد،  مبارزان نو باید سبک کار جدید را فرا گیرند،  و در این شرایط گذر های تاریخی،  خطوط را سریع و با سرعت بشناسند و بشکنند.  در صورت عدم آگاهی داشتن از این روند و آهنگ،  اشتباه در مبارزه پیش می آید،  و حرکت های جدید به شکست می انجامد.  بنابر این چریکها و پارتیزان های امروزی،  می بایست یاد بگیرند چگونه وارد میدان شوند،  تحلیل گران هم نباید در ادامه سبک کار گذشته وضع موجود را تفسیر کنند،  و یا تقسیر را به این و آن رئیس جمهور یا نخست وزیر بیاندازند،  بلکه سران و رهبران موجود،  اکثراً جا گذاشته شده از استعمار و امپریالیسم هستند،  و نماینده امپریالیسم نو نمی باشند.
      شغل و حرفه جدید انقلابی و شورشی با تظاهرات و اعتصاب عمومی متفاوت است،  و هر کدام تعریف جداگانه ای دارند،  ولی در یک راستا هستند،  و جایگاهی جدید در تاریخ اجتماعی می یابند.  این شغل هم مانند بقیه حرفه ها رشد و تکامل می یابد،  و با نداشتن سابقه کاری روشن تاریخی،  آینده ای مبهم و غیر قابل پیش بینی بوجود می آید.  با از بین رفتن سرمایه های سنتی و ملی کشور های منطقه در 30 یا 40 سال گذشته،  این روند ادامه می یابد،  زیرا جایگزینی ندارد.  برای بررسی حداقل،  ابتدا باید دشمن اصلی ملتها را خوب شناخت،  ابزار های تک و پاتک او در تمام زمینه ها را خوب بررسی کرد،  و سپس انواع توانایی ها و دارایی های خودی را خوب دانست،  این و آن ملیتی و دروغ های تاریخی را دور ریخت،  و با تحلیل های گسترده شاید بتوان،  روش نوین مقابله با رشد و تکامل کجکی موجود،  مانند بازی جمهوری مجازی را یافت.  هم میهنان روشنفکر و روشنگر عزیز،  بیایید موضوعات و مسائل جهان را به تحلیل های عمیق و اساسی و زیر بنایی بگیرید،  مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید در این را می تواند کمک باشد.  ادامه دارد و بازنویسی می شود.
   بازی جمهوری مجازی
      جهان در ادامه رشد و تکامل،  در قرن 21 همراه منحی های تیز و کجکی پیش می رود،  باید این مختصات را شناخت و تا آنجا که می توان با آن علمی برخورد نمود.  با وجود پیدایش حکومت جهانی چایمریکا و امکانات زیاد امروزی،  اگر توده های مردم آگاهی لازم را نداشته باشند،  هر آن دیوار و ساختمان کج و موج جهانی روی آنها خراب می شود.  باید هوشیار بود و مانند اهالی اطراف دریاچه نایوس دره کامرون،  که در 22 اگوست 1986 بی خبر و نا آگاه با گاز دی اکسید کربن کشته شدند،  نباشیم.  اگر مردم ندانند که چه می گذرد،  با اندکی لرزش در ساختار تاریخی اجتماع،  زیر آوار صدمات سختی خواهند خورد.  مردم نیازمند آگاهی هستند که بتوانند رشد و تکامل جامعه بشری را در کنترل در آورند،  یکی از این آموزشها فراگیری جمهوریت واقعی است.  آموزش جمهوریت می تواند در شکل یک بازی کامپیوتری اینترنتی،  به نام بازی جمهوری مجازی باشد،  که ضمن فراگیری جهانی،  برابر ضریب هوشی عمومی برنامه ریزی می شود.
      بازی جمهوری مجازی می تواند یکی از بازی های کامپیوتری باشد،  و به جای این همه بازی های کشت و کشتار و بی معنی و بی محتوا،  یک بازی عمومی جهت آموزش و تمرین دمکراسی و جمهوریت،  برای آینده انسانیت باشد.  البته جمهوریت در اساس دین و تاریخ ایران باستان قرار داشته،  از نوروز و جشن های باستانی ایرانی بخوبی پیداست.  با وجود این سابقه تاریخی اگر از مردم پرسیده شود،  جمهوریت چیست؟  می گویند،  می رویم رأی می دهیم،  و رئیس جمهور و مجلس و دولت تعیین می شود،  ولی اکثر مردم از اساس جمهوریت چیزی نمی دانند.  به همین جهت بازی جمهوری مجازی لازم است،  بویژه امروز برای بیشتر مردم کشور های قاره کهن و شمال آفریقا که تجربه مفید و درستی از جمهوریت ندارند.
      در این بازی همه مردم خود رئیس جمهور و نماینده مجلس و دولت هستند،  خود تصمیم می گیرند،  در حضور همه جمع بندی می کنند،  و همه از مقدار بودجه ها و مصرف ها خبر دارند.  همه افراد از سراسر جهان می توانند در این بازی شرکت داشته باشند،  هر شخصی می تواند مرز سیاسی مورد علاقه خود را داشته باشد، ولی در اکثریت جمع یک مرز جغرافیای سیاسی قرار می گیرد،  و در آن مرز نظرات خود را در بخش تخصصی ارایه می دهد.  برای ساختن بازی جمهوری مجازی یاری کنید،  این بهترین شیوه آموزش درس های جمهوری واقعی است.  در بازی جمهوری مجازی همه یاد می گیرند،  محیط دمکراسی یعنی چه،  آزادی قلم و اندیشه و بهره برداری کاربردی از آنها چگونه است.  همه می توانند یکدیگر را تحمل کنند،  بشنود و با استدلال و دلیل و منطق نقد کنند،  و جواب دهند،  همگی می آموزند چگونه در راه رشد و تکامل جامعه،  بهترین کارها و روشها را بیابند.
      واقعاً این را باید در نظر داشت،  اینک که حکومت جهانی چایمریکا دست بالا را دارد،  داشتن و دانستن این بازی مهم است،  و مردم قاره کهن و شمال آفریقا به آن نیاز مبرم دارند.  در غیر اینصورت ملت های این کشورها،  درگیر شغل های جدید انقلابی و شورشی گری می شوند.  مردم در بازی جمهوری مجازی یاد می گیرند،  که چگونه پدافند تاریخی ملی را باز یابند و تکامل دهند.  در این بازی کسی رئیس و نماینده دیگران و مردم نیست،  بلکه همه مردم رئیس دولت خود هستند،  و فقط برای مراسم رسمی بنا به رأی اینترنتی هر بار یکنفر حتی اگر جوان کم سن و سال باشد انتخاب می شود.  دستگاه های دولتی و شهری در دست همه اداره می شود،  و هر شخص بنا به حرفه و تخصص خود ابراز نظر و وجود می کند.  در بازی جمهوری مجازی هر شخص می تواند فلسفه انقلابی یا بینشی متفاوت داشته باشد،  بدون اینکه بدیگران کاری داشته باشد،  و یا شغل های انقلابی و شورشی را پیشه کند،  زیرا شرایط دمکرات اجتماعی اشکال نوین را ارایه می دهد.  مردم هر سرزمین مجازی در این بازی می توانند،  به ملت سرزمین دیگر جهت بر پایی دمکراسی کمک و یاری رسانند.
      بسیار باید گفت،  تا بهترین شیوه ها را برای این بازی سرنوشت ساز آینده نگر نوشت،  و در بازی های جهانی شناساند،  تا بتواند جای خود را باز کند.  جمهوری مفهوم خیلی مهم و گسترده ای دارد،  اما از بدو پیدایش استعمار و متعاقب آن،  مرز های جغرافیای سیاسی جمهوری تبدیل به دولت محدود شد.  در صورتیکه جمهوری یک دولت محدود نیست،  بلکه حکومت انسانها بر خود است.  در این باره خیلی گفته و نوشته شده است،  ولی هیچ کدام تأثیر عمیق و آموزشی نداشته اند،  فقط بازی جمهوری مجازی است،  که می تواند راه و روش جمهوریت را نشان دهد.  عدم اهمیت دادن به این مهم،  همیشه بساط چون قرن گذشته خواهد بود،  البته به نفع شاغلان در حرفه های جدید انقلابی و شورشی در یکطرف،  و در سمت دیگر امپریالیسم نو.  حکومت جهانی چایمریکا ثروت و امکانات دارد،  و می تواتند اندیشمند و تحلیل گر اجیر کند و بخرد،  اما دانش آنها محدود خواهد بود،  همیشه اصل علم و دانش در اختیار مردم است،  که باید در بازی جمهوری مجازی برنده شوند.  ممکن است این جملات در این نوشته کمی پیچیده بنظر آید،  که دلیل حضوری دارد،  ولی با کمی دقت قابل ملاحظه می باشد.  ادامه دارد و بازنویسی می شود.
   رشد و تکامل کجکی
      با مطالعه دو مقاله حکومت جهانی چایمریکا و بازی جمهوری مجازی در بالا،  و نیز چند مطلب دیگر مانند تخریب و انقراض و سندروم اسکندر مقدونی،  به راحتی هر شخص متوجه می شود،  که جهان در وضع بحرانی ادامه مسیر می دهد.  علم و دانش و تمام سرمایه های گیتی و بشری در خدمت انحصاری و انحطاطی قرار گرفته،  و نهایت شاخص رشد و تکامل کجکی را نشان می دهد.  این وضع ساختاری متفاوت در تاریخ اجتماعی می باشد،  و هر آن ممکن است بر سر باشند گان زمین آوار شود.  تا این اواخر فکر می کردم رشد و تکامل جامعه بشری داشت مسیر طبیعی خود را طی می کرد،  ولی در چند سال گذشته با وجود حوادث و اتفاقات و راه ها و چاه ها،  متوجه شده ام این رشد و تکامل طبیعی تاریخ تمدن بشری نیست،  و دارد به انحراف می رود،  البته باید در این باره گفتگو و تبادل نظر نمود. 
      بهترین راه مقابله با این وضع دانستن حرکت آن و شکافتن سینه تاریخ است،  همانگونه که بارها در وبلاگ نوشته ام،  ابتدا باید دروغ های تاریخ را دور ریخت،  و بدرستی و تخصصی از تاریخ اجتماعی دانست،  در دوران استعمار و امپریالیسم نخواسته اند،  از واقعیتها چیزی بگویند و درس بدهند و مطرح نمایند.  علم و دانش پیشرفت می کند،  اما این پیشرفت خیلی کمتر از ظرفیت و توانایی انسان های امروزی است،  زیرا در انحصار سرمایه داری موجود است،  در سازمان آینده بینی توضیح داده ام.  ولی در این میان یک جای خالی برای توده ها مانده،  که البته بمنظور تحمیل آگهی هایشان بوده است،  این گوشه ای از اینترنت می باشد،  و ما می توانیم موضوعاتی را مطرح نماییم،  و علم بشری را در مقابل دانش انحصاری سرمایه داری،  تا حدودی رایگان گسترش دهیم.
      از این فرصت تاریخ که احتمالاً در فکر گرفتن آن از مردم هستند،  باید برای هدایت نوین و مفید با حفظ محیط دمکرات استفاده نمود.  لازم است تحلیل ها و بررسی های اجتماعی و سیاسی سریع و صریح باشد،  چون سرعت تحولات نیز شتابزده می باشد،  ساده اندیشی و سطحی نگری بودن را شناخت و کنار گذاشت.  آنچه که ایران بیشتر از همه چیز احتیاج دارد اشخاصی است،  که بتوانند آگاهی و روشنگری را با بینش جدید،  بدون جبهه گیری گسترش دهند.  این قبیل اشخاص باید توانایی های ملی ایرانی را در تحلیل های عمیق بنویسند و بگویند،  تا هم میهنانشان و بقیه مردم قاره کهن و شمال آفریقا بتوانند،  دشمن واقعی تاریخی خود یعنی استعمار و امپریالیسم و در ادامه این قرن امپریالیسم نو را بشناسند.  ادامه دارد و دوباره نویسی می شود.
   عکس نو انقلابی ها و چریک های نو پدید،  در انقلاب جدید مصر،  میدان تحریر به تاریخ  14 بهمن 1389، عکس بالا.   عکس پائین از یک سایت عربی،  کاریکاتوری است درباره وضع بیت المال،  نمونه خیلی از کشور های منطقه،  عکس شماره 4031.
 آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
ارگ   http://arq.ir
 
این نوشته در عمومی جهان ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.