تاریخ و جغرافیای سلسله هخامنشیان

تاریخ و جغرافیای سلسله هخامنشیان

       آنچه که از تاریخ و بویژه سلسله هخامنشیان می دانیم،  جمع بندی از گفته ها و نوشته های تاریخ نویسان قرن های ۱۹ و ۲۰ میلادی است،  که در آنها تاریخ نویسی نوین ایرانی دیده نمی شود.  این پست را بمنظور برداشت دروغها از این دوران مهم تاریخ تمدن می نویسم.  تحقیقات درباره تاریخ دوران های مختلف تاریخ ایران،  باید جدی و علمی پیگیری شود،  فعلاً که همه تاریخ ایران شده داستان روی داستان،  و با داستان سندها و مدرک های الکی تاریخی ارائه می هند.
تاریخ و جغرافیای سلسله هخامنشیان
تصویر انوش راوید در پاسارگاد (پارساگاد)،  عکس شماره ۳۴۴۶.
   ــ  پارسا گاد = جایگاه مومنان مقدس خدا،
   ــ  پارسا = مومن، با ایمان، گاد = گات = گوت = خدا، مقدس.  
تاریخ و جغرافیای سلسله هخامنشیان
لوگو تاریخ ایران را علمی بدانید،  نه داستان روی داستان،  عکس شماره ۱۶۱۸.
این صفحه پیوست تاریخ ایران است.
. . . ادامه دارد و باز نویسی می شود . . .

سلسله بزرگ هخامنشیان

     سلسله هخامنشیان از حیث وسعت خاک و قلمرو بزرگترین رژیمی بود،  که تا آن زمان در گیتی بوجود آمده بود،  و تمام ملل متمدن جهان باستان را شامل می گردید،  46 کیان و قوم با زبان ها و آئین و رسوم و قوانین مختلف،  در حوزه اداری و فکری این سلسله می زیستند.  هر قوم در حفظ آئین و رسوم و قوانین داخلی خود آزاد بود،  و در واقع سلسله هخامنشیان اولین و کهن ترین دولت شبه فدرال در تاریخ جهان است.  جهت دانستن تفاوت سلسله، حکومت، پادشاهی، امپراطوری،  و…. به اینجا بروید.
      شاید بپرسید چرا نوشتم رژیم،  زیرا هخامنشیان یک دولت و حکومت به روش های معمول امروز و یا دوره های بعد نبود،  بلکه اولین رژیم یا در واقع اولین شیوه جهان داری بود.
تاریخ و جغرافیای سلسله هخامنشیان
تصویر درفش هخامنشی کوروش بزرگ،  عکس شماره ۴۳۳۰.
کرونولوژی سلسله هخامنشیان
      هخامنشیان یک سلسله مانند سلسله های مصر باستان بودند،  که در ادامه تاریخ تمدن در بخش اعظم قاره کهن شکل گرفتند،  این سلسله ادامه تمدن پادشاهی ایلام است.  حدود ۴۳۴۰ خ.ا،  برابر ۶۵۰ ق.م،  با ورود جمعی پرسر یا پارسا،  به محل کنونی تخت جمشید،  توانستند با جذب مردم به مذهب جدید،  سلسله هخامنشیان را بوجود آورند،  بنا به تحقیق من این سلسله دو گروه عمده می شدند،  آنهایی که پرسر بودند،  مانند داریوش بزرگ،  و آنهایی که پرسر نبودند،  مانند کوروش بزرگ.  در این موارد دروغ و اشتباه و ندانسته  زیاد نوشته اند،  تا ملت قاره کهن را درباره  بزرگترین و اولین تمدن وسیع جهان دچار گمراهی یا نگرشی باب میل استعمار و صهیونیسم نمایند.
  ــ  کوروش بزرگ
  ــ  کمبوجیه
  ــ  داریوش یکم
  ــ  خشایارشا یکم
  ــ  اردشیر یکم
  ــ  خشایارشا دوم
  ــ  داریوش دوم
  ــ  کوروش جوان
  ــ  اردشیر دوم
  ــ  اردشیر سوم
  ــ  داریوش سوم
      توجه:  جهت باز نگری و زدودن دروغها،  کرونولوژی سلسله هخامنشیان خارج گردید،  و بعد از بانویسی بزودی پست می کنم. 
تاریخ و جغرافیای سلسله هخامنشیان
   عکس بالا چرخ دنده ایرانی دوران هخامنشیان،  کاشفان خارجی بسیاری از اشیای ایرانی را به خارج و بویژه اروپا می برند،  و در یک شگرد از دل خاک آنچا بیرون می آورند،  تا اروپایی و یا یونانی بنامند.  عکس پائین ظرف دوران هخامنشیان از موزه آبگینه تهران،  عکس شماره ۵۶۸۱.
تاریخ و جغرافیای سلسله هخامنشیان
   تصویر سنگ نگاره داریوش بزرگ هخامنشی با ظاهری متفاوت از دیگر نگاره ها و نام او به خط هیروگلیف به عنوان فرعون دودمان بیست و هفتم در معبد هبت مصر که ساختمان اصلی آن به فرمان داریوش بنا شده.
پرستشگاه هیبیس
      هیبیس (Hibis) یا هبت (hbt) معبدی باستانی در واحه الخارجه مصر است که از سده ششم پ.م.  باقی مانده و آثاری از دوره هخامنشیان را در خود دارد. این معبد در اصل به ایزد آمون-رع پیشکش شده بود ولی در آن تقریبا همه ایزدستان مصری تکریم شده‌اند.
      معبد هیبیس نمونه کاملی از سبک معماری دوره متأخر مصر باستان (Late Period of Ancient Egypt) است.  افزون بر ساختمان اصلی معبد که مربوط به دوره هخامنشی (دودمان بیست و هفتم) است،  و به فرمان داریوش یکم برپا شده (Zivie-Coche)،  آثار دیگری از دودمان های بیست و ششم،  بیست و نهم و سی ام نیز در این بنا دیده می‌شود.
تاریخ و جغرافیای سلسله هخامنشیان
   عکس نشان شیر پرسر و داریوش بزرگ در تخت جمشید،  این معبد باشکوه مخصوص پرسر های مذهب هخایی بود،  عکس شماره ۲۸۵۸.
   مهم:  آنهایی که از تاریخ ایران و بزرگان تاریخ ایرانیان بد می گویند،  یا به نوعی و ترفندی دروغ می شمارند،  و امکانات وسیع پخش پرت و پلا هایشان را دارند،  حقوق بگیر استعماری هستند.  وظیفه آنها این است،  که ملت ایران را بی هویت تاریخی کنند،  تا نهایت،  در ادامه تخریب های داعشی گونه آثار تاریخی،  ایران و ایرانی را نیز در گرداب برنامه های استعمار و امپریالیسم نابود کنند.  باید مراقب بود،  تا در دام برنامه ها و ترفند های رنگارنگ استعماری نیافتاد.
تاریخ واقعی
      تاریخ واقعی متفاوت از تاریخ داستانی است،  در تاریخ نویسی استعماری و متعاقب آن در سیستم های آموزشی ایران و جهان آمده است:
   "سلسله هخامنشی توسط کورش در سال ۵۵۹ پیش از میلاد تاسیس شد.  او در سال ۵۵۰ پ م بر آستیاک شاه ماد و به قولی پدر بزرگ خود غلبه کرد."
      گویا دارند درباره قرون جدید می گویند،  بدون اینکه درک از جغرافیای تاریخی و تاریخ اجتماعی و ساختارهای تاریخی داشته باشند،  بهمین جهت باعث می شوند ذهن اجازه رشد تاریخی پیدا نکند.  برای کار حرفه ای باید تمام موضوعات مربوط به تاریخ نویسی نوین،  همراه با قوانین و فرمول های علمی قرن ۲۱ در نظر گرفته شود.
آرامگاه چوبی هخامنشی
نقاشی ایرانی بر چوب از دوران هخامنشیان
تاریخ و جغرافیای سلسله هخامنشیان
تصویر از آرامگاه چوبی هخامنشی،  عکس شماره ۴۲۷۷،  ویدیو در پائین همین صفحه.
      یک مقبره هخامنشی با بدنه ای از چوب و نقاشی روی چوب در شهرستان تومول استان افیون کشور ترکیه وجود دارد.  این آرامگاه حدود ۴۵۰۰ تا ۴۶۰۰ خورشیدی ایرانی بنا گردیده است،  و خوشبختانه معماری آن صدمه زیادی هم ندیده است.  در طول تاریخ نقاشی و نقش و نگار بر چوب متداول بوده،  ولی چوب در اثر عوامل طبیعی از بین می رفته،  یا در دوران های مختلف مردم عادی،  بدون اطلاع از ارزش آن در قرون جدید،  آنها را می سوزاندند و از بین می بردند.
      این آرامگاه هخامنشی،  که من آنرا آرامگاه چوبی هخامنشی می نامم،  نیز مورد دستبرد جویندگان گنج قرار گرفته،  و اشیای آن بسرقت رفته است،  حتی بخش های از چوب آنرا نیز کنده و برده بودند.  موزه شهر افیون آرامگاه را جدا سازی،  و به موزه انتقال می دهد.  بطور انفاق چوب های سرقت شده در شهر مونیخ کشور آلمان کشف می شوند،  این چوب ها در انستیتو باستان شناسی مونیخ ترمیم و بازسازی می شوند،  و با کمک مالی یک موسسه خصوصی به موزه شهر افیون انتقال می یابند،  و با همکاری متخصصان آلمانی،  آرامگاه در موزه شهر افیون بنا می گردد.  دیوار شمالی مقبره بطور کامل بازسازی شده است،  و تصویر حیوانات وحشی و ارابه های جنگی را نشان می دهد.
      در این بخش،  ۱۷ مرد،  سه زن و ۱۶ اسب و دو ارابه مشاهده می شوند.  در قسمت زیرین بخش شرقی پادشاه هخامنشی دیده می شود،  که با شمشیر به دشمنان حمله کرده و آنها را از پای درآورده است.  بخش غربی آرامگاه کامل نیست،  و نقاشی کم رنگ دو شیر را به نمایش می گذارد.  باستان شناسان آلمانی عقیده دارند،  این آرامگاه برای یک مرد در نظر گرفته شده است،  و نماد های قدرت و رفتار هخامنشی در نقاشی های چوبی آرامگاه به خوبی مشاهده می شوند.
   مهم ـ  همیشه جای ایرانیان در حفظ و نگهداری و سرمایه گذاری و ثبت آثار تاریخی ایرانی در جهان خالیست،  باید برای این مهم اندیشه کرد،  که چرا ایرانیان فقط به کپی پیس کردن مطالب و کار های خارجی علاقمند هستند،  و دیگر هیچ!!
تاریخ و جغرافیای سلسله هخامنشیان
لوگو تاریخ مند و اندیشه ورز شوید،  عکس شماره ۱۶۰۷.
مستند های مربوط
مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری
 
آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه ۱:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه ۲:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.
   توجه ۳:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند.
 

8 نظر در “تاریخ و جغرافیای سلسله هخامنشیان

  1. آن چیزی که به دیده زیباست با یاری اهورا مزدا چنان کردیم..چیزی که در تخت جمشید فعلی ما می‌بینیم پارسه یا پرسپولیس واقعی نیست.حکومتی که بیش از نیمی از دنیا را زیر سلطه و ساتراپی خود داشت با نگاهی اجمالی به معماری که در اندونزی یا تایلند و تمدن آنها می‌بینیم در مقابل تخت جمشید فعلی شاید این نکته را در ذهنمان ایجاد کند که حکومت یا رژیم هخامنشیان با آن قدرت باید چنین پایتختی را دارا باشد..ما در این تارنما آموختیم که تاریخ را از نو بنویسیم ،،عقیده من بر این است که تخت جمشید امروزی یک نسخه سنگی از پارسه اصلی است که همانطور که اشاره نمودم در هگمتانه یا بروجرد واقف شده است..صحت گفته هایم کاملا قابل پیگیری و اثبات هست همانطور که این نظریه را دارم که تخت رستم ارامگاه داریوش و خشایار نیست..و آرامگاه خشایار شاه در هگمتانه اصلی یا همان بروجرد است..دوستان تخصص من در رشته سازه و عمران است اما نزدیک یه ۶ سال است علاقه مند به تاریخ و باستان شناسی شده و در این زمینه مطالعه دارم.سازه هایی که کاملا به دست بشر ساخته شده اند را می‌شناسم خصوصا تپه هایی که به لحاظ تاریخی کاملا مهمند.در بروجرد در قسمت شمال شرقی منطقه ای به نام کوشک واقع شده که در کنارش شهری سوخته قرار گرفته ،،در منطقه کوشک اخیرا تونلهایی یافت نموده ام ارابه رو و مرتبط با دوران هخامنشی،،در همین منطقه کوشک تپه بلندمدت که در نوک آن قلعه ای مدفون است که اگر به نوک تپه مراجعه کنی عکسی که بر کاخهای تچر می‌بینیم پادشاهی بر روی صندلی نشسته عصا به دست و مردی مادی در روبرویش و ۲ سرباز پشت سرش کاملا قابل رویت است…مدتیست مشغول مطالعه کامل میدانی در این منطقه هستم و جناب راوید اگر علاقه مند هستید حاظرم با شما همکاری کنم همانطور که حق مردم بروجرد یا هگمتانه است که تاریخ واقعی خود را بدانند و مردم کشور عزیزمان این جغرافیای گم شده را بعد از هزاران سال پیدا کنند.تمامی پادشاهان هخامنشی در بروجرد تدفین شده اند.اسکندر تخت جمشید فعلی را آتش نزد همانطور که میدانید هیچ اثری از سوختن در این سازه ها نمیبینید اما در بروجرد آن شهر سوخته کاملا قابل رویت و مطالعه است ..هخامنشیان یکی از طوایف مادی بودند ور پادشاهیشان برخواسته از مادها و همینطور پیوند خونی و طایفه ای آنها همانطور که مرزو جغرافیای آنها یکی بود و هست

    • درود و سپاس از توجه شما، خیلی عالی, لطف کنید درصورت امکان پژوهشهای خود را با عکس و فیلم در یک وبلاگ منتشر نمایید، و لینک آنرا اینجا قرار دهید، یا اینکه برای من ارسال نمایید تا بنام خودتان پست و منتشر کنم، پاینده باشید

  2. با درود فراوان به استاد گرامی انوش راوید.
    پرسش هایی هست که چندی است ذهن مرا مشغول داشته است. از این رو مزاحم شما استاد گرامی شدم.
    در روستاهای ایران داستان هایی هستند که سینه به سینه نقل شده اند و بنظر میرسد ارزش تاریخی داشته باشند. پیش از آن بگویم که من اصالتا از مردم روستاهای اطراف شهرستان فسا در استان فارس هستم و همیشه برایم عجیب بود که چرا زبان ما اینقدر با زبان های شهری فرق دارد. البته زبان منطقه کم کم دارد متاسفانه مانند زبان معیار می شود و جای بسیار تاسف است که کوششی نمی شود همه لهجه با بن واژه های زیبایشان را یکجا گرداوری کنیم. مثلا در لهجه محلی ما هنوز میگوییم ازش گفتم azesh یا ازتون گفتم و… که معادل معیار آن بهت گفتم است. اخیر در زبان پهلوی با اچش achesh آشنا شده ام و دانسته ام ریشه در آن دارد و اینکه اشکانی باشد یا ساسانی را نمی دانم. گذشته از این چیزها؛ ضرب المثل هایی سینه به سینه نقل شده اند که ارزش تاریخی خود را نشان می دهند مانند بمیرم به ننگ و بمونم به نام. یا این که ما نه کاکای جعفریم نه میدونیم برمک کجانه. حتی بیشتر واژه ها مانند همان شیوه پهلوی خود تلفظ میشوند. مانند خانه که به فتحه پایان میبابد و احتمالا کوتاه شده خانگ در زبان پهلوی است.  البته همین کجانه نیز به فتحه ختم میشود. تکه کلام هایی که عموما مشهدی پنذاشته میشوند مانند یره هم در زبان ما هست ولی راه دور و درازی تا مشهد است. اصولا در این لهجه همه چیز به فتحه کوتاه ختم میشود. بر عکس معیار که خانه به کسره کاهش می یابد.

    مساله دیگر هم اینکه هر گاه پدران یا پدربزرگان ما گفته ای حکیمانه میگویند همیشه قبل از آن میگویند استاد قدیم گفته است که مزه عرفانی و خردورزانه گمان میرود اشاره به مغان است.

    تنها میشود ارزو کرد که روزی چارچوبی باشد که مانند نقشه ایران تا هر کس بتواند روی محل زندگی دیگری کلیک کند و سیر تاریخی زبان در ایران را ببنید که هر بخش در کجای تاریخ گیر کرده است 🙂

    و اما آنچه مزاحم شدم این است. در یک کیلومتری جنوب فسا یک تل تقریبا بیست متری است که به آن تل ضحاک گویند. اطراف آن نیز یک خندق بزرگ بوده است که کم کم پر شده است و در آن کشاورزی میشود. در فاصله حدود ۵ کیلومتری از این تل به سمت غرب کوه های مابین مرز فسا و جهرم وجود دارد که به آن کوه گچ میگویند. این کوه دارای معادن گچ نیز می باشد. در اسطوره های محلی میگویند که ضحاک در این تل قلعه داشته و آشیزخانه او در کوه گچ بوده است. وقتی در آنجا غذا میپختند آن را دست به دست میکردند تا غذای گرم به ضحاک برسد. البته میتوان بخشی بزرگنمایی را در این اسطوره دید ولی پرسش بزرگ این است که ضحاکی که امروزه میشناسیم ربطی به این منطقه ندارد و از طرفی دلیلی نداریم که قدیمی ها و پدران ما سینه به سینه دروغ هایی را بافته باشند. همانطور که فردوسی هم با دیدگاهی صادقانه میخوانیم و دلیلی نداریم که ایرانی ها مثل یونانی ها به دلیل احساس کمبود و خلا  دست به افسانه سرایی زده باشند. در مورد آثار باستانی تل ضحاک میدوانیم که بسیاری از این راه به زندگی آن چنانی رسیدند و دزدی فراوان شد. دزدی اثار باستانی چیز جدیدی نیست برای من بیشتر این افسانه محلی است که محل پرسش است. آیا ریشه دار است یا می تواند تنها ساخته ذهن روزگاران باشد؟ داستان های محلی می تواند ریشه بخشی از تاریخ را بخوبی روشن کند. مثلا همان مثل نه کاکای جعفریم نه میدونیم برمک کجاست می تواند برآمده از فرار برمکیان در زمان ستمگری تازیان باشد  و چه بسا دستگاه نادانی تازیان در به در و ده به ده در پی ایشان بودند.

    با پوزش فراوان از شما بابت متن طولانی.

    • درود و سپاس از توجه شما، تاریخی که بخورد ما ملتها داده اند نمی تواند تمام تاریخ باشد و یا حتمن درست باشد، بهمین جهت وظیفه میهن دوستان فهمیده است تاریخ شفاهی و آثار تاریخی منطقه خودشان را گردآوری کنند تا در نهایت از آنها تاریخ واقعی نوشته شود، پاینده باشید.

      • با سپاس فراوان از پاسخ شما. بله امیدواریم کسی زمینه سازی وبسایتی یا نرم افزاری بشود تا همگان بتوانند باورهای بومی در مورد آثار باستانی محلی را بنویسند. نگاه نسل جدید که بیشتربه غرب است تا ایران. دست کم همین اسطوره محلی باعث شده است تا نام این تل را بجای یک تل یا هر چیزی همان نام محلی تل ضحاک بگذارند. و به همین نام نیز در فهرست اثار ملی ثبت است.
        من اندکی اطلاعات بیشتر در این زمینه مینویسم شاید کسی این پیام را بخواند و کنجکاو باشد.
        شهر باستانی فسا در محل این تل بوده است و بنابراین چندین لایه اطلاعات باستانی روی هم انباشته شده که کار کاوش را سخت میکند. شکل غیرطبیعی این تل عده ای را به این باور رسانده که تل در واقع باقی مانده خرابه های یک قلعه مرکزی در میانه شهر بوده است. در آن اثاری از دوره ساسانی و اشکانی یافت شده است. همچنین در اشپزخانه ضحاک که به همین نام ثبت است نیز اثاری از این دوران هست. ولی یافته های باستان شناسی اخیرا اثاری مربوط به ۷۵۰۰ سال پیش نیز در آنجا پیدا کرده است و حدس زده اند که شاید یک زیگورات در آنجا بوده است.
        همین که بجای نام های من دراوردی مانند تل فلان همان نام محلی تل ضحاک را ثبت کرده اند جای امید است که شاید روزی شاخک کسی بجنبد و در پی رد یا تایید این باور محلی که سینه به سینه نقل شده است بر بیاید.
        با سپاس دوباره از شما بابت این وبسایت افتخارامیز و حقیقت جویانه.
        پاینده باشید.

  3. اگر محققان ایرانی خود دست به کار می شدند و در مورد گذشته و تاریخ خود پژوهش می کردند دیگر جایی برای کسی نمی ماند که از ان طرف دنیا بیایند و با هزاران هدف نامشخص در مورد ایران و ایرانیان فعالیت کنند؟ راستی چرا باید کتب تاریخی، اثار تاریخی و تمام انچه به ایران مربوط می شود از زیر دست این خارجی ها بگذرد تازه ما خود نیز انها را یاری نموده و اثار گرانقدر تاریخی خود را دو دستی به بهانه بررسی تاریخی به انان می سپاریم ایا این اراجیف های انان نتیجه همین دست و دلباز یهای ما نبوده است وگرنه چرا انها باید دلشان به حال ما بسوزد و بیایند در مورد ملت ایران فعالیت کنند یادم هست چند سال پیش خود سازمان میراث فرهنگی چند قطعه از اثارباستانی را برای بررسی به همین ها سپرد گذشته از سرنوشت نا معلوم ان اثار برجسته اکنون باید استفاده نابه جای این استعمارگران را از ای اثار نیز تحمل کرد تورا به خدا کمی تامل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  4. درود و سلام ، هخامنشیان خیلی مهمتر از این اندک تعریف و تاریخی است که می دانید و ایکاش بیشتر و بیشتر درباه آنها پژوهش شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




وبلاگ-کد جستجوی گوگل